Anarchonomy
45.2K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
یک مرد بالای پنجاه سال که تو صف ماهی! ایستاده بود به یک مرد بالای شصت‌سال که اونم تو همون صف بود می‌گفت «دولت درآمد مردم رو تأمین کنه تا کسی بیرون نیاد».
مردم متوجه نیستند که وقتی داره سیل میاد، وقت اثبات اینکه حرف چه کسی منطقی‌تره نیست. بله درخواست دولت منطقی نیست، حق با اونه. ولی تا یک ماه دیگه احتمالا روی یکی ازین دو مرد آهک پاشیدن. چه اهمیتی داره که یک جنازه، محق باشه؟ تا نفس آخر زندگی میخوان ثابت کنند دولت پدر خوبی نبوده. یکم شبیه خودکشی نوجوان‌هاست، که میخوان ثابت بشه والدین بی‌توجهی داشتن! که بی‌توجه هم هستند البته، اما معنی نداره بمیری تا ثابتش کنی! مردم ما قراره خیلی بی‌معنی بمیرند.
فکر می‌کنم حتی دوستانی که با نظر من که گفتم علائم اختلالات روانی در این شخص دیده میشه مخالف بودند هم دارند متقاعد میشن.
۱۴ ژانویه سازمان بهداشت جهانی به استناد ادعای پزشکان چینی گفت هیچ شاهدی وجود نداره که کرونا جدید از انسان به انسان منتقل میشه!

یعنی اگه این سازمان رو منحل می‌کردند خسارت کمتری به جامعه بشری وارد می‌شد.
بعضی از اقتصاددان‌ها بابت گرمایش جهانی مباحث جدیدی باز کرده بودند درباره هزینه‌های محیط‌زیستی تولید. یه جورایی این معنی رو داشت که بیایید برای جنگل، برای رود، برای اتمسفر، قیمت بذاریم. وقتی دارایی باشند، خسارت بشون تبدیل به عدد میشه، و با اون عدد محاسبات سود و زیان فعالیت اقتصادی تغییر می‌کنه.
از من می‌شنوید این‌ها بعد از کرونا این ایده‌های درخشان! رو وارد حیطه سلامت هم خواهند کرد. مثلا یک ریه سالم چند؟ هر نوع خسارتی به این ریه باید محاسبه بشه. که نهایتا میره به سمت امتیازبندی رفتاری آدم‌ها. ازونجایی که چپ‌ها شیفته نظام‌های توتالیتر هستند، از امتیازبندی مردم استقبال می‌کنند. مثلا بلیت مترو رو گرونتر بات حساب کنند، چون مراقب کبدت نبودی!
پنهان‌کاری چین در مورد کرونا هرروز آشکارتر میشه، و همین دلیل خوبیه که ادعای کنترل شیوع که الان میگن اتفاق افتاده رو جدی نگیریم. اما مردم توجه ندارند که بخش قابل توجهی از پنهان‌کاری و اهمال رو دولت محلی انجام داد، و ازین به بعد هم انجام خواهد داد (چون توسعه سیاسی رخ نداده که چیزی تغییر کنه). و این عبرت بزرگی بود برای کسانی که شبکه توری قدرت رو با لوکالیسم اشتباه می‌گیرند.
همونطور که میگن دو پادشاه در یک اقلیم نگنجد، دو سیستم متضاد هم در یک مملکت نمی‌گنجند. اگه یه دولت متمرکز قوی و اقتدارگرا در پکن دارید، پس چیزی که در بقیه جاها هست، هرچه که هست لوکالیسم نیست.
این شبکه توری، در واقع یک دیوانسالاری هرمیه، و دولت مرکز در رأس هرم قرار داره، و محلی‌ترین دولت، در قاعده. این سیستم شاید در اقتصاد موفقیت‌هایی داشته باشه، ولی در مسائل اجتماعی و سیاسی، افتضاح به بار میاره. چون بین رأس هرم و قاعده، لایه‌های پرشماری از بروکراسی وجود داره. برای اینکه اطلاعات از کف هرم به رأس برسه، هیچ راهی نداره جز اینکه ازون لایه‌ها بگذره. و خیلی وقت‌ها نمیگذره، و خیلی وقت‌ها مچاله میشه و میرسه. بنابراین کسانی که در طبقات پایین‌تر قدرت و اختیارات دارند، این قابلیت رو دارند که رأس هرم که قدرتش به مراتب بیشتره رو در عمل انجام شده قرار بدن. و این نکته مهمیه که قابلیت اجزاء از قابلیت کل پیشی می‌گیره. چون واسطه کل با اطلاعات، اون جزء خاصه. شما وقتی از بیرون به این هرم نگاه می‌کنی، یک مجموعه قدرتمند که توپ تکونش نمیده رو می‌بینی. ولی در داخل هرم، اوضاع به همون شکل نیست. در داخل، هر جزء، بقیه و کل و رأس رو گروگان می‌گیره. چون اون جزئه که اختیار پیدا کرده که تعیین کنه واقعیت در محل ما چیست! البته بعضی وقت‌ها واقعیت انقدر سهمگینه که نمیتونه در محل خودش محبوسش کنه و نهایتا میزنه بیرون. ولی همین تأخیر که توسط این حبس انجام میشه، در مواردی منجر به فاجعه میشه و در مواردی توسعه رو به عقب میندازه‌.

در لوکالیسم، ارتفاع صفره و همه فلت هستند. ارتباط اجزاء با هم افقیه و اطلاعات سریع و همچنین «به همه» منتقل میشه. در لوکالیسم اجزاء، اطلاعات عبوری رو فرسوده نمی‌کنند، بلکه برای انتقالش رقابت می‌کنند.‌ در ارباب حلقه‌ها و فیلم‌های مشابه دیدید حتما که قلعه‌ها که در قله‌ها قرار دارند (در بالا بودن، هم‌سطحند) و دید مستقیم بهمدیگه دارند با آتش به همدیگه هجوم بیگانه یا خبر بد رو اطلاع میدن، یعنی با ساده‌ترین ابزار یک سیگنال صدها کیلومتر رو طی می‌کنه. کاری که اینترنت و شبکه‌های اجتماعی در بین قشرهای جامعه انجام داد. (شما با پزشک و بیولوژیست و گیاهشناس و حیوان‌شناس و مهندس و فیزیکدان هم‌سطح شدی و در دید مستقیم هم قرار گرفتید، و سیگنالش خیلی سریع به شما و میلیون‌ها نفر دیگه میرسه). لذا این مسئله مهم رو نباید فراموش کرد: در لوکالیسم، از هر نقطه به هرنقطه دیگه، دید مستقیم وجود داره! و برای همین به عدالت نزدیک‌تره.
بیشتر از آنچه از ویروس اجتناب می‌کنید، از طاغوت اجتناب کنید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موجودی که میتونه نذاره پرنده ۲۵ تنی بیفته تو آب، نمیتونه جلوی خودشو بگیره که نره خیابون!
وقتی از بن‌سلمان درباره ماشین‌های برقی و اثرش بر بازار نفت پرسیدند گفت حالا خیلی مونده به اونجا برسیم که همه برقی سوار بشن، ولی اگه رسیدیم هم اینطور نیست که دیگه تقاضایی نباشه. هرچی وسیله پلاستیکی در اطراف شما هست از نفته!
محمدآقا، ببین وضع دنیا رو. دیدی پلاستیک زیاد مهم نیست؟ مردم سه چهار تا کشور ماشین‌باز و ماشین‌‌محور مجبور شدند دیگه نرن بیرون و سفر نرن، و ماشین سوار نشن و بنزین نزنن، قیمت نفت با آب برابر شد! این دقیقا آسیب‌پذیری شما در برابر برقی‌سازی حمل و نقله.
اطلاعات و شناخت مردم از همدیگه چنان محدوده که باید صدها نفر از هموطنانشون مسموم بشن تا بفهمن مصرف الکل چه ابعادی داره.
«سه روز پیش: هه.. موقع شیوع بیماری یه دونه لیبرتارین هم دیگه پیدا نمی‌کنی. امروز: اوه اوه، لازمه محدودیت‌هایی که واسه صدور جواز کسب هست برداریم، اعمال قانون برای جرائم بدون شاکی هم باید تعلیق شه، ضمنا باید اجازه بدیم رستوران‌ها هم آنلاین کوکتل بفروشن بدن راننده‌های اوبر ببرن درب منازل».

جون‌شون که به خطر افتاد، یهو همشون لیبرتارین و ضدمقررات شدند! موقع بحران میفهمن دولتی که پروار کردند، چه هیولای زشت و بدترکیب و جاگیریه.
البته وضع خرابتر از دوره احمدشاهه. اهمیت استراتژیکی که برای ابرقدرت‌ها داشتیم، دیگه نداریم که براشون مهم باشه اینجا چه قاطری حکومت می‌کنه. در فقر مطلق روشنفکر و اهل فرهنگ هم هستیم، چون یا فرار را بر قرار ترجیح دادند و رفتند، یا ماندند و فرسوده و اجتماع‌گریز شدند. از ناسیونالیسمی که «پیشوا» بسازه هم چیزی جز یک مشت فحش نژادی باقی نمونده. تنها چشم‌انداز پیش‌روی این کشور، یک جنگل بتنی غیرقابل سکونته. یک نوار غزه بزرگ در دامنه البرز و زاگرس، با صد میلیون نفر جمعیت.
تیمی از زیست‌شناسان به جای پذیرفتن باور رایج درباره حیوانات تک افتاده از گله‌ها که اون‌ها رو اتفاقاتی رندوم حساب می‌کرد، تصمیم گرفتند از منظر تکاملی بش نگاه کنند، و ازین منظر دیگه این اتفاقات رندوم به نظر نمیان. اگه یک گاو میش از گله جدا میشه و تک و تنها راه دیگه‌ای رو طی می‌کنه، راهی که ممکنه منجر به تلف شدنش بشه حتی، میتونه یک راهکار باشه برای انتقال ژن. اگه همه به یک سمت برن و اشتباه باشه، همه از بین میرن و ژن منتقل نمیشه. پس منطقیه که گهگاهی یکی رو بفرستیم به بیراهه، تا اگه اون بیراهه راه درست بود، ژن از طریق اون راه، مسیر بقا رو ادامه بده.
شاید اینکه بعضی از آدم‌ها، جماعت گریزند به همین دلیل باشه. شاید هم نباشه، اما منطقیه که به عنوان یک راهکار جدی گرفته بشه. یعنی منطقیه که بذاریم بعضی‌ها هیچ‌چیزی که ما به عنوان جامعه بشری قبول داریم رو قبول نکنند. شاید مسیری که اون‌ها رفتند، مسیر درست‌تری بود.
بهرحال مسیری که گله ما تا الان اومده خیلی درست نبوده. و گرنه شاهد این حجم از بیشعوری و بی‌تدبیری و خرابکاری در سطح جهان و بالاخص در کشور خودمون نبودیم. هرآنچه که الان جریان داره، محصول راهیه که اومدیم و اصرار داشتیم که درسته. جدا شدن ازین کاروان پریشان، نه تنها یک حقه، بلکه یک ضرورت هم هست.
تست کردم، اصلا با این دستکش‌ها که تنگ میچسبن به دست راحت نیستم. انگار قراره نوازد زنی رو از شکمش دربیارم که سزارینش کردیم، یا جسمی تخم‌مرغی شکل از رکتوم مردی که در کشوری اسلامی زندگی می‌کنه. از وقتی نانوای محل گفت «چه همه جراح شدن» میلی به زدن ماسک هم ندارم. البته بخار شیشه عینک که وادارت می‌کنه به ویروس بگی «بیا برو داخل ریه‌م اصلا» نقش مهم‌تری داره‌. برای من گزینه‌ای جز سوره فیل وجود نداره، که اون هم بعد از سوره کافرون بیش از سه دهه‌ست که در حفظ کردنش مشکل دارم.
مردم آمریکا از عدد ۴ میلیون کشته وحشت می کنند. اما نه اگه پول‌شون تموم بشه و همه‌جا بسته باشه. تعطیلی زندگی از یه حدی طولانی‌تر شد میگن عیب نداره، ۴ میلیون نفرمون بمیره بهتره تا هممون از گرسنگی و بی‌پولی تلف بشیم. بقیه کشورها هم همینطورند. دولت‌ها دوست ندارند زیاد طول بکشه، ولی اگه زیاد طول بکشه این مزیت رو براشون داره که افکار عمومی فاجعه رو می‌پذیره.
ازینکه دو سال پیش بدون کوچک‌تردیدی میدونستم سال‌های بعد همینقدر سرد و تاریک خواهد بود که این آهنگ توصیف میکنه احساسی پیامبرگونه بم دست میده. پیامبری نه برای دیگران، بلکه برای خودم. بلید رانر وضعیتیه که در اون نمیشه نیهیلست نبود، ولی نباید بود. و می‌دونستم شخصا وارد اون وضعیت خواهم شد. چه دیگران هم بفهمند که اون‌ها هم وارد شده‌اند، چه نفهمند.
اینکه مقام اول حکومتی که مسئولیت هیچ‌چیز رو نمی‌پذیره میاد خلاصه‌ای از «درخشش» انساندوستانه و تعاون‌گرایانه مردم در سال گذشته ارائه میده، تجلی یک وقاحته. چرا که داره تلویحا میگه بی‌عرضگی و بی‌کفایتی من و حکومت من، اهمیتی نداره وقتی خودتون انقدر خوب هوای همدیگه رو دارید! اما خالی از حقیقت هم نیست. ایران یک لابراتوار هشتاد و پنج میلیونیه که میشه به طور زنده مشاهده کرد ملتی که از حداقل قدرت مدنی برخورداره، میتونه خیلی از کارها رو خودش انجام بده بدون اینکه به حکومت نیاز داشته باشه. حتی در مورد خودقرنطینگی، با اینکه با چیزی که باید می‌بود فاصله بسیاره، اما در مقایسه با بقیه ملت‌هایی که معتاد دولتند، که شامل همه از جمله اروپایی‌ها میشه، ایرانی‌ها عملکرد فوق‌العاده‌ای داشتند. برای ملتی که کاملا رها شده و عملا حکومت نداره، همینقدر اقدام نمره بالایی در سطح جهان می‌گیره. متأسفانه به جای اینکه ازین مسئله نتیجه بگیرند ما نیازی به دولت بزرگ نداریم، نتیجه می‌گیرند کاش دولت‌مون به بزرگی دولت کره‌جنوبی بود!
حرف از استقلال از دولت می‌زنیم اما به ندرت اقدامی در جهتش انجام میدیم. چند درصد مردم ایران حداقل یک پنل خورشیدی دارند برای روزی که برق قطع خواهد شد و اداره برق از پس وصل مجددش برنمیاد؟ اگه برق نباشه، مردم حتی آب گرم هم ندارند‌، چون پکیج/آبگرمکن به برق نیاز داره، ولی نه بیشتر از مقداری که یک پنل میتونه تولید کنه.
داستان ترسناک یک‌خطی:

مایع ضدعفونی‌کننده به خاطر داشتن الکل در بسیاری از زندان‌های دنیا جزء اقلام غیرقانونی محسوب میشه.
اینکه خبرنگار یا سلبریتی آمریکایی جوش میزنه که چرا ترامپ به کرونا میگه ویروس چینی، لزوما به این دلیل نیست که مزدور دولت کمونیست چینه. شاید هم باشه ولی لزوما دلیلش این نیست. کار خیلی راحت‌تره اگه عده‌ای در کشور باشند که مزدور دشمن باشند. چون داور نهایی بین شما و اون‌ها، پوله. کار وقتی سخت میشه که عده‌ای در کشور باشند که با دشمن اشتراک منافع داشته باشند. یعنی ممکنه فقط پول براشون مهم نباشه، سقوط دشمن رو سقوط خودشون می‌بینند. مثل نسبتی که مجاهدین خلق با بعثی‌ها در جنگ داشتند. شما نمی‌تونستی بری بگی صدام چقدر پول به شما داده من دو برابرش رو میدم فقط بکشید کنار! چون پول با اینکه مهم بود، مطرح نبود.
اگه این بیماری همینجا متوقف می‌شد، مشکلی نبود. اما وقتی به زودی اعداد واقعی به اعداد مدلسازی‌ها برسه و هزارها فوتی به ده‌ها هزار و ده‌ها هزار به صدهاهزار برسه، نفرت افکار عمومی جهان از چین به سطح خطرناک میرسه. و این شاخصی نیست که روی تابلوی بورس شانگهای دیده بشه. یک تهدید برای کل چینی‌تبارهاست. چون قربانیان جهانی کرونا، کشاورزان بینوای به کشتن داده شده توسط مائو نیستند که کسی نفهمه دقیقا چطور از بین رفتند و فراموش بشن. این مردم‌کشی بین‌المللی، مثل مردم‌کشی‌های داخلی‌شون ختم به خیر نمیشه. و دلواپسان آمریکایی چین این رو می‌دونند. پس مهمه که قبل ازینکه کار به اون اعداد بزرگ برسه از حیثیت چین دفاع کنند، چون اون موقع دیگه خیلی دیر خواهد بود.