Anarchonomy
44.4K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
«به ما مسیحی‌ها حمله می‌کنند چون ما قراره تنها کسانی باشیم که میتونند توضیح بدن داره چه اتفاقی میفته بدون اینکه در قبالش کنترل کسی رو به دست بگیریم. علم‌گراها توضیحات زیادی دارند که ارائه بدن اما در عوض اختیار بدنت رو میخوان (باید واکسن بزنی). دولت‌ها توضیحاتی دارن که بدن، اما در عوض حقوق‌تون رو میخوان (باید بشینی خونه). رسانه‌ها توضیحاتی دارن که بدن، اما اراده‌تون رو میخوان (باید بترسی)».

یکی از رموز ماندگاری دین در جوامع همین بوده که در قبال چیزی که ارائه میکنه چیزی نمیخواد.
چون کلیات وارونه‌ست، جزییات وارونه‌ست. نمایی کلی از یک جامعه منحرف.
🔹وقتی طالبان بمب جاده‌ای میذاشت می‌گفتند این‌ها دویست دلار خرج یک بمب می‌کنند و یک خودروی نظامی پونصدهزار دلاری آمریکا رو از کار میندازن، پس فایده این ابزارآلات پیشرفته چیه؟ میخواستن بگن تکنولوژی، راه حل نیست. اما برای چیزی که باید راه حل می‌بود، بود! تقریبا تمام کسانی که در دو دهه گذشته زیر پای آمریکایی‌ها بمب میذاشتن الان مردن! مخصوصا لیدرهای کاریزماتیک‌شون. به اهداف‌شون هم نرسیدن (مگر اینکه هدف رسیدن به حوریان بهشتی بوده باشه که ما از نتایجش بی‌خبریم). پس تکنولوژی کار کرده، در جایی که باید می‌کرده. ولی مسئله این نبود. غیر از مشتی متوهم، بقیه ما می‌دونستیم که قراره کار کنند. مسئله این بود که مشکلات خاورمیانه با اقدامات نظامی حل نمیشه. ابزارها کارایی خودشون رو ثابت کردند، این سیاستمدارها هستند که نتونستن کارایی سیاست‌‌ها رو اثبات کنند.

🔹می‌گفتند مگه کرونا چقدر ممکنه آدم بکشه؟ می‌دونید چندنفر به خاطر آنفولانزا می‌میرند هرسال؟ می‌دونید چندنفر به خاطر خودکشی می‌میرند؟ می‌دونید آمار تصادفات چقدره؟ بعضی ازین‌ها متوجه شدند که این با همه اون‌ها فرق می‌کنه. بعضی‌ها وقتی که از آمار تصادفات بیشتر شد فهمیدند. بعضی‌ها وقتی که آمار خودکشی‌ها رو رد کرد فهمیدند، بعضی‌ها وقتی به آمار کل سرطان‌ها رسید فهمیدند. اما هنوز انقدر شهامت ندارند که با آمار کل قربانیان «بنیادگرایی اسلامی» مقایسه‌ش کنند. چون بلافاصله این پرسش رو ایجاد می‌کنه که چرا ما این معضل رو، که واقعا معضل هست، تا این حد بزرگ کردیم وقتی کل تلفاتش در طول یک دهه یک صدم تلفات یک بیماری در شش ماهه؟ درست گستره خطر تروریسم اسلامی رو اقدامات تقابلی کشورها کاهش داد، اما حتی اگه به حال خودش رها میشد هم نمی‌تونست چنین ابعادی بگیره. هیچ گروه تروریستی نمیتونه امروز چهل نفر بکشه و فردا هشتاد نفر، و پس‌فرداش صد و شصت نفر، و پسون فرداش سیصد و بیست نفر. ولی ویروسی که از چین اومد، اینکارو کرد.

🔹اگه واقعا این ویروس نه از یک بازار محلی کثیف، بلکه از یک لابراتوار غیراستاندارد بیرون اومده باشه، معنیش این نیست که تکنولوژی در برابر تهدیدها عاجز شده (البته میتونه عاجز بشه، ولی در مصداق فعلی، نشده). معنیش اینه که توان فنی و مهندسی و تکنولوژیک کشورها به جای بازی اصلی، صرف یک بازی حاشیه‌ای شده. و چون ابزار بی‌طرفه، در همون بازی حاشیه‌ای به اوج توسعه و پیشرفت خودش رسید. و ازون‌جایی که منابع و فرصت‌ها محدودند، تقویت بیش از نیاز یک قسمت از قابلیت‌ها، باعث تنبلی در قسمت‌های دیگه میشه.
بنابراین اینکه دولت‌ها در برابر تهدید چین انقدر ضعیفند، دقیقا به همین دلیله که تهدید بنیادگرایی اسلامی رو برای خودشون و مردم بزرگ کردند‌.

🔹اینکه نظر پیامبر درباره کفار چه بود اهمیتی نداره در زندگی مدرن امروز ما. چیزی که اهمیت داره پتانسیل تخریب بازیگرهاست. یک جهادی اردنی به اندازه پونصدهزار شهروند چینی، استقامت و انگیزه ایمانی داره. اما سه تا بیولوژیست کمونیست میتونن بیست درصد اقتصاد دنیا رو بریزن تو فاضلاب. شما فکر می‌کردید داعش از مرز کرمانشاه رد بشه فاتحه ایران رو باید خوند، اما کسانی در شرق آسیا فاتحه ایران رو خوندند که معتقدند تمام مذاهب مشتی مهملات بی‌معنی‌اند.
اگر کارمند یک شرکت یا کارخانه باشید و رییس در حرکتی کلیداسرارطور تمام ثروت خود و شرکت یا کارخانه را به نام شما بزند، با آن سرمایه چه می‌کنید؟
Anonymous Poll
39%
همان کار رییس را ادامه میدهم، یعنی تولید، ریسک، استرس.
61%
تمام دارایی‌ها را به دلار تبدیل کرده و به آمریکا مهاجرت خواهم کرد.
Anarchonomy
اگر کارمند یک شرکت یا کارخانه باشید و رییس در حرکتی کلیداسرارطور تمام ثروت خود و شرکت یا کارخانه را به نام شما بزند، با آن سرمایه چه می‌کنید؟
لطفا کسانی که در نظرسنجی قبلی گزینه اول را انتخاب کردند به این پرسش پاسخ بدهند.
شغل شما در کدام یک ازین دو دسته قرار می‌گیرد؟
Anonymous Poll
26%
کارمند کسی هستم.
15%
کسی کارمند من است.
59%
دیدن نتایج.
Anarchonomy
لطفا کسانی که در نظرسنجی قبلی گزینه اول را انتخاب کردند به این پرسش پاسخ بدهند.
شغل شما در کدام یک ازین دو دسته قرار می‌گیرد؟
لطفا کسانی که در نظرسنجی قبلی گزینه دوم را انتخاب کرده‌اند (کسی کارمندشان است) به این پرسش جواب بدهند.
اگر ایران به طور کامل به عضویت سازمان تجارت جهانی درآمده و تمام تعرفه‌های وارداتی حذف شود، بیزینس شما چه سرنوشتی خواهد داشت؟
Anonymous Poll
11%
ورشکست خواهیم شد.
24%
به حال ما فرقی ندارد.
65%
دیدن نتایج.
گویا بعضی از اعضای کانال از نسخه‌ای از تلگرام استفاده می‌کنند که امکان نمایش نظرسنجی‌ها رو نداره. ازین به بعد یک ساعت بعد از هر نظرسنجی اسکرین‌شات نتایج همون لحظه رو پست می‌کنم تا اون‌ها هم بتونن ببینند.
نکته عجیب اینه که این بزرگواران تا الان بم نگفته بودند به جای پست نظرسنجی یک‌جور پیغام خطا بشون نمایش داده میشه!
اینکه نظر کسانی که کارمند کسی هستند رو نادیده گرفتم این بود که جواب دادن به یک سوال در نظرسنجی کار آسونیه، اما انتخاب کردن اون گزینه در زندگی واقعی اصلا آسون نیست. اون‌هایی که واقعا ریسک خواهند کرد و پی تمام مشکلات رو، که در ایران حالت شکنجه‌کننده‌ای داره، به تن خواهند مالید، بسیار اندکند. محتمله که اصلا نمی‌دونند چی رو انتخاب می‌کنند. با این حال ۴۰ درصد انتخابش کردند، که نشون میده صداقت حتی در بین اعضای این کانال هم کمیابه.
ازون عجیب‌تر کسانی هستند که مطمئن هستند با تسلیم شدن جمهوری اسلامی به نظم جهانی، امکان فعالیت‌شون رو از دست خواهند داد. پس اون سوال با این ثروت اهدایی چه می‌کنید رو عملا اینطور پاسخ میدن: تا وقتی اینجا انقدر رانت هست، بهتره اینجا سرمایه‌گذاری کنیم!

متأسفانه «من دوست دارم رییس خودم باشم» و «من می‌تونم رییس خوبی باشم» و «من باید یک کارآفرین باشم» معادل هم قرار می‌گیره. ولی این‌ها هیچ ربطی بهم ندارند. همه‌مون دوست داریم مدیریت کنیم تا اینکه مدیریت بشیم. همه‌مون دوست داریم گاهی ریسک کنیم، وگرنه لاس وگاس انقدر شلوغ نبود. همه‌مون فکر می‌کنیم بمون ظلم شده که تصمیمات رو یکی دیگه میگیره و ما باید فقط اجرا کنیم. اما کارآفرین بودن، علاوه بر همه مهارت‌های فنی، کیفیت خاصی از روحیات و خصوصیات شخصیتی میخواد که همه‌مون نداریم. نمیگم نمیتونیم داشته باشیم یا نمی‌شد داشته باشیم. ولی نداریم. هر کارآفرینی که می‌بینم اولین چیزی که توجهم رو جلب می‌کنه اینه که این فرد از لحاظ ذهنی خیلی با من متفاوته!

اما هیچوقت به شکل قهرمان بش نگاه نمی‌کنم. ترامپ رو دوست دارم، اما ترامپ نیستم. اونه که کارآفرینِ هموطن رو قهرمان ملی معرفی می‌کنه. چون اون قهرمانه، اونی که سرمایه رو برمیداره و میره میشه خائن! و ترس درونی از همین خائن بودنه که باعث میشه بعضی‌ها ریاکارانه ادعا کنند «ما تا آخرش هستیم».
این رو برای نژادپرست جلوه دادن مخالفان قرنطینه درست کرده اما در واقع پیام جفت پلاکاردها درست هستند. سفیدپوست‌ها و سیاه‌ها تا همین الانش واقعا با هم قاطی نشدن. سیاه‌ها هنوز نمیخوان موزیک‌شون موزیک آمریکایی باشه، اول موزیک سیاهاس، بعد موزیک آمریکا! هنوز ترجیح میدن معلم بچه‌هاشون سیاه باشه (خودم باورم نمیشد تا قبل ازینکه مطالعه کنم دربارش). حتی استاندارد اخلاقی جداگانه‌ای برای همدیگه ساختند (یک سیاه اگه به جامعه سیاهان توهین کنه، هزینه اجتماعی بسیاری کمتری داره براش). کمونیسم همین بود که دولت به زور ارزش‌سازی کنه، گویی جامعه خمیر اسباب‌بازیه.

من جای اون خانوم بودم به جای فاصله‌گذاری اجتماعی می‌نوشتم «قرنطینه آدم‌های سالم مساوی است با کمونیسم»، ولی احتمالا منظورش همینه. سالم‌ها نباید مجبور باشند از هم فاصله بگیرند. حتی واژه قرنطینه معنی ایزوله کردن مبتلایان رو میده، نه سالم‌ها. در کمونیسم با یک بشکن همه جامعه باید رفتار دیکته شده رو اجرا کنند. چون حتی در رعایت الزامات بهداشتی همه باید با هم برابر باشند!
Anarchonomy
این رو برای نژادپرست جلوه دادن مخالفان قرنطینه درست کرده اما در واقع پیام جفت پلاکاردها درست هستند. سفیدپوست‌ها و سیاه‌ها تا همین الانش واقعا با هم قاطی نشدن. سیاه‌ها هنوز نمیخوان موزیک‌شون موزیک آمریکایی باشه، اول موزیک سیاهاس، بعد موزیک آمریکا! هنوز ترجیح…
بی‌دلیله که الان بیشتر این کمونیست‌ها هستند که مشتاقند تعطیلی شهرها تمدید بشه؟ کودکانه ذوق دارند تعداد بیشتری از مردم جوامع صنعتی مزه مفت‌خوری رو بچشند و این در مطالبات سیاسی آینده‌شون تأثیر بذاره‌. فردا اگه زنان گفتند باید برای زایمان و تربیت بچه ۳ سال! مرخصی با حقوق بدید، سخت میشه مخالفت کرد باش. چون اگه بگید منابعش از کجا تأمین شه خواهند گفت همونطوری که برای قرنطینه کرونا تأمین شد!
آهنگ‌های رپ رو گوش کنید، تو همشون این کلمه نیگا هست. اما اگه مدیر یک شرکت یه جا این کلمه رو استفاده کنه حتی با سی سال سابقه باید با شغلش خداحافظی کنه. چون ذهنیت کمونیستی اینطور فتوا داد که همه باید به اندازه برابر از غیرهم‌نژاد فحش نژادی بخورند! مسئله حل نژادپرستی نبود. مسئله معادل کردن دوز فحش‌خوری بود.
همین الان تبعیض نژادی در استخدام پیگرد قضایی داره! اسمش هم گذاشتن فراهم‌سازی برابری فرصت‌ها! ولی همینکه بعد دو قرن مجبوری با پتک قانونی و مجازات بایستی بالاسر استخدام‌کننده‌ها تا تبعیض قائل نشن یعنی ایراد همچنان سرجاشه. مثل اینه که دونفر از همدیگه خوششون نیاد، بعد مأمور بذاری که هر صبح چک کنه بهمدیگه دست میدن یا نه! چه ارزش انسانی داره اون دست دادن؟ چه ارزشی داره نیگا نگفتن وقتی از ترس اینه که اخراجت نکنند؟
من فکر می‌کنم شما باید بیشتر نگران بردگی خودتون باشید تا بردگی دیگران. کسی که فکر می‌کنه آزادی انسان لنگ دولت‌هاست، یعنی همون دولت‌هایی که برده‌داری صنعتی تو کارنامه‌شون هست و همین الان هم از هر فرصتی برای سلب آزادی‌های مردم استفاده می‌کنند، برده دولته. اونم ازون برده‌ها که به ارباب‌شون عشق میورزند.

انسان‌ها خودشون بلدند به تعادل و توافق با همدیگه برسند، نیاز به برابرسازی‌های مکانیکال نیست. الان برای پذیرش دانشگاه‌ها سهم تعیین کردن، که مثلا امسال باید این تعداد سیاهپوست در فلان رشته ثبت‌نام داشته باشی! اگه کمتر باشه میگن این دانشگاه safe نیست برای اقلیت‌ها! کمونیسم یعنی با همینقدر بیشعوری به مسایل انسانی نگاه کردن.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ظاهرا بستن کلیساها و کنیسه‌ها توسط فرماندار، پشتوانه قانونی نداره! و جالبه که وقتی از فرماندار نیوجرسی که اینکار رو کرده میپرسه «پس قانون اساسی‌مون که از حق انجام امور عبادی دفاع می‌کنه چی؟» میگه به اونجاش فکر نکردیم!
و ازون جالب‌تر اینه که مشروب‌فروشی‌ها رو جزء مشاغل ضروری قرار داده و وقتی ازش میپرسه رو چه حسابی؟ میگه دکترها گفتن اگه اینا بسته باشن معتادان الکل میریزن خیابون شلوغ می‌کنند ناجور میشه!
یعنی ملاک سلب آزادی، پتانسیل شرآفرینی کسانیه که قراره آزادی‌شون سلب بشه. چون الکلی‌ها محتمله شر بپا کنند بهتره آزادی‌شون سلب نشه، اما یهودی‌ها و مسیحی‌ها که حرف گوش می‌کنند، آزادی‌شون سلب میشه!

دقت کردید؟ اگه یک اینچ به دولت رو بدی، دولت یک مایل میاد جلو.‌ به قانون هم کاری نداره.
الان یه خنگی میاد میپرسه یعنی تو موافقی اماکنی که چندصدنفر توش جمع میشن باز باشه الان؟
از ششصد و اندی نفر جوانی که در ناو هواپیمابر آمریکا مشغول به کار بودند یک نفر فوت کرد از کرونا و دارند ازین نتیجه می‌گیرند که اگه هممون به اندازه کارکنان ثابت این ناو، جوان و سالم و از لحاظ فیزیکی قوی بودیم، یک ششصد و پنجاهم‌مون فوت می‌کرد! ولی نیستیم و هممون یه ایرادی داریم، یکی چاقه یکی وید میکشه یکی قندش بالاست، پس نرخ ما خیلی بدتر خواهد شد.
نمی‌دونم چرا محیط بسته و خفه و متراکم یک ناو رو با محیطی که مردم دارن توش زندگی می‌کنند یکی فرض می‌کنند. این شرایط فقط به بیمارستان شباهت داره، که محیط کوچکه و کادر درمان چندروز متوالیه که همونجاست و هوای آزاد هم نیست و حجم ویروس پراکنده در فضا هم بالاست.
اگه قرار بود یک از ششصد و پنجاه به جامعه تعمیم پیدا کنه الان جنازه جوانان بین ۲۰ تا ۴۵ سال رو باید با لودر جابجا میکردن.

کرونا یک نمایش زنده و تام از «با آمار دقیق میشه هر دروغی ساخت» بود.
به عنوان کسی که بارها مجبور بوده فست فود بگیره و روی یه نیمکت کنار خیابون ناهار بخوره امیدوارم کرونا بهانه‌ای بشه تا ساختار سرویس‌دهی رستورانی متحول بشه. من دوست ندارم در فاصله سی سانتی چندنفر غریبه غذا بخورم.. هرچند که در زمان پیک که ظهر باشه عملا جا هم نیست داخل بشینی.‌ نیمکت‌ها جای خوبی هستند، اما باد، سرما، گرما، و بارش باران و برف مزاحم و گاهی مانعه.
خیلی بهتر میشد اگه در خیابان‌های پرتردد اتاقک‌های شیشه‌ای درست کنند مخصوص غذاخوری. درست مثل کیوسک‌های تلفن که قدیم بود، اما حالا به جای تلفن یه میز کوچک با یک یا دوتا صندلی توش باشه.
حتی میشه برای درش قفل الکترونیکی تعبیه کرد که فقط مشتریان رستوران‌ها با موبایل‌شون بتونن بازش کنند.
Anarchonomy
Photo
انگلیسیه نوشته بود وقتی کنفرانس خبری دولت خودمون رو با کنفرانس خبری ترامپ مقایسه می‌کنم احساس خوبی پیدا می‌کنم که واسه ما انقدر متمدنانه‌ست!

طفلک‌ها فکر می‌کنند چون در آمریکا رییس‌جمهور و خبرنگارها جلوی چشم مردم همدیگه رو می‌درند یعنی آمریکا عقب افتاده در تمدن، و خودشون چون مثل بچه‌ خرخون‌های ردیف اول کلاس ساکت و دست به سینه میشینند و به خطبه‌های دولتمردان‌شون گوش میدن، یعنی جلوترند! غافل ازینکه دقیقا برعکسه، این اروپایی‌ها هستند که بازی رو آلردی باختن و دولت به طور کامل جای خدا رو گرفته. درسته خبرنگار آمریکایی، فیک‌نیوز و مزدور حزب دموکراته، اما همه این دریدن‌ها داره روی بستر قرصی انجام میشه که در اون بستر، دولت آدم بده‌ست!
برای همینه که ماسک نزدن در آمریکا علم‌ستیزی نیست، با اینکه ماسک واقعا موثره؛ بلکه یک اکت سیاسی-حقوقیه.
میگن صدسال پیش که انفولانزا داشت قتل عام می‌کرد هم آمریکایی‌ها مقاومت میکردن دربرابر ماسک زدن و جهالت تکرار شده! (دقیقا به همین شکل در سانفرانسیسکو تظاهرات کردند و به ماسک اجباری اعتراض کردند. ازونجایی که ماسک یک نوع پوششه، استدلال‌شون این بود که اگه امروز بذاریم نوعی از پوشش رو بمون تحمیل کنند، فردا خیلی چیزهای دیگه رو هم تحمیل خواهد کرد. این نوع از دغدغه کاملا فراتر از ذهن جهان‌سومی‌هاست). اما این به معنی تکرار تاریخ نیست. به این معنی نیست که مردم رشد فکری نداشتند در این یک قرن گذشته. بلکه به این معنیه که الیت جامعه یک قرن وقت داشته روی پیام‌سازی خودش کار کنه، ولی نکرده. در دنیای بازاریابی گفته میشه حتی اگه مشتری برداشت اشتباهی داشته باشه، تقصیر مشتری نیست، تقصیر بازاریابه. حتی اگه شرکت رقیب به شرکت شما تهمت‌های ناروا زد و با اینکه اون اتهامات کاملا جعلی و بی‌معنی بودند مردم باورش کردند، تقصیر مردم نیست، تقصیر روابط عمومی شماست که نتونسته مردم رو قانع کنه که اون تهمت‌ها بی‌اساسند.
اگه به آرشیو روزنامه‌هایی که در سال ۱۹۱۷ چاپ شدند مراجعه کنیم می‌بینیم دولت فدرال و دولت‌های ایالتی دقیقا همین کارهایی رو کردند که الان دارند می‌کنند، یعنی تعطیلی‌های بی‌برنامه و اغلب پس از مرگ سهراب، و بدون توجه به اقشار آسیب‌پذیر. همون موقع هم الیت علمی و سیاسی جامعه روی برج عاج بود و انتظار داشت به مردم بگه جمشید جمع بشن و بگه خمشید و خم بشن. صدساله که یاد نگرفتند طوری از سلامت جامعه صیانت کنند که مردم احساس نکنند داخل رمان ۱۹۸۴ قرار گرفتن.

باز هم تکرار می‌کنم همه جاهای دیگه رو رها کنید و فقط آمریکا رو دنبال کنید. همه خبرها اونجاست و اونجا خواهد بود.