Anarchonomy
44.7K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
گزارش‌هایی وجود داره که نشون میده دولت چین هزاران نفر از اقلیت مسلمان اویغور رو با زور منتقل کرده به مناطق دیگه کشور تا در زنجیره تأمین کارخانجاتی مشغول به کار بشن که برندهای معتبر و بزرگ دنیا بشون وابسته هستند.‌ کاری که احتمالا شکل بیگاری داره.
از طرفی میتونن خانواده‌های این‌ها رو وادار به مهاجرت کنند. اساسا یکی از اهداف دولت اینه که اقلیت کلونی خودشون رو نداشته باشند و پخش بشن. چون در حالت پخش شده عملا حذف میشن.
و از طرفی میتونن اردوگاه کار اجباری داشته باشند که منع حقوق بشری نداشته باشه.. هرکس گیر داد بگن اردوگاه که نیست، کارخونه‌ست، کارخونه مهمی هم هست، قطعات ایفون رو تأمین می‌کنه!

میگن دولت مرکزی نباشه سنگ رو سنگ بند نمیشه.
ولی من ترجیح میدم سنگ رو سنگ بند نشه تا چنین هیولایی سنگ رو روی سنگ بند کنه‌.‌
5
5
در رسانه‌های حکومتی مدام شعار داده میشه «کرونا را شکست می‌دهیم». برای حکومتی که راه حلش برای هر مسئله‌ای پلیس ضدشورشه، شاید این حرف معنی داشته باشه اما از لحاظ علمی کاملا بی‌معنیه. اینطور که پیداست این ویروس‌ها میان که بمونند! و خواهند ماند، و بخشی از زندگی انسان میشن. جایی خوندم که حتی سارس سال ۲۰۰۳ که مردم و دولت‌ها فکر می‌کنند که کنترل شده، دوباره می‌تونه برگرده، اما به دلایلی نامعلوم فعلا فعالیتش تو استندبای قرار گرفته. از طرفی بیمارستان‌های آمریکا همزمان در حال گزارش افزایش فعالیت آنفولانزا هستند که رکورد بستری سال‌های قبل رو داره میزنه.
چیزی که به نظر مسجل میاد اینه که حفاظت انسان ازین‌ها نیاز به یک نظام فکری جدید داره. سیاستمداران، بروکرات‌ها، و جانوران آکادمیک فعلی، با ذهنیت‌هایی که دارند، نیروی مناسبی برای به عهده گرفتن مسئولیت این حفاظت نیستند.
Anarchonomy
آیا از لحاظ اخلاقی اجازه داریم در زمان شیوع بیماری واگیردار تولیدکننده دستکش یکبارمصرف را مجبور کنیم محصولش را به جای صادرات، در بازار داخل و با قیمت پایین‌تر از بازار جهانی بفروشد؟
کسانی که به این نظرسنجی جواب بله دادند نتیجه فکر خودشون رو در نامه اخیر وزیر بهداشت ببینند که وقیحانه از رییس‌جمهور میخواد تا کارخانجات ماسک و دستکش رو اشغال کرده و حتی مدیرعامل‌شون رو تغییر بده! دقیقا به سبک و سیاق داعش. و جالب اینه که داعش هم در مورد اشغال، از توجیه «در شرایط اضطرار هستیم» استفاده می‌کرد. فقط اضطرارش یکم اسلامی‌تر بود. کلا در اسلام این حالات اضطراری زیاد پیش میاد. حتی امام حسین علیه‌السلام هم که عازم کوفه شد اسب کم داشت، همون ابتدای مسیر یک قافله را خفت کرد، اسباشون رو گرفت و پولش هم داد البته! ولی اون قضیه در بیابانی بود در حجاز و در چهارده قرن پیش. انسان باید در طول زمان چیزهایی یاد بگیره قاعدتا، نه؟ فرق ما با اوس و خزرج چیه دقیقا؟
شاید مجاز کردن غارت و گروگانگیری دست شما باشه، اما اینکه دامنه‌ش تا کجا بره دیگه دست شما نخواهد بود. مثل انتشار عکس برهنه در اینترنته. ممکنه دور بزنه و یه جوری بخوره به صورت خودتون که نفهمید از کجا خوردید. سال ۵۸ مردم از مصادره اموال ثروتمندان دل‌خنک بودند. سال‌ها بعد وقتی نهادهای دولتی بابت هرچیزی از خودشون باج گرفتند فهمیدند غارت شدن چه مزه‌ای داره. بعبارتی، این خریت دو جنبه داشت. هم با تعریف پرانتزهای زمانی برای اخلاق، درِ قفس شرارت رو باز گذاشتند. و هم به نظامی اجازه دادند ازین درِ باز حداکثر استفاده رو بکنه که عطش شرارت داشت! شما به کسی دارید اجازه میدید موقعیت اضطراری رو تعریف کنه که فرق موشک کروز و هواپیمای مسافری رو تشخیص نمیده، یا نمی‌خواد تشخیص بده!

به دوستان می‌گفتم دلخوش نباشید که مردم عمیقا متوجه خسارات استراتژی انتخاب بین و بدتر شده باشند. حتی اونی که از رأی دادن انصراف داده لزوما ترک عادت نکرده. مثل سیگاری‌هایی که میگن ترک کردن ولی فقط جلوی ما نمیکشن. شاید جلوی ما رأی ندن، ولی هنوز درگیر گلچین کردن بدها هستند! برای همینه که می‌بینید چه کودکانه از نامه «افشاگرانه» وزیر به هیجان آمده‌اند. در حالی که دعوا بین دو دزد از یک مجموعه‌ست. سپاه سحرخیز و کامروا زودتر آمده و تولیدات را جارو کرده و برده، وزیر مینالد که ما لایق‌تریم به جارو کردن و بلعیدن اموال تولیدکننده! و این بد و بدتری‌ها طرف دزد خوابالو را گرفته و به دزد سحرخیز فحش می‌دهند!

همه این خریت‌ها با یک «بله» ساده شروع میشه‌.
7
بر و بچه‌های عزیز طرفدار «دولت مقتدر مرکزی» که از عملکرد چین راضی هستند و دوست دارند همه دولت‌ها همینقدر مسلط باشند باید حواسشان باشد چه آرزویی می‌کنند. اگر منطق‌شان را کش بدهیم، میتواند خیلی کش بیاید. کلا اقتدارگرایی خاصیت کشسانی بالایی دارد. از آنجایی که این شیوع، جهانی است و هیچ‌ ملتی مصون نیست، پس برای کنترل و مهارش در سطح جهان هم نیاز به یک دولت جهانی واحد هست! می‌بینید که، چون دولت واحد جهانی نداریم، یک عضو بیلمز مثل ایران، همه کارهای مثبت بقیه را به باد می‌دهد!

خلاصه مراقب آرزوهایتان باشید. شاید وقتی برآورده شدند، به صورت ورم کرده برآورده شوند.
«نتانیاهو به هر شهر و دهاتی رفت و با مردم حرف زد، شخصا با رأی‌دهنده‌ها تماس گرفت، مصاحبه‌های زنده انجام داد، این یک کمپین توده‌محور بود که قبلا انجام نداده بود. شبکه‌های اجتماعی کافی نیست برای بردن انتخابات. باید با ملت تعامل داشته باشی».

باز هم ثابت کرد هیچ‌کس حریفش نیست‌. باید بش بگیم بنیامین اپتیموس پرایم!
میگن چرا انقدر از داستان موسی مثال میزنی
به خدا انقدر نکته توش هست که دقیقا شامل حال ما میشه که مبهوتم.
4
بله بروکرات‌ها همه‌جای دنیا مشتی مفت‌خور بی‌خاصیت هستند. که البته شما فکر کردید ازین واقعیت می‌شود استفاده کرد برای عادی‌سازی جانورانی که در ایران به مردم حکومت می‌کنند. زهی خیال باطل.
و البته این تنها خیال باطل شما نیست. فکر کردید «ناظر» شما را از شر بروکرات نجات می‌دهد! در حالی که این سناتور سوال‌کننده هم یک بروکرات مفت‌خور بی‌خاصیت است. ناجی مردم را یک وزیر می‌داند! از دولت انتظار دارد بودجه‌ای لایتناهی داشته باشد برای بستری کردن سیصد میلیون نفر! بدون اینکه بداند منبع این پول باید کجا باشد! همین سناتور بعدا به دولت اجازه می‌دهد قرض بگیرد! چند ماه بعد وزیر اقتصاد را می‌آورد آنجا و می‌پرسد: چرا بدهی ما انقدر بالاست؟! شما باید اقتصاد ما را نجات دهید!

گوساله سامری فقط یک مجسمه نبود. یکی می‌رفت داخلش و صدا میساخت. صدای گوساله دولت را این بروکرات‌ها میسازند. و شما ابلهان بنی‌اسرائیل باور می‌کنید زنده است!


https://t.me/sahandiranmehr/23363
اینکه به خاطر کرونا کشورها متوجه شدن که خیلی هم خوب نیست وابسته به آسیا باشند شامل صنعت سکس هم شد. فاحشه‌خانه‌های سیدنی که کارگران جنسی‌شون آسیایی‌تبار بودن بازارشون کساد شده و در مقابل کارگران جنسی استرالیایی، کارشون رونق گرفته! هیچ اطلاعاتی وجود وجود نداره که بگه احتمال گرفتن کرونا از یک روسپی استرالیایی کمتر از یک روسپی آسیایی باشه، ولی مغز مردم (یا مردها؟) اینجوری کار می‌کنه به هرحال.
4
زمانی که می‌گفتم حتی امنیت کشور رو هم اگر سپرده بودیم به بخش خصوصی الان وضع به مراتب بهتر بود، می‌گفتند ارتشی که ملی و وطن‌پرست نباشه در وقتی که باید فداکاری نخواهد کرد!!
مفهوم ارتش، قدمت طولانی داره اما اون چیزی که به ما رسیده که نسخه مدرن‌شده اونه با نسخه اوریجینالش تفاوت زیادی داره. در گذشته سرباز برای شاه می‌جنگید، نه برای یک مرز! اما با اینکه زندگیش رو تقدیم می‌کرد به شاه، اختیار این رو داشت که از منافع مادی جنگ بهره‌مند بشه. که پیش‌پا افتاده‌ترینش سکس بود. اینطور نبود که یک مشت «ربات فداکار» بسازند که همه‌چیزش رو بده و هیچی بدست نیاره! در دوران مدرن، «جمهوری» از سرباز میخواد برای «دولت» جان بده، و حقوق کارمندی رو بگیره که پشت میز می‌نشینه! که قطعا قانع‌کننده نبود، پس لازم شد با مهملات ناسیونالیستی خرش کنند. برای همین گفتند مسئله فقط پول نیست که، پول چیه اصلا؟ مسئله میهن است! و چون میهن قیمت نداشت، پس سرباز به صورت دیفالت «طلبکار ملت» شد. میلیتاریست‌ها ازین تغییر فاز استقبال کردند. وقتی که برای شاه می‌جنگیدند، ممکن بود بابت هر خطایی سرشون رو از دست بدن. چون از شاه طلبکار نبودن. اما وقتی برای «میهن» جنگیدند و طلبکار شدند دیگه کسی جرئت نداشت سرشون رو بزنه! مگه میشه سر «سرباز میهن» رو زد؟ در جنگ ویتنام یکی از شعار کهنه‌سربازها این بود که «ما رو انداختن دور». این حرف فقط از دهان سرباز میهن که طلبکاره درمیاد. هیچوقت «سرباز شاه» چنین حرفی نمی‌زد. چون مفهوم نداشت. وقتی یکی از نیروهای آمریکایی با جسد یکی از تروریست‌ها عکس انداخت، دادگاه محکومش کرد. ترامپ عفوش کرد که موجب خرسندی خیلی از نظامی‌ها شد. در دفاع از عفو گفت خیلی ناسپاسی زشتیه که سرباز ما جونش رو فدای میهن کنه بعد ما اینجوری تف کنیم تو صورتش! تازه ایشون طبق قوانین داخلی ارتش محکوم شده بود. بدنه این قشر میلیتاریست چنان طلبکاره که حتی قوانین داخلی خودش رو هم ناعادلانه می‌دونه!
(البته منطق مضحکیه که اجازه میدی دشمن رو کتلت کنه ولی اجازه نمیدی با اون کتلت عکس بگیره. ولی مسخرگی این ریاکاری حقوق‌بشری یه بحث دیگه‌ست. اینجا با مکانیزم این جریانات کار دارم).

اینکه این روزها می‌بینید کار درمانی رو جنگ و جهاد و پرستار و دکتر رو سرباز و سردار معرفی می‌کنند فقط به خاطر فرار از مسئولیته. به سرباز وطن نمیشه ایراد گرفت. به دکتری که پترس فداکاره، چطور میشه گفت ابتلای چندنفر از بیماران به خاطر سهل‌انگاری تو بوده؟ چنان لایه‌های ناسیونالیستی و سانتی‌مانتال، ناخواسته یا داوطلبانه، احاطه‌شون کرده که حتی نزدیک هم نمیشه شد به اون سوالات، و درست مثل آمار واقعی تلفات که برای ابدیت مجهول خواهد موند، اشتباهات و شاید خیانت‌های پزشکی این دوره بحرانی هم برای همیشه مخفی خواهد موند.

شاید اگر تنها فاکتور تعیین‌کننده پول بود، خیلی‌ها فرار می‌کردند و می‌رفتند (که اینطور نیست. فرار رخ میده چون امکانات نیست، و پول هم کافی نیست. وقتی میگیم پول کافی نیست منظور این نیست که پول وجود نداره. منظور اینه که اختصاص داده نمیشه. شما برای اینکه یه نفر وایسه بالا سر مادرت که مبتلاست حاضری چقدر از دارایی‌هات رو بفروشی و تقدیمش کنی؟) ولی حداقل ازون‌هایی که فرار نکردن میشه سوال کرد و جواب خواست.

ازونجایی که نظام حاکمیتی مسئولیت‌پذیر و پاسخگو نیست، ترجیح میده همه مسئولیت‌پذیر و پاسخگو «نباشند»، تا عدم پاسخگویی و مسئولیت‌پذیری خودش، یک پدیده بارز و برجسته دیده نشه. لش بودن در جایی که همه لشند خیلی راحت‌تره. برای همین همونطور که خودش رو مقدس کرده، پزشک و پرستار و پلیس و آتش‌نشان و مرزبان و پارکبان و رفتگر و مهندس نفت و .. همه رو مقدس کرده. گاهی با اهرم‌های دینی، گاهی با اهرم‌های ناسیونالیستی، گاهی هیبریدی ازین دو!
14
کرونا آخرین ویروسی نیست که سراغ ما آدم‌ها میاد‌. و این موجودات انقدر پیچیدگی دارند که نشه حدس زد در آینده چه خصوصیاتی دارند. فرض کنیم ویروس بعدی به شدت کشنده بود و فقط کسانی در برابرش مصون بودند که روزی حداقل ۵ تا پسته بخورند! طوری که هرکی پسته گیرش نیاد، تقریبا باید فاتحه‌ش رو بخونند. کل حجم پسته‌ای که وارد بازار جهانی میشه ۶۰۰ هزارتنه. یعنی ۶۰۰ میلیون کیلو. تو هرکیلو پسته تقریبا ۸۰۰ عدد پسته وجود داره. اگه یه سوپرمن داشتیم که می‌تونست پسته‌ها رو بین تمام ۸ میلیارد نفر آدم‌های کره زمین تقسیم کنه و کرایه هم نگیره، به هرنفر ۶۰ تا دونه می‌رسید که باید بشون تحویل میداد، که اگه طبق دستور روزی ۵ تا میخورد فقط ۱۲ روز کفاف میداد، و بقیه زمستان بی‌پسته میموند و مبتلا می‌شد و میمرد! شما در چنین شرایطی چیکار میخواستی بکنی؟ پسته یه چیزیه که فقط تو ایران و آمریکا خوب درمیاد‌. ازین ۶۰۰ هزارتن، پونصد و خورده‌ایش تولید این دو کشوره که بیابون‌های خاصی دارن. نمیتونی به اوکراین بگی تو هم پسته بکار! فرض کن همه باغات پسته ایران و آمریکا رو هم مصادره کردی، همه رو هم دادی به سوپرمن که بین همه توزیع کنه.‌. روز سیزدهم میخوای چیکار کنی؟
6
Anarchonomy
کرونا آخرین ویروسی نیست که سراغ ما آدم‌ها میاد‌. و این موجودات انقدر پیچیدگی دارند که نشه حدس زد در آینده چه خصوصیاتی دارند. فرض کنیم ویروس بعدی به شدت کشنده بود و فقط کسانی در برابرش مصون بودند که روزی حداقل ۵ تا پسته بخورند! طوری که هرکی پسته گیرش نیاد،…
نمیفهمن چی میگم
طبیعیه که حداکثر توان بازار در عرضه، بسیار کمتر از حداکثر نیاز فورس‌ماژور جامعه‌ باشه، چون ظرفیت رو برای روزهای عادی تنظیم می‌کنند. اگه ظرفیت رو برای روزهای بحرانی تنظیم کنند و در ۹۹ درصد زمان کار با ۵ درصد ظرفیت کار کنند، ورشکست میشن و همون مقدار عرضه هم از دست میره. تغییر مدیریت بنگاه، تأثیری در این واقعیت ایجاد نمی‌کنه. مدیر نمیتونه خودش رو به محصول تبدیل کنه. و گاهی حتی افزایش ظرفیت موقت هم میسر نیست. برفرض توان تولید دو برابر زمان عادی رو داشتیم، اما دو برابر مواد اولیه رو باید چطور تهیه کنیم؟ دقیقا حالت زمین و آب و هوای مناسب پسته‌ست که همه‌جا نیست، و نمیشه وسعتش رو حداقل در کوتاه مدت خیلی بیشتر کرد. پس گاهی مانع لجستیکی هست، و گاهی مانع لجستیکی نیست اما کمبود منابع هست. گاهی هردو مانع با هم هست. اینکه عین آپاچی‌ها بریزی اموال تولیدکننده رو مصادره کنی این موانع حذف نمیشن. پس همچنان اون محصول بسیار کمتر ازون مقداریه که همه میخوان، پس به خیلی‌ها نخواهد رسید. شاید حالت تراژدی به خودش بگیره، مثل فیلم‌های جنگی که یک کاراکتر فداکار در حمله شیمیایی ماسکش رو به یک کاراکتر ضعیف‌تر میده. اگه تراژدی محتوم باشه، که بعضی وقت‌ها به خاطر اون موانع، محتومه؛ با مصادره اموال و اشغال کارخانه‌ها هم محتوم خواهد بود. و اگر محتوم نباشه، یعنی راهی وجود داشته باشه که هم به منابع بیشتر دسترسی پیدا کرد و هم لجستیک رو توسعه داد، خود تولیدکنندگان بهتر بلدند انجامش بدن. عده‌ای ادعا می‌کنند هدف دولت رفع تراژدی نیست، بلکه تحمیل اولویت‌بندی در توزیعه. یعنی در بین مشتریان محصول، کسانی هستند که مستحق‌ترند و باید اول به اون‌ها برسه، و اگه اوضاع رو به بازار بسپاریم، نخواهد رسید! اگر واقعا در این هدف صادقند، راه حل خیلی ساده‌ای داره. تمام محصول تولیدکننده رو با قیمتی بالاتر از هرچه که در بازار تعیین شده بخرند، حتی می‌تونن تمام تولید شش ماه آینده رو پیش‌خرید کنند، بعد بین هرکسی که صلاح! دانستند توزیع کنند. چرا اینکار رو نمی‌کنند؟ چون مدعی‌اند اقدامی که ما داریم انجام میدهیم خیلی مهمه، انقدر مهم که جان مردم به آن وابسته‌ست، اما همزمان انقدر براشون بی‌اهمیته که میخوان مفت تموم بشه! مثل اینه که یه نفر با اسلحه مادرش رو بیاره بیمارستان و بگه مادر من رو خارج از نوبت جراحی کنید، دکتر هم از ترس بگه باشه ولی خرج وسایل یکبار مصرف عمل میشه پنج میلیون تومن. و پسره بگه کل مادرم پنج تومن نمیارزه، دو تومنش رو من میدم بقیه‌ش رو خودتون بدین!
3
توضیحاتم در مورد غیراخلاقی و نامشروع و غیرمنطقی و بیفایده بودن مصادره تولید در مواقع بحران، همون وضعیت میخ رو داره که قراره در سنگ فرو بره! چون مردم دچار سندروم «کودک خشمگین» هستند. در این سندروم فرد بیمار حس می‌کنه یک خشم معصومانه داره از ناملایمات زندگی که انقدر معتبره که باید قوانین فیزیک و ریاضی و آمار در برابرش خم بشن! کودک خشمگین به حرفاتون گوش میده و گوش میده و گوش میده و در انتها همون چیزی رو میگه که قبل ازینکه همه اون حرف‌ها رو بشنوه می‌گفت. برای همینه که پروژه گرتا انقدر خوب گرفت. همونطور که دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید، کودکان خشمگین هم کودک خشمگین ببینند خوششان آید. به گرتا هم دو ساعت توضیح بدی که دنیا اینجوری کار می‌کنه، این محدودیت‌ها هست، اینا واقعیاته، اینا واقعیات نیست، اینارو می‌دونیم، اینارو نمی‌دونیم، آخرش با خشمی معصومانه میگه «چطور دلت میاد بچه‌ها بمیرن تا بتونی بازم ماشین بنزینی سوار شی؟». کلیدواژه این کودکان چطور دلت میاده. چطور دلت میاد ببینی مردم ماسک ندارن و بذاری کارخونه ماسک آزادانه به فعالیتش ادامه بده؟
عقیده دارم انسان نباید کره بز باشد. کره بز قابلیت فهم اینکه داره از کجا میخوره رو نداره. انسان باید بفهمه از «چطور دلت میاد» چه ضربه‌هایی خورده.
پراید و سمندی که سوار میشیم حاصل سوال معصومانه‌ای بود که ایران‌خودرو پرسید: چطور دلتون میاد واردات ماشین رو آزاد بذارید که ما بیکار بشیم؟
با پولی که میشد صد متر آپارتمان بخریم حالا بیست و پنج متر از همون آپارتمان رو میدن، چون دولت معصومانه پرسید: چطور دلتون میاد پول چاپ نکنیم و به کارمندان و بازنشستگان و طلبکاران موسسات مالی اعتباری و سپرده‌‌گذاران بانکی و خریداران دلار و کارخانجات ورشکسته و نهادهای فرهنگی ندیم؟
6
اگه سپاه نبود دیجی‌کالا مدت‌ها قبل ورشکسته شده بود، حتی در همین بازار بسته. اما خلافکاری و شرارت، علیه هرکسی باید محکوم باشه، حتی همون‌هایی که منتفع ازین سیستم هستند.
4
در فهم شیعی-ایرانی از مذهب یک دوگانه وجود داره بین گناه، یعنی کارهایی که اگه انجام بدی روی زندگی اخرویت اثر سوء می‌ذاره، و خطا، یعنی کارهایی که اگه انجام بدی روی زندگی دنیویت اثر سوء میذاره (ژیمناستیک کلامی مفصلی هم درباره‌ش وجود داره در فقه). همواره وزن گناه در جامعه سنگین‌تر از خطا بوده، یا لاقل متشرعین می‌تونستن وانمود کنند که اینطوره. اما تعادل بین این دوگانه در دوران ما بشدت تحت حمله قرار گرفته. شوک اول زمانی بود که دوربین و تجهیزات نظارتی وارد زندگی شد. حتما یادتونه که چطور دلخور بودند که مردم در برابر دوربین خودداری بیشتری نشون میدن تا در برابر «محضر خدا». خیلی واضح شده بود که مردم بیشتر مواظب خطا بودند تا گناه. اما اوندفعه تونستن تقصیر رو بندازن گردن تکنولوژی. شوک دوم که الان و به خاطر کرونا بشون وارد شده اما فرق داره، چون تکنولوژی خاصی وارد معادله نشده. مردم بدون وابستگی به هر وسیله‌ای به شدت نگران خطای بهداشتی هستند، تا گناه.
کل هیکل مومن تبدیل به این سوال شده که «چه خبره؟». این کاغذها که می‌بینید واکنش روانی به این شوک هستند.
4
گفتم بورس ایران کازینوعه دوجین پیام اومد که ما دوستت داریم، پست‌های خوبی هم می‌نویسی، ولی در مورد چیزی که نسبت بش شناخت نداری اظهارنظر نکن!

حالا چیزی نشده که. رییس کازینو قاعده بازی رو عوض کرده. تمکین کنید.
3
مدت‌هاست در مدارس دیگه تقلب از روی دست همدیگه نه تنها خلاف نیست، و نه تنها قبیح نیست، بلکه حتی لازم هم نیست، چون خود معلمان و مسئولان مدرسه به دانش‌آموز کمک می‌کنند برگه رو پر کنه! چرا؟ چون اگه پر نشه و نمره‌ها بالا نره، امتیاز اون مدرسه میاد پایین!
ما شاهد یک فروپاشی اجتماعی به صورت زنده هستیم که در اون همه‌چیز فدای اسامی و عناوین و نماها و نمادها و پوسته‌ها میشه، چون هیچ‌چیز دیگه ارزش نداره. به نظر میرسه که کار از کار گذشته و باید حداقل این فروپاشی رو تاریخ‌نگاری کنیم برای نسل‌های آینده، و برای بقیه جوامع دنیا. یکی از اهداف من از نوشتن در این کانال هم دقیقا همینه. من دارم بغل جنازه‌م یه کوزه میذارم که بعدا اونو دربیارن و مطالعه کنند. و امیدوار باشم که بفهمن چه خبر بود. شاید همینش هم باقی نموند، اما باید نوشت.
7
احساس نیاز شما به زهد سیاسی و زهد انقلابی و زهد فرهنگی و زهد اخلاقی در این زمانه فروپاشی رو درک می‌کنم، ولی این‌ها اسمش نقشه راه نیست. فقط یک مثال میزنم برای ترسیم تاریکی راه پیش رو.. پیرمردهای ما خیلی فرق ندارند با پیرمردهای روس در زمان استالین. وقتی به اون‌ها گفته می‌شد استالین صدها هزار نفر رو اعدام کرده، براشون اهمیتی نداشت. می‌گفتند «تو نمی‌فهمی، تو که زمان ما رو ندیدی. استالین فلان کار و بهمان کار را برای ما کرد، ضمن اینکه کشور مقتدر شد! نمی‌بینی؟»
همه فکر می‌کردند با فرو ریختن دیوار برلین، اگه حتی پیرمردها عوض نشن، پسران و دختران‌شون جور دیگه‌ای بار میان. اما بعد ازین همه مدت و بعد ازینهمه ماجرا، همین الان جوان روس موجودیه که فقط میتونم با عبارت «بدبخت اقتدارگرا» توصیفش کنم. که امثال پوتین حالا حالاها میتونن ازشون سواری بگیرند. تنها تفاوت‌شون با اون پیرمردها اینه که پول خیلی بیشتری دارند برای خرج کردن، و بیشتر میرن باشگاه!
مسئله من این نیست که زهد شما برای پیرمردهای استالینیست الان بی‌اهمیته. این‌ها مهم نیستند. و از قضا ویروس هم داره فرآینده حذف‌شون رو تسریع می‌کنه. مسئله اینه که این زهد برای نسل بعد هم بی‌اهمیت و چه بسا بی‌معنیه. آیا میخوایم اخلاقیات‌مون هم با خودمون دفن بشه؟ من فکر می‌کنم هیچ راهی جز رادیکال شدن نداریم. همه نیروهای شر مقابل ما، رادیکالند. فقط ما نیستیم! به والله این درست نیست.‌



https://t.me/IslamicLeft/873
4
هرچند بایدن جهش خوبی داشت اما هنوز زوده برای پیش‌بینی.
اما یه چیزی هست داره نادیده گرفته میشه، که حتی ترامپ هم بش دامن میزنه (که البته اون هدف خودش رو داره). دارن اینطور القاء می‌کنند که درون حزب دموکرات کودتایی رخ داد تا جلوی سندرز گرفته بشه. اینو سال ۲۰۱۶ هم می‌گفتن، ولی الان که رقابت انقدر نزدیکه، با ایمان بیشتری میگن.
شاید واقعا این کار رو کرده باشند، اما لطفا نگاهی به رده سنی رأی‌دهنده‌ها بندازید. سندرز داره بیشتر رأی دانشجویانی رو می‌گیره که زیر شهریه دانشگاه له شدن و بشون وعده داده شده بدهی‌شون صاف خواهد شد! هزینه‌ش از کجا میاد؟ مالیات بر طبقه متوسط. فرض کنید شما یک شهروند طبقه متوسطی و تازه از دوره دانشجویی بیرون اومدی و داری یه زندگی برای خودت ترتیب میدی و یکم پس‌انداز داری. تو این برهه آخرین چیزی که ممکنه بخوای اینه که مالیاتت رو شدیدا زیاد کنند!
جوان‌ها مهمند، اما همه مردم جوان نیستند. این واقعیت، کاملا مستقل ازینه که گاوبندی‌ای در حزب رخ داده باشه یا نداده باشه.
4
خانوم گرافیست و طراح فونت ازینکه تعداد زن‌ها در محافل هنری این رشته کمتر از مردهاست آشفته‌خاطر شده و اومده یه فونت جدید طراحی کرده و اسمش رو گذاشته «دختر خوب»! و گفته میخواستم کاراکترها حداکثر فضا رو اشغال کنند، مثل مردها! و حتی در طراحی حرف G انتهای خط اومده تو شکم خودش، که اون نشونه تنه زدن مردها با آرنجشونه! 😐


مشکل بشر فقط کرونا نیست!