Anarchonomy
45.7K subscribers
6.79K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
چند روزه دارم آمار کرونا ایالت کلرادو رو دنبال می‌کنم. سایتی که درست کردن محشره. لازم نیست یک ابرقدرت اقتصادی باشی تا بتونی چنین صفحه‌ای طراحی کنی. کافیه احساس وظیفه کنی که اطلاعات رو شفاف به مردم تحویل بدی.

صفحه رو با حالت دسکتاپی باز کنید و ببینید:

https://covid19.colorado.gov/case-data
یک کشور جهان‌سومی رو نام ببرید که در عرض سه روز دو تا بیمارستان که هر کدوم اندازه بیمارستان میلاد ایران هستند که روی آب شناورند! رو در بندر مستقر کنه.


این بزمجه‌ها که می‌بینید دارند از طریق وزارت خارجه بخشی از پول مالیات ما رو به صورت حقوق ماهانه دریافت می‌کنند تا نقش «من اینجام دارم از نزدیک می‌بینم» رو بازی کنند. شوروی هم ازین عمله‌ها داشت. اما این نظرات رو از شهروندان بومی خود آمریکا هم می‌شنویم گاهی. مثلا یکیشون به من می‌گفت میزان عفونت در بیمارستان‌های ما از بیمارستان‌های کوبا بدتره!
بارها شده که مریض به خاطر یه مشکل غیرعفونی مراجعه کرده اما تو بیمارستان یک باکتری مقاوم به انتی‌بیوتیک پخش شده بوده و آلوده شده و فوت کرده. چون شهروندان آمریکایی خیلی وقته که دارند انواع و اقسام آنتی‌بیوتیک‌ها رو مصرف می‌کنند. طبیعیه که در کوبا این مسئله کمتر پیش بیاد (تازه اگه واقعا اینطور باشه) چون اونا اصلا آنتی‌بیوتیک گیرشون نمیاد که استفاده کنند که بعد درگیر باکتری‌های مقاوم بشن (البته در نهایت خواهند شد).
کمونیسم در زندگی واقعی برنده نشد. حالا میخوان با لفاظی و قصه‌گویی برنده‌ جلوه‌ش بدن.
در شرایطی که حکومت حتی به ماسک‌های اهدایی هم رحم نمی‌کنه و نهایتا سر از بازار سیاه درمیارن، یا درست در وسط بحران شیوع مشغول راکت‌پراکنی در عراقه، واقعا صحبت از تحریم مردم ایران توسط خارجی‌ها بی‌معنیه.
این پفیوزهای وزارت خارجه، معادله رو جعل می‌کنند. اینطور نیست که از هر ۱۰۰ دلاری که از بیرون وارد ایران بشه ۸۰ دلارش توسط حکومت قاپیده بشه و فقط ۲۰ دلارش به ما برسه. اگه موضوع فقط قاپیدن بود که داستان خیلی ساده‌تر بود. موضوع اینه که ۲۰ دلار به ما میرسه، و اون ۸۰ دلار دقیقا علیه ما خرج میشه!
این تیتر خبری رو نگاه کنید، ماه آگوست بود که دیدمش. زن ۳۵ ساله استرالیایی به خاطر یک آنفولانزا ساده فوت کرد. تو ماه ژوئن یه تیتر مشابه هم دیدم اون هم از استرالیا که یک پسر ۱۳ ساله فوت کرده بود.
در روایت‌های تاریخی قوم پیروز، یا اونی که میل شخصی داشت تا قوم مدنظرش پیروز باشه، در مورد عدد نفرات سپاه اغراق می‌کرد. معلوم نیست چند درصد ازون چهل‌هزارها و صدهزارها واقعیت داشته باشه. دلیل اصلی تشکیک در این اعداد اینه که ارتش، لجستیک می‌خواد، و هندل کردن لجستیک چنین جمعیتی خارج از ظرفیت تکنولوژیک اون دوران و ظرفیت نیروی انسانی اون جامعه بود.
اما چیزی که هندل کردن سازمان بزرگ رو سخت می‌کنه، اندازه‌گیری‌هاست. مثلا برای اینکه بدونی چقدر دارو لازم داری باید بدونی دقیقا چندنفر از سربازانت زخمی هستند، چندنفرشون وضع وخیم دارند، و به زنده موندن چندنفرشون میشه امید داشت.
وقتی دولت‌ها از یه حدی بزرگتر میشن، دامنه چیزهایی که باید دقیقا اندازه بگیرند تا بتونن مدیریت کنند هم وسیع‌تر میشه‌. این وسط دو اتفاق میفته. یا بعضی چیزها رو اندازه نمی‌گیرند (مثلا الان دولت برزیل نمیدونه چندتا دستکش استریل در کشور وجود داره، یا چه کسانی میتونن یک ماه قرنطینه رو بگذرونند و از گرسنگی نمیرند). یا در مورد بعضی چیزها ادای اندازه‌گیری درمیارن، ولی در واقع دارن صرفا حدس میزنند، یا عدد میسازند. و خیلی وقت‌ها حدس‌شون اشتباهه و اعدادشون رسواکننده. آش انقدر شوره که پکن به دولت‌های محلی هشدار داده اگه هم دارید آمار میسازید یه جوری بسازید لو نریم، مثلا نگید صفر مورد ابتلای جدید داشتیم! بگید چهارتا، شش‌تا. صفر چیه؟



https://t.me/RahbordChannel/1646
بشر به چه خودزنی‌هایی دچار شده. هزاران زندانی را موقتا آزاد می‌کنند تا بروند خانه، و همان روز کشیشی که مراسم مذهبی را لغو نکرده می‌اندازند زندان! لازم دارند زندان‌ها را خالی کنند، و لازم دارند جای خالی آن‌ها را با آدم‌های دیگری پر کنند. اگر محبوسشان نکنند ناچار خواهند بود مثل پاکستانی‌ها ملت را با چوب بزنند و آبروی حقوق‌بشری خودشان را بریزند.
عدم آمادگی فقط در تخت و دارو و دستگاه تنفس نیست. جامعه برای «مدیریت گناهان» وقت کافی نداشت. در دستپاچگی نشد برای شرارت‌های قانونی کاور فلسفی ببافد. فعلا فقط انجام می‌دهد، فلسفه‌اش بماند برای بعد.
4
میفرمایند نرخ مرگ کرونا در برآوردهای جدید یه چیزی در حد آنفلوانزا فصلی است یعنی یک دهم درصد!
به شرطی که به مریض رسیدگی شه. که در مواردی که طرف چند ریسک‌فاکتور همزمان داره، حتی اگه رسیدگی بشه هم بیفایده‌ست.
من فکر می‌کنم تا اینجا میشه یه نتیجه گرفت. این کشورهای توسعه‌یافته تعداد زیادی از آدم‌هایی که سالم نیستند رو زنده نگه داشته بودند تا الان، به مدد نظام پیشرفته دارو و درمان. اینا در حالت نرمال میتونند زندگی کنند، و داشتند می‌کردند، اما در شرایطی که یه ویروس با سرایت بسیار بالا میاد، نمی‌تونن. چه امکانات باشه چه نباشه.
در کشور فقیر، آدم‌هایی با وضعیت اون‌ها، قبلا فوت کردن و خیلی وقته که بین‌مون نیستند، و یه نفر نمیتونه دوبار بمیره، برای همین به نظر میرسه که کشور فقیرتر داره کمتر کشته میده‌.

(این نظر ممکن است در هفته‌های آینده تغییر کند).
سال‌هاست میگن زیرساخت آمریکا فرسوده شده باید خرجش کنیم. بیشتر هم دموکرات‌ها می‌گفتن. مخصوصا اونایی که یه سر میزدن به شانگهای و شنزن و لب و لوچه‌شون آویزان میشد از پروژه‌های عمرانی خفاش‌خورها. اما انقدر پول میخواست که هیچ رییس‌جمهوری و هیچ کنگره‌ای زیر بارش نمیرفت. حالا به بهانه کرونا نرخ بهره به صفر رسیده و ترامپ میگه «حالا وقتشه».

بعضی‌ها بحران فعلی رو هنوز با بحران ۲۰۰۸ مقایسه می‌کنند. بیدار بشید دوستان. این بیشتر به بحران ۱۹۳۰ و تصمیمات ما بعدش میخوره. روزولت دقیقا همین کارها رو کرد. علاوه بر خرج زیاد برای زیرساخت، یه مشت سازمان و ستاد درست کرد که به خاطر اینکه اسامی همشون مخفف شده بود به «سازمان‌های الفبایی» مشهور شدند. که چندتاشون هنوز هستند! کار این سازمان‌ها بلعیدن بودجه‌ای بود که از رو هوا تأمین شده بود!
این کارهایی که داره ترامپ میکنه، که حتی شامل ایجاد سازمان‌های الفبایی هم هست رو باباهامون هم مشابهش رو یادشون نمیاد. مسئله فقط تولید نقدینگی نیست. مسئله اینه که کی باید تعیین کنه نقدینگی چقدر باشه. فد یا خزانه‌داری؟ و ترامپ میخواد خزانه‌داری تعیین کنه. و اگه قوه مجریه تعیین کنه، میتونه چشماش رو ببنده، آرزو کنه، و بدهی‌های نجومی کشور رو مثل قاصدک فوت کنه تا ناپدید بشن. چه کسی طرف مقابل این بدهی‌ها هستند؟ بانک‌ها. همه مقروض بانک‌ها هستند. پس اگه کسی بخواد جلوی حملات اسکندری ترامپ بایسته، اون بانک‌ها هستند. که پرزورند.

این داگ‌فایت نهادی، فایت ما مردم نیست. فایت ما، رمزارزها هستند. اما ترجیح میدم ترامپ به فد غلبه کنه. اگه قراره دنیا رو به آتش بکشن، بذار چهارتا بیزینس‌من اینکارو بکنند. نه یه مشت جانور آکادمیک فد که به عنوان کارشناس اقتصادی دارند برای زندگی میلیاردها نفر تعیین تکلیف می‌کنند.
4
بروکرات‌ها الزامی ندارند شعور و وجدان داشته باشند. چون هرکاری، مطلقا هرکاری بکنند، قرار نیست هزینه‌ش رو بدن. اگه قرار بود هزینه بدن، الان مسئولان سازمان بهداشت جهانی از ترس ترور شدن توسط خانواده قربانیان فرار می‌کردن میرفتن کشورهایی که قانون استرداد مجرمین ندارن.

به دوستان و اقوام و آشنایان خودتون بگید مرجع‌شون نباید این سازمان بی‌لیاقت باشه. فقط به عقل سلیم خودتون مراجعه کنید.
پست‌های طنز مازیار شکور پربیننده و پرطرفداره نه فقط به خاطر نمک زبان ترکی، بلکه به این دلیل ساده که همه میدونند چقدر واقعی هستند (یکی از دلایل موفقیت جورج کارلین هم این بود که واقعیت‌های روزمره رو شکار می‌کرد، می‌پخت، ادویه می‌زد، و به مخاطب می‌داد). نمایی کامل از زندگی مشترک آپارتمانی در ایران، با فرهنگ چیپ خاله‌زنکی که از بیکاری و بی‌هدفی ممتد بوجود اومده. کاراکتر زن خانه‌دار همون زن خانه‌دار شصت سال پیشه، فقط با امکانات به‌روزتری احاطه شده.. مثل تلفن، اینترنت، و خرید اینترنتی. نمی‌دونم در سناریونویسی دقتی از قبل برنامه‌ریزی شده داره یا نه ولی حتی در جزییات نشانه‌هایی قرار داده برای توصیف واقعیت. مثلا یک جا میگه خونه ما هیچ مهمانی رفت آمد نداره، نمیدونم گرد و خاک از کجا میاد! سمبل کاملی از خانواده ایرانی که به دلایل مختلف معاشرتش رو به حداقل رسونده. اگه بخوام به مجموعه این پکیج یک عنوان اختصاص بدم میتونم بگم خانواده‌های «سکولار الکی خوش و الکی غمگین». که اراده کرده‌اند که در واکنش به ناکامی‌های فردی و اجتماعی، دنیای خودشون رو کوچک کنند، و با مسائل پیش‌پا افتاده خوشحال و با مسائل پیش‌پا افتاده افسرده بشن‌.
Anarchonomy
پست‌های طنز مازیار شکور پربیننده و پرطرفداره نه فقط به خاطر نمک زبان ترکی، بلکه به این دلیل ساده که همه میدونند چقدر واقعی هستند (یکی از دلایل موفقیت جورج کارلین هم این بود که واقعیت‌های روزمره رو شکار می‌کرد، می‌پخت، ادویه می‌زد، و به مخاطب می‌داد). نمایی…
نقش الکی غمگین بودن مهم‌تر از نقش الکی خوش بودنه. اراده به افسردگی بابت مسائل پیش‌پا افتاده، یک نوع تاکتیک شاید ناخودآگاهه برای جایگزینی افسردگی برای مسائل جدی‌تر. وقتی محیط میطلبه افسرده باشی، اگه بخوای نباشی مجبوری یک مبارزه روحی روانی دائمی رو دنبال کنی، که از خود افسردگی انرژی‌برتره. اما اگه سوژه تغییر کنه، همچنان افسرده‌ای و در حالت مقاومت نیستی، اما حامل افسردگی سبک‌تری خواهی بود.
این رو تو پادگان‌ها هم میشه دید. وقتی شرایط سخت‌تر میشه، بعضی پسرهای دهاتی نگرانی‌هایی بیشتری بروز میدن برای اوضاع مزرعه پدری‌شون. ناگهان نگران‌تر میشن، در حالی که اون بیرون تغییر خاصی نیفتاده. افسردگی «بابای طفلکم دست‌تنها مونده» رو جایگزین افسردگی «دارن اینجا چه بلایی سرم میارن» می‌کنند.
6
Anarchonomy
صف ماریجوانا در هلند ساعتی قبل از آغاز قرنطینه شهر! داشتم می‌نوشتم الان باید یکی تو رسانه‌های فارسی به مردم بگه اگه هم تو صف ایستادید یکی دو متر از همدیگه فاصله بگیرید، عیب نداره صف درازتر بشه. بعد این هلندی‌ها رو دیدم و همون یه جمله رو هم پاک کردم.. اگه…
صف خرید ماریجوانا در هلند قبل از اعلام تعطیلی شهر رو یادتونه؟

در ایسلند دارن از همه تست می‌گیرن، حتی اونایی که علائم ندارن. میله‌های آبی درصد کسانی که مثبت هستند رو به تفکیک رده سنی نشون میده. همونطور که واضحه بیشتر توزیعش در بین جوانان و رده ۴۰ تا ۴۹ ساله، که به عدد عجیب ۲۳ درصد رسیده!
اما در هلند خیلی کمتر تست می‌گیرند و فقط ازون‌هایی که علامت دارند. و بیشتر پیرمردها مثبت شدن. اگه هر دو با یک رژیم تست می‌گرفتند، میله‌های قرمز باید هم‌قد آبی‌ها میشدند تقریبا، و شاید بلندتر (یعنی مثل رده ۶۰ تا ۶۹). اما چون هلند از خیلی‌ها تست نمی‌گیره، قسمت جوانانش مخفی میمونه.

حداقل یک‌چهارم همونایی که تو صف در کنار هم ایستاده بودند مثبت بودند و خبر نداشتند و خبر ندارند و دارند انتقال میدن به پیرها.

پیدا کنید پرتقال‌فروش‌های ایران را.
ظاهرا اینجوریه که دولت‌های شرق آسیا به عملکرد خودشون دربرابر کرونا نمره ۲۰ میدن و ما هم با کمی مخمل‌بافی در پشت گوشمون باید باور کنیم. اما اگه قراره کارت صدآفرین بدیم به این‌ها، چرا باید کره‌جنوبی و تایوان و ژاپن رو بذاریم کنار و به چین بگیم مدل موفق؟ حداقل در کره بدون اینکه کسی رو به شکل قرون وسطایی قرنطینه کنند، کنترلش کردند. اگه قرار باشه ازین اعداد و ارقام جواب سوال «چه مدلی از حکومت‌داری در حفظ جان انسان‌ها موفق‌تر است؟» رو پیدا کنیم، باید به کره و تایوان نگاه کنیم. که هر دو دموکراتیک هستند و هر دو تا مغز استخوان سرمایه‌داری. چه فعل و انفعالی در مغز یک فرد رخ میده که این نمونه‌ها رو ول می‌کنه و چین رو مرجع قرار میده و نتیجه می‌گیره دولت تمامیت‌خواه اقتدارگرا برای سلامت بشر مفیدتر است؟ آیا غیر ازینه که به کمونیسم علقه ایدئولوژیک یا حتی علقه عاطفی داره و دنبال بهانه‌ست برای اعلام پیروزی؟
فرض کنیم در ایران یک دولت مثلا کارآمد به روی کار می‌اومد که می‌تونست بحران اپیدمی رو کنترل کنه، اما نسبت به عرب‌ها کینه شتری داشت. در حالی که جان مردم رو از ویروس صیانت می‌کرد، در مناطق عرب‌نشین جنوب نسل‌کشی به راه مینداخت. موفق جلوه دادن چنان حکومتی فقط یک بیشعوری نیست. یک رذیلت اخلاقی هم هست. چون تجسم این ایده‌ست که «اگه حفظ سلامت ما اکثریت وابسته‌ است به حذف اقلیت عرب، بهتره حذف بشن».

آدم باید حواسش باشه به چه چیزی میگه «صلاح».
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه در شرایط تحریم این تجهیزات رو میتونن بخرن، هرچیز دیگه‌ای رو میتونن بخرند. اینکه برای دارو و درمان مانع وجود داره یا پول نیست، افسانه‌ست.
اما مسئله این نیست که ما مردم دروغ‌های این‌ها رو باور کنیم یا نکنیم. ما کاره‌ای نیستیم. سوال اینه که دولت‌های اروپایی و چپ‌ها چرا به دروغ‌های این‌ها رسمیت رسانه‌ای میدن؟ چرا هیچ تلاشی برای رسوا کردن الیگارشی متقلب آخوندهای شیعه انجام نمیدن؟ چرا گاهی خودشون هم با این پروپاگاندا همراهی می‌کنند؟
کسی که قدرت نداره سکوت کنه که بش حرجی نیست. اون‌هایی که قدرت داشتند و سکوت کردند باید پاسخگو باشند. اروپایی‌ها قدرتش رو داشتند که این‌ها رو رسوای عالم کنند، اما نکردند. و برای همین باشون شریک هستند. همونطور که با بشار اسد شریک بودند.
https://jamanetwork.com/journals/jama/fullarticle/2763852?resultClick=1

در این مقاله توضیح داده که اون قضیه که می‌گفتند ۲ متر فاصله بگیرید از همدیگه، برمبنای یک کلاس‌بندی خیلی قدیمی (۹۰ سال پیش!) در مورد قطرات ریز خروجی از دهانه که اصلا مبنای درستی نیست. در زمان سرفه یک ابر گازی تشکیل میشه در روبروی طرف که مثل یک تونل امن میتونه ذرات ریزتر رو به مسافت دورتر منتقل کنه. چقدر دورتر؟ تا ۸ فاکینگ متر!
بنابراین اهمیت نداره واقعا قطره‌ست یا ذره‌ست، وقتی صحبت ۸ متره یعنی باید ایربورن فرضش کنیم.
ماسک بزنید ایهالناس.
اولویت‌بندی‌های جهان معیوب است. چون سکان اداره جامعه رو دادیم دست تعدادی جانور آکادمیک، تا تعیین کنند چه چیزی برای ما خطرناک‌تر است.
«حزب کمونیست چین به همه دولت‌های ما دروغ گفت و سزاواره که ویروسش رو حمله نظامی تلقی کنیم، اما نباید فراموش کرد که دولت ما تصمیم گرفت حرف رژیمی رو باور کنه که بی‌شرمانه فخرفروشی می‌کرد که در اردوگاه‌های کار اجباری که برای اقلیت‌ها تدارک دیده دوره‌های مهارت‌آموزی برگزار میشه!».

عزیزم.. شما به گلوبالیست‌هایی رأی دادید که پول می‌گرفتند تا وانمود کنند مدل توسعه چین مدل موفقی است! که پول می‌گرفتند به موهومات مشتی جانور آکادمیک عمل کنند که از درک ساده‌ترین روابط منطقی عاجزند. شما دست به دامان دولتی شدید که بابت هیچ خطای فاحشی هزینه نمی‌داد و نمیده. حتی خطایی به بزرگی فروختن مملکت‌تون به کمونیست‌ها.
رژیمی که تمام ارکان مملکت‌داری رو دور ریخته و تماما به یک تشکیلات امنیتی خلاصه شده (مثل مترسکی که فقط یک چوب و یک کلاهه)، حتی همون کار امنیتی رو هم نمیتونه درست انجام بده! هیچ دیتابیسی وجود نداره که شماره پلاک خودروی شخصی پرسنل بیمارستانی توش جمع‌آوری شده باشه که بشه فیلترشون کرد. از اعمال قوه قهریه هم فقط ایجاد مانع رو بلدند! یعنی بین نیروی انسانی این‌ها با بلوک‌های سیمانی تفاوتی وجود نداره. شاید تنها تفاوت این باشه که بلوک سیمانی حرف نمیزنه و سه وعده غذا هم نمیخواد.
مثل اینه که به یه نفر بگن تو لازم نیست هیچ‌کاری بکنی، غذا و پوشاک و همه‌چیزت با ما. تو فقط بخواب! مسئولیتت فقط خوابیدنه. اما یه جوری بخوابه که از رو تخت بیفته و صورتش کبود شه. حتی خوابیدن رو هم نمیشه به این‌ها محول کرد.

https://t.me/irmed/17220
ثروتمندان نیویورک این شهر رو ترک کرده و به خونه‌های بزرگ‌ترشون در ایالت‌های دیگه کوچ کردند. اینکه بقیه هنوز اونجا هستند به این دلیل ساده‌ست که پول ندارند که جای دیگه‌ای داشته باشند.
همون مدرنیست‌هایی که به مدرنیزم شهری نیویورک می‌بالیدند و زندگی روستایی آمریکایی رو مسخره می‌کردند، الان آرزو میکنند کاش ثروت‌شون انقدری بود که می‌تونستند به یک جای پرت عقب‌افتاده کوچ کنند.

شهر بزرگ و متراکم، سکونتگاه فقراست. مهم نیست چقدر بش لعاب می‌زنند.