Anarchonomy
44.6K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
این درمان چهار داروییه که وزارت بهداشت برای بیماران بستری شده کرونا تعیین کرده. به ضرس قاطع میتونم بگم اگه اینارو من بخورم معده‌م خونریزی می‌کنه. اگه بگیرم شانسم کمتر از جوانان ایتالیاییه.
یکیشون احتمال داره ویروس آنفولانزا رو در آینده تهاجمی‌تر کنه.‌ ولی فعلا اون نگرانی در اولویت نیست، هرچی دم دستشونه دارن میدن به طرف.
.
یک خبر مهم زیر دست و پای بقیه تیترها موند این روزها. قرار بود شرکت معظم یونایتد تکنولوجیز و شرکت معظم ریتئون با هم ادغام بشن، اما اتحادیه اروپا به خاطر قوانین رقابت مانع بود. اما دیروز دغدغه‌شون برطرف شد و تأیید کردند!
شرکت یوتی، مالک پرت‌ویتنی تولیدکننده موتورهای هواپیماهاست، بعلاوه تجهیزات ناوبری و کنترل و هوافضای کالینز! بعلاوه آسانسور و کولرگازی! برند پله‌برقی اوتیس که احتمالا لوگوش رو زیر پاهاتون دیدید مال همین شرکته. همینطور شرکت کریر که تو زمینه تهویه کار می‌کنه. اوتیس و کریر رو از خودش جدا کرد و به این ترتیب به طور خالص نظامی- هوانوردی- هوافضایی شد. ریتئون هم که از خوبان اسلحه‌سازی و رادار و انواع تجهیزات جنگاله. ادغام این دو، بزرگترین شرکت تسلیحاتی دنیا بعد از بوئینگ رو میسازه، با ارزشی معادل ۱۱۰ میلیارد دلار! قسمت استراتژیکش اینجاست که ازین پس مهم‌ترین بخش‌های یک هواپیما از موتور تا سنسور‌ تا رادار تا پردازشگر و کنترل‌، همه در یک مجموعه واحد تولید میشه. بوئینگ با اینکه بزرگتره و همینقدر کامله اما موتور نداره! تعجب نکنید اگه بعدا خبرش اومد بوئینگ میخواد بخش موتور جنرال الکتریک رو بخره!
دولت به همه جا چنگ می‌زند، روی همه‌چیز سایه می‌اندازد، هر جایگزین محتملی برای خودش را سرکوب می‌کند، همه را به وجود انحصاری خودش عادت می‌دهد. نهایتا در روز مبادا مفتضح می‌شود. و مردمی که عادت کرده‌ بودند، در آن روز آماده نخواهند بود. و چون آماده نیستند دولت می‌گوید می‌بینید؟ اصلا آماده نیستید، پس وجود من لازم است!
«آیا احدی از شما می‌تواند با نگرانی (از برای حیات)، ساعتی به عمر خویش بیفزاید؟».

انجیل متی. فصل شش. آیه بیست و هفت.
Anarchonomy
این درمان چهار داروییه که وزارت بهداشت برای بیماران بستری شده کرونا تعیین کرده. به ضرس قاطع میتونم بگم اگه اینارو من بخورم معده‌م خونریزی می‌کنه. اگه بگیرم شانسم کمتر از جوانان ایتالیاییه. یکیشون احتمال داره ویروس آنفولانزا رو در آینده تهاجمی‌تر کنه.‌ ولی…
مثل اینکه وزارت بهداشت داروی شماره یک رو حذف کرد. سخنگوی وزارت علتش رو عدم شواهد کافی در موثر بودنش عنوان کرده، ولی اگه قرار بود مبنا این باشه، مقالاتی که نشون میداد موثر نیست خیلی وقت پیش منتشر شده بودند، نه همین دیشب. پول‌ها رفته برای تأمین راکت‌های حشدالشعبی، و چیزی برای تأمین دارو باقی نمونده.
یه محقق اپیدمولوژی که با مدل‌های ریاضی عمری روی این مسائل کار کرده میگه من کسی‌ام که صلاحیت دارم در این زمینه اظهارنظر کنم و من دارم بتون میگم نمی‌دونم الان سیاست درست چیه، چون پیچیده‌ست، و همه آپشن‌ها به وضعیت وخیم ختم میشن!

من به چنین دانشمندی که خیلی راحت و شجاعانه میگه نمی‌دونم بیشتر اعتماد می‌کنم، حتی اگه قبولش نداشته باشم، تا اون‌هایی که میان تو رسانه‌ها یه نظر کاملا تئوریک که مردم هم چندان ازش سر درنمیارن رو ارائه میدن، و البته ادب و شعور کافی برای محترمانه توضیح دادنش رو هم ندارند، و بعد هر کی مخالفت می‌کنه بش میگن «یعنی تو از متخصص این رشته بیشتر سر درمیاری؟». در حالی که چیزی که ارائه دادند علم نیست، دیتا هم نیست، فقط فهم خودشون از دیتاست، و فهم خودشون از «صلاح جامعه». دقیقا مشابه شارلاتان‌های اقلیم‌شناس که نظر فلسفی‌شون رو پیوست می‌کنند به انتهای دیتا تا کلش رو به عنوان یک پکیج علمی به خوردمون بدن و نتونیم باش مخالفت کنیم. ولی حتی شارلاتان‌های اقلیم‌شناس که از الان پیش‌گویی می‌کنند که هفتادسال بعد! زمین چند درجه گرم‌تر از الانه، صادق‌ترند، چون دیتاشون اوپن‌سورسه و همه بش دسترسی دارند. ولی ما نمی‌دونیم تو بیمارستان‌ها دقیقا چه خبره و با چند لایه از دروغ مواجهیم.
«این منم دارم به نوه‌هام توضیح میدم چجوری شد که یه یارویی تو چین سوپ خفاش خورد که منجر شد به قحطی دستمال توالت تو آمریکا».

#لبخند_شبانه
5
صف ماریجوانا در هلند ساعتی قبل از آغاز قرنطینه شهر!

داشتم می‌نوشتم الان باید یکی تو رسانه‌های فارسی به مردم بگه اگه هم تو صف ایستادید یکی دو متر از همدیگه فاصله بگیرید، عیب نداره صف درازتر بشه. بعد این هلندی‌ها رو دیدم و همون یه جمله رو هم پاک کردم.. اگه حتی به عقل یک هلندی هم نمیرسه که ویروس کاری به بخشنامه‌های دولتی نداره و باید از همون لحظه‌ای که شخصا بش آگاهی پیدا کردی پیشگیری کنی نه از زمانی که دولت زنگوله رو به صدا درمیاره، از یه ایرانی که هرروز زیر هرج و مرج داره زایمان می‌کنه نمیشه انتظارِ رعایت کردن این مسائل رو داشت.

دولت‌ها عقل سلیم رو در جوامع نابود کردند. مجموعا به فاک خواهیم رفت.
4
طرف ۱۸ هزار بطری ضدعفونی‌کننده از آمازون خریده بوده تا بعدا با قیمت بالاتر بفروشه. آمازون فهمیده و اجازه نداده بفروشه. خبرش پخش میشه و همه میفهمن کیه. اولش خبرنگارا میرن سراغش سعی می‌کنند جلوی دوربین از زیر زبونش یه غلط کردم دربیارن، ولی موفق نمیشن.‌ میرن و فرداش با دادستان میان جلو انبارش همه رو بار میزنن میبرن، و میگن اهدا شده به کلیسا! یعنی حتی پولی که پرداخت کرده بود هم بش ندادن. یک مصادره اموال در روز روشن، در آزادترین کشور دنیا، مثلا! همه هم هورا میکشن که ایول، کار خوبی کردید، حقشه!

سوء استفاده از وضعیت بحران، غیراخلاقیه. اما با شرارت نمیشه اخلاق رو در جامعه زنده نگه داشت. حالا بگذریم که این شرارت رو فقط روی شهروندان طبقه متوسط که دست‌شون به هیچ‌جا بند نیست اعمال می‌کنند.

شاید کرونا حق ماست.
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انقدر نگید ایرانی‌ها همه‌چیز رو به شوخی می‌گیرن. هنوز مونده به آمریکایی‌ها برسیم.

فقط تهش که میگه حالا گورتو گم کن، منو ندیدی! 🤭.

#لبخند_شبانه
4
در نظام‌های مشابه شوروی، مسئولیت‌ناپذیری شامل خود دروغ هم میشه. هرکس به اون یکی میگه «تو عدد بده».
در وقت بحران، بین دعایی که خوانده میشه تا تنظیمات روحی روانی فرد رو ریست کنه، و دعایی که طلب معجزه می‌کنه، باید فرق قائل شد. معجزات میانبرهای زمانی هستند برای دور زدن واقعیت. برای اینکه بشه بدون هم‌بستر شدن با یک مرد، باردار شد، باید به دانش و تکنولوژی امروز می‌رسیدیم. ولی مریم دو هزارسال زودتر ازش بهره‌مند شد. برای اینکه چشم مبتلا به آب‌مروارید رو بتونیم عمل کنیم ابزار امروزی رو نیاز داریم. ولی کسی که مسیح چشمش رو بینا کرد، دو هزارسال زودتر ازش بهره‌مند شد. اما این‌ها دورزدن‌های فردی هستند. حداکثر تبعاتش اینه که فرد دچار این توهم بشه که شایستگی خاصی داشت. ولی وقتی نوبت دور زدن اجتماعی میشه، مشکلاتی بوجود میاد. اگه معجزات موسی نبود، بنی‌اسراییل شاید باید سیصد سال تمام یک جریان انقلابی رو هدایت می‌کردند، تازه اگه استارتش می‌زدند. معجزه باعث شد بدون اون سیصدسال از مهلکه نجات پیدا کنند. و بلافاصله بعد از عبور از دریا، مشخص شد باک خالیه و ازون جلوتر نمیشه رفت! و همین شد که سرگردان شدند، و دچار تفرقه شدند، و هزار و یک مصیبت به سرشون فرود اومد. تازه وقتی به خانه رسیدند فهمیدند چقدر جای اون سیصدسال خالیه. در واقع معجزه در شکلی متناقض به جای تسریع اصلاحات، به تعویق‌شون میندازه. چون افراد دچار سوء تفاهم میشن، که یا اون کار آسون‌تر از چیزی بود که تصور می‌شد، یا خودشون شایسته‌تر ازونی هستند که تصور می‌کردند! و یا هردو، که از همه مهلک‌تره.

لازم نیست مسیح دوباره رجعت کنه از آسمان و معجزات به روز‌شده‌ش رو نشون بده بمون تا متوجه این واقعیت بشیم. چون همین الان معجزات وجود دارند، فقط بشون میگیم شانس. که غلط هم نیست. اینکه در طوفان یک تیر برق سقوط می‌کنه و به جای اصابت به جمجمه یک عابر، درست از جلوی صورتش عبور می‌کنه و طرف زنده میمونه، یک خوش‌شانیه (که بسته به اعتقاداتش ممکنه بگه «عجب شانسی آوردم» یا بگه «خدا رحم کرد»). بعبارتی این فرد مرتکب این حماقت شد که در طوفان به جای پناه گرفتن هنوز وسط خیابون میچرخید، اما به خاطر این شانس، هزینه اون حماقت رو نداد. کلا انسان اینطوریه که تا هزینه نده چیزی رو خوب ملتفت نمیشه. سال بعد که باز طوفان اومد اون فرد رو دوباره میشه وسط خیابون پیدا کرد، چون یا به خودش گفته «من از بچگی خرشانسم»، یا گفته «فالله خیر حافظا».
همه فکر می‌کنند ازون فرد عاقل‌ترند و در چنین طوفانی بیرون نمیرن، اما عملا همونطور رفتار می‌کنند. کره‌جنوبی تا الان فقط سیصدهزار تست کرونا انجام داده، که به نسبت کل جمعیتش عدد فوق‌العاده ناچیزیه. اما با همین مقدار تست فعلا شیوع شدید تحت کنترل قرار گرفته! چون این شانس رو داشتند که وقتی تست رو شروع کردند منشأ انتشار در محدوده یک کلیسا بود، و نه فراتر ازون. در تمام مصاحبه‌هایی که مقامات‌شون دارند انجام میدن یک اعتماد به نفس آغشته به ذوق‌زدگی دیده میشه، که همگی دارند میگن به موقع عمل کردیم و از تجارب‌مون در مورد سارس استفاده کردیم و بلاه بلاه بلاه. که درست هم هست، اما همه داستان نیست. بخش مهم داستان اینه که از معجزه هم بهره‌مند بودند. اما همیشه تیربرق به همین شکل سقوط نمی‌کنه. توهمات درباره کیفیت پدیده و کیفیت ما در برابر پدیده، اصلاحات رو به تأخیر میندازه.

ایتالیا باید هرروز با کوهی از اجساد مواجه بشه تا هزینه حماقت رو پرداخت کنه. اگه کسی وردی بخونه و معجزه کنه و ناگهان همه در برابر ویروس ایمن بشن، ایتالیایی‌ها یا فکر می‌کنند «این ویروسه اونقدی که گنده‌ش کرده بودند، نبود» یا فکر می‌کنند «ملت ما قوی‌تر ازونی بود که ویروس فکر می‌کرد». و با این توهمات، چه نیازی هست به عجله کردن در اصلاح و آماده شدن برای خطر بعدی؟

بنابراین دعا با هدف طلب معجزه مثل درخواست یک بدهکار از بانکه که قسطش رو الان نگیره، ولی سه سال بعد ده برابرش رو بگیره! خدا، هزینه حماقت رو کنسل نمی‌کنه، فقط ممکنه بندازتش عقب و چندبرابرش کنه‌.
«وقتی رسانه‌ها به ترامپ انتقاد می‌کنند یه چیزی رو به یاد داشته باشید بد نیست: می‌دونید آلمان چه زمانی پروازهای ورودی از چین رو متوقف کرد؟ امروز! (۱۶ مارس)»

اغلب ژورنالیست‌ها یک مشت مزدور هستند. و گرنه پونزده برابر انتقاداتی که به ترامپ دارن رو روانه بقیه سیاستمداران می‌کردند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک مشت کمونیست از قفسه‌های خالی سوپرمارکت‌ها در کشورهای غربی ذوق‌زده شده بودند و با ونزوئلا مقایسه می‌کردند. این رو بشون نشون بدید. ساعت ۲ بعد از نصف شب در حال پر کردن قفسه‌ها هستند تا برای مشتریان فردا که میخوان بیان که برای ذخیره کردن ببرند، آماده باشه. این فرق یک بازار آزاد در سیستم سرمایه‌داری است با یک منجلاب سوسیالیستی که یا قحطی عادیه، یا عدم توان خرید مردم!
(داره میگه باید قدردان کشاورزان‌مون باشیم که دارن در این بحران فول تایم کار می‌کنند تا غذا تأمین باشه. چند روز پیش گفتم الان خوشبخت‌ترین فرد کشاورز آمریکاییه. اما حالا قهرمان‌شون هم هست).
چهل سال تمام با هرچیزی که بشود تصورش کرد با مشت آهنین برخورد کردند، جناب مظاهری و دوستانش نگفتند «این کار ظرافت‌های خودش را می‌طلبد و نمیشود آمرانه برخورد کرد». به کنترل وحوش شیعه که رسید، ناگهان نگران شدند! برادر، شما نگران تبعات این کارها برای جمهوری اسلامی نباشید، خیلی قبل‌تر ازینکه شما تصمیم بگیرید که «حساسیت» نشان بدهید به اقتدارگرایی، این حکومت سرتاپا امنیتی و توتالیتر شده بود، و تکان هم نخورد. با نفرین «درِ زندگی‌تان جوش میخورد» هم تکان نخواهد خورد. با دعای گربه‌هایی به مراتب سیاه‌تر از شماها هم بارانی به سر این حکومت نباریده. شما نگران خودتان باشید که با دفاع از این کاپیتولاسیون مذهبی میلیون‌ها ایرانی را از خودتان متنفر کرده‌اید و هرروز دارید دلایل موجه‌تری برای تنفرشان دست و پا می‌کنید. الان وقت تساهل با داعشیسم نیست. الان وقت این است که معلوم شود در برابر «خوارج دین و دنیا» جدیت دارید یا نه‌. روزگار با وسط‌بازها بدتر تا می‌کند تا با دواعش. ازین وسط بی‌معنی که برای خودتان ساخته‌اید بیرون بیایید. می‌دانید ایرانیان مذهبی معمولی بینوا در چه فکری هستند؟ همان ۹۹ درصد مذهبیونی که در خانه‌هایشان نشسته‌اند را می‌گویم.. یکی‌شان زنگ زده و می‌گوید «من از هیچی نمیترسم، فقط شنیدم جنازه‌ بیماران را آتش می‌زنند، فقط ازین مضطربم». حساسیت مذهبی هم اگر باشد این است، نه این تئاتر حرم‌پرستی که توسط اقلیت سفارت‌نورد روی پرده رفته.


https://t.me/mohsenhesammazaheri/1892
مذهبی که شما را به آدم بهتری تبدیل نکند، شما را به آدم خیلی بدتری تبدیل خواهد کرد.
اگه من مدیر العربیه بودم و تا فردا هیچ گزارش ویژه‌ای درباره حمله «زوار» به در ورودی حرم امام رضا، با زیرنویس ترجمه فحش‌هایی که میدن، روی آنتم نمی‌رفت، نصف کارکنانم رو اخراج می‌کردم. چند دهه‌ست که ادعای شیعه این بوده که بت‌پرستی ما شیعیان، افسانه‌ایه که وهابیون ساختند و به خورد اهل‌تسنن دادند. اگه فقط یک وهابی در العربیه هست باید همین امشب از فرصت استفاده کنه و نشون بده که افسانه نبوده.
وقتی منابع کشور رو زیر چادر دولت جمع می‌کنید، یا اینکه بش یه دستگاه چاپ پول میدید تا هرکاری که خواست باش بکنه، همه به چیزهایی که میتونه ازون چادر بیرون بیاد طمع می‌کنند. حتی کازینو‌های لاس‌وگاس هم که به خاطر تعطیلی متحمل خسارت شدن از دولت میخوان طرح نجات مالی رو براشون انجام بده! فلسفه نجات مالی این بود که دولت شرکت‌های مادر یا بانک‌ها رو که صنایع بشون وابسته هستند رو از ورشکستگی نجات بده تا دومینوی سقوط کل اقتصاد رو به پرتگاه نندازه. اما مثل همه پول‌پاشی‌هایی که اولش برای مواردی خاص در نظرگرفته میشه، انقدر کش میاد تا مثل الان به کازینو هم میرسه! فقط یک راه وجود داره که انقدر کش نیاد: اصلا انجامش ندیم! چه برای بانک چه برای کازینو.
بوئینگ ۱۰۰ میلیارددلار سهام خودش رو بازخرید کرده بود، یعنی ۱۰۰ میلیارد سرمایه داشت که میتونست نگهش داره برای روز مبادا، که مثلا در چنین روزی بتونه سه ماه مرخصی با حقوق به کارکنانش بده. یا استفاده کنه برای کن فیکون کردن شرکت. اما دو دستی داد به سهامداران. قاعدتا باید این سهامداران خسارت وضعیت فعلی رو به جان بخرند، نه؟ نمیشه که فقط روزهای خوب شرکت رو سهیم باشند. اما حالا بوئینگ کاسه گدایی گذاشته جلوی پای دولت، که بیا ما رو نجات بده! یعنی تو روزهای بدش نمیخوان شریک باشند! خیال‌شون هم راحته که دولت تو معذوریت قرار می‌گیره، چون بوئینگ تأمین‌کننده بخش بزرگی از تسلیحاته.‌ بعبارتی مالیات‌دهنده باید هزینه حماقت‌های تیم مدیریت رو بپردازه. تیمی که حتی در قطعاتی که جان مسافران بش وابسته بود صرفه‌جویی می‌کرد، و پول حاصل ازون صرفه‌جویی رو مستقیم میداد به سهام‌دار.
بعضی‌ها میگن باید مقرراتی وضع کنیم که مدیران نتونن پول شرکت رو صرف بازخرید سهام کنند. راه حل بعضی‌ها برای هر معضلی، اضافه کردن به مقرراته. ولی اگه مقررات جواب می‌دادند، که الان یک کوه ازشون رو داریم، چرا هنوز مشکل داریم؟
دم‌دستی‌ترین و موثرترین راه حل اینه که مردم اجازه ندن دولت شرکتی رو نجات بده. گاهی هیچ‌کاری نکردن، بهترین کاره. اگه این به این امر قطعی تبدیل شد، سهامدار میفهمه که باید یقه مدیر رو بگیره و بپرسه برای روزهای بد چه برنامه‌ای داره. باید گذاشت هزینه نادیده گرفتن ریسک رو فقط همونایی پرداخت کنند که نادیده گرفتنش.
Anarchonomy
بوئینگ ۱۰۰ میلیارددلار سهام خودش رو بازخرید کرده بود، یعنی ۱۰۰ میلیارد سرمایه داشت که میتونست نگهش داره برای روز مبادا، که مثلا در چنین روزی بتونه سه ماه مرخصی با حقوق به کارکنانش بده. یا استفاده کنه برای کن فیکون کردن شرکت. اما دو دستی داد به سهامداران. قاعدتا…
یه عده هستند که فاز عدالت‌طلبی دارند یکم و میگن دولت نباید شرکت‌های غول‌پیکر زالوصفت رو نجات بده. تا اینجاش اوکیه. از هر عدم دخالتی باید استقبال کرد. اما مشکل اینه که میگن «بجاش کسب و کارهای کوچک رو نجات بدید، مثل رستوران‌ها». یعنی با دخالت خیلی هم مخالف نیستند، فقط با جای دخالت مخالفند. به جای نجات یک شرکت صد میلیاردی، معتقدند باید ده هزار شرکت ده میلیون دلاری رو نجات داد! یعنی اگه رستوران‌دارها ریسک‌ها رو نادیده بگیرند و فقط جلوی دماغ‌شون رو نگاه کنند و برای هیچ روز مبادایی آماده نباشند، عیب نداره!
ولی فرض کنیم روح بزرگی داریم و معتقدیم باید هزینه اشتباهات دیگران رو جبران کرد، گناه دارند. چرا خودمون با پول تو جیب خودمون اینکارو نکنیم؟ چرا باید دولت رو مأمور این کار کنیم؟ یه رستوران با ده نفر پرسنل میتونه ده هزار مشتری ثابت داشته باشه. اگه این ده هزار مشتری واقعا به سرنوشت این رستوران اهمیت میدن میتونن حقوق این ده نفر رو برای چندماه متقبل بشن. اگه حداقل حقوق ۱۰۰۰ دلار در ماه ‌و شرایط اضطراری رو در نظر بگیریم، برای ده کارگر میشه ماهی ده هزار دلار. یعنی اگه هر کدوم ازون ده هزار مشتری، فقط ۱ دلار اهدا کنند، اون ده کارگر میتونند بشینن خونه و خودقرنطینگی رو اجرا کنند. یک دلار.