Anarchonomy
43.5K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
«میکروبیولوژیست‌»های وطنی نگرانِ نگرانی بیش از حد ما هستند. اما این فیسبوکه که تمام کارکنانش رو از هرگونه سفر منع کرده و در هیچ کدوم از ایونت‌ها شرکت نمی‌کنه! برن به زوکربرگ بگن «نترس جوونا نمی‌گیرند، کارمندای تو هم که همه زیر چهل سالن، یه چیزی مثل آنفولانزاس، میاد و میره».
متن ترانه‌های انگلیسی رو در طول تقریبا پنجاه سال بررسی کردن، و متوجه شدن میانگین استفاده از کلماتی که حس منفی انتقال میده همینطور بیشتر شده و کلماتی که حس مثبت میده کمتر و کمتر شده.
دلیلش مشخص نیست‌. تئوری‌هایی مطرح شده اما هیچ‌کدوم کامل نیستند.
فکر می‌کنم تسلط گفتمان چپ از زمان ریگان به بعد، بی‌تأثیر نبوده. بعد از شکست کمونیسم، چپ متمرکز شد روی ناامیدکننده نشان دادن زندگی آمریکایی، و خیلی‌ها هم از لحاظ روانی پتانسیلش رو داشتند که بپذیرند (مثل دلخوشی‌های ترحم‌برانگیز طبقه فقیر که تخیل می‌کنه پولدارها خیلی هم در خوشبختی نیستند، مثلا هی طلاق میگیرن هی سرطان می‌گیرن!).
دهه هشتاد شهروند آمریکایی حس میکرد در قله جهان ایستاده. الان هرروز بش میگن تو بدبختی، دانمارکی‌ها مرفه‌ترند (که دروغ هم هست). وقتی مخاطب تو فاز منفیه، ترانه منفی رو هم بیشتر می‌پسنده.
5
اگه مردم برای تغییر اقدامی نکنند، نوبت همه خواهد شد.
این سنت خداست، یا سنت طبیعت، یا هرچیزی که اسمش رو بذاریم. و شوخی هم نداره.
5
Anarchonomy pinned «به عقل کسانی که وضعیت‌های آخرالزمانی رو خیلی دور و نامحتمل می‌بینند شک کنید. کسی که مغزش فعالیت نرمالی داره، باید همه اون احتمالات رو جدی بگیره و تا حدی که از دستش برمیاد آماده باشه. در ووهان چین که مردم در خانه‌ها حبسند، تهیه غذا هم به معضل تبدیل شده، چون…»
Elegy For The Past (We Are All Astronauts Remix)
Rhian Sheehan
چشماتو ببند..
فکر کن در فضایی بیکران، میلیاردها مایل دور از کره زمین رها شدی.. و خدایی نیست، و خدایی خلق می‌کنی، و ازش میخوای همه‌چیزت باشه..
و گوش کن.
Never forget that.
3
هرچند متوسط دستمزد یک مرد در آمریکا در طول سه دهه رشد چشمگیری داشته، ولی مخارجش هم رشد تصاعدی شدیدی داشته. اون زمان با ۳۰ هفته کار می‌تونست تمام نیازهای اولیه خانواده‌ش رو تأمین کنه، اما الان ۵۳ هفته لازم داره، که یعنی یک سال کم میاد!
تقریبا در تمام موارد این نمودار، دولت در بالارفتن هزینه نقش داشته. مثل مقرراتی که برای ساخت مسکن گذاشته و هزینه تمام شده رو بالا میبره، و با ایجاد بحران‌های اقتصادی، باعث سرمایه‌ای شدن کالای مسکن شده. یا مثل وارد شدن در بیمه که باعث بالارفتن قیمت داروها و خدمات شده.
لذا فشاری که دولت به شهروند وارد می‌کنه، یک جنبه عیان داره، که همون مالیاته، و یک جنبه مخفی‌تر و درازمدت‌تر داره که گران‌سازی زندگیه.
Anarchonomy
هرچند متوسط دستمزد یک مرد در آمریکا در طول سه دهه رشد چشمگیری داشته، ولی مخارجش هم رشد تصاعدی شدیدی داشته. اون زمان با ۳۰ هفته کار می‌تونست تمام نیازهای اولیه خانواده‌ش رو تأمین کنه، اما الان ۵۳ هفته لازم داره، که یعنی یک سال کم میاد! تقریبا در تمام موارد…
کسی که این نمودار رو به اشتراک گذاشته بود مثال خوبی زد درباره هزینه حمل و نقل. زمانی میشد با ۱۸ هزار دلار یک تویوتا کمری خرید، اما الان باید ۲۸ هزار دلار داد (اگه چندتا آپشن اضافه کنیم). نمیشه گفت قیمت کمری تورم خورده. چون کمری مدل ۲۰۲۰، کمری سی سال پیش نیست. یه چیز دیگه‌ست. هم آپشن‌هایی بش اضافه شده که سی سال پیش وجود خارجی نداشت، هم در کیفیت ساخت و ایمنی به سطحی رسیده که قابل مقایسه با مدل سی سال پیش نیست. پس درست نیست که بگیم «مردم کمری را گران‌تر می‌خرند»، بلکه باید گفت «مردم دارند کمریِ گرانتری میخرند». کمری امروز، از لکسوس دیروز هم بالاتره. اما این واقعیت جانبی هم وجود داره که مردم نمی‌تونند به کمری گذشته قناعت کنند، چون وجود نداره. (درسته بازار دست دوم وجود داره، اما اولا خیلی هم قدیمی نیستند، یعنی واسه سی سال پیش نیستند، و دوما پایین بودن قیمت اولیه خودروی دست‌دوم با مخارج تعمیر و نگه‌داریش جبران میشه). بنابراین مشتری امروز، عملا مجبوره کمری امروزی بخره، و کمری امروز تقریبا به طور اجتناب‌ناپذیری گران‌تره.
اما حتی در این هم دخالت دولت‌ها مشهوده. مثلا در کالیفرنیا دیگه به سختی میشه ماشینی فروخت که هیبرید نیست. و هیبریدسازی حداقل ۴ هزار دلار به قیمت ماشین اضافه می‌کنه. یا دارند دوربین عقب رو اجباری می‌کنند، چیزی که قبلا یک آپشن بود. و دور نیست که بگن اتوپایلوت هم باید اجباری باشه!
در مورد مسکن هم تعداد و تنوع مقررات حاکمیتی، سرسام‌آوره. چیزهایی که سی سال پیش وجود نداشت.
اما بر خلاف ماشین، که مردم دارند چیز بهتری میخرند، در مورد مسکن لزوما در حال خریدن کالای بهتری نیستند. اثر دولت در اینجا هم مستقیمه (با بروکراسی و مقررات)، هم غیرمستقیم. در حالت غیرمستقیم، دولت مردم رو وادار کرده به بازار مسکن به جایی امن برای سرمایه‌گذاری دراز مدت نگاه کنند. بعد این باعث میشه صاحب خانه‌ها در برابر انبوه‌سازی‌هایی که قیمت رو پایین میارن مقاومت نشون بدن (مثلا در بسیاری از محله‌های شهرهای بزرگ آمریکا نمیشه خانه ارزان ساخت، چون اهالی محل میگن کلاس منطقه رو میاره پایین، و قیمت خونه‌های ما هم میاد پایین یا از متوسط کشوری کمتر رشد می‌کنه)، در نتیجه کمبود مسکن ایجاد میشه، و انباشه میشه، و خود این باعث افزایش قیمت میشه‌.‌ بنابراین مصرف‌کننده امروزی نمیتونه بگه اوکی، من خونه امروزی نمیخوام، خونه‌ای با شرایط سی سال پیش بم بدید.

بعبارتی مفهوم قناعت عملا بلاموضوع شده‌. یک مرد شاغل برای تأمین خانواده‌ش «مجبوره» ۵۳ هفته در یک سال ۵۲ هفته‌ای کار کنه.
فقط ۲۴ ساعت بعد از توعیتم.
وقتی نگهبان اداره یا شرکت شما تبدیل بشه به یه زامبی چه می‌کنید؟ همکاران زن رو می‌برید جای امن و هر کدوم‌تون یه وسیله برمیدارید که به عنوان سلاح سرد استفاده کنید علیه‌ش، یا می‌نشینید بحث می‌کنید که اگه این نگهبانه رو کشتیم کی رو بذاریم جاش؟
حتی اگه فرض کنیم آمار حکومتی دروغ نیست (که هست)، این فرد تنها نماینده ۴ و نیم درصد واجدین شرایطه. من فکر می‌کنم اگه عبدالمالک ریگی اجازه پیدا می‌کرد رقابت کنه بیش از ۱۴ و نیم درصد واجدین شرایط رو با خودش همراه می‌کرد. با اینکه فامیلاش اینجا نیستند.
برنی سندرز در انتخابات درون حزبی نوادا هم برنده شد، اما ترکیب سنی کسانی که بش رأی دادن جالبه.‌در بین بالای ۴۵ ساله‌ها فقط ۲۰ درصد آراء رو بدست آورد و عملا فرقی با بایدن نداره، اما در بین زیر ۴۵ ساله‌ها ۶۰ درصد آراء رو جارو کرده!
نهاد دانشگاه که سال‌هاست کاملا در چنگ کمونیست‌هاست، تونسته با موفقیت کامل نسلی از جوانان رو تربیت کنه که نه درکی از اقتصاد دارند، نه تاریخ، و نه حتی عقل سلیم. چیزی که من اسمشو میذارم «لشکر آرزومندان». چون تمام نظام فکری‌شون برمبنای آرزوها شکل گرفته. آرزوی عدالت. آرزوی مفت بودن همه چیز. آرزوی بهشت بدون طبقه. آرزوی تبعیت اقتصاد و بازار از تخیلات ما. آرزوی سبز شدن پول از شاخه‌های درخت.

تبریک به چپ‌ها بابت این موفقیت.
متأسفانه چنین خبری نیست. نسل جدید هم اسیر زنجیرهای ذهنیه.
یک آمریکایی که همسرش چینی‌تبار بود می‌گفت همسر من از یکی از دانشگاه‌های معتبر چین پی‌اچ‌دی داره. کاملا مسلط به رشته تحصیلیش و کاملا لیبراله. اما می‌گفت امسال نحسه و اتفاقات بدی میفته، و یه کارهایی تو خونه می‌کرد که از شر این نحسی کمترین آسیب رو ببینیم! (یعنی اینطور نیست که کاملا در امان باشیم. بلکه شاید بتونیم آسیب‌پذیری‌مون رو به حداقل برسونیم!).
و این قبل از مسئله کرونا بود. لابد الان داره به شوهر آمریکاییش میگه «دیدی گفتم اعتقادات ما بی‌حساب کتاب نیست؟».
یکی دیگه از پدیده‌هایی که نشون میده اینترنت پرسرعت و بدون فیلتر در حد سنگاپور، ایران رو به سنگاپور تبدیل نمی‌کنه اینه که مردم هیچی از ساختار ویروس‌ها و عملکردشون و انواع‌شون و خطرات‌شون و نحوه شیوع‌شون نمی‌دونند با اینکه دنیایی از محتوا درباره‌ش وجود داره در اینترنت!