«کالیفرنیا در همهچی درست عمل کرد، ایالت رو قبل ازینکه نیاز باشه بست. حالا تعداد فوتش در صدهزارنفر، فقط ۵ نفره. اما فلوریدا و تگزاس در همهچی بد عمل کردن، خیلی دیر اقدام کردند و سواحل رو باز گذاشتند. حالا فوتی فلوریدا ۶ تاست و تگزاس ۳ تا».
امیدوارم لازم نباشه که بگم داره کنایه میزنه.
عملا فرقی بین اینها نیست. همشون یه فرق عمده با نیویورک دارند: مترو!.. گودی قتلگاه اونجا بود، بیخود کل کشور رو بستن.
امیدوارم لازم نباشه که بگم داره کنایه میزنه.
عملا فرقی بین اینها نیست. همشون یه فرق عمده با نیویورک دارند: مترو!.. گودی قتلگاه اونجا بود، بیخود کل کشور رو بستن.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من.. درحالی که دارم در انبوه مطالبی که در فضای نت در حال پخشه، یکی رو گیر میارم که همراستا با مکتب اتریشی اقتصاده.
در ایالت تنسی که جمعیتش هنوز به ۷ میلیون نفر نرسیده، بیش از ۷۰۰ آسایشگاه یا خانه سالمندان وجود داره که در اینها مجموعا ۷۰۰ هزارنفر سالمند یا کمتوان ساکن هستند! بعبارتی ۱۰ درصد جامعه دارن تو آسایشگاه زندگی میکنند. در حالی که کمی بیش از ۱۳ درصد مردم بالای ۶۵ سال هستند. یعنی از هر ۴ نفری که بالای ۶۵ هستند ۳ نفر تو یکی ازین آسایشگاههاست.
به نظر میاد یه شارلاتانیزم اساسی پشت داروی رمدیسیور وجود داره. دکتر فاووچی یه جوری مردم رو امیدوار کرد که به نظر میرسید واقعا نتایج خوبی بدست اومده اما وقتی اعداد رو نگاه میکنی متوجه میشی مطلقا خبری نیست.
معمولا برای اثرگذاری دارو میان چند پله تعریف میکنند، مثلا پله اول مرگ، پله دوم ایسییو، پله سوم خارج از ایسییو ولی با تجهیزات کمکی، پله چهارم بستری در بخش و بدون دستگاه.. بعد بررسی میکنند داروی مدنظر در مقایسه با پلاسبو در هر پله چه تغییراتی ایجاد میکنه. در آزمایش اخیر ابتدا پله اول رو مرگ تعیین کردند، اما بعد حذفش کردند و پله اول رو آیسییو قرار دادند. چرا؟ برای اینکه این دارو در درصد فوتیها تغییری ایجاد نکرده. بلکه تنها کاری که کرده این بوده که باعث شده مریض بدبخت چندروز دیرتر بمیره! حالا اگه پرانتز زمانیت رو یه جوری قرار بدی که در این بازه زمانی طولانیتر قرار بگیره ولی تا قبل از مرگ پرانتز بسته شه، به نظر میاد که دارو خوب عمل کرده!
تا الان کلروکوئین گزینه بسیار بهتری بوده، اما چون داروی ارزونیه انقدر براش شو رسانهای اجرا نمیکنند.
معمولا برای اثرگذاری دارو میان چند پله تعریف میکنند، مثلا پله اول مرگ، پله دوم ایسییو، پله سوم خارج از ایسییو ولی با تجهیزات کمکی، پله چهارم بستری در بخش و بدون دستگاه.. بعد بررسی میکنند داروی مدنظر در مقایسه با پلاسبو در هر پله چه تغییراتی ایجاد میکنه. در آزمایش اخیر ابتدا پله اول رو مرگ تعیین کردند، اما بعد حذفش کردند و پله اول رو آیسییو قرار دادند. چرا؟ برای اینکه این دارو در درصد فوتیها تغییری ایجاد نکرده. بلکه تنها کاری که کرده این بوده که باعث شده مریض بدبخت چندروز دیرتر بمیره! حالا اگه پرانتز زمانیت رو یه جوری قرار بدی که در این بازه زمانی طولانیتر قرار بگیره ولی تا قبل از مرگ پرانتز بسته شه، به نظر میاد که دارو خوب عمل کرده!
تا الان کلروکوئین گزینه بسیار بهتری بوده، اما چون داروی ارزونیه انقدر براش شو رسانهای اجرا نمیکنند.
حتما این دوتا عکس رو در سایتهای خبری دیدید اخیرا. یه عکاسه میخواست نشون بده چطور با تغییر نحوه عکس گرفتن میشه از یک واقعه دو ذهنیت متفاوت ایجاد کرد در افکار مردم. بعد نوشته بود این تفاوتیه که لنز تله و واید ایجاد میکنه.
اما این درست نیست. تفاوت این دو عکس در پرسپکتیوه، نه لنز. متأسفانه بسیاری از عکاسان هم دقیقا متوجه این مفهوم نیستند. با تغییر لنز پرسپکتیو شما تغییر نمیکنه. اگه همونجایی میایستاد که عکس تله رو گرفته و جمعیت متراکمتر به نظر میاد، و بدون اینکه جابجا بشه یه عکس هم با لنز واید میاندخت و این عکس رو از وسط کراپ میکرد، به همون نتیجه میرسید.
اون زاویه دیده که لنز تغییرش میده. زاویه دید خیلی ساده یعنی از جایی که هستید چقدر از فضا رو ببینید. پرسپکتیو، یعنی جایی که هستید. برای همین تفاوتی که در اینجا نمایش داده شده با چشم غیرمسلح هم قابل رویته. وقتی از در ورودی راهروی بازار، انتهاش رو نگاه میکنید به نظر میرسه که جمعیت موج میزنه، که درست هم هست، اما اگه تو یکی از مغازههای همون راهرو نشسته باشید و تردد مردم رو تماشا کنید، در ان واحد هفت هشت نفر بیشتر تو کادرتون نیست.
اما این درست نیست. تفاوت این دو عکس در پرسپکتیوه، نه لنز. متأسفانه بسیاری از عکاسان هم دقیقا متوجه این مفهوم نیستند. با تغییر لنز پرسپکتیو شما تغییر نمیکنه. اگه همونجایی میایستاد که عکس تله رو گرفته و جمعیت متراکمتر به نظر میاد، و بدون اینکه جابجا بشه یه عکس هم با لنز واید میاندخت و این عکس رو از وسط کراپ میکرد، به همون نتیجه میرسید.
اون زاویه دیده که لنز تغییرش میده. زاویه دید خیلی ساده یعنی از جایی که هستید چقدر از فضا رو ببینید. پرسپکتیو، یعنی جایی که هستید. برای همین تفاوتی که در اینجا نمایش داده شده با چشم غیرمسلح هم قابل رویته. وقتی از در ورودی راهروی بازار، انتهاش رو نگاه میکنید به نظر میرسه که جمعیت موج میزنه، که درست هم هست، اما اگه تو یکی از مغازههای همون راهرو نشسته باشید و تردد مردم رو تماشا کنید، در ان واحد هفت هشت نفر بیشتر تو کادرتون نیست.
اصلا در جریان داستان تتلو نیستم و نمیخوام هم باشم.. اما فایل صوتی واکنش شاهین نجفی در دفاع از تتلو رو شنیدم و از ثانیه اول تا ثانیه آخر داشتم میخندیدم. این دوزاریها حتی در حالت جدی هم خندهدارند. لحن «وا انسانا» و تلاشش برای عمیق به نظر رسیدن مثل تلاش بچههای نابالغه برای بزرگسال به نظر رسیدن. فکر میکنه اگه با آه و افسوس بگه «به کجا داریم میریم» خر میشیم و فکر میکنیم در جایگاهیه که انذاردهنده اخلاقی باشه!
اما اصل حرفش و نقطه کانونی خارشش رو در انتهای صحبتش رونمایی میکنه و میگه اگه مَردید به جای بستن پیج این بچه برید صفحه خامنهای رو ببندید!
عقلش نمیرسه که پیج خامنهای برای کاربران مهم نیست. چون تا حالا کسی رو در اطرافشون ندیدن که تحت تأثیر خامنهای باشه. اما بیشمار نوجوان در اطرافشون دیدهاند که تحت تأثیر این یابوی عملی هستند.
اما حتی اگه تأثیرگذاری پیج خامنهای هم معادل پیج تتلو بود، دلیلی نداشت مقابله با یکی رو به نفع اون یکی متوقف کنیم. اینطور نیست که چون یک بدَمن وخیم اون طرف هست، بدی بقیه رو خفیف در نظر بگیریم. یه جوریه که انگار خوشحالند که جمهوری اسلامی جرثومه فساد و تباهی شده، چون بشون اجازه میده در طبقه «بد، ولی یکم بهتر از نظام» آزادانه هر غلطی خواستند بکنند!
ایشون اگه فکر کرده بزرگی جنایات حکومتی حواسمون رو از کثافتکاریهای شخصی و باندی خودشون پرت میکنه، سخت در اشتباهند.
برای توجیه این وضعیت میگه تتلو علت نیست، معلول چیزیه که جمهوری اسلامی ساخته!.. خیر. چندمیلیون نفر دیگه گروگان همین نظام بودند، اما انقدر آشغال بار نیومدن. پس میشده گروگان همینها بود و آشغال بار نیومد. مسئولیت فردی افراد «همواره» سرجاشه.
در مجموع اینا یه مشکل اساسی دارند که در بین همشون مشترکه. این میگه چرا من آهنگ نقی رو خوندم و تهدیدم کردند، تتلو هم میگه چرا همه قربون صدقهم میرن اما هیچ دختری بم پا نمیده؟ نقطه اشتراک رو میبینید؟ هردو از سلبریتی بودن به اندازه کافی راضی نیستند. یا دردسرهاش رو زیادتر از چیزی که فکر میکردند میبینند، یا منافعش رو کمتر از چیزی که فکر میکردند میبینند، یا هردو (البته این که چه فکری میکردند رابطه مستقیمی داره با دوزاری بودنشون).
اما ناراضی بودنشون کوچکترین اهمیتی نداره. میگه اگه تتلو خودکشی کنه خونش گردن کسانیه که بش حمله کردند!..خیر، اگه خودکشی کنه خونش گردن خودشه که فکر کرد میشه مشهور بود و هر غلطی کرد، و هر غلطی هم کرد! اگه جنم شنیدن فحش و انتقاد و حتی تهدید به قتل رو نداره، بیخود کرد شب و روز تلاش کرد تا به شهرت برسه.
البته اینا به اعتراف خودشون مال این حرفها نیستند که خودکشی کنند. خدا برای اینها آپشن اوردوز رو قرار داده.
اما اصل حرفش و نقطه کانونی خارشش رو در انتهای صحبتش رونمایی میکنه و میگه اگه مَردید به جای بستن پیج این بچه برید صفحه خامنهای رو ببندید!
عقلش نمیرسه که پیج خامنهای برای کاربران مهم نیست. چون تا حالا کسی رو در اطرافشون ندیدن که تحت تأثیر خامنهای باشه. اما بیشمار نوجوان در اطرافشون دیدهاند که تحت تأثیر این یابوی عملی هستند.
اما حتی اگه تأثیرگذاری پیج خامنهای هم معادل پیج تتلو بود، دلیلی نداشت مقابله با یکی رو به نفع اون یکی متوقف کنیم. اینطور نیست که چون یک بدَمن وخیم اون طرف هست، بدی بقیه رو خفیف در نظر بگیریم. یه جوریه که انگار خوشحالند که جمهوری اسلامی جرثومه فساد و تباهی شده، چون بشون اجازه میده در طبقه «بد، ولی یکم بهتر از نظام» آزادانه هر غلطی خواستند بکنند!
ایشون اگه فکر کرده بزرگی جنایات حکومتی حواسمون رو از کثافتکاریهای شخصی و باندی خودشون پرت میکنه، سخت در اشتباهند.
برای توجیه این وضعیت میگه تتلو علت نیست، معلول چیزیه که جمهوری اسلامی ساخته!.. خیر. چندمیلیون نفر دیگه گروگان همین نظام بودند، اما انقدر آشغال بار نیومدن. پس میشده گروگان همینها بود و آشغال بار نیومد. مسئولیت فردی افراد «همواره» سرجاشه.
در مجموع اینا یه مشکل اساسی دارند که در بین همشون مشترکه. این میگه چرا من آهنگ نقی رو خوندم و تهدیدم کردند، تتلو هم میگه چرا همه قربون صدقهم میرن اما هیچ دختری بم پا نمیده؟ نقطه اشتراک رو میبینید؟ هردو از سلبریتی بودن به اندازه کافی راضی نیستند. یا دردسرهاش رو زیادتر از چیزی که فکر میکردند میبینند، یا منافعش رو کمتر از چیزی که فکر میکردند میبینند، یا هردو (البته این که چه فکری میکردند رابطه مستقیمی داره با دوزاری بودنشون).
اما ناراضی بودنشون کوچکترین اهمیتی نداره. میگه اگه تتلو خودکشی کنه خونش گردن کسانیه که بش حمله کردند!..خیر، اگه خودکشی کنه خونش گردن خودشه که فکر کرد میشه مشهور بود و هر غلطی کرد، و هر غلطی هم کرد! اگه جنم شنیدن فحش و انتقاد و حتی تهدید به قتل رو نداره، بیخود کرد شب و روز تلاش کرد تا به شهرت برسه.
البته اینا به اعتراف خودشون مال این حرفها نیستند که خودکشی کنند. خدا برای اینها آپشن اوردوز رو قرار داده.
❤6
- سوئد نسبتا خوب عمل کرده
- ولی تلفاتش خیلی بیشتر از نروژ و دانمارکه
- ولی از بلژیک و انگلیس خیلی بهتر بوده
- ولی بلژیک و انگلیس همسایهش نیستن. نروژ همسایشه
- چه ربطی به همسایگی داره؟ هلند هم همسایه آلمان اما نرخش چندبرابر آلمانه
- چرا با هلند مقایسه میکنی با نیوزیلند مقایسه کن
- چرا فقط سوئد رو با نیوزیلند مقایسه میکنید کشورهایی که قرنطینه اجرا کردن رو با نیوزیلند مقایسه کنید
و این داستان ادامه دارد....
چیزی که نمیفهمند ملت اینه که سیاست دولتها هرچند که مهم بوده اما فقط یکی از متغیرهاست. یک متغیر نحوه آمارگیریه. یک متغیر تعداد خانههای سالمندانه. یک متغیر تراکمه. یک متغیر ترکیب ژنتیکی جمعیته. یک متغیر سطح عمومی سلامت در جامعهست. یک متغیر پروتکل درمان بیمارانه. اما از همه اینها گذشته یک متغیر دیگه وجود داره که کسی دقیقا ازش با خبر نیست، و اون هم نحوه ورود و پخش شدن ویروسه. اگه دو تا سوئد داشتیم به نام سوئد علیا و سوئد سفلی و هر دو در همهچیز عین هم بودند ولی در یک روز خاص به سوئد سفلی فقط یک چینی مبتلا وارد میشد و به سوئد علیا سه تا کاروان چینی توریست که نصفشون ناقل بودند، آمار تلفات میتونست بسیار با هم فرق کنه. فارغ ازینکه در هرجای دیگه جهان چه خبره.
من نمیدونم اسمش رو میخوان شانس بذارن یا کار خدا یا هرچه. اما اینکه «در هر سناریویی» میشد کنترلش کرد، یک توهم مدرنیستیه.
- ولی تلفاتش خیلی بیشتر از نروژ و دانمارکه
- ولی از بلژیک و انگلیس خیلی بهتر بوده
- ولی بلژیک و انگلیس همسایهش نیستن. نروژ همسایشه
- چه ربطی به همسایگی داره؟ هلند هم همسایه آلمان اما نرخش چندبرابر آلمانه
- چرا با هلند مقایسه میکنی با نیوزیلند مقایسه کن
- چرا فقط سوئد رو با نیوزیلند مقایسه میکنید کشورهایی که قرنطینه اجرا کردن رو با نیوزیلند مقایسه کنید
و این داستان ادامه دارد....
چیزی که نمیفهمند ملت اینه که سیاست دولتها هرچند که مهم بوده اما فقط یکی از متغیرهاست. یک متغیر نحوه آمارگیریه. یک متغیر تعداد خانههای سالمندانه. یک متغیر تراکمه. یک متغیر ترکیب ژنتیکی جمعیته. یک متغیر سطح عمومی سلامت در جامعهست. یک متغیر پروتکل درمان بیمارانه. اما از همه اینها گذشته یک متغیر دیگه وجود داره که کسی دقیقا ازش با خبر نیست، و اون هم نحوه ورود و پخش شدن ویروسه. اگه دو تا سوئد داشتیم به نام سوئد علیا و سوئد سفلی و هر دو در همهچیز عین هم بودند ولی در یک روز خاص به سوئد سفلی فقط یک چینی مبتلا وارد میشد و به سوئد علیا سه تا کاروان چینی توریست که نصفشون ناقل بودند، آمار تلفات میتونست بسیار با هم فرق کنه. فارغ ازینکه در هرجای دیگه جهان چه خبره.
من نمیدونم اسمش رو میخوان شانس بذارن یا کار خدا یا هرچه. اما اینکه «در هر سناریویی» میشد کنترلش کرد، یک توهم مدرنیستیه.
یه روزنامهنگاری که اسمش هم نشنیده بودم چندتا کتاب ترجمه کرده و یه عده به خیال اینکه کتابها ضدکمونیستی هستند به قتل تهدیدش کردند! حالا جالبه که نه خودش چندان ضدکمونیسمه نه همه چیزهایی که ترجمه کرده. نمیدونم چرا همیشه اینهایی که انقدر بیکارند که یکی رو به قتل تهدید کنند، انقدر اهداف بیاهمیتی رو انتخاب میکنند. تا حالا شنیدید یه آدم مهم رو تهدید به قتل کنند؟ همیشه یا آدم مهمی نبوده، یا کشتنش دردی رو دوا نمیکرده. مثلا من که ندیدم واردکننده انحصاری یک کالا رو تهدید به قتل کنند. فکر کن مثلا طرف رو تهدید کنی که یا به بقیه اجازه بده رقابت کنند یا گلوت رو میبریم! یا مثلا هیچوقت رییس سایپا رو تهدید به قتل نکردن، حتی در روزهایی که قیمتها رو به شکل انفجاری بالا میبردند. یا حتی هیچکس اونهایی که درست وسط کمپین تحریم خودرو رفتن برای وام خرید خودرو ثبت نام کردند رو تهدید به قتل نکرد. کاری نداشت که. من نمیدونم شماره تلفن یک مترجم رو چجوری گیر میارن ولی میدونم گیرآوردن شماره کسی که یه جایی ثبتنام کرده خیلی راحته در ایران.
سازمان فعلی FDA به چیزی که در ذهن مارکس بود خیلی نزدیکه. یک نهاد دولتی مرکزی که برای میلیاردها نفر تکلیف دارویی تعیین کنه. کرونا باعث شد صغیر و کبیر بفهمند که این سیستم درست کار نمیکنه. هرچند که این موضوع برای کسانی که براشون مهم بود از خیلی وقت پیش معلوم بود.
احتمالا میخاییل باکونین آنارشیست که در این زمینه قطعا مخالف مارکس میبود اگه زنده بود از ایدههایی که الان برای تغییر در ساختار این سازمان ارائه میشه استقبال میکرد. باکونین خوشش نمیاومد یکی اون بالا بایسته و به بقیه بگه چه قرصی بخورید و چه قرصی نخورید. اما قبول داشت که باید یکی باشه تا مردم ازش بپرسند چه قرصی رو باید خورد و چه قرصی رو نباید خورد. یعنی خوبه که FDA باشه، اما کسی مجبور نباشه ازش تبعیت کنه. الان هم عدهای ایده «مدار اتصال کوتاه» رو مطرح میکنند. یعنی همونطور که در دستگاه الکتریکی یک فیوز میذارن تا اگه ولتاژ از حدی بالاتر رفت جریان رو قطع کنه، وقتی با بحران مواجه شدیم سیستم مسیر نرمال قبلی رو مسدود کنه. یعنی این سازمان در عرض چندساعت تمام قید و بندهای قبلی رو بذاره کنار و اجازه بده ازش اجازه نگیرند! تا دارو و تجهیزاتی که «احتمال دارد» نجاتبخش باشند به دست مردم برسند.
هرچند بسیار کندتر از یک فیوز، ولی نهایتا همینطور عمل شد. برای یک دوره موقت داریم به صورت زنده یک سازمان کم و بیش باکونینی رو میبینیم. اما داره مشاهده میشه که حتی به این شکلش هم درست کار نمیکنه. و مصداق بارزش تستهای آنتیبادی کرونا هستند. افدیای میدونست که اگه الزامات مرسوم رو لحاظ کنه بیشتر این تستها، که خیلیهاشون هم از خارج به آمریکا وارد میشن، نباید جواز توزیع میگرفتند. اما اگر جوازش رو صادر نمیکردند دولت به سنگاندازی در مسیر مقابله با کرونا متهم میشد.
یکی نوشته بود سیاست در آمریکا توسط زنان سفیدپوست روشنفکر تحصیلکرده پولدار گروگان گرفته شده. یعنی تمام اقدامات، که شامل واکنش رسانهها به اون اقدامات هم میشه، در جهت راضی نگه داشتن زن روشنفکر تحصیلکرده پولداره. البته با این اغراقش موافق نیستم چندان ولی اگه کسی بخواد با مصادیقی اثباتش کنه کار سختی نخواهد بود. حجم بزرگی از جو ضدترامپ صرفا بر این مبناست که زن سفیدپوست روشنفکر تحصیلکرده پولدار ازین مرد خوشش نمیاد. در همین راستا، سازمان افدیای هم اگه به روال قبلی در صدور جواز ادامه میداد، این زنان سفید روشنفکر تحصیلکرده پولدار عصبانی میشدند، که مثل تمام موارد دیگه عصبانیتشون از طریق رسانهها پمپاژ میشه به بقیه اقشار جامعه. به دلایلی نامعلوم اینها از لحاظ فرهنگی جایگاه ملکه مادر رو در کندو پیدا کردن. اگه دقت کنید میبینید دقیقا همین زنان سفید روشنفکر تحصیلکرده پولدار هستند که اصرار دارند مردم تا سال ۲۰۲۲ تو خونه بمونند.
بهرحال این سازمان برای بدست آوردن دل این قشر یا به انواع و اقسام انگیزههای دیگه، اتوریته خودش در مورد تستها رو نذر امامزاده کرد. و نتیجه این شده که الان در بازار چندین نوع مختلف از تست آنتیبادی وجود داره که بیشترشون کار نمیکنند و دقت استاندارد رو ندارند و هیچکس هم نیست وضعیت رو جمع و جور کنه، تا جایی که به هرج و مرج شبیه شده و دکترها میگن فعلا این تست رو نگیریم سنگینتریم.. ولی گرفته میشه، و مبنای نتیجهگیریهایی میشه که خود اون نتیجهگیریها مبنای تصمیمات مقامات محلی میشه. تصور کنید به همسایه شما اجازه بدن رستورانش رو باز کنه چون آنتیبادی داره ولی به شما اجازه ندن تعمیرگاهتون رو باز کنید چون آنتیبادی ندارید، در حالی که برعکس بوده و اون نداشته و شما دارید!
اینکه نخوایم دولت یک الزام خاص رو تحمیل کنه، نباید به این معنی باشه که اون الزام به هیچوجه تحمیل نشه. اما مشکل اینه که در دموکراسی نمیشه خیلی روی الزام غیردولتی حساب کرد. امروز اگه در آمریکا رفراندوم بذارید و بپرسید آیا با منحل کردن افدیای به مدت یکسال موافقید ۸۵ درصد میگن بله!.. اکثریت خیلی راحت میتونه به آشوب رأی بده. و بعد که ازین آشوب متضرر شد بپره بغل توتالیتریسم! و بعد که ازون هم ضربه خورد دوباره برگرده به آشوب و همینطور در این لوپ سرگردان باشه.
احتمالا میخاییل باکونین آنارشیست که در این زمینه قطعا مخالف مارکس میبود اگه زنده بود از ایدههایی که الان برای تغییر در ساختار این سازمان ارائه میشه استقبال میکرد. باکونین خوشش نمیاومد یکی اون بالا بایسته و به بقیه بگه چه قرصی بخورید و چه قرصی نخورید. اما قبول داشت که باید یکی باشه تا مردم ازش بپرسند چه قرصی رو باید خورد و چه قرصی رو نباید خورد. یعنی خوبه که FDA باشه، اما کسی مجبور نباشه ازش تبعیت کنه. الان هم عدهای ایده «مدار اتصال کوتاه» رو مطرح میکنند. یعنی همونطور که در دستگاه الکتریکی یک فیوز میذارن تا اگه ولتاژ از حدی بالاتر رفت جریان رو قطع کنه، وقتی با بحران مواجه شدیم سیستم مسیر نرمال قبلی رو مسدود کنه. یعنی این سازمان در عرض چندساعت تمام قید و بندهای قبلی رو بذاره کنار و اجازه بده ازش اجازه نگیرند! تا دارو و تجهیزاتی که «احتمال دارد» نجاتبخش باشند به دست مردم برسند.
هرچند بسیار کندتر از یک فیوز، ولی نهایتا همینطور عمل شد. برای یک دوره موقت داریم به صورت زنده یک سازمان کم و بیش باکونینی رو میبینیم. اما داره مشاهده میشه که حتی به این شکلش هم درست کار نمیکنه. و مصداق بارزش تستهای آنتیبادی کرونا هستند. افدیای میدونست که اگه الزامات مرسوم رو لحاظ کنه بیشتر این تستها، که خیلیهاشون هم از خارج به آمریکا وارد میشن، نباید جواز توزیع میگرفتند. اما اگر جوازش رو صادر نمیکردند دولت به سنگاندازی در مسیر مقابله با کرونا متهم میشد.
یکی نوشته بود سیاست در آمریکا توسط زنان سفیدپوست روشنفکر تحصیلکرده پولدار گروگان گرفته شده. یعنی تمام اقدامات، که شامل واکنش رسانهها به اون اقدامات هم میشه، در جهت راضی نگه داشتن زن روشنفکر تحصیلکرده پولداره. البته با این اغراقش موافق نیستم چندان ولی اگه کسی بخواد با مصادیقی اثباتش کنه کار سختی نخواهد بود. حجم بزرگی از جو ضدترامپ صرفا بر این مبناست که زن سفیدپوست روشنفکر تحصیلکرده پولدار ازین مرد خوشش نمیاد. در همین راستا، سازمان افدیای هم اگه به روال قبلی در صدور جواز ادامه میداد، این زنان سفید روشنفکر تحصیلکرده پولدار عصبانی میشدند، که مثل تمام موارد دیگه عصبانیتشون از طریق رسانهها پمپاژ میشه به بقیه اقشار جامعه. به دلایلی نامعلوم اینها از لحاظ فرهنگی جایگاه ملکه مادر رو در کندو پیدا کردن. اگه دقت کنید میبینید دقیقا همین زنان سفید روشنفکر تحصیلکرده پولدار هستند که اصرار دارند مردم تا سال ۲۰۲۲ تو خونه بمونند.
بهرحال این سازمان برای بدست آوردن دل این قشر یا به انواع و اقسام انگیزههای دیگه، اتوریته خودش در مورد تستها رو نذر امامزاده کرد. و نتیجه این شده که الان در بازار چندین نوع مختلف از تست آنتیبادی وجود داره که بیشترشون کار نمیکنند و دقت استاندارد رو ندارند و هیچکس هم نیست وضعیت رو جمع و جور کنه، تا جایی که به هرج و مرج شبیه شده و دکترها میگن فعلا این تست رو نگیریم سنگینتریم.. ولی گرفته میشه، و مبنای نتیجهگیریهایی میشه که خود اون نتیجهگیریها مبنای تصمیمات مقامات محلی میشه. تصور کنید به همسایه شما اجازه بدن رستورانش رو باز کنه چون آنتیبادی داره ولی به شما اجازه ندن تعمیرگاهتون رو باز کنید چون آنتیبادی ندارید، در حالی که برعکس بوده و اون نداشته و شما دارید!
اینکه نخوایم دولت یک الزام خاص رو تحمیل کنه، نباید به این معنی باشه که اون الزام به هیچوجه تحمیل نشه. اما مشکل اینه که در دموکراسی نمیشه خیلی روی الزام غیردولتی حساب کرد. امروز اگه در آمریکا رفراندوم بذارید و بپرسید آیا با منحل کردن افدیای به مدت یکسال موافقید ۸۵ درصد میگن بله!.. اکثریت خیلی راحت میتونه به آشوب رأی بده. و بعد که ازین آشوب متضرر شد بپره بغل توتالیتریسم! و بعد که ازون هم ضربه خورد دوباره برگرده به آشوب و همینطور در این لوپ سرگردان باشه.
اینها حتی مثل جمهوری اسلامی از پلیس ضدشورش هم استفاده نمیکنند. اون مرحله رو دور زدن و خودشون مسئله رو به صورت درونسازمانی حل میکنند! حتی اگه به این معنی باشه که به بیگانه بگن هموطنشون رو بزنه.
مارکس در خوابهای آشفتهش هم چنین ترکیبی رو نمیدید. کسانی که کودکانه منتظر تسلط چین به جهان هستند واقعا نمیدونند برای چه چیزی دارن لحظهشماری میکنند.
مارکس در خوابهای آشفتهش هم چنین ترکیبی رو نمیدید. کسانی که کودکانه منتظر تسلط چین به جهان هستند واقعا نمیدونند برای چه چیزی دارن لحظهشماری میکنند.
۵۵ درصد مردم آمریکا کتابخوان هستند، که تعداد اونهایی که به صورت دیجیتالی کتاب می خونند ازونهایی که نسخه چاپی کتابها رو میخونند بیشتر شده. اما این دیجیتالخوانها هستند که دارند جدی میخوانند، یعنی ده کتاب در سال. تعداد کتابهایی که چاپیخوانها میخونند خیلی پایینتره.
در ادامه این نظرسنجی یک چیز واضح هم واضحتر شد: هرچه تحصیلات بالاتر و هرچه درآمد بیشتر، احتمال کتابخوان شدن فرد و زیادخوان شدنش بیشتر میشه. اما همچنان ۳۰ درصد پولدارها هیچنوع کتاب نمیخوانند.
لذا:
۱- وضع مطالعه غیر درسی در ایران به نسبت وضع وخیم سواد و درآمد، خیلی هم بد نیست.
۲- حتی اگه وضع سواد و درآمد خوب هم بود باز یه عده کتابخوان نمیشدند، زوری نیست.
۳- آینده از آن کتاب صوتیه. کاریش هم نمیشه کرد.
در ادامه این نظرسنجی یک چیز واضح هم واضحتر شد: هرچه تحصیلات بالاتر و هرچه درآمد بیشتر، احتمال کتابخوان شدن فرد و زیادخوان شدنش بیشتر میشه. اما همچنان ۳۰ درصد پولدارها هیچنوع کتاب نمیخوانند.
لذا:
۱- وضع مطالعه غیر درسی در ایران به نسبت وضع وخیم سواد و درآمد، خیلی هم بد نیست.
۲- حتی اگه وضع سواد و درآمد خوب هم بود باز یه عده کتابخوان نمیشدند، زوری نیست.
۳- آینده از آن کتاب صوتیه. کاریش هم نمیشه کرد.
سیانان یه دکتر رو میاره رو آنتن که مدعیه اینکه خطر کرونا چقدره بستگی داره به اینکه دارید درباره چه محدوده سنی حرف میزنید، اگه منظورتون جوانان هستند با آنفولانزا فرقی نداره، اما همزمان پیرپاتالها رو قتل عام میکنه.. تازه اگه در مجاورت همدیگه باشند! بلافاصله مجری یه نقل قول از تو جیبش درمیاره و میخونه که میگه پزشکان فلان جا و بهمان جا گفتند ادعای دکتر فلانی (که مهمان برنامهست) قابل اعتناء نیست. چه جوابی برای این دارید؟
تو اون نقل قول هیچ اطلاعاتی نیست، فقط انکار هست. نه گفته شده به چه دلیلی قابل اعتناء نیست، نه آماری آورده شده که خلافش رو نشون بده. کارکرد اون نقل قول فقط اینه که به عوام تلقین کنه «در جامعه علمی هنوز به جمعبندی نرسیدند و اختلاف نظر هست». که البته همیشه اختلاف نظر هست، و باید باشه. اما اختلاف فعلی یک اختلاف گسترده نیست. اختلاف چند دکتره با بقیه دکترها. بیشتر دکترها چه مستقلا و با تجربه خودشون و چه از طریق اطلاعات همکارانشون تا الان فهمیدهاند که خطر این بیماری برای بیشتر مردم بدتر از انفولانزا نیست. یه عدهشون ترجیح میدن حرف نزنند. یه عدهشون ترجیح میدن با دولت و وزارت بهداشت در نیفتند. و یه عدهشون هم اینکه مردم همچنان بترسند رو چیز ناگواری نمیبینند که بخوان این ترس رو کاهش بدن.
القای «خیلی اختلاف هست اینا خودشون هم نمیدونند چه خبره» برای توجیه ادامه سیاستهای کمونیستی دولته. اگه این روایت پذیرفته بشه که «هنوز هیچی معلوم نیست» دولت و رسانهها میتونند به پشتوانه عدم قطعیت، همچنان برنامهریزی برای بدترین سناریو رو موجه جلوه بدن. بدبینی در روزهای اول که شناختی وجود نداشت معقول بود، اما نه بعد از سه ماه درگیری! روزهای اول همه نگران سربازان وظیفه پادگانها بودند. که حق هم داشتند. هرکس یک روز در یکی ازون جزیرههای جهنمی بوده باشه میدونه که چه محیط ایدهآلیه برای جولان دادن یک ویروس فرصتطلب. اما چندنفر فوتی در بین سربازان داشتیم؟ صدالبته که در نظام ایران هیچ روده راستی در شکم هیچیک از مسئولان نیست، ولی اگه آمار قابل اعتنایی در کار بود از خارج از مسیرهای رسمی هم چیزکی به گوشمون میرسید.
البته هنوز چیزهای زیادی هست که «معلوم نیست»، ولی دیگه شامل همهچیز نمیشه.
تو اون نقل قول هیچ اطلاعاتی نیست، فقط انکار هست. نه گفته شده به چه دلیلی قابل اعتناء نیست، نه آماری آورده شده که خلافش رو نشون بده. کارکرد اون نقل قول فقط اینه که به عوام تلقین کنه «در جامعه علمی هنوز به جمعبندی نرسیدند و اختلاف نظر هست». که البته همیشه اختلاف نظر هست، و باید باشه. اما اختلاف فعلی یک اختلاف گسترده نیست. اختلاف چند دکتره با بقیه دکترها. بیشتر دکترها چه مستقلا و با تجربه خودشون و چه از طریق اطلاعات همکارانشون تا الان فهمیدهاند که خطر این بیماری برای بیشتر مردم بدتر از انفولانزا نیست. یه عدهشون ترجیح میدن حرف نزنند. یه عدهشون ترجیح میدن با دولت و وزارت بهداشت در نیفتند. و یه عدهشون هم اینکه مردم همچنان بترسند رو چیز ناگواری نمیبینند که بخوان این ترس رو کاهش بدن.
القای «خیلی اختلاف هست اینا خودشون هم نمیدونند چه خبره» برای توجیه ادامه سیاستهای کمونیستی دولته. اگه این روایت پذیرفته بشه که «هنوز هیچی معلوم نیست» دولت و رسانهها میتونند به پشتوانه عدم قطعیت، همچنان برنامهریزی برای بدترین سناریو رو موجه جلوه بدن. بدبینی در روزهای اول که شناختی وجود نداشت معقول بود، اما نه بعد از سه ماه درگیری! روزهای اول همه نگران سربازان وظیفه پادگانها بودند. که حق هم داشتند. هرکس یک روز در یکی ازون جزیرههای جهنمی بوده باشه میدونه که چه محیط ایدهآلیه برای جولان دادن یک ویروس فرصتطلب. اما چندنفر فوتی در بین سربازان داشتیم؟ صدالبته که در نظام ایران هیچ روده راستی در شکم هیچیک از مسئولان نیست، ولی اگه آمار قابل اعتنایی در کار بود از خارج از مسیرهای رسمی هم چیزکی به گوشمون میرسید.
البته هنوز چیزهای زیادی هست که «معلوم نیست»، ولی دیگه شامل همهچیز نمیشه.
معماران عزیز اخیرا ویلاها رو یا مثل یه راکتور هستهای میسازن، یا مثل یه اصطبل!
نمیدونم سفارشدهنده وقتی طرح سهبعدی رو میبینه چجوری میگه «همین خوبه». شاید معمار کلهگندهایه و روشون نمیشه چیز دیگهای بگن.
نمیدونم سفارشدهنده وقتی طرح سهبعدی رو میبینه چجوری میگه «همین خوبه». شاید معمار کلهگندهایه و روشون نمیشه چیز دیگهای بگن.
شهردار شیکاگو علنا تهدید کرد هرکس در شبکههای اجتماعی مردم رو ترغیب کنه که بریزن خیابون با پیگرد قضایی مواجه میشه!
میدونه از لحاظ قانونی نمیتونه کسی رو بابت این کار بندازه زندان، اما اینو هم میدونه که در پروسه قضایی بیشتر مردم پول کافی برای دفاع از خودشون در دادگاه رو ندارند، اما شهرداری به اندازه کافی پول داره.
این رفتارها هیچ هزینهای هم براشون نداره. در انتخابات بعدی هم دوباره رأی میارن.
بعد در ایران عدهای سادهلوح میگن حاکمیت ما ضعیفه، ما نیاز به یک حکومت دموکراتیک قوی و کارآمد داریم!
حکومت دموکراتیک قوی همینیه که دارید میبینید. به جای یک استالین، چندصدتا استالین تولید کرده، برای هر شهر یکی.
میدونه از لحاظ قانونی نمیتونه کسی رو بابت این کار بندازه زندان، اما اینو هم میدونه که در پروسه قضایی بیشتر مردم پول کافی برای دفاع از خودشون در دادگاه رو ندارند، اما شهرداری به اندازه کافی پول داره.
این رفتارها هیچ هزینهای هم براشون نداره. در انتخابات بعدی هم دوباره رأی میارن.
بعد در ایران عدهای سادهلوح میگن حاکمیت ما ضعیفه، ما نیاز به یک حکومت دموکراتیک قوی و کارآمد داریم!
حکومت دموکراتیک قوی همینیه که دارید میبینید. به جای یک استالین، چندصدتا استالین تولید کرده، برای هر شهر یکی.
اسراییل خودش هم نمیدونه که چرا انقدر آمارش پایینه. زیر سیصدنفر فوت برای مملکتی که کلهخرهای مذهبیش تحت هیچ شرایطی ولکن آیین و عبادات نیستند، یک عدد هالیوودیه.
هرکس یه گوشه از شواهد رو برمیداره و به کمک قوه تخیلش به عنوان «علت» مطرح میکنه. اگه قرار باشه من هم یک گزینه رو انتخاب کنم میگم علتش اینه که سالخوردگان یهودی کنار خانوادهشون زندگی میکنند، نه تو آسایشگاه. ۱ میلیون و ۱۰۰هزار نفر از مردم اسراییل بالای ۶۵ سال سن دارند، اما ۹۷ درصدشون تو خونه خودشون هستند. اینو مقایسه کنید با ایالت تنسی.
https://t.me/IsraelinFarsi/1926
هرکس یه گوشه از شواهد رو برمیداره و به کمک قوه تخیلش به عنوان «علت» مطرح میکنه. اگه قرار باشه من هم یک گزینه رو انتخاب کنم میگم علتش اینه که سالخوردگان یهودی کنار خانوادهشون زندگی میکنند، نه تو آسایشگاه. ۱ میلیون و ۱۰۰هزار نفر از مردم اسراییل بالای ۶۵ سال سن دارند، اما ۹۷ درصدشون تو خونه خودشون هستند. اینو مقایسه کنید با ایالت تنسی.
https://t.me/IsraelinFarsi/1926
Telegram
اسرائیل به فارسی
بر طبق گزارش وزارت بهداشت اسرائیل، شمار مبتلایان روزانه به #كرونا کمتر از پنجاه نفر شد و بنابراین دولت در حال رفع تدریجی محدودیتها و قرنطینه است. این هفته برخی از دانشآموزان کلاسهای اول تا سوم دبستان نیز به مدرسه بازمیگردند.
تعداد فوتشدگان در اسرائیل…
تعداد فوتشدگان در اسرائیل…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این استارتاپ قصد داره خونههای آماده با قیمت پایه ۵۰ هزار دلار بسازه و تحویل بده. سایزی که با قیمت پایه میده بزرگ نیست اما برای یک آدم مجرد یا یک زن و شوهر جوان کافیه. یک زوج جوان با این پول، که حتی با دلار سر به فلک کشیده فعلی میشه ۸۰۰ میلیون تومن باید برن سراغ یک آپارتمان ۶۵ متری ۱۵ سال ساخت که از لحاظ کیفیت هم فرسنگها با این خونه پیشساخته فاصله داره.
چرا این جور شرکتها نمیتونن وارد ایران بشن؟ چون اینجا اصلا هدف حاکمیت این نیست که زیرساخت لازم برای افزایش رفاه مردم رو فراهم کنه. بلکه برعکس دنبال ابداع روشهاییه که مردم بیشتر تحت فشار باشند. حتی اگه شرکتی آماده باشه چنین کالایی ارائه کنه، مقرراتی وضع میشه تا مردم نتونن هرجایی نصبش کنند.
چرا این جور شرکتها نمیتونن وارد ایران بشن؟ چون اینجا اصلا هدف حاکمیت این نیست که زیرساخت لازم برای افزایش رفاه مردم رو فراهم کنه. بلکه برعکس دنبال ابداع روشهاییه که مردم بیشتر تحت فشار باشند. حتی اگه شرکتی آماده باشه چنین کالایی ارائه کنه، مقرراتی وضع میشه تا مردم نتونن هرجایی نصبش کنند.