Anarchonomy
45.4K subscribers
6.79K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
چندسال پیش ناتو یک مانور اجرا کرد که از لحاظ تعداد نیروی شرکت‌کننده بزرگترین در تاریخ خودش بود. همون موقع یه کارشناس نظامی گفت ترحم‌برانگیزه، روسیه این تعداد رو تو یکی از تمرینات روتین داخلی خودش به کار می‌گیره! اینجوری میخواید جلوی پوتین بایستید؟ البته آمادگی…
بعضی از دوستان میگن آماده داشتن یک میلیون تخت آی‌سی‌یو به طور دائم در ۹۰ درصد مواقع که هیچ شیوعی وجود نداره، توجیه اقتصادی نداره.
منم نگفتم داره! اما یا یک میلیون تخت آماده می‌کنی (یا مکانیزمی طراحی می‌کنی که در عرض ده روز بشه یک میلیون آماده کرد) یا دو سه میلیون نفر از شهروندانت رو از دست میدی، یا یک تریلیون دلار به اقتصادت آسیب وارد میشه.
Pick one.
3
رهبر جمهوری اسلامی هم به وضعیت سیدحسن نصرالله دچار شده. زندگی دائمی در سنگر و ارسال پیام‌های ویدئویی!
خلیفه با مردم‌کشی ویروس مشکلی نداره. فقط مشکلش اینه که ویروس در انتخاب قربانی از دستگاه خلافت اجازه نمی‌گیره. اگه یه جوری بود که فقط ضدانقلاب و حاشیه‌نشینان ناراضی رو می‌کشت، خیلی خوبتر بود. الان هم «کار دشمن» است، هم «رحمت مطلقه الهی». اما اگه فقط مخالفان نظام رو می‌کشت فقط «رحمت الهی» بود.
یک نشریه خبری ژاپنی با چندتا از دکترهای ووهان مصاحبه کرده که گفته‌اند انجام تست در ووهان متوقف شده! برای همین آمار کیس جدید به صفر رسیده! اونایی که در قرنطینه بودن هم زودتر از موعد آزاد کردن.
اون کلیپ که پرستاران ووهان ماسک رو از صورت‌شون برداشتن که یعنی کار به سرانجام رسید رو دیده بودید؟ با این اوصاف کلش ادامه تئاتر بوده. قضیه رو رها کردن، و چون تسلط کامل به آمار دارن میتونند بگن کنترل شد!
آی‌کیو هر کس که به این حکومت اعتماد می‌کنه دو رقمیه. فرقی نداره کجا درس خونده.
اسپانیا. آماده‌سازی سالن‌های بزرگ برای بیماران کرونا.
کنتراست ملافه سفید و مصالح تیره ساختمان و چراغ‌های پرتعداد و پرسپکتیو حالتی ایجاد کرده که انگار یه پروژه عکاسی هنری بوده.
شرکت‌های بزرگ آمریکا مثل کوسه بوی خون شنیدند و دور ساختمان‌های واشنگتن دی‌سی حلقه زدن. چون مجلس وعده داد که ازشون حمایت مالی می‌کنه. هر کدوم عددهای نجومی درخواست دادن، از بوئینگ گرفته تا آمازون. حتی شامل تسلا هم میشه که بچه لیبرال‌ها می‌پرستنش! یکی میگه من صدمیلیارد دلار میخوام و گرنه ورشکست میشم، اون یکی میگه دویست میلیارد دلار، انجمن تولیدکنندگان هم گفته زیر یک تریلیون دلار حرفشو نزنید! قرنطینه برای این‌ها دریچه‌ای برای مکیدن دلارهای دولتی باز کرد. دقیقا مشابه بحران سال ۲۰۰۸ . مردم ازون پول‌پاشی‌ها عصبانی شدند، چون به جای نجات کارکنان، به حساب مدیران عامل واریز شد. و جلوی نابودی شرکت‌هایی رو گرفت که حق‌شون بود از صحنه حذف بشن، مثل جنرال‌موتورز. اگه این پول‌پاشی دوباره تکرار شه، مردم به مراتب عصبانی‌تر خواهند شد. قاعدتا سیاستمدار از عصبانیت مردم باید بترسه. پس سناتورها چرا نمی‌ترسند؟ چون مجبورند به خواسته شرکت‌ها تن بدن. علاوه بر اینکه این شرکت‌ها، و اعضای هیئت‌مدیره‌شون و سهامداران‌شون، اسپانسرهای حزب هستند، با مالیات‌شون حجم بزرگی از بودجه دولت فدرال رو تأمین می‌کنند.

اون وقتی که عزیزان سوسیالیست یا ضدسرمایه‌دار، سیاست «فقط از پولدارها مالیات بگیرید» رو جلو می‌بردند باید فکر این روزها رو هم می‌کردند. وقتی فقط از پولدارها مالیات بگیری، فقط وام‌دار و مدیون پولدارها میشی. بعبارتی دقیقا با رویکرد عدالت اجتماعی، کاری کردند که دولت بیشتر به پولدارها پاسخگو باشه تا مردم عادی! تبریک مجدد به همه پت و مت‌های توی قرنطینه.
چند کامنت

- بعضی از مدل‌ها پیش‌بینی می‌کردند در چنین روزی تلفات آمریکا به چندهزارنفر برسه. ولی می‌بینیم که نرسیده. بعضی‌ها ازین نتیجه می‌گیرند که مدل‌ها انقدر دور از واقعیت هستند که باید تمام پیش‌بینی‌ها رو نادیده گرفت! اما اون قسمت از واقعیت که ما باش کار داریم نوک نموداره، و به اونجا خواهیم رسید، و جای بدی خواهد بود. اون چیزی که مدل توش خطا کرده روزیه که اون نوک توش قرار می‌گیره. پیشفرض‌هایی که به مدل دادند داره هرروز تغییر می‌کنه. دیروز فلان فرماندار دستور تعطیلی شهر رو نداده بود، اما الان داده.

- تخت‌هایی که در پارکینگ بیمارستان‌های آمریکا چیده شده لزوما به معنی اشباع بیمارستان نیست. این کار رو شاید هرسال انجام بدن. وقتی بخش پر از بیمار عفونیه، بهتره به کسی که مثلا چاقو خورده تو پارکینگ رسیدگی کنند و تعیین تکلیف بشه تا اینکه بیاد تو بخش و مبتلا بشه. البته به زودی به اشباع می‌رسند و هرجایی که ممکن تخت بچینند، ولی هرچی که الان تو پارکینگ‌‌‌ دیده میشه لزوما نشانه اشباع نیست.

- هیچ کشوری، هیچ اقتصادی، نمیتونه مملکت رو برای طولانی مدت تعطیل کنه.‌ همون نیروی نظامی و انتظامی که مسئول برقراری تعطیلی بوده اگه درگیر کنترل آشوب بشه، هیچ‌کدومش رو نمیتونه کنترل کنه. همون کمبودی که در تعداد پرستار هست، در تعداد کادر انتظامی هم میتونه بوجود بیاد (علت تیراندازی زیاد در آبان‌ماه و تعداد زیاد کشته‌ها همین کمبود نیرو بود. وقتی مأمور کمک نداره، راحت‌تر ماشه رو فشار میده). دکتر به شهردار میگه تعطیل کن چون دچار پنیک شده. و حق هم داره. خیال دکتر رو باید با راه‌اندازی سریع تخت آی‌سی‌یو راحت کرد، نه با تعطیلی سراسری.

- دولت غیردموکراتیک، مثل چین، داره دروغ میبافه، و دولت دموکراتیک، مثل آمریکا، وسط بحران گرفتار امتیازگیری سیاسی احزاب از همدیگه‌ست. تنها نتیجه‌ای که میشه گرفت اینه که هیچ فرقی نداره چه نوع دولتی تشکیل بدیم. اگه بش اتکاء کنیم نابود خواهیم شد.
جانوران آکادمیک همزمان با کوته‌بینی، پررو هم هستند.
آقای سامرز پرسیده چرا بزرگ‌ترین اقتصاد دنیا نمیتونه به اندازه کافی ماسک تولید کنه؟

چقدر باید پررو باشی که یک عمر از اوت‌سورس کردن صنایع به کشورهای با دستمزد پایین حمایت کنی و سنگ گلوبالیسم رو به سینه بزنی و هرروز تو وبلاگت درباره عظمت چین مطلب بنویسی، بعد بپرسی عه چرا انقدر وابسته‌ایم؟

فقط یک آخوند می‌تونه انقدر پررو باشه.
نسیم طالب مدت‌هاست داره میگه مراقب قوی سیاه باشید، و حالا مجبوره مدام بگه شیوع یک ویروس در دنیایی که میلیون‌ها نفر دارن جابجا میشن هرساعت، قوی سیاه نیست.
مثل معلمی شده که یه کلاس پر از بچه‌های عقب‌افتاده رو بش دادن تا تنبیهش کنند.
«اینارو با یه کادیلاک اسکالید ۲۰۱۸ یا ۳۰ هزار دلار نقد معاوضه می‌کنم. بزخری نکنید، میدونم چی دارم».

#لبخند_شبانه
جو بایدن کجاست؟ معلوم نیست رفته کجا قایم شده چندروزه هیچ خبری ازش نیست. برنی هم خودشو گم کرده.. قلبش ایراد داره تو گروه‌های پرریسکه حق داره بترسه. فعلا تنها قلندری که بیداره، همین آقا مو زرده‌ست.
دیروز معلوم شد چند سناتور اون روزی که گزارش وضعیت کرونا به مجلس ارائه شده رفتن سهام‌شون رو فروختن که وقتی خبر پخش شد به سقوطش نخورن. که البته غیرقانونیه این کار. حالا امروز خبرنگار از ترامپ پرسید تو هم سهام فروختی؟ و ترامپ هم بش برخورد و نشست یه روضه حضرت عباس مفصل خوند درباره اینکه بدبخت من اگه پول برام مهم بود اینجا نبودم!

خبرنگاره از دو جهت نفهمه. اول اینکه فرق یه پولدار سیراب از پول رو با یه نوکیسه تشخیص نمیده. اون سناتور که سهامشو فروخت که ۲۵۰ هزار دلار کمتر ضرر کنه مثلا، سیراب نبوده هیچوقت. حداقل تا قبل ازینکه وارد سیاست بشه، نبوده‌.
دوم اینکه داره به رییس‌جمهور کمک می‌کنه که خودشو ناجی ملت معرفی کنه، چنانچه کرد. چون وقتی یک گناه سیاسی تعریف می‌کنی که رییس‌جمهور ازش مبراست، بش بل میدی تا ثابت کنه من فرق دارم.. من دله‌دزد نیستم، من واسه منافع خودم کار نمی‌کنم، من دارم فداکاری می‌کنم.
در دوران ما، خبرنگاران دلقک‌هایی هستند که وانمود می‌کنند واسطه حقیقت با ما هستند، و برای همین سیاستمداران ازشون بیزارند! اما در واقع، بیشترشون افراد کم‌هوشی هستند که تنها قابلیت‌شون دهن‌گشادیه! هر کدوم‌شون که بیشتر میتونه بپره وسط حرف یک مسئول یا مقام سیاسی، امتیاز بالاتری میگیره، و بش میگن باتجربه! سردبیرشون تعیین میکنه باید با کی با ادب باشند و با کی، گستاخ! برای سردبیر هم سرمایه‌گذار نشریه تعیین می‌کنه که چی رو باید بولد کرد، و چی رو نباید.
حقیقت سنگین‌تر ازین‌هاست که این احمق‌ها بتونند برای ما به دوش بکشند.
هشتاد درصد نیویورکی‌ها لیبرال هستند، و مغزشون پروگرام شده که از ترامپ متنفر باشند و الان هم تقصیر کرونا رو میندازن گردن اون، اما بلایی که سرشون اومد دقیقا به خاطر بی‌کفایتی دولت محلی‌شون بود. این آقا از اعضای کمیسیون سلامت شورای شهر نیویورکه. تا ۹ فوریه یعنی حتی بعد از تعطیل شدن پروازهای چین، نه تنها مردم رو از تجمع منع نکرد بلکه به عنوان راهکاری برای «مقابله با ترس از کرونا» به تجمع مردم در چایناتاون نیویورک به مناسب سال نو چینی، افتخار کرد و ملت رو تشویق کرد از دستش ندن! هرکی تو این خیابونا بوده گرفته قطعا، و الان نیویورک به چیزی شبیه قم تبدیل شده. فقط با این فرق که اون‌ها ده‌تای بیمارستان کامکارو دارند، در کیفیت و کمیت.

بیشعوری ربطی به شهری که توش هستی، به محله‌ای ازون شهر که توش هستی، به سطح فرهنگی پدر و مادرت، به ایدئولوژی‌ای که احاطه‌ت کرده، نداره.
۱۴ فوریه مقامات وزارت بهداشت اسپانیا تو کنفرانس خبری می‌گفتند «ما تو اسپانیا کرونا نداریم. مردم باید درک کنند که ریسکی وجود نداره».
الان دارن ونتیلاتور رو از پیرمرد ۶۵ ساله جدا می‌کنند و به مرد ۴۵ ساله وصل می‌کنند.

#بیشعوری_مدرن
حبس اطلاعاتی، حبس اقتصادی، حبس فرهنگی، حبس اجتماعی، حبس فکری.
حکومت ایران در برابر افتضاحی که به بار آورده دو منشأ شر تعریف کرده، یک شر مادی، یعنی آمریکا، که قادر متعال زمینی است و در مادیات علی کل شی‌ء قدیر است و می‌تواند هر ناممکنی را ممکن کند، مثل بیمار کردن یک ملیت خاص! و دوم، شر معنوی، یعنی قهر الهی، که قادر متعال آسمانی است و او هم علی کل شیء قدیر است، اما کمی قدیرتر از آمریکا. کارکرد این تعریف برای خالی کردن شانه از مسئولیت اینجاست که می‌شود گفت ما با دو قادر متعال طرفیم، در حالی که خودمان قادر مطلق نیستیم. پس بر ما حرجی نیست.
کلیشه قادر متعال زمینی برای مردم تکراری شده، که در شعار «دشمن ما همینجاست» بروز پیدا کرد. اما همچنان فریب قهر الهی روی اقشار مذهبی کار می‌کند. دستگاه پروپاگاندای حکومتی فضای اینترنتی را پر کرده از «سوره فلان را بخوانید تا دفع بلا شود». اما قادر متعال آسمانی هیچوقت قهر خودش را اینطور تعریف نکرده که در این پکیج‌های فریب‌ گنجانده شده. موسی به بنی‌اسراییل که ایمان آورده بودند گفت گوسفندی را ذبح کنند و با خون آن در خانه خود را علامت بزنند. آن شب بلای آسمانی نازل شد و در هر خانه‌ای که آن علامت را نداشت، فرزند ارشد خانواده جان داد. همه عزادار شدند جز بنی‌اسراییل. که همین فرعون را وادار کرد تا به موسی بگوید این مردم را با خود به هرجا که می‌خواهی ببر. تنها چیزی که تعیین می‌کرد یک خانواده باید عزادار شود و همسایه‌اش نه، ایمان بود.

بلای آسمانی فقط یک کارکرد دارد: جدا کردن مومن، از غیر. مومن، از هرکس دیگر. مومن، از توده غافل. واقعه‌ای مثل یک بیماری واگیردار که در اصابت مصیبت، شهروند کره‌ای را از شهروند ایتالیایی تفکیک کرده، هرچه هست قهر الهی نیست. وقتی عامل تفکیک‌کننده چیزهایی غیر از ایمان است، مثل «شعور برنامه‌ریزی و بررسی ریسک»، مثل برخورداری از «حکومت پاسخگو»، یا حتی «ترکیب سنی جمعیت»، یعنی هرچه هست قهر الهی نیست.

جماعت مذهبی باید مراقب باشند مشمول آیه ۳۰ سوره اعراف نشوند: «... کسانی که به جای خدا شیاطین را ولی خود قرار دادند و تصور کردند هدایت شده‌اند!». باید حواسشان باشد تعریف چه کسی از قهر و رحمت الهی را می‌پذیرند. تعریف هرکسی را بپذیرند، آن‌کس ولی آن‌هاست.
در یک آزمایش برای بررسی تأثیر UBI بر زندگی افراد در اونتاریو کانادا به چهار هزارنفر سالی ۱۲هزار دلار دادند و قرار شد سه چهار سال بگذره ببینند چه میشه. ۱۸ ماه گذشت و دولت محلی کنسلش کرد و گفت هزینه‌ش سنگینه! بامزه‌ست که سنگینی این پروژه حتی برای چهارهزارنفر انقدری هست که دولت رو پشیمان می‌کنه، بعد پیشنهاد می‌کنند برای ده‌ها میلیون‌نفر اجرا بشه!.. حالا ازین بگذریم. با این که کنسل شد ازشون نظرسنجی کردن که این حقوق رو می‌گرفتی حال و روزت چجوری بود؟ بالای ۷۰ درصدشون گفته بودن حال روحی بهتری داشتند!
از کرامات شیخ ما این است که پول مفت می‌گیرد و می‌گوید شیرین است!
پنتاگون به جای احداث بیمارستان صحرایی، یا بیمارستان‌ یونولیتی که چین در عرض ۱۰ روز ساخت و خیلی خرکیف بود، قصد داره هتل‌ها و خوابگاه‌های دانشجویی رو به بخش آی‌سی‌یو تبدیل کنه. افکار عمومی آمریکا ازین راه‌حل‌یابی حرفه‌ای و سریع و عملگرایانه، خوشش اومده.
مردم احساساتی هستند. و برای همین فکر می‌کنند کل دولت میتونه بی‌کفایت باشه، اما یک بخشش نباشه، یا سیاستمداران می‌تونند بی‌عرضه باشند اما نظامی‌ها نباشند. در حالی که اینطور نیست. و باید با عقل سلیم و تجربه واقعیات غسل تعمید داده بشی تا بفهمی اینجوری نیست‌.
نباید دو مسئله رو با هم خلط کرد.

یک. باید فرق باشه بین ارتش آمریکا و شامپانزه‌های شهادت‌طلب سنی و شیعی. و باید فرق باشه بین ارتش آمریکا و ارتش چین یا هر کشور جهان‌سومی دیگه‌ای. و فرق هست. و زیاد هم هست. این‌ها جدی‌اند. برای دنیا می‌جنگند، نه آخرت. و دقیق می‌جنگند. و بالغند و دنبال ادا اطوار و پز دادن و رکورد شکستن نیستند.

دو. و این‌ها همون‌هایی هستند که جنگ افغانستان رو بیست سال کش دادند! میلیاردها دلار از پول مالیات‌دهندگان رو در دره‌دهات اون کشورِ متوقف مانده در گذشته به باد دادند، چون فکر می‌کردند با ساختن ساختمان مدرسه میشه یک مجنون مذهب‌گرا رو آدم کرد. این‌ها همون‌هایی هستند که اگه خشونت بی‌مورد سربازشون لو نمی‌رفت، اقدامی نمی‌کردند. این‌ها همون‌هایی هستند که تشکیلات نظامی رو طوری طراحی کردند که همواره خریدار تسلیحات گران‌قیمت باشه، که باعث شد به سیاهچاله بودجه تبدیل بشه.

مردم احساساتی‌اند، مخصوصا در زمان بحران. و گرنه می‌فهمیدند جدیت و واکنش حرفه‌ای و دیسیپلین، چیزی نیست که فقط بشه از یکی از دپارتمان‌های دولت بیرون کشید. کیفیت بالای ارتش آمریکا، که قابل انکار نیست، خیلی گران تمام شده. که اگه صاحبش دولت نبود و آلوده به تمام رذیلت‌های دولتی نبود، می‌تونست خیلی ارزونتر و بهینه‌تر باشه.
ما در تاریخ پر فراز و نشیب و پر از ماجرامون همه‌نوع مصیبت و خشونتی رو از سر گذروندیم، اما هیچ‌کدوم «جنون فراگیر» نبوده. برای همین ادبیات‌مون چیزی برای وضعیت الان نداره.