دقت کردهاید عزیزان دوستدار محیطزیست که همواره به خودروی سواری لعن میفرستند و چنان حمل و نقل عمومی را ستایش میکنند که ایلان ماسک لقب «مترو استالینیست» را به آنها داد، این روزها چه ساکتند؟ چون ضریح اینان هم که شفا میداد خودش منبع آلودگی شده! تازه در این شرایط ویژه است که دارد خطرناک بودن مترو و اتوبوس مشخص میشود.
البته مترو استالینیستها از رو نمیروند، و این مسافرتهای فلاکتبار به مسموم کردن زندگی شهری ادامه خواهند داد. و دور نیست که به بهانه توسعه زیرساخت حمل و نقل همگانی، زیرساخت حمل و نقل انفرادی را از بین ببرند. تا در روزهای بحرانی آینده، دست مردم برای جابجایی ایمن، بستهتر باشد.
البته مترو استالینیستها از رو نمیروند، و این مسافرتهای فلاکتبار به مسموم کردن زندگی شهری ادامه خواهند داد. و دور نیست که به بهانه توسعه زیرساخت حمل و نقل همگانی، زیرساخت حمل و نقل انفرادی را از بین ببرند. تا در روزهای بحرانی آینده، دست مردم برای جابجایی ایمن، بستهتر باشد.
❤6
Anarchonomy
دقت کردهاید عزیزان دوستدار محیطزیست که همواره به خودروی سواری لعن میفرستند و چنان حمل و نقل عمومی را ستایش میکنند که ایلان ماسک لقب «مترو استالینیست» را به آنها داد، این روزها چه ساکتند؟ چون ضریح اینان هم که شفا میداد خودش منبع آلودگی شده! تازه در این…
یکی از دوستان به این نکته زیبا اشاره کرد که حتی خودقرنطینگی مردم و کاهش فعالیتهای شهری و خلوتی خیابانها هم باعث نشده هوای تهران برای بیشتر گروههای سنی مسموم نباشد!
که یعنی منشأ اصلی این آلودگی جای دیگریست.. یا کارخانهها، یا موقعیت جغرافیایی تهران یا برجهایی که در مسیر باد ساختهاند، یا همه با هم. علیایحال به قول دکتر کردوانی، هشتاد سال پیش هم این وقت سال، هوا تمیز نبود.
اما این فرضیه که عامل این وضعیت خودروها هستند یک حقیقت بدیهی در نظرگرفته شده و دقیقا به این بهانه هزار و یک محدودیت و تنبیه برای مردم طراحی کردند.
که یعنی منشأ اصلی این آلودگی جای دیگریست.. یا کارخانهها، یا موقعیت جغرافیایی تهران یا برجهایی که در مسیر باد ساختهاند، یا همه با هم. علیایحال به قول دکتر کردوانی، هشتاد سال پیش هم این وقت سال، هوا تمیز نبود.
اما این فرضیه که عامل این وضعیت خودروها هستند یک حقیقت بدیهی در نظرگرفته شده و دقیقا به این بهانه هزار و یک محدودیت و تنبیه برای مردم طراحی کردند.
❤5
توافق آمریکا با طالبان بالاخره امضاء شد، که سندی رسمی بر شکست نظامی آمریکا در افغانستانه. آمریکا تعهد کرده که غیر از دیپلماتها و پرسنلی که برای آموزش اومدن، بقیه نیروها رو بیرون بکشه، و در مرحله بعد تحریم اعضای طالبان رو لغو کنه. یا به عبارتی، از لیست گروههای تروریست خارجش کنه. در مقابل طالبان متعهده که از خاک افغانستان در جهت تهدید امنیت آمریکا استفاده نکنه، و اگر افرادی در افغانستان قصد تهدید امنیت آمریکا رو داشتند، سرکوبشون کنه. سپس مذاکرات داخلی رو با بقیه گروههای افغان شروع کنه، و آمریکا از دولت حاصله حمایت مالی و توسعهای داشته باشه.
در متن هزاران بار ذکر شده که امارت اسلامی افغانستان را به رسمیت نمیشناسیم و فقط بش میگیم طالبان، اما کلیت توافق طوریه که انگار داره میگه ازین به بعد افغانستان رو میسپاریم به شما و از شما جواب میخوایم.
آمریکا میتونه به تعهداتش عمل کنه و به احتمال زیاد خواهد کرد. الان سوال مهم اینه که آیا طالبان هم عمل میکنه؟ یعنی حاضر خواهند شد جهاد بینالمللی رو به جهاد داخلی تنزل بدن؟ و اگر حاضر شدند، آیا این پایان جهاد اسلامی سنی خواهد بود؟
«کارشناسان» در روزهای آینده وراجیهای منفی زیادی خواهند کرد. چون هیچوقت اونها قرار نبوده که خون بدن. اما برای سرباز آمریکایی که ممکن بود خون بده، این بهترین خبری بود که این روزها میتونست بشنوه.
در متن هزاران بار ذکر شده که امارت اسلامی افغانستان را به رسمیت نمیشناسیم و فقط بش میگیم طالبان، اما کلیت توافق طوریه که انگار داره میگه ازین به بعد افغانستان رو میسپاریم به شما و از شما جواب میخوایم.
آمریکا میتونه به تعهداتش عمل کنه و به احتمال زیاد خواهد کرد. الان سوال مهم اینه که آیا طالبان هم عمل میکنه؟ یعنی حاضر خواهند شد جهاد بینالمللی رو به جهاد داخلی تنزل بدن؟ و اگر حاضر شدند، آیا این پایان جهاد اسلامی سنی خواهد بود؟
«کارشناسان» در روزهای آینده وراجیهای منفی زیادی خواهند کرد. چون هیچوقت اونها قرار نبوده که خون بدن. اما برای سرباز آمریکایی که ممکن بود خون بده، این بهترین خبری بود که این روزها میتونست بشنوه.
اینکه دولت چین نه تنها اونجوری که باید در برابر ویروس عمل نکرد و نمیکنه (از پنهان کردن زمان شروعش تا آمار دروغ) بلکه خودش بخشی از مشکله، یک بحثه، اینکه تونست در قرنطینه شهرهای چندین میلیون نفری نمایشی خیرهکننده از اقتدار اجرا کنه یک بحث دیگهست، و باید اینها رو از هم منفک دونست.
این نمایش اقتدار ممکن نمیشد مگر با شبکهای رگبرگی از جیرهخواران حکومتی که در تمام کشور پخش شدن و به رایگان فعالیتهایی انجام میدن که در غیر اونصورت به ارتشی بزرگتر از حتی ارتش چندمیلیوننفری چین نیاز میبود. یکی میشه نگهبان، یکی میشه مأمور انتقال غذا، یکی میشه منتقل کننده بیمار، یکی میشه گورکن برای قربانیها، یکی میشه اونی که دم گیت دمای مردم رو چک میکنه، یکی سم میپاشه، یکی با اسلحه وایمیسه کسی خطا نکنه، یکی به مردم کد میده، یکی کدها رو اسکن میکنه، و... که همه اینها نیاز به مدیریت منسجم و برنامهریزی داره و با عادات و رفتارهای هیئتی قابل انجام نیست.
جمهوریاسلامی اصلا و ابدا بیمیل نبود که نسخه داخلی این نمایش رو اجرا کنه تا مثل برادران چینی، هم شقه تکنوکراتی حکومت رو معتبر کنه، هم آبروی ریخته شده بسیج رو بش برگردونه. اما آقایان واقفند که از پس این برنامه برنمیان. از بعد از جنگ هشت ساله، بسیج تبدیل شد به سازمانی که دو وجه داشت. در یک وجه اعضایی هستند که هدفشون بهرهمندی از رانتهای گاه و بیگاه حکومتی بود، از جمله معافیت سربازی. و در وجه دیگه، اعضای ایدئولوژیک صرفا مشغول آئینهای سیاسی تقویمی مثل تظاهرات تکراری و تجمعات مناسبتی جلوی فلان سفارت و بهمان اداره و مشارکت در سرکوبهای خیابانی بودند، که هیچکدوم اینا نه برنامهریزی و نه کار تیمی چندان پیچیدهای نمیخواد.
ازین جهته که باید گفت بسیاری از مردم درباره ظرفیت نظام در بسیج نیرو ذهنیات نادرستی دارند که منطبق بر واقعیتهای روی زمین نیست. حداقل ازین به بعد میتونن از نمایش ووهان، به عنوان یک بنچمارک استفاده کنند.
این نمایش اقتدار ممکن نمیشد مگر با شبکهای رگبرگی از جیرهخواران حکومتی که در تمام کشور پخش شدن و به رایگان فعالیتهایی انجام میدن که در غیر اونصورت به ارتشی بزرگتر از حتی ارتش چندمیلیوننفری چین نیاز میبود. یکی میشه نگهبان، یکی میشه مأمور انتقال غذا، یکی میشه منتقل کننده بیمار، یکی میشه گورکن برای قربانیها، یکی میشه اونی که دم گیت دمای مردم رو چک میکنه، یکی سم میپاشه، یکی با اسلحه وایمیسه کسی خطا نکنه، یکی به مردم کد میده، یکی کدها رو اسکن میکنه، و... که همه اینها نیاز به مدیریت منسجم و برنامهریزی داره و با عادات و رفتارهای هیئتی قابل انجام نیست.
جمهوریاسلامی اصلا و ابدا بیمیل نبود که نسخه داخلی این نمایش رو اجرا کنه تا مثل برادران چینی، هم شقه تکنوکراتی حکومت رو معتبر کنه، هم آبروی ریخته شده بسیج رو بش برگردونه. اما آقایان واقفند که از پس این برنامه برنمیان. از بعد از جنگ هشت ساله، بسیج تبدیل شد به سازمانی که دو وجه داشت. در یک وجه اعضایی هستند که هدفشون بهرهمندی از رانتهای گاه و بیگاه حکومتی بود، از جمله معافیت سربازی. و در وجه دیگه، اعضای ایدئولوژیک صرفا مشغول آئینهای سیاسی تقویمی مثل تظاهرات تکراری و تجمعات مناسبتی جلوی فلان سفارت و بهمان اداره و مشارکت در سرکوبهای خیابانی بودند، که هیچکدوم اینا نه برنامهریزی و نه کار تیمی چندان پیچیدهای نمیخواد.
ازین جهته که باید گفت بسیاری از مردم درباره ظرفیت نظام در بسیج نیرو ذهنیات نادرستی دارند که منطبق بر واقعیتهای روی زمین نیست. حداقل ازین به بعد میتونن از نمایش ووهان، به عنوان یک بنچمارک استفاده کنند.
❤3
اعصابم رو از بین بردید از پس مهملات نظریه توطئه درباره ویروس و اون فیلمه و کارتون سیمپسونها و این چرت و پرتهای فراماسونی رو برام فرستادید و نظرم رو جویا شدید. تلگرامم شده مثل فولدر اسپم!
کاملا جدی میگم اگه کسی میخواد بلاک بشه، یه بار دیگه ازین مطالب برام بفرسته.
خروجی دستگاه آموزش پروش دولتی همین میشه دیگه.
کاملا جدی میگم اگه کسی میخواد بلاک بشه، یه بار دیگه ازین مطالب برام بفرسته.
خروجی دستگاه آموزش پروش دولتی همین میشه دیگه.
آیا از لحاظ اخلاقی اجازه داریم در زمان شیوع بیماری واگیردار تولیدکننده دستکش یکبارمصرف را مجبور کنیم محصولش را به جای صادرات، در بازار داخل و با قیمت پایینتر از بازار جهانی بفروشد؟
Anonymous Poll
47%
بله
53%
خیر
Anarchonomy
آیا از لحاظ اخلاقی اجازه داریم در زمان شیوع بیماری واگیردار تولیدکننده دستکش یکبارمصرف را مجبور کنیم محصولش را به جای صادرات، در بازار داخل و با قیمت پایینتر از بازار جهانی بفروشد؟
- یه چیزی قبلا گفتم و سر حرفم هستم: فعال اقتصادی سرباز پادگان نیست که بش بشین پاشو بدی (البته با اینکه به سرباز هم بشین پاشو بدن مخالفم. نود درصد فعالیتهای پادگانی در تضاد با علم فیتنسه و به بدن آسیب میزنه). دو تفاوت عمده هست بین سرباز و فعال اقتصادی. یک: سرباز تعهد داده که دفاع کنه و از زندگی خودش مایه بذاره. فعال اقتصادی چنین تعهدی نداده. دو: سرباز نمیتونه هروقت دلش خواست از سرباز بودن انصراف بده، ولی تولیدکننده میتونه هروقت خواست تولید رو متوقف کنه.
- یه چیزی قبلا گفتم و سر حرفم هستم: اگه دولت مجاز باشه غارت کنه و گروگان بگیره مردم هم باید مجاز باشند. اگه دولت اجازه داشته باشه بریزه تو کارخونه طرف و بگه محصولاتت مال تو نیست، مردم هم باید مجاز باشند بریزند کارخونهها و به صاحبانشون بگن محصولاتش مال خودش نیست. نقش فاعل تعیینکننده امر اخلاقی نیست، که بگیم غارت رو فلان نهاد انجام بده خوبه، ولی نهاد بهمان انجام بده بده! اگه ساکنان تجریش به بالا انجام بدن بده، مردم یاسوج انجام بدن خوبه!
- معیار اخلاقی نباید پرانتز زمانی داشته باشه. که بگیم فلان کار بد است، مگر در زمانی که شرایط چنین و چنان باشد. اینکه صنایع اسلحهسازی میلیونها دلار صرف تحقیق و توسعه میکنند برای ساخت بمبهایی که فقط سرنشین ماشین رو بکشه و نه مغازهداری که ماشین داشته از جلوش رد میشده، نتیجه حذف پرانتزهاست، چون بد بودن کشتن مردم در شرایط صلح رو بسط دادهاند به شرایط جنگی.
- در دو دوتا چهارتا، نباید پیرو ملانصرالدین بود. اگه قرار باشه تولیدکننده رو مجبور کنیم با قیمت پایینتر در داخل بفروشه بعد با بودجهای که از مالیات مردم به دست اومده خسارت تولیدکننده رو جبران کنیم، یعنی عملا با همون قیمت واقعیش برامون فاکتور شده، با این تفاوت که در حالت قبل از گروگانگیری، پولدارها هم به همون قیمتی میخریدند که بقیه میخرند، اما بعد از گروگانگیری گویی به پولدارها سوبسید داده میشه!
- تولیدکننده خودش متوجه وضعیت هست و بدون دخالت هر نیروی بیرونی، ممکن بود داوطلبانه اقدامی انجام بده که به نفع مشتریان داخلی باشه. چون به اعتبار تجاریش هم اضافه میکنه. اما رواج «احسان» نیاز به بستر داره. اگه غارت و گروگانگیری، روال عادی در شرایط غیرعادی باشه، احسان نمیتونه یک روال باشه. در هر محیطی، فقط جا برای یکیشون هست.
- یه چیزی قبلا گفتم و سر حرفم هستم: اگه دولت مجاز باشه غارت کنه و گروگان بگیره مردم هم باید مجاز باشند. اگه دولت اجازه داشته باشه بریزه تو کارخونه طرف و بگه محصولاتت مال تو نیست، مردم هم باید مجاز باشند بریزند کارخونهها و به صاحبانشون بگن محصولاتش مال خودش نیست. نقش فاعل تعیینکننده امر اخلاقی نیست، که بگیم غارت رو فلان نهاد انجام بده خوبه، ولی نهاد بهمان انجام بده بده! اگه ساکنان تجریش به بالا انجام بدن بده، مردم یاسوج انجام بدن خوبه!
- معیار اخلاقی نباید پرانتز زمانی داشته باشه. که بگیم فلان کار بد است، مگر در زمانی که شرایط چنین و چنان باشد. اینکه صنایع اسلحهسازی میلیونها دلار صرف تحقیق و توسعه میکنند برای ساخت بمبهایی که فقط سرنشین ماشین رو بکشه و نه مغازهداری که ماشین داشته از جلوش رد میشده، نتیجه حذف پرانتزهاست، چون بد بودن کشتن مردم در شرایط صلح رو بسط دادهاند به شرایط جنگی.
- در دو دوتا چهارتا، نباید پیرو ملانصرالدین بود. اگه قرار باشه تولیدکننده رو مجبور کنیم با قیمت پایینتر در داخل بفروشه بعد با بودجهای که از مالیات مردم به دست اومده خسارت تولیدکننده رو جبران کنیم، یعنی عملا با همون قیمت واقعیش برامون فاکتور شده، با این تفاوت که در حالت قبل از گروگانگیری، پولدارها هم به همون قیمتی میخریدند که بقیه میخرند، اما بعد از گروگانگیری گویی به پولدارها سوبسید داده میشه!
- تولیدکننده خودش متوجه وضعیت هست و بدون دخالت هر نیروی بیرونی، ممکن بود داوطلبانه اقدامی انجام بده که به نفع مشتریان داخلی باشه. چون به اعتبار تجاریش هم اضافه میکنه. اما رواج «احسان» نیاز به بستر داره. اگه غارت و گروگانگیری، روال عادی در شرایط غیرعادی باشه، احسان نمیتونه یک روال باشه. در هر محیطی، فقط جا برای یکیشون هست.
Anarchonomy
- یه چیزی قبلا گفتم و سر حرفم هستم: فعال اقتصادی سرباز پادگان نیست که بش بشین پاشو بدی (البته با اینکه به سرباز هم بشین پاشو بدن مخالفم. نود درصد فعالیتهای پادگانی در تضاد با علم فیتنسه و به بدن آسیب میزنه). دو تفاوت عمده هست بین سرباز و فعال اقتصادی. یک:…
این سوال رو میپرسند که «اگه تولیدکنندگان دست همکاری ندادند چی؟».
اول اینکه من سوال رو جور دیگهای میپرسم: «اگه تولیدکنندگان وقتی چماقها رو دیدند تولید رو متوقف کردند، چی؟». حتی اگه همه تولیدکنندگان قارون بودند! دو حالت داشت که به مردم بگن برید به جهنم. در حالت اول ممکنه بگن «برید به جهنم، قیمتش همینه». در حالت دوم ممکنه بگن «دیگه تولید نمیکنم دیوونهها، برید به جهنم». عواقب این دو اصلا در یک حد و اندازه نیست.
دوم اینکه چه در سطح فردی و چه در سطح اجتماعی اخلاقمداری نیاز به تمرین داره و نمیشه صبح پاشد گفت خب از امروز یک انسان اخلاقیام (که بعد شامل قاعده «از شنبه ورزش رو شروع میکنم» بشه). در یادگیری دوچرخهسواری یک لحظه تعیینکننده هست که درست در لحظهای که بدنت قراره با چالش حفظ تعادل مواجه بشه، مغزت میگه داریم میفتیم بذار پا رو بذاریم زمین! و هربار که به حرفش گوش میدیم یادگیریمون به تعویق میفته. تا وقتی که به محض اینکه جامعه با چالش اخلاقی مواجه میشه، از ترس بد شدن اوضاع، چماقها رو بالا ببریم، نمیتونیم یاد بگیریم روی خط نیکوکاری رکاب بزنیم.
اول اینکه من سوال رو جور دیگهای میپرسم: «اگه تولیدکنندگان وقتی چماقها رو دیدند تولید رو متوقف کردند، چی؟». حتی اگه همه تولیدکنندگان قارون بودند! دو حالت داشت که به مردم بگن برید به جهنم. در حالت اول ممکنه بگن «برید به جهنم، قیمتش همینه». در حالت دوم ممکنه بگن «دیگه تولید نمیکنم دیوونهها، برید به جهنم». عواقب این دو اصلا در یک حد و اندازه نیست.
دوم اینکه چه در سطح فردی و چه در سطح اجتماعی اخلاقمداری نیاز به تمرین داره و نمیشه صبح پاشد گفت خب از امروز یک انسان اخلاقیام (که بعد شامل قاعده «از شنبه ورزش رو شروع میکنم» بشه). در یادگیری دوچرخهسواری یک لحظه تعیینکننده هست که درست در لحظهای که بدنت قراره با چالش حفظ تعادل مواجه بشه، مغزت میگه داریم میفتیم بذار پا رو بذاریم زمین! و هربار که به حرفش گوش میدیم یادگیریمون به تعویق میفته. تا وقتی که به محض اینکه جامعه با چالش اخلاقی مواجه میشه، از ترس بد شدن اوضاع، چماقها رو بالا ببریم، نمیتونیم یاد بگیریم روی خط نیکوکاری رکاب بزنیم.
یکی از ترحمبرانگیزترین نمونههای damage control
رو میبینید. برای کنترل خسارتی که به اعتبار سیستم وارد شده مجبوره بگه ما نابغهایم، ما نخبهایم، ما روئینتنیم، ما دست شفا داریم، کور را بینا میکنیم، مرده را زنده میکنیم!
خیلی ناراحتند که عملکرد چین رو دیدیم. خیلی ناراحتند که عملکرد آمریکا و آلمان رو هم دیدیم و همهچیز رو میتونیم مقایسه کنیم. خیلی ناراحتند که به مقالات علمی دسترسی داریم. خیلی ناراحتند که اطلاعات لازم رو خودمون میتونیم به دست بیاریم. خیلی ناراحتند که میتونیم صدای پزشکان خارجی رو بشنویم و چرت و پرت رو از واقعیت تفکیک کنیم. خیلی ناراحتند که میتونیم صدای پزشکان هموطنمون که مزدور حکومتی نیستند هم بشنویم. خیلی ناراحتند که میتونیم خودمون رو قرنطینه کنیم ولی چشم و گوشمون باز بمونه.
https://t.me/lawmed/14001
رو میبینید. برای کنترل خسارتی که به اعتبار سیستم وارد شده مجبوره بگه ما نابغهایم، ما نخبهایم، ما روئینتنیم، ما دست شفا داریم، کور را بینا میکنیم، مرده را زنده میکنیم!
خیلی ناراحتند که عملکرد چین رو دیدیم. خیلی ناراحتند که عملکرد آمریکا و آلمان رو هم دیدیم و همهچیز رو میتونیم مقایسه کنیم. خیلی ناراحتند که به مقالات علمی دسترسی داریم. خیلی ناراحتند که اطلاعات لازم رو خودمون میتونیم به دست بیاریم. خیلی ناراحتند که میتونیم صدای پزشکان خارجی رو بشنویم و چرت و پرت رو از واقعیت تفکیک کنیم. خیلی ناراحتند که میتونیم صدای پزشکان هموطنمون که مزدور حکومتی نیستند هم بشنویم. خیلی ناراحتند که میتونیم خودمون رو قرنطینه کنیم ولی چشم و گوشمون باز بمونه.
https://t.me/lawmed/14001
❤4
درسته. اما شما «افکت قاشق نشسته» رو دستکم میگیرید. وقتی یک سیاستمدار داره سخنرانی میکنه و همه ساکت دارن گوش میدن یهو یکی پا میشه یه شعار مخالفی میده یا فحشی میپرونه. و بعد تیم حفاظت میفتن روش و دستاشو میبندن و از سالن میندازنش بیرون. بارها این اتفاق افتاده و خیلیهاشون رو دیدید. اگه همه میدونیم که تیم حفاظت چه خواهد کرد، پس چرا عدهای همیشه نقش قاشق نشسته رو بازی میکنند؟ یک دلیل ساده داره: یکدستی رو بهم میزنه. حتی مهم نیست انقدر سریع بپرن روش که نتونه جملهش رو کامل ادا کنه، همینکه یکدستی جمع بهم خورد، کافیه.
اینکه شما و رفیقت و مادرت و برادرت، فایل صوتی یک پزشک رو که داره روایتی متفاوت از روایت حکومتی رو منتقل میکنه معتبر حساب کنی، یعنی یکدستی بهم ریخت. و اینه که ناراحتشون میکنه.
اینکه شما و رفیقت و مادرت و برادرت، فایل صوتی یک پزشک رو که داره روایتی متفاوت از روایت حکومتی رو منتقل میکنه معتبر حساب کنی، یعنی یکدستی بهم ریخت. و اینه که ناراحتشون میکنه.
❤4
هی میگن از امکانات کشور استفاده کرده!
بابا مگه چیزی بش هبه کرده بودید؟ هر امکاناتی بش داده شده بوده پولش رو داده. و خیر، معافیت مالیاتی اسمش «امکانات» نیست. معافیت مالیاتی یعنی «میخواستیم جیبتو بزنیم، ولی فعلا نمیزنیم».
و خیر، برق ارزان اسمش امکانات نیست وقتی تورم ۴۰ درصده! شما تورم رو بکن صفر یا یک درصد، تولیدکننده از خداشه به جاش آب و برق رو با واقعیترین قیمت ممکن بخره.
چه امکاناتی؟ همینکه در این تونل وحشت که اسمش رو گذاشتیم ایران بنگاه تولیدی راه انداخته کار محیرالعقولی انجام داده.
بابا مگه چیزی بش هبه کرده بودید؟ هر امکاناتی بش داده شده بوده پولش رو داده. و خیر، معافیت مالیاتی اسمش «امکانات» نیست. معافیت مالیاتی یعنی «میخواستیم جیبتو بزنیم، ولی فعلا نمیزنیم».
و خیر، برق ارزان اسمش امکانات نیست وقتی تورم ۴۰ درصده! شما تورم رو بکن صفر یا یک درصد، تولیدکننده از خداشه به جاش آب و برق رو با واقعیترین قیمت ممکن بخره.
چه امکاناتی؟ همینکه در این تونل وحشت که اسمش رو گذاشتیم ایران بنگاه تولیدی راه انداخته کار محیرالعقولی انجام داده.
❤5
یادتونه گفتم اگر عمر رو از قبر در بیاریم و زندهش کنیم طوری که دقیقا با همون افکار ۱۴۰۰ سال پیش رجعت کنه و بش بگیم ایران رو اداره کن در همهچیز هم اختیار تام داری و یک سال فرصت داری، در انتهای اون سال شمای ایرانی زندگی بهتری میداشتی نسبت به انتهای امسال؟ حتی عمر! فکر میکنم الان دیگه دقیق فهمیده باشید چرا.
❤6
تصور عموم اینه که کارآفرینان جوان در راهاندازی و به ثمر رساندن استارتآپها موفقترند. نشستن استارتآپهای موفق رو بررسی کردن و مشخص شده متوسط سن بنیانگذارانی که شرکت تازه تأسیسشون سریعترین رشد رو داشته ۴۵ سال بوده!
واقعیتهای دنیای بیزینس رو تو کنفرانسهای ژیگول کارآفرینی به آدم منتقل نمیکنند. آب و لعاب (و فونت!) شاید عوض شده باشه، اما همچنان بالا کشیدن کسب و کار، گاو نر میخواهد و مرد کهن.
واقعیتهای دنیای بیزینس رو تو کنفرانسهای ژیگول کارآفرینی به آدم منتقل نمیکنند. آب و لعاب (و فونت!) شاید عوض شده باشه، اما همچنان بالا کشیدن کسب و کار، گاو نر میخواهد و مرد کهن.
هزینههای درمانی در آمریکا بالاست. اما راه حلش سوسیالیسم نیست. راه حلش ورشکست کردن کشور زیر بار بدهی به بیمهها نیست. راه حلش رقابت و بازار آزاد و بریدن دست دولته. اما فعلا که هرروز آزادی تحت حمله قرار میگیره و دست دولت درازتر میشه. پس برای «همین الان» چه باید کرد؟
یک کلیسا دست به کار شده و میره لیست بدهکاران بیمارستانها رو در میاره و بدهیشون رو صاف میکنه و یه نامه میفرسته خونهشون که توش نوشته دیگه بدهی نداری، دیگه نگران نباش!
آدمها بلدند دست همدیگه رو بگیرند. لازم نیست خودمون رو به دزد و گروگانگیر تبدیل کنیم تا نیازمندان بیکس و تنها نمونند.
یک کلیسا دست به کار شده و میره لیست بدهکاران بیمارستانها رو در میاره و بدهیشون رو صاف میکنه و یه نامه میفرسته خونهشون که توش نوشته دیگه بدهی نداری، دیگه نگران نباش!
آدمها بلدند دست همدیگه رو بگیرند. لازم نیست خودمون رو به دزد و گروگانگیر تبدیل کنیم تا نیازمندان بیکس و تنها نمونند.
❤5
احسان رازانی نوشته ما گونه بدی بودیم، گونههای دیگه رو منقرض و طبیعت رو نابود کردیم، و حالا طبیعت داره بوسیله ویروسها ازمون انتقام میگیره. و انتقامش هم کشتنمون نیست، بلکه وادار کردنمون به حفظ فاصله از همدیگهست. نمیخواد حذفمون کنه، میخواد زندگی رو برامون جهنم کنه.
ظاهرا خیال اینکه «یکی داره ازمون انتقام میگیره» رو نمیشه از انسانها گرفت. دههها و قرنها میان و میرن، و فقط کاراکتر انتقامگیرنده عوض میشه. یه روز اسمش قاصمالجبارین! است، یه روز دیگه پلنت ارث!
اما من یک سوال از ایشون دارم. فرض کنیم فرض ایشون درباره اینکه الان تکرری در شیوع بیماریها وجود داره که در قدیم وجود نداشت درست باشه، که به زعم من درست نیست، با چه اطمینانی میتونید بگید هزارسال پیش چند درصد فوتیها از ابتلا به ویروس بوده؟ ولی فرض کنیم درسته که یعنی الان با شرایطی روبروییم که قبلا وجود نداشته. بین اینکه هیچی ندونیم، از جمله اینکه چرا از پا میفتیم و چرا آدمهای شهرمون از بین میرن، ندانسته با هم حداکثر تماس و رابطه رو داشته باشیم؛ و اینکه بدونیم چه خبره و رابطهمون با جانوران دیگه، از جمله اونهایی که نمیبینیمشون، چطوره و دانسته تماس و رابطهمون رو کم و کنترلشده کنیم و عوضش آدمها بیشتر زنده بمونند، کدوم رو باید انتخاب کرد؟
لازم نیست بین این دو راهی گیر کنیم، علم هنوز دالانهای زیادی در پیش رو داره که روشن کنه، و وقتی روشن کرد دیگه ایدز و کرونا هیبت امروزشون رو نخواهند داشت، ولی بیایید فکر کنیم در این دو راهی گرفتاریم. کدومش رو باید انتخاب کرد؟
پاسخ من با قلبی آرام و دلی مطمئن، دومیه. من گربه نیستم که اگه تماس و نزدیکی رو ازم بگیرن کیفیت زندگیم افت شدیدی بکنه. من کتاب کسی رو باز میکنم و با نویسندهش زندگی میکنم که ششصدسال قبلتر ازینکه من به دنیا بیام، از دنیا رفته! کیفیت زندگی رو این نوع از رابطهها بالا میبره، نه انتقال خواسته یا ناخواسته ترشحات بدنمون بهمدیگه. صدالبته بدن عادتهایی داره، و به این عادتها معتاده. اما ترک یا محدودکردنشون چندان موجب مرض نیست.
احتمال داره ایشون در جواب بپرسه: «ذهن دیگران هرچقدر زیبا، نیاز تن منو تأمین نمیکنه. چه فایده داره بیشتر عمر کنی اما حتی نتونی به سلامت کسی اعتماد کنی برای سکس؟». من با یه سوال جوابش رو میدم: «اگه امکانش وجود داشت که قبل از سکس به طرفین اطلاع داده باشه به خاطر این تماس، جانشون رو از دست میدن، چه کسی میپذیرفت که انجامش بده؟».
یکی به جای آقای ساراماگو باید یه رمان دربارهش بنویسه.
ظاهرا خیال اینکه «یکی داره ازمون انتقام میگیره» رو نمیشه از انسانها گرفت. دههها و قرنها میان و میرن، و فقط کاراکتر انتقامگیرنده عوض میشه. یه روز اسمش قاصمالجبارین! است، یه روز دیگه پلنت ارث!
اما من یک سوال از ایشون دارم. فرض کنیم فرض ایشون درباره اینکه الان تکرری در شیوع بیماریها وجود داره که در قدیم وجود نداشت درست باشه، که به زعم من درست نیست، با چه اطمینانی میتونید بگید هزارسال پیش چند درصد فوتیها از ابتلا به ویروس بوده؟ ولی فرض کنیم درسته که یعنی الان با شرایطی روبروییم که قبلا وجود نداشته. بین اینکه هیچی ندونیم، از جمله اینکه چرا از پا میفتیم و چرا آدمهای شهرمون از بین میرن، ندانسته با هم حداکثر تماس و رابطه رو داشته باشیم؛ و اینکه بدونیم چه خبره و رابطهمون با جانوران دیگه، از جمله اونهایی که نمیبینیمشون، چطوره و دانسته تماس و رابطهمون رو کم و کنترلشده کنیم و عوضش آدمها بیشتر زنده بمونند، کدوم رو باید انتخاب کرد؟
لازم نیست بین این دو راهی گیر کنیم، علم هنوز دالانهای زیادی در پیش رو داره که روشن کنه، و وقتی روشن کرد دیگه ایدز و کرونا هیبت امروزشون رو نخواهند داشت، ولی بیایید فکر کنیم در این دو راهی گرفتاریم. کدومش رو باید انتخاب کرد؟
پاسخ من با قلبی آرام و دلی مطمئن، دومیه. من گربه نیستم که اگه تماس و نزدیکی رو ازم بگیرن کیفیت زندگیم افت شدیدی بکنه. من کتاب کسی رو باز میکنم و با نویسندهش زندگی میکنم که ششصدسال قبلتر ازینکه من به دنیا بیام، از دنیا رفته! کیفیت زندگی رو این نوع از رابطهها بالا میبره، نه انتقال خواسته یا ناخواسته ترشحات بدنمون بهمدیگه. صدالبته بدن عادتهایی داره، و به این عادتها معتاده. اما ترک یا محدودکردنشون چندان موجب مرض نیست.
احتمال داره ایشون در جواب بپرسه: «ذهن دیگران هرچقدر زیبا، نیاز تن منو تأمین نمیکنه. چه فایده داره بیشتر عمر کنی اما حتی نتونی به سلامت کسی اعتماد کنی برای سکس؟». من با یه سوال جوابش رو میدم: «اگه امکانش وجود داشت که قبل از سکس به طرفین اطلاع داده باشه به خاطر این تماس، جانشون رو از دست میدن، چه کسی میپذیرفت که انجامش بده؟».
یکی به جای آقای ساراماگو باید یه رمان دربارهش بنویسه.
بله رویابافی درین باره منطقی نیست. ولی دوست دارم رویا ببافم.. که یک روز مردم ایران، نه فقط برای یک تهدید بیولوژیک، که برای مسائل سیاسی و حقوقی هم چنین هماهنگی در رفتار رو نشون بدن. اگه این تعطیلی خودجوش یک اعتصاب مبارزاتی بود، هر حکومتی رو میتونست از نا بندازه.
https://t.me/mamlekate/48851
https://t.me/mamlekate/48851
Telegram
مملکته
لاهیجان -- مغازهها تعطیل؛ خیابونها خلوت؛ پیادهروها خالی.
#در_خانه_بمانیم
amiretemadi
@mamlekate
#در_خانه_بمانیم
amiretemadi
@mamlekate
❤1
در نظرسنجی از مردم تگزاس پرسیدن از عملکرد ترامپ راضی هستن یا نه و آیا بش رأی خواهند داد یا نه. ۴۰ درصد لاتینتبارها گفتن راضی هستند و رأی هم خواهند داد. که این از سال ۲۰۱۶ بالاتره. البته در کل اکثریت لاتینتبارها به نامزد دموکرات رأی خواهند داد، اما بالاکشیدن سهم جمهوری خواهان در بین اینها کار شاقی بود که فقط ترامپ از پسش برمیاومد، که البته همزمان نشون میده همه اقلیتها مثل هم نیستند. در دهان سیاهپوستان عسل هم بذاری اینطرف نمیان، اما لاتینتبارها آدمهای معقولتر و عملگراتری هستند، و نکته اینه که جمعیتشون داره به صورت انفجاری بالا میره.
مردم در آمریکا مواد شوینده و ضدعفونیکننده رو از فروشگاهها جارو میکنند اما شعبات استارباکس مملو از جمعیته! ما هم اینجا پیرمردها رو به خیال خودمون در خونه قرنطینه کردیم بعد خودمون میریم بیرون!
عامل اصلی این تناقضات که باعث شده مردم «تصور کنند» که دارند اقدامات پیشگیرانه انجام میدن، خبرنگارها هستند. در ایران خبرنگارهایی که کارمند روابط عمومی حکومت هستند، و در بقیه کشورها خبرنگارهایی که برای درک بسیاری از مسائل شعور کافی ندارند.
کار ژورنالیست اینه که حقیقتی رو به مردم بگه که دوست ندارند بشنوند. اما در زمانه ما دقیقا دروغی رو به مردم میگن که دوست دارند بشنوند. دروغهایی مثل این که خودت رعایت کنی کافیه! یا احتمال اینکه از افتادن از پلهها بمیری بیشتر ازینه که از کرونا بمیری!
حتی اگه دامنه اثرگذاری خبرنگارها فقط در حوزه سیاست بود، باید یک تهدید برای امنیت جهان حسابشون میکردیم.. اما متأسفانه در حوزه سلامت هم مرجع قابل اعتماد خیلی از مردم هستند، و اینه که داستان رو ترسناک کرده.
عامل اصلی این تناقضات که باعث شده مردم «تصور کنند» که دارند اقدامات پیشگیرانه انجام میدن، خبرنگارها هستند. در ایران خبرنگارهایی که کارمند روابط عمومی حکومت هستند، و در بقیه کشورها خبرنگارهایی که برای درک بسیاری از مسائل شعور کافی ندارند.
کار ژورنالیست اینه که حقیقتی رو به مردم بگه که دوست ندارند بشنوند. اما در زمانه ما دقیقا دروغی رو به مردم میگن که دوست دارند بشنوند. دروغهایی مثل این که خودت رعایت کنی کافیه! یا احتمال اینکه از افتادن از پلهها بمیری بیشتر ازینه که از کرونا بمیری!
حتی اگه دامنه اثرگذاری خبرنگارها فقط در حوزه سیاست بود، باید یک تهدید برای امنیت جهان حسابشون میکردیم.. اما متأسفانه در حوزه سلامت هم مرجع قابل اعتماد خیلی از مردم هستند، و اینه که داستان رو ترسناک کرده.