ترامپ الان در موقعیت بینظیریه، ولی متأسفانه عادت داره از همه اهرمهایی که داره استفاده نکنه. مثلا میتونست از شیوع کرونا یک ابزار تبلیغاتی بسازه. مثلا بگه دیدید سختگیری در مرز و در مورد ویزا دادن چه به درد خورد؟ اما به جای این شعار، اصرار داره که بگه اوضاع خوبه. چون وقتی میتونی بگی سختگیری در مرز به درد خورد که قبلش اذعان کنی اوضاع خطرناکیه و ترامپ ابا داره ازینکه بگه آمریکا در معرض خطره.
البته رفیقبازیش با رییسجمهور چین و محترمانه توعیت کردن دربارهش بدردش خورد. میگفتن چرا به این جنایتکار میگی «دوست من»؟ به نظر میرسه رویکرد بدی نبود. اگه چینیها میخواستن اذیتش کنند، در این مورد میتونستن خیلی اذیت کنند. ولی با حبس کردن مردمشون در واقع برای آمریکا زمان خریدند.
البته رفیقبازیش با رییسجمهور چین و محترمانه توعیت کردن دربارهش بدردش خورد. میگفتن چرا به این جنایتکار میگی «دوست من»؟ به نظر میرسه رویکرد بدی نبود. اگه چینیها میخواستن اذیتش کنند، در این مورد میتونستن خیلی اذیت کنند. ولی با حبس کردن مردمشون در واقع برای آمریکا زمان خریدند.
کسانی که نظریات توطئه درباره نقش عمدی آمریکا در شیوع کرونا در چین رو میپذیرند پرتتر ازین حرفها هستند که بدونند چرخ اقتصاد دنیا داره چطور میچرخه. وقتی سفارشدهنده آمریکایی از تأمینکننده ماسک درخواست ماسک کرده این جواب رو بش دادند. گفته واردات ما از چینه و دولت اونها هم اجازه نمیده در این شرایطی که خودشون لازم دارند ماسکها صادر بشه. لذا مجبوریم سفارشتون رو لغو کنیم!
تقریبا هیچ صنعتی در آمریکا نیست که هیچ وابستگی به چین نداشته باشه، و در مواردی مثل این وابستگی صددرصدیه. فلج شدن صنعت و تجارت چین، فلج شدن صنعت و تجارت آمریکا رو هم در پی داره.
اینها توی ذهنشون فکر میکنند آمریکا در «تولید» با اینها رقابتی داره و به خاطر برنده شدن در این رقابت حاضره دست به قتل عام بزنه! احمقها نمیدونن که اون قضیه رقابت خیلی وقته که پروندهش بسته شده.
تقریبا هیچ صنعتی در آمریکا نیست که هیچ وابستگی به چین نداشته باشه، و در مواردی مثل این وابستگی صددرصدیه. فلج شدن صنعت و تجارت چین، فلج شدن صنعت و تجارت آمریکا رو هم در پی داره.
اینها توی ذهنشون فکر میکنند آمریکا در «تولید» با اینها رقابتی داره و به خاطر برنده شدن در این رقابت حاضره دست به قتل عام بزنه! احمقها نمیدونن که اون قضیه رقابت خیلی وقته که پروندهش بسته شده.
نوجوانان چهارده پانزده ساله آمریکایی در اواخر دهه دوم قرن حاضر، نسبت به نوجوانان همون سن در اوائل دهه آخر قرن بیستم، مشروب کمتری میخورند، کمتر تجربه سکس دارند، به مراتب کمتر سیگار میکشند، خیلی کمتر تلویزیون نگاه میکنند و تقریبا همونقدر ماریجوانا میزنند.
البته بازی ویدئویی و استفاده از کامپیوتر بیشتر شده ولی نه انقدی که بقیه رو جبران کنه. نمیدونم استفاده از اسمارتفون رو هم داخل دسته بازی و کامپیوتر قرار دادن یا نه. ولی یه جوریه که انگار قرار ندادن. به هرحال مشغولیتهای جدید مضراتی داشته، ولی حداقل باعث شده از چیزهایی که به نفعشون نیست دورتر بشن.
و این تغییرات بدون دخالت و برنامهریزی دولت رخ داده. قابل توجه کسانی که فکر میکنند دولت میتونه کارهای باشه در تربیت انسانی!
البته بازی ویدئویی و استفاده از کامپیوتر بیشتر شده ولی نه انقدی که بقیه رو جبران کنه. نمیدونم استفاده از اسمارتفون رو هم داخل دسته بازی و کامپیوتر قرار دادن یا نه. ولی یه جوریه که انگار قرار ندادن. به هرحال مشغولیتهای جدید مضراتی داشته، ولی حداقل باعث شده از چیزهایی که به نفعشون نیست دورتر بشن.
و این تغییرات بدون دخالت و برنامهریزی دولت رخ داده. قابل توجه کسانی که فکر میکنند دولت میتونه کارهای باشه در تربیت انسانی!
مذهبیونی که همیشه از محدود کردن آزادی مذهبی دیگران رضایت داشتند در شرایط بحرانی فعلی یادشون افتاده «آزادی انجام آیینهای مذهبی» نباید سلب بشه!
در این مورد دو مسئله وجود داره. اول اینکه آیا مردم عادی که در این مراسمات شرکت میکنند مقصر اصلی هستند؟ و دوم اینکه آیا مجازیم محدودشون کنیم؟
در اینجا هم میشه از مثال معروف اللهاکبر در سینما استفاده کرد. کسی که وسط پخش فیلم در سالن با هدف شوخی پاشه فریاد بزنه الله اکبر که مردم فکر کنند الانه که یک بمب منفجر بشه، باید دستگیر و مجازات بشه؟ بین علما اختلاف است 😁
چون اگر نه باید آزاد باشه فریادش رو بزنه، اونوقت باید با تبعاتی مواجه بشن مثل وحشت مردم که باعث فرارشون به سمت در خروجی و احتمالا کشته شدن زیر دست و پا و یا حمله قلبی و خفگی میشه. و اگر باش برخورد و مجازات بشه، اونوقت باید با تبعاتی مثل سوء استفاده ازین قانون مواجه بشن چون خدا داند چقدر میشه این محدوده «وحشتآفرین بودن» رو کش داد و بزرگترش کرد که هر نوع شوخی رو شامل بشه (که متأسفانه شده).
راه حل، خصوصیسازی همهچیز و در رأس قراردادن مالکیت فردیه. اگه سالن سینما جزء ملک شخصی فردی باشه، میتونه بگه در محدوده ملک من کسی حق نداره داد بزنه الله اکبر، به هر دلیلی. و اونی که نمیخواد این ممنوعیت رو بذاره میتونه بگه هر کسی که میخواد وارد ملک من بشه باید قبل از ورود بازرسی بدنی بشه. اینجوری اونهایی که تو سالن نشستن میدونن اگه هم کسی پاشد داد زد الله اکبر، چیزی برای منفجر کردن همراهش نیست.
اما اگه بازرسی نگذاشت چی؟ اولا این باعث میشه مشتریانش رو از دست بده. و دوما فرض کنیم روبروی سالن سینمای این آقا یه کافه باشه. اگه مالک اون کافه ببینه سینمادار در این جور مسائل بیمبالاته و هرروز به خاطر شوخی بیمزه یک نفر ماشینهای پلیس و آتشنشانی میریزن تو محل و کاسبیش رو خراب میکنند، میتونه از سینمادار شکایت کنه، چون ملکش در معرض تهدید قرارگرفته.
فرض کنید خیابانهای اطراف حرم حضرت معصومه جزء مشاعات شهری نبود و مالک داشت. مثلا خیابان احمد، متعلق به آقای احمد بود. اونوقت آقای احمد میتونست ورودی خیابون خودش رو گیت بذاره و بگه نه میذارم کسی ازینجا وارد حرم بشه و نه میذارم کسی که حرم بوده بیاد اینطرف! به این ترتیب عملا حرم قرنطینه میشد.
اشتراکی شدن و دولتی سازی باعث شد سوراخ کردن زیر پات در قایق، مجاز و میسر بشه. کل کسانی که در حرم نماز جماعت برگزار میکنند دو هزارنفر هم نیستند. اما این دو هزارنفر اجازه پیدا میکنند مالکیت دو میلیون نفر و بسا بیشتر، بر حیات (که بزرگترین دارایی انسانه) و اموالشون (که اقتصاد جامعه رو مچرخونه) نقض بشه.
در این مورد دو مسئله وجود داره. اول اینکه آیا مردم عادی که در این مراسمات شرکت میکنند مقصر اصلی هستند؟ و دوم اینکه آیا مجازیم محدودشون کنیم؟
در اینجا هم میشه از مثال معروف اللهاکبر در سینما استفاده کرد. کسی که وسط پخش فیلم در سالن با هدف شوخی پاشه فریاد بزنه الله اکبر که مردم فکر کنند الانه که یک بمب منفجر بشه، باید دستگیر و مجازات بشه؟ بین علما اختلاف است 😁
چون اگر نه باید آزاد باشه فریادش رو بزنه، اونوقت باید با تبعاتی مواجه بشن مثل وحشت مردم که باعث فرارشون به سمت در خروجی و احتمالا کشته شدن زیر دست و پا و یا حمله قلبی و خفگی میشه. و اگر باش برخورد و مجازات بشه، اونوقت باید با تبعاتی مثل سوء استفاده ازین قانون مواجه بشن چون خدا داند چقدر میشه این محدوده «وحشتآفرین بودن» رو کش داد و بزرگترش کرد که هر نوع شوخی رو شامل بشه (که متأسفانه شده).
راه حل، خصوصیسازی همهچیز و در رأس قراردادن مالکیت فردیه. اگه سالن سینما جزء ملک شخصی فردی باشه، میتونه بگه در محدوده ملک من کسی حق نداره داد بزنه الله اکبر، به هر دلیلی. و اونی که نمیخواد این ممنوعیت رو بذاره میتونه بگه هر کسی که میخواد وارد ملک من بشه باید قبل از ورود بازرسی بدنی بشه. اینجوری اونهایی که تو سالن نشستن میدونن اگه هم کسی پاشد داد زد الله اکبر، چیزی برای منفجر کردن همراهش نیست.
اما اگه بازرسی نگذاشت چی؟ اولا این باعث میشه مشتریانش رو از دست بده. و دوما فرض کنیم روبروی سالن سینمای این آقا یه کافه باشه. اگه مالک اون کافه ببینه سینمادار در این جور مسائل بیمبالاته و هرروز به خاطر شوخی بیمزه یک نفر ماشینهای پلیس و آتشنشانی میریزن تو محل و کاسبیش رو خراب میکنند، میتونه از سینمادار شکایت کنه، چون ملکش در معرض تهدید قرارگرفته.
فرض کنید خیابانهای اطراف حرم حضرت معصومه جزء مشاعات شهری نبود و مالک داشت. مثلا خیابان احمد، متعلق به آقای احمد بود. اونوقت آقای احمد میتونست ورودی خیابون خودش رو گیت بذاره و بگه نه میذارم کسی ازینجا وارد حرم بشه و نه میذارم کسی که حرم بوده بیاد اینطرف! به این ترتیب عملا حرم قرنطینه میشد.
اشتراکی شدن و دولتی سازی باعث شد سوراخ کردن زیر پات در قایق، مجاز و میسر بشه. کل کسانی که در حرم نماز جماعت برگزار میکنند دو هزارنفر هم نیستند. اما این دو هزارنفر اجازه پیدا میکنند مالکیت دو میلیون نفر و بسا بیشتر، بر حیات (که بزرگترین دارایی انسانه) و اموالشون (که اقتصاد جامعه رو مچرخونه) نقض بشه.
یک بار در تاکسی کنار یک راننده تریلی سابقهدار بددهن نشسته بودم که کل فاصله تهران تا کرج با انواعی از ادبیات سکسیستی و نژادپرستانه و دگرجنسستیزانه کل بدنه نظام رو مثل شاهنامه توصیف کرد. اون موقع با خودم میگفتم حالا ما هم مخالفیم ولی این آخه چه طرز حرف زدنه؟!
بعدها متوجه شدم اونها در کابین تریلی به بینشی رسیده بودند که ما که خودمون رو در کتاب و مقاله و هماندیشی و بحث آکادمیک غرق کرده بودیم بعدا بش رسیدیم. بعدتر فکر کردم بینش درست بوده اما در گنجینه لغات ضعیفند بندگان خدا، و گرنه همون حرفها رو بهتر هم میشد زد. و بعدتر متوجه شدم حتی در انتخاب واژگان هم بینش درستی داشتند. این ما بودیم که فکر میکردیم متمدنتریم، چون نمیدونستیم با چی طرفیم!
چه سیکلی رو طی کردیم. باید اسمش رو بذارم «دایره درد».
بعدها متوجه شدم اونها در کابین تریلی به بینشی رسیده بودند که ما که خودمون رو در کتاب و مقاله و هماندیشی و بحث آکادمیک غرق کرده بودیم بعدا بش رسیدیم. بعدتر فکر کردم بینش درست بوده اما در گنجینه لغات ضعیفند بندگان خدا، و گرنه همون حرفها رو بهتر هم میشد زد. و بعدتر متوجه شدم حتی در انتخاب واژگان هم بینش درستی داشتند. این ما بودیم که فکر میکردیم متمدنتریم، چون نمیدونستیم با چی طرفیم!
چه سیکلی رو طی کردیم. باید اسمش رو بذارم «دایره درد».
❤8
Government officials are in Shrödinger's cat situation: they're both infected by coronavirus and not infected, at the same time. Because in quantum state of serving Islamic Republic, you're infected due to incompetency, even in protection of yourself; AND not infected at all due to your tradition of lying to people which includes lying about infection.
Feb 25
2020
Feb 25
2020
سوال من اینه: چی شد که مذهبی که امام اولش گفت از پول غذاتون بزنید و باش آب بخرید و غسل کنید، کارش به جایی رسید که این سوال براش مطرح بشه؟
(البته یه سوال دیگه هم دارم: آقای مظاهری این چه فونتیه آخه؟)
https://t.me/mohsenhesammazaheri/1808
(البته یه سوال دیگه هم دارم: آقای مظاهری این چه فونتیه آخه؟)
https://t.me/mohsenhesammazaheri/1808
پدر و مادر ما تعریف میکنند از زمان قدیم که اصلا امکان نداشت یکسال برداشت کنند از زمین و چیزی ازش رو که معادل خوراک یکسال باشه در یک انبار زیرزمینی ذخیره نکنند! در این زمینه، تشکیل دولت مرکزی مدرن بدترین اتفاقی بود که افتاد، چون این عادت درست رو منسوخ کرد. اون ترسی که ذهن ایرانی داشت، یک ترس منطقی بود، و الان توهم حمایت و مدیریت دولتی جای اون منطق رو گرفته. و در زمان و موقعیتی متوجه میشن در توهم بودند که دیگه خیلی دیر شده.
اگر کمی به روی شخصیت روحانی تمرکز کنید میتونید علائم سایکوپاتی رو توش ببینید. لاقل من که میبینم. این آدم یک کیس ایدهآل برای سایکوپات بودنه.
وقتی خبر خودکشی جفری اپستین اومد، و کسی باور نکرد، نسیم طالب توصیه کرد دلیل اول رو بیکفایتی دولتی در نظر بگیرید. اینکه باور نمیکنید نگهبان حواسش نبوده باشه دوربین هم قطع شده باشه برای اینه که بیکفایتی رو دستکم گرفتید.
اما بعدا معلوم شد واقعا خفهش کردن و خودکشی نبوده. و این البته به این معنی نبود که حرف نسیم غلط بود. گاهی یه چیزهایی هست که حتی مافوق بیکفایتیه.
در اینجا من فکر میکنم اختلالات روانی، سوار شده روی بیکفایتی. نحوه مدیریت بحران روحانی در چند ماه اخیر، صرفا بیکفایتی نمیتونه باشه. و با اینکه به رذالت این جانوران هم آگاهیم، اما حتی رذالت هم این رویه رو نمیتونه توضیح بده. به نظر حداقل من میرسه که چندان هم بیهدف نیست.
نگید نظریه توطئه ارائه داد، چون چنین چیزی ارائه نمیکنم، فقط دارم میگم این رو هم به عنوان یک سناریو در نظر بگیرید که این فرد به نوعی در حال هل دادن نظام به درهست. بنزین و آبان ماه به شکلی، و زدن هواپیما به شکلی دیگه. اما کرونا از تمام موارد قبلی اگرسیوتره. اینکه پروازها رو متوقف نکنی، و نذاری قم قرنطینه و حتی تعطیل شه و سپس طلبههای ناقل رو بفرستی به شهرهای مختلف، یک تصمیم اشتباه نیست، انگار عمدی وجود داره تا حجم نفرت عمومی از سپاهی و نفرت عمومی از آخوند به نقطه ماکزیمم برگشتناپذیر برسه. دقت کنید که طلبهها رو فرستادن دقیقا به همون ماهشهری که قبلا سپاهیها حمام خون به راه انداخته بودند. یک شهر دیگه هم که طلبه بش فرستاده شده، ایذهست. در اعتراضات سال ۹۶ این شهر دو کشته داشت و چندین زخمی. جالب نیست؟ در حالی که هزاران واحد مسکن مهر خالی در سرتاسر ایران و مخصوصا در شهرهای نزدیک به قم هست، اگه هدف اسکان موقت و ایزولهسازی بود.
فعلا این رو از من داشته باشید.
وقتی خبر خودکشی جفری اپستین اومد، و کسی باور نکرد، نسیم طالب توصیه کرد دلیل اول رو بیکفایتی دولتی در نظر بگیرید. اینکه باور نمیکنید نگهبان حواسش نبوده باشه دوربین هم قطع شده باشه برای اینه که بیکفایتی رو دستکم گرفتید.
اما بعدا معلوم شد واقعا خفهش کردن و خودکشی نبوده. و این البته به این معنی نبود که حرف نسیم غلط بود. گاهی یه چیزهایی هست که حتی مافوق بیکفایتیه.
در اینجا من فکر میکنم اختلالات روانی، سوار شده روی بیکفایتی. نحوه مدیریت بحران روحانی در چند ماه اخیر، صرفا بیکفایتی نمیتونه باشه. و با اینکه به رذالت این جانوران هم آگاهیم، اما حتی رذالت هم این رویه رو نمیتونه توضیح بده. به نظر حداقل من میرسه که چندان هم بیهدف نیست.
نگید نظریه توطئه ارائه داد، چون چنین چیزی ارائه نمیکنم، فقط دارم میگم این رو هم به عنوان یک سناریو در نظر بگیرید که این فرد به نوعی در حال هل دادن نظام به درهست. بنزین و آبان ماه به شکلی، و زدن هواپیما به شکلی دیگه. اما کرونا از تمام موارد قبلی اگرسیوتره. اینکه پروازها رو متوقف نکنی، و نذاری قم قرنطینه و حتی تعطیل شه و سپس طلبههای ناقل رو بفرستی به شهرهای مختلف، یک تصمیم اشتباه نیست، انگار عمدی وجود داره تا حجم نفرت عمومی از سپاهی و نفرت عمومی از آخوند به نقطه ماکزیمم برگشتناپذیر برسه. دقت کنید که طلبهها رو فرستادن دقیقا به همون ماهشهری که قبلا سپاهیها حمام خون به راه انداخته بودند. یک شهر دیگه هم که طلبه بش فرستاده شده، ایذهست. در اعتراضات سال ۹۶ این شهر دو کشته داشت و چندین زخمی. جالب نیست؟ در حالی که هزاران واحد مسکن مهر خالی در سرتاسر ایران و مخصوصا در شهرهای نزدیک به قم هست، اگه هدف اسکان موقت و ایزولهسازی بود.
فعلا این رو از من داشته باشید.
مثل اینکه خود ترامپ متوجه پیشنهاد من شد و از تأثیر مثبت ایجاد محدودیت در مرز در کنترل کرونا صحبت کرد. البته همونطور که خودش نوشته حتی اگه ویروس همین فردا ناپدید بشه از دولتش انتقاد میکنند. مسئله اینه که تا چه حد بتونن روش مانور بدن. آمریکا واقعا بیدر و پیکره، و اگه سختگیری نشه میتونه تلفات بالایی بده.
اگر من جای ایشون بودم کرونا رو بهانه میکردم و میگفتم باید انتخابات رو به تعویق بندازیم! این حتی اگه در حد تهدید کلامی هم باشه میتونه نق و نوق دموکراتها رو مهار کنه.
اگر من جای ایشون بودم کرونا رو بهانه میکردم و میگفتم باید انتخابات رو به تعویق بندازیم! این حتی اگه در حد تهدید کلامی هم باشه میتونه نق و نوق دموکراتها رو مهار کنه.
با توجه به ویدئوی پایین آیا اعمال خشونت علیه قشر مذهبی و روحانیت را موجه میدانید؟ (یعنی اگر ایران یک دیکتاتور حاکم بود و در چنین وضعیتی با گلوله و مشت آهنین پاسخ اینها را میداد، آیا از اقدامش حمایت میکردید؟)
Anonymous Poll
68%
بله.
32%
خیر.
Anarchonomy
با توجه به ویدئوی پایین آیا اعمال خشونت علیه قشر مذهبی و روحانیت را موجه میدانید؟ (یعنی اگر ایران یک دیکتاتور حاکم بود و در چنین وضعیتی با گلوله و مشت آهنین پاسخ اینها را میداد، آیا از اقدامش حمایت میکردید؟)
۶۸ درصد تا اینجا موافق استفاده از خشونت هستند. این شاید انعکاسی از نظر کل مردم ایران نباشه. به زعم من این عدد در بیرون از تلگرام کمی بیشتر از ۶۸ درصده.
Anarchonomy
۶۸ درصد تا اینجا موافق استفاده از خشونت هستند. این شاید انعکاسی از نظر کل مردم ایران نباشه. به زعم من این عدد در بیرون از تلگرام کمی بیشتر از ۶۸ درصده.
حرف اون ۳۲ درصد اینه که اگه ما هم بزنیم و بکشیم، با اونها چه فرقی داریم؟
عرضم به خدمت شریفتان که:
اولا وقتی بحث مرگ و زندگی و حتی تهدید وجود یک ملت در میانه، اهمیتی نداره که حتی با خود ابلیس هم فرق نداشته باشیم. حتی برای نجات جان یک سگ هم میشه مثل سگ رفتار کرد. چه برسه میلیونها انسان. اگر «من حاضر نیستم به هر قیمتی زنده بمانم» قاعده جانداران بود، زنجیره تکامل به من و شما نمیرسید و الان زنده نبودیم. نسل بشر باید به هرقیمتی حفظ بشه، چون مفت به دست نیومده که با احساسات مذهبی عدهای، و ادا اطوار اخلاقی عدهای دیگر، به فنا بره.
دوما، شخصا اگه قرار باشه برادر کوچکم رو بفرستم سفر و به عنوان همسفر و مراقبش فقط مختار بودم بین دو مرد انتخاب کنم که میدونم یکیشون قبلا چاقوکشی کرده و اون یکی معلم زبانه، بدون هرگونه تأملی اونی که تجربه چاقوکشی داشته رو باش میفرستم. گمونم دلیلش واضحه. موقع حرف زدن استانداردهای جداگانهای داریم، ولی تجربه شهودیمون از زندگی میگه باید جور دیگهای انتخاب کرد.
سوما، خشونت جزیی جداییناپذیر از مفهوم قانونه. حتی قانونی به سادگی «اینجا پارک نکنید». با اینکه «پنجر میشود» رو با قبض جریمه جایگزین کنیم، دفع خشونت نکردیم. فقط نوعش رو تغییر دادیم. اون جریمه یک نوع باجگیریه، و باجگیری خشونته. فرقی نداره ساختار حاکمیتی چه شکلی داره، تا وقتی قانون هست، خشونت هم هست.
عرضم به خدمت شریفتان که:
اولا وقتی بحث مرگ و زندگی و حتی تهدید وجود یک ملت در میانه، اهمیتی نداره که حتی با خود ابلیس هم فرق نداشته باشیم. حتی برای نجات جان یک سگ هم میشه مثل سگ رفتار کرد. چه برسه میلیونها انسان. اگر «من حاضر نیستم به هر قیمتی زنده بمانم» قاعده جانداران بود، زنجیره تکامل به من و شما نمیرسید و الان زنده نبودیم. نسل بشر باید به هرقیمتی حفظ بشه، چون مفت به دست نیومده که با احساسات مذهبی عدهای، و ادا اطوار اخلاقی عدهای دیگر، به فنا بره.
دوما، شخصا اگه قرار باشه برادر کوچکم رو بفرستم سفر و به عنوان همسفر و مراقبش فقط مختار بودم بین دو مرد انتخاب کنم که میدونم یکیشون قبلا چاقوکشی کرده و اون یکی معلم زبانه، بدون هرگونه تأملی اونی که تجربه چاقوکشی داشته رو باش میفرستم. گمونم دلیلش واضحه. موقع حرف زدن استانداردهای جداگانهای داریم، ولی تجربه شهودیمون از زندگی میگه باید جور دیگهای انتخاب کرد.
سوما، خشونت جزیی جداییناپذیر از مفهوم قانونه. حتی قانونی به سادگی «اینجا پارک نکنید». با اینکه «پنجر میشود» رو با قبض جریمه جایگزین کنیم، دفع خشونت نکردیم. فقط نوعش رو تغییر دادیم. اون جریمه یک نوع باجگیریه، و باجگیری خشونته. فرقی نداره ساختار حاکمیتی چه شکلی داره، تا وقتی قانون هست، خشونت هم هست.
Anarchonomy
حرف اون ۳۲ درصد اینه که اگه ما هم بزنیم و بکشیم، با اونها چه فرقی داریم؟ عرضم به خدمت شریفتان که: اولا وقتی بحث مرگ و زندگی و حتی تهدید وجود یک ملت در میانه، اهمیتی نداره که حتی با خود ابلیس هم فرق نداشته باشیم. حتی برای نجات جان یک سگ هم میشه مثل سگ رفتار…
تتمهای بر بحث خشونت
اگه سوریه رو لابراتور زنده خشونت بدونیم، که هرچه از مصادیق خشونت از قرن یکم پس از میلاد تا قرن بیستم پس از میلاد وجود داشته رو به نوعی در خودش خلاصه کرده، تمام نیروهای اعمالکننده خشونت رو میشه در چهار دسته اصلی قرارداد:
۱- دیکتاتوریهای بیدولت. مثل داعش، القاعده، ارتش آزاد. و تمام زیر شاخهها
۲- دیکتاتوریهای دولتدار. مثل عربستان، قطر، امارات، ایران. که سفارت دارند، و وزارت، و تشکیلات بروکراسی.
۳- دولتهای دموکراتیک معرف اکثریت: مثل ترکیه. که مردم کشور با سیاستش در سوریه موافقند.
۴- دولتهای دموکراتیک معرف اقلیت: مثل آمریکا. که سیاستش در سوریه با چیزی که مردم کشور تأیید میکنند متفاوته.
این چهار دسته چه در ایدئولوژی و چه در روش و چه حتی در قابلیت، با همدیگه فواصل نجومی دارند، ولی برای کسی که در ادلب زیر بمباران قرار گرفته و فرزندش زیر آوار مونده، کاملا بلاموضوعه که اونی که بمب رو انداخت، از یک دیکتاتور که دولت نداره دستور گرفته بود، یا از یک دیکتاتور که در همه پایتختهای دنیا سفارت داره دستور گرفته بود، یا از یک رییسجمهور پوپولیست که طبق نظر مردمش عمل میکنه دستور گرفته بود، یا از یک رییسجمهوری که طبق نظر اندیشکدههای جنگطلب عمل میکنه دستور گرفته بود. اونچه که رخ داد، از بین رفتن حیات یک بچه بود. لذا فرقی نداره که شما فکر کنید خشونتی که اعمال کردید چقدر موجه و منطقی بوده، و فرقی نداره موجه بودنش رو یک فرد خودسر تعیین کرده باشه یا کل یک جامعه یا تیمی از پروفسورهای رشته روابط بینالملل؛ پدر اون بچه از شما متنفر خواهد بود. بنابراین اگر بنا اینه که کسی از شما متنفر نشه، نباید وارد این لابراتوار بشید.
کسانی که خشونت رو به کل رد میکنند، یک دنیای انتزاعی موازی دنیای موجود میسازند، که در اون میشه وارد سوریه شد، اثری ایجاد کرد، و بدون اینکه تنفری ایجاد بشه خارج شد! چرا میتونند این دنیای انتزاعی رو بسازند؟ چون در دنیای واقعی وارد سوریه نمیشن. خیلی سادهست. من میتونم بگم اوباما بد کرد و بدی کرد، اسد بد کرد، اردوغان بد کرد، پوتین بد کرد، بنسلمان بد کرد.. چون خودم اونجا نیستم. اگه بودم، «میشد گفت» من بد کردم!
وقتی شما داخل معادله قرار نداری، میتونی در کنار اون پدر داغدیده قرار بگیری. که جای دنجی هم هست. حالا ما اینجا یک معادله مشابه داریم: «نجات هشتاد و پنج میلیون ایرانی از شرارت هشت و نیم میلیون نئاندرتال شیعه». امکان نداره وارد این معادله بشی و کسی ازت متنفر نشه. امکان نداره.
اگه هدف داری، ناگریزی مشترک یکی ازون مجلات بشی، و هر کثافتی که متعاقبشه به تن بمالی.
لذا کلش رو خلاصه میکنم: میشه تمیز موند. در جای دنجی کنار اون پدر. و این مستلزم اینه که صرفا تماشا کنی.
Welcome to the fucking real world.
اگه سوریه رو لابراتور زنده خشونت بدونیم، که هرچه از مصادیق خشونت از قرن یکم پس از میلاد تا قرن بیستم پس از میلاد وجود داشته رو به نوعی در خودش خلاصه کرده، تمام نیروهای اعمالکننده خشونت رو میشه در چهار دسته اصلی قرارداد:
۱- دیکتاتوریهای بیدولت. مثل داعش، القاعده، ارتش آزاد. و تمام زیر شاخهها
۲- دیکتاتوریهای دولتدار. مثل عربستان، قطر، امارات، ایران. که سفارت دارند، و وزارت، و تشکیلات بروکراسی.
۳- دولتهای دموکراتیک معرف اکثریت: مثل ترکیه. که مردم کشور با سیاستش در سوریه موافقند.
۴- دولتهای دموکراتیک معرف اقلیت: مثل آمریکا. که سیاستش در سوریه با چیزی که مردم کشور تأیید میکنند متفاوته.
این چهار دسته چه در ایدئولوژی و چه در روش و چه حتی در قابلیت، با همدیگه فواصل نجومی دارند، ولی برای کسی که در ادلب زیر بمباران قرار گرفته و فرزندش زیر آوار مونده، کاملا بلاموضوعه که اونی که بمب رو انداخت، از یک دیکتاتور که دولت نداره دستور گرفته بود، یا از یک دیکتاتور که در همه پایتختهای دنیا سفارت داره دستور گرفته بود، یا از یک رییسجمهور پوپولیست که طبق نظر مردمش عمل میکنه دستور گرفته بود، یا از یک رییسجمهوری که طبق نظر اندیشکدههای جنگطلب عمل میکنه دستور گرفته بود. اونچه که رخ داد، از بین رفتن حیات یک بچه بود. لذا فرقی نداره که شما فکر کنید خشونتی که اعمال کردید چقدر موجه و منطقی بوده، و فرقی نداره موجه بودنش رو یک فرد خودسر تعیین کرده باشه یا کل یک جامعه یا تیمی از پروفسورهای رشته روابط بینالملل؛ پدر اون بچه از شما متنفر خواهد بود. بنابراین اگر بنا اینه که کسی از شما متنفر نشه، نباید وارد این لابراتوار بشید.
کسانی که خشونت رو به کل رد میکنند، یک دنیای انتزاعی موازی دنیای موجود میسازند، که در اون میشه وارد سوریه شد، اثری ایجاد کرد، و بدون اینکه تنفری ایجاد بشه خارج شد! چرا میتونند این دنیای انتزاعی رو بسازند؟ چون در دنیای واقعی وارد سوریه نمیشن. خیلی سادهست. من میتونم بگم اوباما بد کرد و بدی کرد، اسد بد کرد، اردوغان بد کرد، پوتین بد کرد، بنسلمان بد کرد.. چون خودم اونجا نیستم. اگه بودم، «میشد گفت» من بد کردم!
وقتی شما داخل معادله قرار نداری، میتونی در کنار اون پدر داغدیده قرار بگیری. که جای دنجی هم هست. حالا ما اینجا یک معادله مشابه داریم: «نجات هشتاد و پنج میلیون ایرانی از شرارت هشت و نیم میلیون نئاندرتال شیعه». امکان نداره وارد این معادله بشی و کسی ازت متنفر نشه. امکان نداره.
اگه هدف داری، ناگریزی مشترک یکی ازون مجلات بشی، و هر کثافتی که متعاقبشه به تن بمالی.
لذا کلش رو خلاصه میکنم: میشه تمیز موند. در جای دنجی کنار اون پدر. و این مستلزم اینه که صرفا تماشا کنی.
Welcome to the fucking real world.
در این مورد ملت دچار یک سوء تفاهم دولایه هستند. در لایه اول فکر میکنند این صحنه یک رفتار اجتماعی تأسفبرانگیزه! و در لایه دوم فکر میکنند هرچی تمدن جامعهای پیشرفتهتر باشه در اونجامعه این رفتار کمتر دیده میشه یا اصلا دیده نمیشه!
بامزهتر اینه که مذهبیون میان برمبنای همین سوءتفاهم پاتک «اخلاق دینی» میزنن.. یعنی یک کانتر کانترکالچر! یعنی بیمیلی زاهدانه برای تهیه آذوقه رو مصداق خلوص ایمان و یقین! در نظر میگیرند، و خیال میکنند با این جهش معنوی، از جامعه غربی که «اصلا این رفتار قفسهخالیساز توش وجود نداره» سبقت گرفتهاند!
بامزهتر اینه که مذهبیون میان برمبنای همین سوءتفاهم پاتک «اخلاق دینی» میزنن.. یعنی یک کانتر کانترکالچر! یعنی بیمیلی زاهدانه برای تهیه آذوقه رو مصداق خلوص ایمان و یقین! در نظر میگیرند، و خیال میکنند با این جهش معنوی، از جامعه غربی که «اصلا این رفتار قفسهخالیساز توش وجود نداره» سبقت گرفتهاند!
❤5
اسناد لو رفته داخلی نشون میده آمار واقعی مبتلایان در یکی از استانهای چین بین ۳ تا ۱۰ و تا حتی ۵۰ برابر چیزیه که دولت رسما اعلام کرده!
اینکه دولت کمونیست دروغ بگه نه عجیبه، نه تازه. فقط این سوال وجود داره که با وجود اونهمه تدابیر و اون سختگیری سیستماتیک و پیشرفته و همهجانبه که در دنیا و حتی تاریخ بینظیر بود، این ویروس چطور تونسته انقدر جابجا بشه؟
به اون «فقط ۲ درصد مرگ و میر» هم دل نبندید. اینجور که پیداست، هیچی پیدا نیست.
https://m.theepochtimes.com/leaked-documents-reveal-chinas-shandong-province-faked-coronavirus-infection-data-real-numbers-up-to-52-times-higher_3251354.html/amp?__twitter_impression=true
اینکه دولت کمونیست دروغ بگه نه عجیبه، نه تازه. فقط این سوال وجود داره که با وجود اونهمه تدابیر و اون سختگیری سیستماتیک و پیشرفته و همهجانبه که در دنیا و حتی تاریخ بینظیر بود، این ویروس چطور تونسته انقدر جابجا بشه؟
به اون «فقط ۲ درصد مرگ و میر» هم دل نبندید. اینجور که پیداست، هیچی پیدا نیست.
https://m.theepochtimes.com/leaked-documents-reveal-chinas-shandong-province-faked-coronavirus-infection-data-real-numbers-up-to-52-times-higher_3251354.html/amp?__twitter_impression=true
The Epoch Times
Leaked Documents Reveal Coronavirus Infections Up to 52 Times Higher Than Reported Figures in China’s Shandong Province