Anarchonomy
44.3K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
Photo
انگلیسیه نوشته بود وقتی کنفرانس خبری دولت خودمون رو با کنفرانس خبری ترامپ مقایسه می‌کنم احساس خوبی پیدا می‌کنم که واسه ما انقدر متمدنانه‌ست!

طفلک‌ها فکر می‌کنند چون در آمریکا رییس‌جمهور و خبرنگارها جلوی چشم مردم همدیگه رو می‌درند یعنی آمریکا عقب افتاده در تمدن، و خودشون چون مثل بچه‌ خرخون‌های ردیف اول کلاس ساکت و دست به سینه میشینند و به خطبه‌های دولتمردان‌شون گوش میدن، یعنی جلوترند! غافل ازینکه دقیقا برعکسه، این اروپایی‌ها هستند که بازی رو آلردی باختن و دولت به طور کامل جای خدا رو گرفته. درسته خبرنگار آمریکایی، فیک‌نیوز و مزدور حزب دموکراته، اما همه این دریدن‌ها داره روی بستر قرصی انجام میشه که در اون بستر، دولت آدم بده‌ست!
برای همینه که ماسک نزدن در آمریکا علم‌ستیزی نیست، با اینکه ماسک واقعا موثره؛ بلکه یک اکت سیاسی-حقوقیه.
میگن صدسال پیش که انفولانزا داشت قتل عام می‌کرد هم آمریکایی‌ها مقاومت میکردن دربرابر ماسک زدن و جهالت تکرار شده! (دقیقا به همین شکل در سانفرانسیسکو تظاهرات کردند و به ماسک اجباری اعتراض کردند. ازونجایی که ماسک یک نوع پوششه، استدلال‌شون این بود که اگه امروز بذاریم نوعی از پوشش رو بمون تحمیل کنند، فردا خیلی چیزهای دیگه رو هم تحمیل خواهد کرد. این نوع از دغدغه کاملا فراتر از ذهن جهان‌سومی‌هاست). اما این به معنی تکرار تاریخ نیست. به این معنی نیست که مردم رشد فکری نداشتند در این یک قرن گذشته. بلکه به این معنیه که الیت جامعه یک قرن وقت داشته روی پیام‌سازی خودش کار کنه، ولی نکرده. در دنیای بازاریابی گفته میشه حتی اگه مشتری برداشت اشتباهی داشته باشه، تقصیر مشتری نیست، تقصیر بازاریابه. حتی اگه شرکت رقیب به شرکت شما تهمت‌های ناروا زد و با اینکه اون اتهامات کاملا جعلی و بی‌معنی بودند مردم باورش کردند، تقصیر مردم نیست، تقصیر روابط عمومی شماست که نتونسته مردم رو قانع کنه که اون تهمت‌ها بی‌اساسند.
اگه به آرشیو روزنامه‌هایی که در سال ۱۹۱۷ چاپ شدند مراجعه کنیم می‌بینیم دولت فدرال و دولت‌های ایالتی دقیقا همین کارهایی رو کردند که الان دارند می‌کنند، یعنی تعطیلی‌های بی‌برنامه و اغلب پس از مرگ سهراب، و بدون توجه به اقشار آسیب‌پذیر. همون موقع هم الیت علمی و سیاسی جامعه روی برج عاج بود و انتظار داشت به مردم بگه جمشید جمع بشن و بگه خمشید و خم بشن. صدساله که یاد نگرفتند طوری از سلامت جامعه صیانت کنند که مردم احساس نکنند داخل رمان ۱۹۸۴ قرار گرفتن.

باز هم تکرار می‌کنم همه جاهای دیگه رو رها کنید و فقط آمریکا رو دنبال کنید. همه خبرها اونجاست و اونجا خواهد بود.
در حال حاضر شاهد یک کنتراست شدید هستیم. هزاران معلم در سراسر دنیا دارند محتویات درسی رو به میلیون‌ها دانش‌آموز یا دانشجو در سراسر دنیا منتقل می‌کنند، در کمترین زمان و با کمترین هزینه. اما سایت بانک‌های بزرگ آمریکا رو که باز می‌کنی یک پنجره باز میشه که میگه «ما با ترافیک بالای تقاضای وام برای کسب و کارهای کوچک در راستای کمک ۳۵۰ میلیارد دلاری دولت مواجهیم و احتمالا بررسی تقاضای شما با تأخیری بیش از انتظار مواجه شود، بدینوسیله از دردسر ایجاد شده پوزش می‌طلبیم!»، در حالی که این بانک‌ها هیچ کم و کسری در ابزارآلات نرم‌افزاری و شبکه‌ای ندارند. پس چی باعث شده نقل و انتقال یک فرم ساده بیشتر از انتقال یک ویدئوی یک ساعتی طول بکشه؟ چی باعث شده که بعضی بانک‌ها از کارمندان‌شون بخوان که فرم‌ها رو دستی پر کنند و این دستی‌پرکننده‌ها تا الان نسبت به بانک‌های بزرگ‌تر تونستن وام‌های بیشتری رو اوکی کنند؟ قطعا دلیلش تکنولوژی نیست. دلیلش اینه که پای بروکراسی دولت وسطه. اگه قرار بود هر ویدئو یا عکسی که بهمدیگه ارسال می‌کنیم اول وارد روده‌های دراز دولت بشه، یا نمی‌رسید یا خیلی دیرتر ازین حرف‌ها می‌رسید. حتی اگه در سرعت فیبرنوری هرروز رکورد می‌زدیم.

اما این همه داستان نیست. بخشی از داستان هم اینه که بانک محلی سریعتر و بهینه‌تر میتونه این کار رو انجام بده (که فقط یک دلیلش اینه که مشتری‌ها رو بهتر میشناسه و میدونه کدوم‌شون واقعا در اولویتند). اما دولت به دو طریق باعث به وجود اومدن این وضعیت شد‌. از طرفی بانک‌های بزرگ رو به جرم اینکه زیادی بزرگند انقدر زیر فشار مقررات قرار داد که «واهمه از تخلف» در این بانک‌ها نهادینه شد. وقتی یک بانک از ریسمان سیاه و سفید هم بترسه، درخواست هیچ وام‌دهنده‌ای رو تأیید نخواهد کرد. همون دولتی که ازشون خواسته بود انقدر ریسک نکنید، حالا بشون میگه «یکم هم ریسک کنید بد نیستا». وقتی قرار باشه برای دنده عقب فرمون بده، برای جلو رفتن هم باید فرمون بده. و این چابکی سیستم رو کاهش میده. بانک‌های محلی چون کوچکتر بودند، از شر این مقررات در امان بودند و الان میتونند کارآمدتر و سریعتر باشند.
اما دولت‌ها در سال‌های گذشته از طریق بانک‌های مرکزی‌شون تلاشی توطئه‌وار داشته‌اند در جهت نابودی بانک‌های کوچک. اگه حتی به سیاست‌های بانک مرکزی اروپا هم نگاه کنید متوجه این نابودسازی خواهید شد. نگاه تمامیت‌خواهانه بروکرات‌ها این بود که بانک‌های کمتر و بزرگتر رو بهتر میشه کنترل کرد. که بیراه هم نیست.

هرچند بانک‌های بزرگ فکر کردن ازین کوچک‌خواری دولت‌ها در امانند، اما خودشون هم دارند فشار آرواره‌های دولتی رو حس می‌کنند. امروز دولت آمریکا داره اوراق قرضه بخش خصوصی رو هم میخره (که بعضی‌ها دارند میگن این یه جور ملی‌سازی بازار فاینانشاله!) که این یعنی دولت علنا وارد رقابت با بانک‌های بزرگ شده.


به هرحال همه‌چیز به «میل به کنترل» برمیگرده. در لوکالیسم بانکی، قدرت کنترل تا حد زیادی از دست دولت خارج می‌شد (چه بسا می‌تونست بیزینس‌های محلی رو بی‌نیاز کنه از وام‌های دولتی). دولت حاضره همه‌چی لاک‌پشتی پیش بره اما کنترلش رو از دست نده.
اگه یادتون باشه اینجا در مورد ماسک گفتم باید همیشه در نظر داشت که ممکنه انبار رو از خشت‌های طلا ساخته باشند.
حالا در مورد نفت هم تقریبا همین حکایته. از بس جا برای ذخیره تولیدات مازاد نیست، اونی که جا داره میتونه پادشاهی کنه، گویی تانکرش رو با ورق‌های ضخیم طلا ساخته بوده! و حالا پول اون ورق‌ها رو میخواد. هرچند که دوره این پادشاهی کوتاهه، چون مصرف به زودی برمیگرده به حالت نرمال.

یادتونه رهبر معظم انقلاب که مثلا میخواست افه نوسازی اقتصاد دربیاره می‌گفت ما باید شیر چاه‌های نفت را ببندیم؟ لابد فکر می‌کرد این هم مثل شیر آبه که ببندیمش، هروقت خواستیم باز کنیم! خوشبختانه زیرساخت انرژی دنیا توسط دیوانه‌های شیعه اداره نمیشه. توسط کسانی اداره میشه که بالاخره اقتصاد رو به حالت عادی برخواهند گرداند، علیرغم همه قصه‌های ترسناکی که مدیران بخش اورژانس بیمارستان‌ها تعریف می‌کنند. چون این شیر نمی‌تونه بسته بمونه.

این اعداد عجیب که در مقابل عبارت وست تگزاس اینترمدیت قرار گرفته درباره «آینده نفت» نیست. بلکه نشانگر ناکارآمدی دولت‌هاست که مقابله با یک بیماری رو به بدترین شکل ممکن انجام دادند. شکلی که هرروزه بین دو قطب کمدی و تراژدی در تردده. قیمت منفی ۳۵ برای نفت پیش‌فروش شده چیز مهمی نیست در برابر اینکه حتی کشاورزان هندی که پوست کلفت‌های جامعه هستند هم دارند خودکشی می‌کنند.‌


https://t.me/anarchonomy/4290
همون جو بایدنی که تا دیروز وکیل مدافع چین بود و به ترامپ به خاطر بستن پروازهای چین گفت بیگانه‌ستیز، حالا داره میگه ترامپ به اندازه کافی در برابر چینی‌ها سرسختی نشون نداده!
این احزاب نظرسنجی‌هایی که خودشون انجام میدن رو جدی می‌گیرند (برخلاف نظرسنجی‌هایی که از طریق رسانه‌ها تحویل مردم میدن ‌و کارکردش بیشتر جنگ روانیه تا نمایاندن نظر واقعی مردم). این چرخش صد و هشتاد درجه‌ای فقط و فقط این معنی رو داره که تو نظرسنجی‌هاشون دیدن انزجار از چین در طرفداران حزب خودشون هم بالا رفته و مجبورند پیام‌های تبلیغاتی رو با این انزجار هماهنگ کنند.
حالا که نظر افکار عمومی دو طرف طیف سیاسی اون هم در اوج اختلافاتی که دارن، در مورد این موضوع به اشتراک رسیده، که مشابهش بعد از حمله ۱۱ سپتامبر ایجاد شده بود، رییس‌جمهور بعدی هرکس که باشه مجبوره گوش چینی‌ها رو بپیچونه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جایگاه بزرگترین تولیدکنندگان نفت از نیم قرن پیش تا الان.
«اخیرا انقدر از خودپرداز پول نگرفتم که رمز کارتم یادم رفته. حیرت‌انگیزه که چقدر پول صرف چیزهای غیرضروری می‌کردیم».

اگه بازم دیدید کسی گفت سرمایه‌داری باعث شده مردم کشورهای غربی نتونن پس‌انداز داشته باشند، اینو مچاله کنید و فرو کنید تو حلقش.
ده سال پیش کروگمن قیمت بالای نفت رو دید و تو نیویورک‌تایمز نوشت تولید توان تأمین نیاز بازار رو نداره، نفت شیل هم خیلی گرون و خطرناکه، و این یعنی به پیک نفت رسیدیم!

ایشون درباره همه مسائل اقتصاد اشتباه فکر می‌کرده ولی همچنان به عنوان کارشناس اقتصادی این روزنامه مشغول به دریافت چندین هزار دلار به ازای هر ستون از مهملاتیه که می‌نویسه!
میفرماید همه تعطیلی به دست دولت انجام نشده، اگه همین فردا دولت اعلام کنه همه چیز باید به روال عادی برگرده و همه ممنوعیت‌ها رو برداره یه عده باز به سر کار برنمی‌گردند.
متأسفم، این حرف‌ها هم باعث نمیشه نتیجه بگیرم تقصیر مردمه. دولت از دو سمت مقصر این وضعه. اول اینکه همه سیاست‌هاش ابلاغی نیست، یه سری هم تبلیغیه. یعنی کسی رو مجبور نمی‌کنه کار خاصی بکنه اما فضا رو طوری شکل میده که مردم انتخاب کنند که اون کار خاص رو انجام بدن. مثل الان که یه عده فکر می‌کنند بیرون رفتن از خانه یعنی مُردن! این ذهنیت رو دولت شکل داد. دوم اینکه دولت با بی‌نیاز کردن یه قشری از مردم از کار، از کارمندانش گرفته تا رانت‌خواران، تعادل اقتصادی رو در جامعه بهم ریخته. حتی همون پول فیات بی‌پشتوانه هم در اختیار همه نیست. یه عده در مجاورت پرینتر هستند، و یه عده خیلی دورند.
«صنعت نفت آمریکا داره سلاخی میشه. قیمت تحویل ژوئن رو ۱۴ دلار برای هر بشکه تعیین کردن، که همینطور که میره جلو بالاتر میره و در دسامبر امسال ۳۰ دلار و برای دسامبر سال بعد ۳۵ دلار‌. اینجور قیمت‌ها نفت شیل آمریکا رو از بین میبره، و به همراهش هزاران شغل با حقوق خوب هم از بین میرن».

قیمتی که برای شیل میصرفه، ۳۰ دلاره، یعنی اگه کمتر باشه باید تعطیل کنند، و تعطیل کردن این‌ها همانا و کلا بسته شدن اون چاه برای همیشه همان. و با قیمت‌های فعلی تا آخر سال به اون قیمت نمیرسه. و این‌ها نمی‌تونند انقدر صبر کنند.

اما در مورد معاملات نفت باید این رو در نظر داشت که بیشتر این خرید و فروش‌ها در واقع یک شرط‌بندی هستند. ۳۰ دلار برای تحویل دسامبر یعنی من شرط می‌بندم در ماه دسامبر مصرف دنیا در حدی خواهد بود که یک بشکه ۳۰ دلار بیارزد!
من فکر می‌کنم این شرط رو میبازن.. و کسی که الان شرط ببنده که بیش از سی دلار خواهد بود، سود خوبی خواهد کرد.
بذارید این پست رو بذاریم اینجا ببینیم چی میشه. اگه زنده بودم تا اون موقع دوباره مراجعه می‌کنیم بش تا ببینیم کی جفت شیش آورد.
اگه سرعت مناسب و فیلترشکن مناسب‌تر دارید این مستند یوتیوبی به تهیه‌کنندگی مایکل مور رو ببینید. موضوعش درباره محیط زیست و کره زمینه، و همونطور که انتظار میره یک اکوفاشیست داره بمون میگه که راه نجات زمین اینه که جمعیت آدم‌ها کم بشه و همه‌شون روزه بگیرن. انگار ما به دنیا اومدیم تا این کره خاکی رو به شکلی که بود حفظ کنیم، نه اینکه این کره خاکی بستر حیات ما باشه! اما این روضه‌های تکراریش درباره آخرالزمان محیط‌زیستی قابل تحمله به خاطر پرداختنش به انرژی‌های تجدیدپذیر. این اولین باره که خود چپ‌ها و سبزها دارند در یک مستند به طور آشکار اعلام می‌کنند که کل این قضیه تجدیدپذیرها و ماشین‌های برقی و امثالهم، یک فریب بودند. یعنی حرفی که مدت‌هاست راستگراها دارن میزنند. اما شهامتش رو نداره که بگه حق با راستگراها بود. و کمونیسم درونشون هم باعث میشه به جای اینکه اعتراف کنه که «احمق بودیم که باور کردیم» تقصیر رو میندازه گردن سرمایه‌داری و میلیاردرها!
البته من مخالفت با یک سرمایه‌دار رو معادل مخالفت با سرمایه‌داری نمی‌دونم. ال‌گور یک شارلاتانه، همونطور که بلومبرگ هست. اما این ربطی به سرمایه‌داری نداره که این شارلاتان‌ها میتونند دانشجوهای احساساتی رو در سراب‌های مختلف سرگردان کنند. فقط سرمایه‌داری و مالکیت شخصیه که میتونه «بدون نسل‌کشی» از کره زمین محافظت کنه.


https://youtu.be/Zk11vI-7czE
Anarchonomy
Photo
«سازمان بهداشت جهانی گفت کرونا از انسان به انسان منتقل نمیشه، بعد گفت عالمگیر نمیشه، بعد گفت ماسک فایده نداره، بعد به دلایلی نامعلوم گفت تایوان بره گمشه!.. حالا یوتیوب میگه مخالفت با این سازمان غیرقانونیه!».

دیروز یوتیوب اعلام کرد هر ویدئویی که توصیه‌های بهداشتی و پزشکی خلاف توصیه‌های سازمان بهداشت جهانی توش باشه رو حذف می‌کنه، حتی توصیه به خوردن ویتامین ث!
می‌بینید که در این قضیه دولت حضور نداره (بلکه به خاطر این سازمان متضرر هم شده)، اما ذهنیت دولت‌پرستی و کنترل متمرکز چنان عمیقه که وقتی افراد پس از اینکه به ابزار و امکاناتی که پتانسیل کنترل رو دارند مجهز میشن، بلافاصله حس می‌کنند که باید مردم رو به صورت متمرکز هدایت کرد! مدیران یوتیوب و گوگل مثل بقیه شهروندان هستند. اگه یک نفر رو در یکی از خیابون‌های لس‌آنجس به صورت رندوم انتخاب کنیم و بش بگیم شما بیا قواعد یوتیوب رو تعیین کن، تفاوت چندانی در سیاست‌ها ایجاد نمیشه، چون اون هم فکر می‌کنه که باید یک نهاد مرکزی باشه و همه رو ازونجا هدایت کرد، و گرنه هرج و مرج میشه!

حالا اگه یک آدم رندوم رو در یکی از شهرهای تگزاس انتخاب کنیم و بگیم شما بیا تعیین کن با این یوتیوبِ مرکزگرایِ سانسورچی باید چه برخوردی کرد میگه باید دولت این سایت رو به عنوان یک انتشارات به رسمیت بشناسه و بعد که انتشاراتی شد همون نظارت و کنترلی که روی شرکت‌های انتشاراتی داره رو روی این‌ها هم اعمال کنه! که اجازه نداشته باشن کاربران رو سانسور کنند. یعنی راه حل این فرد هم هدایت متمرکز شرکت‌هاست، و شرکت‌ها هم از آدم‌ها تشکیل شده‌اند. پس این هم دنبال هدایت متمرکز آدم‌هاست، ولی از یک سمت دیگه وارد شده‌.

بعبارتی این یک دعوای انحرافیه، بین کسانی که صرفا سر اینکه «چه کسی» باید مردم رو به صورت متمرکز هدایت کنند اختلاف دارند. در حالی که دعوای اصلی باید سر این باشه که چرا باید یک نهاد متمرکز مسئولیت هدایت مردم رو داشته باشه؟
خوشبختانه هنوز هستند کسانی در آمریکا که یادشون نمیره حق مالکیت خصوصی بالاتر از هر موضوع دیگه‌ایه و یوتیوب ملک شخصی صاحبانشه و حق دارند هرکسی رو که خواستند سانسور کنند، اما توسط کمونیست‌ها و جمع‌گراها و مرکزگراها و دولت‌پرست‌ها تحت فشارند. در یک فضای احساسی بسیار سخته که همزمان سه موضع ظاهرا متناقض داشته باشی. هم از انحلال سازمان فاسد و چینی بهداشت جهانی دفاع کنی، هم با شارلاتان‌های ادرار شتر مبارزه رسانه‌ای کنی همزمان که از آزادی‌شون دفاع می‌کنی، هم با سلب اختیارات صاحبان یوتیوب مخالفت کنی.
Anarchonomy
«سازمان بهداشت جهانی گفت کرونا از انسان به انسان منتقل نمیشه، بعد گفت عالمگیر نمیشه، بعد گفت ماسک فایده نداره، بعد به دلایلی نامعلوم گفت تایوان بره گمشه!.. حالا یوتیوب میگه مخالفت با این سازمان غیرقانونیه!». دیروز یوتیوب اعلام کرد هر ویدئویی که توصیه‌های…
دوستان اشاره می‌کنند محیط‌هایی مثل فیسبوک و توعیتر و یوتیوب محل تجمع اکثریت شهروندان هستن و چون همه اونجا هستند اگر بخوای صحبت مردم رو بشنوی باید اونجا باشی و اگه بخوای خودت با مردم صحبت کنی هم باید اونجا باشی، لذا چنین محیطی رو نمیشه ملک خصوصی دونست!

این حرف یکم عجیبه. ابعاد و کاربری ملک، نباید تأثیری در رابطه حقوقی من و شما داشته باشه. اگه زمین من هزار متر بود ورود بدون اجازه به داخلش غیرمجازه، اما اگه ده هکتار بود، دیگه غیرمجاز نیست؟ اگه باغم دیوار داشت و هیچ‌کس رو راه نمیدادم اختیارش با خودم بود ولی اگه درش رو باز میذاشتم تا مردم بیان با شکوفه‌ها عکس بگیرن اختیارش باید از دستم خارج بشه؟

یک دهکده کم‌جمعیت در سوئیس رو در نظر بگیرید که یکی از ساکنین ثروتمندش ملقب به «فرانک د فیلثی ریچ» هرهفته تو خونه چندهکتاریش پارتی برگزار می‌کنه، اما در این پارتی به افراد بالای ۴۵ سال نوشابه نمیدن، به این دلیل که فرانک معتقده نوشابه قند خون این افراد رو بالا میبره و دلش نمیخواد گناه دیابت گرفتن و‌ کور شدن هم‌دهاتی‌ها روی دوشش بیفته. آیا معنی داره پلیس بریزه تو خونه‌ش و پارتی رو بهم بریزه به این دلیل که تبعیض سنی قائل شده؟ خیر. شاید حتی ادعای پلیس توجیه منطقی داشته باشه چون نمیشه نخوردن ماده شیرین رو به همه تحمیل کرد، مثل ترامپ که هفتاد و اندی سن داره و هرروز نوشابه میخوره اما قندش بالا نمیره، و لذا مردم باید خودشون متناسب با وضعیت خودشون انتخاب کنند چی میخورن. اما باز معنی نداره پلیس این منطق رو در ملک شخصی کسی تحمیل کنه.

حالا بیایید این مثال رو بزرگتر کنیم. فرض کنید قیمت نوشابه انقدر بالا رفته که فقط ثروتمندان میتونن تهیه‌ش کنند. حالا فرانک برای اینکه به هم‌دهاتی‌ها حال بده میره هرچی که نوشابه تو منطقه هست میخره و پارتی راه میندازه، اما ازونجایی که کمه و به همه نمیرسه یک رنج سنی سلیقه‌ای در نظر می‌گیره و مثلا فقط به زیر ۳۵ ساله‌ها نوشابه میده. ازونجایی که بالای ۳۵ ساله‌ها میدونن که قرار نیست نوشابه‌ای گیرشون بیاد، قید پارتی رو میزنند و خونه میمونند. یعنی جوان‌ها از میانسالان و پیرها ایزوله شدند. آیا پلیس میتونه بگه این آقا «جداسازی اجتماعی» ایجاد کرده؟ باز هم خیر. حتی اگه قانونی کاملا سلیقه‌ای رو اعمال کنه، باز هم کسی نمیتونه منطق دیگه‌ای بش تحمیل کنه. حتی اگه اون قانون سلیقه‌ای در داخل ویلا، یک تبعیض در کل دهکده ایجاد کرده باشه.

بیایید باز هم بزرگترش کنیم. فرض کنیم تو این پارتی بعضی از زن‌ها نیمه برهنه حضور پیدا می‌کنند (اندفعه نه تنها قانون پشتوانه پزشکی نداره، و نه تنها سلیقه‌ای هم نیست، بلکه اصلا قانونی وجود نداره!) و در دهکده چند خانواده یهودی ارتدوکس هستند که خوششون نمیاد در چنین مجلسی شرکت کنند. ازونجایی که همه مردم غیر ازون چند یهودی هرهفته در اون پارتی هستند، طبیعیه که نقل اخبار دهکده و همه صحبت‌ها و حرف و حدیث‌ها و بحث‌های هفتگی و حتی عاشق شدن‌ها و خواستگاری‌ها در اونجا اتفاق بیفته. پس اون جوانان یهودی نه تنها در جریان تبادلات اطلاعات قرار نمی‌گیرند بلکه ممکنه شانس دوست‌یابی و ازدواج هم از دست بدن. آیا پلیس حق داره پارتی رو بهم بریزه به این دلیل که به این اقلیت ظلم شده؟ خیر.

یک اصل مهم رو نباید فراموش کرد:

فرانک نمیتونه یک پارتی پرفکت تشکیل بده، اما اینکه جامعه نمیتونه یک پارتی پرفکت داشته باشه تقصیر فرانک نیست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از کل تمدن چین باید ووشو رو بگیریم و بقیه‌ش رو بریزیم دور
یک پیشنهاد دارم..
تمام حقوق و مزایای اقتصاددانان و تحلیلگران و اساتید دانشگاه‌ها و تمام جانوران آکادمیک رو تا تولید واکسن کارآمد و بدون عوارض قطع کنید، بعد ببینید نظرشون درباره قرنطینه تغییر می‌کنه یا نه. میتونه خودش یک پژوهش اجتماعی هم باشه. هزینه اقتصادی هم که نداره هیچ، کلی صرفه‌جویی هم میشه.
پیشنهادم رو #جدی_بگیرید
بیشتر پیام‌هایی که دریافت می‌کنم یک نوع مچ‌گیریه، چون در بین پست‌ها تناقض‌هایی پیدا میشه، و پیدا کردنش میتونه نوعی سرگرمی و گاهی از روی یک کنجکاوی صادقانه باشه. و همیشه هم هست، و اخیرا در مورد ماسک و قرنطینه تناقض‌هایی داشتم. در مورد ماسک اشتباه می‌کردم چون یه مشت کارشناس انقدر نویز ایجاد کرده بودند که اجازه داده نشد به حجم ویروس دریافتی فکر کنیم. و در مورد قرنطینه اشتباه می‌کردم چون یه مشت کارشناس که درآمد ثابت دارند انقدر نویز ایجاد کرده بودند که اجازه داده نشد به کارایی واقعیش و اثرات اقتصادیش فکر کنیم.

اما این دقیقا اتفاقیه که وقتی می‌نویسی باش مواجه میشی. چون می‌نویسم معلومه که قبلا چی گفتم و چون معلومه قبلا چی گفتم می‌تونم بفهمم چه تناقض‌ها یا انحرافاتی داشتم. وقتی تصمیمات و افکار جایی مکتوب نمیشه و فقط به صورت مموری در ذهن باقی میمونه، مغز این فرصت رو داره که ویرایشش کنه. و معمولا خیلی زیاد اینکارو می‌کنه. برای همینه که وقتی یه اتفاقی میفته، خیلی‌ها ادعا می‌کنند که پیش‌بینی می‌کردند که اتفاق بیفته یا زیاد می‌شنویم بگن «کی تا حالاست دارم همینو میگم کسی گوش نمیده»، و لزوما دروغ هم نمیگن. واقعا مغزشون طوری حافظه‌شون رو ویرایش کرده که به نظر خودشون برسه داشتن در یک صراط مستقیم حرکت می‌کردن و هیچ‌جا نزدن به خاکی. این تو خاکی رفتن‌ها تو مسیر همه هست، اما مغز حذف‌شون می‌کنه تا حس نکنی که یک مسافر پریشانی. مغز میدونه که اگه به نظر خودت پریشان به نظر بیای تحت استرس قرار می‌گیری و خودش باعث میشه از مسیر خارج بشی. بعبارتی بیشتر مواقع حق با شما نیست، اما شما از لحاظ روانی نیاز دارید تا به مقدار معینی حق با شما باشه! وگرنه از هم می‌پاشید. و این طبیعت ماست. و نوشتن یک نوع مبارزه علیه این طبیعته. چون با نوشتن دست مغزمان را رو می‌کنیم!

شاید در مورد قرنطینه باز هم نظرم عوض شه، اما یادم نمیره با چه ترفندهای نامعقولی میخواستن ثابت کنند که یک راهکار معقوله.
قاضی ابلاغ داده که ماسک برای تمام افراد بالای ۱۰ سال اجباریه. اتحادیه افسران پلیس هوستون تگزاس نامه سرگشاده زده و گفته ضمن اینکه معتقدیم ماسک واجبه، با این رفتار مخالفیم و از الان اعلام می‌کنیم که افسران‌مون آزادی عمل دارند و می‌تونند این دستور رو اجرا نکنند. و بعد اشاره کرده که همین الان به خاطر وضعیتی که درست کردید آمار جرائم خشن و غیرخشن شهر رفته بالا، وقت نداریم بریم ملت رو به خاطر ماسک خفت کنیم!

بازم لازمه بگم همه خبرها در آمریکاست یا کافیه؟
اگه به جای رقص و آواز و برنامه‌های روحیه‌سازی، با شبیه‌سازی‌های کامپیوتری و جلوه‌های ویژه به مردم نشون میدادند انتقال چطور صورت می‌گیره الان یکی دوماه جلوتر بودیم.
نگاه کنید درآمد دانشگاه‌های بزرگ آمریکا رو که هیچ‌کدوم هم مالیات نمیدن. این عددها میلیاردند.. ۳۰ میلیارد دلار، دانشگاه تگزاس. ۱۲ میلیارد دلار دانشگاه میشیگان. مرده‌هاش ۱ میلیارد دارن.

برای همینه که مقابله با جانوران آکادمیک سخته. خیلی‌ها میخوان اون سمت باشن. اون سمت پول زیاد هست.
خیلی جالب و عجیب و عبرت‌آموزه که کل جبهه مقاومت علیه استکبار، از چپ‌های لامذهب کافه‌نشین گرفته تا مومنین جهادی‌ کلاش به دست، از سواحل مدیترانه گرفته تا دریای ژاپن، نتونسته نویسنده و روزنامه‌گاری تحویل بده که واقعا منتقد آمریکا باشند، و منی که به درست یا غلط بم برچسب اَمریکوفیل می‌زنند نشستم اینجا دارم روایت غالب‌شون رو زیر سوال می‌برم! این‌ مسخره نیست؟ حتی یک نفر نیست بگه آقای فرماندار نیویورک، مگه شما نمی‌گفتید چون نرخ بستری آی‌سی‌یو ۳ درصد خواهد بود شهر باید تعطیل شه؟ چرا الان که معلوم شده اون عدد ۳ خیلی تخیلی بوده هنوز شهر تعطیله؟ شهر شما که فقط شهر شما نیست. اقتصاد دنیا وصله به شهر شما. فقط خوردن سوپ خفاش نیست که خسارت جهانی میزنه.. تعطیلی شما هم خسارت میزنه. پول فیات شما چهل درصد تجارت دنیا رو‌ میچرخونه. پول فیات بقیه که اینطوری نیست. اونا باید هوا بخورند.

من نمی‌فهمم.. مگه چپ‌ها و مسلمین دنبال این نبودن که دم استکبار رو بگیرن؟ خب این هم استکبار به این وضوح و رزولوشن.. منتظر چی هستند؟ اصلا نمیخواد مقاله وزین و فاخر هم بنویسند.. همین سوالی که من پرسیدم رو‌ کپی کنند و تو سایت‌ها و مجلات‌شون بنویسند. اصلا اسم خودشون هم زیرش بنویسند. کپی‌رایتش آزاده.‌

گرفتن مارو این‌ها.. ضداستکبار چه شوخی‌ایه؟ اصلا نمی‌فهمند استکبار چیه که بعد بخوان ضدش باشند.