جناب آیتالله میفرماد چون تورم داریم پس سود بانکی حرام نیست، چون اصلا ربا نیست. وقتی حرامه که از نرخ تورم بالاتر باشه. سپس از افزایش نرخ ارز نتیجه میگیره که قاعدتا بانکها باید ۷۰ درصد سود بدن مثلا!
وقتی پرسودترین بیزینس فعلی ایران تولید محصولات پتروشیمیه و سودش ۱۵ درصده، باید بانک با پول چه فعالیتی انجام بده که ۷۰ درصد سود بده؟ جناب آیتالله میگه به مردم مربوط نیست، مسئولش دولته!
نمیدونم چرا در مورد بقیه قوانین شرعی این «به مردم مربوط نیست» رو استفاده نمیکنند. حالا ازین استاندارد دوگانه بگذریم. مسئله مهم اینجاست که به طور تلویحی داره اذعان میکنه که تورم نوعی دزدی از داراییهای مردمه که دولت انجامش میده، لذا مردم در جایگاه مالباخته قرار دارند، و این توقع سودی که از بانک دارن توقع جبران خسارته.
اولا از لحاظ اقتصادی که نقض غرضه این حرف. ازونجایی که تنها راه ایجاد این سود چاپ پوله، پس تنها راه دریافت این سود تحمیل تورم به جامعهست. با خود سم که نمیشه سمزدایی کرد. معده اونی که شامپو خورده رو تخلیه میکنند، توش یه قوطی شامپوی دیگه نمیریزن که. چطور اینو نمیفهمه؟ از طرفی، با تورم ثانوی ایجاد شده اونهایی که سپردهای در بانک ندارن، فقیرتر خواهند شد. اگه جبران خسارتی منوط باشه به فقیرتر کردن دیگران، از منظر شرعی قابل قبوله؟
دوم یه چیزهایی فقها وارد دین کردند که متوجه نبودند چه عواقب دومینویی خواهد داشت در آینده. مثلا گفتند اگر کسی به شما بدهی داشت و به هیچ طریقی نمیداد، مجازید همون مقدار که ازش طلب دارید ازش بدزدید! معلوم نیست منشأ این فتاوا کدوم دورهست دقیقا، ولی احتمالا دورهای بوده که سگ صاحبش رو نمیشناخته. نتیجه این راهحلسازیها این بود که اینطور جا افتاد که اگر من حقی داشتم و به خاطر اون حق مرتکب خلافی شدم، گناه اون خلاف هم به گردن کسیه که حق رو ازم گرفته و به من مربوط نیست. یعنی عملا فرد دزدی میکرد ولی اصلا احساس بدی نداشت که دزدی کرده! چون با خودش میگفت «حقم رو برداشتم» (دفاع از مالکیت شخصی سرجاشه. اینکه شمشیر برداری بری دم در خانه طرف و بگی پولم رو بده کاملا قضیهش متفاوته با اینکه شبانه بری از خونهش دزدی کنی، حتی اگه نتیجهش کاملا یکسان باشه). حالا قدما یه چیزی بافتن و رفته. دلیل نداره آدم امروز به همون ریسمان باطل چنگ بزنه. چون طلبی داری از دولت (بابت یک سوم شدن ارزش پولت مثلا) دلیل شرعی نمیشه که به یک رباخوار تبدیل بشی! باید طلبت رو یه جور دیگه بگیری.
حتما خواهند گفت نمیشه جور دیگهای گرفت. مثلا برم خیابان میرداماد بست بشینم جلوی ساختمان بانک مرکزی میان چوب میکنند در آستینم و نتیجهای هم نداره. شاید اینطور باشه (البته نه کاملا. اگه تعداد کافی از مردم رضایت نمیدادند به این نظم نجس، شرایط جور دیگهای میشد) ولی هزینه ایمان همین چیزهاست. اینکه گاهی به خاطر خط قرمزهات نتونی طلبت رو بگیری. مگه این آقا شیعه نیست؟ عمامهش که مشکیه. مگه علی و همسرش مدعی باغ فدک نبودند؟ حالا اینکه مستحقش بودند یا نبودند بماند، موضوع اینه که مدعی بودند. چرا با زور شمشیر پسش نگرفتند؟ چون برای مومن قرار نبوده اولویت اول صاف کردن حساب باشه. قرار بوده اولویت اول عدم تعدی از خط قرمزها باشه.
https://t.me/alhaydarii_fa/4541
وقتی پرسودترین بیزینس فعلی ایران تولید محصولات پتروشیمیه و سودش ۱۵ درصده، باید بانک با پول چه فعالیتی انجام بده که ۷۰ درصد سود بده؟ جناب آیتالله میگه به مردم مربوط نیست، مسئولش دولته!
نمیدونم چرا در مورد بقیه قوانین شرعی این «به مردم مربوط نیست» رو استفاده نمیکنند. حالا ازین استاندارد دوگانه بگذریم. مسئله مهم اینجاست که به طور تلویحی داره اذعان میکنه که تورم نوعی دزدی از داراییهای مردمه که دولت انجامش میده، لذا مردم در جایگاه مالباخته قرار دارند، و این توقع سودی که از بانک دارن توقع جبران خسارته.
اولا از لحاظ اقتصادی که نقض غرضه این حرف. ازونجایی که تنها راه ایجاد این سود چاپ پوله، پس تنها راه دریافت این سود تحمیل تورم به جامعهست. با خود سم که نمیشه سمزدایی کرد. معده اونی که شامپو خورده رو تخلیه میکنند، توش یه قوطی شامپوی دیگه نمیریزن که. چطور اینو نمیفهمه؟ از طرفی، با تورم ثانوی ایجاد شده اونهایی که سپردهای در بانک ندارن، فقیرتر خواهند شد. اگه جبران خسارتی منوط باشه به فقیرتر کردن دیگران، از منظر شرعی قابل قبوله؟
دوم یه چیزهایی فقها وارد دین کردند که متوجه نبودند چه عواقب دومینویی خواهد داشت در آینده. مثلا گفتند اگر کسی به شما بدهی داشت و به هیچ طریقی نمیداد، مجازید همون مقدار که ازش طلب دارید ازش بدزدید! معلوم نیست منشأ این فتاوا کدوم دورهست دقیقا، ولی احتمالا دورهای بوده که سگ صاحبش رو نمیشناخته. نتیجه این راهحلسازیها این بود که اینطور جا افتاد که اگر من حقی داشتم و به خاطر اون حق مرتکب خلافی شدم، گناه اون خلاف هم به گردن کسیه که حق رو ازم گرفته و به من مربوط نیست. یعنی عملا فرد دزدی میکرد ولی اصلا احساس بدی نداشت که دزدی کرده! چون با خودش میگفت «حقم رو برداشتم» (دفاع از مالکیت شخصی سرجاشه. اینکه شمشیر برداری بری دم در خانه طرف و بگی پولم رو بده کاملا قضیهش متفاوته با اینکه شبانه بری از خونهش دزدی کنی، حتی اگه نتیجهش کاملا یکسان باشه). حالا قدما یه چیزی بافتن و رفته. دلیل نداره آدم امروز به همون ریسمان باطل چنگ بزنه. چون طلبی داری از دولت (بابت یک سوم شدن ارزش پولت مثلا) دلیل شرعی نمیشه که به یک رباخوار تبدیل بشی! باید طلبت رو یه جور دیگه بگیری.
حتما خواهند گفت نمیشه جور دیگهای گرفت. مثلا برم خیابان میرداماد بست بشینم جلوی ساختمان بانک مرکزی میان چوب میکنند در آستینم و نتیجهای هم نداره. شاید اینطور باشه (البته نه کاملا. اگه تعداد کافی از مردم رضایت نمیدادند به این نظم نجس، شرایط جور دیگهای میشد) ولی هزینه ایمان همین چیزهاست. اینکه گاهی به خاطر خط قرمزهات نتونی طلبت رو بگیری. مگه این آقا شیعه نیست؟ عمامهش که مشکیه. مگه علی و همسرش مدعی باغ فدک نبودند؟ حالا اینکه مستحقش بودند یا نبودند بماند، موضوع اینه که مدعی بودند. چرا با زور شمشیر پسش نگرفتند؟ چون برای مومن قرار نبوده اولویت اول صاف کردن حساب باشه. قرار بوده اولویت اول عدم تعدی از خط قرمزها باشه.
https://t.me/alhaydarii_fa/4541
Telegram
کانال رسمی آیت الله حیدری
🔺 آیا سود بانکها، مصداق ربا است؟!
〽️ حکم ربا در اقتصاد بی تورّم، غیر از حکم آن در اقتصاد تورّمی است!
#فایل_های_تصویری
#نظریه_زمان_و_مکان
#ربا
✅ @alhaydarii_fa
〽️ حکم ربا در اقتصاد بی تورّم، غیر از حکم آن در اقتصاد تورّمی است!
#فایل_های_تصویری
#نظریه_زمان_و_مکان
#ربا
✅ @alhaydarii_fa
❤1
مدفوع یه سری نوزاد رو در آمریکا و یه سری نوزاد رو در بوتساوانا بررسی کردند تا ببینند ویروسها تا چه اندازه به دستگاه گوارششون نفوذ و رشد کردن. اونایی که شیر مادرشون رو خورده بودن ویروس کمتری داشتن، در مقایسه با اونایی که شیری غیر از شیر مادر خورده بودن. اضافه کردن دیتای بوتساوانا این مزیت رو داره که معلوم بشه محیط عامل مهمتریه یا شیر. که معلوم شد عامل مهمیه اما شیر مهمتره. نوزادان بوتساوانا کلا ویروس بیشتری داشتند، اما حتی اونها هم با شیر مادرشون ایمنی بالاتری پیدا کرده بودن.
حالا قصد دارند زندگی این بچهها رو دنبال کنند تا ببینند این ایمنی تا بزرگسالی هم ادامه داره و تأثیری در رشدشون هم داره یا نه.
اینجور تحقیقات به مذاق بعضیها خوش نمیاد البته.
حالا قصد دارند زندگی این بچهها رو دنبال کنند تا ببینند این ایمنی تا بزرگسالی هم ادامه داره و تأثیری در رشدشون هم داره یا نه.
اینجور تحقیقات به مذاق بعضیها خوش نمیاد البته.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعلیحضرت کارنامه سوسیالیستی خودش رو نگاه میکرده و متعجب بوده که چرا نتیجه دلخواه بدست نیومد!
قبل از شما کی مملکت خودش رو فرو برده بود در فضای سوسیالیستی و نتیجه دلخواه رو بدست آورده بود که شما میخواستی دومیش باشی؟
قبل از شما کی مملکت خودش رو فرو برده بود در فضای سوسیالیستی و نتیجه دلخواه رو بدست آورده بود که شما میخواستی دومیش باشی؟
تراکم روسیه هم خیلی پایینه. ولی مردم با فاصله پونصدمتری از هم زندگی نمیکنند که ته صف هم برسه به سیبری! بیشترشون در مسکو و سنت پترزبورگ هستند.
خود استکهلم و خود بروکسل هیچ تفاوتی در تراکم ندارند. حاشیهشون فرق داره. اونم نه در حد سه برابر. در حد ۵۰ درصد بیشتر.
ضمنا تراکم داریم تا تراکم. تراکم اروپایی با تراکم پاکستانی فرق داره، حتی اگه دقیقا به یک اندازه باشه. بیشتر اروپاییها لایف استایل مشابهی دارند، اینطور نیست که تو سوئد همه مجرد و تنها باشن و تو بلژیک سی تا نوه نتیجه بریزه خونه طرف. برداشت های عامیانه از تفاوتهای فرهنگی لزوما انعکاسی در آمار نداره، تا همین ده سال پیش در میلان ایتالیا ۴۹ درصد خانوادهها تک عضوی بودند، و در ۳۹ درصد خونههایی که یک زوج توشون زندگی میکرد هیچ بچهای زندگی نمیکرد. الان احتمالا بدتر هم شده.
خود استکهلم و خود بروکسل هیچ تفاوتی در تراکم ندارند. حاشیهشون فرق داره. اونم نه در حد سه برابر. در حد ۵۰ درصد بیشتر.
ضمنا تراکم داریم تا تراکم. تراکم اروپایی با تراکم پاکستانی فرق داره، حتی اگه دقیقا به یک اندازه باشه. بیشتر اروپاییها لایف استایل مشابهی دارند، اینطور نیست که تو سوئد همه مجرد و تنها باشن و تو بلژیک سی تا نوه نتیجه بریزه خونه طرف. برداشت های عامیانه از تفاوتهای فرهنگی لزوما انعکاسی در آمار نداره، تا همین ده سال پیش در میلان ایتالیا ۴۹ درصد خانوادهها تک عضوی بودند، و در ۳۹ درصد خونههایی که یک زوج توشون زندگی میکرد هیچ بچهای زندگی نمیکرد. الان احتمالا بدتر هم شده.
لطفا درباره سوئد دیگه مطلبی برام فوروارد نکنید. درباره قرنطینه هم همینطور. تا نه ماه بعد همهچی معلوم میشه که چه کاری درست بوده. فعلا با شدیدترین سقوط اقتصادی تاریخ جهان کنار بیایید. لابد میتونید کنار بیایید.
«تو مدرسه به ما یاد ندادند چجوری ملک بخریم. بمون یاد دادند چجوری جزء املاک دیگران بشیم».
کانیه وست
دانستههای خودتون درباره خرید ملک رو در چه سطحی میدونید؟
کانیه وست
دانستههای خودتون درباره خرید ملک رو در چه سطحی میدونید؟
Anonymous Poll
61%
خیلی ضعیفم. اصلا سر درنمیارم.
28%
متوسط.
11%
واردم. فقط پول ندارم.
تا حالا ندیدم یه سلبریتی ایرانی یک کتاب در زمینه اقتصاد معرفی کنه. حتی ندیدم در زمینه تاریخ چیزی معرفی کنند. حتی در فلسفه هم رمان علمیتخیلی معرفی نمیکنند. فقط تئوری! در سارتر و هایدگر چی دیدند که بیرون نمیکشند؟ چرا «من فلسفه میخوانم» میتونه باعث خجالت باشه در جمع، ولی با «من فلسفی میخوانم» میشه خودنمایی کرد؟
«هرکی که کارمند سازمان ملل بوده یا پیمانکارشون بوده ازین داستانها(ی فساد) زیاد دیده. وقتی که من واسه صندوق جمعیت سازمان ملل کار میکردم هیچکس سر در نمیآورد چجوری از بودجه ۲ میلیارد دلاری نهایتا فقط معادل ۲۰ میلیون دلار کاندوم در میاومد و معادل ۲۰ میلیون دلار هم اسلایدهای پاورپوینت! پنجاه درصد بودجه فقط میرفت برای حقوق کارکنان!».
هرکی از ادامه فعالیت این سازمانها دفاع میکنه از دو حال خارج نیست. یا خیلی کودنه. یا تو یه قسمتی ازین پولهای بیزبون شریکه.
هرکی از ادامه فعالیت این سازمانها دفاع میکنه از دو حال خارج نیست. یا خیلی کودنه. یا تو یه قسمتی ازین پولهای بیزبون شریکه.
پزشکان اورژانس نیویورک ۵۰ مریض کرونایی که سطح اکسیژن خونشون بین ۶۹ تا ۸۵ بوده رو به جای اینکه بلافاصله براشون ونتیلاتور وصل کنند، روی شکم خوابوندن و در عرض دو ساعت سطح اکسیژن به ۹۴ رسیده! بعد از ۲۴ ساعت فقط ۱۳ نفرشون، که اغلب سالمند بودن، نیاز به ونتیلاتور داشتن. و این باعث شده پروتکل رو عوض کنند. هرکی میاد اول میخوابه رو شکم، و اگه جواب نداد میره برای ونتیلاتور. برای همین نیازشون به این دستگاه کم شده.
برای مریضهایی که چاقند ازین تشک مخصوص زنان حامله استفاده میکنند (به طرز مضحکی از کلمه چاق استفاده نمیکنند تا به ملت برنخوره، و میگن «سنگین وزن»).
برای مریضهایی که چاقند ازین تشک مخصوص زنان حامله استفاده میکنند (به طرز مضحکی از کلمه چاق استفاده نمیکنند تا به ملت برنخوره، و میگن «سنگین وزن»).
Anarchonomy
پزشکان اورژانس نیویورک ۵۰ مریض کرونایی که سطح اکسیژن خونشون بین ۶۹ تا ۸۵ بوده رو به جای اینکه بلافاصله براشون ونتیلاتور وصل کنند، روی شکم خوابوندن و در عرض دو ساعت سطح اکسیژن به ۹۴ رسیده! بعد از ۲۴ ساعت فقط ۱۳ نفرشون، که اغلب سالمند بودن، نیاز به ونتیلاتور…
روی صورت هرکی دوتا ماسک روی هم میذارم میگه «بردار بردار خفه شدم». البته سخته واقعا، و البته برای بیشتر محیطها نیاز به دوتا ماسک نیست، ولی اینکه انقدر راحت حس خفگی بشون دست میده نشون میده ماهیچههای داخلی و قفسه سینه مردم ضعیفه.
سادهترین راه برای تقویت قدرت تنفس، پیادهرویه. به شکلی که در اوجش اگه از فرد یک سوال بپرسیم با یک جمله بتونه جواب بده. اگه بتونه بیش از یک جمله ادا کنه یعنی خیلی شل راه میرفته، و اگه یک جمله رو هم نتونه تموم کنه یعنی زیادی تند رفته.
یک تئوری در ذهن دارم که اینهایی که با کرونا حالشون وخیم میشه کسانی هستند که با ماشین همهجا میرن و عادت به پیادهروی ندارن (البته به عنوان یکی از دلایل). کاش یه تحقیقی در این باره انجام بدن. خیلی از اهالی نیویورک اپل واچ دارند، شاید از دیتایی که ساعتشون جمع کرده بشه یه چیزهایی فهمید (مشکل اینه که بیشتر، جوانها این ساعتها رو استفاده میکنند).
سادهترین راه برای تقویت قدرت تنفس، پیادهرویه. به شکلی که در اوجش اگه از فرد یک سوال بپرسیم با یک جمله بتونه جواب بده. اگه بتونه بیش از یک جمله ادا کنه یعنی خیلی شل راه میرفته، و اگه یک جمله رو هم نتونه تموم کنه یعنی زیادی تند رفته.
یک تئوری در ذهن دارم که اینهایی که با کرونا حالشون وخیم میشه کسانی هستند که با ماشین همهجا میرن و عادت به پیادهروی ندارن (البته به عنوان یکی از دلایل). کاش یه تحقیقی در این باره انجام بدن. خیلی از اهالی نیویورک اپل واچ دارند، شاید از دیتایی که ساعتشون جمع کرده بشه یه چیزهایی فهمید (مشکل اینه که بیشتر، جوانها این ساعتها رو استفاده میکنند).
رانت یه جور دزدیه، اما مفقودی نیست. پولی گم نشده، فقط به جای خرج شدن در زیرساخت مثلا، صرف سوبسید غذای گربه شده. جای دوری نرفته. شاید همسایهتون که اون غذای گربه رو ارزونتر از چیزی که باید میبود خریده، ازش سهمی داشته، بدون اینکه حتی بدونه. و در کلان قضیه، باعث از بین رفتن رقابت و بیکاری شده.
المپیک یونان هم مثال خوبی برای «مصارف آلترناتیو» نیست. برای من که سوبسید به غذای گربه با سوبسید به استخر ورزشی پنجاه متری، به یک اندازه «دور ریختن منابع» حساب میشن. تازه شاید غذای گربه کمتر، چون به هرحال مخلوق خداست و در این ریخت و پاش یه چیزی گیرش اومده.
و ازین غارتگریها نمیشه نتیجه گرفت ایران در ثروت غلت میزند. مردم فکر میکنند خروجی اقتصاد ما خیلی بیشتر از یونانیه که نفت نداره و جمعیتش هم یک هشتم ماست، ولی اونقدرها هم بیشتر نیست. در تولید ناخالص ملی شاید همین الان که این رو میخونید دو برابر باشه (در صادرات اگه نفت و پتروشیمی رو حذف کنیم برعکس میشه، یعنی اونها دو برابر ما صادرات دارند).
متأسفانه این تصور وجود داره که یه اتاقکی هست که توش پر طلا و جواهراته، که یه در داره. آخوندها تو اون اتاقند و ما هشتاد میلیون ایرانی پشت دریم. اگه در شکسته بشه، همهچی حله!
اما مسئله این نیست. مسئله اینه که اینها پتانسیلهای ما رو قفل کردن. ثروتی که میتوانستیم تولید کنیم (یعنی قبلا نبوده) بسیار بیشتر ازون ثروتیه که همین الان هست ولی به مردم نمیرسه. بنابراین فقیر نیستیم به این علت که پول نفت عادلانه توزیع نشده. فقیر هستیم به این علت که نمیذارن آزادانه فعالیت کنیم. اگر آزاد بودیم یک سنت از پول اون نفت هم موضوعیتی برامون نداشت. میرفتند با تمام اون پول در قابلمه ویروسیاب میخریدند هم باکی نبود.
https://t.me/mamlekate/50362
المپیک یونان هم مثال خوبی برای «مصارف آلترناتیو» نیست. برای من که سوبسید به غذای گربه با سوبسید به استخر ورزشی پنجاه متری، به یک اندازه «دور ریختن منابع» حساب میشن. تازه شاید غذای گربه کمتر، چون به هرحال مخلوق خداست و در این ریخت و پاش یه چیزی گیرش اومده.
و ازین غارتگریها نمیشه نتیجه گرفت ایران در ثروت غلت میزند. مردم فکر میکنند خروجی اقتصاد ما خیلی بیشتر از یونانیه که نفت نداره و جمعیتش هم یک هشتم ماست، ولی اونقدرها هم بیشتر نیست. در تولید ناخالص ملی شاید همین الان که این رو میخونید دو برابر باشه (در صادرات اگه نفت و پتروشیمی رو حذف کنیم برعکس میشه، یعنی اونها دو برابر ما صادرات دارند).
متأسفانه این تصور وجود داره که یه اتاقکی هست که توش پر طلا و جواهراته، که یه در داره. آخوندها تو اون اتاقند و ما هشتاد میلیون ایرانی پشت دریم. اگه در شکسته بشه، همهچی حله!
اما مسئله این نیست. مسئله اینه که اینها پتانسیلهای ما رو قفل کردن. ثروتی که میتوانستیم تولید کنیم (یعنی قبلا نبوده) بسیار بیشتر ازون ثروتیه که همین الان هست ولی به مردم نمیرسه. بنابراین فقیر نیستیم به این علت که پول نفت عادلانه توزیع نشده. فقیر هستیم به این علت که نمیذارن آزادانه فعالیت کنیم. اگر آزاد بودیم یک سنت از پول اون نفت هم موضوعیتی برامون نداشت. میرفتند با تمام اون پول در قابلمه ویروسیاب میخریدند هم باکی نبود.
https://t.me/mamlekate/50362
Telegram
مملکته
یونان یک المپیک برگزار کرد با حدود 4.5 میلیارد دلار هزینه، و همین هزینه کمر اقتصادش رو شکست.
حالا تو ایران سالی ۴-۵ میلیارد دلار فقط گم میشه، و باز هم این کشور اونقدر ثروت و سرمایه داره که سالهای بعدش بازم گم میشه.
شما ببین چه کشور ثروتمندی داریم و اینقدر…
حالا تو ایران سالی ۴-۵ میلیارد دلار فقط گم میشه، و باز هم این کشور اونقدر ثروت و سرمایه داره که سالهای بعدش بازم گم میشه.
شما ببین چه کشور ثروتمندی داریم و اینقدر…
پیغمبر هم بودم فرقی نداشت، کسانی که دهانشون چسبیده به پستان دولت رو نمیتونستم به راه راست هدایت کنم 😄
چرا باید رییس اون کارگاه تولیدی مهمتر از صاحب سگه باشه؟ مگه با همین منطق شصت سال ایران خودرو آشغال تحویلمون نداده؟
من نمیدونم کدومش مهمتره، نباید هم بدونم. فقط بازار صلاحیت این رو داره که کشف کنه کدومش مهمتره. من فقط میتونم حدس بزنم.. مثلا یکی از حدسیاتم اینه که اگه به جای خودروسازی روی پرورش سگ و صنایع وابستهش کار میکردیم هم الان اشتغال بیشتری ایجاد شده بود هم ارز بیشتری وارد کشور میشد. خوبی سگ اینه که بیشتر کار مهندسیش با طبیعته، کافیه از مادرش مراقبت کنی، خودش تولید باکیفیتی میده بیرون که در تمام دنیا قابل رقابته. ولی سمند رو تو عراق هم نمیشه فروخت. حتی در بازار داخل، همین الان سایت دیوار رو چک کنید، فروش سمندر از سمند پررونقتره. 😁
چرا باید رییس اون کارگاه تولیدی مهمتر از صاحب سگه باشه؟ مگه با همین منطق شصت سال ایران خودرو آشغال تحویلمون نداده؟
من نمیدونم کدومش مهمتره، نباید هم بدونم. فقط بازار صلاحیت این رو داره که کشف کنه کدومش مهمتره. من فقط میتونم حدس بزنم.. مثلا یکی از حدسیاتم اینه که اگه به جای خودروسازی روی پرورش سگ و صنایع وابستهش کار میکردیم هم الان اشتغال بیشتری ایجاد شده بود هم ارز بیشتری وارد کشور میشد. خوبی سگ اینه که بیشتر کار مهندسیش با طبیعته، کافیه از مادرش مراقبت کنی، خودش تولید باکیفیتی میده بیرون که در تمام دنیا قابل رقابته. ولی سمند رو تو عراق هم نمیشه فروخت. حتی در بازار داخل، همین الان سایت دیوار رو چک کنید، فروش سمندر از سمند پررونقتره. 😁
فرض کنیم شما مسئول توزیع رانت ارزی هستید. فرض کنیم فقط میتوانید به یکی ازین دو شرکت ارز دولتی بدهید. فرض کنیم مبلغ ثبت سفارش یکسان است. کدام را انتخاب میکردید؟
Anonymous Poll
43%
شرکت اصلاح نژاد سگ، برای آزمایشگاه ژنتیکش یک فریزر ساخت زیمنس آلمان را میخواهد.
57%
شرکت خودروساز برای تکمیل مونتاژ، ECU ساخت بوش آلمان را میخواهد.
تا وقتی رانت هست همه امکان عصبانی شدن دارند. مشکل اینه که عدهای ادای دلسوزی برای طبقات فقیر رو درمیارن! الان هم وانمود میکنند روش درست توزیع این رانت اینه که این پول صرف سوبسید گندم میشد مثلا!.. خب الان بیش از نیم قرنه که داره صرف همین کار میشه، پس چرا مردم ایران هنوز دارند نانی از نانواییها تحویل میگیرند که معده کرکس هم نمیتونه هضمش کنه؟
در لیست مواد ضدعفونیکننده غیرمجازی که منتشر شده برندی هست که در بعضی ادارات توزیع شده! اینکه این همه محصول غیرمجاز در حال فروشه سطح اول این هرج و مرجه. سطح دوم اینه که خیلی از داروخانهها داشتند اینها رو میفروختند. و حالا سطح سوم اینه که دولت اینها رو بین کارمندان خودش هم پخش کرده! یعنی دستگاه عریض و طویل وزارت بهداشت، حتی در حفاظت از سلامت کارکنان خود دولت هم عاجزه!
وزیر قبلی که یک انگل رانتی بود و خودش رو لیبرال جا میزد متوجه این ناکارآمدی بود و این مجموعه عظیم از وظایف که بر عهده این نهاد افتاده رو غیرعادی میدونست. ولی راهحلش همون راهحلیه که هر بروکراتی ممکنه بده: تقسیم وظایف در سازمانهای مختلف! که متعاقبا نیاز به خلق بیست و شش سازمان جدید هم خواهد داشت. اما اگه اینکه یک کیک شکلاتی رو به جای درسته خوردن هشت قسمت کنید و بخورید، جلوی بالارفتن قند خونتون رو نمیگیره.
من نمیدونم چطور میشه شرایطی فراهم کرد که کسی به جای الکل، آب تحویل نگیره. اما راه حلش قطعا نظارت و دخالت دولت نیست. همه این نظارتها و برچسبها و کدها و استانداردها، بخشی از یک تئاتره. اینها اطمینان ایجاد نمیکنند، فقط توهم اطمینان میسازند، و برای این کار هزاران کارمند دارند. و متأسفانه مردم چنان به این توهم وابستگی روانی دارند که اگه بگی از فردا هیچ نظارت بهداشتی وجود نخواهد داشت، دچار پنیک میشن! حتی ممکنه عدهای از شدت خودتلقینی که مسموم شدهاند به بیمارستان مراجعه کنند.
وزیر قبلی که یک انگل رانتی بود و خودش رو لیبرال جا میزد متوجه این ناکارآمدی بود و این مجموعه عظیم از وظایف که بر عهده این نهاد افتاده رو غیرعادی میدونست. ولی راهحلش همون راهحلیه که هر بروکراتی ممکنه بده: تقسیم وظایف در سازمانهای مختلف! که متعاقبا نیاز به خلق بیست و شش سازمان جدید هم خواهد داشت. اما اگه اینکه یک کیک شکلاتی رو به جای درسته خوردن هشت قسمت کنید و بخورید، جلوی بالارفتن قند خونتون رو نمیگیره.
من نمیدونم چطور میشه شرایطی فراهم کرد که کسی به جای الکل، آب تحویل نگیره. اما راه حلش قطعا نظارت و دخالت دولت نیست. همه این نظارتها و برچسبها و کدها و استانداردها، بخشی از یک تئاتره. اینها اطمینان ایجاد نمیکنند، فقط توهم اطمینان میسازند، و برای این کار هزاران کارمند دارند. و متأسفانه مردم چنان به این توهم وابستگی روانی دارند که اگه بگی از فردا هیچ نظارت بهداشتی وجود نخواهد داشت، دچار پنیک میشن! حتی ممکنه عدهای از شدت خودتلقینی که مسموم شدهاند به بیمارستان مراجعه کنند.
وضع بزرگراههای لسآنجس
چیزی که از بیل گیتس گرفته تا فرمانداران ایالتی متوجه نیستند اینه که سلسله پیامهاست که اهمیت داره، نه تک تک پیامها. هیچ پیامی مستقل از پیام قبلی و پیام بعدی نیست. مردم به سلسله نگاه میکنند و برداشت خودشون رو شکل میدن. از سلسله پیامهایی که از سمت دولت یا طبقه الیت به عوام ارسال شده فقط میشه این برداشت رو کرد که ۱- فرماندار نمیدونه چه غلطی میخواد بکنه، و ۲- اگه هم بدونه چه غلطی میخواد بکنه، توانش رو نداره.
اگه سلسله پیام رو درست طراحی کنی، مردم کاری که براشون خیلی سخت باشه هم انجام میدن، و اگه درست طراحی نکنی کاری که آسون باشه هم انجام نمیدن.
چیزی که از بیل گیتس گرفته تا فرمانداران ایالتی متوجه نیستند اینه که سلسله پیامهاست که اهمیت داره، نه تک تک پیامها. هیچ پیامی مستقل از پیام قبلی و پیام بعدی نیست. مردم به سلسله نگاه میکنند و برداشت خودشون رو شکل میدن. از سلسله پیامهایی که از سمت دولت یا طبقه الیت به عوام ارسال شده فقط میشه این برداشت رو کرد که ۱- فرماندار نمیدونه چه غلطی میخواد بکنه، و ۲- اگه هم بدونه چه غلطی میخواد بکنه، توانش رو نداره.
اگه سلسله پیام رو درست طراحی کنی، مردم کاری که براشون خیلی سخت باشه هم انجام میدن، و اگه درست طراحی نکنی کاری که آسون باشه هم انجام نمیدن.
نسیم طالب میگه سلامت رو نمیشه از اقتصاد جدا کرد، هیچ بهانهای وجود نداره که دولتها و شرکتها برای این شرایط آماده نباشند.
البته ایشون تا الان بیشتر روی اینکه دولتها بهانهای ندارند متمرکز بود، اخیرا بیزینسها رو هم خطاکار میدونه. ولی من خیلی وقته که میگم مشکل از بیزینسهاست، چون هیچ پساندازی ندارند. اما پسانداز داشتن با «برای این شرایط آماده بودن» کمی متفاوته. چون شرایط فعلی شبیه یه چیز رندوم شده. هرجای دنیا یه جوریه، با شدتهای مختلف.. از کمی بدتر از نرمال گرفته، تا آخرالزمانی. چطور میشه برای یک چیز رندوم آماده بود؟ شرایط کشورت میتونست مثل سنگاپور باشه، و میتونست مثل نیویورک باشه. آیا آماده شدن برای هر دو یکیه؟ آیا شرکتی که برای شرایط سنگاپوری آمادهست میتونه برای شرایط نیویورکی هم آماده باشه؟ اصلا چطور میشه برای شرایط نیویورکی آماده بود که هرروز هفتصدنفر میمیرند و همهجا بستهست و همه انقدر وحشتزدهاند که اگه دولت هم حکم بازگشایی بده مشتری وجود نداره و هیچچیز هم معلوم نیست و هیچ افقی هم دیده نمیشه؟ آیا راهنما و گایدلاینی هست برای آمادگی برای این شرایط عجیب؟ اینکه تقصیر کی بود و اگر چه میشد چنین نمیشد و فلان، یه بحث دیگهست. فعلا که شده. برای دقیقا همین چیزی که شده چطور میشد آماده بود؟
فرض کنید من یه باشگاه ورزشی با دهتا شعبه دارم در مناطق پرتردد شهر. همه سالنها استیجاری هستند، چون اصلا برام ممکن نبوده که تو اون منطقه شهر بخوام مالک سالن باشم! صاحب ملکها هم خودشون جای دیگه قسط میدن و اجاره من رو لازم دارن، یعنی نمیشه ندم. برای خرید دستگاهها هم وام گرفتم و دارم قسط میدم. فرض کنیم عاقل بودم و انقدری پسانداز داشتم که حقوق سه ماه کارکنانم رو بشون دادم و فرستادمشون خونه. اجارهها و قسطها رو چیکار کنم وقتی قراره تا حداقل ششماه بعد هیچکس پاشو نذاره تو باشگاه؟ این بیزینس هیچ راهی جز ورشکستگی نداره، با «این شرایط».
البته ایشون تا الان بیشتر روی اینکه دولتها بهانهای ندارند متمرکز بود، اخیرا بیزینسها رو هم خطاکار میدونه. ولی من خیلی وقته که میگم مشکل از بیزینسهاست، چون هیچ پساندازی ندارند. اما پسانداز داشتن با «برای این شرایط آماده بودن» کمی متفاوته. چون شرایط فعلی شبیه یه چیز رندوم شده. هرجای دنیا یه جوریه، با شدتهای مختلف.. از کمی بدتر از نرمال گرفته، تا آخرالزمانی. چطور میشه برای یک چیز رندوم آماده بود؟ شرایط کشورت میتونست مثل سنگاپور باشه، و میتونست مثل نیویورک باشه. آیا آماده شدن برای هر دو یکیه؟ آیا شرکتی که برای شرایط سنگاپوری آمادهست میتونه برای شرایط نیویورکی هم آماده باشه؟ اصلا چطور میشه برای شرایط نیویورکی آماده بود که هرروز هفتصدنفر میمیرند و همهجا بستهست و همه انقدر وحشتزدهاند که اگه دولت هم حکم بازگشایی بده مشتری وجود نداره و هیچچیز هم معلوم نیست و هیچ افقی هم دیده نمیشه؟ آیا راهنما و گایدلاینی هست برای آمادگی برای این شرایط عجیب؟ اینکه تقصیر کی بود و اگر چه میشد چنین نمیشد و فلان، یه بحث دیگهست. فعلا که شده. برای دقیقا همین چیزی که شده چطور میشد آماده بود؟
فرض کنید من یه باشگاه ورزشی با دهتا شعبه دارم در مناطق پرتردد شهر. همه سالنها استیجاری هستند، چون اصلا برام ممکن نبوده که تو اون منطقه شهر بخوام مالک سالن باشم! صاحب ملکها هم خودشون جای دیگه قسط میدن و اجاره من رو لازم دارن، یعنی نمیشه ندم. برای خرید دستگاهها هم وام گرفتم و دارم قسط میدم. فرض کنیم عاقل بودم و انقدری پسانداز داشتم که حقوق سه ماه کارکنانم رو بشون دادم و فرستادمشون خونه. اجارهها و قسطها رو چیکار کنم وقتی قراره تا حداقل ششماه بعد هیچکس پاشو نذاره تو باشگاه؟ این بیزینس هیچ راهی جز ورشکستگی نداره، با «این شرایط».
معمولا اینایی که میگن «چرا اینجوری میکشیدشون؟» راه حل دیگهای ندارن، یا اگه داشته باشن راه حلیه که هزینهش بیشتره و حاضر نیستن اون هزینه مازاد رو از جیب بدن.
اما مسئله حتی اون هم نیست. مسئله اینه که خسارت انسانی بوجود اومده رو نمیبینند. در مورد ویروس کرونا اثر پروانهای رو قبول دارن یا اخیرا بش ایمان آوردن، که یه نفر یه جا خفاش میخوره و به خاطرش یه کارخونه کفش در انگلیس ورشکست میشه! اما در مورد سیاستهای اقتصادی چنین برداشتی ندارند. در حالی که اون هم با ابعادی وسیعتر و عمیقتر همینطوره. یه روزی دولت در پایتخت یه تصمیمی میگیره، و یه روز دیگه یک نفر در جایی خیلی دورتر به خاطر بدهی خودکشی میکنه.
اول باید مسئله انسان رو حل کنی بعد بیای به مسئله جوجه بپردازی.
اما مسئله حتی اون هم نیست. مسئله اینه که خسارت انسانی بوجود اومده رو نمیبینند. در مورد ویروس کرونا اثر پروانهای رو قبول دارن یا اخیرا بش ایمان آوردن، که یه نفر یه جا خفاش میخوره و به خاطرش یه کارخونه کفش در انگلیس ورشکست میشه! اما در مورد سیاستهای اقتصادی چنین برداشتی ندارند. در حالی که اون هم با ابعادی وسیعتر و عمیقتر همینطوره. یه روزی دولت در پایتخت یه تصمیمی میگیره، و یه روز دیگه یک نفر در جایی خیلی دورتر به خاطر بدهی خودکشی میکنه.
اول باید مسئله انسان رو حل کنی بعد بیای به مسئله جوجه بپردازی.
«در قانون حمایتی جدید که برای کرونا تصویب شده بیمارستانی که مریضش رو کرونایی معرفی کنه ۱۵ درصد بیشتر میتونه از بیمه بگیره. منتظر باشید هرکس تو بیمارستانهای آمریکا سرفه کرد، کرونایی رد کنند».
وقتی درباره سلسله پیامها نوشتم منظورم همین چیزها بود. اگه بیمارستانی ادعای دروغ کنه، بیمه پوستش رو میکنه. ولی این مهم نیست. اگه هم بیمارستانهایی الان دارن اینکارو میکنند تعدادشون خیلی کمه، ولی این هم مهم نیست. مهم اینه که مردم این که «تعداد بالاتر کروناییها جایزه قانونی داره» رو میذارن کنار بقیه پیامها و از کلش یک برداشت درمیارن.
وقتی درباره سلسله پیامها نوشتم منظورم همین چیزها بود. اگه بیمارستانی ادعای دروغ کنه، بیمه پوستش رو میکنه. ولی این مهم نیست. اگه هم بیمارستانهایی الان دارن اینکارو میکنند تعدادشون خیلی کمه، ولی این هم مهم نیست. مهم اینه که مردم این که «تعداد بالاتر کروناییها جایزه قانونی داره» رو میذارن کنار بقیه پیامها و از کلش یک برداشت درمیارن.