Anarchonomy
44.4K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Meanwhile in Iran.
فقط این دخترها نیستند که در گوشه‌ای از وجودشون منتظر شاهزاده‌ای سوار بر اسب سفید هستند. پسرهای امروزی هم منتظر یک ملکه هستند. دختری بی‌عیب و نقص که بشه باش به دیگران فخرفروشی کرد. دختری که بتونه خودسر باشه ولی نباشه، دختری که بتونه پول دربیاره ولی درنیاره، دختری که بتونه از غریبه‌ها دلربایی کنه ولی نکنه، دختری که داشتنش یه بُرد به حساب بیاد.
اما من منتظر دختری‌ام که دهاتی باشه، ولی دهاتی نباشه. که سواد نداشته باشه اما بدونه. که از شب جنگل نترسه. که بلد باشه گوسفند مریض رو پیدا کنه و جدا کنه، و انگلیسیش فول باشه. و عربیش. که بیشتر بنویسه تا حرف بزنه. که نوشتنش مثل حرف زدنش نباشه. که بدونه باید فاصله بگیره تا بتونه نزدیک بمونه. که اسلحه‌ش رو به هیچ‌چیز نفروشه. و ازم بخواد تو زمینش کار کنم تا ثابت بشه خوبم.
که بگم نمیخوام خودمو ثابت کنم. و با تنهایی بهترم. و برم‌.
10
قواعد دنیا با شرایط بحرانی خم نمیشن. اینکه از آسمون پول نمیریزه پایین یکی از قواعد دنیاست. اون‌هایی که می‌گفتن
Universal Basic Income

قابل اجرا نیست، الان هم باید بگن قابل اجرا نیست. یونیورسال بیسیک اینکام یعنی به هر شهروند ماهیانه یه پولی بدیم، شبیه یارانه نقدی فعلی ایران، که با اون پول بتونه نیازهای اولیه زندگی رو تأمین کنه. مثل غذا و لباس و آب و برق و اینترنت. بعد اگه خواست چیزهایی فراتر ازین‌ها داشته باشه بره کار کنه.‌ که مستلزم این برنامه اینه که بانک مرکزی موتور چاپ پولش رو بذاره رو حالت توربو! که طبیعتا تورم ایجاد میشه و تورم یعنی اون پول بعد از مدتی دیگه ارزش اولیه خودش رو نداره. دقیقا وضعیتی که برای یارانه نقدی ایران پیش اومد.

چیزی که باعث تعجبه اینه که آدم‌هایی که کاملا منطقی و موجه به نظر میان و این قضیه رو درک می‌کردند، حالا دارند میگن دولت‌ها باید به مردمی که خودشون رو قرنطینه کردن یا بیزینس‌شون به خاطر خلوتی شهر عملا تعطیل شده، حقوق بده! یا بیمه‌ها رو مجبور کنه بشون بدن! یا تسهیلات بده! به گلایه‌هایی که این روزها شهروندان دارن از دولت‌هاشون می‌کنند اگه دقت کنیم می‌بینم بیشترشون درباره راهکار نیست، درباره تخصیص بودجه‌ست. انقدر پول بده به اون بخش، اونقدر پول بده به اونجا، انقدر بودجه تصویب کن، سریع! الان یه زمان طلایی برای پول‌پاشی شده.. چون هرکس بپرسه این پول‌ها باید از کجا بیاد؟ میشه گفت «میخوای مردم بمیرن؟».

این ویروس بالاخره میره.. ولی این نگرانی وجود داره قواعدی که فکر کردن در «دوره استثنا» خم کردند، به یک عادت دائمی تبدیل کنند. اگه بشه شش ماه کار نکرد و پول گرفت، چرا شصت سال نشه؟
منطق دولت بوریس جانسون اینه که اگه قرنطینه و تعطیلی سراسری ایجاد کنیم، افراد آلوده در یک منطقه میمونند، اما نه در بلندمدت. یک دوره آرام خواهیم داشت، و وقتی نشت کرد ناگهان با شیوع انفجاری مواجه میشیم که خارج از ظرفیت بیمارستانی ماست. پس فعلا باید اجازه داد مردم آلوده بشن تا شیب سرعت انتشارش کم بشه، و بعد که رسیدیم به مرز اشباع ظرفیت بیمارستانی، قرنطینه و تعطیلی رو اجرا کنیم و نگهش داریم. حتی اینکه مدرسه‌ها رو نبست برای اینه که از بچه‌ها به عنوان ناقل استفاده کنه که به مرور ویروس رو بین بزرگسالان پخش کنند. فقط پلنش این ریسک رو داره که آیا اون لحظه مرزی رو میتونن درست تشخیص بدن یا نه، و آیا اجرای قرنطینه سراسری در اون لحظه میتونه اوضاع رو کنترل کنه یا نه.
بازی خطرناکیه و نتیجه‌ش هرچی باشه حتما تاریخی خواهد بود.
به پایان رسیدن بقای بشر به نیروی خیلی نابودگرتر از یک ویروس مثل کرونا نیاز داره. اما کسانی که میگن «این پایان دنیا نیست» دارند به اسطوره‌های مذهبی تکیه می‌کنند، حتی اگه به قیافه‌شون نخوره، چون مذهب از قبل تعیین کرده که پایان دنیا باید چطور باشه، و چون الان اون‌طور نیست، پس الان وقتش نیست!
هرچند در ایتالیا مبتلایان زیر ۶۰ سال، ۳۰ درصد هستند، اما فوتی‌های زیر ۶۰ سال هنوز به ۱ درصد هم نرسیده. اون قضیه قربانی کردن پیرها برای نجات جوان‌ترها رو دارن با جدیت دنبال می‌کنند.
«با افزایش نگرانی‌ها بابت این مسئله که تعداد کسانی که بابت کرونا ورشکسته میشوند احتمالا بیش از تعداد قربانیان کرونا خواهد شد، شهر جئونجو کره جنوبی تصمیم گرفت تا به همه شهروندان بیکار یا کسانی که پاره‌وقت کار می‌کنند و مشکل معیشت دارند ۴۵۰ دلار نقد پرداخت کند. شاید کافی نباشد اما برای قشر اسیب‌پذیر می‌تواند حیاتی باشد».

به بیسیک یونیورسال اینکام سلام کنید. اسم عملیات: «چطور دلت میاد؟».
https://t.me/anarchonomy/3920
Anarchonomy
کرونا داره دنیا رو در یک رکود اقتصادی فرو میبره و این برای دولت‌ها اصلا خوب نیست، و میتونه نتیجه انتخابات‌ در کشورهای مختلف رو تغییر بده. ولی اینطور نیست که دولت‌ها ازین آب گل‌آلود هیچ ماهی‌ای نگیرند. تضمین میکنم به شما ازین فرصت برای یک پروژه حداکثر استفاده…
صندوقدار فروشگاهی که ازش خرید کرده بودم با منت پول نقد ازم گرفت و گفت در اختیار ما نیست، بانک اسکناس ازمون تحویل نمی‌گیره، فقط میشه داخل دستگاه‌های ATM که غیر از پرداخت، پول دریافت هم می‌کنند گذاشت، که اونم همه جا نیست، و ما هم شرکتیم و نمی‌تونیم دخل صندوق رو با تأخیر زیاد واریز کنیم به حساب.

حالا که دارید سلام می‌کنید، به پایان پرداخت ناشناس هم سلام کنید.‌
گفته شده آیت‌الله سیستانی برای دفع بلای کرونا از امت اسلامی، رفته بوده در حرم امیرالمومنین معتکف شده بوده ‌و توسل کرده به حضرت تا فرجی حاصل شه و صبح اومده بیرون و به مردم گفته ده بار سوره فیل رو بخونید تا نجات پیدا کنیم!
در روایات آمده که برای غلبه بر دشمن باید این رو خوند.‌ اگه قربانیان سپاه ابرهه هستند و ریگ‌هایی که پرندگان میندازند همون ویروسه، پس کلک‌مون کنده‌ست. یا نه، اگه کرونا سپاه ابرهه‌ست، و ریگ‌هایی که پرندگان میندازن سیستم ایمنی بدن ماست، که باز کلک ۶ درصد مردم کنده‌ست (طبق آخرین تخمین‌ها). که یعنی میلیون‌ها نفر. که بدبخت‌ها هیچ شباهتی به فیل هم ندارند.

جناب آیت‌الله آدرس رو اشتباه رفتند. فرمول نجات، در حرم علوی پیدا نمیشه. چون اصلا نیاز به پیدا شدن نداره. چون قبلا پیدا شده، و حداقل در تئوری خیلی ساده‌ست: تعطیل کردن زندگی عادی و قرنطینه شهرها. مرجع اگه هنوز مرجعیت اجتماعی داره، باید از جایگاهش استفاده کنه برای همراه کردن مردم در این سکون همگانی. نه اینکه متناظری معنوی از دستورالعمل‌های مربی‌های باشگاه‌های فیتنس که در اینستاگرام برای مشتریان خانه‌نشین‌شون ارائه میدن رو تحویل مقلدین بده. که اون بگه تو خونه ده تا اسکوات بزنید، و این بگه ده تا فیل بخونید!
میگن نمودار ابتلا به ویروس رو باید صاف کرد تا آمار فوتی‌ها کم بشه. چون اگه منحنی خیلی تیز باشه یعنی تعداد زیادی مریض که نیاز به آی‌سی‌یو دارن میریزن تو بیمارستان‌ها و چون تخت نیست، میمیرند. پس باید مردم به کندی مبتلا بشن تا به مرور کارشون به بیمارستان بکشه.
یه نفر اومده با یه محاسبه سرانگشتی و با احتساب ظرفیت بیمارستانی آمریکا نتیجه گرفته اگه قرار باشه همون قدر ورودی داشته باشیم که تخت داریم، از الان تا زمانی که همه ویروس رو بگیرن باید یک دهه طول بکشه! نمودار خاکستری رو ببینید. خط افقی قرمز، ظرفیته. برای اینکه زیرش قرار بگیره انقدر صاف شده که به سختی دیده میشه! یعنی عملا «زهی خیال باطل». امکان نداره بشه انقدر کندش کرد. و چون انقدر کند نمیشه، مجبورند تصمیمات سخت دکترهای ایتالیایی رو بگیرند و هفتادسال به بالاها رو دو دستی تحویل ملک‌الموت بدن. که یعنی درصد فوتی‌ها بالا خواهد بود.
من همچنان برای ایران نظرم همون ۲۵۰هزارنفر در طی یک سال آینده‌ست. تازه اگه سوره فیل جواب بده.
آیا میشه امکانات درمانی کشور رو چنان مهیا کرد که جوابگوی یک سونامی از بیماران در آستانه مرگ باشه؟ شاید. که البته در حرف خیلی آسونه، اما موقع تأمین بودجه با دیوارهای متعددی از واقعیت مواجه میشه. ولی فرض کنیم دولت‌ها به جای خمپاره هدایت‌شونده، دستگاه تنفس مصنوعی بخرند. آیا مشکل حل میشه؟ بهیچوجه. مریضی که در وضعیت بحرانیه، نیاز به پرسنل آموزش‌دیده داره. و نمیشه پرسنلی برای خدمات‌دهی به یک سونامی تربیت کرد و در تمام زمان‌هایی که سونامی در کار نیست گذاشت که بشینند جدول حل کنند! پس نیاز به یک ارتش درمانی ذخیره هست. و نمیشه این ارتش رو درست کرد مگر اینکه همه شهروندان سالم عضوش باشند‌.
مشکل فقط این نیست که خمپاره رو به دستگاه تنفس یا دستگاه تصفیه خون در اولویت قرار میدن. مشکل اینه که آموزش نظامی رو هم به آموزش پزشکی و هرچیز دیگه‌ای در اولویت قرار میدن. هر پسر ایرانی یک‌بار آموزش دیده که خشاب کلاشینکف رو پر کنه و جا بزنه، کاری که هیچوقت تو زندگی لازمش نمیشه (چون حتی بش اجازه نمیدن اسلحه شخصی داشته باشه)، ولی هیچ‌وقت یاد نمی‌گیره یه سرم وصل کنه به یک مریض. نمیشه همه رو متخصص بار آورد، اما میشه سطح همه رو یک پله بالاتر برد تا در زمان بحران بشه سریع پا روی پله دوم گذاشت، و برای نجات خیلی‌ها همون پله دوم کافیه. اگه به جای خدمت سربازی، که همه رو سالم می‌گیره و سیگاری و روانی پس میده، خدمت درمانی سه ماهه اجرا می‌شد، و اجراش هم به دانشگاه علوم پزشکی یا حتی بخش خصوصی سپرده می‌شد، هیچ‌کس ازش در نمی‌رفت، حتی اگه اجباری بود. الان حتی اگه همه امکانات هم به صورت معجزه‌آسا فراهم میشد، حکومت نمیتونست برای اعزام نیروی ذخیره به بیمارستان‌ها و مراکز نقاهت فراخوان بده. نمیشه به نیرویی فراخون داد که وجود نداره.‌ و این نشان‌دهنده عجز و ناکامی یک جامعه‌ست‌.
این اتفاقیه که در شیوع آنفولانزا در ۱۹۱۸ افتاد. فقط سایز موج دوم رو با موج اول مقایسه کنید. اگه کرونا هم مثل این رفتار کنه، موج دوم که احتمالا از آبان ماه بیاد، آدم‌ها رو مثل برگ درختان در پاییز میریزه پایین.
صف جلوی فروشگاه اسلحه در لس‌آنجلس
باعث امیدواریه که یه عده هستند که تقریبا مطمئنند دولت نخواهد توانست اوضاع رو‌ کنترل کنه.
این درمان چهار داروییه که وزارت بهداشت برای بیماران بستری شده کرونا تعیین کرده. به ضرس قاطع میتونم بگم اگه اینارو من بخورم معده‌م خونریزی می‌کنه. اگه بگیرم شانسم کمتر از جوانان ایتالیاییه.
یکیشون احتمال داره ویروس آنفولانزا رو در آینده تهاجمی‌تر کنه.‌ ولی فعلا اون نگرانی در اولویت نیست، هرچی دم دستشونه دارن میدن به طرف.
.
یک خبر مهم زیر دست و پای بقیه تیترها موند این روزها. قرار بود شرکت معظم یونایتد تکنولوجیز و شرکت معظم ریتئون با هم ادغام بشن، اما اتحادیه اروپا به خاطر قوانین رقابت مانع بود. اما دیروز دغدغه‌شون برطرف شد و تأیید کردند!
شرکت یوتی، مالک پرت‌ویتنی تولیدکننده موتورهای هواپیماهاست، بعلاوه تجهیزات ناوبری و کنترل و هوافضای کالینز! بعلاوه آسانسور و کولرگازی! برند پله‌برقی اوتیس که احتمالا لوگوش رو زیر پاهاتون دیدید مال همین شرکته. همینطور شرکت کریر که تو زمینه تهویه کار می‌کنه. اوتیس و کریر رو از خودش جدا کرد و به این ترتیب به طور خالص نظامی- هوانوردی- هوافضایی شد. ریتئون هم که از خوبان اسلحه‌سازی و رادار و انواع تجهیزات جنگاله. ادغام این دو، بزرگترین شرکت تسلیحاتی دنیا بعد از بوئینگ رو میسازه، با ارزشی معادل ۱۱۰ میلیارد دلار! قسمت استراتژیکش اینجاست که ازین پس مهم‌ترین بخش‌های یک هواپیما از موتور تا سنسور‌ تا رادار تا پردازشگر و کنترل‌، همه در یک مجموعه واحد تولید میشه. بوئینگ با اینکه بزرگتره و همینقدر کامله اما موتور نداره! تعجب نکنید اگه بعدا خبرش اومد بوئینگ میخواد بخش موتور جنرال الکتریک رو بخره!
دولت به همه جا چنگ می‌زند، روی همه‌چیز سایه می‌اندازد، هر جایگزین محتملی برای خودش را سرکوب می‌کند، همه را به وجود انحصاری خودش عادت می‌دهد. نهایتا در روز مبادا مفتضح می‌شود. و مردمی که عادت کرده‌ بودند، در آن روز آماده نخواهند بود. و چون آماده نیستند دولت می‌گوید می‌بینید؟ اصلا آماده نیستید، پس وجود من لازم است!
«آیا احدی از شما می‌تواند با نگرانی (از برای حیات)، ساعتی به عمر خویش بیفزاید؟».

انجیل متی. فصل شش. آیه بیست و هفت.
Anarchonomy
این درمان چهار داروییه که وزارت بهداشت برای بیماران بستری شده کرونا تعیین کرده. به ضرس قاطع میتونم بگم اگه اینارو من بخورم معده‌م خونریزی می‌کنه. اگه بگیرم شانسم کمتر از جوانان ایتالیاییه. یکیشون احتمال داره ویروس آنفولانزا رو در آینده تهاجمی‌تر کنه.‌ ولی…
مثل اینکه وزارت بهداشت داروی شماره یک رو حذف کرد. سخنگوی وزارت علتش رو عدم شواهد کافی در موثر بودنش عنوان کرده، ولی اگه قرار بود مبنا این باشه، مقالاتی که نشون میداد موثر نیست خیلی وقت پیش منتشر شده بودند، نه همین دیشب. پول‌ها رفته برای تأمین راکت‌های حشدالشعبی، و چیزی برای تأمین دارو باقی نمونده.
یه محقق اپیدمولوژی که با مدل‌های ریاضی عمری روی این مسائل کار کرده میگه من کسی‌ام که صلاحیت دارم در این زمینه اظهارنظر کنم و من دارم بتون میگم نمی‌دونم الان سیاست درست چیه، چون پیچیده‌ست، و همه آپشن‌ها به وضعیت وخیم ختم میشن!

من به چنین دانشمندی که خیلی راحت و شجاعانه میگه نمی‌دونم بیشتر اعتماد می‌کنم، حتی اگه قبولش نداشته باشم، تا اون‌هایی که میان تو رسانه‌ها یه نظر کاملا تئوریک که مردم هم چندان ازش سر درنمیارن رو ارائه میدن، و البته ادب و شعور کافی برای محترمانه توضیح دادنش رو هم ندارند، و بعد هر کی مخالفت می‌کنه بش میگن «یعنی تو از متخصص این رشته بیشتر سر درمیاری؟». در حالی که چیزی که ارائه دادند علم نیست، دیتا هم نیست، فقط فهم خودشون از دیتاست، و فهم خودشون از «صلاح جامعه». دقیقا مشابه شارلاتان‌های اقلیم‌شناس که نظر فلسفی‌شون رو پیوست می‌کنند به انتهای دیتا تا کلش رو به عنوان یک پکیج علمی به خوردمون بدن و نتونیم باش مخالفت کنیم. ولی حتی شارلاتان‌های اقلیم‌شناس که از الان پیش‌گویی می‌کنند که هفتادسال بعد! زمین چند درجه گرم‌تر از الانه، صادق‌ترند، چون دیتاشون اوپن‌سورسه و همه بش دسترسی دارند. ولی ما نمی‌دونیم تو بیمارستان‌ها دقیقا چه خبره و با چند لایه از دروغ مواجهیم.
«این منم دارم به نوه‌هام توضیح میدم چجوری شد که یه یارویی تو چین سوپ خفاش خورد که منجر شد به قحطی دستمال توالت تو آمریکا».

#لبخند_شبانه
5