Anarchonomy
43.9K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
آیا میشه رطب خورد و از رطب خوردن نهی کرد؟ ما چقدر عصیانگر بودیم که از ایرانی پنجاه سال بعد بخوایم عصیانگر باشه؟
اما نصیحت خودم به یک‌ ایرانی جوان در سال ۱۴۵۰:

- همه هموطنانت رو در تجارت باهوش‌تر از خودت، و در سیاست همه رو ابله‌تر از خودت فرض کن. در تجارت ساده‌تر ازونی که فکر کنی فریبت میدن و در سیاست ساده‌تر ازونی که فکر کنی فریب میخورند.

- از ایرانی‌ها نخواه اونجوری که تو میخوای به دنیا نگاه کنند. در همون دنیایی که دارند، یک کاراکتر مهم باش و وادارشون کن کاری که به نظرت درسته انجام بدن. ایرانی‌ها از «اینجوری ببین» خوششون نمیاد. ولی شاید «اینجوری انجام بده» رو بپذیرند.

- زمین بخر. حتی اگه جایی باشه که شغال‌ها تو‌ش ادرار می‌کنند.
12
این روزها زیاد شنیده میشه دولت باید فلان اقدام را بکند یا فلان اقدام را نکرد. که درست هم هستند اکثرا، ولی ما در شرایطی هستیم که ابتدا باید پرسید آیا اصلا ما دولت داریم؟
در کشورهای دیگه مفهوم دولت-ملت، به نحوی تعریف و تثبیت شده. و شاید برای من دولت‌گریز و دولت‌ستیز مفهوم جالبی نباشه اما حداقل تعریف‌شده‌ست. در اینجا ملت از دولت جداست و چون جداست، هرطرف موجودیت طرف مقابل رو اونجوری که خودش تصور می‌کنه ترسیم می‌کنه، نه اونجوری که خود اون طرف مقابل حاضره ارائه کنه. مثلا دولت، مردم رو جوری برای خودش تعریف کرده که ربطی به مردم کوچه خیابان نداره. مثلا تصور می‌کرد وقتی بشون بگیم از یارانه انصرف بدید، می‌پذیرند! یا فکر می‌کرد طبقه حاشیه‌نشین خودشو وارد فاز شورش نمی‌کنه!
ازون طرف مردم هم تصور می‌کنند یه دم و تشکیلاتی هست و در ساختمان‌های اداری میشینن فکر می‌کنند درباره مسائل و طرح و برنامه پیاده می‌کنند و خلاصه «شبا که ما می‌خوابیم آقا پلیسه بیداره!». برای همین وقتی آتش‌سوزی میشه در جنگل و میشنوه در کل استانش فقط یک هلی‌کوپتر هست اونم برای جابجا کردن سپاهی‌هاست، شوکه میشه!
در واقع هر دو در خیالاتی از همدیگه غوطه‌ورند. ملت برای این دولت ملتی نیست که فکر می‌کنه هست، و دولت برای این ملت دولتی نیست که فکر می‌کنند هست. مثل نمایش ترومن که بالاخره یه روز به دیوار دنیای استودیویی خودش رسید، زمان‌هایی پیش میاد که هر دو طرف به لبه‌های همدیگه اصابت می‌کنند و یگ آگاهی محیطی موقتی ایجاد میشه. مثل وقتی که کشاورز برای نجات مزرعه‌ش از سیل وارد سیکل گدایی تجهیزات میشه و خودش از نزدیک می‌بینه برای مراسم عروسی پسرش مدیریت پیچیده‌تری اجرا شده بوده تا چیزی که این درجه‌دارها در حال انجامش هستند. درجه‌داره هم از نزدیک می‌بینه که عه این‌ها چه راحت بمون فحش میدن! سیل که تموم شد دوباره هرکس برمیگرده به فاصله قبلی و دوباره تصورات دیفالت قوت می‌گیره.

ما به اون معنای عرفی، دولت نداریم، چون عملا کاری که عرفا دولت انجام میده انجام نمیشه و انجام‌شدنی هم نیست‌. ما صرفا در یک حکومت نظامی موقت هستیم که ۴۱ سال تمدید شده. مثل بعضی از پل‌های تهران‌. مثل ائمه جمعه تهران. مثل خود رهبر نظام. که همه موقتی‌های تمدیدشده هستند. در حکومت نظامی، نه کسی درباره توسعه مسئولیت داره، نه درباره آزادی فردی و نه مالکیت خصوصی، و نه حتی صیانت از دین! مصادیق آخری رو این روزها غلیظ‌تر می‌بینید. اهمیتی نمیدن که یک مشت روانی دیوانه، متولی و مبلغ دین رسمی کشور باشند. در حالی که اگه دولت وجود داشت، حواسش به این چیزها هم می‌بود.
پیام ارسالی یکی از بچه‌های ماهشهر:

«سلام
من ساکن شهرک بعثت هستم جایی کنار شهرک جراحی ماهشهر؛
ما اینجا دوتا هتل توی شهرکمون داریم که الان متوجه شدیم عده ای از حوزه علمیه قم رو پنهانی به اینجا اوردن و در هتل های ما ساکن کردند
خیلی نگرانیم؛ ما دور از مرکز و هر گونه امکانات زندگی میکنیم. این انصاف نیست که به جای قرنطینه کردن قم؛ مردم قم رو به شهرهای دیگه بفرستند تا وجه ی مقدس اون شهر از بین نره!
چطور یه زمانی اقایون علما حاضر بودند خوزستان رو برای فلسطین فدا کنند! اما الان برای فرار از کرونا به اینجا که منطقه کوچکیه و تا حالا هیچ بیماری نداشته سرازیر شدند؟!
ما اگر مبتلا به کرونا بشیم نه پول و پارتی آقایون مرکز نشین رو داریم و نه کسی برامون کیت ازمایش کرونا رو میفرسته! این شهر حتی پزشک بیماری‌های عفونی هم نداره و اکثرا پزشکان پروازی هستند!
که الان با این‌اوضاع اون ها هم دیگه به ماهشهر نمیان!! میشه این پیام رو به قلم خودتون بهشون بدین و بخواین که خواهشا توی همون قم مقدسشون بمونند و از دولت معظمشون بخوان امکانات رفاهی بیشتر و ارزاق مجانی براشون درب منزل حاضر کنه؟! تا حداقل آدم های بی پناهی مثل ما که توی نقشه ایران عملا زیر پونز هستیم و به چشم هم نمیایم بتونیم خودمون با بدبختی هامون سر کنیم؟؟ ممنون».

همونطور که گفتم در برابر شرارت حکومت طاغوت نمیشه سنگر گرفت. اگه هم تا حالا فکر می‌کردید به خاطر پرت بودن از مرکز، از شرارتش در امانید در اشتباه بودید. هم آبان‌ماه این رو فهمیدید هم الان باید فهمیده باشید.
هرچند از لحاظ آماری شاید امکانات اینجا بیشتر باشه، اما جمعیت هم به مراتب بیشتره. و اغراق نیست اگه بگم اگه من مبتلا بشم دقیقا همون سرنوشتی در انتظارمه که اگه شما مبتلا بشید در انتظارتونه.
این‌ها با یک مشت روایت جعلی و سفارشی به پیامبر دروغ بستند که ادعا کرده قم دروازه بهشته. کسانی که به پیامبر خدا دروغ می‌بندند و با اون دروغ کاسبی می‌کنند، نباید هم نگران جان مردم باشند‌. اینکه انقدر در برابر قرنطینه و هر نوع اقدامی که نشون بده قم یک کلانشهر کثیف و دیستوپیایی، مثل هر کلانشهر کثیف و دیستوپیایی دیگه‌ایه، مقاومت می‌کنند برای اینه که این اِلدورادوی شیعی روی کوهی از دروغ بنا شده. و میدونید که.. خدایان از دروغ خوششون نمیاد. فرقی نداره خدای دریاها باشه، یا کریشنا باشه، یا الله.
6
جالب نیست که همون کسانی که در دفاع از طب سنتی مردم رو از سرطان‌ و سبک زندگی سرطان‌ساز می‌ترسانند دارند ادعا می‌کنند تلفات آنفولانزا در آمریکا چندصد برابر کروناست و پس نباید نگران بود و توطئه‌ست؟ اگر مبنا اینه نگران سرطان هم نباید بود. بیشتر مردم یا به خاطر بیماری‌های قلبی میمیرند یا عفونت‌های ریوی و‌ کلیوی. مگه چند درصد با سرطان میمیرند که انقدر شلوغش کردند و هی میگن این رو نخور اون رو نخور ازین استفاده نکن اینو نخر اونو نخر!
البته این‌ها انقدری بیشعور هستند که متوجه این تناقض نباشند.

هم‌ارز کردن کرونا با آنفولانزا، حاصل ترکیب دو نوع جهل است. یک، جهل پزشکی. که باعث میشه تصور کنه اولا چون دو ویروس هم‌خانواده هستند پس در سرعت و سهولت تسری هم مثل هم هستند! و دوما چون دو ویروس شبیه هم هستند، پس واکنش سیستم ایمنی بدن به هر دو، در یک حد است! اونهم در شرایطی که نه نقشه ژنوم ویروس رپ در اختیار دارند نه از جهش‌های ژنتیک احتمالی خبر دارند (خودشون نمی‌دونن چه حجمی از نادانی رو به دوش میکشن که تونستن چنین فرضیاتی داشته باشند). و دو، جهل ریاضی و آماری. که باعث میشه «سرعت رشد» رو از واقعیت پدیده حذف کنه یا نادیده بگیره. ویروس رو کنار بگذارید، هرساله در آمریکا هزاران نفر با چوب بیسبال به قتل می‌رسند! که باعث تأسفه، و باید با عوامل محیطی و اجتماعی و اقتصادی که زمینه‌ساز خشونت خانگی و قتل میشه مبارزه کرد. اما چرا کسی به خاطرش به استرس و تلاطم نمیفته؟ چون تعداد قربانیانش در یک حد ثابت قرار گرفته و حالت انفجاری نداره. شما نمی‌بینید امشب یکی رو تو محله‌تون با چوب بیسبال تا حد مرگ بزنند، و فردا شب دو نفر رو بزنند، و پس فردا شب یازده نفر رو! تا اینکه شهرداری شهرتون مجبور شه یک قبرستان مخصوص مقتولان چوب بیسبال بسازه! اما اگه کرونا مهار نشه، هر شهر باید یک قبرستان برای قربانیان کرونا بسازه.

این بیشعوری‌ها تازه نیستند و از هزاران سال پیش وجود داشته و گذشتگان سعی کردند در داستان‌ها واردش کنند. مثلا پسر نوح هم دچار این جهل آماری بود و فکر می‌کرد اگر ابتدای بارش مثل ابتدای بقیه بارش‌هاییه که قبلا دیده، انتهاش هم مثل بقیه بارش‌هاست، یا حداکثر کمی بیش از انتهای بقیه بارش‌هاست. اما اگه میزان بالا اومدن آب رو هرروز اندازه می‌گرفت و سرعت رشد رو در می‌آورد، همون موقعی سوار کشتی می‌شد که آب به زانو رسیده بود. نه وقتی که از پیشونیش هم بالاتر رفت.
4
یک نفر ۱۴۰۰ سال پیش بود که انقدر عقلش می‌رسید که بگه «من به عنوان حاکم شما جز اسرار جنگ چیزی را از شما پنهان نخواهم کرد». و نکرد. و منظورش از اسرار جنگ هم تاکتیک بود، نه اینکه سیصدنفر شهید بشن و بگه سی نفر بود!
... و عقل این‌ها نمیرسه.
3
ترامپ الان در موقعیت بی‌نظیریه، ولی متأسفانه عادت داره از همه اهرم‌هایی که داره استفاده نکنه. مثلا می‌تونست از شیوع کرونا یک ابزار تبلیغاتی بسازه. مثلا بگه دیدید سخت‌گیری در مرز و در مورد ویزا دادن چه به درد خورد؟ اما به جای این شعار، اصرار داره که بگه اوضاع خوبه. چون وقتی میتونی بگی سخت‌گیری در مرز به درد خورد که قبلش اذعان کنی اوضاع خطرناکیه و ترامپ ابا داره ازینکه بگه آمریکا در معرض خطره.
البته رفیق‌بازیش با رییس‌جمهور چین و محترمانه توعیت کردن درباره‌ش بدردش خورد. می‌گفتن چرا به این جنایتکار می‌گی «دوست من»؟ به نظر میرسه رویکرد بدی نبود. اگه چینی‌ها می‌خواستن اذیتش کنند، در این مورد می‌تونستن خیلی اذیت کنند. ولی با حبس کردن مردم‌شون در واقع برای آمریکا زمان خریدند.
کسانی که نظریات توطئه درباره نقش عمدی آمریکا در شیوع کرونا در چین رو می‌پذیرند پرت‌تر ازین حرف‌ها هستند که بدونند چرخ اقتصاد دنیا داره چطور میچرخه. وقتی سفارش‌دهنده آمریکایی از تأمین‌کننده ماسک درخواست ماسک کرده این جواب رو بش دادند. گفته واردات ما از چینه و دولت اون‌ها هم اجازه نمیده در این شرایطی که خودشون لازم دارند ماسک‌ها صادر بشه. لذا مجبوریم سفارش‌تون رو لغو کنیم!
تقریبا هیچ صنعتی در آمریکا نیست که هیچ وابستگی به چین نداشته باشه، و در مواردی مثل این وابستگی صددرصدیه. فلج شدن صنعت و تجارت چین، فلج شدن صنعت و تجارت آمریکا رو هم در پی داره.
این‌ها توی ذهن‌شون فکر می‌کنند آمریکا در «تولید» با این‌ها رقابتی داره و به خاطر برنده شدن در این رقابت حاضره دست به قتل عام بزنه! احمق‌ها نمیدونن که اون قضیه رقابت خیلی وقته که پرونده‌ش بسته شده.
نوجوانان چهارده پانزده ساله آمریکایی در اواخر دهه دوم قرن حاضر، نسبت به نوجوانان همون سن در اوائل دهه آخر قرن بیستم، مشروب کمتری میخورند، کمتر تجربه سکس دارند، به مراتب کمتر سیگار می‌کشند، خیلی کمتر تلویزیون نگاه می‌کنند و تقریبا همونقدر ماریجوانا میزنند.
البته بازی ویدئویی و استفاده از کامپیوتر بیشتر شده ولی نه انقدی که بقیه رو جبران کنه. نمی‌دونم استفاده از اسمارتفون رو هم داخل دسته بازی و کامپیوتر قرار دادن یا نه. ولی یه جوریه که انگار قرار ندادن. به هرحال مشغولیت‌های جدید مضراتی داشته، ولی حداقل باعث شده از چیزهایی که به نفع‌شون نیست دورتر بشن.
و این تغییرات بدون دخالت و برنامه‌ریزی دولت رخ داده. قابل توجه کسانی که فکر می‌کنند دولت میتونه کاره‌ای باشه در تربیت انسانی!
تو پکیج مذهب، اینهم یکی از تجربیاتی بود که سعی می‌کردند به آیندگان منتقل کنند. که هوای سالخورده‌ها رو داشته باشید.
مذهبیونی که همیشه از محدود کردن آزادی مذهبی دیگران رضایت داشتند در شرایط بحرانی فعلی یادشون افتاده «آزادی انجام آیین‌های مذهبی» نباید سلب بشه!
در این مورد دو مسئله وجود داره. اول اینکه آیا مردم عادی که در این مراسمات شرکت می‌کنند مقصر اصلی هستند؟ و دوم اینکه آیا مجازیم محدودشون کنیم؟

در اینجا هم میشه از مثال معروف الله‌اکبر در سینما استفاده کرد. کسی که وسط پخش فیلم در سالن با هدف شوخی پاشه فریاد بزنه الله اکبر که مردم فکر کنند الانه که یک بمب منفجر بشه، باید دستگیر و مجازات بشه؟ بین علما اختلاف است 😁
چون اگر نه باید آزاد باشه فریادش رو بزنه، اونوقت باید با تبعاتی مواجه بشن مثل وحشت مردم که باعث فرارشون به سمت در خروجی و احتمالا کشته شدن زیر دست و پا و یا حمله قلبی و خفگی میشه. و اگر باش برخورد و مجازات بشه، اونوقت باید با تبعاتی مثل سوء استفاده ازین قانون مواجه بشن چون خدا داند چقدر میشه این محدوده «وحشت‌آفرین بودن» رو کش داد و بزرگ‌‌ترش کرد که هر نوع شوخی رو شامل بشه (که متأسفانه شده).

راه حل، خصوصی‌سازی همه‌چیز و در رأس قراردادن مالکیت فردیه. اگه سالن سینما جزء ملک شخصی فردی باشه، میتونه بگه در محدوده ملک من کسی حق نداره داد بزنه الله اکبر، به هر دلیلی. و اونی که نمیخواد این ممنوعیت رو بذاره می‌تونه بگه هر کسی که میخواد وارد ملک من بشه باید قبل از ورود بازرسی بدنی بشه. اینجوری اونهایی که تو سالن نشستن میدونن اگه هم کسی پاشد داد زد الله اکبر، چیزی برای منفجر کردن همراهش نیست.

اما اگه بازرسی نگذاشت چی؟ اولا این باعث میشه مشتریانش رو از دست بده. و دوما فرض کنیم روبروی سالن سینمای این آقا یه کافه باشه. اگه مالک اون کافه ببینه سینمادار در این جور مسائل بی‌مبالاته و هرروز به خاطر شوخی بی‌مزه یک نفر ماشین‌های پلیس و آتش‌نشانی میریزن تو محل و کاسبیش رو خراب می‌کنند، میتونه از سینمادار شکایت کنه، چون ملکش در معرض تهدید قرارگرفته.

فرض کنید خیابان‌های اطراف حرم حضرت معصومه جزء مشاعات شهری نبود و مالک داشت. مثلا خیابان احمد، متعلق به آقای احمد بود. اونوقت آقای احمد می‌تونست ورودی خیابون خودش رو گیت بذاره و بگه نه می‌ذارم کسی ازینجا وارد حرم بشه و نه میذارم کسی که حرم بوده بیاد اینطرف! به این ترتیب عملا حرم قرنطینه می‌شد.

اشتراکی شدن و دولتی سازی باعث شد سوراخ کردن زیر پات در قایق، مجاز و میسر بشه. کل کسانی که در حرم نماز جماعت برگزار می‌کنند دو هزارنفر هم نیستند. اما این دو هزارنفر اجازه پیدا می‌کنند مالکیت دو میلیون نفر و بسا بیشتر، بر حیات ‌(که بزرگترین دارایی انسانه) و اموالشون (که اقتصاد جامعه رو مچرخونه) نقض بشه.‌
یک بار در تاکسی کنار یک راننده تریلی سابقه‌دار بددهن نشسته بودم که کل فاصله تهران تا کرج با انواعی از ادبیات سکسیستی و نژادپرستانه و دگرجنس‌ستیزانه کل بدنه نظام رو مثل شاهنامه توصیف کرد. اون موقع با خودم می‌گفتم حالا ما هم مخالفیم ولی این آخه چه طرز حرف زدنه؟!
بعدها متوجه شدم اون‌ها در کابین تریلی به بینشی رسیده بودند که ما که خودمون رو در کتاب و مقاله و هم‌اندیشی و بحث آکادمیک غرق کرده بودیم بعدا بش رسیدیم. بعدتر فکر کردم بینش درست بوده اما در گنجینه لغات ضعیفند بندگان خدا، و گرنه همون حرف‌ها رو بهتر هم می‌شد زد. و بعدتر متوجه شدم حتی در انتخاب واژگان هم بینش درستی داشتند. این ما بودیم که فکر می‌کردیم متمدن‌تریم، چون نمی‌دونستیم با چی طرفیم!
چه سیکلی رو طی کردیم. باید اسمش رو بذارم «دایره درد».
8
Government officials are in Shrödinger's cat situation: they're both infected by coronavirus and not infected, at the same time. Because in quantum state of serving Islamic Republic, you're infected due to incompetency, even in protection of yourself; AND not infected at all due to your tradition of lying to people which includes lying about infection.


Feb 25
2020
احتمالا به زودی کسانی که سرکار حاضر نمیشن رو تهدید کنند. اندفعه باید توی خونه بگیم «نترسید، ما همه با هم هستیم».
سوال من اینه: چی شد که مذهبی که امام اولش گفت از پول غذاتون بزنید و باش آب بخرید و غسل کنید، کارش به جایی رسید که این سوال براش مطرح بشه؟


(البته یه سوال دیگه هم دارم: آقای مظاهری این چه فونتیه آخه؟)


https://t.me/mohsenhesammazaheri/1808
پدر و مادر ما تعریف می‌کنند از زمان قدیم که اصلا امکان نداشت یکسال برداشت کنند از زمین و چیزی ازش رو که معادل خوراک یکسال باشه در یک انبار زیرزمینی ذخیره نکنند! در این زمینه، تشکیل دولت مرکزی مدرن بدترین اتفاقی بود که افتاد، چون این عادت درست رو منسوخ کرد. اون ترسی که ذهن ایرانی داشت، یک ترس منطقی بود، و الان توهم حمایت و مدیریت دولتی جای اون منطق رو گرفته. و در زمان و موقعیتی متوجه میشن در توهم بودند که دیگه خیلی دیر شده.
اگر کمی به روی شخصیت روحانی تمرکز کنید می‌تونید علائم سایکوپاتی رو توش ببینید. لاقل من که می‌بینم. این آدم یک کیس ایده‌آل برای سایکوپات بودنه.

وقتی خبر خودکشی جفری اپستین اومد، و کسی باور نکرد، نسیم طالب توصیه کرد دلیل اول رو بی‌کفایتی دولتی در نظر بگیرید. اینکه باور نمی‌کنید نگهبان حواسش نبوده باشه دوربین هم قطع شده باشه برای اینه که بی‌کفایتی رو دست‌کم گرفتید.
اما بعدا معلوم شد واقعا خفه‌ش کردن و خودکشی نبوده. و این البته به این معنی نبود که حرف نسیم غلط بود. گاهی یه چیزهایی هست که حتی مافوق بی‌کفایتیه.
در اینجا من فکر می‌کنم اختلالات روانی، سوار شده روی بی‌کفایتی. نحوه مدیریت بحران روحانی در چند ماه اخیر، صرفا بی‌کفایتی نمی‌تونه باشه. و با اینکه به رذالت این جانوران هم آگاهیم، اما حتی رذالت هم این رویه رو نمیتونه توضیح بده. به نظر حداقل من میرسه که چندان هم بی‌هدف نیست.

نگید نظریه توطئه ارائه داد، چون چنین چیزی ارائه نمی‌کنم، فقط دارم میگم این رو هم به عنوان یک سناریو در نظر بگیرید که این فرد به نوعی در حال هل دادن نظام به دره‌ست. بنزین و آبان ماه به شکلی، و زدن هواپیما به شکلی دیگه. اما کرونا از تمام موارد قبلی اگرسیوتره. اینکه پروازها رو متوقف نکنی، و نذاری قم قرنطینه و حتی تعطیل شه و سپس طلبه‌های ناقل رو بفرستی به شهرهای مختلف، یک تصمیم اشتباه نیست، انگار عمدی وجود داره تا حجم نفرت عمومی از سپاهی و نفرت عمومی از آخوند به نقطه ماکزیمم برگشت‌ناپذیر برسه. دقت کنید که طلبه‌ها رو فرستادن دقیقا به همون ماهشهری که قبلا سپاهی‌ها حمام خون به راه انداخته بودند. یک شهر دیگه هم که طلبه بش فرستاده شده، ایذه‌ست‌. در اعتراضات سال ۹۶ این شهر دو کشته داشت و چندین زخمی. جالب نیست؟ در حالی که هزاران واحد مسکن مهر خالی در سرتاسر ایران و مخصوصا در شهرهای نزدیک به قم هست، اگه هدف اسکان موقت و ایزوله‌سازی بود‌.


فعلا این رو از من داشته باشید.
مثل اینکه خود ترامپ متوجه پیشنهاد من شد و از تأثیر مثبت ایجاد محدودیت در مرز در کنترل کرونا صحبت کرد. البته همون‌طور که خودش نوشته حتی اگه ویروس همین فردا ناپدید بشه از دولتش انتقاد ‌می‌کنند‌. مسئله اینه که تا چه حد بتونن روش مانور بدن. آمریکا واقعا بی‌در و پیکره، و اگه سخت‌گیری نشه میتونه تلفات بالایی بده.
اگر من جای ایشون بودم کرونا رو بهانه می‌کردم و می‌گفتم باید انتخابات رو به تعویق بندازیم! این حتی اگه در حد تهدید کلامی هم باشه میتونه نق و نوق دموکرات‌ها رو مهار کنه.
با توجه به ویدئوی پایین آیا اعمال خشونت علیه قشر مذهبی و روحانیت را موجه می‌دانید؟ (یعنی اگر ایران یک دیکتاتور حاکم بود و در چنین وضعیتی با گلوله و مشت آهنین پاسخ این‌ها را می‌داد، آیا از اقدامش حمایت می‌کردید؟)
Anonymous Poll
68%
بله.
32%
خیر.