Anarchonomy
45.3K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
«سه روز پیش: هه.. موقع شیوع بیماری یه دونه لیبرتارین هم دیگه پیدا نمی‌کنی. امروز: اوه اوه، لازمه محدودیت‌هایی که واسه صدور جواز کسب هست برداریم، اعمال قانون برای جرائم بدون شاکی هم باید تعلیق شه، ضمنا باید اجازه بدیم رستوران‌ها هم آنلاین کوکتل بفروشن بدن راننده‌های اوبر ببرن درب منازل».

جون‌شون که به خطر افتاد، یهو همشون لیبرتارین و ضدمقررات شدند! موقع بحران میفهمن دولتی که پروار کردند، چه هیولای زشت و بدترکیب و جاگیریه.
البته وضع خرابتر از دوره احمدشاهه. اهمیت استراتژیکی که برای ابرقدرت‌ها داشتیم، دیگه نداریم که براشون مهم باشه اینجا چه قاطری حکومت می‌کنه. در فقر مطلق روشنفکر و اهل فرهنگ هم هستیم، چون یا فرار را بر قرار ترجیح دادند و رفتند، یا ماندند و فرسوده و اجتماع‌گریز شدند. از ناسیونالیسمی که «پیشوا» بسازه هم چیزی جز یک مشت فحش نژادی باقی نمونده. تنها چشم‌انداز پیش‌روی این کشور، یک جنگل بتنی غیرقابل سکونته. یک نوار غزه بزرگ در دامنه البرز و زاگرس، با صد میلیون نفر جمعیت.
تیمی از زیست‌شناسان به جای پذیرفتن باور رایج درباره حیوانات تک افتاده از گله‌ها که اون‌ها رو اتفاقاتی رندوم حساب می‌کرد، تصمیم گرفتند از منظر تکاملی بش نگاه کنند، و ازین منظر دیگه این اتفاقات رندوم به نظر نمیان. اگه یک گاو میش از گله جدا میشه و تک و تنها راه دیگه‌ای رو طی می‌کنه، راهی که ممکنه منجر به تلف شدنش بشه حتی، میتونه یک راهکار باشه برای انتقال ژن. اگه همه به یک سمت برن و اشتباه باشه، همه از بین میرن و ژن منتقل نمیشه. پس منطقیه که گهگاهی یکی رو بفرستیم به بیراهه، تا اگه اون بیراهه راه درست بود، ژن از طریق اون راه، مسیر بقا رو ادامه بده.
شاید اینکه بعضی از آدم‌ها، جماعت گریزند به همین دلیل باشه. شاید هم نباشه، اما منطقیه که به عنوان یک راهکار جدی گرفته بشه. یعنی منطقیه که بذاریم بعضی‌ها هیچ‌چیزی که ما به عنوان جامعه بشری قبول داریم رو قبول نکنند. شاید مسیری که اون‌ها رفتند، مسیر درست‌تری بود.
بهرحال مسیری که گله ما تا الان اومده خیلی درست نبوده. و گرنه شاهد این حجم از بیشعوری و بی‌تدبیری و خرابکاری در سطح جهان و بالاخص در کشور خودمون نبودیم. هرآنچه که الان جریان داره، محصول راهیه که اومدیم و اصرار داشتیم که درسته. جدا شدن ازین کاروان پریشان، نه تنها یک حقه، بلکه یک ضرورت هم هست.
تست کردم، اصلا با این دستکش‌ها که تنگ میچسبن به دست راحت نیستم. انگار قراره نوازد زنی رو از شکمش دربیارم که سزارینش کردیم، یا جسمی تخم‌مرغی شکل از رکتوم مردی که در کشوری اسلامی زندگی می‌کنه. از وقتی نانوای محل گفت «چه همه جراح شدن» میلی به زدن ماسک هم ندارم. البته بخار شیشه عینک که وادارت می‌کنه به ویروس بگی «بیا برو داخل ریه‌م اصلا» نقش مهم‌تری داره‌. برای من گزینه‌ای جز سوره فیل وجود نداره، که اون هم بعد از سوره کافرون بیش از سه دهه‌ست که در حفظ کردنش مشکل دارم.
مردم آمریکا از عدد ۴ میلیون کشته وحشت می کنند. اما نه اگه پول‌شون تموم بشه و همه‌جا بسته باشه. تعطیلی زندگی از یه حدی طولانی‌تر شد میگن عیب نداره، ۴ میلیون نفرمون بمیره بهتره تا هممون از گرسنگی و بی‌پولی تلف بشیم. بقیه کشورها هم همینطورند. دولت‌ها دوست ندارند زیاد طول بکشه، ولی اگه زیاد طول بکشه این مزیت رو براشون داره که افکار عمومی فاجعه رو می‌پذیره.
ازینکه دو سال پیش بدون کوچک‌تردیدی میدونستم سال‌های بعد همینقدر سرد و تاریک خواهد بود که این آهنگ توصیف میکنه احساسی پیامبرگونه بم دست میده. پیامبری نه برای دیگران، بلکه برای خودم. بلید رانر وضعیتیه که در اون نمیشه نیهیلست نبود، ولی نباید بود. و می‌دونستم شخصا وارد اون وضعیت خواهم شد. چه دیگران هم بفهمند که اون‌ها هم وارد شده‌اند، چه نفهمند.
اینکه مقام اول حکومتی که مسئولیت هیچ‌چیز رو نمی‌پذیره میاد خلاصه‌ای از «درخشش» انساندوستانه و تعاون‌گرایانه مردم در سال گذشته ارائه میده، تجلی یک وقاحته. چرا که داره تلویحا میگه بی‌عرضگی و بی‌کفایتی من و حکومت من، اهمیتی نداره وقتی خودتون انقدر خوب هوای همدیگه رو دارید! اما خالی از حقیقت هم نیست. ایران یک لابراتوار هشتاد و پنج میلیونیه که میشه به طور زنده مشاهده کرد ملتی که از حداقل قدرت مدنی برخورداره، میتونه خیلی از کارها رو خودش انجام بده بدون اینکه به حکومت نیاز داشته باشه. حتی در مورد خودقرنطینگی، با اینکه با چیزی که باید می‌بود فاصله بسیاره، اما در مقایسه با بقیه ملت‌هایی که معتاد دولتند، که شامل همه از جمله اروپایی‌ها میشه، ایرانی‌ها عملکرد فوق‌العاده‌ای داشتند. برای ملتی که کاملا رها شده و عملا حکومت نداره، همینقدر اقدام نمره بالایی در سطح جهان می‌گیره. متأسفانه به جای اینکه ازین مسئله نتیجه بگیرند ما نیازی به دولت بزرگ نداریم، نتیجه می‌گیرند کاش دولت‌مون به بزرگی دولت کره‌جنوبی بود!
حرف از استقلال از دولت می‌زنیم اما به ندرت اقدامی در جهتش انجام میدیم. چند درصد مردم ایران حداقل یک پنل خورشیدی دارند برای روزی که برق قطع خواهد شد و اداره برق از پس وصل مجددش برنمیاد؟ اگه برق نباشه، مردم حتی آب گرم هم ندارند‌، چون پکیج/آبگرمکن به برق نیاز داره، ولی نه بیشتر از مقداری که یک پنل میتونه تولید کنه.
داستان ترسناک یک‌خطی:

مایع ضدعفونی‌کننده به خاطر داشتن الکل در بسیاری از زندان‌های دنیا جزء اقلام غیرقانونی محسوب میشه.
اینکه خبرنگار یا سلبریتی آمریکایی جوش میزنه که چرا ترامپ به کرونا میگه ویروس چینی، لزوما به این دلیل نیست که مزدور دولت کمونیست چینه. شاید هم باشه ولی لزوما دلیلش این نیست. کار خیلی راحت‌تره اگه عده‌ای در کشور باشند که مزدور دشمن باشند. چون داور نهایی بین شما و اون‌ها، پوله. کار وقتی سخت میشه که عده‌ای در کشور باشند که با دشمن اشتراک منافع داشته باشند. یعنی ممکنه فقط پول براشون مهم نباشه، سقوط دشمن رو سقوط خودشون می‌بینند. مثل نسبتی که مجاهدین خلق با بعثی‌ها در جنگ داشتند. شما نمی‌تونستی بری بگی صدام چقدر پول به شما داده من دو برابرش رو میدم فقط بکشید کنار! چون پول با اینکه مهم بود، مطرح نبود.
اگه این بیماری همینجا متوقف می‌شد، مشکلی نبود. اما وقتی به زودی اعداد واقعی به اعداد مدلسازی‌ها برسه و هزارها فوتی به ده‌ها هزار و ده‌ها هزار به صدهاهزار برسه، نفرت افکار عمومی جهان از چین به سطح خطرناک میرسه. و این شاخصی نیست که روی تابلوی بورس شانگهای دیده بشه. یک تهدید برای کل چینی‌تبارهاست. چون قربانیان جهانی کرونا، کشاورزان بینوای به کشتن داده شده توسط مائو نیستند که کسی نفهمه دقیقا چطور از بین رفتند و فراموش بشن. این مردم‌کشی بین‌المللی، مثل مردم‌کشی‌های داخلی‌شون ختم به خیر نمیشه. و دلواپسان آمریکایی چین این رو می‌دونند. پس مهمه که قبل ازینکه کار به اون اعداد بزرگ برسه از حیثیت چین دفاع کنند، چون اون موقع دیگه خیلی دیر خواهد بود.
نمی‌شد دارایی «به مالیات خود را بپردازید لطفا» اکتفا کند؟
نمی‌شد وزارت صمت به «خودروی خارجی نخرید لطفا» اکتفا کند؟
نمی‌شد وزارت ارشاد به «این کلمات را در کتاب‌تان ننویسید لطفا» اکتفا کند؟
نمی‌شد نیروهای مسلح به «بیست و چهار ماه مجانی برای ما خدمت کنید لطفا» اکتفا کند؟
نمی‌شد حاکمیت همیشه در مورد همه‌چیز همینقدر که این روزها به درخواست و نصیحت اکتفا کرده اکتفا کند؟
مرگ اجتماعی مرگ پرتعداد افراد جامعه نیست. مرگ اجتماعی یعنی مرگ پر تعداد افراد جامعه بیفایده باشه. یه جور دیگه میمیری اگه مردنت هیچ‌چیزی رو تغییر نده. یه جوری که انگار مهم نبوده که زندگی کردی. حتی امتیاز سهمگین شمرده شدن مرگ هم از ما سلب شده.‌ چون فقط یک عدده، و عدد رو میشه دستکاری کرد، یا با یک عدد دیگه مقایسه کرد. اگه مهم نباشه که زندگی می‌کنی، پس مهم نیست که جامعه‌ای وجود داره. جامعه‌ای که مهم نیست وجود داشته باشه یا نه، جامعه مرده‌ست.
دموکراسی نمیتونه از حیات انسانی دفاع کنه، چون دموکراسی به اکثریت پاسخگوئه و نسبت به کلیت مسئولیت داره، نه به تک تک افراد. اگه ۵ درصد افراد جامعه آسیب ببینند به ۹۵ درصدی که آسیب ندیدند جواب میده که چرا چنین شد. نه به همون ۵ درصد. اگه آمار تجاوز از صدهزار مورد برسه به شصت هزار مورد، به اکثریت میگه موفق بودم. به اون شصت هزارنفر نمیگه شکست خوردم.
شاه دنیای قدیم با هر قبیله‌ای قرارداد داشت، که اگه در معرض تهدید قرار گرفتند مستقیما به کمکشون بیاد. مهم نبود اون قبیله، فقط ۱ درصد جمع جبری قبایل باشه. چون اگه اقدام نمی‌کرد، باید به همون قبیله جواب پس می‌داد. شاه بد شاهی بود که به تعهدات قراردادش عمل نمی‌کرد، نه شاهی که نمی‌تونست جواب خبرنگار رو بده.

دموکراسی قراردادی با شخص شما نداره.
حوزه خودش رو مستقل و حتی مبرا از دانشگاه میدونه، ولی بدون اینکه متوجه شده باشند متأثر از جانوران آکادمیک هستند. همان جانورانی که در ماه ژانویه به دولت‌ها گفتند کرونا «یه جور آنفولانزاست» و باعث تأخیر در اقدامات پیشگیرانه شدند. به نظرشون واکنش بیش از حد به این «شر اندک» خسارات اقتصادی سنگینی به جامعه وارد می‌کنه. ولی اون تأخیر باعث شد خسارت بسیار بزرگتری به اقتصاد وارد شه. این اندک پنداری شر، حاصل تفرعن آکادمیکه که ازین توهم حاصل شده که ما دانش و بینش کافی برای پیش‌بینی سیستم‌های پیچیده را داریم. این تفرعن از دانشگاه به حوزه هم منتقل شده، با موهومات کلامی و فلسفه اسلامی ممزوج شده و نتیجه میشه این نگاه جاهلانه فرازمانی!

چون می‌دانم که نمی‌دانم ابعاد این شر تا کجا خواهد رفت، پس باید بدانم که نباید بدانم که خیرش بیش از شرش خواهد شد یا نه.
ذهن انسان قدیم متواضع‌تر بود. اینطور به خدا نگاه می‌کرد که «هرکاری بکند، خداست». اما انسان جدید میگه «اگر این کارها رو بکند، خداست». اگه آشی که برامون پخته انقدر نخود داشته باشه، خداست. اگه آخر داستانش هندی باشه، خداست. و چون قسمت «خداست» معادله، فیکسه، مجبوره اون سمتش رو هم فیکس کنه و بگه: قطعا این آش همینقدر نخود خواهد داشت. قطعا آخرش هندی خواهد بود.

خدا هر غلطی بکند، خداست. خدا اگر بدون هیچ دلیلی هرچه ساخته را نابود کند، باز هم خداست. خدا اگر از نظر جوادی آملی صلاحیت ربوبیت هم نداشته باشد، باز هم خداست. فلذا برای من بی‌معنیه که بشینم فکر کنم که چه خواهد کرد، و آیا کارش معنی خواهد داشت یا نه، و خیر هست یا نیست.
https://t.me/IranintlTV/49857
این صف‌های حیرت‌انگیزانه طولانیِ خرید، صرفا برای دوران قرنطینگی نیست. به خاطر ترس صحیح مردم از سقوط اقتصادیه.‌ یعنی بدون اینکه اطلاعات بیولوژیستی داشته باشند می‌دونند پریشانی جامعه و نهادها در مواجهه با بیماری، تبعات طولانی‌تری از خود بیماری خواهد داشت. معمولا سنسورهای مردم عادی دقیق‌تر از سنسورهای کارشناسان کار می‌کنه. قناری بوی گاز شنیده.
در بحران‌های اقتصادی، مردم آماده‌اند کار کنند، اما سرمایه در دسترس وجود نداره. الان سرمایه در دسترس وجود داره، مردم نمی‌تونند کار کنند! بنابراین این شبیه هیچ‌کدوم از چیزهایی که قبلا تحلیل‌ها برمبنای اون‌ها انجام میشده نیست. این نسخه جدیدی از عدم قطعیت و بلاتکلیفیه که قبلا تجربه نشده. من نمی‌دونم کار به کجا ختم میشه، ولی به مردمی که احتمال میدن به جای بدی ختم میشه حق میدم.
حالا یه بار نیاز داشتیم برنامه‌ش رو یکم جلو بندازه و با اشعه ماوراء بنفش فضا رو ضدعفونی کنه، ناز کرده و از پشت ابر در نمیاد.
کرونا همه رو شاعر کرده، ولی این خیلی خوب بود.
یاد ملاهادی افتادم که چنان دچار سوء تفاهم فلسفی بود که وقتی بش گفتن تکان نخور ازت عکس بگیریم گفت منطقا امکان ندارد بشود عکس موجودی را گرفت!
ولی اگه قرار باشه با کلمات چنان بازی کنیم که یادمون بره بازیه، منم بازی! خانه‌نشینیم و حوصله‌مون سر رفته.
نوبت منه:
«تمام کارگران متوجه شدند بدون سرمایه فقط یک هفته زنده‌اند».
نوبت شماست. با دال.
Anarchonomy
کرونا همه رو شاعر کرده، ولی این خیلی خوب بود. یاد ملاهادی افتادم که چنان دچار سوء تفاهم فلسفی بود که وقتی بش گفتن تکان نخور ازت عکس بگیریم گفت منطقا امکان ندارد بشود عکس موجودی را گرفت! ولی اگه قرار باشه با کلمات چنان بازی کنیم که یادمون بره بازیه، منم بازی!…
در واقع امر، هیچ‌چیز جدیدی مشخص نشده. این مباحث اقتصادی (که سرمایه از کجا پدید میاد) فقط وقتی انسان‌ها فعالند، موضوعیت دارند. فرقی نداره در این بحث‌ها در کدوم سمت باشید، همگی درباره انسان فعالند. در حال حاضر در اون حالت نرمال نیستیم. هیچ متخصص تغذیه‌ای رو نمی‌بینید که برای یک مشت جنازه دستور رژیم غذایی بنویسه. رژیم برای وقتیه که انسان فعاله و به غذا دسترسی داره. هروقت جنازه‌ها دوباره زنده شدند بحث می‌کنیم که باله کوسه رابطه‌ای با ترشح تستوسترون داره یا نه. یا سوپ خفاش رو باید ممنوع کرد یا نه.

اگر یک چیز مشخص که نه، عیان‌تر شده باشه وابستگی حیاتی همه ما به بازاره. من و شما با انسانی که می‌تونست گلیمش رو از طبیعت بکشه بیرون فاصله زیادی گرفته‌ایم. زندگی ما صرفا بسته به قابلیت‌های خودمون نیست، بلکه به قابلیت‌های دیگران هم بستگی داره، و بازار مکانیزمیه که ما رو به قابلیت‌های دیگران وصل می‌کنه. یکی هست که میتونه هرساعت چند میلیون بسته ماکارونی تولید کنه، و شما یکیش هم تو خونه نمی‌تونی. ولی الان تو کابینتت داری. صدها میلیون‌نفر در معرض تهدید بیولوژیک هستند و تو خونه‌شون نشستن، شاید برای اولین بار در تاریخ در این ابعاد، اما کالری‌‌ای که بدن‌شون دریافت می‌کنه کم نشده! دریافت ویتامین‌شون که بیشتر هم شده! اگه با این معجزه هم ایمان نمیارید با هیچ‌چیز دیگه‌ای نخواهید آورد.