Anarchonomy
45.7K subscribers
6.79K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
کرونا باعث شد مردم از بی‌کفایتی دولت‌ها مطلع‌تر بشن، که خیلی‌هاشون رو حتی شوکه کرده، اما این وسط بعضی چیزها رو با هم قاطی می‌کنند. یکیش «چابکی صنعتی» است. تایوان تا چند روز پیش روزی ۲ و نیم میلیون ماسک جراحی تولید می‌کرد، و الان تولید رو رسونده به ۱۳ میلیون…
یک پی‌نوشت برای این پست:

من خبر نداشتم که اگه کسی در آمریکا بخواد ماسک جراحی بزنه باید از هفت‌خوان رستم بگذره، و حتی باید ثابت کنه الیافش برای پوست صورت حساسیت ایجاد نمی‌کنه! در شرایط بحرانی چه اهمیتی داره حالا پنج درصد افراد هم صورتشون جوش بزنه؟ اف‌دی‌ای باید بتونه در عرض یکی دو روز هشتاد درصد مجوزهایی که تا الان لازم بوده رو لغو کنه.
بنابراین اون جمله رو تکمیل می‌کنم: حتی اگه صنعت تند باشه، دولت کند میتونه سرعتش رو کم کنه.
حالا اعتماد نداشتن به پدرسوخته‌ترین دولت اقتدارگرای جهان شده بنیادگرایی!

بعضی از کارخانجات چین دوباره بازشده. اما تا باز شده بخشی از کارگران رو اخراج کردند. چون تقاضای جهانی وجود نداره. چون دنیا بهم ریخته. کشوری که تا خرخره به صادرات وابسته‌ست، مشتریان خودش رو آلوده و خانه‌نشین کرد. به این میگید مدیریت؟ کشوری که نمیتونه بفهمه بومرنگ اعمالش تا کجاها میتونه بره، نمونه موفقیت در مدیریته؟ اینکه با مشت آهنین یه سری ممنوعیت‌های پادگانی اعمال کنیم رو ملت که اسمش مدیریت نیست. بله در چین اون کارها رو میشه خیلی وسیع و خیلی سریع انجام داد. اما اگه معیار این باشه برای یادگیری مدیریت باید بریم پادگان! چون همه سر ساعت ۴ بیدار میشن، وسط ظهر عین ملخ میتونن بریزن تو یک نقطه در بیابون یه چاله بکنن که فقط لودر میتونست بکنه، و برگردن و مثل زنبور آسایشگاه رو تمیز کنند و سر ساعت ۹ بخوابن، توپ هم این برنامه رو تکون نمیده. اینه اداره کردن جامعه انسانی؟
اما حتی در مورد عملکرد این پادگان یک و نیم میلیاردنفری هم نمیتونی نتیجه‌گیری‌ای داشته باشی. چون فقط یک دیتا وجود داره، و اون دیتای حکومتیه و دیتای حکومتی ابطال‌ناپذیره! اگه حکومت بگه ۴ تا، نه میتونی بگی ۵ تاست، نه میتونی بگی ۳ تاست! چون به هیچی دسترسی نداری. وقتی ابطال‌ناپذیره چطور میشه حرف زد که موفق بود یا نبود؟ اگه شما ندونی واقعا چندتا سرباز تو پادگان‌های ایران خودکشی می‌کنند، که نمی‌دونی، میتونی بگی ۰۵ از ۰۱ موفق‌تر بوده؟
چه مسائل واضحی رو باید توضیح داد.



https://t.me/neychabouriat/835
هرچی دیتا درباره کرونا تا الان دیدید رو بذارید کنار. حتی اون‌هایی که از اروپا میاد. در حال حاضر فقط به دیتای آمریکا باید توجه کرد. تنها فضایی که ذاتا شفافه، آمریکاست. اگه قرار باشه نتیجه بدی بگیریم، باید با دیتای آمریکا بگیریم‌. اگه قرار باشه نتیجه امیدوارکننده بگیریم، باید با دیتای آمریکا بگیریم. بحث‌های فرادیتایی و انسانی هم فقط در آمریکاست.. اینکه آزادی مهم‌تره یا قرنطینه. اینکه حریم خصوصی رو تا کجا باید صیانت کرد. اینکه تا چه حد برای نجات اقتصاد باید هزینه داد. اینکه نقش مردم باید چی باشه. نقش بخش خصوصی باید چی باشه. نقش فدرالیسم و لوکالیسم باید چی بشه. «بحث انسان» فقط در آمریکاست. بقیه دنیا یا خوابن یا همه‌چی رو باختن. جنگ خوب و بد و خیر و شر و نور و ظلمت، فقط در آمریکاست. تنها لابراتور علوم انسانی که ارزش توجه و مطالعه داره آمریکاست. همه خبرها اونجاست. فقط به اونجا توجه کنید.
با تست IQ مخالفم. چون اصلا منعکس‌کننده قدرت ذهنی واقعی افراد نیست. باید معیارهای جدیدی تعریف بشه برای هوش و جدا کردن کودکان عقب‌افتاده. بعضیا هستن که میتونن سریع حساب کنن تو یه بیضی چندتا قطعه L شکل میشه جا داد، ولی یه غریبه بشون بگه یک میلیون تومن بده در عرض یک ماه سی میلیون تومن بت سود میدم، قبول می‌کنند!
۲۹ ژانویه npr داشته به مردم می‌گفته انفولانزا خطرناک‌تره!
رسانه تعیین می‌کنه گناه چه کسی بخشودنیه و گناه چه کسی بخشودنی نیست، اما در مورد گناهان خودش، لال و کر و کوره. در واقع اصلا قائل نیست به اینکه گناهکاره!
آسیبی که به مردم از جانب «منابع رسمی» خبر وارد شد، به مراتب بدتر از آسیبی بود که احتمالا از منابع غیررسمی وارد شده.
بامزه اینه که npr با بودجه دولتی سرپاست، در عین حال که لیبرال و ضدترامپه. یعنی در برابر رییس‌جمهور تفکر انتقادی دارند، اما در مورد پندمیک، ندارند!
دکتر برکس در کنفرانس خبری کاخ‌سفید گفت «عددهایی که مدل‌ها می‌دادند بیشتر در مورد شرایطی بود که مردم هیچ کاری نکنند، اما مردم آمریکا دارند یک کارهایی می‌کنند. پس عددها اونقدر هم وحشتناک نمیشه».

و این یعنی عملا نمیشه تخمینی زد. چون نمی‌دونیم مردم دارند دقیقا چقدر رعایت می‌کنند که به مدل بگیم با این مقدار رعایت حساب کن یک هفته بعد با چه تلفاتی مواجهیم. مسئله قدرت پردازشگرها و پیشرفته بودن مدل‌ها نیست. این ابزار هرچقدر هم قوی، قرار نیست کار بکنه. چیزی که تکرار ماقبل خودش نیست رو نمیشه با مطالعه ماقبلش پیش‌بینی کرد. بعضی وقت‌ها با ندانستن باید کنار اومد.‌
اشپیگل نوشته بود ۶ میلیون ماسک جراحی که ارتش آلمان سفارش داده بود در یکی از فرودگاه‌های کنیا ناپدید شد!
اما در واقع ناپدید نشده بود، مصادره شده بود. طبق حکم حکومتی رییس‌جمهور کنیا جلوی صادرات ماسک ر‌و گرفتن.
احتمالا الان کارد بزنی به ناسیونالیست‌های آلمان خونشون درنمیاد. آلمان که قلب صنعت دنیاست (یا شاید مغزش)، تولید ماسک رو سپرده به کارگاه‌های تولیدی در کنیا! و هیچ مکانیزمی طراحی نکرده که در زمان بحران که خود تولیدکننده هم ماسک رو لازم داره، دستش خالی نمونه.
تیلور سوئیفت هم یک دعوای زرگری جدید راه انداخته.
سلبریتی‌ها ناراحتند. چون توجهات جهانی از صنعت سرگرمی برگشته به سمت مسائل جدی‌تر. این‌ها عادت داشتند دائما در معرض دید باشند. اما حالا مردم فقط به یک ویروس فکر می‌کنند.
کنفرانس‌های خبری روزانه کاخ‌سفید بیش از ۱۲ میلیون تماشاگر تلویریونی داشته، یعنی بیش از مسابقه‌های NFL. و این جداست از تمام میلیون‌ها بازدیدی که در سرویس‌های آنلاین وجود داره. عاشق ترامپ که نشده‌اند. موضوع فرق کرده.
کرونا نشون داد که بیشتر این سلبریتی‌ها وزنه اجتماعی ندارند. تا الان جز خوندن یک آهنگ در اینستاگرام، که به طرز مفتضحانه‌ای اجرا شد، هیچ کار دیگه‌ای برای مردم نکردن. هیچ کمپینی راه ننداختن، حتی خبری از کمک‌های مالی هم نیست. سلبریتی‌های واقعی این روزها، کارآفرینانی هستند که دنبال افزایش تولیدند، یا راه‌اندازی خط تولید ونتیلاتور، یا هر اقدامی که کار مردم رو راه بندازه.
۳ میلیون و ۳۰۰ هزارنفر اعلام بیکاری کردن در آمریکا که رکوردیه در نوع خودش. اما باز برای روزنامه‌نگار آتلانتیک راضی‌کننده نیست و میگه «بهتر بود» این عدد بیشتر بود. چون اگه بیشتر بود یعنی مردم بیشتری نشستن تو خونه!
این پیام «همه باید خانه‌نشین شوند» رو بیشتر از همین قشر برج عاج‌نشین می‌شنوید. سلبریتی‌های یوتیوبی و اینستاگرامی که با فیلمبرداری از زندگی روزمره‌شون میلیونر شدن و روزنامه‌گارهایی که پول می‌گیرند تا فقط اظهارنظر کنند! این جماعت اصلا درک نمی‌کنند که افراد زیادی هستند که شغل‌‌شون هیچ شباهتی به شغل خودشون نداره. این‌ها همون احمق‌هایی هستند که هر کارگری که بیکار می‌شد می‌گفتند «خب برو برنامه‌نویسی یاد بگیر». پیشنهاد فعلی‌شون برای بیکارسازی همه و پرینت پول بی‌پشتوانه و پرداخت به عنوان یونیورسال اینکام هم در همون راستاست: کاملا جدامانده از واقعیت.
در قسمت‌های ایتالیایی زبان کشور سوئیس، نرخ مرگ و میر کرونا تقریبا ۵ برابر این نرخ در قسمت‌های آلمانی‌زبانه! و در قسمت‌های فرانسوی زبان یه چیزی بین این دو.
با سوئیس آشنایی ندارم و نمی‌دونم آلمانی‌زبان‌ها دارن چجوری زندگی می‌کنند ولی ۵ ایکس اختلاف نشون میده مرز خارجی که وجود فیزیکی داره، کار نکرده، و مرز داخلی که وجود فیزیکی نداشته، کار کرده. و در این آیاتیست برای آنان که به لوکالیسم ایمان دارند.
4
«میلیونی وام میخوای؟ تو واسه بانک کار می‌کنی.
میلیاردی وام میخوای؟ بانک واسه تو کار می‌کنه.
تریلیونی وام میخوای؟ دولت واسه تو کار می‌کنه».

یه کاری کردن دیگه خلاقیت و صلاحیت شاخص موفقیت نیست. آدم موفق، نهاد موفق، شرکت موفق، اونیه که سنگین‌تر از بقیه قرض می‌گیره و بیشتر میتونه دولت رو تیغ بزنه. بدهکاری رو چنان نرمال کردن که هرکس بدهکارتر، سالارتر! به زودی یه مادر بخواد بچه‌ش رو قضاوت کنه میگه: بچه‌های مردم نصف تو هستن پنجاه میلیون دلار بدهی دارن، بعد تو خرس گنده چی؟ فقط صدهزار دلار بدهی داری!
نظر من اهمیتی برای این دنیای مغرور و پرآشوب و کله‌شق نداره. اما این تا الان مانعم نشده که نظر بدم.

سه پیشنهاد برای دنیای پس از کرونا



۱- محلی‌سازی امنیت
که البته در بیشتر کشورها نیاز به تغییرات در قانون داره. اما شدنیه. این خجالت‌آوره که در محلاتی که جولانگاه باندهای خلافکاره، قرنطینه بهتر انجام میشه تا در جاهای دیگه که ظاهرن امن‌تر هستند. اگه یک محل قابلیت ایزوله‌سازی سریع و قاطع خودش رو نداشته باشه، امن نیست، حتی اگه آمار جرم و جنایت در اونجا خیلی پایین باشه. بسیار بسیار بعیده تو هر محل چندنفر پیدا نشن که نشه ازشون به عنوان پلیس محلی استفاده کرد. اگه حقوق ماهیانه‌شون تقسیم بشه به تعداد اعضای محل، عدد زیادی نمیشه. اون هزینه به مراتب کمتر از هزینه‌های فقدان امنیته.
علاوه بر پلیس، برای امنیت غذایی محلی هم میشه انبارهای مشترک ایجاد کرد. علاوه بر اینکه هر خانواده مستقلا باید آذوقه‌ای برای مثلا سه ماه داشته باشه، ماهیانه مبلغی رو اختصاص میده به پر کردن انبار مشترک محلی. میشه اپ‌هایی ساخت که اعضاء روی گوشی نصب کنند و حساب و کتاب اینکه کدوم خانواده در چه تاریخی چه اقلامی و به چه مقدار به انبار اهدا کرده رو ثبت کنه، و همینطور تاریخ و اقلام و مقداری که یک خانواده از انبار برداشت کرده. اصلا لازم نیست پیچیده باشه. کاملا شبیه صندوق‌های خانوادگی فعلی، ولی به جای پول، مواد غذایی و دارویی، و چیزهایی مثل ماسک.

۲- ارتش ذخیره پرستاران
باید هر دختر و پسری که به سن هجده سال میرسند به مدت سه ماه در اردوهایی اجباری و شبیه پیشاهنگی، آموزش‌های بهداشتی درمانی ببینند. این آموزش‌ها باید در حدی باشه که هروقت کشور نیاز داشت و فراخوان داد، کافی باشه به این افراد یک برگه که پروتکل مراقبتی و درمانی رو تشریح کرده باشه داده بشه تا آماده باشند برای اعزام به بیمارستان‌های موقت و صحرایی. این افراد باید آشنایی حداقلی با تمامی داروهایی که در لیست اسنشال سازمان بهداشت جهانی وجود داره داشته باشند. باید بلد باشند با دستگاه‌های رایج کنار هر تخت آی‌سی‌یو کار کنند. هر دو سال یکبار باید یک مانور استانی، و هر چهارسال یکبار یک مانور کشوری برای شبیه‌سازی شیوع جهانی یک بیماری فرضی اجرا بشه تا این آمادگی به صرفا «یک تجربه خاطره‌انگیز در ایام جوانی» تبدیل نشه. در واقع این خدمتیه که کارت پایان خدمت نخواهد داشت. از تمام افراد بالای ۱۸ سال و زیر ۶۰ سال باید به صورت رندوم یک مجموعه انتخاب شده و در این مانورها شرکت کنند.

۳- ارزیابی قدرت پس‌انداز
زمزمه‌هایی وجود داره درباره اینکه باید بازخرید سهام توسط خود شرکت‌ها ممنوع بشه. ازونجایی که مزایای درآمدی مدیران عامل بستگی داره به قیمت سهام شرکتی که دارن اداره‌ش می‌کنند، همیشه این انگیزه وجود داره که پول شرکت رو صرف بازخرید سهام کنند تا قیمتش بالا بره و شخصا منتفع بشن. اما اضافه کردن مقررات جز بدتر کردن اوضاع خاصیتی نداشته تا الان، و ازین به بعد هم نخواهد داشت. به جای تحمیل مقررات، باید انتظار اجتماعی رو بالا برد. با این پیش‌فرض که هر بنگاه اقتصادی، از کسب و کارهای کوچک گرفته تا کارخانجات بزرگ، باید بتونه «یکسال تعطیلی مطلق» رو جذب کنه، همه فعالین اعتبارسنجی بشن. میزان بدهی و سوددهی، نباید تنها شاخص‌های اعتبار باشه. اینکه چقدر میتونه تعطیلی رو تحمل کنه هم باید لحاظ بشه. همونطور که امروزه مسئولیت محیط‌زیستی به دوش شرکت‌ها گذاشته شده، مسئولیت مالی در قبال جامعه رو هم باید به دوش بکشند. مصرف چرم در خودروها داشت خیلی بالا می‌رفت، که انتظار اجتماعی که مدافعان حقوق حیوانات ایجاد کرده بودند باعث شد خودروسازها بدون اینکه کسی مصرف چرم رو ممنوع کرده باشه، روی پارچه‌های جدید به عنوان جایگزین چرم، تحقیق و توسعه انجام بدن. انتظار مالی جامعه هم از بیزینس‌ها باید این باشه که بتونن در زمان بحران چند روزی خودشون رو جمع کنند که با یه مدت تعطیلی دومینوی فروپاشی اقتصادی رخ نده. این انتظار تنبیهی نیست، تشویقیه. باید رستوران‌هایی در سایت‌های اعتباردهی پنج ستاره باشند، که پس‌انداز کافی برای مثلا شش ماه مرخصی باحقوق کارگرانشون رو دارند. اصلا اهمیت نداره بهترین پیتزای دنیا رو تحویل میدی اگه با دو ماه تعطیلی ورشکست میشی. کسانی که شنا بلد نیستند باید قبل ازینکه سیل بیاد شناسایی بشن، نه وقتی که آب تا سینه بالا اومد.
اگه هدف ترساندن مردم برای جدی گرفتن قضیه‌ست، بهترین راه اینه که از یک بیمار کرونایی که براش تخت آی‌سی‌یو خالی وجود نداره و توی بخش خوابیده و به سختی نفس می‌کشه فیلم بگیرند و در نت پخش کنند. چیزی شبیه فیلمی که گفتند راهروی یکی از بیمارستان‌های اسپانیاست و مردم کف زمین بودند. البته حال هیچ کدوم اون‌ها وخیم نبود. نیاز به تصاویر دراماتیک‌تری هست.
چیزی که عجیبه اینه که از هیچ‌ بیمارستانی در دنیا، فیلمی از وخامت بیرون نمیاد. هم وخامت حال یک فرد، هم وخامت کلی بخش. درسته محدودیت‌هایی برای حمل موبایل هست، درسته پرستاران معذوریت‌های اخلاقی دارند از ضبط چنین صحنه‌هایی، ولی همیشه در هر جمعی یکی پیدا میشه که هم از محدودیت عبور کنه و هم از معذوریت. اون یکی‌ها چرا دست به کار نشدن تا حالا؟ میکس موسیقی غمناک روی صحبت‌های یک پرستار که میگه دو‌ هفته‌ست بچه‌م رو ندیدم کارایی نداره. مردم باید ببینند این اوضاع خرابی که میگن واقعا چه شکلیه.

وقتی در اشغال عراق توسط آمریکا، جسیکا لینچ زخمی و اسیر شد، این یک عراقی بود که به آمریکایی‌ها اطلاع داد سربازشون در بیمارستان بستری شده، و خودش اطلاعات کافی رو جمع کرد که چطور میشه برای آزادکردنش به بیمارستان حمله کرد. حتی بعثی‌ها نتونستن مانع این بشن که کسی بفهمه کی رو بستری کردن و حال عمومیش چطوره، و به هرحال لو رفت.
قرنطینه برای ما ایرانی‌ها تغییر دراماتیکی در زندگی نیست. چون ما زندگی شهری نداریم. خارج از خانه بودن اسمش زندگی شهری نیست. ما رستوران نمی‌ریم، پارک نمی‌ریم، تئاتر نمی‌ریم، سینما نمی‌ریم، استادیوم نمیریم، کارناوال نداریم. «اسپورت» در آمریکا تعطیل شده، جوری عزا گرفته‌اند انگار یکی گوشت تن‌شان را جدا کرده! آنجا مدل‌های خاصی از خودروها پرفروشند فقط برای اینکه جای کافی برای بردن بچه‌ها به ورزشگاه را دارند! شهر آن‌ها پر از رویداد است. چون دیگر رویدادی نیست، شهر تعطیل است، نه فقط چون تردد نیست.
ما ول هستیم در شهر.. خیابان‌گردی می‌کنیم، و مغازه نگاه می‌کنیم. تعطیلی شهر ما فقط تعطیلی مغازه‌هاست.
درست یک ماه گذشت از روزی که نوشتم در مورد تست عملا سر کاریم، چون با توجه به سطح تکنولوژی و سطح دقت، ملزوماتی میخواد که در ایران فراهم نیست. و حالا معلوم شده کیت‌های چینی درست کار نمی‌کنند!
باید در مورد پست صنعت ماسک باز هم اصلاحیه‌ای بزنم: میشه هم دولت تند داشت و هم صنعت تند، ولی هر تندی در صنعت معتبر نیست. میشه تولید قرص ایبوپروفن رو یک شبه ده برابر کرد، اگه قرار باشه به جای ماده موثر توش گچ بریزی!


https://t.me/anarchonomy/3871
- الان یه دکتره تو شبکه خبر گفت از هر سه بیمار کرونایی که بستری کردیم یکیش سوء تغذیه داره! البته درست متوجه نشدم منظورش سی درصد کل بستری‌ها در کشوره، یا سی درصد کرونایی‌ها. به هرحال نشون میده یکی از دلایل بالاتر بودن تلفات ما اینه که خیلی ساده: مردم گشنه‌اند!

- بعضی از پزشکان متعهد! که در همه‌جای جهان یافت می‌شوند برای اینکه داروهای کرونا رو برای خانوادشون ذخیره کنند، برای اعضای خانواده و فامیل نسخه می‌نویسند. دولت برای مقابله با این اقدامات چه کاری می‌تونه بکنه؟ اگه راه حل هر مشکلی رو وضع مقررات بدونیم، تو چاهی میفتیم که هرروز مقررات پیچیده‌تری لازم میشه، که نظارت پیچیده‌تری هم می‌طلبه.

- گفته میشه اگه وضع اقتصادی آمریکا ازین بدتر بشه، که خواهد شد، و تعداد تلفات هم به چندده‌هزار برسه، که خواهد رسید، ترامپ نمیتونه انتخابات رو ببره.‌ پیشگویی در این زمینه اساسا اشتباهه. اما این پیشگویان باید توضیح بدن که اگه ترامپ نمی‌بره، قراره کی ببره؟ رأی‌دهندگان ثابت دموکرات به هر جنازه‌ای رأی میدن تا ترامپ از کاخ‌سفید بیرون بره، اما برای بردن در انتخابات رأی‌دهندگان ثابت کافی نیستند. باید بسیاری از مستقل‌ها به نتیجه برسند گزینه آلترناتیو، گزینه بهتریه.
با اینکه آمریکا بالاترین سرانه تخت آی‌سی‌یو در دنیا رو داره، اما با پرسنل موجود فقط به ۵۷ هزار تخت میشه سرویس داد، بنابراین حتی اگه معجزه‌ای صنعتی رخ بده و یک میلیون ونتیلاتور تولید کنند، ۹۴۰ هزارتاش دکوری میشه! که این نشون میده اون ارتش ذخیره پرستاران که گفتم هر کشوری باید تربیت کنه و آماده نگه داره چقدر مهمه. اما مسئله عجیب اینه که انگلیس اعلام کرده ۳۰ هزارتا میخواد! یعنی نصف حداکثر تعدادی که آمریکا با پنج برابر جمعیت می‌تونه ساپورت کنه؟ کی رو میخواد بذاره بالا سر این تخت‌ها؟
شاید حالا که پرینتر‌های پول روشن شده، یه سری فاکتور اضافه هم پر کنند وسط بلبشو. کی به کیه.
هر روانشناسی گفت تنفر در هر حالتی مضره بش بگید برو به درک!.. تنفر ازین حاکمان بی‌شرم، ثواب هم داره.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با دو گروه در ایران باید دقیقا همینطور برخورد کرد.
یک، حضار جلسات رائفی‌پور و روازاده و امثال تبریزیان.
دو، کسانی که مزخرفات سریع‌القلم و بقیه جانوران آکادمیک رو بازنشر می‌کنند.

اشتراک رائفی‌پور و سریع‌القلم چیست؟ هر دو اصرار دارند به مردم بقبولانند که غرب را نفهمیده‌اند! فرق‌شون چیه؟ یکی اصرار داره که غرب هیچی نیست که ما نباشیم. اون یکی اصرار داره که ما هرچه باشیم غرب نمیشیم! یکی اصرار داره که باید تا ابد از غرب فرار کنیم، اون یکی اصرار داره که باید تا ابد دنبال غرب بدوییم!
هر دو بولشت!
باید از کرونا سپاسگزار بود که هیمنه مگاسیتی‌ها را فرو ریخت. از تهران گرفته تا نیویورک، این شهرها داعیه‌دار حرکت در مرز زمان بوده‌اند، گویی هرکس ساکن این شهرهاست چند ایستگاه جلوتر از بقیه‌ است. در فرهنگ، تمدن، تجدد، سیاست، و کیفیت زندگی. اما الان دقیقا ساکنان همین کلانشهرها هستند که بیشتر از بقیه دارند جان می‌دهند زیر بی‌تدبیری، عقب‌افتادگی زیرساختی، ضعف مدیریتی، و حتی فقدان آزادی. روی دریایی از پول نشسته‌اند اما معطل چند ماسک و تخت هستند. البته ویروس دیر یا زود به همه جا سرایت می‌کند و نداری‌های بیشتر آن‌جاهای دورتر را هم آشکار خواهد کرد، همانطور که به روستاهای ایلام هم رسیده، اما این جدامانده‌ها از «قافله لبه زمان» حداقل فرصت این را داشتند که خودشان را ایزوله کنند. حالا این دورافتاده‌ها هستند که زمان دارند.
همشهری گل من، عباس عبدی اگر تره‌ای برای زندگی شما خورد می‌کرد، اول از سفارت‌نوردی ابراز ندامت می‌کرد. این کفتارهای اصلاح‌طلب یک استکان به نفع شما جابجا نمی‌کنند. اگه الان رهاشدگی مملکت در برابر کرونا رو برنامه دولت برای احیای برجام معرفی می‌کنه، صرفا با هدف تخریب روحانیه، و لاغیر. در شرایطی که حتی سگ‌های ولگرد هم از رییس‌جمهور منزجرند، لگد زدن بش هزینه‌ای نداره. این اراذل هم می‌دونند که بالاخره دیر یا زود باید ازش فاصله بگیرند.
این رهاشدگی میتونه دستاویزی برای گدایی از غرب باشه، اما فقط در صورتی می‌تونست برنامه‌ریزی شده باشه که گزینه متضادش هم موجود بود، یعنی گزینه «اداره مسئولانه اوضاع». این آپشن وجود نداره. ما به معنی عرفی، حکومت نداریم در ایران. چیزی که الان جریان داره خروجی کاملا طبیعی و کاملا پیش‌بینی‌پذیر مملکتی است که حکومت ندارد.

همون تئوری «گله گاو» بنده را دنبال کنید، به حقیقت نزدیک‌تر است.