Elegy For The Past (We Are All Astronauts Remix)
Rhian Sheehan
چشماتو ببند..
فکر کن در فضایی بیکران، میلیاردها مایل دور از کره زمین رها شدی.. و خدایی نیست، و خدایی خلق میکنی، و ازش میخوای همهچیزت باشه..
و گوش کن.
فکر کن در فضایی بیکران، میلیاردها مایل دور از کره زمین رها شدی.. و خدایی نیست، و خدایی خلق میکنی، و ازش میخوای همهچیزت باشه..
و گوش کن.
هرچند متوسط دستمزد یک مرد در آمریکا در طول سه دهه رشد چشمگیری داشته، ولی مخارجش هم رشد تصاعدی شدیدی داشته. اون زمان با ۳۰ هفته کار میتونست تمام نیازهای اولیه خانوادهش رو تأمین کنه، اما الان ۵۳ هفته لازم داره، که یعنی یک سال کم میاد!
تقریبا در تمام موارد این نمودار، دولت در بالارفتن هزینه نقش داشته. مثل مقرراتی که برای ساخت مسکن گذاشته و هزینه تمام شده رو بالا میبره، و با ایجاد بحرانهای اقتصادی، باعث سرمایهای شدن کالای مسکن شده. یا مثل وارد شدن در بیمه که باعث بالارفتن قیمت داروها و خدمات شده.
لذا فشاری که دولت به شهروند وارد میکنه، یک جنبه عیان داره، که همون مالیاته، و یک جنبه مخفیتر و درازمدتتر داره که گرانسازی زندگیه.
تقریبا در تمام موارد این نمودار، دولت در بالارفتن هزینه نقش داشته. مثل مقرراتی که برای ساخت مسکن گذاشته و هزینه تمام شده رو بالا میبره، و با ایجاد بحرانهای اقتصادی، باعث سرمایهای شدن کالای مسکن شده. یا مثل وارد شدن در بیمه که باعث بالارفتن قیمت داروها و خدمات شده.
لذا فشاری که دولت به شهروند وارد میکنه، یک جنبه عیان داره، که همون مالیاته، و یک جنبه مخفیتر و درازمدتتر داره که گرانسازی زندگیه.
Anarchonomy
هرچند متوسط دستمزد یک مرد در آمریکا در طول سه دهه رشد چشمگیری داشته، ولی مخارجش هم رشد تصاعدی شدیدی داشته. اون زمان با ۳۰ هفته کار میتونست تمام نیازهای اولیه خانوادهش رو تأمین کنه، اما الان ۵۳ هفته لازم داره، که یعنی یک سال کم میاد! تقریبا در تمام موارد…
کسی که این نمودار رو به اشتراک گذاشته بود مثال خوبی زد درباره هزینه حمل و نقل. زمانی میشد با ۱۸ هزار دلار یک تویوتا کمری خرید، اما الان باید ۲۸ هزار دلار داد (اگه چندتا آپشن اضافه کنیم). نمیشه گفت قیمت کمری تورم خورده. چون کمری مدل ۲۰۲۰، کمری سی سال پیش نیست. یه چیز دیگهست. هم آپشنهایی بش اضافه شده که سی سال پیش وجود خارجی نداشت، هم در کیفیت ساخت و ایمنی به سطحی رسیده که قابل مقایسه با مدل سی سال پیش نیست. پس درست نیست که بگیم «مردم کمری را گرانتر میخرند»، بلکه باید گفت «مردم دارند کمریِ گرانتری میخرند». کمری امروز، از لکسوس دیروز هم بالاتره. اما این واقعیت جانبی هم وجود داره که مردم نمیتونند به کمری گذشته قناعت کنند، چون وجود نداره. (درسته بازار دست دوم وجود داره، اما اولا خیلی هم قدیمی نیستند، یعنی واسه سی سال پیش نیستند، و دوما پایین بودن قیمت اولیه خودروی دستدوم با مخارج تعمیر و نگهداریش جبران میشه). بنابراین مشتری امروز، عملا مجبوره کمری امروزی بخره، و کمری امروز تقریبا به طور اجتنابناپذیری گرانتره.
اما حتی در این هم دخالت دولتها مشهوده. مثلا در کالیفرنیا دیگه به سختی میشه ماشینی فروخت که هیبرید نیست. و هیبریدسازی حداقل ۴ هزار دلار به قیمت ماشین اضافه میکنه. یا دارند دوربین عقب رو اجباری میکنند، چیزی که قبلا یک آپشن بود. و دور نیست که بگن اتوپایلوت هم باید اجباری باشه!
در مورد مسکن هم تعداد و تنوع مقررات حاکمیتی، سرسامآوره. چیزهایی که سی سال پیش وجود نداشت.
اما بر خلاف ماشین، که مردم دارند چیز بهتری میخرند، در مورد مسکن لزوما در حال خریدن کالای بهتری نیستند. اثر دولت در اینجا هم مستقیمه (با بروکراسی و مقررات)، هم غیرمستقیم. در حالت غیرمستقیم، دولت مردم رو وادار کرده به بازار مسکن به جایی امن برای سرمایهگذاری دراز مدت نگاه کنند. بعد این باعث میشه صاحب خانهها در برابر انبوهسازیهایی که قیمت رو پایین میارن مقاومت نشون بدن (مثلا در بسیاری از محلههای شهرهای بزرگ آمریکا نمیشه خانه ارزان ساخت، چون اهالی محل میگن کلاس منطقه رو میاره پایین، و قیمت خونههای ما هم میاد پایین یا از متوسط کشوری کمتر رشد میکنه)، در نتیجه کمبود مسکن ایجاد میشه، و انباشه میشه، و خود این باعث افزایش قیمت میشه. بنابراین مصرفکننده امروزی نمیتونه بگه اوکی، من خونه امروزی نمیخوام، خونهای با شرایط سی سال پیش بم بدید.
بعبارتی مفهوم قناعت عملا بلاموضوع شده. یک مرد شاغل برای تأمین خانوادهش «مجبوره» ۵۳ هفته در یک سال ۵۲ هفتهای کار کنه.
اما حتی در این هم دخالت دولتها مشهوده. مثلا در کالیفرنیا دیگه به سختی میشه ماشینی فروخت که هیبرید نیست. و هیبریدسازی حداقل ۴ هزار دلار به قیمت ماشین اضافه میکنه. یا دارند دوربین عقب رو اجباری میکنند، چیزی که قبلا یک آپشن بود. و دور نیست که بگن اتوپایلوت هم باید اجباری باشه!
در مورد مسکن هم تعداد و تنوع مقررات حاکمیتی، سرسامآوره. چیزهایی که سی سال پیش وجود نداشت.
اما بر خلاف ماشین، که مردم دارند چیز بهتری میخرند، در مورد مسکن لزوما در حال خریدن کالای بهتری نیستند. اثر دولت در اینجا هم مستقیمه (با بروکراسی و مقررات)، هم غیرمستقیم. در حالت غیرمستقیم، دولت مردم رو وادار کرده به بازار مسکن به جایی امن برای سرمایهگذاری دراز مدت نگاه کنند. بعد این باعث میشه صاحب خانهها در برابر انبوهسازیهایی که قیمت رو پایین میارن مقاومت نشون بدن (مثلا در بسیاری از محلههای شهرهای بزرگ آمریکا نمیشه خانه ارزان ساخت، چون اهالی محل میگن کلاس منطقه رو میاره پایین، و قیمت خونههای ما هم میاد پایین یا از متوسط کشوری کمتر رشد میکنه)، در نتیجه کمبود مسکن ایجاد میشه، و انباشه میشه، و خود این باعث افزایش قیمت میشه. بنابراین مصرفکننده امروزی نمیتونه بگه اوکی، من خونه امروزی نمیخوام، خونهای با شرایط سی سال پیش بم بدید.
بعبارتی مفهوم قناعت عملا بلاموضوع شده. یک مرد شاغل برای تأمین خانوادهش «مجبوره» ۵۳ هفته در یک سال ۵۲ هفتهای کار کنه.
برنی سندرز در انتخابات درون حزبی نوادا هم برنده شد، اما ترکیب سنی کسانی که بش رأی دادن جالبه.در بین بالای ۴۵ سالهها فقط ۲۰ درصد آراء رو بدست آورد و عملا فرقی با بایدن نداره، اما در بین زیر ۴۵ سالهها ۶۰ درصد آراء رو جارو کرده!
نهاد دانشگاه که سالهاست کاملا در چنگ کمونیستهاست، تونسته با موفقیت کامل نسلی از جوانان رو تربیت کنه که نه درکی از اقتصاد دارند، نه تاریخ، و نه حتی عقل سلیم. چیزی که من اسمشو میذارم «لشکر آرزومندان». چون تمام نظام فکریشون برمبنای آرزوها شکل گرفته. آرزوی عدالت. آرزوی مفت بودن همه چیز. آرزوی بهشت بدون طبقه. آرزوی تبعیت اقتصاد و بازار از تخیلات ما. آرزوی سبز شدن پول از شاخههای درخت.
تبریک به چپها بابت این موفقیت.
نهاد دانشگاه که سالهاست کاملا در چنگ کمونیستهاست، تونسته با موفقیت کامل نسلی از جوانان رو تربیت کنه که نه درکی از اقتصاد دارند، نه تاریخ، و نه حتی عقل سلیم. چیزی که من اسمشو میذارم «لشکر آرزومندان». چون تمام نظام فکریشون برمبنای آرزوها شکل گرفته. آرزوی عدالت. آرزوی مفت بودن همه چیز. آرزوی بهشت بدون طبقه. آرزوی تبعیت اقتصاد و بازار از تخیلات ما. آرزوی سبز شدن پول از شاخههای درخت.
تبریک به چپها بابت این موفقیت.
متأسفانه چنین خبری نیست. نسل جدید هم اسیر زنجیرهای ذهنیه.
یک آمریکایی که همسرش چینیتبار بود میگفت همسر من از یکی از دانشگاههای معتبر چین پیاچدی داره. کاملا مسلط به رشته تحصیلیش و کاملا لیبراله. اما میگفت امسال نحسه و اتفاقات بدی میفته، و یه کارهایی تو خونه میکرد که از شر این نحسی کمترین آسیب رو ببینیم! (یعنی اینطور نیست که کاملا در امان باشیم. بلکه شاید بتونیم آسیبپذیریمون رو به حداقل برسونیم!).
و این قبل از مسئله کرونا بود. لابد الان داره به شوهر آمریکاییش میگه «دیدی گفتم اعتقادات ما بیحساب کتاب نیست؟».
یک آمریکایی که همسرش چینیتبار بود میگفت همسر من از یکی از دانشگاههای معتبر چین پیاچدی داره. کاملا مسلط به رشته تحصیلیش و کاملا لیبراله. اما میگفت امسال نحسه و اتفاقات بدی میفته، و یه کارهایی تو خونه میکرد که از شر این نحسی کمترین آسیب رو ببینیم! (یعنی اینطور نیست که کاملا در امان باشیم. بلکه شاید بتونیم آسیبپذیریمون رو به حداقل برسونیم!).
و این قبل از مسئله کرونا بود. لابد الان داره به شوهر آمریکاییش میگه «دیدی گفتم اعتقادات ما بیحساب کتاب نیست؟».
یکی دیگه از پدیدههایی که نشون میده اینترنت پرسرعت و بدون فیلتر در حد سنگاپور، ایران رو به سنگاپور تبدیل نمیکنه اینه که مردم هیچی از ساختار ویروسها و عملکردشون و انواعشون و خطراتشون و نحوه شیوعشون نمیدونند با اینکه دنیایی از محتوا دربارهش وجود داره در اینترنت!
شما نمیتونید در سیل، آب معدنی، و در شیوع ویروس، ماسک رو «عادلانه» توزیع کنید. تسلیم در برابر این واقعیت مرحله مهمی در بلوغه. یا باید بذارید بازار، که میخواد سیاه باشه یا سفید یا خاکستری، توزیعش کنه، یا بسپردیدش به دولت.
در هنگکنگ یک ویدئو پخش شد که نشون میداد پلیس به یک نفر در خیابان ماسک میده، و مردم رو عصبانی کرد. ازین عصبانی نشدند که چرا به اون فرد ماسک دادند. ازین عصبانی بودند که ماسکی که باید بین افرادی که واقعا لازمش دارند توزیع میشده، دست پلیس چیکار میکنه که بعد بذل و بخشش کنه.
دولت، حتی در بهترین حالتش، نهادی نیست که این کارو بهتر از دولت هنگکنگ انجام بده. بنابراین ما با یک دوگانه مواجهیم. ماسکها برسند به دست کسانی که پول بیشتری بابتش میدن، یا برسند به دست کسانی که به دولت وصلند!
شخصا با کمال میل اولی رو ترجیح میدم. چون اونها حداقل با هزینه گزافی که پرداخت میکنند دارن لیاقتی از خودشون نشون میده. اونی که وصله به دولت، کاملا تهی از هر نوع لیاقته.
در هنگکنگ یک ویدئو پخش شد که نشون میداد پلیس به یک نفر در خیابان ماسک میده، و مردم رو عصبانی کرد. ازین عصبانی نشدند که چرا به اون فرد ماسک دادند. ازین عصبانی بودند که ماسکی که باید بین افرادی که واقعا لازمش دارند توزیع میشده، دست پلیس چیکار میکنه که بعد بذل و بخشش کنه.
دولت، حتی در بهترین حالتش، نهادی نیست که این کارو بهتر از دولت هنگکنگ انجام بده. بنابراین ما با یک دوگانه مواجهیم. ماسکها برسند به دست کسانی که پول بیشتری بابتش میدن، یا برسند به دست کسانی که به دولت وصلند!
شخصا با کمال میل اولی رو ترجیح میدم. چون اونها حداقل با هزینه گزافی که پرداخت میکنند دارن لیاقتی از خودشون نشون میده. اونی که وصله به دولت، کاملا تهی از هر نوع لیاقته.
اینطور که پیداست اگه در تهران یک زلزله بزرگ بیاد و پنج میلیون نفر بمیرند و شش میلیون نفر آواره بشن، بورس باز رشد میکنه! کل اقتصاد در لیست سیاه قرار گرفته، مفتضحانهترین انتخابات تاریخ جمهوریاسلامی برگزار شده، مملکت به خاطر بحران شیوع ویروس به دومین کشور خطرناک جهان تبدیل شده، و بورس باز بالا میره.
همهچیز در این کشور از معنا تهی شده.
https://t.me/khabaronline_ir/270922
همهچیز در این کشور از معنا تهی شده.
https://t.me/khabaronline_ir/270922
Telegram
خبرگزاری خبرآنلاین
🔸 شاخص بورس در آستانه ورود به کانال ۵۰۰ هزار واحد
▫️شاخص کل در بازار بورس امروز (یکشنبه) ۱۷ هزار و ۱۰۶ واحد رشد داشت که در نهایت این شاخص به رقم ۴۹۸ هزار و ۹۰۴ واحد رسید.
▫️براساس معاملات امروز بیش از پنج میلیارد و ۶۸۷ میلیون سهم، حق تقدم و اوراق بهادار…
▫️شاخص کل در بازار بورس امروز (یکشنبه) ۱۷ هزار و ۱۰۶ واحد رشد داشت که در نهایت این شاخص به رقم ۴۹۸ هزار و ۹۰۴ واحد رسید.
▫️براساس معاملات امروز بیش از پنج میلیارد و ۶۸۷ میلیون سهم، حق تقدم و اوراق بهادار…
یکی از سوالهایی که میشه اینه که «شما خیلی سنگ لوکالیسم رو به سینه میزنید، در شرایطی مثل الان که ویروس در حال انتشاره در چنان سیستمی چطور میشد قرنطینهها رو انجام داد و چطور میشد بحران رو کنترل کرد وقتی هر ناحیهای ساز خودش رو بزنه؟».
بیایید به جای ویروس بذاریم داعش. نمیدونم چرا در اون مورد این سوال رو نپرسیدن، ولی به هرحال جوابش رو میدم. اینکه میگیم دولتها جنگها رو راه میندازن چون هم نماینده واقعی مردم نیستند و هم در هزینههاش شریک نیستند، معنیش این نیست که جامعهای که زیر سلطه یک دولت اقتدارگرای مرکزی نیست ممکن نیست دست به خشونت بزنه! علاوه بر اینکه مجموعهای از قدرتهای محلی میتونن با هم ائتلاف تشکیل بدن، خود افراد به تنهایی هم قابلیتهای جنگی دارند. قدرت توزیعشده، باعث فلجی نمیشه. اتفاقا برعکس میتونه چابکی نظامی ایجاد کنه. در تقریبا تمام مناطقی که داعش اشغال کرد، مردم عملا بیدفاع بودند و باید صبر میکردند نیروهای مسلح از مرکز بیان اونجا دفاع کنند ازشون. در دفاع، صبر برای رسیدن نیرو، مثل نوشیدن تدریجی سمه. در لوکالیسم، هر کسی یک سرباز بالقوهست. در دنیای فعلی ما، اکثر افراد وبال گردن دولت هستند، چون یا تبدیل میشن به کشته، یا اسیر، یا آواره. که هرکدوم تبعات خودش رو داره.
از طرفی لوکالیسم پیش فرضهایی ایجاد میکنه که اون پیشفرضها بسترهایی ایجاد میکنند که اون بسترها آمادگیهایی ایجاد میکنند برای ایزولهسازی. مثلا در قدیم آبادیهایی در ایران وجود داشت که پیشفرضشون این بود که در صورت حمله بیکانگان و اقوام وحشی کسی به داد ما نخواهد رسید، و طبق این پیشفرض با سرمایه مالی و انسانی خودشون امکاناتی در آبادی تهیه کرده بودند که بشون اجازه میداد برای مدت طولانی از دنیای خارج ایزوله بشن. شما متناظر این امکانات رو در هیچ کدام از سکونتگاههای فعلی ایران ندارید. یعنی هیچ روستا یا شهری قابلیت اینو که مستقلا خودش رو مصون کنه از شر بقیه مناطق، نداره.
در لوکالیسم هم توان شما برای مقابله اکتیو بیشتره، هم مقاومت پسیو.
بیایید به جای ویروس بذاریم داعش. نمیدونم چرا در اون مورد این سوال رو نپرسیدن، ولی به هرحال جوابش رو میدم. اینکه میگیم دولتها جنگها رو راه میندازن چون هم نماینده واقعی مردم نیستند و هم در هزینههاش شریک نیستند، معنیش این نیست که جامعهای که زیر سلطه یک دولت اقتدارگرای مرکزی نیست ممکن نیست دست به خشونت بزنه! علاوه بر اینکه مجموعهای از قدرتهای محلی میتونن با هم ائتلاف تشکیل بدن، خود افراد به تنهایی هم قابلیتهای جنگی دارند. قدرت توزیعشده، باعث فلجی نمیشه. اتفاقا برعکس میتونه چابکی نظامی ایجاد کنه. در تقریبا تمام مناطقی که داعش اشغال کرد، مردم عملا بیدفاع بودند و باید صبر میکردند نیروهای مسلح از مرکز بیان اونجا دفاع کنند ازشون. در دفاع، صبر برای رسیدن نیرو، مثل نوشیدن تدریجی سمه. در لوکالیسم، هر کسی یک سرباز بالقوهست. در دنیای فعلی ما، اکثر افراد وبال گردن دولت هستند، چون یا تبدیل میشن به کشته، یا اسیر، یا آواره. که هرکدوم تبعات خودش رو داره.
از طرفی لوکالیسم پیش فرضهایی ایجاد میکنه که اون پیشفرضها بسترهایی ایجاد میکنند که اون بسترها آمادگیهایی ایجاد میکنند برای ایزولهسازی. مثلا در قدیم آبادیهایی در ایران وجود داشت که پیشفرضشون این بود که در صورت حمله بیکانگان و اقوام وحشی کسی به داد ما نخواهد رسید، و طبق این پیشفرض با سرمایه مالی و انسانی خودشون امکاناتی در آبادی تهیه کرده بودند که بشون اجازه میداد برای مدت طولانی از دنیای خارج ایزوله بشن. شما متناظر این امکانات رو در هیچ کدام از سکونتگاههای فعلی ایران ندارید. یعنی هیچ روستا یا شهری قابلیت اینو که مستقلا خودش رو مصون کنه از شر بقیه مناطق، نداره.
در لوکالیسم هم توان شما برای مقابله اکتیو بیشتره، هم مقاومت پسیو.