Anarchonomy
43.7K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
فقط ۲۴ ساعت بعد از توعیتم.
وقتی نگهبان اداره یا شرکت شما تبدیل بشه به یه زامبی چه می‌کنید؟ همکاران زن رو می‌برید جای امن و هر کدوم‌تون یه وسیله برمیدارید که به عنوان سلاح سرد استفاده کنید علیه‌ش، یا می‌نشینید بحث می‌کنید که اگه این نگهبانه رو کشتیم کی رو بذاریم جاش؟
حتی اگه فرض کنیم آمار حکومتی دروغ نیست (که هست)، این فرد تنها نماینده ۴ و نیم درصد واجدین شرایطه. من فکر می‌کنم اگه عبدالمالک ریگی اجازه پیدا می‌کرد رقابت کنه بیش از ۱۴ و نیم درصد واجدین شرایط رو با خودش همراه می‌کرد. با اینکه فامیلاش اینجا نیستند.
برنی سندرز در انتخابات درون حزبی نوادا هم برنده شد، اما ترکیب سنی کسانی که بش رأی دادن جالبه.‌در بین بالای ۴۵ ساله‌ها فقط ۲۰ درصد آراء رو بدست آورد و عملا فرقی با بایدن نداره، اما در بین زیر ۴۵ ساله‌ها ۶۰ درصد آراء رو جارو کرده!
نهاد دانشگاه که سال‌هاست کاملا در چنگ کمونیست‌هاست، تونسته با موفقیت کامل نسلی از جوانان رو تربیت کنه که نه درکی از اقتصاد دارند، نه تاریخ، و نه حتی عقل سلیم. چیزی که من اسمشو میذارم «لشکر آرزومندان». چون تمام نظام فکری‌شون برمبنای آرزوها شکل گرفته. آرزوی عدالت. آرزوی مفت بودن همه چیز. آرزوی بهشت بدون طبقه. آرزوی تبعیت اقتصاد و بازار از تخیلات ما. آرزوی سبز شدن پول از شاخه‌های درخت.

تبریک به چپ‌ها بابت این موفقیت.
متأسفانه چنین خبری نیست. نسل جدید هم اسیر زنجیرهای ذهنیه.
یک آمریکایی که همسرش چینی‌تبار بود می‌گفت همسر من از یکی از دانشگاه‌های معتبر چین پی‌اچ‌دی داره. کاملا مسلط به رشته تحصیلیش و کاملا لیبراله. اما می‌گفت امسال نحسه و اتفاقات بدی میفته، و یه کارهایی تو خونه می‌کرد که از شر این نحسی کمترین آسیب رو ببینیم! (یعنی اینطور نیست که کاملا در امان باشیم. بلکه شاید بتونیم آسیب‌پذیری‌مون رو به حداقل برسونیم!).
و این قبل از مسئله کرونا بود. لابد الان داره به شوهر آمریکاییش میگه «دیدی گفتم اعتقادات ما بی‌حساب کتاب نیست؟».
یکی دیگه از پدیده‌هایی که نشون میده اینترنت پرسرعت و بدون فیلتر در حد سنگاپور، ایران رو به سنگاپور تبدیل نمی‌کنه اینه که مردم هیچی از ساختار ویروس‌ها و عملکردشون و انواع‌شون و خطرات‌شون و نحوه شیوع‌شون نمی‌دونند با اینکه دنیایی از محتوا درباره‌ش وجود داره در اینترنت!
شما نمی‌تونید در سیل، آب معدنی، و در شیوع ویروس، ماسک رو «عادلانه» توزیع کنید. تسلیم در برابر این واقعیت مرحله مهمی در بلوغه. یا باید بذارید بازار، که میخواد سیاه باشه یا سفید یا خاکستری، توزیعش کنه، یا بسپردیدش به دولت.
در هنگ‌کنگ یک ویدئو پخش شد که نشون میداد پلیس به یک نفر در خیابان ماسک میده، و مردم رو عصبانی کرد. ازین عصبانی نشدند که چرا به اون فرد ماسک دادند. ازین عصبانی بودند که ماسکی که باید بین افرادی که واقعا لازمش دارند توزیع می‌شده، دست پلیس چیکار می‌کنه که بعد بذل و بخشش کنه.
دولت، حتی در بهترین حالتش، نهادی نیست که این کارو بهتر از دولت هنگ‌کنگ انجام بده. بنابراین ما با یک دوگانه مواجهیم. ماسک‌ها برسند به دست کسانی که پول بیشتری بابتش میدن، یا برسند به دست کسانی که به دولت وصلند!
شخصا با کمال میل اولی رو ترجیح میدم.‌ چون اون‌ها حداقل با هزینه‌ گزافی که پرداخت می‌کنند دارن لیاقتی از خودشون نشون میده‌. اونی که وصله به دولت، کاملا تهی از هر نوع لیاقته.
اینطور که پیداست اگه در تهران یک زلزله بزرگ بیاد و پنج میلیون نفر بمیرند و شش میلیون نفر آواره بشن، بورس باز رشد می‌کنه! کل اقتصاد در لیست سیاه قرار گرفته، مفتضحانه‌ترین انتخابات تاریخ جمهوری‌اسلامی برگزار شده، مملکت به خاطر بحران شیوع ویروس به دومین کشور خطرناک جهان تبدیل شده، و بورس باز بالا میره.
همه‌چیز در این کشور از معنا تهی شده.



https://t.me/khabaronline_ir/270922
یکی از سوال‌هایی که میشه اینه که «شما خیلی سنگ لوکالیسم رو به سینه می‌زنید، در شرایطی مثل الان که ویروس در حال انتشاره در چنان سیستمی چطور می‌شد قرنطینه‌ها رو انجام داد و چطور می‌شد بحران رو کنترل کرد وقتی هر ناحیه‌ای ساز خودش رو بزنه؟».

بیایید به جای ویروس بذاریم داعش. نمی‌دونم چرا در اون مورد این سوال رو نپرسیدن، ولی به هرحال جوابش رو میدم. اینکه میگیم دولت‌ها جنگ‌ها رو راه میندازن چون هم نماینده واقعی مردم نیستند و هم در هزینه‌هاش شریک نیستند، معنیش این نیست که جامعه‌ای که زیر سلطه یک دولت اقتدارگرای مرکزی نیست ممکن نیست دست به خشونت بزنه! علاوه بر اینکه مجموعه‌ای از قدرت‌های محلی می‌تونن با هم ائتلاف تشکیل بدن، خود افراد به تنهایی هم قابلیت‌های جنگی دارند. قدرت توزیع‌شده، باعث فلجی نمیشه. اتفاقا برعکس میتونه چابکی نظامی ایجاد کنه. در تقریبا تمام مناطقی که داعش اشغال کرد، مردم عملا بی‌دفاع بودند و باید صبر می‌کردند نیروهای مسلح از مرکز بیان اونجا دفاع کنند ازشون. در دفاع، صبر برای رسیدن نیرو، مثل نوشیدن تدریجی سمه. در لوکالیسم، هر کسی یک سرباز بالقوه‌ست. در دنیای فعلی ما، اکثر افراد وبال گردن دولت هستند، چون یا تبدیل میشن به کشته، یا اسیر، یا آواره. که هرکدوم تبعات خودش رو داره.
از طرفی لوکالیسم پیش فرض‌هایی ایجاد می‌کنه که اون پیش‌فرض‌ها بسترهایی ایجاد می‌کنند که اون بسترها آمادگی‌هایی ایجاد می‌کنند برای ایزوله‌سازی. مثلا در قدیم آبادی‌هایی در ایران وجود داشت که پیش‌فرض‌شون این بود که در صورت حمله بیکانگان و اقوام وحشی کسی به داد ما نخواهد رسید، و طبق این پیش‌فرض با سرمایه مالی و انسانی خودشون امکاناتی در آبادی‌ تهیه کرده بودند که بشون اجازه میداد برای مدت طولانی از دنیای خارج ایزوله بشن. شما متناظر این امکانات رو در هیچ کدام از سکونتگاه‌های فعلی ایران ندارید. یعنی هیچ روستا یا شهری قابلیت اینو که مستقلا خودش رو مصون کنه از شر بقیه مناطق، نداره.


در لوکالیسم هم توان شما برای مقابله اکتیو بیشتره، هم مقاومت پسیو.
بعد از چهل و یک سال تازه دارند متوجه میشن نمیشه همه‌چیز رو با پول نفت و اسلحه خرید. یه کارهایی نیاز به سرمایه اجتماعی داره، که چهار دهه بیشعوری همه‌ش رو از بین برده. اینجا ژاپن قرن هجده نیست که امپراطور بگه خودتون رو فدا کنید، و فدا کنند. اینجا پادشاه لخته، و به اندام لاغرش می‌خندند.
یعنی کسی در آینده‌های دور باورش میشه این توعیت، طنز نبوده؟
من اینجا بارها برای رهبر جمهوری اسلامی از واژه خلیفه استفاده کردم که یکم بی‌انصافی در حق خلفا در تاریخ اسلامه. چون بیشتر اون‌ها بزدل نبودند، جلوی لشکر می‌ایستادند و شمشیر می‌زدند، پسرشون رو میفرستادند به دل خطر، و بادیگارد نداشتند.
دغدغه آرمانخواهانه، زندگی لاکشری هم می‌طلبه. همونطور که می‌بینید اون‌هایی که با جت شخصی مسافرت می‌کنند بیشتر نگران محیط‌زیست هستند! خوب یادمه سنگ‌پرانی فلسطینی‌ها که هرشب اخبار ساعت ۹ پوشش میداد، خبر مهمی بود. خیلی‌ها واقعا بش توجه می‌کردند. کل قضیه فلسطین برای شهروند ایرانی مهم بود. اما امروز همونجوری اخبارش رو دنبال می‌کنند که تبلیغات وسط ویدئوهای یوتیوب رو تحمل می‌کنند. پسرفت کیفیت معیشت رو میشه از همین روزنه هم دید، که دیگه این قضیه براشون مهم نیست. علت فقط ترافیک حوادث نیست. مسئله ناتوانی روانی در پرداختن به گرفتاری‌های دیگری‌ است. با اینکه شهروند ایرانی اون روزها هم در فقر بود، اما نسبت به امروز وضعیت لاکشری‌‌تری داشت، یا حداقل به آینده مملکت امید داشت. آرمان «نجات فلسطینیان مسلمان از رنج اشغال یهودی» هر مزخرفی که بود، قبلا گیرایی داشت. اما الان از ظرفیت روانی مردم خارجه. بی‌کفایتی سیستماتیک حاکمیت، چنان این ظرفیت رو تخلیه کرده که جا برای پیگیری چنین آرمان‌هایی باقی نمیمونه.
شاید بتونیم بگیم سال ۹۸ سالی بود که انقلاب ۵۷ به عنوان یک حرکت ایدئولوژیک، تمام شد‌.
5
تولیت حرم رضوی به جای بستنش میگه داریم هی اسفند دود می‌کنیم! اون یکی میگه این مصیبت انعکاس گناهان مردمه! اون یکی میگه حدیث کساء بخونید! اون یکی میگه هرجا باشی مرگ تو را در می‌یابد!
این‌ها رفتار آدم سالم نیست.
من که پونصدسال پیش نبودم.. ولی ظاهرا طوری بوده که وقتی میخواستن از یک «آدم سالم» مشورت بگیرند می‌رفتند پیش یک سید شیعه. شاید هم این روایت‌ها اغراق باشه. اگه هم اینطور باشه لابد «عقل داشتن» یک ارزش بوده که خواستن به خودشون نسبت بدن، حتی به دروغ.
اما الان هرچی علائمت به اختلالات روانی شبیه‌تر باشه، شیعه‌‌تری!
بله ما مقصریم. و بله این مصیبت انعکاسی از گناه ماست. گناه کبیره سکوت و بی‌عملی دربرابر تسلط بیماران روانی بر سرنوشت مردم. شاید جایی لازم بوده خون می‌دادیم تا این‌ها به جان و مال مردم مسلط نشن، و ندادیم.

کاری به بقیه ندارم، شخصا حس می‌کنم گناهکارم.
5
برخلاف توصیه پزشکان، ما نیاز به آرامش نداریم. ما نیاز داریم گستاخ باشیم. آدم‌ گستاخه که میگه باید به «من» جواب پس بدی.
اگه میخواستید یک ایرانی که در سال ۱۴۵۰ زندگی می‌کنه (البته اگه اون موقع چیزی از مفهوم ایرانیت باقی مونده باشه) رو نصیحت کنید، بش چی می‌گفتید؟ در حداکثر ۲۸۰ کاراکتر یا یک توعیت بنویسید و برام بفرستید. اونایی که به نظرم خوب بود رو میذارم اینجا.
Anarchonomy pinned «اگه میخواستید یک ایرانی که در سال ۱۴۵۰ زندگی می‌کنه (البته اگه اون موقع چیزی از مفهوم ایرانیت باقی مونده باشه) رو نصیحت کنید، بش چی می‌گفتید؟ در حداکثر ۲۸۰ کاراکتر یا یک توعیت بنویسید و برام بفرستید. اونایی که به نظرم خوب بود رو میذارم اینجا.»
ته نصیحت‌نامه‌تون به ایرانی پنجاه سال بعد، باید اینو بنویسید.