نوشته «پیرزن و پیرمردی را میشناختم که خانه خودشان را در شهر فروختند، به مزرعهای در وسط برهوت نقل مکان کردند و در آنجا خانهای ساختند که سنگری برای روزهای آخرالزمانی داشت و با سرمایهای که از بازنشستگی برایشان مانده بود همه مواد غذایی و لوازمی که برای روزهای بحرانی لازم بود تهیه کرده بودند و در آن سنگر قرار میدادند. و بالاخره بحران هولناک آمد. و سرطان بود. که برایش هیچگونه آمادگی نداشتند».
مثل یک داستان کوتاه میمونه، با این فرق که خود راوی هم بخشی از داستانه. و اتفاقا در هالیوود ازین نوع روایت زیاد استفاده شده. راوی میخواد بگه بعضیها خیلی سخت میگیرند برای زنده ماندن، و آخرش خیلی راحت تسلیم مرگ میشن. پس راوی صرفا یک گزارشگر نیست، بلکه خودش هم یک موضع معین داره: قرار باشه بمیریم، میمیریم! اگه این موضع رو نداشت، این داستان رو روایت نمیکرد. یعنی همینکه روایتش میکنه، خودش بخشی از داستان میشه. پس داستان اصلی سه تا کاراکتر داره: پیرزن و پیرمردی که سخت میگیرند، و کسی که داشته آنها را میدیده و بیخیال است! که البته ما فقط کاراکتر سومی رو میشناسیم. در سناریوهای هالیوود هم کاراکترهایی که زیاد حرص میزنند، زنده به انتهای فیلم نمیرسند. سناریونویس سرنوشت رو طوری طراحی میکنه که حرصزننده به انتها نرسه، که بشه نتیجه گرفت زیاد حرص زدن بیفایدهست، و حتی خندهداره. و لذا خود نویسنده سناریو هم یکی از کاراکترهاست، که با حرصزنندهها تضاد فکری داره.
اما با وجود این تضاد، هر دو طرف در یک چیز مشترکند. و اون اینه که اجازه میدن یک وضعیت روانی به کل زندگیشون مسلط شه. یکیشون اجازه داده ترس از آینده تمام ابعاد زندگیش رو تحت تأثیر قرار بده، و اون یکی اجازه داده بیخیالی که نوعی تلقین برای رهایی از استرسهای طبیعته، تمام ابعاد زندگیش رو تحت تأثیر قرار بده. تلقین اینکه ما هیچکارهایم، یا آمادگی و آمادهسازی افکتیو نیست!
شجاعت، شامل پذیرفتن این واقعیت هم هست که «ممکن است بسیاری از فعالیتهایی که انجام میدهم نفعی که فکر میکنم برایم داشته باشند را نداشته باشند، و این بخشی از زندگی من است».
مثل یک داستان کوتاه میمونه، با این فرق که خود راوی هم بخشی از داستانه. و اتفاقا در هالیوود ازین نوع روایت زیاد استفاده شده. راوی میخواد بگه بعضیها خیلی سخت میگیرند برای زنده ماندن، و آخرش خیلی راحت تسلیم مرگ میشن. پس راوی صرفا یک گزارشگر نیست، بلکه خودش هم یک موضع معین داره: قرار باشه بمیریم، میمیریم! اگه این موضع رو نداشت، این داستان رو روایت نمیکرد. یعنی همینکه روایتش میکنه، خودش بخشی از داستان میشه. پس داستان اصلی سه تا کاراکتر داره: پیرزن و پیرمردی که سخت میگیرند، و کسی که داشته آنها را میدیده و بیخیال است! که البته ما فقط کاراکتر سومی رو میشناسیم. در سناریوهای هالیوود هم کاراکترهایی که زیاد حرص میزنند، زنده به انتهای فیلم نمیرسند. سناریونویس سرنوشت رو طوری طراحی میکنه که حرصزننده به انتها نرسه، که بشه نتیجه گرفت زیاد حرص زدن بیفایدهست، و حتی خندهداره. و لذا خود نویسنده سناریو هم یکی از کاراکترهاست، که با حرصزنندهها تضاد فکری داره.
اما با وجود این تضاد، هر دو طرف در یک چیز مشترکند. و اون اینه که اجازه میدن یک وضعیت روانی به کل زندگیشون مسلط شه. یکیشون اجازه داده ترس از آینده تمام ابعاد زندگیش رو تحت تأثیر قرار بده، و اون یکی اجازه داده بیخیالی که نوعی تلقین برای رهایی از استرسهای طبیعته، تمام ابعاد زندگیش رو تحت تأثیر قرار بده. تلقین اینکه ما هیچکارهایم، یا آمادگی و آمادهسازی افکتیو نیست!
شجاعت، شامل پذیرفتن این واقعیت هم هست که «ممکن است بسیاری از فعالیتهایی که انجام میدهم نفعی که فکر میکنم برایم داشته باشند را نداشته باشند، و این بخشی از زندگی من است».
❤4
یه عکس همراه با فایل صوتی برام فرستادن که اصلا نمیتونم تأییدش کنم. و یکم هم عجیبه. ولی بهرحال میذارم گوش بدید.
بهرحال چه این نگرانی معتبر باشه چه نباشه، فکر میکنم خودمون الکل رو با آب مخلوط کنیم و استفاده کنیم مطمئنتر باشه.
Handwash allergies
<unknown>
برای دوستانی که فایل قبلی رو نمیتونستن باز کنند.
(یه پلیر درست حسابی نصب کنید خواهشن).
(یه پلیر درست حسابی نصب کنید خواهشن).
دولت چنان همه رو به زامبیهای بدون اختیار و بدون فکر و بدون استقلال تبدیل کرده که چنان وجودش رو بدیهی و لازم میبینند که قبایل بدوی قربانی کردن کودکان در برابر بت اعظم شهر رو بدیهی و لازم میدیدند.
هزینه تست کرونا در بیمارستانهای خصوصی آمریکا ممکنه به ۳هزار دلار برسه! (در ایران ۸۵۰ هزارتومنه). ولی وقتی وارد دنیای پیچیده قیمتگذاری میشیم میبینیم اگه بیمههای منحوس دولتی و دخالتهای حاکمیتی نبود اساسا همهچیز ارزانتر میبود، حتی اگه همه فعالان این صنعت اخلاق قارون رو داشتند!
در موضوع قرنطینه هم که نیاز به اقتدار بالایی داره و هیچجا به اندازه چین غلظت این اقتدار انقدر بالا نیست، نتایج رو دیدیم! واقعا مضحکه که مزیت دولت رو دقیقا در جایی ذکر میکنند که در عمل نقطه ضعف دولتهاست. دولتها حتی امور ساده و روزمره رو هم با حداقل بازدهی انجام میدن. در کارهایی که نیاز به اعمال قوه قهریه گسترده و همهجانبه هست، کم میارن، فرقی نداره چقدر توتالیتر باشند یا چقدر بودجه داشته باشند. چون سایز مسئله بزرگتر از سایز دولته. کارهایی با این سایز و ابعاد فقط وقتی میتونه با حداکثر بازدهی انجام بشه که قدرت توزیع شده باشه و هر کلونی لوکال مستقلا مسئولیتهای جغرافیای خودش رو به عهده بگیره.
چه دهاتهایی که خودشون رو در برابر حمله مغولها حفظ کردند، ولی دولت خوارزمشاهی با اون دبدبه، نتونست.
https://t.me/neychabouriat/749
هزینه تست کرونا در بیمارستانهای خصوصی آمریکا ممکنه به ۳هزار دلار برسه! (در ایران ۸۵۰ هزارتومنه). ولی وقتی وارد دنیای پیچیده قیمتگذاری میشیم میبینیم اگه بیمههای منحوس دولتی و دخالتهای حاکمیتی نبود اساسا همهچیز ارزانتر میبود، حتی اگه همه فعالان این صنعت اخلاق قارون رو داشتند!
در موضوع قرنطینه هم که نیاز به اقتدار بالایی داره و هیچجا به اندازه چین غلظت این اقتدار انقدر بالا نیست، نتایج رو دیدیم! واقعا مضحکه که مزیت دولت رو دقیقا در جایی ذکر میکنند که در عمل نقطه ضعف دولتهاست. دولتها حتی امور ساده و روزمره رو هم با حداقل بازدهی انجام میدن. در کارهایی که نیاز به اعمال قوه قهریه گسترده و همهجانبه هست، کم میارن، فرقی نداره چقدر توتالیتر باشند یا چقدر بودجه داشته باشند. چون سایز مسئله بزرگتر از سایز دولته. کارهایی با این سایز و ابعاد فقط وقتی میتونه با حداکثر بازدهی انجام بشه که قدرت توزیع شده باشه و هر کلونی لوکال مستقلا مسئولیتهای جغرافیای خودش رو به عهده بگیره.
چه دهاتهایی که خودشون رو در برابر حمله مغولها حفظ کردند، ولی دولت خوارزمشاهی با اون دبدبه، نتونست.
https://t.me/neychabouriat/749
❤4
دقت کردهاید عزیزان دوستدار محیطزیست که همواره به خودروی سواری لعن میفرستند و چنان حمل و نقل عمومی را ستایش میکنند که ایلان ماسک لقب «مترو استالینیست» را به آنها داد، این روزها چه ساکتند؟ چون ضریح اینان هم که شفا میداد خودش منبع آلودگی شده! تازه در این شرایط ویژه است که دارد خطرناک بودن مترو و اتوبوس مشخص میشود.
البته مترو استالینیستها از رو نمیروند، و این مسافرتهای فلاکتبار به مسموم کردن زندگی شهری ادامه خواهند داد. و دور نیست که به بهانه توسعه زیرساخت حمل و نقل همگانی، زیرساخت حمل و نقل انفرادی را از بین ببرند. تا در روزهای بحرانی آینده، دست مردم برای جابجایی ایمن، بستهتر باشد.
البته مترو استالینیستها از رو نمیروند، و این مسافرتهای فلاکتبار به مسموم کردن زندگی شهری ادامه خواهند داد. و دور نیست که به بهانه توسعه زیرساخت حمل و نقل همگانی، زیرساخت حمل و نقل انفرادی را از بین ببرند. تا در روزهای بحرانی آینده، دست مردم برای جابجایی ایمن، بستهتر باشد.
❤6
Anarchonomy
دقت کردهاید عزیزان دوستدار محیطزیست که همواره به خودروی سواری لعن میفرستند و چنان حمل و نقل عمومی را ستایش میکنند که ایلان ماسک لقب «مترو استالینیست» را به آنها داد، این روزها چه ساکتند؟ چون ضریح اینان هم که شفا میداد خودش منبع آلودگی شده! تازه در این…
یکی از دوستان به این نکته زیبا اشاره کرد که حتی خودقرنطینگی مردم و کاهش فعالیتهای شهری و خلوتی خیابانها هم باعث نشده هوای تهران برای بیشتر گروههای سنی مسموم نباشد!
که یعنی منشأ اصلی این آلودگی جای دیگریست.. یا کارخانهها، یا موقعیت جغرافیایی تهران یا برجهایی که در مسیر باد ساختهاند، یا همه با هم. علیایحال به قول دکتر کردوانی، هشتاد سال پیش هم این وقت سال، هوا تمیز نبود.
اما این فرضیه که عامل این وضعیت خودروها هستند یک حقیقت بدیهی در نظرگرفته شده و دقیقا به این بهانه هزار و یک محدودیت و تنبیه برای مردم طراحی کردند.
که یعنی منشأ اصلی این آلودگی جای دیگریست.. یا کارخانهها، یا موقعیت جغرافیایی تهران یا برجهایی که در مسیر باد ساختهاند، یا همه با هم. علیایحال به قول دکتر کردوانی، هشتاد سال پیش هم این وقت سال، هوا تمیز نبود.
اما این فرضیه که عامل این وضعیت خودروها هستند یک حقیقت بدیهی در نظرگرفته شده و دقیقا به این بهانه هزار و یک محدودیت و تنبیه برای مردم طراحی کردند.
❤5
توافق آمریکا با طالبان بالاخره امضاء شد، که سندی رسمی بر شکست نظامی آمریکا در افغانستانه. آمریکا تعهد کرده که غیر از دیپلماتها و پرسنلی که برای آموزش اومدن، بقیه نیروها رو بیرون بکشه، و در مرحله بعد تحریم اعضای طالبان رو لغو کنه. یا به عبارتی، از لیست گروههای تروریست خارجش کنه. در مقابل طالبان متعهده که از خاک افغانستان در جهت تهدید امنیت آمریکا استفاده نکنه، و اگر افرادی در افغانستان قصد تهدید امنیت آمریکا رو داشتند، سرکوبشون کنه. سپس مذاکرات داخلی رو با بقیه گروههای افغان شروع کنه، و آمریکا از دولت حاصله حمایت مالی و توسعهای داشته باشه.
در متن هزاران بار ذکر شده که امارت اسلامی افغانستان را به رسمیت نمیشناسیم و فقط بش میگیم طالبان، اما کلیت توافق طوریه که انگار داره میگه ازین به بعد افغانستان رو میسپاریم به شما و از شما جواب میخوایم.
آمریکا میتونه به تعهداتش عمل کنه و به احتمال زیاد خواهد کرد. الان سوال مهم اینه که آیا طالبان هم عمل میکنه؟ یعنی حاضر خواهند شد جهاد بینالمللی رو به جهاد داخلی تنزل بدن؟ و اگر حاضر شدند، آیا این پایان جهاد اسلامی سنی خواهد بود؟
«کارشناسان» در روزهای آینده وراجیهای منفی زیادی خواهند کرد. چون هیچوقت اونها قرار نبوده که خون بدن. اما برای سرباز آمریکایی که ممکن بود خون بده، این بهترین خبری بود که این روزها میتونست بشنوه.
در متن هزاران بار ذکر شده که امارت اسلامی افغانستان را به رسمیت نمیشناسیم و فقط بش میگیم طالبان، اما کلیت توافق طوریه که انگار داره میگه ازین به بعد افغانستان رو میسپاریم به شما و از شما جواب میخوایم.
آمریکا میتونه به تعهداتش عمل کنه و به احتمال زیاد خواهد کرد. الان سوال مهم اینه که آیا طالبان هم عمل میکنه؟ یعنی حاضر خواهند شد جهاد بینالمللی رو به جهاد داخلی تنزل بدن؟ و اگر حاضر شدند، آیا این پایان جهاد اسلامی سنی خواهد بود؟
«کارشناسان» در روزهای آینده وراجیهای منفی زیادی خواهند کرد. چون هیچوقت اونها قرار نبوده که خون بدن. اما برای سرباز آمریکایی که ممکن بود خون بده، این بهترین خبری بود که این روزها میتونست بشنوه.
اینکه دولت چین نه تنها اونجوری که باید در برابر ویروس عمل نکرد و نمیکنه (از پنهان کردن زمان شروعش تا آمار دروغ) بلکه خودش بخشی از مشکله، یک بحثه، اینکه تونست در قرنطینه شهرهای چندین میلیون نفری نمایشی خیرهکننده از اقتدار اجرا کنه یک بحث دیگهست، و باید اینها رو از هم منفک دونست.
این نمایش اقتدار ممکن نمیشد مگر با شبکهای رگبرگی از جیرهخواران حکومتی که در تمام کشور پخش شدن و به رایگان فعالیتهایی انجام میدن که در غیر اونصورت به ارتشی بزرگتر از حتی ارتش چندمیلیوننفری چین نیاز میبود. یکی میشه نگهبان، یکی میشه مأمور انتقال غذا، یکی میشه منتقل کننده بیمار، یکی میشه گورکن برای قربانیها، یکی میشه اونی که دم گیت دمای مردم رو چک میکنه، یکی سم میپاشه، یکی با اسلحه وایمیسه کسی خطا نکنه، یکی به مردم کد میده، یکی کدها رو اسکن میکنه، و... که همه اینها نیاز به مدیریت منسجم و برنامهریزی داره و با عادات و رفتارهای هیئتی قابل انجام نیست.
جمهوریاسلامی اصلا و ابدا بیمیل نبود که نسخه داخلی این نمایش رو اجرا کنه تا مثل برادران چینی، هم شقه تکنوکراتی حکومت رو معتبر کنه، هم آبروی ریخته شده بسیج رو بش برگردونه. اما آقایان واقفند که از پس این برنامه برنمیان. از بعد از جنگ هشت ساله، بسیج تبدیل شد به سازمانی که دو وجه داشت. در یک وجه اعضایی هستند که هدفشون بهرهمندی از رانتهای گاه و بیگاه حکومتی بود، از جمله معافیت سربازی. و در وجه دیگه، اعضای ایدئولوژیک صرفا مشغول آئینهای سیاسی تقویمی مثل تظاهرات تکراری و تجمعات مناسبتی جلوی فلان سفارت و بهمان اداره و مشارکت در سرکوبهای خیابانی بودند، که هیچکدوم اینا نه برنامهریزی و نه کار تیمی چندان پیچیدهای نمیخواد.
ازین جهته که باید گفت بسیاری از مردم درباره ظرفیت نظام در بسیج نیرو ذهنیات نادرستی دارند که منطبق بر واقعیتهای روی زمین نیست. حداقل ازین به بعد میتونن از نمایش ووهان، به عنوان یک بنچمارک استفاده کنند.
این نمایش اقتدار ممکن نمیشد مگر با شبکهای رگبرگی از جیرهخواران حکومتی که در تمام کشور پخش شدن و به رایگان فعالیتهایی انجام میدن که در غیر اونصورت به ارتشی بزرگتر از حتی ارتش چندمیلیوننفری چین نیاز میبود. یکی میشه نگهبان، یکی میشه مأمور انتقال غذا، یکی میشه منتقل کننده بیمار، یکی میشه گورکن برای قربانیها، یکی میشه اونی که دم گیت دمای مردم رو چک میکنه، یکی سم میپاشه، یکی با اسلحه وایمیسه کسی خطا نکنه، یکی به مردم کد میده، یکی کدها رو اسکن میکنه، و... که همه اینها نیاز به مدیریت منسجم و برنامهریزی داره و با عادات و رفتارهای هیئتی قابل انجام نیست.
جمهوریاسلامی اصلا و ابدا بیمیل نبود که نسخه داخلی این نمایش رو اجرا کنه تا مثل برادران چینی، هم شقه تکنوکراتی حکومت رو معتبر کنه، هم آبروی ریخته شده بسیج رو بش برگردونه. اما آقایان واقفند که از پس این برنامه برنمیان. از بعد از جنگ هشت ساله، بسیج تبدیل شد به سازمانی که دو وجه داشت. در یک وجه اعضایی هستند که هدفشون بهرهمندی از رانتهای گاه و بیگاه حکومتی بود، از جمله معافیت سربازی. و در وجه دیگه، اعضای ایدئولوژیک صرفا مشغول آئینهای سیاسی تقویمی مثل تظاهرات تکراری و تجمعات مناسبتی جلوی فلان سفارت و بهمان اداره و مشارکت در سرکوبهای خیابانی بودند، که هیچکدوم اینا نه برنامهریزی و نه کار تیمی چندان پیچیدهای نمیخواد.
ازین جهته که باید گفت بسیاری از مردم درباره ظرفیت نظام در بسیج نیرو ذهنیات نادرستی دارند که منطبق بر واقعیتهای روی زمین نیست. حداقل ازین به بعد میتونن از نمایش ووهان، به عنوان یک بنچمارک استفاده کنند.
❤3
اعصابم رو از بین بردید از پس مهملات نظریه توطئه درباره ویروس و اون فیلمه و کارتون سیمپسونها و این چرت و پرتهای فراماسونی رو برام فرستادید و نظرم رو جویا شدید. تلگرامم شده مثل فولدر اسپم!
کاملا جدی میگم اگه کسی میخواد بلاک بشه، یه بار دیگه ازین مطالب برام بفرسته.
خروجی دستگاه آموزش پروش دولتی همین میشه دیگه.
کاملا جدی میگم اگه کسی میخواد بلاک بشه، یه بار دیگه ازین مطالب برام بفرسته.
خروجی دستگاه آموزش پروش دولتی همین میشه دیگه.
آیا از لحاظ اخلاقی اجازه داریم در زمان شیوع بیماری واگیردار تولیدکننده دستکش یکبارمصرف را مجبور کنیم محصولش را به جای صادرات، در بازار داخل و با قیمت پایینتر از بازار جهانی بفروشد؟
Anonymous Poll
47%
بله
53%
خیر
Anarchonomy
آیا از لحاظ اخلاقی اجازه داریم در زمان شیوع بیماری واگیردار تولیدکننده دستکش یکبارمصرف را مجبور کنیم محصولش را به جای صادرات، در بازار داخل و با قیمت پایینتر از بازار جهانی بفروشد؟
- یه چیزی قبلا گفتم و سر حرفم هستم: فعال اقتصادی سرباز پادگان نیست که بش بشین پاشو بدی (البته با اینکه به سرباز هم بشین پاشو بدن مخالفم. نود درصد فعالیتهای پادگانی در تضاد با علم فیتنسه و به بدن آسیب میزنه). دو تفاوت عمده هست بین سرباز و فعال اقتصادی. یک: سرباز تعهد داده که دفاع کنه و از زندگی خودش مایه بذاره. فعال اقتصادی چنین تعهدی نداده. دو: سرباز نمیتونه هروقت دلش خواست از سرباز بودن انصراف بده، ولی تولیدکننده میتونه هروقت خواست تولید رو متوقف کنه.
- یه چیزی قبلا گفتم و سر حرفم هستم: اگه دولت مجاز باشه غارت کنه و گروگان بگیره مردم هم باید مجاز باشند. اگه دولت اجازه داشته باشه بریزه تو کارخونه طرف و بگه محصولاتت مال تو نیست، مردم هم باید مجاز باشند بریزند کارخونهها و به صاحبانشون بگن محصولاتش مال خودش نیست. نقش فاعل تعیینکننده امر اخلاقی نیست، که بگیم غارت رو فلان نهاد انجام بده خوبه، ولی نهاد بهمان انجام بده بده! اگه ساکنان تجریش به بالا انجام بدن بده، مردم یاسوج انجام بدن خوبه!
- معیار اخلاقی نباید پرانتز زمانی داشته باشه. که بگیم فلان کار بد است، مگر در زمانی که شرایط چنین و چنان باشد. اینکه صنایع اسلحهسازی میلیونها دلار صرف تحقیق و توسعه میکنند برای ساخت بمبهایی که فقط سرنشین ماشین رو بکشه و نه مغازهداری که ماشین داشته از جلوش رد میشده، نتیجه حذف پرانتزهاست، چون بد بودن کشتن مردم در شرایط صلح رو بسط دادهاند به شرایط جنگی.
- در دو دوتا چهارتا، نباید پیرو ملانصرالدین بود. اگه قرار باشه تولیدکننده رو مجبور کنیم با قیمت پایینتر در داخل بفروشه بعد با بودجهای که از مالیات مردم به دست اومده خسارت تولیدکننده رو جبران کنیم، یعنی عملا با همون قیمت واقعیش برامون فاکتور شده، با این تفاوت که در حالت قبل از گروگانگیری، پولدارها هم به همون قیمتی میخریدند که بقیه میخرند، اما بعد از گروگانگیری گویی به پولدارها سوبسید داده میشه!
- تولیدکننده خودش متوجه وضعیت هست و بدون دخالت هر نیروی بیرونی، ممکن بود داوطلبانه اقدامی انجام بده که به نفع مشتریان داخلی باشه. چون به اعتبار تجاریش هم اضافه میکنه. اما رواج «احسان» نیاز به بستر داره. اگه غارت و گروگانگیری، روال عادی در شرایط غیرعادی باشه، احسان نمیتونه یک روال باشه. در هر محیطی، فقط جا برای یکیشون هست.
- یه چیزی قبلا گفتم و سر حرفم هستم: اگه دولت مجاز باشه غارت کنه و گروگان بگیره مردم هم باید مجاز باشند. اگه دولت اجازه داشته باشه بریزه تو کارخونه طرف و بگه محصولاتت مال تو نیست، مردم هم باید مجاز باشند بریزند کارخونهها و به صاحبانشون بگن محصولاتش مال خودش نیست. نقش فاعل تعیینکننده امر اخلاقی نیست، که بگیم غارت رو فلان نهاد انجام بده خوبه، ولی نهاد بهمان انجام بده بده! اگه ساکنان تجریش به بالا انجام بدن بده، مردم یاسوج انجام بدن خوبه!
- معیار اخلاقی نباید پرانتز زمانی داشته باشه. که بگیم فلان کار بد است، مگر در زمانی که شرایط چنین و چنان باشد. اینکه صنایع اسلحهسازی میلیونها دلار صرف تحقیق و توسعه میکنند برای ساخت بمبهایی که فقط سرنشین ماشین رو بکشه و نه مغازهداری که ماشین داشته از جلوش رد میشده، نتیجه حذف پرانتزهاست، چون بد بودن کشتن مردم در شرایط صلح رو بسط دادهاند به شرایط جنگی.
- در دو دوتا چهارتا، نباید پیرو ملانصرالدین بود. اگه قرار باشه تولیدکننده رو مجبور کنیم با قیمت پایینتر در داخل بفروشه بعد با بودجهای که از مالیات مردم به دست اومده خسارت تولیدکننده رو جبران کنیم، یعنی عملا با همون قیمت واقعیش برامون فاکتور شده، با این تفاوت که در حالت قبل از گروگانگیری، پولدارها هم به همون قیمتی میخریدند که بقیه میخرند، اما بعد از گروگانگیری گویی به پولدارها سوبسید داده میشه!
- تولیدکننده خودش متوجه وضعیت هست و بدون دخالت هر نیروی بیرونی، ممکن بود داوطلبانه اقدامی انجام بده که به نفع مشتریان داخلی باشه. چون به اعتبار تجاریش هم اضافه میکنه. اما رواج «احسان» نیاز به بستر داره. اگه غارت و گروگانگیری، روال عادی در شرایط غیرعادی باشه، احسان نمیتونه یک روال باشه. در هر محیطی، فقط جا برای یکیشون هست.
Anarchonomy
- یه چیزی قبلا گفتم و سر حرفم هستم: فعال اقتصادی سرباز پادگان نیست که بش بشین پاشو بدی (البته با اینکه به سرباز هم بشین پاشو بدن مخالفم. نود درصد فعالیتهای پادگانی در تضاد با علم فیتنسه و به بدن آسیب میزنه). دو تفاوت عمده هست بین سرباز و فعال اقتصادی. یک:…
این سوال رو میپرسند که «اگه تولیدکنندگان دست همکاری ندادند چی؟».
اول اینکه من سوال رو جور دیگهای میپرسم: «اگه تولیدکنندگان وقتی چماقها رو دیدند تولید رو متوقف کردند، چی؟». حتی اگه همه تولیدکنندگان قارون بودند! دو حالت داشت که به مردم بگن برید به جهنم. در حالت اول ممکنه بگن «برید به جهنم، قیمتش همینه». در حالت دوم ممکنه بگن «دیگه تولید نمیکنم دیوونهها، برید به جهنم». عواقب این دو اصلا در یک حد و اندازه نیست.
دوم اینکه چه در سطح فردی و چه در سطح اجتماعی اخلاقمداری نیاز به تمرین داره و نمیشه صبح پاشد گفت خب از امروز یک انسان اخلاقیام (که بعد شامل قاعده «از شنبه ورزش رو شروع میکنم» بشه). در یادگیری دوچرخهسواری یک لحظه تعیینکننده هست که درست در لحظهای که بدنت قراره با چالش حفظ تعادل مواجه بشه، مغزت میگه داریم میفتیم بذار پا رو بذاریم زمین! و هربار که به حرفش گوش میدیم یادگیریمون به تعویق میفته. تا وقتی که به محض اینکه جامعه با چالش اخلاقی مواجه میشه، از ترس بد شدن اوضاع، چماقها رو بالا ببریم، نمیتونیم یاد بگیریم روی خط نیکوکاری رکاب بزنیم.
اول اینکه من سوال رو جور دیگهای میپرسم: «اگه تولیدکنندگان وقتی چماقها رو دیدند تولید رو متوقف کردند، چی؟». حتی اگه همه تولیدکنندگان قارون بودند! دو حالت داشت که به مردم بگن برید به جهنم. در حالت اول ممکنه بگن «برید به جهنم، قیمتش همینه». در حالت دوم ممکنه بگن «دیگه تولید نمیکنم دیوونهها، برید به جهنم». عواقب این دو اصلا در یک حد و اندازه نیست.
دوم اینکه چه در سطح فردی و چه در سطح اجتماعی اخلاقمداری نیاز به تمرین داره و نمیشه صبح پاشد گفت خب از امروز یک انسان اخلاقیام (که بعد شامل قاعده «از شنبه ورزش رو شروع میکنم» بشه). در یادگیری دوچرخهسواری یک لحظه تعیینکننده هست که درست در لحظهای که بدنت قراره با چالش حفظ تعادل مواجه بشه، مغزت میگه داریم میفتیم بذار پا رو بذاریم زمین! و هربار که به حرفش گوش میدیم یادگیریمون به تعویق میفته. تا وقتی که به محض اینکه جامعه با چالش اخلاقی مواجه میشه، از ترس بد شدن اوضاع، چماقها رو بالا ببریم، نمیتونیم یاد بگیریم روی خط نیکوکاری رکاب بزنیم.
یکی از ترحمبرانگیزترین نمونههای damage control
رو میبینید. برای کنترل خسارتی که به اعتبار سیستم وارد شده مجبوره بگه ما نابغهایم، ما نخبهایم، ما روئینتنیم، ما دست شفا داریم، کور را بینا میکنیم، مرده را زنده میکنیم!
خیلی ناراحتند که عملکرد چین رو دیدیم. خیلی ناراحتند که عملکرد آمریکا و آلمان رو هم دیدیم و همهچیز رو میتونیم مقایسه کنیم. خیلی ناراحتند که به مقالات علمی دسترسی داریم. خیلی ناراحتند که اطلاعات لازم رو خودمون میتونیم به دست بیاریم. خیلی ناراحتند که میتونیم صدای پزشکان خارجی رو بشنویم و چرت و پرت رو از واقعیت تفکیک کنیم. خیلی ناراحتند که میتونیم صدای پزشکان هموطنمون که مزدور حکومتی نیستند هم بشنویم. خیلی ناراحتند که میتونیم خودمون رو قرنطینه کنیم ولی چشم و گوشمون باز بمونه.
https://t.me/lawmed/14001
رو میبینید. برای کنترل خسارتی که به اعتبار سیستم وارد شده مجبوره بگه ما نابغهایم، ما نخبهایم، ما روئینتنیم، ما دست شفا داریم، کور را بینا میکنیم، مرده را زنده میکنیم!
خیلی ناراحتند که عملکرد چین رو دیدیم. خیلی ناراحتند که عملکرد آمریکا و آلمان رو هم دیدیم و همهچیز رو میتونیم مقایسه کنیم. خیلی ناراحتند که به مقالات علمی دسترسی داریم. خیلی ناراحتند که اطلاعات لازم رو خودمون میتونیم به دست بیاریم. خیلی ناراحتند که میتونیم صدای پزشکان خارجی رو بشنویم و چرت و پرت رو از واقعیت تفکیک کنیم. خیلی ناراحتند که میتونیم صدای پزشکان هموطنمون که مزدور حکومتی نیستند هم بشنویم. خیلی ناراحتند که میتونیم خودمون رو قرنطینه کنیم ولی چشم و گوشمون باز بمونه.
https://t.me/lawmed/14001
❤4