اگه آمار رأیهای باطله رو از کل آراء کم کنیم، به عدد ۳۳۶ هزار رأی میرسیم! تازه اگه آمار حکومتی رو باور کنیم. که من باور نمیکنم، ولی بیایید فرض کنیم که باور کردیم. در کرج و فردیس که باهم رأیگیری میشن ۸۶۰ صندوق وجود داشت اگه اشتباه نکنم. در نتیجه به صورت میانگین به ازای هر صندوق میشه فقط ۳۹۰ نفر! یعنی هر ۲ دقیقه یک نفر مشارکتکننده واقعی! (نه سرباز). حتی انتخابات شورای شهر در شهرهای توریستی اسلوونی هم به این بیرونقی نیست.
(توجه داشته باشید که ۱۲۰ کاندید وجود داشت، اگه هر کدوم فقط از فک و فامیلشون که میتونه دو هزارنفر باشه رأی بگیرند، فقط ۲۴۰ هزار رأی ازین ۳۳۶هزارتا، رأی خانوادگیه).
https://twitter.com/mansoori66/status/1232733962209910785?s=19
(توجه داشته باشید که ۱۲۰ کاندید وجود داشت، اگه هر کدوم فقط از فک و فامیلشون که میتونه دو هزارنفر باشه رأی بگیرند، فقط ۲۴۰ هزار رأی ازین ۳۳۶هزارتا، رأی خانوادگیه).
https://twitter.com/mansoori66/status/1232733962209910785?s=19
X (formerly Twitter)
Mohammad Mansouri Boroujeni (@mansoori66) on X
در حوزه انتخابیه کرج از حدود ۳۸۹هزار رأی ماخوذه، حدود ۵۳ هزار رأی باطله معادل ۱۳/۵ درصد آرا به صندوق ریخته شده است.
منتخب اول این حوزه ۲۳ درصد کل آرا (۲۶ درصد آرای صحیح) و دو راهیافته به مرحله دوم به ترتیب ۱۶ و ۱۴ درصد کل آرا را کسب کرده اند.
#آمارانتخابات۹۸
منتخب اول این حوزه ۲۳ درصد کل آرا (۲۶ درصد آرای صحیح) و دو راهیافته به مرحله دوم به ترتیب ۱۶ و ۱۴ درصد کل آرا را کسب کرده اند.
#آمارانتخابات۹۸
من نمیدونستم ویروسها مثل قاتلان زنجیرهای هستند، ممکنه یه مدت آدم بکشن، سپس غیبشون بزنه، و دوباره برگردند و باز هم آدم بکشند!
نسل اول انفولانزا سال ۱۹۱۸ پخش شده، بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون نفر رو در دنیا کشته، ۳۹ سال فعال بوده، و بعد جایگزین شده. اما دوباره در سال ۲۰۰۹ که اون وضعیت پیش اومد دوباره شیوع پیدا کرده!
این مقدمه یک مقالهست درباره اومدن و رفتن آنفولانزاهای مختلف. این لینکشه:
https://mbio.asm.org/content/2/5/e00150-11
نسل اول انفولانزا سال ۱۹۱۸ پخش شده، بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون نفر رو در دنیا کشته، ۳۹ سال فعال بوده، و بعد جایگزین شده. اما دوباره در سال ۲۰۰۹ که اون وضعیت پیش اومد دوباره شیوع پیدا کرده!
این مقدمه یک مقالهست درباره اومدن و رفتن آنفولانزاهای مختلف. این لینکشه:
https://mbio.asm.org/content/2/5/e00150-11
روسیه و ترکیه عثمانی در طول یک دوره دقیقا دویست ساله، ۱۲ بار با هم درگیری جنگی داشتند، که نتیجهش شد تضعیف امپراتوری عثمانی و گسترش حوزه قدرت روسیه در شرق اروپا، بالکان، قفقاز و دریای سیاه. بهانه بیشتر این درگیریها هم مذهب بود. امروز صد و پنجاه سال از انتهای اون دوره دویست ساله میگذره، و باز درگیرند، و باز هم بهانه مذهبه.
هرچند که در کل این سریال طولانی که تا الان ادامه داشته، این روسیه بوده که به عنوان متجاوز یا مداخلهجو یا جنگطلب دیده میشده، اما اگه میشد روسیه رو برداشت و به جاش یک کشور آزاد و دموکراتیک مسیحی گذاشت به شرطی که همینقدر قدرت داشته باشه، باز با اینها درگیر میشد. چون ترکیه درست مثل یک تومور مذهبی عمل میکنه. بعضی وقتها خوشخیم میشه، ولی بیشتر وقتها بدخیمه.
دقت کنید که چطور قاعده بازی رو رعایت نمیکنه. جواب بمباران نظامی رو با فرستادن پناهنده «مسلمان» به مرزهای اروپای «مسیحی» میده. برای ترکها، همیشه همهچیز بخشی از جنگ صلیبیه!
این بار هم برای مصارف داخلی، خوراک ناسیونالیستی تهیه میکنند که به نظر بیاد شکستی در کار نیست، ولی روسیه باز هم جلوتر میاد.
طنز روزگاره که اسلاوهای بیقید، تبدیل شدهاند به آخرین مدافعان مسیحیت اروپایی!
هرچند که در کل این سریال طولانی که تا الان ادامه داشته، این روسیه بوده که به عنوان متجاوز یا مداخلهجو یا جنگطلب دیده میشده، اما اگه میشد روسیه رو برداشت و به جاش یک کشور آزاد و دموکراتیک مسیحی گذاشت به شرطی که همینقدر قدرت داشته باشه، باز با اینها درگیر میشد. چون ترکیه درست مثل یک تومور مذهبی عمل میکنه. بعضی وقتها خوشخیم میشه، ولی بیشتر وقتها بدخیمه.
دقت کنید که چطور قاعده بازی رو رعایت نمیکنه. جواب بمباران نظامی رو با فرستادن پناهنده «مسلمان» به مرزهای اروپای «مسیحی» میده. برای ترکها، همیشه همهچیز بخشی از جنگ صلیبیه!
این بار هم برای مصارف داخلی، خوراک ناسیونالیستی تهیه میکنند که به نظر بیاد شکستی در کار نیست، ولی روسیه باز هم جلوتر میاد.
طنز روزگاره که اسلاوهای بیقید، تبدیل شدهاند به آخرین مدافعان مسیحیت اروپایی!
مقاله ساینس مگزین درباره سرعت خیرهکننده تولید علم در مورد ویروس کرونا و انقلابی که در ارتباطات بین دانشمندان ایجاد شده رو برای کسانی بفرستید که بیاطلاع از قافله جهانی هنوز در توهمات «ما میتوانیم» ناسیونالیستی هستند.
میگه روزی ۱۰ مقاله داره منتشر میشه، که البته همشون مفید نیستند، مثل مقاله هندیها که مدعی بود اشتراکاتی بین این ویروس و اچآیوی پیدا کرده که نشون میده کرونا جدید یک ویروس لابراتواریه، که اساسا اشکال داشت، که البته همین انقلاب ارتباطاتی باعث شد بلافاصله دهها کامنت ردکننده بگیره و مردود بشه، ولی بسیاری ازین مقالات هم مفید و موثرند. عملا دانشمندان و موسسات پژوهشی بزرگ دنیا، بدون اینکه در یک تیم از قبل طراحی شده باشند، در قالب یک تیم خودجوش هستند، که داره خیلی سریع کار میکنه. در این شبکه جهانی، دروغها زود رو میاد، قُدقُدهای ایدئولوژیک بیاعتبارند، حباب توهمات زود میترکه، و «همهچیز را همگان دانند».
https://www.sciencemag.org/news/2020/02/completely-new-culture-doing-research-coronavirus-outbreak-changes-how-scientists
میگه روزی ۱۰ مقاله داره منتشر میشه، که البته همشون مفید نیستند، مثل مقاله هندیها که مدعی بود اشتراکاتی بین این ویروس و اچآیوی پیدا کرده که نشون میده کرونا جدید یک ویروس لابراتواریه، که اساسا اشکال داشت، که البته همین انقلاب ارتباطاتی باعث شد بلافاصله دهها کامنت ردکننده بگیره و مردود بشه، ولی بسیاری ازین مقالات هم مفید و موثرند. عملا دانشمندان و موسسات پژوهشی بزرگ دنیا، بدون اینکه در یک تیم از قبل طراحی شده باشند، در قالب یک تیم خودجوش هستند، که داره خیلی سریع کار میکنه. در این شبکه جهانی، دروغها زود رو میاد، قُدقُدهای ایدئولوژیک بیاعتبارند، حباب توهمات زود میترکه، و «همهچیز را همگان دانند».
https://www.sciencemag.org/news/2020/02/completely-new-culture-doing-research-coronavirus-outbreak-changes-how-scientists
www.science.org
‘A completely new culture of doing research.' Coronavirus outbreak changes how scientists communicate
Preprint servers and journals are working overtime to keep up with a “firehose” of data
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ببینید چطور به مالیات، یعنی دزدی در روز روشن از اموال مردم، مشروعیت میدن.
ببینید چطور «شرارت دولت» رو با طنز و افههای اخلاقی موجه میکنند.
وارن حتی در انتها چیزی که از بشقاب طرف دزدیده رو میذاره دهان خودش.. ببینید که حتی دیگه لازم نمیبینند که وانمود کنند نفع شخصی ندارند.
ببینید چطور «شرارت دولت» رو با طنز و افههای اخلاقی موجه میکنند.
وارن حتی در انتها چیزی که از بشقاب طرف دزدیده رو میذاره دهان خودش.. ببینید که حتی دیگه لازم نمیبینند که وانمود کنند نفع شخصی ندارند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه لخت باشی تو خونه شیاطین تو اتاق میچرخند، بعد برای اینکه شیاطین رو فراری بدی باید چندتا کفتر بیاری چون کفتر که بال میزنه اون شیاطین میترسن میرن!
صحنه رو تجسم کنید.. کفترها در داخل خونه در حال پرواز، پرهاشون هم پخش تو هوا.. شما هم لخت!
در ذهن آخوند شیعه چیزهایی هست که برای سالوادور دالی هم قفل بود. اما فرم صورت و صوت و لحن بیانش هم به وزن اثر اضافه کرده. انگار یک کار هنری آوانگارد نابه.
ما داریم در یک دوره تاریخی زندگی میکنیم که خودمون متوجه نیستیم چه دوره سرنوشتسازیه.
صحنه رو تجسم کنید.. کفترها در داخل خونه در حال پرواز، پرهاشون هم پخش تو هوا.. شما هم لخت!
در ذهن آخوند شیعه چیزهایی هست که برای سالوادور دالی هم قفل بود. اما فرم صورت و صوت و لحن بیانش هم به وزن اثر اضافه کرده. انگار یک کار هنری آوانگارد نابه.
ما داریم در یک دوره تاریخی زندگی میکنیم که خودمون متوجه نیستیم چه دوره سرنوشتسازیه.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدئو والاستریت ژورنال درباره کیت تست ویروس کرونا فقط میتونه برای ما ایرانیها این پیام رو داشته باشه که عملا سر کاریم. با توجه به تکنولوژی و روشی که در این تست به کار رفته و همچنین متغیرهایی که روش موثره، در محیط ایران که ترکیبی از فقر زیرساخت بعلاوه بیکفایتی سیستماتیک بعلاوه هرج و مرج مدیریتیه، این تستها خروجی قابل اعتمادی نخواهد داشت.
در قدیم در همین روستاهای ایران وقتی زلزله میاومد، اونهایی که زنده میموندند پسلرزهها رو به شکل شمارش معکوس خدا برای نابودی کامل میدیدند، که داره بشون سیگنال میده در لبه مرگ قرار گرفتید، اقدامی انجام بدید! و این سیگنال رو جدی میگرفتند و شروع میکردند به گریه و شیون هماهنگ! فرض این بود که خدا باید ترسیدن و بیچارگی ما رو ببینه، سپس دلش به رحم بیاد، سپس «بلا» یا پسلرزهها متوقف شه.
هیچکس نمیپرسید چرا باید خدا رو بشه انقدر راحت و مبتذل راضی کرد؟
کلاس خدای هر جامعهای متناسب با کلاس مردم همون جامعهست. در کلاس اون دهاتیها، خدا همون کدخدای روستاست، با این فرق که به چیزهای بیشتری تسلط داره. وگرنه درست مثل کدخدا هیبت خودش رو با تنبیه ضعیفتر از خودش بدست میاره! و همونجوری که میشه ترحم کدخدا رو بدست آورد میشه ترحمش رو بدست آورد.
تمام پیامبران یکتاپرست، کسانی بودن که علیه کلاس دهاتشون شوریدند، چون کلاس خودشون بالاتر بود. کل حرف ابراهیم این بود که خدا رو نباید بشه شکست! و حرف موسی این بود که نباید بشه خدا رو غرق کرد! و حرف محمد این بود که نباید بشه خدا رو خرید! ترجمه تمام «خدا این نیست»هایی که میگفتند «من این نیستم» بود. یا: کلاس من این نیست!
مردم ایران، ایمان رو رها نکردند.. هنوز. اما بینشون همین جنگ بین کلاسها برپاست. کلاس عدهای هنوز پایین باقی مونده و کلاس بقیه بالاتر رفته، و این بالاتر رفتهها دارند «من این نیستم»ها رو به اشکال مختلف بروز میدن. اینکه نقش خدا در شیوع یک بیماری واگیردار چیست، حاشیهست. این تقابل این دو کلاسه که در متنه و موضوع اصلیه. برای همینه که تأکید دو طرف به مصادیق «اقدام پیشگیرانه» حالت لجبازانه گرفته. اینطرف چنان متمرکز شده روی تعطیلی آئین تعبدی که انگار اگه همین یک مورد انجام شده بود بقیه خیانتها و بیکفایتیهای خطرناک نظام جبران میشد! و اونطرف چنان متمرکز شده روی تعطیل نشدن آئینها که انگار اگر همین یک مورد رو پاسداری کنند دین زنده میمونه! درست مثل دو همسایه که سر جای پارک دعوا میکنند، اما مشکلشون قدیمیتر و عمیقتر از صرفا جای پارک یک ماشینه.
و چون موضوع اصلی کلاسه، در سمت ارتجاع، توده غیرمذهبی هم میشه دید، که نماز نمیخونه اما روغن بنفشه رو جدی گرفته. و در این سمت، در تبعیت از عقل سلیم و عرف جهانی، اتحادی نامرئی بین مذهبی و غیرمذهبی شکل گرفته.
شیوع این بیماری، شیوع رسمیتیافته این پیام بود که «ما این نیستیم».
هیچکس نمیپرسید چرا باید خدا رو بشه انقدر راحت و مبتذل راضی کرد؟
کلاس خدای هر جامعهای متناسب با کلاس مردم همون جامعهست. در کلاس اون دهاتیها، خدا همون کدخدای روستاست، با این فرق که به چیزهای بیشتری تسلط داره. وگرنه درست مثل کدخدا هیبت خودش رو با تنبیه ضعیفتر از خودش بدست میاره! و همونجوری که میشه ترحم کدخدا رو بدست آورد میشه ترحمش رو بدست آورد.
تمام پیامبران یکتاپرست، کسانی بودن که علیه کلاس دهاتشون شوریدند، چون کلاس خودشون بالاتر بود. کل حرف ابراهیم این بود که خدا رو نباید بشه شکست! و حرف موسی این بود که نباید بشه خدا رو غرق کرد! و حرف محمد این بود که نباید بشه خدا رو خرید! ترجمه تمام «خدا این نیست»هایی که میگفتند «من این نیستم» بود. یا: کلاس من این نیست!
مردم ایران، ایمان رو رها نکردند.. هنوز. اما بینشون همین جنگ بین کلاسها برپاست. کلاس عدهای هنوز پایین باقی مونده و کلاس بقیه بالاتر رفته، و این بالاتر رفتهها دارند «من این نیستم»ها رو به اشکال مختلف بروز میدن. اینکه نقش خدا در شیوع یک بیماری واگیردار چیست، حاشیهست. این تقابل این دو کلاسه که در متنه و موضوع اصلیه. برای همینه که تأکید دو طرف به مصادیق «اقدام پیشگیرانه» حالت لجبازانه گرفته. اینطرف چنان متمرکز شده روی تعطیلی آئین تعبدی که انگار اگه همین یک مورد انجام شده بود بقیه خیانتها و بیکفایتیهای خطرناک نظام جبران میشد! و اونطرف چنان متمرکز شده روی تعطیل نشدن آئینها که انگار اگر همین یک مورد رو پاسداری کنند دین زنده میمونه! درست مثل دو همسایه که سر جای پارک دعوا میکنند، اما مشکلشون قدیمیتر و عمیقتر از صرفا جای پارک یک ماشینه.
و چون موضوع اصلی کلاسه، در سمت ارتجاع، توده غیرمذهبی هم میشه دید، که نماز نمیخونه اما روغن بنفشه رو جدی گرفته. و در این سمت، در تبعیت از عقل سلیم و عرف جهانی، اتحادی نامرئی بین مذهبی و غیرمذهبی شکل گرفته.
شیوع این بیماری، شیوع رسمیتیافته این پیام بود که «ما این نیستیم».
نوشته «پیرزن و پیرمردی را میشناختم که خانه خودشان را در شهر فروختند، به مزرعهای در وسط برهوت نقل مکان کردند و در آنجا خانهای ساختند که سنگری برای روزهای آخرالزمانی داشت و با سرمایهای که از بازنشستگی برایشان مانده بود همه مواد غذایی و لوازمی که برای روزهای بحرانی لازم بود تهیه کرده بودند و در آن سنگر قرار میدادند. و بالاخره بحران هولناک آمد. و سرطان بود. که برایش هیچگونه آمادگی نداشتند».
مثل یک داستان کوتاه میمونه، با این فرق که خود راوی هم بخشی از داستانه. و اتفاقا در هالیوود ازین نوع روایت زیاد استفاده شده. راوی میخواد بگه بعضیها خیلی سخت میگیرند برای زنده ماندن، و آخرش خیلی راحت تسلیم مرگ میشن. پس راوی صرفا یک گزارشگر نیست، بلکه خودش هم یک موضع معین داره: قرار باشه بمیریم، میمیریم! اگه این موضع رو نداشت، این داستان رو روایت نمیکرد. یعنی همینکه روایتش میکنه، خودش بخشی از داستان میشه. پس داستان اصلی سه تا کاراکتر داره: پیرزن و پیرمردی که سخت میگیرند، و کسی که داشته آنها را میدیده و بیخیال است! که البته ما فقط کاراکتر سومی رو میشناسیم. در سناریوهای هالیوود هم کاراکترهایی که زیاد حرص میزنند، زنده به انتهای فیلم نمیرسند. سناریونویس سرنوشت رو طوری طراحی میکنه که حرصزننده به انتها نرسه، که بشه نتیجه گرفت زیاد حرص زدن بیفایدهست، و حتی خندهداره. و لذا خود نویسنده سناریو هم یکی از کاراکترهاست، که با حرصزنندهها تضاد فکری داره.
اما با وجود این تضاد، هر دو طرف در یک چیز مشترکند. و اون اینه که اجازه میدن یک وضعیت روانی به کل زندگیشون مسلط شه. یکیشون اجازه داده ترس از آینده تمام ابعاد زندگیش رو تحت تأثیر قرار بده، و اون یکی اجازه داده بیخیالی که نوعی تلقین برای رهایی از استرسهای طبیعته، تمام ابعاد زندگیش رو تحت تأثیر قرار بده. تلقین اینکه ما هیچکارهایم، یا آمادگی و آمادهسازی افکتیو نیست!
شجاعت، شامل پذیرفتن این واقعیت هم هست که «ممکن است بسیاری از فعالیتهایی که انجام میدهم نفعی که فکر میکنم برایم داشته باشند را نداشته باشند، و این بخشی از زندگی من است».
مثل یک داستان کوتاه میمونه، با این فرق که خود راوی هم بخشی از داستانه. و اتفاقا در هالیوود ازین نوع روایت زیاد استفاده شده. راوی میخواد بگه بعضیها خیلی سخت میگیرند برای زنده ماندن، و آخرش خیلی راحت تسلیم مرگ میشن. پس راوی صرفا یک گزارشگر نیست، بلکه خودش هم یک موضع معین داره: قرار باشه بمیریم، میمیریم! اگه این موضع رو نداشت، این داستان رو روایت نمیکرد. یعنی همینکه روایتش میکنه، خودش بخشی از داستان میشه. پس داستان اصلی سه تا کاراکتر داره: پیرزن و پیرمردی که سخت میگیرند، و کسی که داشته آنها را میدیده و بیخیال است! که البته ما فقط کاراکتر سومی رو میشناسیم. در سناریوهای هالیوود هم کاراکترهایی که زیاد حرص میزنند، زنده به انتهای فیلم نمیرسند. سناریونویس سرنوشت رو طوری طراحی میکنه که حرصزننده به انتها نرسه، که بشه نتیجه گرفت زیاد حرص زدن بیفایدهست، و حتی خندهداره. و لذا خود نویسنده سناریو هم یکی از کاراکترهاست، که با حرصزنندهها تضاد فکری داره.
اما با وجود این تضاد، هر دو طرف در یک چیز مشترکند. و اون اینه که اجازه میدن یک وضعیت روانی به کل زندگیشون مسلط شه. یکیشون اجازه داده ترس از آینده تمام ابعاد زندگیش رو تحت تأثیر قرار بده، و اون یکی اجازه داده بیخیالی که نوعی تلقین برای رهایی از استرسهای طبیعته، تمام ابعاد زندگیش رو تحت تأثیر قرار بده. تلقین اینکه ما هیچکارهایم، یا آمادگی و آمادهسازی افکتیو نیست!
شجاعت، شامل پذیرفتن این واقعیت هم هست که «ممکن است بسیاری از فعالیتهایی که انجام میدهم نفعی که فکر میکنم برایم داشته باشند را نداشته باشند، و این بخشی از زندگی من است».
❤4
یه عکس همراه با فایل صوتی برام فرستادن که اصلا نمیتونم تأییدش کنم. و یکم هم عجیبه. ولی بهرحال میذارم گوش بدید.
بهرحال چه این نگرانی معتبر باشه چه نباشه، فکر میکنم خودمون الکل رو با آب مخلوط کنیم و استفاده کنیم مطمئنتر باشه.
Handwash allergies
<unknown>
برای دوستانی که فایل قبلی رو نمیتونستن باز کنند.
(یه پلیر درست حسابی نصب کنید خواهشن).
(یه پلیر درست حسابی نصب کنید خواهشن).