Anarchonomy
44.7K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
«وقتی رسانه‌ها به ترامپ انتقاد می‌کنند یه چیزی رو به یاد داشته باشید بد نیست: می‌دونید آلمان چه زمانی پروازهای ورودی از چین رو متوقف کرد؟ امروز! (۱۶ مارس)»

اغلب ژورنالیست‌ها یک مشت مزدور هستند. و گرنه پونزده برابر انتقاداتی که به ترامپ دارن رو روانه بقیه سیاستمداران می‌کردند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک مشت کمونیست از قفسه‌های خالی سوپرمارکت‌ها در کشورهای غربی ذوق‌زده شده بودند و با ونزوئلا مقایسه می‌کردند. این رو بشون نشون بدید. ساعت ۲ بعد از نصف شب در حال پر کردن قفسه‌ها هستند تا برای مشتریان فردا که میخوان بیان که برای ذخیره کردن ببرند، آماده باشه. این فرق یک بازار آزاد در سیستم سرمایه‌داری است با یک منجلاب سوسیالیستی که یا قحطی عادیه، یا عدم توان خرید مردم!
(داره میگه باید قدردان کشاورزان‌مون باشیم که دارن در این بحران فول تایم کار می‌کنند تا غذا تأمین باشه. چند روز پیش گفتم الان خوشبخت‌ترین فرد کشاورز آمریکاییه. اما حالا قهرمان‌شون هم هست).
چهل سال تمام با هرچیزی که بشود تصورش کرد با مشت آهنین برخورد کردند، جناب مظاهری و دوستانش نگفتند «این کار ظرافت‌های خودش را می‌طلبد و نمیشود آمرانه برخورد کرد». به کنترل وحوش شیعه که رسید، ناگهان نگران شدند! برادر، شما نگران تبعات این کارها برای جمهوری اسلامی نباشید، خیلی قبل‌تر ازینکه شما تصمیم بگیرید که «حساسیت» نشان بدهید به اقتدارگرایی، این حکومت سرتاپا امنیتی و توتالیتر شده بود، و تکان هم نخورد. با نفرین «درِ زندگی‌تان جوش میخورد» هم تکان نخواهد خورد. با دعای گربه‌هایی به مراتب سیاه‌تر از شماها هم بارانی به سر این حکومت نباریده. شما نگران خودتان باشید که با دفاع از این کاپیتولاسیون مذهبی میلیون‌ها ایرانی را از خودتان متنفر کرده‌اید و هرروز دارید دلایل موجه‌تری برای تنفرشان دست و پا می‌کنید. الان وقت تساهل با داعشیسم نیست. الان وقت این است که معلوم شود در برابر «خوارج دین و دنیا» جدیت دارید یا نه‌. روزگار با وسط‌بازها بدتر تا می‌کند تا با دواعش. ازین وسط بی‌معنی که برای خودتان ساخته‌اید بیرون بیایید. می‌دانید ایرانیان مذهبی معمولی بینوا در چه فکری هستند؟ همان ۹۹ درصد مذهبیونی که در خانه‌هایشان نشسته‌اند را می‌گویم.. یکی‌شان زنگ زده و می‌گوید «من از هیچی نمیترسم، فقط شنیدم جنازه‌ بیماران را آتش می‌زنند، فقط ازین مضطربم». حساسیت مذهبی هم اگر باشد این است، نه این تئاتر حرم‌پرستی که توسط اقلیت سفارت‌نورد روی پرده رفته.


https://t.me/mohsenhesammazaheri/1892
مذهبی که شما را به آدم بهتری تبدیل نکند، شما را به آدم خیلی بدتری تبدیل خواهد کرد.
اگه من مدیر العربیه بودم و تا فردا هیچ گزارش ویژه‌ای درباره حمله «زوار» به در ورودی حرم امام رضا، با زیرنویس ترجمه فحش‌هایی که میدن، روی آنتم نمی‌رفت، نصف کارکنانم رو اخراج می‌کردم. چند دهه‌ست که ادعای شیعه این بوده که بت‌پرستی ما شیعیان، افسانه‌ایه که وهابیون ساختند و به خورد اهل‌تسنن دادند. اگه فقط یک وهابی در العربیه هست باید همین امشب از فرصت استفاده کنه و نشون بده که افسانه نبوده.
وقتی منابع کشور رو زیر چادر دولت جمع می‌کنید، یا اینکه بش یه دستگاه چاپ پول میدید تا هرکاری که خواست باش بکنه، همه به چیزهایی که میتونه ازون چادر بیرون بیاد طمع می‌کنند. حتی کازینو‌های لاس‌وگاس هم که به خاطر تعطیلی متحمل خسارت شدن از دولت میخوان طرح نجات مالی رو براشون انجام بده! فلسفه نجات مالی این بود که دولت شرکت‌های مادر یا بانک‌ها رو که صنایع بشون وابسته هستند رو از ورشکستگی نجات بده تا دومینوی سقوط کل اقتصاد رو به پرتگاه نندازه. اما مثل همه پول‌پاشی‌هایی که اولش برای مواردی خاص در نظرگرفته میشه، انقدر کش میاد تا مثل الان به کازینو هم میرسه! فقط یک راه وجود داره که انقدر کش نیاد: اصلا انجامش ندیم! چه برای بانک چه برای کازینو.
بوئینگ ۱۰۰ میلیارددلار سهام خودش رو بازخرید کرده بود، یعنی ۱۰۰ میلیارد سرمایه داشت که میتونست نگهش داره برای روز مبادا، که مثلا در چنین روزی بتونه سه ماه مرخصی با حقوق به کارکنانش بده. یا استفاده کنه برای کن فیکون کردن شرکت. اما دو دستی داد به سهامداران. قاعدتا باید این سهامداران خسارت وضعیت فعلی رو به جان بخرند، نه؟ نمیشه که فقط روزهای خوب شرکت رو سهیم باشند. اما حالا بوئینگ کاسه گدایی گذاشته جلوی پای دولت، که بیا ما رو نجات بده! یعنی تو روزهای بدش نمیخوان شریک باشند! خیال‌شون هم راحته که دولت تو معذوریت قرار می‌گیره، چون بوئینگ تأمین‌کننده بخش بزرگی از تسلیحاته.‌ بعبارتی مالیات‌دهنده باید هزینه حماقت‌های تیم مدیریت رو بپردازه. تیمی که حتی در قطعاتی که جان مسافران بش وابسته بود صرفه‌جویی می‌کرد، و پول حاصل ازون صرفه‌جویی رو مستقیم میداد به سهام‌دار.
بعضی‌ها میگن باید مقرراتی وضع کنیم که مدیران نتونن پول شرکت رو صرف بازخرید سهام کنند. راه حل بعضی‌ها برای هر معضلی، اضافه کردن به مقرراته. ولی اگه مقررات جواب می‌دادند، که الان یک کوه ازشون رو داریم، چرا هنوز مشکل داریم؟
دم‌دستی‌ترین و موثرترین راه حل اینه که مردم اجازه ندن دولت شرکتی رو نجات بده. گاهی هیچ‌کاری نکردن، بهترین کاره. اگه این به این امر قطعی تبدیل شد، سهامدار میفهمه که باید یقه مدیر رو بگیره و بپرسه برای روزهای بد چه برنامه‌ای داره. باید گذاشت هزینه نادیده گرفتن ریسک رو فقط همونایی پرداخت کنند که نادیده گرفتنش.
Anarchonomy
بوئینگ ۱۰۰ میلیارددلار سهام خودش رو بازخرید کرده بود، یعنی ۱۰۰ میلیارد سرمایه داشت که میتونست نگهش داره برای روز مبادا، که مثلا در چنین روزی بتونه سه ماه مرخصی با حقوق به کارکنانش بده. یا استفاده کنه برای کن فیکون کردن شرکت. اما دو دستی داد به سهامداران. قاعدتا…
یه عده هستند که فاز عدالت‌طلبی دارند یکم و میگن دولت نباید شرکت‌های غول‌پیکر زالوصفت رو نجات بده. تا اینجاش اوکیه. از هر عدم دخالتی باید استقبال کرد. اما مشکل اینه که میگن «بجاش کسب و کارهای کوچک رو نجات بدید، مثل رستوران‌ها». یعنی با دخالت خیلی هم مخالف نیستند، فقط با جای دخالت مخالفند. به جای نجات یک شرکت صد میلیاردی، معتقدند باید ده هزار شرکت ده میلیون دلاری رو نجات داد! یعنی اگه رستوران‌دارها ریسک‌ها رو نادیده بگیرند و فقط جلوی دماغ‌شون رو نگاه کنند و برای هیچ روز مبادایی آماده نباشند، عیب نداره!
ولی فرض کنیم روح بزرگی داریم و معتقدیم باید هزینه اشتباهات دیگران رو جبران کرد، گناه دارند. چرا خودمون با پول تو جیب خودمون اینکارو نکنیم؟ چرا باید دولت رو مأمور این کار کنیم؟ یه رستوران با ده نفر پرسنل میتونه ده هزار مشتری ثابت داشته باشه. اگه این ده هزار مشتری واقعا به سرنوشت این رستوران اهمیت میدن میتونن حقوق این ده نفر رو برای چندماه متقبل بشن. اگه حداقل حقوق ۱۰۰۰ دلار در ماه ‌و شرایط اضطراری رو در نظر بگیریم، برای ده کارگر میشه ماهی ده هزار دلار. یعنی اگه هر کدوم ازون ده هزار مشتری، فقط ۱ دلار اهدا کنند، اون ده کارگر میتونند بشینن خونه و خودقرنطینگی رو اجرا کنند. یک دلار.
بنا به مقاله رییس بخش ویروس شناسی دانشگاه پادووا ایتالیا، فقط ۱۰ درصد ناقلان ویروس علائم داشتند! و این یعنی فقط با تست میشه اون ۹۰ درصد بقیه رو شناسایی کرد و ایزوله‌شون کرد. و هرچه سرعت اضافه کردن تست رو به تأخیر بندازیم، در روزهای بعد تست‌های به مراتب بیشتری لازمه تا پیداشون کنیم. که یعنی با وضعیت تست که در ایران هست، ما خواه ناخواه وارد پروسه herd immunity شدیم و کار از کار گذشته. یعنی شرایط میره به اون سمت که همه ناقل بشن، که یعنی حداکثری شدن بستری‌ها، و حداکثری شدن فوتی‌ها.
هی اینو برام میفرستن و میگن نظرت چیه؟!
نظرم اینه که زر میزنه. خروجی کار بیولوژیست تابع فیش حقوقیش نیست. اگه یه واکسن یک سال زمان بخواد، با حقوق دو هزار دلاری محقق هم یک سال زمان میبره، با حقوق یک میلیون دلاری هم یک سال. ضمنا پولی که صرف کار بیولوژیست‌ها میشه خیلی بیشتر از حقوقیه که به محقق پرداخت میشه. اون میکروسکوپی که خریدن و گذاشتن رو میزش هم‌قیمت یه ماشین لوکسه.
حالا بگذریم که رونالدو در فوتبال نابغه‌ست، ولی هر بیولوژیستی در بیولوژی نابغه نیست.

اونی که وضعیت مصیبت‌بار مردم رو فرصتی می‌بینه برای مطالبه افزایش حقوق، از کسی که دستمال توالت انبار می‌کنه که گرونتر بفروشه، وضع خرابتری داره در اخلاق.

https://t.me/pezeshkaniraniweekly/2356
یک بخش قابل توجه از پهنای باند جهانی رفته زیر بار ویدئو کنفرانس، چون میلیون‌ها دانش‌آموز دارند در کلاس درس آنلاین حاضر میشن. انگار اگه این تدریسات سه ماه متوقف بشه، تمدن بشری با مشکل مواجه خواهد شد! عده زیادی به تکاپو افتادن تا این جلسات مجازی برگزار بشه حتما، که آدم رو یاد ریچوال‌های مذهبی میندازه. کمی بش دقت کنید، خواص عمومی آئین‌های مذهبی رو توش می‌بینید. مثل اقامه به جماعت، مثل سر وقت خاصی بودن، مثل تقلا برای روتین انجام شدن، مثل نادیده گرفتن دست‌اندازهای محیطی و تکنیکی (همونطور که مسلمین زیر برف هم نماز جماعت می‌خونند، و هندوها زیر باران سیل‌آسا)، و رضایتمندی روانی از موفقیت در تداوم اجرا، فارغ از محتوا!
اون چیزی که این‌ها قرار بوده یاد بگیرند چیزی نیست که نشه به تعویقش انداخت، حتی یکسال، و چیزی نیست که نشه سریعتر آموزش داد، و چیزی نیست که هزاران معلم نیاز داشته باشه. مذهب‌سازی از تحصیل، برای ارتقاء یادگیری نیست. برای تراشکاری مغز بچه‌ست که تصور کنه داره به مرور شایستگی رو «کسب» می‌کنه. و دنیا پر شده ازین «مستر آف ساینس»ها که فکر می‌کنند چیزهای زیادی اکتساب کرده‌اند و باید جدی گرفته بشن!
سهام شرکتی که غذاهای کنسرو شده تولید می‌کنه.
دولت ترامپ ریسپانسیو‌ترین دولت‌ حال حاضر در دنیاست. به دفعات موضعی گرفتند یا به اتخاذ تصمیمی نزدیک شدند که اشتباه بوده، یا عده‌ای از دور تذکر می‌دادند که اشتباهه، و خیلی سریع تغییر جهت دادند. که آخرین موردش همین بحران کرونا بود. که ابتدا شل گرفته شد، و سپس خیلی جدی شد، حتی جدی‌تر از خیلی از کشورهای غربی که مردم تصور می‌کنند دولت کارآمدتری دارند! گویا «کارشناسان» به ترامپ گفته بودند تعطیل کردن پروازهای ورودی چین، اثر چندانی نداره، اما ترامپ شخصا مخالفت کرده و دستورش رو ابلاغ کرده. و همون دستور تونست براشون وقت بخره. درست در همون روزها بود که نیویورک‌تایمز نوشت ترامپ به حرف متخصصان گوش نمیده! همون جانوران آکادمیک که مغزشون پر از واژه‌های تخصصیه اما مسئله ساده‌ای مثل تصاعد و ریسک رشد انفجاری رو درک نمی‌کنند.
اینکه تیم ترامپ میتونه انقدر سریع مسیر رو عوض کنه فقط به خاطر تعامل دائم این افراد، و در رأسش خود رییس‌جمهور، با شبکه‌های اجتماعیه. کل سیاستمداران در این شبکه‌ها حضور دارند، اما فقط این تیم ترامپه که فیدبک می‌گیره. و اگر این فیدبک نبود، نمی‌تونستند از محاصره جانوران آکادمیک خارج بشن. حتی این ایده پرداخت هزار دلار مساعدت مالی به آمریکایی‌ها که منوچین بش اشاره کرد، مستقیما از توعیتر استخراج شده. که البته من با کل این پول‌پاشی‌های بی‌حساب و کتاب مخالفم و فکر می‌کنم به بهانه کرونا برنامه‌های بلندمدت ناجوری در ذهن دارند، اما هیچ دولتی در مانور دادن انقدر تیز و سریع نبوده تا الان.
میگفتن ترامپ قصد داره با ایران جنگ راه بندازه چون جنگ، دور بعدی ریاست‌جمهوری رو براش تضمین می‌کنه. چون آمریکایی‌ها عادت ندارند وسط بحران، اسب‌شون رو عوض کنند. فکر می‌کردند دست بروکرات‌ها رو خوندن و دیگه از یه سوراخ دوبار گزیده نمیشن. و درست هم بود، از همون سوراخ گزیده نشدند. از یه جای دیگه گزیده شدند. اگه قرار بود بدونیم چطور بازی‌مون میدن که دیگه نمی‌تونستند بمون حکومت کنند. کرونا از جنگ فیزیکی هم بیشتر میتونه به دولت کمک کنه تا دور بعدی رو تضمین کنه. کی وسط این بلبشو قوه مجریه رو بهم میریزه؟ کرونا طوری همه رو کنار هم قرار داد که هیچ جنگ نظامی نمی‌تونست کنار هم قرار بده. اگه جنگ نظامی بود الان تو کنگره دعوا بود. اما الان دارن دست در دست هم می‌دهند به مهر، تا میهن خویش را کنند آباد! فحش به ترامپ سرجاشه، اما به حاشیه رفته، چون مسئله مرگ و زندگی مطرح شده، و پولدار و فقیر و گمنام و سلبریتی هم نمیشناسه. ناچارند همکاری کنند.

نامزدهای رقیب هم کارتشون رو دارن میبازن. تا قبل ازین می‌گفتند ترامپ رییس‌جمهور پولدارهاست و به فقرا اهمیت نمیده و وعده میدادند ما اگه بیاییم پول‌پاشی می‌کنیم. حالا به خاطر کرونا، همین دولت فعلی میخواد پول‌پاشی می‌کنه، پس چه لزومی داره اونا بیان؟

تا قبل ازین بستن مرز نژادپرستانه بود. می‌گفتند ترامپ بیگانه‌ستیزه که جلوی هجوم مهاجران رو می‌گیره. اما حالا همه ازینکه مرزی وجود داره و دیواری هست و فعلا بسته‌ست نفس راحت می‌کشند.‌ توده آمریکایی رو بهتر ازین می‌شد قانع کرد؟

تا قبل ازین می‌گفتند جنگ تجاری ترامپ با چین، نافرجامه و نفعی هم برامون نداره. می‌خواستند این رو تثبیت کنند که این جنگ ترامپ با چینه، نه جنگ مردم آمریکا با چین. خودش خودشو درگیر کرده و هزینه‌ش رو باید ما مردم بدیم. و تا حد زیادی موفق هم بودند. اما الان اگه ترامپ بگه «فاک چاینا»، همه میگن یس!! در عرض چند هفته جنگ ترامپ با چین، به یک جنگ ملی با چین تبدیل شد. حالا استقلال صنعتی از چین به یک مطالبه همگانی تبدیل شده‌، بدون اینکه نیاز به تزریق ناسیونالیسم باشه.


اوه نه، اینا که گفتم تشریح یک نظریه توطئه نیست. فقط گفتم به نظر میرسه کرونا برای دولت آمریکا، داره دقیقا مثل یک جنگ مدرن عمل می‌کنه.

(کپی‌برداری این متن توسط کانال‌های انقلابی و توهم‌زا، شرعا حرام است).
انتقاد به سیاستمدارها راحته. این گرفتن یقه «کارشناسان» است که سخت است. دانشکده بهداشت عمومی هاروارد که اصلا کارش آموزش درباره اپیدمی‌هاست تا ۲۸ ژانویه می‌گفت دلیلی وجود نداره فکر کنیم کرونا بدتر از آنفولانزاست! و هشدار میداد که مردم رو نترسونید. اما حالا داره دولت انگلیس رو متهم می‌کنه که اقدامات لازم برای کنترل شیوع کرونا رو انجام نمیده!
سیاستمدار چیکار کنه وقتی کارشناس میگه «چیزی نیست»؟ سیاستمدار رو میشه با انتخابات از کار برکنار کرد. اما کارشناسان تحت تأثیر رأی مردم نیستند. سیاستمدار بعدی هم بیاد، همین احمق‌ها قراره بش مشاوره بدن.
در صورتی که در آمریکا هیچ اقدامی برای کنترل شیوع صورت نگیره، طبق این مدل پیش‌بینی میشه در ماه جولای تعداد فوتی‌ها برسه به ۱۷ نفر در ۱۰۰ هزارنفر، و مجموعا ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار فوت! مثل اینه که تو یکی از شهرهای آمریکا بمب اتمی بندازن.
اگه این ۱۷ رو با جمعیت خودمون در نظر بگیریم، و فرض کنیم تعداد تخت‌های ما اندازه تخت‌های آمریکاست، به زودی به نقطه‌‌ای می‌رسیم که ۱۴ هزار فوت فقط در یک روز داشته باشیم. یعنی تلفات تصادفات رانندگی در کل سال رو جمع کنند در یکی دو روز!
مسئله اینه که حتی اگه اقداماتی انجام بگیره و مردم هم رعایت کنند، این عدد فقط نصف میشه، یعنی ۷ هزار فوتی در یک روز!
فکر اینکه جمهوری اسلامی آمار واقعی که نه، حتی آمار مجاور واقعی رو بده هم از ذهن بیرون کنید.
هنوز برنامه پرداخت هزار دلار به شهروندان آمریکا قدم اول رو هم برنداشته خیلی‌ها دارن میگن کمه! بعضیاشون میگن «مرد حسابی من فقط ماهی ۱۵۰۰ کرایه میدم».
عزیزان پیشنهاد کردن دولت فی رو ببره رو ۳ هزار!
این که کار به اینجا برسه برای من همچون آفتاب خوزستان، روشن بود. چون هیچ‌وقت نشده که پاتون رو وارد حوض پول‌پاشی کنید و کف حوض نره پایین‌تر. قبل ازینکه واردش بشید اگه یک متر باشه عمقش، به محض اینکه شست پاتون آب رو لمس کرد، میشه دو متر!

کرونا به اندازه‌ای آدم خواهد کشت که در تاریخ ثبت بشه. ولی تبعات سیستماتیکی که ایجاد خواهد کرد، فراتر از کشته‌هاست.
هرچی مدلسازی شیوع که در اینترنت دیدید چند سناریو محتمل رو بررسی کرده. در همه‌شون سناریو خوب و متوسط رو فراموش کنید. باید برای سناریو فاجعه آماده شد.
یک مرد بالای پنجاه سال که تو صف ماهی! ایستاده بود به یک مرد بالای شصت‌سال که اونم تو همون صف بود می‌گفت «دولت درآمد مردم رو تأمین کنه تا کسی بیرون نیاد».
مردم متوجه نیستند که وقتی داره سیل میاد، وقت اثبات اینکه حرف چه کسی منطقی‌تره نیست. بله درخواست دولت منطقی نیست، حق با اونه. ولی تا یک ماه دیگه احتمالا روی یکی ازین دو مرد آهک پاشیدن. چه اهمیتی داره که یک جنازه، محق باشه؟ تا نفس آخر زندگی میخوان ثابت کنند دولت پدر خوبی نبوده. یکم شبیه خودکشی نوجوان‌هاست، که میخوان ثابت بشه والدین بی‌توجهی داشتن! که بی‌توجه هم هستند البته، اما معنی نداره بمیری تا ثابتش کنی! مردم ما قراره خیلی بی‌معنی بمیرند.