Anarchonomy
45.8K subscribers
6.79K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
اینکه کمونیست‌ها به کمونیست بودن خودشون اذعان کنند، چیزیه که من صادقانه ازش استقبال می‌کنم. فقط لطف کنند یه داس و چکشی هم به آواتارها اضافه کنند جهت نوستالژی.
تا دیروز داشتند به مکرون می‌گفتند «نئولیبرال آدمخوار». حالا به فتوای جهادش استناد می‌کنند!
بهرحال اسم من محمد نیست.

https://t.me/neychabouriat/847
واشنگتن‌پست نوشته ما چوب بهینه بودن حداکثری بخش خصوصی‌مان را خوردیم. تولیدکنندگان ما از هر تولیدکننده‌ای بهینه‌ترند، و برای همین فقط به نیاز در لحظه بازار جواب می‌دهند، و در نتیجه وقتی نیاز ناگهان جهش پیدا می‌کند، دست‌مان خالی می‌ماند.

فارغ ازین که این استدلال قابل اعتنا هست یا نیست، خیلی‌ها بش اعتنا خواهند کرد. بنابراین احتمال داره مقرراتی وضع بشه که به صورت دستوری این بهینه بودن رو تا حدی کاهش بده. البته الان نه، ولی چند روز بعد، شاید. بعضی مصوبات، الان شنیعند. اما وقتی آمار کشته‌ها به چهارصدهزار نفر رسید دیگه شنیع به نظر نمیان. در واقع وقتی به اون عددها رسیدیم، هر طرح محیرالعقولی قابل تصویبه. سیاست‌مدارها و بروکرات‌ها فرصت «حزن و عصبانیت بی‌حساب ملی» که ممکنه هر یک قرن یک‌بار پیش بیاد رو بدون استفاده حداکثری رها نمی‌کنند.
یکی ازین طرح‌ها میتونه این باشه که یک لیست از تولیدات استراتژیک تهیه کنند، و سپس تعیین کنند تولیدکننده باید درصد معینی اضافه‌تر از نیاز بازار تولید کرده و اون مقدار اضافه رو ذخیره‌سازی کنه. یعنی برای اینکه هشتاد عدد از محصول رو بفروشه، صد عدد تولید کنه. که به عنوان مالیات فیزیکی معرفیش کنند. که وقتی بحران پیش اومد ازون ذخیره استفاده کنیم. که مثل روز روشنه که شرکت‌ها میلیون‌ها دلار خرج خواهند کرد تا در واشنگتن‌دی‌سی لابی کنند تا درصد صنف خودشون رو پایین‌تر بیارن، اما به هرحال به گریبان‌شون آویخته خواهد بود.

این البته یک احتماله، و ممکنه اتفاقات یه جور دیگه باشند، ولی حتما به بهانه «رزرو» آش مخصوصی خواهند پخت.
پزشکان و پرستاران در سراسر دنیا به قهرمانان جامعه تبدیل شدند که گفته بودم «سرباز ملت» سازی ازشون باعث میشه نشه ازشون انتقاد کرد. و منظورم انتقاد از خطای پزشکی بود، که می‌دونیم وجود داره، ولی نمی‌دونیم در این روزهای هرج و مرج درمانی چندنفر رو قاطی کرونایی‌ها به قبرستان فرستاده؛ اما مشکل فقط خطاهای پزشکی نیست. پروپاگاندای آزاردهنده هم هست.
از «کار سخت» پرستار طوری صحبت می‌کنند انگار تا الان کسی کاری با سختی معادل این انجام نداده بوده! انگار این‌ها اولین بشری هستند که به خاطر کار کمبود خواب دارند، یا چند روز یا حتی چند هفته از دیدن خانواده‌شون محرومند، یا لباسی که می‌پوشند سنگینه، یا کار مداوم اثراتی روی پوست و موشون میذاره! که البته بیشترشون زن هستند. که یعنی باید به صورت دوبل! دلسوزی کرده و قدردان باشیم! چون هم زن هستند، و اتوماتیک باید بیشتر بگیم «اخ.. بمیرم براتون»، و هم جزء جامعه پزشکی هستند که در سنت ایرانی باید تاج سر ما باشند، دست به سیاه و سفید نزنند، پوست‌شان خط نیفتد یک‌وقت. این‌ها همون‌هایی بودند که از قدیم چاق و چله‌ترین مرغ‌مون رو به همراه بیست سی‌تا تخم‌مرغ به همراه یک کاسه عسل تقدیم می‌کردیم بشون به عنوان حق ویزیت! حالا چطور دلمون اومد انقدر کار بکشیم ازشون که کش ماسک کبود کنه صورت نازنین‌ و لطیف‌شون رو؟ چه شده است ما را؟

آزاردهنده‌ست چون انگار کارگر بنا وجود نداشته، انگار جوشکاری که زیر آفتاب کار کنه وجود نداشته، انگار مقنی نداریم، انگار کسی که باید تا کمر بره تو فاضلاب نداریم، انگار نیست کسی که وسط سوز سرما از دکل برق بره بالا، انگار نیست افسری که دو هفته یه بار از پادگان میره بیرون، انگار نیست راننده لودری که باید وسط طوفان خاک و گرد سنگ کار کنه. انگار نیست غواصی که با تجهیرات سنگین بره زیر آب تا بریدگی کابل رو پیدا کنه.‌ که همشون مرد هستند. انگار این‌ها وجود ندارند. و چون دست یکی ازین عزیزان جامعه پزشکی تو دستکش عرق کرده و چروک شده، باید بزنیم تو سرمون و شیون کنیم ازین مجاهدت فی سبیل‌الله بی‌سابقه!
6
انقدر دورافتاده از واقعیتید و انقدر پیله‌کرده در طبقه اجتماعی خودتون هستید که خبر ندارید روزی چند کارگر در محل کار جون‌شون رو از دست میدن. پرستار تازه امروز وسیله حفاظتی کم آورده‌... کارگر ساختمانی هیچ‌وقت وسیله حفاظتی نداشته.
تشکیلاتش رو نظامی چیدن. از فرمانده کل که شونه‌ش پر از ستاره‌ست شروع میشه میاد پایین‌تر سرهنگ و سرگرد و گروهبان. اون خدماتی بدبخت هم سرجوخه‌ست!
نمی‌دونم دیدید تو پادگان وقتی فرمانده وارد میشه چجوریه یا نه. رییس‌بیمارستان یا یه جراح هم همونجوری وارد میشه. اینا فقط مراسم صبحگاه کم دارن.
یه نفر در نیویورک رفته جلوی یکی از بیمارستان‌ها فیلم گرفته و در حالی که جنبنده پر نمیزنه در محل میگه رسانه‌ها به ما گفتند بیمارستان‌های نیویورک در وضعیت جنگی هستند اما من که اینجا وضعیت جنگی نمی‌بینم!

وقتی رسانه‌ها مشغول امتیازگیری سیاسی هستند نمی‌تونند پیام بهداشتی رو درست منتقل کنند. طراحی و فرم دادن به پیام در مورد این مسائل حساس، زیرکی و ظرافت خاصی میخواد که بدون دغل‌بازی مردم رو توجیه کنه. می‌تونیم بگیم رسانه‌ها در مورد کرونا، به معنی واقعی کلمه گند زدند. و الان باید فقط امیدوار بود مردم لجبازی نکنند.
اگه کسی ناراحتی قلبی داشته باشه و در آستانه سکته قلبی باشه ولی به خاطر علائم کرونا به بیمارستان مراجعه کنه و در بیمارستان سکته کنه، علت مرگ رو باید چی بنویسیم؟
Anonymous Poll
37%
کرونا
63%
نارسایی قلبی
Anarchonomy
اگه کسی ناراحتی قلبی داشته باشه و در آستانه سکته قلبی باشه ولی به خاطر علائم کرونا به بیمارستان مراجعه کنه و در بیمارستان سکته کنه، علت مرگ رو باید چی بنویسیم؟
خودم هم نمیدونم واقعا. اگه خونریزی داشته باشی و بندازنت تو استخر و خفه بشی، به علت خفگی مردی یا خونریزی؟ لابد می‌نویسند خفگی، ولی اگه نمینداختنت، چند دقیقه بعدش به علت خونریزی میمردی. البته این پرسش وقتی که میخوایم از جنبه حقوقی بپرسیم و قاتل رو پیدا کنیم یه نوع دیگه جواب داده میشه. در مورد یک بیماری، قاتل اصلی مطرح نیست. مهم اینه که بفهمیم یک بیماری واقعا چقدر کشنده‌ست. وقتی مریض با قلب خراب میاد که کرونا هم داره و با سکته فوت می‌کنه و قرارت اینه که از فوت‌شده‌ها تست بگیری، خب مثبت درمیاد و میره تو آمار، و نرخ کشندگی رو میبره بالا.
یک گزارش منتشر شده که میگه در بعضی از بیماران ویروس به قلب هم حمله کرده و باعث سکته شده. اگه واقعیت داشته باشه سوال رو پیچیده‌تر هم می‌کنه. دو مریض رو که یکیش سکته کرده ولی کرونا هم داشته، و اون یکی که خود کرونا باعث شده سکته کنه، چطور باید تفکیک کرد؟
نرخ کشندگی ازین جهت مهمه که میدن به مدل‌ها و نتیجه اون مدل‌ها رو میدن به بروکرات‌ها و اون بروکرات‌ها برای یک‌ماه آینده یک شهر یا یک استان تصمیم می‌گیرند.
ورژن جدید تلگرام امکانات خوبی درباره آمار کانال ارائه می‌کنه.
گفتم شاید شما هم کنجکاو باشید این قسمت رو اسکرین‌شات گرفتم. بیشترین بازدید در ساعت ۱۰ صبح به وقت گرینویچ انجام شده که میشه ساعت ۲ و نیم بعدازظهر به وقت ایران. یعنی وقتی که ناهار خوردید و لم دادید رو مبل.
بازدید این هفته اخیر درست دو برابر بازدید در هفته قبلش بوده. ظاهرا قرنطینه بیشتر به نفع منه.
جمهوری‌اسلامی در ابتدا کلمه بود، در اواسط هم فقط کلمه بود، در انتها هم کلمه بود. در جمهوری‌اسلامی همه‌چیز فقط کلمه و لفظ و عبارت بود.
از کارشناس میپرسن چیکار کنیم؟ میگه تست بگیرید، زیاد تست بگیرید، تا می‌تونید تست بگیرید! بعد میگی خب انقدری که شما میگید کیت نداریم، چیکار کنیم؟ میگن نمی‌دونیم، فقط تست بگیرید!

من آدم‌هایی که اینطور راحت ذهن‌شون به بن‌بست میخوره رو به عنوان مشاورم انتخاب نمی‌کنم. کارشناس مشاور باید واقعیت موجود رو ببینه و متناسب با اون راه حل بده.

ذهن این محققان اسراییلی رو دوست دارم. پیشنهاد دادند به جای اینکه از تک تک افراد تست بگیرید، نمونه‌هایی که از ۶۴ نفر گرفتید رو با هم مخلوط کنید و بعد تست کنید. اگه دستگاه ژن ویروس رو تشخیص نداد، یعنی کل اون ۶۴ نفر نیازی به تست ندارن. و اگه تشخیص داد، اون وقت تک به تک ازشون تست بگیرید!

ممکنه باز به تعمیم نابجا متهمم کنند، اما معتقدم اینکه از بین اینهمه کارشناس در سراسر دنیا، این ایده به ذهن اسراییلی‌ها رسید به فرهنگ عمومی این کشور مربوطه. این‌ها در مورد خیلی از معضلات داخلی‌شون چنین رویکردی دارند.
غیر از کارشناسان اپیدمولوژی دسته دیگه‌ای از افراد که دیده میشه میگن «تا می‌تونید تست بگیرید»، اقتصادخوانده‌ها هستند. کرونا یک مانور ایجاد کرد که واضح‌تر میشه دید مکانیزم اندیشه‌ورزی در این‌ جماعت چجوریه و چرا در مورد بقیه مسائل هم معمولا چرت و پرت تحویل بروکرات‌ها میدن. شخصا هیچ نوع کینه‌ای نسبت به این‌ها ندارم، اتفاقا با کنجکاوی پیگیر نحوه برخوردشون هستم. شناختی که الان بدست میاد میتونه بعدا بدرد بخوره. اونچه که می‌بینم رو شاید بشه اینطور خلاصه‌ش کرد: «حل کاغذی مسئله». ذهن این‌ها اینطور پروگرام شده که وقتی مسئله‌ای مطرح میشه بلافاصله میارنش رو کاغذ و چندتا پوئینت براش تعریف می‌کنند. مثلا نقطه A و نقطه B. و اصل ساده‌سازی دقیقا همینجا اتفاق میفته. وصل کردن آ به ب اصلا کاری نداره. این‌ها آ و ب رو چنان مجاور هم ترسیم می‌کنند که به نظرشون میاد نباید انتقال از یکی به اون یکی خیلی سخت باشه. در حالی که در واقعیت و روی زمین، خیلی دورند. مثلا درباره اینکه کیت تست چطور ساخته میشه اطلاعات ندارند، و خیلی راحت فرض می‌کنند اگه تولیدکننده ۳ هزار عدد در روز رو تونسته برسونه به ۱۳ هزار عدد، پس میتونه از ۱۳ هزار برسونه به ۹۰ هزار عدد! ۱۳ و ۹۰ رو خیلی مجاور جاگذاری کرده بودند روی کاغذ. یا مثلا این رو در نظر نمی‌گیرن که تعداد تست بالا جایی کارایی داره که قبلش تونسته باشی یک شرایط ایزوله حداکثری رو فراهم کرده باشی که با هماهنگی کامل با بقیه نواحی باشه. اگه قرار باشه آقای ایکس رو از محله‌ای تست کنی و منفی باشه و طرف بره با خانومی از یک محله دیگه که اونجا هنوز تست انجام نشده در تماس باشه، احتمال اینکه بعدا مثبت بشه زیاده. ولی به خیال اینکه منفیه ولش کردی رفته سر کار. بین «داشتن کیت‌های بسیار زیاد»، تا «اجرای تست‌های بسیار زیاد»، و تا «ایزوله‌سازی‌های همزمان» راه سخت و طولانی وجود داره، ولی روی کاغذ خیلی مجاور هم ترسیم کرده بودند.

شاید توماس شفر وقتی کاغذ پر از نقاط مجاور که اقتصاددانان بش داده بودند رو برد به محل انجام تست و دید چه خبره تصمیم گرفت خودکشی کنه.
ایالات متحده آمریکا عملا در اختیار دکتر فاووسی و دکتر برکس قرار گرفته. دو «کارشناس» که منتخب مردم نیستند.
همونطور که در پست قبل گفتم کرونا به ما این فرصت رو داد تا مکانیزم فکری این‌ها رو به وضوح ببینیم و همچنین مشاهده کنیم فرآیند به ضلالت کشاندن دولت‌ها توسط اقتصاددانان و کارشناسان بقیه رشته‌ها، که هزینه نهاییش رو مردم خواهند داد، چطور رخ میده.
این دو دکتر علاوه بر ارائه نظر شخصی‌شون، باید نماینده جامعه علمی هم باشند. وقتی شما میخوای نماینده یک جمع بزرگ باشی، حتی اگه الزامی نباشه که نظرت رو با اکثریت اون جمع هماهنگ کنی، محافظه‌کارانه‌تر اینه که خودت رو با اکثریت هماهنگ کنی. و این کاریه که بیشتر افراد می‌کنند. و ازونجایی که اکثریت بدنه جامعه علمی رو جانوران آکادمیک تشکیل داده، پس کاملا قابل انتظاره که نماینده این جامعه نماینده جانوران آکادمیک باشه. برای همینه که می‌بینید هنوز اصرار دارند که لازم نیست همه مردم ماسک بزنند! چون در راه‌حل‌های کاغذی جانور آکادمیک، ماسک غیرایده‌آل جایی نداره. یا اصرار دارند آمریکا تا ۳۰ اپریل تعطیل باشه. چون جانور آکادمیک علاوه بر اینکه صاحب بیزینس نیست و حقوق ماهیانه‌ش تضمین شده‌ست و نمی‌تونه درک کنه یک ماه تعطیلی بدون درآمد یعنی چی، به صورت کلی هم از تجزیه تحلیل مسائلی که چندبعدی هستند عاجزه. یا به بعد بیولوژیک می‌تونه فکر کنه و توجه کنه یا به بعد اقتصادی. جفتش با هم رو نمیتونه هضم کنه.
رییس‌جمهور با اینکه فرمانده کل‌قواست، و مافوق این دو کارشناسه، جرئت نمی‌کنه به پیشنهادات اون‌ها بگه نه. چون نماینده جامعه علمی هستند، و اگه بگه نه یعنی به علم گفته نه!

دولت‌ها ما رو به بیراهه‌های مختلفی کشوندن، و یکی از دلایلش همین مکانیزمه. که کارشناسان، کارشناس نیستند واقعا. اما نمیشه بشون نه گفت. این در مورد اقتصاد، محیط‌زیست، آموزش پرورش، سیاست خارجی، و حتی میلیتاری هم صادقه.
وقتی نوشتم فقط آمریکا داره راستشو میگه (چون به طور سیستمانیک اوپن‌تره)، بعضی‌ها بشون برخورد که این «تنها» معنیش اینه که بقیه کشورهای توسعه‌یافته دارن دروغ میگن. ازون موقع هرروز داره صحبت‌هایی شنیده میشه که اون بقیه کشورها، اطلاعات درستی نمیدن. از آلمان گرفته تا انگلیس، و این هم از کانادا.
البته با غرض نیست و مربوط به فشل بودن ساختار یا دخالت‌های جانوران آکادمیکه. اما بهرحال، قابل اعتماد نیست.
یکی از محققان فدرال رزرو سنت‌لوئیس تأثیر سیاست‌های مختلف در مواجهه با بحران اقتصادی حاصل از کرونا رو با همدیگه مقایسه کرده. چیزی که مدلش نشون میده اینه که اگه پول رو صرف تقویت بیمه بیکاری کنند حجم بیشتری از اثرات سوء این وضعیت کاسته میشه تا اینکه به همه پول نقد بدن. به تفاوتی که در نرخ نکول ایجاد می‌کنه نگاه کنید.
البته اوضاع برای کل سال ۲۰۲۰ بی‌ریخت خواهد بود، اما حتی پول‌پاشی هم اگه پوپولیستی انجام نشه اثرش محسوس‌تره.
Anarchonomy
Photo
«منظومه کارشناسان خود چنان پیچیده شده است که مردم هرروز نیاز به کارشناسانی دارند تا به آن‌ها بگوید چه کسی کارشناس است».

یه توضیح بسیار مختصر درباره اینکه چی داره میگه: دیتا زیاده، و بسیار در دسترس. مردم نمی‌تونند همش رو هضم کنند. پس نیاز دارند یکی براشون بجوعه و بذاره دهن‌شون. عده‌ای جونده این کارو براشون می‌کنند. این جوندگان لزوما کارشناس نیستند، ولی چون بهتر دیتا رو برای ملت تفسیر می‌کنند، کارشناس به نظر می‌رسند. ازونجایی که جوندگی پاداش داره ولی زیان نداره، خیلی‌ها واردش میشن. پاداشش اینه که مقبولیت اجتماعی و شهرت پیدا می‌کنند، و زیان هم نداره چون اگه چرت بگن کسی یقه‌شون رو نمی‌گیره. جمعیت جونده‌ها که زیاد شد، همهمه هم بیشتر میشه. طوری که ملت به اشباع توضیحات می‌رسند، که باعث میشه نتونند تشخیص بدن چه توضیحی درسته یا کامله. به دو علت: یک اینکه مردم نمیدونن کجا باید دیگه توجه نکنند. مرز توجه نکردن رو نمیشناسند. از یه جایی به بعد به توضیحات باید بی‌اعتنا بود. دو اینکه نمی‌دونند چه توضیحی موضوعیت داره، و چه توضیحی رو باید بلاموضوع بدونند. و این وادارشون می‌کنه بیفتند دنبال کارشناسی که بشون بگه چه کسانی واقعا کارشناسند. در این مسیر خیلی‌هاشون خسته و فرسوده شده و کلا قضیه رو رها می‌کنند. رهایی در اینجا یعنی کلا به هیچ توضیحی گوش نمیدن! که متعاقبا یعنی به هیچ توصیه‌ای عمل نمی‌کنند.

راه حل اجتماعی برای این معضل سراغ ندارم فعلا اما از جهت فردی، شخصا سعی می‌کنم حواسم باشه توضیحات خوب حواسم رو از محتویات غنی‌تر که توضیحاتش جذاب نیست، پرت نکنه، و بدونم دقیقا کجا باید توجه نکنم.
چند روزه دارم آمار کرونا ایالت کلرادو رو دنبال می‌کنم. سایتی که درست کردن محشره. لازم نیست یک ابرقدرت اقتصادی باشی تا بتونی چنین صفحه‌ای طراحی کنی. کافیه احساس وظیفه کنی که اطلاعات رو شفاف به مردم تحویل بدی.

صفحه رو با حالت دسکتاپی باز کنید و ببینید:

https://covid19.colorado.gov/case-data
یک کشور جهان‌سومی رو نام ببرید که در عرض سه روز دو تا بیمارستان که هر کدوم اندازه بیمارستان میلاد ایران هستند که روی آب شناورند! رو در بندر مستقر کنه.


این بزمجه‌ها که می‌بینید دارند از طریق وزارت خارجه بخشی از پول مالیات ما رو به صورت حقوق ماهانه دریافت می‌کنند تا نقش «من اینجام دارم از نزدیک می‌بینم» رو بازی کنند. شوروی هم ازین عمله‌ها داشت. اما این نظرات رو از شهروندان بومی خود آمریکا هم می‌شنویم گاهی. مثلا یکیشون به من می‌گفت میزان عفونت در بیمارستان‌های ما از بیمارستان‌های کوبا بدتره!
بارها شده که مریض به خاطر یه مشکل غیرعفونی مراجعه کرده اما تو بیمارستان یک باکتری مقاوم به انتی‌بیوتیک پخش شده بوده و آلوده شده و فوت کرده. چون شهروندان آمریکایی خیلی وقته که دارند انواع و اقسام آنتی‌بیوتیک‌ها رو مصرف می‌کنند. طبیعیه که در کوبا این مسئله کمتر پیش بیاد (تازه اگه واقعا اینطور باشه) چون اونا اصلا آنتی‌بیوتیک گیرشون نمیاد که استفاده کنند که بعد درگیر باکتری‌های مقاوم بشن (البته در نهایت خواهند شد).
کمونیسم در زندگی واقعی برنده نشد. حالا میخوان با لفاظی و قصه‌گویی برنده‌ جلوه‌ش بدن.