«این منم دارم به نوههام توضیح میدم چجوری شد که یه یارویی تو چین سوپ خفاش خورد که منجر شد به قحطی دستمال توالت تو آمریکا».
#لبخند_شبانه
#لبخند_شبانه
❤5
صف ماریجوانا در هلند ساعتی قبل از آغاز قرنطینه شهر!
داشتم مینوشتم الان باید یکی تو رسانههای فارسی به مردم بگه اگه هم تو صف ایستادید یکی دو متر از همدیگه فاصله بگیرید، عیب نداره صف درازتر بشه. بعد این هلندیها رو دیدم و همون یه جمله رو هم پاک کردم.. اگه حتی به عقل یک هلندی هم نمیرسه که ویروس کاری به بخشنامههای دولتی نداره و باید از همون لحظهای که شخصا بش آگاهی پیدا کردی پیشگیری کنی نه از زمانی که دولت زنگوله رو به صدا درمیاره، از یه ایرانی که هرروز زیر هرج و مرج داره زایمان میکنه نمیشه انتظارِ رعایت کردن این مسائل رو داشت.
دولتها عقل سلیم رو در جوامع نابود کردند. مجموعا به فاک خواهیم رفت.
داشتم مینوشتم الان باید یکی تو رسانههای فارسی به مردم بگه اگه هم تو صف ایستادید یکی دو متر از همدیگه فاصله بگیرید، عیب نداره صف درازتر بشه. بعد این هلندیها رو دیدم و همون یه جمله رو هم پاک کردم.. اگه حتی به عقل یک هلندی هم نمیرسه که ویروس کاری به بخشنامههای دولتی نداره و باید از همون لحظهای که شخصا بش آگاهی پیدا کردی پیشگیری کنی نه از زمانی که دولت زنگوله رو به صدا درمیاره، از یه ایرانی که هرروز زیر هرج و مرج داره زایمان میکنه نمیشه انتظارِ رعایت کردن این مسائل رو داشت.
دولتها عقل سلیم رو در جوامع نابود کردند. مجموعا به فاک خواهیم رفت.
❤4
طرف ۱۸ هزار بطری ضدعفونیکننده از آمازون خریده بوده تا بعدا با قیمت بالاتر بفروشه. آمازون فهمیده و اجازه نداده بفروشه. خبرش پخش میشه و همه میفهمن کیه. اولش خبرنگارا میرن سراغش سعی میکنند جلوی دوربین از زیر زبونش یه غلط کردم دربیارن، ولی موفق نمیشن. میرن و فرداش با دادستان میان جلو انبارش همه رو بار میزنن میبرن، و میگن اهدا شده به کلیسا! یعنی حتی پولی که پرداخت کرده بود هم بش ندادن. یک مصادره اموال در روز روشن، در آزادترین کشور دنیا، مثلا! همه هم هورا میکشن که ایول، کار خوبی کردید، حقشه!
سوء استفاده از وضعیت بحران، غیراخلاقیه. اما با شرارت نمیشه اخلاق رو در جامعه زنده نگه داشت. حالا بگذریم که این شرارت رو فقط روی شهروندان طبقه متوسط که دستشون به هیچجا بند نیست اعمال میکنند.
شاید کرونا حق ماست.
سوء استفاده از وضعیت بحران، غیراخلاقیه. اما با شرارت نمیشه اخلاق رو در جامعه زنده نگه داشت. حالا بگذریم که این شرارت رو فقط روی شهروندان طبقه متوسط که دستشون به هیچجا بند نیست اعمال میکنند.
شاید کرونا حق ماست.
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انقدر نگید ایرانیها همهچیز رو به شوخی میگیرن. هنوز مونده به آمریکاییها برسیم.
فقط تهش که میگه حالا گورتو گم کن، منو ندیدی! 🤭.
#لبخند_شبانه
فقط تهش که میگه حالا گورتو گم کن، منو ندیدی! 🤭.
#لبخند_شبانه
❤4
در وقت بحران، بین دعایی که خوانده میشه تا تنظیمات روحی روانی فرد رو ریست کنه، و دعایی که طلب معجزه میکنه، باید فرق قائل شد. معجزات میانبرهای زمانی هستند برای دور زدن واقعیت. برای اینکه بشه بدون همبستر شدن با یک مرد، باردار شد، باید به دانش و تکنولوژی امروز میرسیدیم. ولی مریم دو هزارسال زودتر ازش بهرهمند شد. برای اینکه چشم مبتلا به آبمروارید رو بتونیم عمل کنیم ابزار امروزی رو نیاز داریم. ولی کسی که مسیح چشمش رو بینا کرد، دو هزارسال زودتر ازش بهرهمند شد. اما اینها دورزدنهای فردی هستند. حداکثر تبعاتش اینه که فرد دچار این توهم بشه که شایستگی خاصی داشت. ولی وقتی نوبت دور زدن اجتماعی میشه، مشکلاتی بوجود میاد. اگه معجزات موسی نبود، بنیاسراییل شاید باید سیصد سال تمام یک جریان انقلابی رو هدایت میکردند، تازه اگه استارتش میزدند. معجزه باعث شد بدون اون سیصدسال از مهلکه نجات پیدا کنند. و بلافاصله بعد از عبور از دریا، مشخص شد باک خالیه و ازون جلوتر نمیشه رفت! و همین شد که سرگردان شدند، و دچار تفرقه شدند، و هزار و یک مصیبت به سرشون فرود اومد. تازه وقتی به خانه رسیدند فهمیدند چقدر جای اون سیصدسال خالیه. در واقع معجزه در شکلی متناقض به جای تسریع اصلاحات، به تعویقشون میندازه. چون افراد دچار سوء تفاهم میشن، که یا اون کار آسونتر از چیزی بود که تصور میشد، یا خودشون شایستهتر ازونی هستند که تصور میکردند! و یا هردو، که از همه مهلکتره.
لازم نیست مسیح دوباره رجعت کنه از آسمان و معجزات به روزشدهش رو نشون بده بمون تا متوجه این واقعیت بشیم. چون همین الان معجزات وجود دارند، فقط بشون میگیم شانس. که غلط هم نیست. اینکه در طوفان یک تیر برق سقوط میکنه و به جای اصابت به جمجمه یک عابر، درست از جلوی صورتش عبور میکنه و طرف زنده میمونه، یک خوششانیه (که بسته به اعتقاداتش ممکنه بگه «عجب شانسی آوردم» یا بگه «خدا رحم کرد»). بعبارتی این فرد مرتکب این حماقت شد که در طوفان به جای پناه گرفتن هنوز وسط خیابون میچرخید، اما به خاطر این شانس، هزینه اون حماقت رو نداد. کلا انسان اینطوریه که تا هزینه نده چیزی رو خوب ملتفت نمیشه. سال بعد که باز طوفان اومد اون فرد رو دوباره میشه وسط خیابون پیدا کرد، چون یا به خودش گفته «من از بچگی خرشانسم»، یا گفته «فالله خیر حافظا».
همه فکر میکنند ازون فرد عاقلترند و در چنین طوفانی بیرون نمیرن، اما عملا همونطور رفتار میکنند. کرهجنوبی تا الان فقط سیصدهزار تست کرونا انجام داده، که به نسبت کل جمعیتش عدد فوقالعاده ناچیزیه. اما با همین مقدار تست فعلا شیوع شدید تحت کنترل قرار گرفته! چون این شانس رو داشتند که وقتی تست رو شروع کردند منشأ انتشار در محدوده یک کلیسا بود، و نه فراتر ازون. در تمام مصاحبههایی که مقاماتشون دارند انجام میدن یک اعتماد به نفس آغشته به ذوقزدگی دیده میشه، که همگی دارند میگن به موقع عمل کردیم و از تجاربمون در مورد سارس استفاده کردیم و بلاه بلاه بلاه. که درست هم هست، اما همه داستان نیست. بخش مهم داستان اینه که از معجزه هم بهرهمند بودند. اما همیشه تیربرق به همین شکل سقوط نمیکنه. توهمات درباره کیفیت پدیده و کیفیت ما در برابر پدیده، اصلاحات رو به تأخیر میندازه.
ایتالیا باید هرروز با کوهی از اجساد مواجه بشه تا هزینه حماقت رو پرداخت کنه. اگه کسی وردی بخونه و معجزه کنه و ناگهان همه در برابر ویروس ایمن بشن، ایتالیاییها یا فکر میکنند «این ویروسه اونقدی که گندهش کرده بودند، نبود» یا فکر میکنند «ملت ما قویتر ازونی بود که ویروس فکر میکرد». و با این توهمات، چه نیازی هست به عجله کردن در اصلاح و آماده شدن برای خطر بعدی؟
بنابراین دعا با هدف طلب معجزه مثل درخواست یک بدهکار از بانکه که قسطش رو الان نگیره، ولی سه سال بعد ده برابرش رو بگیره! خدا، هزینه حماقت رو کنسل نمیکنه، فقط ممکنه بندازتش عقب و چندبرابرش کنه.
لازم نیست مسیح دوباره رجعت کنه از آسمان و معجزات به روزشدهش رو نشون بده بمون تا متوجه این واقعیت بشیم. چون همین الان معجزات وجود دارند، فقط بشون میگیم شانس. که غلط هم نیست. اینکه در طوفان یک تیر برق سقوط میکنه و به جای اصابت به جمجمه یک عابر، درست از جلوی صورتش عبور میکنه و طرف زنده میمونه، یک خوششانیه (که بسته به اعتقاداتش ممکنه بگه «عجب شانسی آوردم» یا بگه «خدا رحم کرد»). بعبارتی این فرد مرتکب این حماقت شد که در طوفان به جای پناه گرفتن هنوز وسط خیابون میچرخید، اما به خاطر این شانس، هزینه اون حماقت رو نداد. کلا انسان اینطوریه که تا هزینه نده چیزی رو خوب ملتفت نمیشه. سال بعد که باز طوفان اومد اون فرد رو دوباره میشه وسط خیابون پیدا کرد، چون یا به خودش گفته «من از بچگی خرشانسم»، یا گفته «فالله خیر حافظا».
همه فکر میکنند ازون فرد عاقلترند و در چنین طوفانی بیرون نمیرن، اما عملا همونطور رفتار میکنند. کرهجنوبی تا الان فقط سیصدهزار تست کرونا انجام داده، که به نسبت کل جمعیتش عدد فوقالعاده ناچیزیه. اما با همین مقدار تست فعلا شیوع شدید تحت کنترل قرار گرفته! چون این شانس رو داشتند که وقتی تست رو شروع کردند منشأ انتشار در محدوده یک کلیسا بود، و نه فراتر ازون. در تمام مصاحبههایی که مقاماتشون دارند انجام میدن یک اعتماد به نفس آغشته به ذوقزدگی دیده میشه، که همگی دارند میگن به موقع عمل کردیم و از تجاربمون در مورد سارس استفاده کردیم و بلاه بلاه بلاه. که درست هم هست، اما همه داستان نیست. بخش مهم داستان اینه که از معجزه هم بهرهمند بودند. اما همیشه تیربرق به همین شکل سقوط نمیکنه. توهمات درباره کیفیت پدیده و کیفیت ما در برابر پدیده، اصلاحات رو به تأخیر میندازه.
ایتالیا باید هرروز با کوهی از اجساد مواجه بشه تا هزینه حماقت رو پرداخت کنه. اگه کسی وردی بخونه و معجزه کنه و ناگهان همه در برابر ویروس ایمن بشن، ایتالیاییها یا فکر میکنند «این ویروسه اونقدی که گندهش کرده بودند، نبود» یا فکر میکنند «ملت ما قویتر ازونی بود که ویروس فکر میکرد». و با این توهمات، چه نیازی هست به عجله کردن در اصلاح و آماده شدن برای خطر بعدی؟
بنابراین دعا با هدف طلب معجزه مثل درخواست یک بدهکار از بانکه که قسطش رو الان نگیره، ولی سه سال بعد ده برابرش رو بگیره! خدا، هزینه حماقت رو کنسل نمیکنه، فقط ممکنه بندازتش عقب و چندبرابرش کنه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک مشت کمونیست از قفسههای خالی سوپرمارکتها در کشورهای غربی ذوقزده شده بودند و با ونزوئلا مقایسه میکردند. این رو بشون نشون بدید. ساعت ۲ بعد از نصف شب در حال پر کردن قفسهها هستند تا برای مشتریان فردا که میخوان بیان که برای ذخیره کردن ببرند، آماده باشه. این فرق یک بازار آزاد در سیستم سرمایهداری است با یک منجلاب سوسیالیستی که یا قحطی عادیه، یا عدم توان خرید مردم!
(داره میگه باید قدردان کشاورزانمون باشیم که دارن در این بحران فول تایم کار میکنند تا غذا تأمین باشه. چند روز پیش گفتم الان خوشبختترین فرد کشاورز آمریکاییه. اما حالا قهرمانشون هم هست).
(داره میگه باید قدردان کشاورزانمون باشیم که دارن در این بحران فول تایم کار میکنند تا غذا تأمین باشه. چند روز پیش گفتم الان خوشبختترین فرد کشاورز آمریکاییه. اما حالا قهرمانشون هم هست).
چهل سال تمام با هرچیزی که بشود تصورش کرد با مشت آهنین برخورد کردند، جناب مظاهری و دوستانش نگفتند «این کار ظرافتهای خودش را میطلبد و نمیشود آمرانه برخورد کرد». به کنترل وحوش شیعه که رسید، ناگهان نگران شدند! برادر، شما نگران تبعات این کارها برای جمهوری اسلامی نباشید، خیلی قبلتر ازینکه شما تصمیم بگیرید که «حساسیت» نشان بدهید به اقتدارگرایی، این حکومت سرتاپا امنیتی و توتالیتر شده بود، و تکان هم نخورد. با نفرین «درِ زندگیتان جوش میخورد» هم تکان نخواهد خورد. با دعای گربههایی به مراتب سیاهتر از شماها هم بارانی به سر این حکومت نباریده. شما نگران خودتان باشید که با دفاع از این کاپیتولاسیون مذهبی میلیونها ایرانی را از خودتان متنفر کردهاید و هرروز دارید دلایل موجهتری برای تنفرشان دست و پا میکنید. الان وقت تساهل با داعشیسم نیست. الان وقت این است که معلوم شود در برابر «خوارج دین و دنیا» جدیت دارید یا نه. روزگار با وسطبازها بدتر تا میکند تا با دواعش. ازین وسط بیمعنی که برای خودتان ساختهاید بیرون بیایید. میدانید ایرانیان مذهبی معمولی بینوا در چه فکری هستند؟ همان ۹۹ درصد مذهبیونی که در خانههایشان نشستهاند را میگویم.. یکیشان زنگ زده و میگوید «من از هیچی نمیترسم، فقط شنیدم جنازه بیماران را آتش میزنند، فقط ازین مضطربم». حساسیت مذهبی هم اگر باشد این است، نه این تئاتر حرمپرستی که توسط اقلیت سفارتنورد روی پرده رفته.
https://t.me/mohsenhesammazaheri/1892
https://t.me/mohsenhesammazaheri/1892
Telegram
دین، فرهنگ، جامعه | محسنحسام مظاهری
من واقعا نمیتوانم درک کنم. بعد از چهل سال حکومت دینی، مسئولان و تصمیمگیران، ایناندازه سیاست و تدبیر نباید داشته باشند که بفهمند با موضوعات مذهبی حساس نمیشود مثل باقی مقولات، از بالا و آمرانه برخورد کرد؟ نمیفهمند که این مقوله ظرافتهای خاص خودش را دارد؟…
اگه من مدیر العربیه بودم و تا فردا هیچ گزارش ویژهای درباره حمله «زوار» به در ورودی حرم امام رضا، با زیرنویس ترجمه فحشهایی که میدن، روی آنتم نمیرفت، نصف کارکنانم رو اخراج میکردم. چند دههست که ادعای شیعه این بوده که بتپرستی ما شیعیان، افسانهایه که وهابیون ساختند و به خورد اهلتسنن دادند. اگه فقط یک وهابی در العربیه هست باید همین امشب از فرصت استفاده کنه و نشون بده که افسانه نبوده.
وقتی منابع کشور رو زیر چادر دولت جمع میکنید، یا اینکه بش یه دستگاه چاپ پول میدید تا هرکاری که خواست باش بکنه، همه به چیزهایی که میتونه ازون چادر بیرون بیاد طمع میکنند. حتی کازینوهای لاسوگاس هم که به خاطر تعطیلی متحمل خسارت شدن از دولت میخوان طرح نجات مالی رو براشون انجام بده! فلسفه نجات مالی این بود که دولت شرکتهای مادر یا بانکها رو که صنایع بشون وابسته هستند رو از ورشکستگی نجات بده تا دومینوی سقوط کل اقتصاد رو به پرتگاه نندازه. اما مثل همه پولپاشیهایی که اولش برای مواردی خاص در نظرگرفته میشه، انقدر کش میاد تا مثل الان به کازینو هم میرسه! فقط یک راه وجود داره که انقدر کش نیاد: اصلا انجامش ندیم! چه برای بانک چه برای کازینو.
بوئینگ ۱۰۰ میلیارددلار سهام خودش رو بازخرید کرده بود، یعنی ۱۰۰ میلیارد سرمایه داشت که میتونست نگهش داره برای روز مبادا، که مثلا در چنین روزی بتونه سه ماه مرخصی با حقوق به کارکنانش بده. یا استفاده کنه برای کن فیکون کردن شرکت. اما دو دستی داد به سهامداران. قاعدتا باید این سهامداران خسارت وضعیت فعلی رو به جان بخرند، نه؟ نمیشه که فقط روزهای خوب شرکت رو سهیم باشند. اما حالا بوئینگ کاسه گدایی گذاشته جلوی پای دولت، که بیا ما رو نجات بده! یعنی تو روزهای بدش نمیخوان شریک باشند! خیالشون هم راحته که دولت تو معذوریت قرار میگیره، چون بوئینگ تأمینکننده بخش بزرگی از تسلیحاته. بعبارتی مالیاتدهنده باید هزینه حماقتهای تیم مدیریت رو بپردازه. تیمی که حتی در قطعاتی که جان مسافران بش وابسته بود صرفهجویی میکرد، و پول حاصل ازون صرفهجویی رو مستقیم میداد به سهامدار.
بعضیها میگن باید مقرراتی وضع کنیم که مدیران نتونن پول شرکت رو صرف بازخرید سهام کنند. راه حل بعضیها برای هر معضلی، اضافه کردن به مقرراته. ولی اگه مقررات جواب میدادند، که الان یک کوه ازشون رو داریم، چرا هنوز مشکل داریم؟
دمدستیترین و موثرترین راه حل اینه که مردم اجازه ندن دولت شرکتی رو نجات بده. گاهی هیچکاری نکردن، بهترین کاره. اگه این به این امر قطعی تبدیل شد، سهامدار میفهمه که باید یقه مدیر رو بگیره و بپرسه برای روزهای بد چه برنامهای داره. باید گذاشت هزینه نادیده گرفتن ریسک رو فقط همونایی پرداخت کنند که نادیده گرفتنش.
بعضیها میگن باید مقرراتی وضع کنیم که مدیران نتونن پول شرکت رو صرف بازخرید سهام کنند. راه حل بعضیها برای هر معضلی، اضافه کردن به مقرراته. ولی اگه مقررات جواب میدادند، که الان یک کوه ازشون رو داریم، چرا هنوز مشکل داریم؟
دمدستیترین و موثرترین راه حل اینه که مردم اجازه ندن دولت شرکتی رو نجات بده. گاهی هیچکاری نکردن، بهترین کاره. اگه این به این امر قطعی تبدیل شد، سهامدار میفهمه که باید یقه مدیر رو بگیره و بپرسه برای روزهای بد چه برنامهای داره. باید گذاشت هزینه نادیده گرفتن ریسک رو فقط همونایی پرداخت کنند که نادیده گرفتنش.
Anarchonomy
بوئینگ ۱۰۰ میلیارددلار سهام خودش رو بازخرید کرده بود، یعنی ۱۰۰ میلیارد سرمایه داشت که میتونست نگهش داره برای روز مبادا، که مثلا در چنین روزی بتونه سه ماه مرخصی با حقوق به کارکنانش بده. یا استفاده کنه برای کن فیکون کردن شرکت. اما دو دستی داد به سهامداران. قاعدتا…
یه عده هستند که فاز عدالتطلبی دارند یکم و میگن دولت نباید شرکتهای غولپیکر زالوصفت رو نجات بده. تا اینجاش اوکیه. از هر عدم دخالتی باید استقبال کرد. اما مشکل اینه که میگن «بجاش کسب و کارهای کوچک رو نجات بدید، مثل رستورانها». یعنی با دخالت خیلی هم مخالف نیستند، فقط با جای دخالت مخالفند. به جای نجات یک شرکت صد میلیاردی، معتقدند باید ده هزار شرکت ده میلیون دلاری رو نجات داد! یعنی اگه رستوراندارها ریسکها رو نادیده بگیرند و فقط جلوی دماغشون رو نگاه کنند و برای هیچ روز مبادایی آماده نباشند، عیب نداره!
ولی فرض کنیم روح بزرگی داریم و معتقدیم باید هزینه اشتباهات دیگران رو جبران کرد، گناه دارند. چرا خودمون با پول تو جیب خودمون اینکارو نکنیم؟ چرا باید دولت رو مأمور این کار کنیم؟ یه رستوران با ده نفر پرسنل میتونه ده هزار مشتری ثابت داشته باشه. اگه این ده هزار مشتری واقعا به سرنوشت این رستوران اهمیت میدن میتونن حقوق این ده نفر رو برای چندماه متقبل بشن. اگه حداقل حقوق ۱۰۰۰ دلار در ماه و شرایط اضطراری رو در نظر بگیریم، برای ده کارگر میشه ماهی ده هزار دلار. یعنی اگه هر کدوم ازون ده هزار مشتری، فقط ۱ دلار اهدا کنند، اون ده کارگر میتونند بشینن خونه و خودقرنطینگی رو اجرا کنند. یک دلار.
ولی فرض کنیم روح بزرگی داریم و معتقدیم باید هزینه اشتباهات دیگران رو جبران کرد، گناه دارند. چرا خودمون با پول تو جیب خودمون اینکارو نکنیم؟ چرا باید دولت رو مأمور این کار کنیم؟ یه رستوران با ده نفر پرسنل میتونه ده هزار مشتری ثابت داشته باشه. اگه این ده هزار مشتری واقعا به سرنوشت این رستوران اهمیت میدن میتونن حقوق این ده نفر رو برای چندماه متقبل بشن. اگه حداقل حقوق ۱۰۰۰ دلار در ماه و شرایط اضطراری رو در نظر بگیریم، برای ده کارگر میشه ماهی ده هزار دلار. یعنی اگه هر کدوم ازون ده هزار مشتری، فقط ۱ دلار اهدا کنند، اون ده کارگر میتونند بشینن خونه و خودقرنطینگی رو اجرا کنند. یک دلار.
بنا به مقاله رییس بخش ویروس شناسی دانشگاه پادووا ایتالیا، فقط ۱۰ درصد ناقلان ویروس علائم داشتند! و این یعنی فقط با تست میشه اون ۹۰ درصد بقیه رو شناسایی کرد و ایزولهشون کرد. و هرچه سرعت اضافه کردن تست رو به تأخیر بندازیم، در روزهای بعد تستهای به مراتب بیشتری لازمه تا پیداشون کنیم. که یعنی با وضعیت تست که در ایران هست، ما خواه ناخواه وارد پروسه herd immunity شدیم و کار از کار گذشته. یعنی شرایط میره به اون سمت که همه ناقل بشن، که یعنی حداکثری شدن بستریها، و حداکثری شدن فوتیها.
هی اینو برام میفرستن و میگن نظرت چیه؟!
نظرم اینه که زر میزنه. خروجی کار بیولوژیست تابع فیش حقوقیش نیست. اگه یه واکسن یک سال زمان بخواد، با حقوق دو هزار دلاری محقق هم یک سال زمان میبره، با حقوق یک میلیون دلاری هم یک سال. ضمنا پولی که صرف کار بیولوژیستها میشه خیلی بیشتر از حقوقیه که به محقق پرداخت میشه. اون میکروسکوپی که خریدن و گذاشتن رو میزش همقیمت یه ماشین لوکسه.
حالا بگذریم که رونالدو در فوتبال نابغهست، ولی هر بیولوژیستی در بیولوژی نابغه نیست.
اونی که وضعیت مصیبتبار مردم رو فرصتی میبینه برای مطالبه افزایش حقوق، از کسی که دستمال توالت انبار میکنه که گرونتر بفروشه، وضع خرابتری داره در اخلاق.
https://t.me/pezeshkaniraniweekly/2356
نظرم اینه که زر میزنه. خروجی کار بیولوژیست تابع فیش حقوقیش نیست. اگه یه واکسن یک سال زمان بخواد، با حقوق دو هزار دلاری محقق هم یک سال زمان میبره، با حقوق یک میلیون دلاری هم یک سال. ضمنا پولی که صرف کار بیولوژیستها میشه خیلی بیشتر از حقوقیه که به محقق پرداخت میشه. اون میکروسکوپی که خریدن و گذاشتن رو میزش همقیمت یه ماشین لوکسه.
حالا بگذریم که رونالدو در فوتبال نابغهست، ولی هر بیولوژیستی در بیولوژی نابغه نیست.
اونی که وضعیت مصیبتبار مردم رو فرصتی میبینه برای مطالبه افزایش حقوق، از کسی که دستمال توالت انبار میکنه که گرونتر بفروشه، وضع خرابتری داره در اخلاق.
https://t.me/pezeshkaniraniweekly/2356
Telegram
PEZESHKAN IRANI(پزشکان ایرانی)
▪️یک زیستشناس اسپانیایی:
شما به یک فوتبالیست یک میلیون دلار در ماه میدهید و به یک محقق بیولوژی ۱۸۰۰ یورو، شما امروز در پی درمان هستید...
سراغ رونالدو و مسی بروید،
آنها برای شما یک درمان خواهند یافت.
🆔 @pezeshkaniraniweekly
شما به یک فوتبالیست یک میلیون دلار در ماه میدهید و به یک محقق بیولوژی ۱۸۰۰ یورو، شما امروز در پی درمان هستید...
سراغ رونالدو و مسی بروید،
آنها برای شما یک درمان خواهند یافت.
🆔 @pezeshkaniraniweekly
یک بخش قابل توجه از پهنای باند جهانی رفته زیر بار ویدئو کنفرانس، چون میلیونها دانشآموز دارند در کلاس درس آنلاین حاضر میشن. انگار اگه این تدریسات سه ماه متوقف بشه، تمدن بشری با مشکل مواجه خواهد شد! عده زیادی به تکاپو افتادن تا این جلسات مجازی برگزار بشه حتما، که آدم رو یاد ریچوالهای مذهبی میندازه. کمی بش دقت کنید، خواص عمومی آئینهای مذهبی رو توش میبینید. مثل اقامه به جماعت، مثل سر وقت خاصی بودن، مثل تقلا برای روتین انجام شدن، مثل نادیده گرفتن دستاندازهای محیطی و تکنیکی (همونطور که مسلمین زیر برف هم نماز جماعت میخونند، و هندوها زیر باران سیلآسا)، و رضایتمندی روانی از موفقیت در تداوم اجرا، فارغ از محتوا!
اون چیزی که اینها قرار بوده یاد بگیرند چیزی نیست که نشه به تعویقش انداخت، حتی یکسال، و چیزی نیست که نشه سریعتر آموزش داد، و چیزی نیست که هزاران معلم نیاز داشته باشه. مذهبسازی از تحصیل، برای ارتقاء یادگیری نیست. برای تراشکاری مغز بچهست که تصور کنه داره به مرور شایستگی رو «کسب» میکنه. و دنیا پر شده ازین «مستر آف ساینس»ها که فکر میکنند چیزهای زیادی اکتساب کردهاند و باید جدی گرفته بشن!
اون چیزی که اینها قرار بوده یاد بگیرند چیزی نیست که نشه به تعویقش انداخت، حتی یکسال، و چیزی نیست که نشه سریعتر آموزش داد، و چیزی نیست که هزاران معلم نیاز داشته باشه. مذهبسازی از تحصیل، برای ارتقاء یادگیری نیست. برای تراشکاری مغز بچهست که تصور کنه داره به مرور شایستگی رو «کسب» میکنه. و دنیا پر شده ازین «مستر آف ساینس»ها که فکر میکنند چیزهای زیادی اکتساب کردهاند و باید جدی گرفته بشن!
اینو به مادرم نشون دادم گفت تربت شفا داده در واقع. شفای بعضیها مُردنه.
https://t.me/hafezeye_tarikhi/605
https://t.me/hafezeye_tarikhi/605
Telegram
حافظه تاریخی
هاشم بطحائی، عضو مجلس خبرگان، پیش از مرگ بر اثر ابتلا به ویروس کرونا (۳ اسفند ۱۳۹۸):
سحر دیشب واقعا فکر کردم تمام کردم. میخوابیدم ریهام قلقل صدا میکرد. برداشتم یک ذره تربت امام حسین ریختم تو استکان خوردم. تمام شد. عقیده میخواد
سربازان آمریکا در چین ویروس…
سحر دیشب واقعا فکر کردم تمام کردم. میخوابیدم ریهام قلقل صدا میکرد. برداشتم یک ذره تربت امام حسین ریختم تو استکان خوردم. تمام شد. عقیده میخواد
سربازان آمریکا در چین ویروس…
دولت ترامپ ریسپانسیوترین دولت حال حاضر در دنیاست. به دفعات موضعی گرفتند یا به اتخاذ تصمیمی نزدیک شدند که اشتباه بوده، یا عدهای از دور تذکر میدادند که اشتباهه، و خیلی سریع تغییر جهت دادند. که آخرین موردش همین بحران کرونا بود. که ابتدا شل گرفته شد، و سپس خیلی جدی شد، حتی جدیتر از خیلی از کشورهای غربی که مردم تصور میکنند دولت کارآمدتری دارند! گویا «کارشناسان» به ترامپ گفته بودند تعطیل کردن پروازهای ورودی چین، اثر چندانی نداره، اما ترامپ شخصا مخالفت کرده و دستورش رو ابلاغ کرده. و همون دستور تونست براشون وقت بخره. درست در همون روزها بود که نیویورکتایمز نوشت ترامپ به حرف متخصصان گوش نمیده! همون جانوران آکادمیک که مغزشون پر از واژههای تخصصیه اما مسئله سادهای مثل تصاعد و ریسک رشد انفجاری رو درک نمیکنند.
اینکه تیم ترامپ میتونه انقدر سریع مسیر رو عوض کنه فقط به خاطر تعامل دائم این افراد، و در رأسش خود رییسجمهور، با شبکههای اجتماعیه. کل سیاستمداران در این شبکهها حضور دارند، اما فقط این تیم ترامپه که فیدبک میگیره. و اگر این فیدبک نبود، نمیتونستند از محاصره جانوران آکادمیک خارج بشن. حتی این ایده پرداخت هزار دلار مساعدت مالی به آمریکاییها که منوچین بش اشاره کرد، مستقیما از توعیتر استخراج شده. که البته من با کل این پولپاشیهای بیحساب و کتاب مخالفم و فکر میکنم به بهانه کرونا برنامههای بلندمدت ناجوری در ذهن دارند، اما هیچ دولتی در مانور دادن انقدر تیز و سریع نبوده تا الان.
اینکه تیم ترامپ میتونه انقدر سریع مسیر رو عوض کنه فقط به خاطر تعامل دائم این افراد، و در رأسش خود رییسجمهور، با شبکههای اجتماعیه. کل سیاستمداران در این شبکهها حضور دارند، اما فقط این تیم ترامپه که فیدبک میگیره. و اگر این فیدبک نبود، نمیتونستند از محاصره جانوران آکادمیک خارج بشن. حتی این ایده پرداخت هزار دلار مساعدت مالی به آمریکاییها که منوچین بش اشاره کرد، مستقیما از توعیتر استخراج شده. که البته من با کل این پولپاشیهای بیحساب و کتاب مخالفم و فکر میکنم به بهانه کرونا برنامههای بلندمدت ناجوری در ذهن دارند، اما هیچ دولتی در مانور دادن انقدر تیز و سریع نبوده تا الان.
میگفتن ترامپ قصد داره با ایران جنگ راه بندازه چون جنگ، دور بعدی ریاستجمهوری رو براش تضمین میکنه. چون آمریکاییها عادت ندارند وسط بحران، اسبشون رو عوض کنند. فکر میکردند دست بروکراتها رو خوندن و دیگه از یه سوراخ دوبار گزیده نمیشن. و درست هم بود، از همون سوراخ گزیده نشدند. از یه جای دیگه گزیده شدند. اگه قرار بود بدونیم چطور بازیمون میدن که دیگه نمیتونستند بمون حکومت کنند. کرونا از جنگ فیزیکی هم بیشتر میتونه به دولت کمک کنه تا دور بعدی رو تضمین کنه. کی وسط این بلبشو قوه مجریه رو بهم میریزه؟ کرونا طوری همه رو کنار هم قرار داد که هیچ جنگ نظامی نمیتونست کنار هم قرار بده. اگه جنگ نظامی بود الان تو کنگره دعوا بود. اما الان دارن دست در دست هم میدهند به مهر، تا میهن خویش را کنند آباد! فحش به ترامپ سرجاشه، اما به حاشیه رفته، چون مسئله مرگ و زندگی مطرح شده، و پولدار و فقیر و گمنام و سلبریتی هم نمیشناسه. ناچارند همکاری کنند.
نامزدهای رقیب هم کارتشون رو دارن میبازن. تا قبل ازین میگفتند ترامپ رییسجمهور پولدارهاست و به فقرا اهمیت نمیده و وعده میدادند ما اگه بیاییم پولپاشی میکنیم. حالا به خاطر کرونا، همین دولت فعلی میخواد پولپاشی میکنه، پس چه لزومی داره اونا بیان؟
تا قبل ازین بستن مرز نژادپرستانه بود. میگفتند ترامپ بیگانهستیزه که جلوی هجوم مهاجران رو میگیره. اما حالا همه ازینکه مرزی وجود داره و دیواری هست و فعلا بستهست نفس راحت میکشند. توده آمریکایی رو بهتر ازین میشد قانع کرد؟
تا قبل ازین میگفتند جنگ تجاری ترامپ با چین، نافرجامه و نفعی هم برامون نداره. میخواستند این رو تثبیت کنند که این جنگ ترامپ با چینه، نه جنگ مردم آمریکا با چین. خودش خودشو درگیر کرده و هزینهش رو باید ما مردم بدیم. و تا حد زیادی موفق هم بودند. اما الان اگه ترامپ بگه «فاک چاینا»، همه میگن یس!! در عرض چند هفته جنگ ترامپ با چین، به یک جنگ ملی با چین تبدیل شد. حالا استقلال صنعتی از چین به یک مطالبه همگانی تبدیل شده، بدون اینکه نیاز به تزریق ناسیونالیسم باشه.
اوه نه، اینا که گفتم تشریح یک نظریه توطئه نیست. فقط گفتم به نظر میرسه کرونا برای دولت آمریکا، داره دقیقا مثل یک جنگ مدرن عمل میکنه.
(کپیبرداری این متن توسط کانالهای انقلابی و توهمزا، شرعا حرام است).
نامزدهای رقیب هم کارتشون رو دارن میبازن. تا قبل ازین میگفتند ترامپ رییسجمهور پولدارهاست و به فقرا اهمیت نمیده و وعده میدادند ما اگه بیاییم پولپاشی میکنیم. حالا به خاطر کرونا، همین دولت فعلی میخواد پولپاشی میکنه، پس چه لزومی داره اونا بیان؟
تا قبل ازین بستن مرز نژادپرستانه بود. میگفتند ترامپ بیگانهستیزه که جلوی هجوم مهاجران رو میگیره. اما حالا همه ازینکه مرزی وجود داره و دیواری هست و فعلا بستهست نفس راحت میکشند. توده آمریکایی رو بهتر ازین میشد قانع کرد؟
تا قبل ازین میگفتند جنگ تجاری ترامپ با چین، نافرجامه و نفعی هم برامون نداره. میخواستند این رو تثبیت کنند که این جنگ ترامپ با چینه، نه جنگ مردم آمریکا با چین. خودش خودشو درگیر کرده و هزینهش رو باید ما مردم بدیم. و تا حد زیادی موفق هم بودند. اما الان اگه ترامپ بگه «فاک چاینا»، همه میگن یس!! در عرض چند هفته جنگ ترامپ با چین، به یک جنگ ملی با چین تبدیل شد. حالا استقلال صنعتی از چین به یک مطالبه همگانی تبدیل شده، بدون اینکه نیاز به تزریق ناسیونالیسم باشه.
اوه نه، اینا که گفتم تشریح یک نظریه توطئه نیست. فقط گفتم به نظر میرسه کرونا برای دولت آمریکا، داره دقیقا مثل یک جنگ مدرن عمل میکنه.
(کپیبرداری این متن توسط کانالهای انقلابی و توهمزا، شرعا حرام است).