Anarchonomy
43.9K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترکی الفیصل یه زمانی تو یه مصاحبه تلویزیونی گفته بوده موقع اشغال کویت توسط صدام موضع‌گیری اخوان‌المسلمین ما رو شوکه کرد، چون طرف صدام رو گرفتند!
به نظر میرسه دشمنی سعودی‌ها با اخوان از همون موقع شدت گرفته. سوال اینه که چرا جمهوری‌اسلامی با وجود این موضوع‌گیری‌های اخوان‌المسلمین، قطر رو به عنوان یک متحد یا «دوست» پذیرفت؟
Anarchonomy
ترکی الفیصل یه زمانی تو یه مصاحبه تلویزیونی گفته بوده موقع اشغال کویت توسط صدام موضع‌گیری اخوان‌المسلمین ما رو شوکه کرد، چون طرف صدام رو گرفتند! به نظر میرسه دشمنی سعودی‌ها با اخوان از همون موقع شدت گرفته. سوال اینه که چرا جمهوری‌اسلامی با وجود این موضوع‌گیری‌های…
ترکی الفیصل اشاراتی هم میکنه به باشگاه سافاری! .. این یک گروه غیررسمی بوده متشکل از آمریکا، فرانسه، ایران، عربستان، مصر و مراکش. بعد از واترگیت دست دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا عملا بسته شد و نمی‌تونستند در منطقه خیلی فعال باشند. بنابراین این نیاز احساس شد که یه نیروی دیگه وظایف‌شون رو به عهده بگیره. و گروه سافاری این نقش رو ایفا کرد. کار اصلی این‌ها جلوگیری از گسترش کمونیسم در آفریقا بود. بعبارتی محمدرضا پهلوی نه تنها در داخل ایران مشغول سرکوب کمونیست‌ها بود، بلکه در یک سرکوب برون‌مرزی هم شرکت داشت.
این قضیه موش دواندن حکومت ایران در کشورهای خارجی قدمتی بیش از چهل سال داره. و جالبه میراث «امنیتی‌سازی مقابله با ایدئولوژی‌های رقیب» دقیقا به همون شکل و دست‌نخورده به جمهوری‌اسلامی منتقل شد. شاه در حالی که داشت سیاست‌های سوسیالیستی رو در کشور اجرا می‌کرد، همزمان یک دستگاه امنیتی ضدکمونیسم ساخته بود که دایره عملکردش میتونست به چندین هزار کیلومتر اونطرف‌تر از مرزهای ایران هم برسه!


البته وقتی یک اشتباه رو چندنفر انجام بدن، سنگینیش کمتر میشه‌. وقتی تمام قدرت‌های منطقه در این ذهنیت بودند که با جاسوس‌بازی و شکنجه و ترور و خرابکاری و ژانگولرهای اطلاعاتی امنیتی میشه کمونیسم رو جمع کرد، خیلی نمیشه شاه رو سرزنش کرد که فالوعر این جمع بوده باشه. اما دنیای واقعی اهمیت نمیده که شما چقدر قابل سرزنش هستید. در ایران اون جیمز باندبازی‌ها تأثیری در سرنوشت درازمدت ایران نداشت و امروز جامعه ایرانی بیش از هرزمانی دانسته یا نادانسته شیفته وعده‌های کمونیستی هستند! و همون بریتانیای خانوم تاچر که ذوق می‌کرد ازینکه جمهوری اسلامی در سرکوب توده‌ای‌ها از خود ساواک هم سبقت گرفته، به صورتی کاملا تدریجی و آرام چنان به سمت چپ و سوسیالیسم خزید که امروز دولتش برنامه‌هایی رو داره اجرا می‌کنه که کمونیست‌های دهه هشتاد در خواب هم نمی‌دیدند.
با برنامه حمایتی دولت در پرداخت پول و بیمه بیکاری و این‌ها، تقریبا نیمی از نیروی کار آمریکا که بیکار شدن دارند بیشتر از زمان ماقبل کرونا حقوق دریافت می‌کنند!
این میتونه یکی از علت‌هایی باشه که بعضی‌ها تمایلی ندارند که شرایط به حالت نرمال برگرده. چی بهتر ازینکه کار نکنی ولی بیشتر از زمانی که کار می‌کردی دربیاری؟
البته جیک جیک مستون، باید همراه با فکر زمستون باشه. همه این بیکار شدن‌ها خوش عاقبت نیست، چون بعضی از بیزینس‌ها برای همیشه از بین میرن.
اما اثر روانی خودش رو خواهد گذاشت. چون پرداخت یارانه نقدی نرمالایز شد. لذا این ایده که «دولت یه پولی بذاره روی حداقل دستمزد و بده به کارگر تا از خط فقر بالاتر قرار بگیره» میتونه به یک مطالبه تبدیل بشه.
اینطور نیست که مردم نخوان کار کنند. اینطوره که میخوان کار کنند اما دولت ارزش کارشون رو ببره بالا، نه خودشون! یعنی تحویل دادن همبرگر به راننده ماهی ۱۵۰۰ دلار نیارزه، ۲۵۰۰ دلار بیارزه!
مسئله اینه که اگه کارگر متوجه نباشه که این به نفعش نیست، بعدا متوجه میشه که خیلی گرون براش تموم شده. چون این جف بزوس نیست که از تورم آسیب می‌بینه.
.
یه ضرب المثل ترکی هست که از ذکر دقیق جمله‌ش خودداری می‌کنم ولی مضمونش اینه که بعضی‌ها بخوان یه چیزی رو مقصر بدونند حتی شکل اجابت مزاج‌شون هم میندازن گردن اون!
که حکایت دست نامرئی بازار شده. باید مقصر باشه بهرحال، چه مشکلات ربطی بش داشته باشند چه نداشته باشند.
دست نامرئی بازار بود که رو همه‌چی تعرفه گذاشت؟ تعرفه یعنی جریمه خریدار. کی داره خریدار فقیر موبایل رو جریمه می‌کنه؟ دست نامرئی بازار انقدر پول چاپ کرد که تورم ۶۰ درصدی داشته باشیم؟ دست نامرئی بازار کشور رو وارد کله‌خر بازی ایدئواوژیک کرد که در تحریم قرار بگیریم و ارز نیاد داخل؟ بازار بود که رانت ایجاد کرد و رقابت رو از بین برد؟

این گوشی نوکیا به هرحال حتی با قیمت دلار امروز یک میلیون و چهارصده. اگه به این قیمت به دست خانواده‌ها نمیرسه، یعنی یکی به دست نامرئی بازار دستبند زده. یقه اون رو بگیرید.
امروز رییس‌جمهور ترامپ گفت صبح بخیر!
دوازده بنگاه خبری اینطور نسبت به این عبارت بحث‌برانگیز واکنش نشان دادند:

فاکس‌نیوز: ترامپ از طرحی که صبح‌ها را دوباره باشکوه کند رونمایی کرد!

هافینگتون‌پست: صبح‌ها سکسیستی هستند، به این دلیل.

سی‌ان‌ان: باورتون میشه فاکس‌نیوز چی گفت درباره این؟

او ای ان: رهبر کبیر ترامپ باعث شد خورشید دوباره از شرق طلوع کند.

سالن: صبح‌ها نژادپرستند، به این دلایل.

اسنوپس: راستی‌آزمایی: غلط است!

ام‌اس‌ان‌بی‌سی: می‌دونید کجا دیگه صبح میشه؟ روسیه.

دیلی وایر: ترامپ با همین دو کلمه لیبرال‌ها رو له کرد.

واشنگتن‌پست: خانواده مرحوم سلیمانی به خاطر ترامپ‌خان دیگه نمیتونن یه صبح خیر داشته باشند.

نیویورک‌تایمز: صبح هم تو چین کمونیست حس بهتری داره.

وایس: دوازده تا قرص رو با هم قاطی کردم و خوردم و بعدش با یه روسپی خوابیدم تا خودم تجربه کنم چرا صبح‌ها از ترنس‌ها بدشون میاد.

بابیلون بی: اوکازیو کورتزحتی املای صبح بخیر هم بلد نیست. اسگل!

#لبخند_شبانه
4
اگر پزشک یا پرستارید لطفا به این پرسش جواب ندهید

«آیا کسی را می‌شناسید که بر اثر کرونا فوت شده باشد؟» همکار برادرم و دوست خواهرم و باجناق استادم و شنیده‌ها رو در نظر نگیرید. فقط کسی که قبلا خودتون باش ملاقات چهره به چهره داشتید رو حساب کنید.
Anonymous Poll
32%
بله.
68%
خیر.
یک سوم اعضای این کانال عزادارند یعنی؟ یا خود فوت‌شده‌ها هم در نظرسنجی شرکت کردند؟
بسم‌الله الرحمن الرحیم
وقتی میگم دنیای ما از کمبود انسان‌های فاضل رنج میبره به خاطر همینه که نقل قول‌های خرچسونه‌ای مثل این روی تمام در و دیوار فضای اینترنت چسبیده شده. وقتی که خبری از ببر و عقاب نباشه، قورباغه‌ها دنیا رو میذارن رو سرشون.

مردم روی لباس مجلسی یک زن هم توافق نداشتند که رنگش آبیه یا طلاییه، بعد این ابله متصوره در صورتی خدای احد و واحد وجود داره که همه یه جور بشناسنش و یه اسم بذارن روش!
فکر می‌کنه کمک الهی یعنی وسط آسمون یه دایره نورانی باز بشه بعد یه بطری بیفته پایین، بعد بر داریم هرچی توش هست سر بکشیم و در برابر ویروس ایمن بشیم، و اگر این اتفاق نیفته یعنی کاری از دستش برنیومده!
چقدر باید کودن بود که جمله «علم، ایکس را ساخت» رو ساخت؟ علم مگه چیزی میسازه؟ علم رو بده به یک گوساله ببین چی میسازه باش. واکسن رو «ما» میسازیم. همون ذهنی که خدا رو میطلبه، واکسن هم میسازه. دقیقا همون ذهن. چطور انقدر بیشعورند که این رو نمی‌فهمند؟


کار دانشگاه و فرهنگ کتابخوانی این بود که به عقب‌افتاده‌ها انقدر اعتماد به نفس بده که فکر کنند از یک دامدار کم‌سواد که تلف شدن دامش رو کار خدا میدونه ذهن خیلی توسعه‌یافته‌تری دارند. و با اتکا به همین توهم جملات قصار زیادی هم تراوش می‌کنند.. اما در انتهای روز، وقتی که غروب میشه، از فشار افسردگی میرینن تو خودشون. چون نه میدونند چرا زنده‌اند و نه می‌دونند چرا باید بمیرند. تا یه حدی میشه نقش از لحظه لذت بردن رو بازی کرد.
اگه همون مسیحیانی که بابت نجات از آبله از خدا تشکر می‌کردند نبودند که بنیان سرمایه‌داری رو با اخلاقیات پروتستان شکل بدن، الان حتی فکرش هم نمی‌تونست بکنه که تا یه سال بعد واکسنی دست‌مون هست. باید شکوایه پیش خدا برد که چرا اون مردان بزرگ رو ازمون گرفت و این دوزاری‌های پوزیتیویست تهی رو همه‌جا پخش کرد.



https://t.me/mamlekate/50613
5
تنها دلیلی که باعث شده ایلان ماسک میلیاردر برخلاف تمام رفقا و همکاران و آشنایان میلیونر و میلیاردرش با تعطیلی کشور مخالف باشه اینه که جزء معدود پولدارهاییه که تو کارخونه میخوابید تا مشکلات خط تولید برطرف بشه. حتی یه بچه لیبرال برج عاج نشین وقتی تنش رو کمی میماله به «کار»، متوجه ارزش و ضرورتش میشه.
از محیط چپی که ماسک توش تربیت شده یه کابوی آزادی‌خواه درنمیاد. تنها چیزی که باعث شده در این مورد با کابوی‌ها هم‌نظر بشه اینه که کارآفرینه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به پاس خدمات کادر درمان در منطقه شهری نیویورک نیوجرسی، تیم آکروجت فرشتگان آبی در آسمان این منطقه یه دور افتخار زدند. بعضی‌ها گفتند بهتر نبود پول مالیات‌مون رو به جای اینکارها صرف خرید تجهیزات برای کادر درمان بکنیم؟
سوال‌شون از دو جهت نشان از عدم آگاهی داره. کادر درمان‌شون با کمبود بودجه مواجه نیست. این تیم آکروجت هم بهرحال تمرینات خودش رو می‌داشت و اگه اینجا دور نمیزد یه جا دیگه میزد. این پول قبلا خرج شده نه الان.

اما در مجموع اینجور وقت‌هاست که باید نقش مخرب دولت در شکل‌‌دهی به نُرم‌های اجتماعی رو به مردم یادآوری کرد. قدمت خرج کردن پول برای این کار انقدر هست که خروجیش به قسمتی از فرهنگ مردم تبدیل شده و ملت‌ها واقعا افتخار می‌کنند که کشورشون چنین چیزهایی داشته باشه! واقعا بعضی‌ها این پرنده‌های آبی رو که می‌بینند مو به تن‌شون سیخ میشه، و حتی اشک تو چشمان‌شون جمع میشه. وقتی احساسات مردم تا این حد درگیر چیزی باشه، کی جرئت می‌کنه بودجه‌ش رو لغو کنه؟

بهتره با اولین‌ قدم‌های دولت در هرکاری مقابله کرد. چون اجازه بدی قدم اول رو برداره، تا چند نسل بعد میره جلو و عادت‌سازی می‌کنه.
یکی از تصورات بامزه مردم در این روزها نقش دوره ۱۴ روزه‌ست. هروقت میگی ملت در فلان جا یک‌هفته‌ست که زندگی عادی رو شروع کردن ولی تعداد بیمارها خیلی بالا نرفته یا اصلا بالا نرفته، میگن هنوز زوده بذار دو‌هفته بشه! انگار همه قراره تو روز سیزدهم و چهاردهم علائم نشون بدن!
اون ۱۴ اینطور بدست اومده که یه عده رو تحت نظر داشتن تا ببینند آخرین نفری که علائم داد چند روز از آغاز برنامه گذشته بود. خیلی‌ها همون هفته اول بودند، و چندنفری به چهارده رسیدند. (کسانی بودند که به بیست روز هم رسیدند اما انقدر کم بودند که نادیده گرفته شد). امروز ۱۱ اردیبهشته. با موج تازه‌ای مواجهیم؟ حتی دکترها هم دیگه استوری نمیذارن که التماس کنند بیرون نیایید!

فکر می‌کنم ما در ایران موج دوم نداشته باشیم. یه عده چنان سنگری گرفته بودند که باکتری‌های عادی هم وارد بدن‌شون نشد و وقتی اینها در معرض ویروس قرار بگیرند احتمالا یه تعدادی‌شون فوت کنند، ولی در اون حدی نخواهد بود که بشه گفت یک موج بزرگه!
یکی از اشتباهات ما این بود که یه مسئله بیولوژیک رو سپردیم دست یه مشت ریاضیدان و آمارباز! این‌ها حتی برای بازار سهام هم مناسب نیستند، چه برسه برای تصمیمات سخت و پیچیده اینچنینی. من فکر می‌کردم پزشکان در هدایت افکار عمومی از بقیه اصناف قوی‌ترند. اما اشتباه می‌کردم. دکترها عملا به حاشیه رفتند و این مهندسان هستند که سکان جامعه رو به عهده گرفتند. طرف تا دیروز فقط فشار روی سازه رو محاسبه می‌کرده حالا امروز چنان درباره «اپیدمی» فتوا میده که یکی ندونه فکر می‌کنه چهل سال پشت میکروسکوپ نشسته یا چهل سال گذشته هرروز داشته مریض ویزیت می‌کرده. این ویروس ثابت کرد ما درباره مرجعیت‌های جامعه‌مون به جاده خاکی زدیم. همونطور که آخوندها باید برگردند به حوزه، و نظامی‌ها باید برگردن به پادگان، مهندسان هم باید برگردن به کارگاه. یه نرم‌افزار متلب ریختن رو لپ‌تاپ‌شون باش میخوان جهان هستی رو مدیریت کنند.
فرض کنید تو یه شهر میخوایم عدالت رو اجرا کنیم و یه سری خونه خالی داریم که باید بین خانواده‌ها توزیع کنیم. فرض کنیم اصلا پول مطرح نیست، یا همه خانواده‌ها یک مقدار پول دارند‌. چطور واحدها رو باید تقسیم کرد؟ کسی که طبقه اول آپارتمان بش میفته، چرا باید بش طبقه اول بیفته؟ اونی که طبقه اوله نور کمتری داره و سر و صدای بیشتری به واحدش نفوذ می‌کنه. همه می‌دونیم اصلا قابل مقایسه با طبقه چهارم یا پنجم نیست.

شهرهای متراکم فعلی اصلا جای مناسبی برای اجرای عدالت نیست‌. عجیب نیست که چپ‌ها و کمونیست‌ها در رویه‌ای تناقض‌آمیز دقیقا همین شهرهای متراکم رو برای زندگی انتخاب می‌کنند و دیگران رو هم به زندگی در همون محیط تشویق می‌کنند؟ در شهرهای کوچک که شهر کاملا فلته و کسی بالاتر از دیگری نیست، برابری بیشتر نیست؟ همه هم‌سطح همدیگه هستند و خونه کسی مانع خونه دیگری در دریافت نور نیست. موقع طلوع یا غروب، آفتاب پشت خونه همسایه پنهان نمیشه. دیگه برخورداری از آفتاب که حداقلی‌ترین حق انسانیه.

آدم انتظار داره چپ‌ها پاریس و لندن و نیویورک و حتی تهران رو رها کنند تا بمونه برای زالوهای سرمایه‌داری! و خودشون برن در روستاها یا شهرهای پرت و بکر و فلت. چرا برعکسه؟ چرا چپ تو آپارتمانه و راست تو خونه ویلایی؟ به خاطر نزدیکی به کافه‌هاست؟
اوه.. ببینید رز مک‌گوآن چه کرده
تنها زنی که تا الان در جنبش MeToo اصولگرا بوده، همین ایشون بوده. من به این جنبش #واژنیسم لقب دادم، اما حتی در همین واژنیسم هم خیلی‌ها ثبات موضع نداشتند. حداقل مک‌گوآن سر حرفش هست. و رسوایی جنسی جو بایدن و استاندارد دوگانه دموکرات‌ها در مواجهه باش حسابی عصبانیش کرده.
این طفلک‌ها تازه دارند می‌فهمند چه قدر از جریان پروگرسیویسم، پروژه سیاسیه و چه قدرش اجتماعی-فرهنگی.
نسیم هم همون پلنی رو برای بازگشایی شهرها داد که من اینجا پیشنهاد دادم: بستن متروها و اجباری کردن ماسک.
البته یه پیشنهاد محشر دیگه داره که اقتصاددان‌ها و روانشناس‌ها رو تا آخر عمرشون قرنطینه کنیم 😉

در کشوری که آزادی مهمه اجباری کردن ماسک سخته، ولی خفت کردن مردم به خاطر ماسک وجهه به مراتب سبک‌تری داره تا خفت کردنشون به خاطر قدم زدن تو خیابون!
ولی بهر حال لازم نبود اجباری بشه اگه کسی وجود داشت که مردم بش اعتماد می‌کردند و داوطلبانه درخواستش رو انجام میدادند. مثل یک رهبر دینی در محیطی که همه ایمان دارند. این نافرمانی‌ها خودش نشون میده جوامع امروز چقدر یتیم و ول‌معطلند. حتی دایره تأثیرگذاری نسیم هم محدود به فالوعرهاشه، و حتی عادت داره به بلاک کردن! هممون همینیم. ما تو یه نیزاریم، که همه نی‌ها همقد همند، و راه و چاه رو به سختی میشه از لاشون پیدا کرد. وسط این نیزار هیچ نخل بلندی باقی نمونده.
در یک نظرسنجی در کالیفرنیا ۷۵ درصد مردم با بسته موندن ایالت «تا اطلاع ثانوی» موافق بودند. اگه این دلیل کافی نیست برای اینکه این ایالت رو برای مهاجرت انتخاب نکنید دیگه نمی‌دونم چه دلیل دیگه‌ای قانع‌تون می‌کنه. محیط فقط آب و هوا نیست، محیط فقط فرصت شغلی نیست، محیط فقط امکانات نیست، محیط فقط زرق و برق نیست، محیط آدم‌ها هستند.
اما برای رعایت انصاف در حق این مردم باید گفت در سوالی که پرسیده میشه شیطنت هست. شاید دو نفر به سوال «آیا با تعطیلی تا اطلاع ثانوی موافقید؟» جواب موافقم بدن ولی یکی منظورش این باشه که تا حداکثر دو هفته دیگه توجیه داره و اون یکی تعطیلی تا یکسال بعد رو هم بلامانع بدونه. (هرچند که همچنان معتقدم این‌ها صرفا حرفه. وقتی کفگیر به ته دیگ بخوره چنان نظر همه تغییر کنه که به پشت و رو شدن شبیه بشه).

اما دو نکته مهم هست اینجا، و فقط مربوط به کالیفرنیا نیست. در همه‌جای دنیا موضوعیت داره.
اول اینکه سیاستمدارها برای توجیه سیاست‌هاشون به نظرسنجی‌ها متوسل میشن، اما حقوق انسان‌ها رو نباید به رفراندوم گذاشت. اگه بین طرفداران تتلو رفراندوم بذاریم شاید ۸۵ درصدشون با تشکیل حرمسراهایی متشکل از دختران ۱۲ ساله موافقت کنند. نباید یه عده بتونند رأی بدن که محبوس کردن یه عده دیگه تصویب بشه.
من همون روزهای اول گفتم این دوگانه آزادی فردی یا سلامت یک دوگانه فیکه. این دوگانه فقط به این دلیل بوجود اومده که یک طرف معادله دولته. اگه دولت مالک فضاها نبود، و این مالکان خصوصی بودند که فضاها رو کنترل می‌کردند، هم قرنطینه به درستی انجام میشد و هم کسی احساس نمی‌کرد آزادیش سلب شده. چون ساحل اموال عمومیه، و عملا بیصاحابه! همه احساس می‌کنند باید آزاد باشند توش بچرخند و بعد این دعواها پیش میاد. اگه بازار تهران مالک داشت روزهای اول به کلی تعطیل می‌کرد، و بعد از یه مدت کوتاهی باز می‌کرد ولی ماسک رو اجباری می‌کرد. همه فقط مالک مغازه خودشون هستند، کسی مالک فضای بین مغازه‌ها نیست‌. دالان‌های این بازار مثل واگن‌های متروعه، با این فرق که هر بیست دقیقه پر و خالی نمیشه، دائما پره!

دوم اینکه تصور می‌کنند ۷۵ درصد و عددهای مشابه، نتیجه خیلی خوبیه در چنین رفراندوم‌هایی. اما نسبت اقلیت و اکثریت در موضوعاتی که یکی در معرض پیگرد قضایی قرار می‌گیره مثل انتخابات مجلس نیست. شما اگه به کسی رأی داده باشی که رأی نیاورده باشه فردای انتخابات دستگیرت نمی‌کنند. اما وقتی قراره تو ساحل یا بازار دستگیرت کنند چون به نظر بقیه حضورت در این مکان‌ها خطرناکه، قضیه فرق می‌کنه. در این موارد هرچی از نسبت ایده‌آل ۹۹ درصد فاصله بگیریم مشکل پیچیده‌تر میشه‌. ۷۵ درصد موافق، یعنی ۲۵ درصد مخالف. یک چهارم جمعیت رو مجرم کردن، عاقبت خوبی نداره. همونطور که در لابراتوار زنده ایران بارها دیدیم (بسیاری از لجبازی‌های اجتماعی در ایران مستقیما حاصل این بوده که یه قسمتی از جامعه یه قسمت بزرگی از جامعه رو مجرم کرده، یا ازینکه حکومت قسمت بزرگی از جامعه رو مجرم کنه حمایت کرده).
یادمه وقتی تو سواحل خزر یه سری پلاژ خانوادگی احداث کرده بودند و از ماشین‌های ورودی پول می‌گرفتند خیلی‌ها می‌گفتند «دریای خدا رو هم پولی کردن! دیگه برای دیدن طبیعت هم باید بلیت بگیریم!».
اما نهایتا ساحلی که هیچ بلیتی نمی‌گرفت به چنان زباله‌دانی تبدیل شد که همون مشتاقان طبیعت رایگان! دیگه رغبتی ندارند حتی لاستیک ماشین‌شون آلوده به ماسه‌بادیش بشه.