Anarchonomy
44.1K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به پاس خدمات کادر درمان در منطقه شهری نیویورک نیوجرسی، تیم آکروجت فرشتگان آبی در آسمان این منطقه یه دور افتخار زدند. بعضی‌ها گفتند بهتر نبود پول مالیات‌مون رو به جای اینکارها صرف خرید تجهیزات برای کادر درمان بکنیم؟
سوال‌شون از دو جهت نشان از عدم آگاهی داره. کادر درمان‌شون با کمبود بودجه مواجه نیست. این تیم آکروجت هم بهرحال تمرینات خودش رو می‌داشت و اگه اینجا دور نمیزد یه جا دیگه میزد. این پول قبلا خرج شده نه الان.

اما در مجموع اینجور وقت‌هاست که باید نقش مخرب دولت در شکل‌‌دهی به نُرم‌های اجتماعی رو به مردم یادآوری کرد. قدمت خرج کردن پول برای این کار انقدر هست که خروجیش به قسمتی از فرهنگ مردم تبدیل شده و ملت‌ها واقعا افتخار می‌کنند که کشورشون چنین چیزهایی داشته باشه! واقعا بعضی‌ها این پرنده‌های آبی رو که می‌بینند مو به تن‌شون سیخ میشه، و حتی اشک تو چشمان‌شون جمع میشه. وقتی احساسات مردم تا این حد درگیر چیزی باشه، کی جرئت می‌کنه بودجه‌ش رو لغو کنه؟

بهتره با اولین‌ قدم‌های دولت در هرکاری مقابله کرد. چون اجازه بدی قدم اول رو برداره، تا چند نسل بعد میره جلو و عادت‌سازی می‌کنه.
یکی از تصورات بامزه مردم در این روزها نقش دوره ۱۴ روزه‌ست. هروقت میگی ملت در فلان جا یک‌هفته‌ست که زندگی عادی رو شروع کردن ولی تعداد بیمارها خیلی بالا نرفته یا اصلا بالا نرفته، میگن هنوز زوده بذار دو‌هفته بشه! انگار همه قراره تو روز سیزدهم و چهاردهم علائم نشون بدن!
اون ۱۴ اینطور بدست اومده که یه عده رو تحت نظر داشتن تا ببینند آخرین نفری که علائم داد چند روز از آغاز برنامه گذشته بود. خیلی‌ها همون هفته اول بودند، و چندنفری به چهارده رسیدند. (کسانی بودند که به بیست روز هم رسیدند اما انقدر کم بودند که نادیده گرفته شد). امروز ۱۱ اردیبهشته. با موج تازه‌ای مواجهیم؟ حتی دکترها هم دیگه استوری نمیذارن که التماس کنند بیرون نیایید!

فکر می‌کنم ما در ایران موج دوم نداشته باشیم. یه عده چنان سنگری گرفته بودند که باکتری‌های عادی هم وارد بدن‌شون نشد و وقتی اینها در معرض ویروس قرار بگیرند احتمالا یه تعدادی‌شون فوت کنند، ولی در اون حدی نخواهد بود که بشه گفت یک موج بزرگه!
یکی از اشتباهات ما این بود که یه مسئله بیولوژیک رو سپردیم دست یه مشت ریاضیدان و آمارباز! این‌ها حتی برای بازار سهام هم مناسب نیستند، چه برسه برای تصمیمات سخت و پیچیده اینچنینی. من فکر می‌کردم پزشکان در هدایت افکار عمومی از بقیه اصناف قوی‌ترند. اما اشتباه می‌کردم. دکترها عملا به حاشیه رفتند و این مهندسان هستند که سکان جامعه رو به عهده گرفتند. طرف تا دیروز فقط فشار روی سازه رو محاسبه می‌کرده حالا امروز چنان درباره «اپیدمی» فتوا میده که یکی ندونه فکر می‌کنه چهل سال پشت میکروسکوپ نشسته یا چهل سال گذشته هرروز داشته مریض ویزیت می‌کرده. این ویروس ثابت کرد ما درباره مرجعیت‌های جامعه‌مون به جاده خاکی زدیم. همونطور که آخوندها باید برگردند به حوزه، و نظامی‌ها باید برگردن به پادگان، مهندسان هم باید برگردن به کارگاه. یه نرم‌افزار متلب ریختن رو لپ‌تاپ‌شون باش میخوان جهان هستی رو مدیریت کنند.
فرض کنید تو یه شهر میخوایم عدالت رو اجرا کنیم و یه سری خونه خالی داریم که باید بین خانواده‌ها توزیع کنیم. فرض کنیم اصلا پول مطرح نیست، یا همه خانواده‌ها یک مقدار پول دارند‌. چطور واحدها رو باید تقسیم کرد؟ کسی که طبقه اول آپارتمان بش میفته، چرا باید بش طبقه اول بیفته؟ اونی که طبقه اوله نور کمتری داره و سر و صدای بیشتری به واحدش نفوذ می‌کنه. همه می‌دونیم اصلا قابل مقایسه با طبقه چهارم یا پنجم نیست.

شهرهای متراکم فعلی اصلا جای مناسبی برای اجرای عدالت نیست‌. عجیب نیست که چپ‌ها و کمونیست‌ها در رویه‌ای تناقض‌آمیز دقیقا همین شهرهای متراکم رو برای زندگی انتخاب می‌کنند و دیگران رو هم به زندگی در همون محیط تشویق می‌کنند؟ در شهرهای کوچک که شهر کاملا فلته و کسی بالاتر از دیگری نیست، برابری بیشتر نیست؟ همه هم‌سطح همدیگه هستند و خونه کسی مانع خونه دیگری در دریافت نور نیست. موقع طلوع یا غروب، آفتاب پشت خونه همسایه پنهان نمیشه. دیگه برخورداری از آفتاب که حداقلی‌ترین حق انسانیه.

آدم انتظار داره چپ‌ها پاریس و لندن و نیویورک و حتی تهران رو رها کنند تا بمونه برای زالوهای سرمایه‌داری! و خودشون برن در روستاها یا شهرهای پرت و بکر و فلت. چرا برعکسه؟ چرا چپ تو آپارتمانه و راست تو خونه ویلایی؟ به خاطر نزدیکی به کافه‌هاست؟
اوه.. ببینید رز مک‌گوآن چه کرده
تنها زنی که تا الان در جنبش MeToo اصولگرا بوده، همین ایشون بوده. من به این جنبش #واژنیسم لقب دادم، اما حتی در همین واژنیسم هم خیلی‌ها ثبات موضع نداشتند. حداقل مک‌گوآن سر حرفش هست. و رسوایی جنسی جو بایدن و استاندارد دوگانه دموکرات‌ها در مواجهه باش حسابی عصبانیش کرده.
این طفلک‌ها تازه دارند می‌فهمند چه قدر از جریان پروگرسیویسم، پروژه سیاسیه و چه قدرش اجتماعی-فرهنگی.
نسیم هم همون پلنی رو برای بازگشایی شهرها داد که من اینجا پیشنهاد دادم: بستن متروها و اجباری کردن ماسک.
البته یه پیشنهاد محشر دیگه داره که اقتصاددان‌ها و روانشناس‌ها رو تا آخر عمرشون قرنطینه کنیم 😉

در کشوری که آزادی مهمه اجباری کردن ماسک سخته، ولی خفت کردن مردم به خاطر ماسک وجهه به مراتب سبک‌تری داره تا خفت کردنشون به خاطر قدم زدن تو خیابون!
ولی بهر حال لازم نبود اجباری بشه اگه کسی وجود داشت که مردم بش اعتماد می‌کردند و داوطلبانه درخواستش رو انجام میدادند. مثل یک رهبر دینی در محیطی که همه ایمان دارند. این نافرمانی‌ها خودش نشون میده جوامع امروز چقدر یتیم و ول‌معطلند. حتی دایره تأثیرگذاری نسیم هم محدود به فالوعرهاشه، و حتی عادت داره به بلاک کردن! هممون همینیم. ما تو یه نیزاریم، که همه نی‌ها همقد همند، و راه و چاه رو به سختی میشه از لاشون پیدا کرد. وسط این نیزار هیچ نخل بلندی باقی نمونده.
در یک نظرسنجی در کالیفرنیا ۷۵ درصد مردم با بسته موندن ایالت «تا اطلاع ثانوی» موافق بودند. اگه این دلیل کافی نیست برای اینکه این ایالت رو برای مهاجرت انتخاب نکنید دیگه نمی‌دونم چه دلیل دیگه‌ای قانع‌تون می‌کنه. محیط فقط آب و هوا نیست، محیط فقط فرصت شغلی نیست، محیط فقط امکانات نیست، محیط فقط زرق و برق نیست، محیط آدم‌ها هستند.
اما برای رعایت انصاف در حق این مردم باید گفت در سوالی که پرسیده میشه شیطنت هست. شاید دو نفر به سوال «آیا با تعطیلی تا اطلاع ثانوی موافقید؟» جواب موافقم بدن ولی یکی منظورش این باشه که تا حداکثر دو هفته دیگه توجیه داره و اون یکی تعطیلی تا یکسال بعد رو هم بلامانع بدونه. (هرچند که همچنان معتقدم این‌ها صرفا حرفه. وقتی کفگیر به ته دیگ بخوره چنان نظر همه تغییر کنه که به پشت و رو شدن شبیه بشه).

اما دو نکته مهم هست اینجا، و فقط مربوط به کالیفرنیا نیست. در همه‌جای دنیا موضوعیت داره.
اول اینکه سیاستمدارها برای توجیه سیاست‌هاشون به نظرسنجی‌ها متوسل میشن، اما حقوق انسان‌ها رو نباید به رفراندوم گذاشت. اگه بین طرفداران تتلو رفراندوم بذاریم شاید ۸۵ درصدشون با تشکیل حرمسراهایی متشکل از دختران ۱۲ ساله موافقت کنند. نباید یه عده بتونند رأی بدن که محبوس کردن یه عده دیگه تصویب بشه.
من همون روزهای اول گفتم این دوگانه آزادی فردی یا سلامت یک دوگانه فیکه. این دوگانه فقط به این دلیل بوجود اومده که یک طرف معادله دولته. اگه دولت مالک فضاها نبود، و این مالکان خصوصی بودند که فضاها رو کنترل می‌کردند، هم قرنطینه به درستی انجام میشد و هم کسی احساس نمی‌کرد آزادیش سلب شده. چون ساحل اموال عمومیه، و عملا بیصاحابه! همه احساس می‌کنند باید آزاد باشند توش بچرخند و بعد این دعواها پیش میاد. اگه بازار تهران مالک داشت روزهای اول به کلی تعطیل می‌کرد، و بعد از یه مدت کوتاهی باز می‌کرد ولی ماسک رو اجباری می‌کرد. همه فقط مالک مغازه خودشون هستند، کسی مالک فضای بین مغازه‌ها نیست‌. دالان‌های این بازار مثل واگن‌های متروعه، با این فرق که هر بیست دقیقه پر و خالی نمیشه، دائما پره!

دوم اینکه تصور می‌کنند ۷۵ درصد و عددهای مشابه، نتیجه خیلی خوبیه در چنین رفراندوم‌هایی. اما نسبت اقلیت و اکثریت در موضوعاتی که یکی در معرض پیگرد قضایی قرار می‌گیره مثل انتخابات مجلس نیست. شما اگه به کسی رأی داده باشی که رأی نیاورده باشه فردای انتخابات دستگیرت نمی‌کنند. اما وقتی قراره تو ساحل یا بازار دستگیرت کنند چون به نظر بقیه حضورت در این مکان‌ها خطرناکه، قضیه فرق می‌کنه. در این موارد هرچی از نسبت ایده‌آل ۹۹ درصد فاصله بگیریم مشکل پیچیده‌تر میشه‌. ۷۵ درصد موافق، یعنی ۲۵ درصد مخالف. یک چهارم جمعیت رو مجرم کردن، عاقبت خوبی نداره. همونطور که در لابراتوار زنده ایران بارها دیدیم (بسیاری از لجبازی‌های اجتماعی در ایران مستقیما حاصل این بوده که یه قسمتی از جامعه یه قسمت بزرگی از جامعه رو مجرم کرده، یا ازینکه حکومت قسمت بزرگی از جامعه رو مجرم کنه حمایت کرده).
یادمه وقتی تو سواحل خزر یه سری پلاژ خانوادگی احداث کرده بودند و از ماشین‌های ورودی پول می‌گرفتند خیلی‌ها می‌گفتند «دریای خدا رو هم پولی کردن! دیگه برای دیدن طبیعت هم باید بلیت بگیریم!».
اما نهایتا ساحلی که هیچ بلیتی نمی‌گرفت به چنان زباله‌دانی تبدیل شد که همون مشتاقان طبیعت رایگان! دیگه رغبتی ندارند حتی لاستیک ماشین‌شون آلوده به ماسه‌بادیش بشه.
با سن فعلیم برم، قطعا تگزاس. اگه ده سال بعد، فلوریدا. مجاورت با اقیانوس برام مهمه.
Anarchonomy
با سن فعلیم برم، قطعا تگزاس. اگه ده سال بعد، فلوریدا. مجاورت با اقیانوس برام مهمه.
به جای اینکه بپرسید کدام ایالت رو برای زندگی انتخاب می‌کنم که به مود آدم و حتی متابولیسم بدنش و وضعیت دیسک کمرش هم میتونه مرتبط باشه و دونستنش هم نفعی برای کسی نداره، بهتره بپرسید اگر سیتیزن آمریکا بودم در انتخابات ریاست‌جمهوری به چه کسی رأی میدادم.

و جوابم به اون سوال اینه که: به هیچ‌کس! یعنی اصلا شرکت نمی‌کنم.
کی دو سال پیش فکرش رو می‌کرد که ترامپ به هرچه که بروکرات‌ها و جانوران آکادمیک دیکته می‌کنند عمل کنه و حتی تأییدشون کنه و در مسیر روایت‌سازی اون‌ها قرار بگیره، و اونی که بلندگوی مواضع ماست یه بچه سوسول لیبرال مثل ایلان ماسک باشه؟
از جایگاه یک ایرانی که گروگان جاعشه، قطعا برای ترامپ آرزوی پیروزی می‌کنم، چون دستگاه کتلت‌سازش به نفع ما کار میکنه. اما در جایگاه سیتیزن آمریکا، استحقاق رأی من رو نداره. آدم خوبیه؛ بسیار بهتر از تمام کسانی که در دنیای سیاست می‌شناسیم. و بش مدیونیم، بابت موجی که راه انداخت و باعث شد چیزهایی برملا بشه که فکر می‌کردیم بشون شناخت داریم ولی نداشتیم. ترامپیسم ما رو به شکل خوبی عوض کرد. اما کسی که میخواد رأی دوباره من رو داشته باشه باید جسارت خیلی بیشتری داشته باشه. اگه هجمه رسانه‌ای دو برابر این بود و اگه تلفات کرونا به جای شصت هزارنفر، ششصدهزارنفر بود هم نباید تسلیم می‌شد. الان بررگترین چاپ پول تاریخ رو به نام خودش ثبت کرده، و در عین حال چندصدمیلیون نفر رو مستقیم یا غیرمستقیم به ورطه بیکاری و ورشکستگی کشونده. کاری که فقط از پس یک سوسیالیست بر می‌اومد.

و اما قضاوت‌مون هرچه باشه، ترامپ بالاخره باید می‌رفت. امسال نمی‌رفت چهار سال بعد باید می‌رفت. ما معضلاتی بسیار بزرگتر از انتخابات آمریکا در مقابل‌مون داریم. راست و چپ کاملا از بین رفتن. چه خاصیتی داره محافظه‌کاری وقتی از چیزی محافظت نمی‌کنه؟ ما نیاز داریم راستی بسازیم که بدون ترامپیسم سرپا بمونه. مثل بارسایی که بتونه بدون مسی سرپا بمونه. و البته نیاز داریم چپ رو هم احیاء کنیم (این رو قبول ندارم که از چپ فقط مائویسم درمیاد. پروتستان‌های اولیه هم چپ زمانه‌شون بودند. و الان جهان‌بینی ما متأثر از اون‌هاست). امروز هیچ‌چیز از چپ باقی نمونده. چپی که باید منتقد نظم مستقر می‌بود، نه تنها انتقادی به نظم مستقر نداره بلکه روسپی دستگاه قدرت شده! چپی که باید علیه استالین‌بازی به بهانه کرونا فریاد میزد، علیه ایلان ماسک فریاد میزنه!
ساخت چنین راست و چپی پروژه‌ای بسیار سنگین‌تر از فرستادن یک عنصر مطلوب به کاخ سفیده.


امسال لیبرتارین‌ها هم نماینده دارند، اما سقف هدف ایشون هم اینه که قسمتی از مردم آمریکا که تن به دو طرف نمیدن رو نمایندگی کنه. بزرگ‌تر شدن عدد اقلیت هم در اینجا معنی خاصی پیدا نمی‌کنه. (متناظر انتخابات مجلس در انگلیس نیست که با تبدیل دوتا کرسی یک حزب حاشیه‌ای به دوازده تا کرسی، مسیر سیاسی کشور عوض بشه)، نمایندگی شدن برای من کافی نیست. لیبرتارین‌ها برنامه‌ای و حتی اراده‌ای برای زیر و رو کردن نظم موجود ندارند.

ولی آره.. محیط باز و آب و‌ هوای فلوریدا و اقیانوس و درختان تیپ استوایی با روحیه من سازگارتره.‌
5
تحقیقات مربوط به ویتامین دی همینطور داره بیشتر میشه. در این یکی تعجب محقق رو هم برانگیخته: ۱۰۰ درصد بیماران زیر ۷۵ سال که در ای‌سی‌یو بستری بودند کمبود دی داشتند!
«کالیفرنیا در همه‌چی درست عمل کرد، ایالت رو قبل ازینکه نیاز باشه بست. حالا تعداد فوتش در صدهزارنفر، فقط ۵ نفره. اما فلوریدا و تگزاس در همه‌چی بد عمل کردن، خیلی دیر اقدام کردند و سواحل رو باز گذاشتند. حالا فوتی فلوریدا ۶ تاست و تگزاس ۳ تا».

امیدوارم لازم نباشه که بگم داره کنایه میزنه.
عملا فرقی بین این‌ها نیست. همشون یه فرق عمده با نیویورک دارند: مترو!.. گودی قتلگاه اونجا بود، بیخود کل کشور رو بستن.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من.. درحالی که دارم در انبوه مطالبی که در فضای نت در حال پخشه، یکی رو گیر میارم که هم‌راستا با مکتب اتریشی اقتصاده.
در ایالت تنسی که جمعیتش هنوز به ۷ میلیون نفر نرسیده، بیش از ۷۰۰ آسایشگاه یا خانه سالمندان وجود داره که در این‌ها مجموعا ۷۰۰ هزارنفر سالمند یا کم‌توان ساکن هستند! بعبارتی ۱۰ درصد جامعه دارن تو آسایشگاه زندگی می‌کنند. در حالی که کمی بیش از ۱۳ درصد مردم بالای ۶۵ سال هستند. یعنی از هر ۴ نفری که بالای ۶۵ هستند ۳ نفر تو یکی ازین آسایشگاه‌هاست.
به نظر میاد یه شارلاتانیزم اساسی پشت داروی رمدیسیور وجود داره. دکتر فاووچی یه جوری مردم رو امیدوار کرد که به نظر می‌رسید واقعا نتایج خوبی بدست اومده اما وقتی اعداد رو نگاه می‌کنی متوجه میشی مطلقا خبری نیست.
معمولا برای اثرگذاری دارو میان چند پله تعریف می‌کنند، مثلا پله اول مرگ، پله دوم ای‌سی‌یو، پله سوم خارج از ای‌سی‌یو ولی با تجهیزات کمکی، پله چهارم بستری در بخش و بدون دستگاه.. بعد بررسی می‌کنند داروی مدنظر در مقایسه با پلاسبو در هر پله چه تغییراتی ایجاد می‌کنه. در آزمایش اخیر ابتدا پله اول رو مرگ تعیین کردند، اما بعد حذفش کردند و پله اول رو آی‌سی‌یو قرار دادند. چرا؟ برای اینکه این دارو در درصد فوتی‌ها تغییری ایجاد نکرده. بلکه تنها کاری که کرده این بوده که باعث شده مریض بدبخت چندروز دیرتر بمیره! حالا اگه پرانتز زمانیت رو یه جوری قرار بدی که در این بازه زمانی طولانی‌تر قرار بگیره ولی تا قبل از مرگ پرانتز بسته شه، به نظر میاد که دارو خوب عمل کرده!

تا الان کلروکوئین گزینه بسیار بهتری بوده، اما چون داروی ارزونیه انقدر براش شو رسانه‌ای اجرا نمی‌کنند.
«حس وقتی که کسب و کار و درآمدت رو از دست دادی اما اوکیه چون دولت جونت رو از شر یه ویروس که ۹۹ ممیز نهصد و نود و نه... درصد اونایی که می‌گیرنش زنده میمونند، نجات داد».

اینو یه پیمانکار ساختمونی تو اینستاگرامش گذاشته بود.
با مغز شیعه خیلی راحت میشه به قله‌های پیشرفت و تمدن رسید‌. چون از فرمول‌های دیگه‌ای استفاده می‌کنه. مثل این معتادان متجاهری که یه چیزایی میزنند و میگن «نسل من به ناپلئون میرسه، ولی به خاطر اختلافات خانوادگی از فرانسه اخراجم کردند».
حتما این دوتا عکس رو در سایت‌های خبری دیدید اخیرا. یه عکاسه میخواست نشون بده چطور با تغییر نحوه عکس گرفتن میشه از یک واقعه دو ذهنیت متفاوت ایجاد کرد در افکار مردم. بعد نوشته بود این تفاوتیه که لنز تله و واید ایجاد میکنه.
اما این درست نیست. تفاوت این دو عکس در پرسپکتیوه، نه لنز. متأسفانه بسیاری از عکاسان هم دقیقا متوجه این مفهوم نیستند. با تغییر لنز پرسپکتیو شما تغییر نمی‌کنه. اگه همونجایی می‌ایستاد که عکس تله رو گرفته و جمعیت متراکم‌تر به نظر میاد، و بدون اینکه جابجا بشه یه عکس هم با لنز واید می‌اندخت و این عکس رو از وسط کراپ می‌کرد، به همون نتیجه می‌رسید.
اون زاویه دیده که لنز تغییرش میده. زاویه دید خیلی ساده یعنی از جایی که هستید چقدر از فضا رو ببینید. پرسپکتیو، یعنی جایی که هستید. برای همین تفاوتی که در اینجا نمایش داده شده با چشم غیرمسلح هم قابل رویته. وقتی از در ورودی راهروی بازار، انتهاش رو نگاه می‌کنید به نظر میرسه که جمعیت موج میزنه، که درست هم هست، اما اگه تو یکی از مغازه‌های همون راهرو نشسته باشید و تردد مردم رو تماشا کنید، در ان واحد هفت هشت نفر بیشتر تو کادرتون نیست.