Anarchonomy
44.3K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
ایتالیا به همین زودی به مرحله‌ای رسید که وقتی فاجعه انسانی رخ میده باش مواجه میشن. یعنی مرحله اتخاذ تصمیمات اخلاقی سخت. یعنی باید تصمیم بگیرند که کدوم بیمار ارزش اشغال کردن تخت آی‌سیو و تجهیزات رو داره. پزشک باید از یه سنی به بالاتر رو کنسل کنه و در مورد بقیه، جوانترها و قوی‌ترها رو انتخاب کنه.
با اینکه در مواقع بحران به شرکت‌های در آستانه ورشکستگی، مثل ایرلاین‌ها، مساعدت مالیاتی بدن مشکلی ندارم. سارق هروقت سرقتش رو متوقف کنه مبارکه. اما مشکل اینه که چرا فقط شرکت‌ها؟ و چرا فقط بعضی از شرکت‌ها؟ چرا مالیات مردم عادی و کسب و کارهای کوچک رو کنسل نمی‌کنند؟
دولت انقدر بزرگ و پرخرجه که اگه بخواد هم نمیتونه حتی برای یک دوره استثنایی هم به نصف خودش تبدیل بشه. یعنی انقدر بزرگه که اگه بخواد خیلی کم هم کوچک بشه، باید کلا خاموش بشه! پس تخفیف از کیسه خلیفه رو فقط به گلچینی از شرکت‌ها میدن. که لابد هیئت مدیره و سهامدار عمده‌شون با بروکرات‌های حکومتی روابط حسنه‌ای دارند!

بالاخره بشر از کرونا و امثالش نجات پیدا می‌کنه. ولی مطلقا امیدی ندارم از شر ویروس دولت مرکزی و دولت‌پرستی خلاص بشه.
کرونا داره دنیا رو در یک رکود اقتصادی فرو میبره و این برای دولت‌ها اصلا خوب نیست، و میتونه نتیجه انتخابات‌ در کشورهای مختلف رو تغییر بده. ولی اینطور نیست که دولت‌ها ازین آب گل‌آلود هیچ ماهی‌ای نگیرند. تضمین میکنم به شما ازین فرصت برای یک پروژه حداکثر استفاده رو خواهند کرد: حذف پول کاغذی برای همیشه!
وارن بافت درباره کرونا و وضعیتی که بازار رو بش دچار کرده گفت «۸۶ سال طول کشید تا چنین چیزی رو ببینم».
بله ریسک‌ها اینطوری‌اند. پیش نمیان، پیش نمیان، پیش نمیان، موهات سفید میشه و بازم پیش نمیان، و یهو پیش میان. همینه که جمله عرفی و پرکاربرد «به عمرم چنین چیزی ندیده بودم» از بنیان مضحکه. مگه چقدر بوده عمرت؟

اما اینکه جناب بافت و دوستان میلیاردرش در روزهای آینده خسارات مالی سنگینی خواهند خورد شاید به این دلیل باشه که منش مشهور خودش در بورس رو در سطح کلان اجرا نکرد. معروفه که می‌گفت «رو چیزی که نمیدونی چیه دقیقا سرمایه‌گذاری نکن». و واقعا نمی‌کرد، و گرفتن سرمایه ازش برای تکنولوژی‌های نوظهور از کندن موی خرسی که بیداره هم سخت‌تر بود (پسرش منعطف‌تره البته). این عزیزان رو چینی سرمایه‌گذاری کردند که دقیقا نمی‌دونستند چه کشوریه، و یا ترجیح دادند زیاد وارد جزییاتش نشن. در حوزه صنعت و تجارت هرچی مرز بود برداشتند، ولی فکر نکردند که در این جهان بی‌مرز شده پلشتی یک عضو، همه رو به دردسر میندازه.

گلوبالیسم میتونست اتفاق خوبی باشه. به شرطی که همه از یک خانواده باشند. ولی نیستند. یکی با مورچه‌خوار میخوابه، یکی فقط کرفس میخوره. باید اول مطمئن می‌شدند «همه رعایت می‌کنند»، بعد مرزها رو محو می‌کردند.
«چین یه بیماری عالمگیر رو منتشر کرد، حالا داره به کشورهای فقیر وام میده تا با چیزی که خودشون راه انداختن مبارزه کنند. مثل اینه که خونه یکی رو آتش بزنی بعد بش آب بفروشی که خاموشش کنه.
چه عشقی کنید با سیستم تمامیت‌خواه».

تلگرام پر شده از پست‌های نظریه توطئه. ولی اینو در نظر نمی‌گیرند که پتانسیل بیشعوری دولت‌ها عمیق‌تر از پتانسیل‌شون برای توطئه‌ست. کشورهایی که زندگی رو معلق کرده‌اند الان، مشتری محصولات چین هستند. پس این اقتصاد صادرات محوره چینه که متحمل ضرر میشه. توطئه با خودسوزی فرق داره. در مورد دولتی که پزشک افشا کننده رو تهدید و دستگیر می‌کنه، باید بیشتر درباره بیشعوری سیستماتیک صحبت کرد، تا توطئه و برنامه!
4
باب ‌‌nام از حکایت «جمهوری اسلامی به مثابه گله‌ گاو»

در بقیه کشورها، دولت‌ها کارهایی که خودشون به خودشون محول کرده‌اند رو درست انجام نمیدن، اما حداقل هدف تعیین شده سازمانی، انجام اون کارهاست. مثل دفاع از مرزها، حفظ امنیت داخلی، تأمین شبکه بهداشت و درمان، ایجاد زیرساخت و ازین قبیل. اما در ایران چنین اهدافی وجود نداره، و همینطور که در یادداشت رییس بانک مرکزی مشخصه، رویکرد کلی نظام اینطوره که: «عه دنیا به تلاطم افتاده، کشورها دارند به همدیگه مساعدت می‌کنند، دارن یه کارهای عجیبی می‌کنند که شهروندان‌شون رو نجات بدن. چشونه؟.. عه چه پول‌هایی داره جابجا میشه.. ۵ میلیارد هم این وسط ما بکنیم ازشون! یه عالمه خمپاره میشه ساخت باش تو عراق استفاده کرد.. جاااان!».

بعد عده‌ای از دوستان اقتصادخوانده در ادوار مختلف سعی می‌کنند داوطلبانه به چنین تشکیلاتی، مشاوره تخصصی بدن تا وضع رو بدتر ازین نکنند!
مشکل از مردم نیست. نه از مردم چین، که چنین پزشکان مسئولیت‌پذیر و نترسی تربیت می‌کنه، و نه مردم ایران. مشکل از دولت‌های اقتدارگرای امنیتی و سرکوبگره که در خرابکاری و فاجعه‌سازی خیلی دقیق از روی دست همدیگه تقلب می‌کنند.
5
فرصت بسیار بسیار کوتاهی وجود داشت که بشه دومینوی تبدیل دین‌ستیزی به دیندارستیزی رو قطع کرد. اون فرصت پرید.
6
خیابان‌های هند تبدیل شده به جبهه جنگ داخلی میمون‌ها، چون توریسم تعطیل شده و خارجی‌ای وجود نداره که بشون غذا بده.‌ چیزهایی که میخوردند کمیاب شده و افتاده‌اند به جان هم. احتمالا جمعیت‌شون کاهش پیدا کنه اگه این وضعیت ادامه پیدا کنه. یعنی یه عده‌‌شون میمیرند چون یه عده نمیان هند. شاید جامعه اون‌ها هم ازین بحران این درس رو بگیره که نباید انقدر وابسته میشد به طبقه مرفه جامعه انسانی.
یکی نوشته اونها سر غذا میجنگند و ما سر کاغذ توالت، حالا شما بگید مغز کدوم‌مون پیشرفته‌تره؟

بیراه نمیگه. احتمال اینکه اون‌ها درس بگیرند بیشتر از احتمال اینه که آدم‌ها درس بگیرند.
5
بشر ده‌ها هزار ساله که به خاطر آب و نان دست به مهاجرت میزنه. به خاطر این مهاجرت رنج میکشه، و حتی جانش هم از دست میده. اما این ادیان ابراهیمی بودند که مهاجرت برای آزادی و استقلال رو به یک مسئله و دغدغه تبدیل کردند. که در اوج خودش به مهاجرت موسی و بنی‌اسراییل میرسه. یک «خروج» عظیم که هرچند جنبه مادی هم داشت، اما روی این اصل استوار بود که «نباید گروگان کسی بود».
در اسلام، این مهاجرت وارد مرتبه بالاتری شد. این‌بار، از طرفی دیگه منادی مهاجرت، هادی مهاجران نیست. جلوتر ازون‌ها نیست. ابتدا مردم به یثرب میرن، بعد محمد بشون ملحق میشه. اون‌هایی که این داستان‌ها رو طراحی کردند، می‌دونستند دارند چیکار می‌کنند. قرار بود این پیام رو بده که امت نباید معطل امام باشه! اگه باید برید، برید! و از طرف دیگه، این مهاجرت قرار نیست لزوما یک اتفاق بزرگ باشه، بلکه قراره هرروز بش فکر کنی، و هر روز در مهاجرت باشی. اگه لازم باشه فیزیکی، و اگه لازم باشه فرهنگی. تا جایی که قرآن وعده داد در روز حساب بازخواست خواهید شد که چرا مهاجرت نکردید.

دین فقط درباره ایمان نیست. درباره تجربیات بشر هم هست. و مهاجرت فارغ از آب و نان که در دین طراحی شد، حاصل بخشی از اون تجربیات بود. ما به این تجربیات پشت کردیم. اینطور نبود که فقط بی‌توجه باشیم، بلکه درست خلافش عمل کردیم. مهاجرتی که در دوران ما شکل گرفت، درست متضاد مهاجرت موسوی و محمدی بود. ما زمین‌ها رو رها کردیم و به شهرها اومدیم. زمین، واسطه ما با خدا، یا طبیعت، یا هرکسی بود که ما رو آزاد خلق کرده بود. زمین ما رو قوی، پایدار، مستقل، ایمن، و ثروتمند نگه می‌داشت. مالکیت ما به زمین، مالکیت ما به خیلی چیزهای دیگه بود، و این مالکیت حفاظ آزادی‌مون بود. همه اون‌ها رو رها کردیم و وارد شهر شدیم تا هیچ‌چیز مال ما نباشه! و هیچ‌چیز در کنترل خودمون نباشه. حتی چیزی که میخوریم. جایی که طوری طراحی شده که همه همیشه صغیر باشند و وابسته. درست مثل جوجه‌های یک پرنده، که با چشمانی تقریبا کور دهان باز می‌کنه تا مادر غذا رو داخل دهانش بذاره. و باید همیشه امیدوار باشه خود مادر خوراک یک حیوان دیگه نشه. و کسی جز مادر به لانه نفوذ نکنه. و باد نیاد. و باران نیاد. و از لانه بیرون نیفته. شهرها پر شده‌اند از میلیون‌ها نفر ازین جوجه‌های کور‌ و بی‌دفاع و بی‌دست و پا، که مادرانی بی‌عرضه مسئولیت‌ بقاشون رو به عهده گرفتن.

اگه این بحران نتونه بمون نشون بده که اشتباه کردیم، هیچ چیز دیگه‌ای نمیتونه بمون تلنگر بزنه.
7
تو انبار خونه بعضی ازین کشاورزها، غذا به اندازه سه سال وجود داره! و نه مثل پدربزرگ‌های بدبخت ما که دو سه قلم ذخیره می‌کردند و در زمان قحطی فقط زنده میموندند و ویتامین یه شوخی بود، بلکه ده‌ها قلم از انواع غذاها، از لبنیات گرفته تا میوه‌جات، تا گوشت تا سبزیجات تا خشکبار.
بعضی ازین‌ها شکر رو طوری بسته‌بندی می‌کنند که ۳۰ سال باقی بمونه! ۳۰ سال!
خواهران مجلس ببخشند به خاطر این تعبیر سکسیستی، ولی فقط یه نگاه مردانه به واقعیت‌های زندگیه که چنین منشی ازش درمیاد.
6
Anarchonomy
حضرت فرمود مومن زیرک است. ولی این‌ها نسخه خاصی طراحی کردن که در اون اسگل بودن از نشانه‌های ایمانه!
رهبر نظام بالاخره احتمال حمله بیولوژیک رو مطرح کرد. فقط یک هفته زمان برد تا ثابت کنه مغز شیعه چطور کار می‌کنه. من ده روز تخمین می‌زدم، ولی زودتر اتفاق افتاد.

اما این‌ها رو با سنت‌گرایان اشتباه نگیرید. این‌ها بیشعورهای مدرن هستند. بیشعور مدرن پرونده طبیعت رو مختومه می‌بینه، و دست انسان رو خیلی خیلی باز! برای همین وقتی اتفاقی میفتاده که از حوزه درکش خارجه، سریع سراغ عامل انسانی میره. بیشعور مدرن فکر می‌کنه طبیعت انقدر چیزی در چنته‌ش باقی نمونده که بتونه چنین بیچاره‌مون کنه. فکر می‌کنه ویروس خارج از محیط لابراتوار نمیتونه چنان جهش ژنتیک پیدا کنه که نوابغ بیولوژی رو هم سوپرایز کنه. بیشعور مدرن فکر می‌کنه آخرین تپه‌ای که هنوز فتح نکرده، جاییه که یک انسان دیگه روش ایستاده.
و بیشعور مدرن میتونه انقدر دلقک باشه که لباس آدم‌های پانصدسال پیش رو تنش کنه.
4
Anarchonomy pinned «بشر ده‌ها هزار ساله که به خاطر آب و نان دست به مهاجرت میزنه. به خاطر این مهاجرت رنج میکشه، و حتی جانش هم از دست میده. اما این ادیان ابراهیمی بودند که مهاجرت برای آزادی و استقلال رو به یک مسئله و دغدغه تبدیل کردند. که در اوج خودش به مهاجرت موسی و بنی‌اسراییل…»
ترامپ حکمی رو امضاء کرد که به وابستگی دارویی آمریکا به چین پایان میده!

اوه صبر کن.. مگه با حکم میشه وابستگی رو برطرف کرد؟ اگه با حکمه چرا حکم نمیده همه جوان بشن تا کسی از کرونا نمیره؟

خود بزرگوار میدونه بیزینس اینجوری کار نمی‌کنه، اما جو اینو میطلبه. جو اجتماعی، جو سیاسی، جو رسانه‌ای. و چنان جو غلیظی است که توش اختلاف هم نیست.. مثلا برید تو خیابون از مردم آمریکا بپرسید نظرتون درباره این حکم چیه؟ دموکرات باشه یا جمهوریخواه میگه عالیه! باید زودتر این کارو می‌کردن!

سیاستمدار حتی اگه شخصا هم شارلاتان نباشه، از پس این جو برنمیاد. ما تو دنیایی زندگی می‌کنیم که اگه از عقل سلیم دفاع کنی، خودتو در موقعیتی قرار میدی که شبیه ایستادن در برابر سدیه که شکافته و آب پشتش داره میاد به سمتت.
ترک‌ها یه ضرب‌المثل دارند که میگه «بری پیش ملا، دعا می‌نویسه، بری پیش دکتر نسخه می‌نویسه». با این منظور که هرکس در هر حرفه‌ای هست هیچوقت به مردم نمیگه شما به حرفه من نیاز ندارید.
در روزهای بحرانی فعلی، شاغلان دو حرفه هستند که دارند با تمام توان تلاش می‌کنند که به ما ثابت کنند به حرفه‌شون نیازمندیم. اول آخوندها، که وانمود می‌کنند بلد نیستیم به خدا توکل کنیم، یا بلد نیستیم دعا کنیم، یا نیاز به روایات و احادیث داریم تا از گردنه مصیبت عبور کنیم. و دوم روانپزشکان که وانمود می‌کنند داریم از وحشت و استرس خودمون رو خیس می‌کنیم و موهامون داره سفید میشه و موهای سفیدشده داره می‌ریزه و دست و پامون یخ کرده و بدجوری نیاز به آرامش داریم و روش بدست آوردن اون آرامش رو هم اون‌ها بلدند!
دامنه نفوذ این آخوندهای حوزوی و اون آخوندهای آکادمیک چنان بالاست که حتی ذهنیت نئاندرتال‌های امنیتی که سکان هدایت مملکت رو به دست گرفتن رو هم تحت تأثیر قرار داده و تصور می‌کنند اگه ازین دو صنف برای پروپاگاندا استفاده نکنند در رسانه‌ها، ممکنه سکان از دست‌شون در بره!

اما در واقعیت امر ما به هیچ کدوم‌شون نیاز نداریم. اگه می‌خواستیم خودکشی دسته‌جمعی کنیم، تا حالا کرده بودیم. و اگه تصمیم نهایی‌مون خودکشی باشه اون‌ها مانع ما نیستند. ما نیاز نداریم یکی دائم بمون بگه «مضطرب نباش» یا اون یکی دائم بگه «دعای فلان را بخوان»، یا یکی برامون جوک سفارشی بسازه، یا یکی دیگه مثل ساعت کوکی هر پانزده دقیقه بگه «چیزی نیست، ازین هم عبور می‌کنیم».
اگه این عریضه‌ها جوابگو بود، اون میلیون‌ها «این نیز میگذرد»ی که پشت در توالت پادگان‌ها نوشته شده جواب می‌داد.
ما نیاز به عمل صالح داریم، هم از طرف کسانی که مسئولیت مدیریتی دارند، و هم از طرف پزشکان. فراتر ازون اگر هم مصیبتی وارد شد خودمون بلدیم به ریسمان‌های روانی چنگ بزنیم.. میخواد ایمان مذهبی باشه، یا هر ایمان دیگه‌ای. رنج ذهنی رو هیچ‌کس نمیتونه از دوش کسی برداره جز خودش.
دستفروشی شغل کاذب نیست. مشاوره مذهبی و مشاوره روانشناسی شغل کاذبند.
6
«یه چیزی هست که باید درباره صاف کردن انحنای نمودار ابتلا درک کنید. فقط وقتی این اتفاق میفته که اقدامات ضروری رو قبل ازینکه ضروری به نظر برسه انجام بدیم. که اگه جواب بده، مردم فکر می‌کنند واکنش بیش از حد بوده.‌ ما ناچاریم بخوایم یه جوری باشه که انگار بیش از حده».

بعبارت دیگه الان زمانیه که اعتدال در اینه که اعتدال رو رعایت نکنیم. البته اگه دیر نشده باشه.
3
«تو فیلم‌های علمی تخیلی درباره فجایع جهانی همیشه یه دانشمند هست که میگه باید همین الان اقدام کنیم وگرنه مردم میمیرند، بعد یه نفر از طرف دولت هم هست که بش میگه تو داری خیلی گنده‌ش می‌کنی! بعد من فکر می‌کردم تو دنیای واقعی هیچ‌کس دربرابر اطلاعات اینجوری برخورد نمی‌کنه که این یارو دولتیه تو فیلم می‌کنه. الان باید از همه اون فیلم‌ها عذرخواهی کنم».
3
عکس سمت چپ، یک خمپاره هدایت‌شونده‌ست که از جی‌پی‌اس استفاده می‌کنه و حتی میتونه وانت در حال حرکت رو هم بزنه. قیمتش ۱۱۰ هزار دلاره.
عکس سمت راست، یه دستگاه تصفیه خونه که برای کسانی که ریه‌شون از کار میفته، مثل بیماران کرونا، استفاده می‌کنند، دی‌اکسیدکربن خون رو می‌گیره و اکسیژن بش میده. قیمت بین ۶۰ تا ۸۰ هزار دلاره.
دولت‌ها کدومش رو سریعتر سفارش میدن؟ خمپارهه رو! تولید کدومش رو میتونن فورس‌ماژور بالا ببرن؟ خمپارهه رو. تحویل کدومش کاغذبازی کمتری داره؟ خمپارهه. مردم کدوم رو بیشتر لازم دارن؟ تصفیه‌کنندهه رو.
با اینکه دولت متولی سلامت جامعه باشه مخالفم، اما حتی در همون کارهایی که متولیشه متأسفانه، یکسان عمل نمی‌کنه. چون اینکه عمر یه پیرزن رو ده سال تمدید کنیم، خاصیت چندانی برای بروکرات‌های قدرت‌طلب نداره.