Anarchonomy
پزشکان اورژانس نیویورک ۵۰ مریض کرونایی که سطح اکسیژن خونشون بین ۶۹ تا ۸۵ بوده رو به جای اینکه بلافاصله براشون ونتیلاتور وصل کنند، روی شکم خوابوندن و در عرض دو ساعت سطح اکسیژن به ۹۴ رسیده! بعد از ۲۴ ساعت فقط ۱۳ نفرشون، که اغلب سالمند بودن، نیاز به ونتیلاتور…
روی صورت هرکی دوتا ماسک روی هم میذارم میگه «بردار بردار خفه شدم». البته سخته واقعا، و البته برای بیشتر محیطها نیاز به دوتا ماسک نیست، ولی اینکه انقدر راحت حس خفگی بشون دست میده نشون میده ماهیچههای داخلی و قفسه سینه مردم ضعیفه.
سادهترین راه برای تقویت قدرت تنفس، پیادهرویه. به شکلی که در اوجش اگه از فرد یک سوال بپرسیم با یک جمله بتونه جواب بده. اگه بتونه بیش از یک جمله ادا کنه یعنی خیلی شل راه میرفته، و اگه یک جمله رو هم نتونه تموم کنه یعنی زیادی تند رفته.
یک تئوری در ذهن دارم که اینهایی که با کرونا حالشون وخیم میشه کسانی هستند که با ماشین همهجا میرن و عادت به پیادهروی ندارن (البته به عنوان یکی از دلایل). کاش یه تحقیقی در این باره انجام بدن. خیلی از اهالی نیویورک اپل واچ دارند، شاید از دیتایی که ساعتشون جمع کرده بشه یه چیزهایی فهمید (مشکل اینه که بیشتر، جوانها این ساعتها رو استفاده میکنند).
سادهترین راه برای تقویت قدرت تنفس، پیادهرویه. به شکلی که در اوجش اگه از فرد یک سوال بپرسیم با یک جمله بتونه جواب بده. اگه بتونه بیش از یک جمله ادا کنه یعنی خیلی شل راه میرفته، و اگه یک جمله رو هم نتونه تموم کنه یعنی زیادی تند رفته.
یک تئوری در ذهن دارم که اینهایی که با کرونا حالشون وخیم میشه کسانی هستند که با ماشین همهجا میرن و عادت به پیادهروی ندارن (البته به عنوان یکی از دلایل). کاش یه تحقیقی در این باره انجام بدن. خیلی از اهالی نیویورک اپل واچ دارند، شاید از دیتایی که ساعتشون جمع کرده بشه یه چیزهایی فهمید (مشکل اینه که بیشتر، جوانها این ساعتها رو استفاده میکنند).
رانت یه جور دزدیه، اما مفقودی نیست. پولی گم نشده، فقط به جای خرج شدن در زیرساخت مثلا، صرف سوبسید غذای گربه شده. جای دوری نرفته. شاید همسایهتون که اون غذای گربه رو ارزونتر از چیزی که باید میبود خریده، ازش سهمی داشته، بدون اینکه حتی بدونه. و در کلان قضیه، باعث از بین رفتن رقابت و بیکاری شده.
المپیک یونان هم مثال خوبی برای «مصارف آلترناتیو» نیست. برای من که سوبسید به غذای گربه با سوبسید به استخر ورزشی پنجاه متری، به یک اندازه «دور ریختن منابع» حساب میشن. تازه شاید غذای گربه کمتر، چون به هرحال مخلوق خداست و در این ریخت و پاش یه چیزی گیرش اومده.
و ازین غارتگریها نمیشه نتیجه گرفت ایران در ثروت غلت میزند. مردم فکر میکنند خروجی اقتصاد ما خیلی بیشتر از یونانیه که نفت نداره و جمعیتش هم یک هشتم ماست، ولی اونقدرها هم بیشتر نیست. در تولید ناخالص ملی شاید همین الان که این رو میخونید دو برابر باشه (در صادرات اگه نفت و پتروشیمی رو حذف کنیم برعکس میشه، یعنی اونها دو برابر ما صادرات دارند).
متأسفانه این تصور وجود داره که یه اتاقکی هست که توش پر طلا و جواهراته، که یه در داره. آخوندها تو اون اتاقند و ما هشتاد میلیون ایرانی پشت دریم. اگه در شکسته بشه، همهچی حله!
اما مسئله این نیست. مسئله اینه که اینها پتانسیلهای ما رو قفل کردن. ثروتی که میتوانستیم تولید کنیم (یعنی قبلا نبوده) بسیار بیشتر ازون ثروتیه که همین الان هست ولی به مردم نمیرسه. بنابراین فقیر نیستیم به این علت که پول نفت عادلانه توزیع نشده. فقیر هستیم به این علت که نمیذارن آزادانه فعالیت کنیم. اگر آزاد بودیم یک سنت از پول اون نفت هم موضوعیتی برامون نداشت. میرفتند با تمام اون پول در قابلمه ویروسیاب میخریدند هم باکی نبود.
https://t.me/mamlekate/50362
المپیک یونان هم مثال خوبی برای «مصارف آلترناتیو» نیست. برای من که سوبسید به غذای گربه با سوبسید به استخر ورزشی پنجاه متری، به یک اندازه «دور ریختن منابع» حساب میشن. تازه شاید غذای گربه کمتر، چون به هرحال مخلوق خداست و در این ریخت و پاش یه چیزی گیرش اومده.
و ازین غارتگریها نمیشه نتیجه گرفت ایران در ثروت غلت میزند. مردم فکر میکنند خروجی اقتصاد ما خیلی بیشتر از یونانیه که نفت نداره و جمعیتش هم یک هشتم ماست، ولی اونقدرها هم بیشتر نیست. در تولید ناخالص ملی شاید همین الان که این رو میخونید دو برابر باشه (در صادرات اگه نفت و پتروشیمی رو حذف کنیم برعکس میشه، یعنی اونها دو برابر ما صادرات دارند).
متأسفانه این تصور وجود داره که یه اتاقکی هست که توش پر طلا و جواهراته، که یه در داره. آخوندها تو اون اتاقند و ما هشتاد میلیون ایرانی پشت دریم. اگه در شکسته بشه، همهچی حله!
اما مسئله این نیست. مسئله اینه که اینها پتانسیلهای ما رو قفل کردن. ثروتی که میتوانستیم تولید کنیم (یعنی قبلا نبوده) بسیار بیشتر ازون ثروتیه که همین الان هست ولی به مردم نمیرسه. بنابراین فقیر نیستیم به این علت که پول نفت عادلانه توزیع نشده. فقیر هستیم به این علت که نمیذارن آزادانه فعالیت کنیم. اگر آزاد بودیم یک سنت از پول اون نفت هم موضوعیتی برامون نداشت. میرفتند با تمام اون پول در قابلمه ویروسیاب میخریدند هم باکی نبود.
https://t.me/mamlekate/50362
Telegram
مملکته
یونان یک المپیک برگزار کرد با حدود 4.5 میلیارد دلار هزینه، و همین هزینه کمر اقتصادش رو شکست.
حالا تو ایران سالی ۴-۵ میلیارد دلار فقط گم میشه، و باز هم این کشور اونقدر ثروت و سرمایه داره که سالهای بعدش بازم گم میشه.
شما ببین چه کشور ثروتمندی داریم و اینقدر…
حالا تو ایران سالی ۴-۵ میلیارد دلار فقط گم میشه، و باز هم این کشور اونقدر ثروت و سرمایه داره که سالهای بعدش بازم گم میشه.
شما ببین چه کشور ثروتمندی داریم و اینقدر…
پیغمبر هم بودم فرقی نداشت، کسانی که دهانشون چسبیده به پستان دولت رو نمیتونستم به راه راست هدایت کنم 😄
چرا باید رییس اون کارگاه تولیدی مهمتر از صاحب سگه باشه؟ مگه با همین منطق شصت سال ایران خودرو آشغال تحویلمون نداده؟
من نمیدونم کدومش مهمتره، نباید هم بدونم. فقط بازار صلاحیت این رو داره که کشف کنه کدومش مهمتره. من فقط میتونم حدس بزنم.. مثلا یکی از حدسیاتم اینه که اگه به جای خودروسازی روی پرورش سگ و صنایع وابستهش کار میکردیم هم الان اشتغال بیشتری ایجاد شده بود هم ارز بیشتری وارد کشور میشد. خوبی سگ اینه که بیشتر کار مهندسیش با طبیعته، کافیه از مادرش مراقبت کنی، خودش تولید باکیفیتی میده بیرون که در تمام دنیا قابل رقابته. ولی سمند رو تو عراق هم نمیشه فروخت. حتی در بازار داخل، همین الان سایت دیوار رو چک کنید، فروش سمندر از سمند پررونقتره. 😁
چرا باید رییس اون کارگاه تولیدی مهمتر از صاحب سگه باشه؟ مگه با همین منطق شصت سال ایران خودرو آشغال تحویلمون نداده؟
من نمیدونم کدومش مهمتره، نباید هم بدونم. فقط بازار صلاحیت این رو داره که کشف کنه کدومش مهمتره. من فقط میتونم حدس بزنم.. مثلا یکی از حدسیاتم اینه که اگه به جای خودروسازی روی پرورش سگ و صنایع وابستهش کار میکردیم هم الان اشتغال بیشتری ایجاد شده بود هم ارز بیشتری وارد کشور میشد. خوبی سگ اینه که بیشتر کار مهندسیش با طبیعته، کافیه از مادرش مراقبت کنی، خودش تولید باکیفیتی میده بیرون که در تمام دنیا قابل رقابته. ولی سمند رو تو عراق هم نمیشه فروخت. حتی در بازار داخل، همین الان سایت دیوار رو چک کنید، فروش سمندر از سمند پررونقتره. 😁
فرض کنیم شما مسئول توزیع رانت ارزی هستید. فرض کنیم فقط میتوانید به یکی ازین دو شرکت ارز دولتی بدهید. فرض کنیم مبلغ ثبت سفارش یکسان است. کدام را انتخاب میکردید؟
Anonymous Poll
43%
شرکت اصلاح نژاد سگ، برای آزمایشگاه ژنتیکش یک فریزر ساخت زیمنس آلمان را میخواهد.
57%
شرکت خودروساز برای تکمیل مونتاژ، ECU ساخت بوش آلمان را میخواهد.
تا وقتی رانت هست همه امکان عصبانی شدن دارند. مشکل اینه که عدهای ادای دلسوزی برای طبقات فقیر رو درمیارن! الان هم وانمود میکنند روش درست توزیع این رانت اینه که این پول صرف سوبسید گندم میشد مثلا!.. خب الان بیش از نیم قرنه که داره صرف همین کار میشه، پس چرا مردم ایران هنوز دارند نانی از نانواییها تحویل میگیرند که معده کرکس هم نمیتونه هضمش کنه؟
در لیست مواد ضدعفونیکننده غیرمجازی که منتشر شده برندی هست که در بعضی ادارات توزیع شده! اینکه این همه محصول غیرمجاز در حال فروشه سطح اول این هرج و مرجه. سطح دوم اینه که خیلی از داروخانهها داشتند اینها رو میفروختند. و حالا سطح سوم اینه که دولت اینها رو بین کارمندان خودش هم پخش کرده! یعنی دستگاه عریض و طویل وزارت بهداشت، حتی در حفاظت از سلامت کارکنان خود دولت هم عاجزه!
وزیر قبلی که یک انگل رانتی بود و خودش رو لیبرال جا میزد متوجه این ناکارآمدی بود و این مجموعه عظیم از وظایف که بر عهده این نهاد افتاده رو غیرعادی میدونست. ولی راهحلش همون راهحلیه که هر بروکراتی ممکنه بده: تقسیم وظایف در سازمانهای مختلف! که متعاقبا نیاز به خلق بیست و شش سازمان جدید هم خواهد داشت. اما اگه اینکه یک کیک شکلاتی رو به جای درسته خوردن هشت قسمت کنید و بخورید، جلوی بالارفتن قند خونتون رو نمیگیره.
من نمیدونم چطور میشه شرایطی فراهم کرد که کسی به جای الکل، آب تحویل نگیره. اما راه حلش قطعا نظارت و دخالت دولت نیست. همه این نظارتها و برچسبها و کدها و استانداردها، بخشی از یک تئاتره. اینها اطمینان ایجاد نمیکنند، فقط توهم اطمینان میسازند، و برای این کار هزاران کارمند دارند. و متأسفانه مردم چنان به این توهم وابستگی روانی دارند که اگه بگی از فردا هیچ نظارت بهداشتی وجود نخواهد داشت، دچار پنیک میشن! حتی ممکنه عدهای از شدت خودتلقینی که مسموم شدهاند به بیمارستان مراجعه کنند.
وزیر قبلی که یک انگل رانتی بود و خودش رو لیبرال جا میزد متوجه این ناکارآمدی بود و این مجموعه عظیم از وظایف که بر عهده این نهاد افتاده رو غیرعادی میدونست. ولی راهحلش همون راهحلیه که هر بروکراتی ممکنه بده: تقسیم وظایف در سازمانهای مختلف! که متعاقبا نیاز به خلق بیست و شش سازمان جدید هم خواهد داشت. اما اگه اینکه یک کیک شکلاتی رو به جای درسته خوردن هشت قسمت کنید و بخورید، جلوی بالارفتن قند خونتون رو نمیگیره.
من نمیدونم چطور میشه شرایطی فراهم کرد که کسی به جای الکل، آب تحویل نگیره. اما راه حلش قطعا نظارت و دخالت دولت نیست. همه این نظارتها و برچسبها و کدها و استانداردها، بخشی از یک تئاتره. اینها اطمینان ایجاد نمیکنند، فقط توهم اطمینان میسازند، و برای این کار هزاران کارمند دارند. و متأسفانه مردم چنان به این توهم وابستگی روانی دارند که اگه بگی از فردا هیچ نظارت بهداشتی وجود نخواهد داشت، دچار پنیک میشن! حتی ممکنه عدهای از شدت خودتلقینی که مسموم شدهاند به بیمارستان مراجعه کنند.
وضع بزرگراههای لسآنجس
چیزی که از بیل گیتس گرفته تا فرمانداران ایالتی متوجه نیستند اینه که سلسله پیامهاست که اهمیت داره، نه تک تک پیامها. هیچ پیامی مستقل از پیام قبلی و پیام بعدی نیست. مردم به سلسله نگاه میکنند و برداشت خودشون رو شکل میدن. از سلسله پیامهایی که از سمت دولت یا طبقه الیت به عوام ارسال شده فقط میشه این برداشت رو کرد که ۱- فرماندار نمیدونه چه غلطی میخواد بکنه، و ۲- اگه هم بدونه چه غلطی میخواد بکنه، توانش رو نداره.
اگه سلسله پیام رو درست طراحی کنی، مردم کاری که براشون خیلی سخت باشه هم انجام میدن، و اگه درست طراحی نکنی کاری که آسون باشه هم انجام نمیدن.
چیزی که از بیل گیتس گرفته تا فرمانداران ایالتی متوجه نیستند اینه که سلسله پیامهاست که اهمیت داره، نه تک تک پیامها. هیچ پیامی مستقل از پیام قبلی و پیام بعدی نیست. مردم به سلسله نگاه میکنند و برداشت خودشون رو شکل میدن. از سلسله پیامهایی که از سمت دولت یا طبقه الیت به عوام ارسال شده فقط میشه این برداشت رو کرد که ۱- فرماندار نمیدونه چه غلطی میخواد بکنه، و ۲- اگه هم بدونه چه غلطی میخواد بکنه، توانش رو نداره.
اگه سلسله پیام رو درست طراحی کنی، مردم کاری که براشون خیلی سخت باشه هم انجام میدن، و اگه درست طراحی نکنی کاری که آسون باشه هم انجام نمیدن.
نسیم طالب میگه سلامت رو نمیشه از اقتصاد جدا کرد، هیچ بهانهای وجود نداره که دولتها و شرکتها برای این شرایط آماده نباشند.
البته ایشون تا الان بیشتر روی اینکه دولتها بهانهای ندارند متمرکز بود، اخیرا بیزینسها رو هم خطاکار میدونه. ولی من خیلی وقته که میگم مشکل از بیزینسهاست، چون هیچ پساندازی ندارند. اما پسانداز داشتن با «برای این شرایط آماده بودن» کمی متفاوته. چون شرایط فعلی شبیه یه چیز رندوم شده. هرجای دنیا یه جوریه، با شدتهای مختلف.. از کمی بدتر از نرمال گرفته، تا آخرالزمانی. چطور میشه برای یک چیز رندوم آماده بود؟ شرایط کشورت میتونست مثل سنگاپور باشه، و میتونست مثل نیویورک باشه. آیا آماده شدن برای هر دو یکیه؟ آیا شرکتی که برای شرایط سنگاپوری آمادهست میتونه برای شرایط نیویورکی هم آماده باشه؟ اصلا چطور میشه برای شرایط نیویورکی آماده بود که هرروز هفتصدنفر میمیرند و همهجا بستهست و همه انقدر وحشتزدهاند که اگه دولت هم حکم بازگشایی بده مشتری وجود نداره و هیچچیز هم معلوم نیست و هیچ افقی هم دیده نمیشه؟ آیا راهنما و گایدلاینی هست برای آمادگی برای این شرایط عجیب؟ اینکه تقصیر کی بود و اگر چه میشد چنین نمیشد و فلان، یه بحث دیگهست. فعلا که شده. برای دقیقا همین چیزی که شده چطور میشد آماده بود؟
فرض کنید من یه باشگاه ورزشی با دهتا شعبه دارم در مناطق پرتردد شهر. همه سالنها استیجاری هستند، چون اصلا برام ممکن نبوده که تو اون منطقه شهر بخوام مالک سالن باشم! صاحب ملکها هم خودشون جای دیگه قسط میدن و اجاره من رو لازم دارن، یعنی نمیشه ندم. برای خرید دستگاهها هم وام گرفتم و دارم قسط میدم. فرض کنیم عاقل بودم و انقدری پسانداز داشتم که حقوق سه ماه کارکنانم رو بشون دادم و فرستادمشون خونه. اجارهها و قسطها رو چیکار کنم وقتی قراره تا حداقل ششماه بعد هیچکس پاشو نذاره تو باشگاه؟ این بیزینس هیچ راهی جز ورشکستگی نداره، با «این شرایط».
البته ایشون تا الان بیشتر روی اینکه دولتها بهانهای ندارند متمرکز بود، اخیرا بیزینسها رو هم خطاکار میدونه. ولی من خیلی وقته که میگم مشکل از بیزینسهاست، چون هیچ پساندازی ندارند. اما پسانداز داشتن با «برای این شرایط آماده بودن» کمی متفاوته. چون شرایط فعلی شبیه یه چیز رندوم شده. هرجای دنیا یه جوریه، با شدتهای مختلف.. از کمی بدتر از نرمال گرفته، تا آخرالزمانی. چطور میشه برای یک چیز رندوم آماده بود؟ شرایط کشورت میتونست مثل سنگاپور باشه، و میتونست مثل نیویورک باشه. آیا آماده شدن برای هر دو یکیه؟ آیا شرکتی که برای شرایط سنگاپوری آمادهست میتونه برای شرایط نیویورکی هم آماده باشه؟ اصلا چطور میشه برای شرایط نیویورکی آماده بود که هرروز هفتصدنفر میمیرند و همهجا بستهست و همه انقدر وحشتزدهاند که اگه دولت هم حکم بازگشایی بده مشتری وجود نداره و هیچچیز هم معلوم نیست و هیچ افقی هم دیده نمیشه؟ آیا راهنما و گایدلاینی هست برای آمادگی برای این شرایط عجیب؟ اینکه تقصیر کی بود و اگر چه میشد چنین نمیشد و فلان، یه بحث دیگهست. فعلا که شده. برای دقیقا همین چیزی که شده چطور میشد آماده بود؟
فرض کنید من یه باشگاه ورزشی با دهتا شعبه دارم در مناطق پرتردد شهر. همه سالنها استیجاری هستند، چون اصلا برام ممکن نبوده که تو اون منطقه شهر بخوام مالک سالن باشم! صاحب ملکها هم خودشون جای دیگه قسط میدن و اجاره من رو لازم دارن، یعنی نمیشه ندم. برای خرید دستگاهها هم وام گرفتم و دارم قسط میدم. فرض کنیم عاقل بودم و انقدری پسانداز داشتم که حقوق سه ماه کارکنانم رو بشون دادم و فرستادمشون خونه. اجارهها و قسطها رو چیکار کنم وقتی قراره تا حداقل ششماه بعد هیچکس پاشو نذاره تو باشگاه؟ این بیزینس هیچ راهی جز ورشکستگی نداره، با «این شرایط».
معمولا اینایی که میگن «چرا اینجوری میکشیدشون؟» راه حل دیگهای ندارن، یا اگه داشته باشن راه حلیه که هزینهش بیشتره و حاضر نیستن اون هزینه مازاد رو از جیب بدن.
اما مسئله حتی اون هم نیست. مسئله اینه که خسارت انسانی بوجود اومده رو نمیبینند. در مورد ویروس کرونا اثر پروانهای رو قبول دارن یا اخیرا بش ایمان آوردن، که یه نفر یه جا خفاش میخوره و به خاطرش یه کارخونه کفش در انگلیس ورشکست میشه! اما در مورد سیاستهای اقتصادی چنین برداشتی ندارند. در حالی که اون هم با ابعادی وسیعتر و عمیقتر همینطوره. یه روزی دولت در پایتخت یه تصمیمی میگیره، و یه روز دیگه یک نفر در جایی خیلی دورتر به خاطر بدهی خودکشی میکنه.
اول باید مسئله انسان رو حل کنی بعد بیای به مسئله جوجه بپردازی.
اما مسئله حتی اون هم نیست. مسئله اینه که خسارت انسانی بوجود اومده رو نمیبینند. در مورد ویروس کرونا اثر پروانهای رو قبول دارن یا اخیرا بش ایمان آوردن، که یه نفر یه جا خفاش میخوره و به خاطرش یه کارخونه کفش در انگلیس ورشکست میشه! اما در مورد سیاستهای اقتصادی چنین برداشتی ندارند. در حالی که اون هم با ابعادی وسیعتر و عمیقتر همینطوره. یه روزی دولت در پایتخت یه تصمیمی میگیره، و یه روز دیگه یک نفر در جایی خیلی دورتر به خاطر بدهی خودکشی میکنه.
اول باید مسئله انسان رو حل کنی بعد بیای به مسئله جوجه بپردازی.
«در قانون حمایتی جدید که برای کرونا تصویب شده بیمارستانی که مریضش رو کرونایی معرفی کنه ۱۵ درصد بیشتر میتونه از بیمه بگیره. منتظر باشید هرکس تو بیمارستانهای آمریکا سرفه کرد، کرونایی رد کنند».
وقتی درباره سلسله پیامها نوشتم منظورم همین چیزها بود. اگه بیمارستانی ادعای دروغ کنه، بیمه پوستش رو میکنه. ولی این مهم نیست. اگه هم بیمارستانهایی الان دارن اینکارو میکنند تعدادشون خیلی کمه، ولی این هم مهم نیست. مهم اینه که مردم این که «تعداد بالاتر کروناییها جایزه قانونی داره» رو میذارن کنار بقیه پیامها و از کلش یک برداشت درمیارن.
وقتی درباره سلسله پیامها نوشتم منظورم همین چیزها بود. اگه بیمارستانی ادعای دروغ کنه، بیمه پوستش رو میکنه. ولی این مهم نیست. اگه هم بیمارستانهایی الان دارن اینکارو میکنند تعدادشون خیلی کمه، ولی این هم مهم نیست. مهم اینه که مردم این که «تعداد بالاتر کروناییها جایزه قانونی داره» رو میذارن کنار بقیه پیامها و از کلش یک برداشت درمیارن.
- فقط وقتی که این عدد پایینه میشه باش انتخابات رو پیشبینی کرد یا بالا هم میره میشه؟ چون ندیدم وقتی ۵۰ میشه چیزی بنویسه دربارهش.
- بین ۴۱ تا ۴۶ یعنی از ۴۱ به ۴۶ یا از ۴۶ به ۴۱؟ این دو تا با هم فرق دارن. جانور آکادمیک گوگولیمون فکر کرده ما فرقش رو نمیفهمیم. بهرحال حالت اوله، یعنی در هفته اخیر رشد داشته نه سقوط.
- میدونید چه زمان دیگهای این عدد ۴۶ بوده؟ ۲۷ دسامبر یک سال پیش. نه کرونایی بود نه خبری بود. اتفاقا ترامپ در یک حرکت ناسیونالیستی پا شد رفت عراق تا شب عید پیش سربازهای آمریکایی باشه.
- لشکر بیکاران قراره به چه کسی غیر از ترامپ رأی بدن؟ به بایدن؟ پس بهتره اول فالوعش کنند. فالوعرهای ترامپ در توعیتر و فیسبوک بالای ۱۰۰ میلیون کاربره. مجموع فالوعرهای بایدن ۶ میلیون نفر!
- بین ۴۱ تا ۴۶ یعنی از ۴۱ به ۴۶ یا از ۴۶ به ۴۱؟ این دو تا با هم فرق دارن. جانور آکادمیک گوگولیمون فکر کرده ما فرقش رو نمیفهمیم. بهرحال حالت اوله، یعنی در هفته اخیر رشد داشته نه سقوط.
- میدونید چه زمان دیگهای این عدد ۴۶ بوده؟ ۲۷ دسامبر یک سال پیش. نه کرونایی بود نه خبری بود. اتفاقا ترامپ در یک حرکت ناسیونالیستی پا شد رفت عراق تا شب عید پیش سربازهای آمریکایی باشه.
- لشکر بیکاران قراره به چه کسی غیر از ترامپ رأی بدن؟ به بایدن؟ پس بهتره اول فالوعش کنند. فالوعرهای ترامپ در توعیتر و فیسبوک بالای ۱۰۰ میلیون کاربره. مجموع فالوعرهای بایدن ۶ میلیون نفر!
یه حقوقخوانده میشناختم در اوائل تحقیقات مولر درباره ترامپ گفت این پرونده تاریخ آمریکا رو عوض میکنه، من خوندمش.. از لحاظ حقوقی یه تکان بزرگ ایجاد میکنه. اصلا منتظر انقلاب باشید.
تکان بزرگش این بود که فهمیدیم در افبیآی هم مثل وزارت بهداشت، چهارتا آدم سالم و باعرضه پیدا نمیشه، و اگه هم در کاری زرنگ باشن، فریب افکار عمومیه. که همین دیروز فهمیدیم اون تحقیق رو با علم به اینکه گزارشات واصله فیک بودن، به جریان انداختن!
جانور آکادمیک نه بزرگی چیزهای بزرگ رو میتونه تشخیص بده نه کوچکی چیزهای کوچک رو.
تکان بزرگش این بود که فهمیدیم در افبیآی هم مثل وزارت بهداشت، چهارتا آدم سالم و باعرضه پیدا نمیشه، و اگه هم در کاری زرنگ باشن، فریب افکار عمومیه. که همین دیروز فهمیدیم اون تحقیق رو با علم به اینکه گزارشات واصله فیک بودن، به جریان انداختن!
جانور آکادمیک نه بزرگی چیزهای بزرگ رو میتونه تشخیص بده نه کوچکی چیزهای کوچک رو.
بشر همون موقع که داشت ماه رو فتح میکرد میدونست که درباره خیلی چیزها هنوز چیزی نمیدونه و این مانع غره شدنش نشد. «حالا» تحولی در این آگاهی باستانی ایجاد نشده. فتح ماه که پیچیدهست، مردم برای زدن رکورد دوی ماراتن در بیابان هم مغرور میشن. با اینکه میدونن یک شتر همچنان ازشون مقاومتره.
زوال عقل خودشون رو به زوال عقل تجربی نسبت میدن. اگه فردا خودش مبتلا بشه، انشاءالله، و دارویی که تنش ریهش رو کم کنه گیر نیاد، فحش خواهد داد به دولت که چرا ما را نجات نمیدی؟ چرا محصول عقل تجربی در دسترس نیست با اینکه پولش هم دارم؟ یه فحش موازی هم خواهد داد که چرا «مستضعفان» ازین محصول علم تجربی محرومند؟
زوال عقل خودشون رو به زوال عقل تجربی نسبت میدن. اگه فردا خودش مبتلا بشه، انشاءالله، و دارویی که تنش ریهش رو کم کنه گیر نیاد، فحش خواهد داد به دولت که چرا ما را نجات نمیدی؟ چرا محصول عقل تجربی در دسترس نیست با اینکه پولش هم دارم؟ یه فحش موازی هم خواهد داد که چرا «مستضعفان» ازین محصول علم تجربی محرومند؟
شارلاتانیزم یعنی هرجا خواستیم ادای عدالتطلبی دربیاریم به جای کلمه اقتصاد از کلمه «پول» استفاده کنیم، و هرجا خواستیم ادای اقتصادخواندهها رو دربیاریم به جای کلمه پول از کلمه «نقدینگی» استفاده کنیم، و هرجا خواستیم ادای جامعهشناسان رو دربیاریم به جای تمام کلمات پول و سرمایه و مالکیت و همه اینها از کلمه «اقتصاد» استفاده کنیم که فکر کنند داریم درباره یک چیز پیچیده صحبت میکنیم!
وکیل «ضعفا» از موکل خودش بیخبره. چرا که فعلا این ضعفا هستند که عجله دارند برای بازگشایی شهرها و برگشتن کسب و کارها به وضعیت عادی. فعلا سلبریتیها و حقوقبگیرهای دولتی هستند که خیلی نگران «موج دوم» شیوع بیماری هستند. آقای وکیل که با پول ماشینش میتونه برای سه تا جنگ هستهای و دوبار طاعون آذوقه جمع کنه، به کدوم دسته تعلق داره؟
وکیل «ضعفا» از موکل خودش بیخبره. چرا که فعلا این ضعفا هستند که عجله دارند برای بازگشایی شهرها و برگشتن کسب و کارها به وضعیت عادی. فعلا سلبریتیها و حقوقبگیرهای دولتی هستند که خیلی نگران «موج دوم» شیوع بیماری هستند. آقای وکیل که با پول ماشینش میتونه برای سه تا جنگ هستهای و دوبار طاعون آذوقه جمع کنه، به کدوم دسته تعلق داره؟
چجوری از صف یا هجوم مردم در بلکفرایدی برای خرید اجناس نزدیک به مفت نتیجه میگیرند سرمایهداری مردم رو حریص کرده، و الان از صفهای طولانی برای غذای مجانی خیریهها نتیجه میگیرند همهشون چون گرسنه هستند اونجا هستند؟
نه اصلا کنایهای در کار نیست. دارم صادقانه میپرسم.. چطور از دور تشخیص میدن یه نفر چون گشنهست تو صفه یا چون نمیخواد از غذای مفت بگذره تو صفه؟ چون اگه تکنیکی داره منم میخوام یاد بگیرم. تو ایران لازم دارم.
نه اصلا کنایهای در کار نیست. دارم صادقانه میپرسم.. چطور از دور تشخیص میدن یه نفر چون گشنهست تو صفه یا چون نمیخواد از غذای مفت بگذره تو صفه؟ چون اگه تکنیکی داره منم میخوام یاد بگیرم. تو ایران لازم دارم.
در مورد افتضاح رسانهای سپاه در مورد دستگاه ویروسیاب بعضی از دوستان همه وابستگان نظام رو یککاسه میکنند، چون در گله گاو، فرقی بین گاوهای عقبی و گاوهای جلویی نیست. ولی واقعیت اینه که در این مسائل، اینها در سه گروه قرار میگیرند.
گروه اول، اون شارلاتانهایی هستند که میدونند سیستم از لحاظ محتوایی کاملا تهی است و تنها کار منطقی سوء استفاده از ظرفیتهای حاکمیتیش برای مکیدن بیتالماله. هم خریدار و هم فروشنده خودشون میدونند دارن چه کلاهی سر سیستم میذارن، چون دقیقا با همین هدف داخل سیستم هستند. تجربیات سه دهه گذشته در بیتفاوتی سیستم نسبت به مصالح خودش هم این جسارت رو بشون داده که در طراحی کلاهبرداریهاشون وسواس کمتری به خرج بدن.
گروه دوم، مدیران و سرداران بالا دستی هستند که فقط به خاطر تعهد ایدئولوژیک و مورد اعتماد بودن در جایگاه بالا قرار گرفتن و به شخصه سرگین شتر و فلافل لبنانی رو از همدیگه تشخیص نمیدن. و ازونجایی که به دلایل امنیتی و یا قبیلهای، برای انجام امور به هیچکس جزء اعضای گروه اول دسترسی ندارند، توسط همونها مورد سوء استفاده قرار میگیرند. تصور عموم اینه که حتی اینها هم بخشی از گروه اول هستند، اما کسانی که از نزدیک با اینها کار کردن میدونن که خیلیهاشون دنبال ثروتاندوزی نیستند. (ایدئولوژی مذهبی و قدرتطلبی؛ هردو قویتر از پولپرستی هستند).
گروه سوم، دستاندرکاران و بقیه بدنه الیگارشی هستند که دارند از کنار زمین مکانیزم و رابطه بین گروه اول و دوم رو تماشا میکنند و متوجه هستند داره چه اتفاقی میفته و در عین حال کوچکترین اهمیتی براشون نداره، یا اینکه به عنوان یک واقعیت اجتنابناپذیر پذیرفتنش. از فیلمبرداری که داره از مراسم رونمایی فیلم میگیره (و بعدها که بارش رو بست مجموعه این اتفاقات رو که نود و نه درصدشون هیچوقت رسانهای نمیشن رو به عنوان خاطرات و «داستانی داشتیم با این مشنگها» برای دوستانش که به سختی باور میکنند تعریف خواهد کرد، و در کنارش نمایش افسوس برای فرصتهایی که مملکت از دست داد رو اجرا میکنه) گرفته تا بقیه بروکراتها و تکنوکراتهایی که وظیفه مملکتداری و حفاظت مهندسی از منافع شبکه روی دوششون قرار گرفته و تلاش میکنند روغن بنفشه جای اویگان رو نگیره.
این گروه سومه که هم نقش مهمی داره و هم پرجمعیتتره. اینها لزوما کلاهبردار نیستند و حتی در بینشون افراد وظیفهشناس هم دیده میشه، اما هیچ انگیزهای برای نجات سیستم ندارند.
این ترکیب رو اینطور میشه خلاصه کرد: دزد، دیوانه، درمانده!
گروه اول، اون شارلاتانهایی هستند که میدونند سیستم از لحاظ محتوایی کاملا تهی است و تنها کار منطقی سوء استفاده از ظرفیتهای حاکمیتیش برای مکیدن بیتالماله. هم خریدار و هم فروشنده خودشون میدونند دارن چه کلاهی سر سیستم میذارن، چون دقیقا با همین هدف داخل سیستم هستند. تجربیات سه دهه گذشته در بیتفاوتی سیستم نسبت به مصالح خودش هم این جسارت رو بشون داده که در طراحی کلاهبرداریهاشون وسواس کمتری به خرج بدن.
گروه دوم، مدیران و سرداران بالا دستی هستند که فقط به خاطر تعهد ایدئولوژیک و مورد اعتماد بودن در جایگاه بالا قرار گرفتن و به شخصه سرگین شتر و فلافل لبنانی رو از همدیگه تشخیص نمیدن. و ازونجایی که به دلایل امنیتی و یا قبیلهای، برای انجام امور به هیچکس جزء اعضای گروه اول دسترسی ندارند، توسط همونها مورد سوء استفاده قرار میگیرند. تصور عموم اینه که حتی اینها هم بخشی از گروه اول هستند، اما کسانی که از نزدیک با اینها کار کردن میدونن که خیلیهاشون دنبال ثروتاندوزی نیستند. (ایدئولوژی مذهبی و قدرتطلبی؛ هردو قویتر از پولپرستی هستند).
گروه سوم، دستاندرکاران و بقیه بدنه الیگارشی هستند که دارند از کنار زمین مکانیزم و رابطه بین گروه اول و دوم رو تماشا میکنند و متوجه هستند داره چه اتفاقی میفته و در عین حال کوچکترین اهمیتی براشون نداره، یا اینکه به عنوان یک واقعیت اجتنابناپذیر پذیرفتنش. از فیلمبرداری که داره از مراسم رونمایی فیلم میگیره (و بعدها که بارش رو بست مجموعه این اتفاقات رو که نود و نه درصدشون هیچوقت رسانهای نمیشن رو به عنوان خاطرات و «داستانی داشتیم با این مشنگها» برای دوستانش که به سختی باور میکنند تعریف خواهد کرد، و در کنارش نمایش افسوس برای فرصتهایی که مملکت از دست داد رو اجرا میکنه) گرفته تا بقیه بروکراتها و تکنوکراتهایی که وظیفه مملکتداری و حفاظت مهندسی از منافع شبکه روی دوششون قرار گرفته و تلاش میکنند روغن بنفشه جای اویگان رو نگیره.
این گروه سومه که هم نقش مهمی داره و هم پرجمعیتتره. اینها لزوما کلاهبردار نیستند و حتی در بینشون افراد وظیفهشناس هم دیده میشه، اما هیچ انگیزهای برای نجات سیستم ندارند.
این ترکیب رو اینطور میشه خلاصه کرد: دزد، دیوانه، درمانده!