Anarchonomy
45.7K subscribers
6.79K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
نظر من اهمیتی برای این دنیای مغرور و پرآشوب و کله‌شق نداره. اما این تا الان مانعم نشده که نظر بدم.

سه پیشنهاد برای دنیای پس از کرونا



۱- محلی‌سازی امنیت
که البته در بیشتر کشورها نیاز به تغییرات در قانون داره. اما شدنیه. این خجالت‌آوره که در محلاتی که جولانگاه باندهای خلافکاره، قرنطینه بهتر انجام میشه تا در جاهای دیگه که ظاهرن امن‌تر هستند. اگه یک محل قابلیت ایزوله‌سازی سریع و قاطع خودش رو نداشته باشه، امن نیست، حتی اگه آمار جرم و جنایت در اونجا خیلی پایین باشه. بسیار بسیار بعیده تو هر محل چندنفر پیدا نشن که نشه ازشون به عنوان پلیس محلی استفاده کرد. اگه حقوق ماهیانه‌شون تقسیم بشه به تعداد اعضای محل، عدد زیادی نمیشه. اون هزینه به مراتب کمتر از هزینه‌های فقدان امنیته.
علاوه بر پلیس، برای امنیت غذایی محلی هم میشه انبارهای مشترک ایجاد کرد. علاوه بر اینکه هر خانواده مستقلا باید آذوقه‌ای برای مثلا سه ماه داشته باشه، ماهیانه مبلغی رو اختصاص میده به پر کردن انبار مشترک محلی. میشه اپ‌هایی ساخت که اعضاء روی گوشی نصب کنند و حساب و کتاب اینکه کدوم خانواده در چه تاریخی چه اقلامی و به چه مقدار به انبار اهدا کرده رو ثبت کنه، و همینطور تاریخ و اقلام و مقداری که یک خانواده از انبار برداشت کرده. اصلا لازم نیست پیچیده باشه. کاملا شبیه صندوق‌های خانوادگی فعلی، ولی به جای پول، مواد غذایی و دارویی، و چیزهایی مثل ماسک.

۲- ارتش ذخیره پرستاران
باید هر دختر و پسری که به سن هجده سال میرسند به مدت سه ماه در اردوهایی اجباری و شبیه پیشاهنگی، آموزش‌های بهداشتی درمانی ببینند. این آموزش‌ها باید در حدی باشه که هروقت کشور نیاز داشت و فراخوان داد، کافی باشه به این افراد یک برگه که پروتکل مراقبتی و درمانی رو تشریح کرده باشه داده بشه تا آماده باشند برای اعزام به بیمارستان‌های موقت و صحرایی. این افراد باید آشنایی حداقلی با تمامی داروهایی که در لیست اسنشال سازمان بهداشت جهانی وجود داره داشته باشند. باید بلد باشند با دستگاه‌های رایج کنار هر تخت آی‌سی‌یو کار کنند. هر دو سال یکبار باید یک مانور استانی، و هر چهارسال یکبار یک مانور کشوری برای شبیه‌سازی شیوع جهانی یک بیماری فرضی اجرا بشه تا این آمادگی به صرفا «یک تجربه خاطره‌انگیز در ایام جوانی» تبدیل نشه. در واقع این خدمتیه که کارت پایان خدمت نخواهد داشت. از تمام افراد بالای ۱۸ سال و زیر ۶۰ سال باید به صورت رندوم یک مجموعه انتخاب شده و در این مانورها شرکت کنند.

۳- ارزیابی قدرت پس‌انداز
زمزمه‌هایی وجود داره درباره اینکه باید بازخرید سهام توسط خود شرکت‌ها ممنوع بشه. ازونجایی که مزایای درآمدی مدیران عامل بستگی داره به قیمت سهام شرکتی که دارن اداره‌ش می‌کنند، همیشه این انگیزه وجود داره که پول شرکت رو صرف بازخرید سهام کنند تا قیمتش بالا بره و شخصا منتفع بشن. اما اضافه کردن مقررات جز بدتر کردن اوضاع خاصیتی نداشته تا الان، و ازین به بعد هم نخواهد داشت. به جای تحمیل مقررات، باید انتظار اجتماعی رو بالا برد. با این پیش‌فرض که هر بنگاه اقتصادی، از کسب و کارهای کوچک گرفته تا کارخانجات بزرگ، باید بتونه «یکسال تعطیلی مطلق» رو جذب کنه، همه فعالین اعتبارسنجی بشن. میزان بدهی و سوددهی، نباید تنها شاخص‌های اعتبار باشه. اینکه چقدر میتونه تعطیلی رو تحمل کنه هم باید لحاظ بشه. همونطور که امروزه مسئولیت محیط‌زیستی به دوش شرکت‌ها گذاشته شده، مسئولیت مالی در قبال جامعه رو هم باید به دوش بکشند. مصرف چرم در خودروها داشت خیلی بالا می‌رفت، که انتظار اجتماعی که مدافعان حقوق حیوانات ایجاد کرده بودند باعث شد خودروسازها بدون اینکه کسی مصرف چرم رو ممنوع کرده باشه، روی پارچه‌های جدید به عنوان جایگزین چرم، تحقیق و توسعه انجام بدن. انتظار مالی جامعه هم از بیزینس‌ها باید این باشه که بتونن در زمان بحران چند روزی خودشون رو جمع کنند که با یه مدت تعطیلی دومینوی فروپاشی اقتصادی رخ نده. این انتظار تنبیهی نیست، تشویقیه. باید رستوران‌هایی در سایت‌های اعتباردهی پنج ستاره باشند، که پس‌انداز کافی برای مثلا شش ماه مرخصی باحقوق کارگرانشون رو دارند. اصلا اهمیت نداره بهترین پیتزای دنیا رو تحویل میدی اگه با دو ماه تعطیلی ورشکست میشی. کسانی که شنا بلد نیستند باید قبل ازینکه سیل بیاد شناسایی بشن، نه وقتی که آب تا سینه بالا اومد.
اگه هدف ترساندن مردم برای جدی گرفتن قضیه‌ست، بهترین راه اینه که از یک بیمار کرونایی که براش تخت آی‌سی‌یو خالی وجود نداره و توی بخش خوابیده و به سختی نفس می‌کشه فیلم بگیرند و در نت پخش کنند. چیزی شبیه فیلمی که گفتند راهروی یکی از بیمارستان‌های اسپانیاست و مردم کف زمین بودند. البته حال هیچ کدوم اون‌ها وخیم نبود. نیاز به تصاویر دراماتیک‌تری هست.
چیزی که عجیبه اینه که از هیچ‌ بیمارستانی در دنیا، فیلمی از وخامت بیرون نمیاد. هم وخامت حال یک فرد، هم وخامت کلی بخش. درسته محدودیت‌هایی برای حمل موبایل هست، درسته پرستاران معذوریت‌های اخلاقی دارند از ضبط چنین صحنه‌هایی، ولی همیشه در هر جمعی یکی پیدا میشه که هم از محدودیت عبور کنه و هم از معذوریت. اون یکی‌ها چرا دست به کار نشدن تا حالا؟ میکس موسیقی غمناک روی صحبت‌های یک پرستار که میگه دو‌ هفته‌ست بچه‌م رو ندیدم کارایی نداره. مردم باید ببینند این اوضاع خرابی که میگن واقعا چه شکلیه.

وقتی در اشغال عراق توسط آمریکا، جسیکا لینچ زخمی و اسیر شد، این یک عراقی بود که به آمریکایی‌ها اطلاع داد سربازشون در بیمارستان بستری شده، و خودش اطلاعات کافی رو جمع کرد که چطور میشه برای آزادکردنش به بیمارستان حمله کرد. حتی بعثی‌ها نتونستن مانع این بشن که کسی بفهمه کی رو بستری کردن و حال عمومیش چطوره، و به هرحال لو رفت.
قرنطینه برای ما ایرانی‌ها تغییر دراماتیکی در زندگی نیست. چون ما زندگی شهری نداریم. خارج از خانه بودن اسمش زندگی شهری نیست. ما رستوران نمی‌ریم، پارک نمی‌ریم، تئاتر نمی‌ریم، سینما نمی‌ریم، استادیوم نمیریم، کارناوال نداریم. «اسپورت» در آمریکا تعطیل شده، جوری عزا گرفته‌اند انگار یکی گوشت تن‌شان را جدا کرده! آنجا مدل‌های خاصی از خودروها پرفروشند فقط برای اینکه جای کافی برای بردن بچه‌ها به ورزشگاه را دارند! شهر آن‌ها پر از رویداد است. چون دیگر رویدادی نیست، شهر تعطیل است، نه فقط چون تردد نیست.
ما ول هستیم در شهر.. خیابان‌گردی می‌کنیم، و مغازه نگاه می‌کنیم. تعطیلی شهر ما فقط تعطیلی مغازه‌هاست.
درست یک ماه گذشت از روزی که نوشتم در مورد تست عملا سر کاریم، چون با توجه به سطح تکنولوژی و سطح دقت، ملزوماتی میخواد که در ایران فراهم نیست. و حالا معلوم شده کیت‌های چینی درست کار نمی‌کنند!
باید در مورد پست صنعت ماسک باز هم اصلاحیه‌ای بزنم: میشه هم دولت تند داشت و هم صنعت تند، ولی هر تندی در صنعت معتبر نیست. میشه تولید قرص ایبوپروفن رو یک شبه ده برابر کرد، اگه قرار باشه به جای ماده موثر توش گچ بریزی!


https://t.me/anarchonomy/3871
- الان یه دکتره تو شبکه خبر گفت از هر سه بیمار کرونایی که بستری کردیم یکیش سوء تغذیه داره! البته درست متوجه نشدم منظورش سی درصد کل بستری‌ها در کشوره، یا سی درصد کرونایی‌ها. به هرحال نشون میده یکی از دلایل بالاتر بودن تلفات ما اینه که خیلی ساده: مردم گشنه‌اند!

- بعضی از پزشکان متعهد! که در همه‌جای جهان یافت می‌شوند برای اینکه داروهای کرونا رو برای خانوادشون ذخیره کنند، برای اعضای خانواده و فامیل نسخه می‌نویسند. دولت برای مقابله با این اقدامات چه کاری می‌تونه بکنه؟ اگه راه حل هر مشکلی رو وضع مقررات بدونیم، تو چاهی میفتیم که هرروز مقررات پیچیده‌تری لازم میشه، که نظارت پیچیده‌تری هم می‌طلبه.

- گفته میشه اگه وضع اقتصادی آمریکا ازین بدتر بشه، که خواهد شد، و تعداد تلفات هم به چندده‌هزار برسه، که خواهد رسید، ترامپ نمیتونه انتخابات رو ببره.‌ پیشگویی در این زمینه اساسا اشتباهه. اما این پیشگویان باید توضیح بدن که اگه ترامپ نمی‌بره، قراره کی ببره؟ رأی‌دهندگان ثابت دموکرات به هر جنازه‌ای رأی میدن تا ترامپ از کاخ‌سفید بیرون بره، اما برای بردن در انتخابات رأی‌دهندگان ثابت کافی نیستند. باید بسیاری از مستقل‌ها به نتیجه برسند گزینه آلترناتیو، گزینه بهتریه.
با اینکه آمریکا بالاترین سرانه تخت آی‌سی‌یو در دنیا رو داره، اما با پرسنل موجود فقط به ۵۷ هزار تخت میشه سرویس داد، بنابراین حتی اگه معجزه‌ای صنعتی رخ بده و یک میلیون ونتیلاتور تولید کنند، ۹۴۰ هزارتاش دکوری میشه! که این نشون میده اون ارتش ذخیره پرستاران که گفتم هر کشوری باید تربیت کنه و آماده نگه داره چقدر مهمه. اما مسئله عجیب اینه که انگلیس اعلام کرده ۳۰ هزارتا میخواد! یعنی نصف حداکثر تعدادی که آمریکا با پنج برابر جمعیت می‌تونه ساپورت کنه؟ کی رو میخواد بذاره بالا سر این تخت‌ها؟
شاید حالا که پرینتر‌های پول روشن شده، یه سری فاکتور اضافه هم پر کنند وسط بلبشو. کی به کیه.
هر روانشناسی گفت تنفر در هر حالتی مضره بش بگید برو به درک!.. تنفر ازین حاکمان بی‌شرم، ثواب هم داره.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با دو گروه در ایران باید دقیقا همینطور برخورد کرد.
یک، حضار جلسات رائفی‌پور و روازاده و امثال تبریزیان.
دو، کسانی که مزخرفات سریع‌القلم و بقیه جانوران آکادمیک رو بازنشر می‌کنند.

اشتراک رائفی‌پور و سریع‌القلم چیست؟ هر دو اصرار دارند به مردم بقبولانند که غرب را نفهمیده‌اند! فرق‌شون چیه؟ یکی اصرار داره که غرب هیچی نیست که ما نباشیم. اون یکی اصرار داره که ما هرچه باشیم غرب نمیشیم! یکی اصرار داره که باید تا ابد از غرب فرار کنیم، اون یکی اصرار داره که باید تا ابد دنبال غرب بدوییم!
هر دو بولشت!
باید از کرونا سپاسگزار بود که هیمنه مگاسیتی‌ها را فرو ریخت. از تهران گرفته تا نیویورک، این شهرها داعیه‌دار حرکت در مرز زمان بوده‌اند، گویی هرکس ساکن این شهرهاست چند ایستگاه جلوتر از بقیه‌ است. در فرهنگ، تمدن، تجدد، سیاست، و کیفیت زندگی. اما الان دقیقا ساکنان همین کلانشهرها هستند که بیشتر از بقیه دارند جان می‌دهند زیر بی‌تدبیری، عقب‌افتادگی زیرساختی، ضعف مدیریتی، و حتی فقدان آزادی. روی دریایی از پول نشسته‌اند اما معطل چند ماسک و تخت هستند. البته ویروس دیر یا زود به همه جا سرایت می‌کند و نداری‌های بیشتر آن‌جاهای دورتر را هم آشکار خواهد کرد، همانطور که به روستاهای ایلام هم رسیده، اما این جدامانده‌ها از «قافله لبه زمان» حداقل فرصت این را داشتند که خودشان را ایزوله کنند. حالا این دورافتاده‌ها هستند که زمان دارند.
همشهری گل من، عباس عبدی اگر تره‌ای برای زندگی شما خورد می‌کرد، اول از سفارت‌نوردی ابراز ندامت می‌کرد. این کفتارهای اصلاح‌طلب یک استکان به نفع شما جابجا نمی‌کنند. اگه الان رهاشدگی مملکت در برابر کرونا رو برنامه دولت برای احیای برجام معرفی می‌کنه، صرفا با هدف تخریب روحانیه، و لاغیر. در شرایطی که حتی سگ‌های ولگرد هم از رییس‌جمهور منزجرند، لگد زدن بش هزینه‌ای نداره. این اراذل هم می‌دونند که بالاخره دیر یا زود باید ازش فاصله بگیرند.
این رهاشدگی میتونه دستاویزی برای گدایی از غرب باشه، اما فقط در صورتی می‌تونست برنامه‌ریزی شده باشه که گزینه متضادش هم موجود بود، یعنی گزینه «اداره مسئولانه اوضاع». این آپشن وجود نداره. ما به معنی عرفی، حکومت نداریم در ایران. چیزی که الان جریان داره خروجی کاملا طبیعی و کاملا پیش‌بینی‌پذیر مملکتی است که حکومت ندارد.

همون تئوری «گله گاو» بنده را دنبال کنید، به حقیقت نزدیک‌تر است.
گفتم دارن این وسط فاکتور اضافه پر می‌کنند، شاهدش رسید.
به جو بایدن اعتباری نیست، چون حتی نمیدونه امروز چندشنبه‌ست، و حتی در همین جملاتی که گفته هم خطای تاریخی داره، ولی نکته اصلی حرفش منظور مدنظرشه. میگه عیب نداره اگه ونتیلاتورها اضافه بیاد، اون زمان جنگ جهانی دوم که داشتیم با تعداد بالا ناوچه میساختیم که اروپا رو آزاد کنیم نگران نبودیم اضافه بیان!
Anarchonomy
صف جلوی فروشگاه اسلحه در لس‌آنجلس باعث امیدواریه که یه عده هستند که تقریبا مطمئنند دولت نخواهد توانست اوضاع رو‌ کنترل کنه.
همونطور که گفتم سنسور مردم عادی دقیق‌تر از کارشناسانه. اینایی که تو صف فروشگاه اسلحه ایستاده بودن می‌دونستند چرا باید تو صف بایستند. مسئولان لس‌آنجس اعلام کردند فروشگاه‌های اسلحه و مهمات جزء بیزینس‌های ضروری نیستند و باید کرکره رو پایین بکشن!
همیشه پیش‌فرضت باید این باشه که فردا صبح که از خواب پا شدی دولت حقوقت رو زیر پا میذاره و آزادیت رو سلب می‌کنه و تمام تصمیم‌گیری‌ها رو با همین پیش‌فرض انجام بدی.
هیچ‌کس از اینایی که وزارت بهداشت هرروز اعلام می‌کنه «بهبود یافتند و مرخص شدند» خبر نداره. در خیلی از موارد بهبودی فقط زنده ماندنه، نه برگشتن کامل سلامت.
این ریه یک مرد ۵۹ ساله‌ست که مبتلا شده بوده، و هیچ علائمی هم نداشته. زنده مونده ولی عکس سه‌بعدی نشون میده آسیبی به ریه وارد شده که برگشت‌ناپذیره.
یگان مهندسی ارتش آمریکا در عرض دو سه روز این تخت‌ها رو آماده کرده برای نقاهت. چیزهایی لحاظ شده که در بقیه کشورها کمتر دیده میشه. پارتیشن‌بندی شده، و پرده داره، و کد داره. همه کنار هم ولو نیستن. یه صندلی گذاشتن واسه همراه، یا هرکسی که باید بالاسرش باشه. هر اتاقک یه سطل آشغال داره. و یک آباژور! یه دستگاه بخور هست، و یک میز کوچک، که روی اون میز یه گلدون گذاشتن. و البته پرچم هم بالاست. خود تخت هم واقعا بیمارستانیه. تخت پادگان نیست.

مهمه که آدم‌ها رو مرغ حساب نکنیم.
امروز خیلی چپ‌های آمریکا و خیلی راست‌ها بالاسر یک قبر گریه کردند. بدون اینکه اتحادی با هم داشته باشند، سر اینکه در برابر «نظم سیاسی مستقر» شکست خوردند، به درد مشترک رسیدند. محافظه‌کاران حامی ترامپ از یک طرف، و سوسیالیست‌ها از طرف دیگه، خون‌شون به جوش اومد که بزرگترین چاپ پول تاریخ جهان به نفع چند شرکت چندملیتی، با حداقل مخالفت در کنگره تصویب و به قلم رییس‌جمهور امضاء شد. چون دیدند که انگار فرقی نداره چقدر فریاد بزنند و چقدر کنش سیاسی نشون بدن، نظم مستقر بالاخره کار خودش رو می‌کنه. اوکازیو کورتس، مثل پرنده‌ای که بش داغ زده باشند پر پر می‌زد و به این غارت علنی که حزب خودش سهم بزرگی توش داشت اعتراض می‌کرد، با اینکه می‌دونست بی‌فایده‌ست. همه دیدند که وقتی پای پول در میان است، اختلافات دو حزب به کلی کنار میره و همه به صورت بدنه واحد عمل می‌کنند.
این درد مشترک، نظم‌مستقرستیزی رو تشدید می‌کنه، چه خیلی چپ‌ها و چه خیلی راست‌ها انگیزه بیشتری پیدا می‌کنند برای کنش جوکری علیه این سیستم. اما دالان سیاسی کاملا بسته‌ست. تنها راه از پا انداختن این هیولا اینه که انحصار پول رو ازش بگیرند. و نمیشه انحصار پول رو ازش گرفت مگر اینکه مردم از ارزهایی که خودشون ساختند استفاده کنند. اگه واقعا صادقند که با این سیستم مخالفند، باید دلار رو از زندگی‌شون حذف کنند. بهرحال مبارزه، زحمت میخواد. غر زدن و اعلام انزجار، دردی دوا نمی‌کنه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دو روز پیش ممنوعیت تردد در استان هوبی چین برداشته شد. مردم استان طبیعتا میخواستن برن سر کارشون. خیلی‌هاشون تو استان مجاور یعنی جیانگ‌شی کار می‌کنند. پلیس جیانگ‌شی اجازه نداد وارد بشن، ملت عصبانی شدند. پلیس جیانگ‌شی که دید اینجوریه حمله کرد به ایستگاه پلیس هوبی که یعنی نذار مردم بیان سمت ما. پلیس هوبی هم لج کرد و گفت به ما مربوط نیست. و نتیجه شد این درگیری که می‌بینید. در برابر چشم پلیس یک استان، ماشین پلیس استان مجاور رو پشت و رو می‌کنند!

چیزی که می‌بینید انعکاسی از عقب‌افتادگی سیاسی اجتماعیه. اما به طور ضمنی یک واقعیت دیگه رو هم نمایش میده: اگه نظم چین تحت سلطه حداکثری و تحت نظارت حداکثری میتونه انقدر شکننده باشه، با اطمینان میشه گفت جمهوری اسلامی در خواب هم نمیتونه ببینه که این بحران رو بتونه مدیریت کنه.
- در حیرتم چجوری میشه که ۵ میلیون نفر از ۱۱ میلیون ساکنان ووهان از شهر در میرن و به جاهای دیگه چین نقل مکان می‌کنند و ویروس پخش نمیشه اما چندتا چینی که برای اسکی رفته بودن آلپ تونستن نصف اروپا رو آلوده کنند؟

- تو از معجزات حیرات‌انگیز سوسیالیسم در حیرتی.
این تصور غلط بوجود اومده که این گرفتاری صفر و یکیه، یعنی یا سیستم ایمنیت بلده ویروس رو شکست بده، یا بلد نیست. اما اینطور نیست. سیستم ایمنی هم مثل بیمارستان یه ظرفیتی داره، شاید صد مریض در روز رو بتونه درمان کنه، اما اگه یهو سیصد مریض بش مراجعه کنند دیگه نمیتونه کاری بکنه. حجم ویروسی که دریافت می‌کنید مهمه.
بعد سازمان بهداشت جهانی احمق همچنان داره میگه تا علائم نداشتید لازم نیست ماسک بزنید! در حالی که برای کاهش حجم دریافت، هر فیلتری که بشه بست دور صورت مفیده. شما خبر ندارید اون مرزی که سیستم ایمنی‌ خودتون و بغل دستی‌تون کم میاره کجاست.
اینکه این‌ها میتونن این سطح از فلاکت و بهم‌ریختگی رو در کشورشون تحمل کنند و شادتر از بقیه کشورها باشن اینه که این توانایی رو دارن که دنیاشون رو کوچک کنند. کسانی که آموزش‌های سخت کماندویی دیدن این رو می‌دونند که اگه کسی دنیاش رو کوچک نکنه نمیتونه از پس این دوره‌های آموزشی بربیاد. تو دنیای کوچک، اگه قراره بری تو صف کپسول گاز بایستی، فقط به کپسول فکر می‌کنی، و وقتی گرفتیش دیگه بش فکر نمی‌کنی. در مقابل کسی که دنیاش بزرگه، به کپسول فکر می‌کنه، به اینکه چرا اونجاست، بقیه چرا اونجان، قراره چی بشه؟ فردا کپسول میرسه بمون؟ چرا زندگی‌مون اینجوریه؟ اگه یه جا دیگه بودیم بهتر نبود؟ داریم حیف میشیم، چجوری میشه ازین وضعیت رها شد؟ هم فکر می‌کنه‌‌. تو دنیای کوچیک، فاصله‌ت رو اونجایی که میگن اجباریه رعایت میکنی، اما جای دیگه نه‌‌. چون به اینکه «قراره چی به سرمون بیاد؟» فکر نمی‌کنی. هیچ‌وقت به «کل» فکر نمی‌کنی.
عزیزان، خودم خبر دارم که پست‌های من داره هرروز دزدیده میشه و در کانال‌های دیگه می‌بینید. اما لزومی نداره بم اطلاع بدید. هیچ کاری از دستم برنمیاد پس دونستنش هیچ فایده‌ای نداره. انقدر این کپی‌پیست‌ها رو برام فوروارد نکنید.
باتشکر.
هیچوقت به حرفام «اعتقاد» نداشته باشید. عقل‌تون رو به کار بگیرید، اگه منطقی به نظر می‌رسید به بقیه هم بگید. اگه یه چفیه ببندید دور صورت‌تون و برید بیرون چه ضرری بتون تحمیل میشه؟
واقعا عبرت‌آموزه که در هند با اون وضعیت اسف‌بار فرهنگی، خیلی از مردم به صورت کاملا خودجوش هر دستمالی گیرشون اومده بستن دور صورت‌شون بعد تحصیلکرده‌های اینجا رو باید با مقالات علمی بمباران کنیم تا مسئله به این سادگی رو بپذیرند.
در وضعیت جنگی، مسخره‌ست دنبال راه‌حل‌های صددرصدی بودن. مثل اینه که تو جنگ کسی کلاه محافظ نذاره رو سرش و بگه «فایده نداره، اگه گلوله به چشمم بخوره هم میمیرم». چون ممکنه گلوله به چشمت بخوره باید کله‌ت بی‌حفاظ بمونه؟