Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
در انتخابات مجلس ایران، نامزدها علنا در حال خرید رأی هستند. هرچند که کل این سیرک رو نباید جدی گرفت و میلیون‌ها ایرانی نمی‌گیرند، اما این پولی شدن رأی برای خیلی‌ها تأسف‌بار و نامشروع و نامقبول به نظر میاد. اساسا اگه شما این بساط رو به رسمیت نشناسی، جزییاتش هم نباید به رسمیت بشناسی. اما حتی اگه به رسمیت میشناختیم هم نباید این خرید و فروش، یک نوع بی‌آبرویی معرفی می‌شد. حتما خاطرتون هست که در زمان احمدی‌نژاد اصلاح‌طلبان به بهانه خرید رأی با سیب‌زمینی چقدر طبقات مستضعف رو تحقیر کردند (انگار خودشون داشتند اون طرف عصاره فضائل انسانی رو انتخاب می‌کردند). در حالی که کسی که رأیش رو میفروشه، به هرقیمتی، داره یک معامله منطقی می‌کنه. این در همه جوامع صادقه. یک مدرسه خیریه در یکی از ایالت‌های مرکزی آمریکا رو در نظر بگیرید که چند ساله بدهی داره. اگه بلومبرگ به نحوی بشون کمکی اهدا کنه که بدهی‌شون رو صاف کنند، چه دلیلی وجود داره که اعضای پیر و جوان هیئت مدیره اون مدرسه و حتی پدر و مادر بچه‌ها بش رأی ندن؟ هرکس رییس‌جمهور آمریکا می‌شد بدهی‌شون صاف نمی‌شد، اما حالا شده! پس این رییس‌جمهور بالقوه براشون کار بیشتری انجام داده تا رییس‌جمهور بالفعل! نمیگم الان در آمریکا دارن اینجوری رأی میدن. اتفاقا مباحث ایدئولوژیک جدیه و مردم به خاطر پول‌پاشی دست از عقایدشون برنمیدارن. اما اگه این پروژه خرید اجرا می‌شد خیلی هم بدون مشتری نمی‌موند. یک علتش اینه که حداقل بخشی از ملت احساس نمی‌کنند که در دستگاه حکومت نیاز به نماینده دارند، که بعد حساسیت به خرج بدن که کی اون نماینده باشه. بعد یک نفر میاد روی چیزی که لازم ندارند قیمت میذاره. چرا بگن نمیفروشم؟ و چرا سر اون قیمت چونه بزنن؟ مثل اینه که یک قطعه از یک پهپاد در حال سقوط افتاده باشه وسط حیاط یک نفر و فرداش بیان در خونه‌ش رو بزنن و بگن اون آهن‌پاره رو انقدر میخریم! اون آهن‌پاره برای اونی که پشت دره مهمه، برای اونی که تو خونه‌ست مهم نیست.

حالا برای چی باید حس کنند که نماینده‌ای در دستگاه حکومت لازم ندارند؟ چون این آگاهی رو دارند که یا ۱- این دستگاه کار نمی‌کند. پس تغییر اوپراتور تغییری در خروجی نخواهد داشت، و یا ۲- این دستگاه «برای ما» کار نمی‌کند، که پس اوپراتورِ ما، تغییری در خروجی نخواهد داشت. پس مبلغی که بابت رأی دریافت می‌کنه رو ماکزیمم بهره‌ای که می‌شود ازین سیرک برد، یا اگر نتیجه انتخابات هرچه باشد رو زیان‌آور بدونیم، ماکزیمم جبران خسارت که می‌شود از این سیرک پس گرفت، حساب می‌کنه.

لذا اگر در یک فضای سیاسی، خرید و فروش رأی معقول به نظر بیاد، حتی برای فقط بخشی از مردم؛ این معامله بیشتر واقعیت دستگاه حاکم رو برملا می‌کند، تا مثلا سطح سواد سیاسی یا فرهنگ مردم رو.
5
پلن یک آپارتمان در یکی از برج‌های ترکیه رو نگاه می‌کردم. مساحت واحد ۱۴۵ متر بود تقریبا. و تو همون ۱۴۵ متر یک اتاق کوچک درآورده بود و نوشته بود «اتاق خدمتکار». یعنی یه عده هستند که برای امورات واحد ۱۴۵ متری هم خدمتکار دارند، بعد در ایران ساکنان واحدهای ۲۵۰ متری (که تو لابی‌شون یه چیزی تو مایه‌های مجسمه حضرت داوود نصب شده) رو باید به صلابه کشید تا پول سرایدار مجتمع رو بدن، و آخر نمیدن و ساختمون بی‌مدیر میمونه.

اسم این وضعیت رو باید گذاشت چوپانیسم. همونایی که باید قاعدتا صبح تا شب تو صحرا با گوسفند و بز می‌پلکیدند، به مدد اقتصاد دولتی شهرها رو پر کردند. لباس‌ها عوض شد، اما استایل ذهنی همون باقی موند. البته شغل چوپانی شغل شریف و سلامتیه. منظور از چوپانیسم یه نوع پلشتی زننده‌ست که چوپان‌زاده‌ها می‌تونند درک کنند چیه. چوپانیست، عقب‌افتاده نیست. تمدن براش مسخره‌ست. بی‌فرهنگ نیست، از فرهنگ بدش میاد. به نظرش خرکی زندگی کردن، خرکی حرف زدن، خرکی رفتار کردن، و حتی خرکی مُردن، منطقی‌تره‌.
8
در تورنتو «حمل خودرو با جرثقیل» به یک معضل تبدیل شده، چون وقتی تصادف میشه این وانت‌ها با هم مسابقه میذارن تا برن ماشین تصادفی رو منتقل کنند به تعمیرگاه، که میتونه هزینه زیادی داشته باشه. فساد و رانت چنان بالا رفته که حتی با فیزیوتراپیست‌‌ها هم زد و بند دارند (که سرنشین آسیب‌دیده رو ببرند برای درمان). در این رقابت جنگلی، کار به درگیری خشونت‌آمیز هم کشیده، ماشین‌های همدیگه رو آتش می‌زنند، وکیل‌ها رو تهدید می‌کنند، دو نفر کشته شدن و چندنفر زخمی شدن. علت اصلی اینه که یک مشت خلافکار وارد این بیزینس شدن. و این بهانه شده که از دولت بخوان دخالت کنه. البته دولت دخالت داشت، میخوان بیشترش کنه!
اما اگه فعالین این صنف، که بیشترشون خلاف نیستند، اجازه داشتند اسلحه حمل کنند و یا برای صنف‌شون یک نیروی امنیتی خصوصی تشکیل بدن، اون اقلیت خلاف می‌تونست چنین وضعیتی بوجود بیاره؟
خودشون با تحدید حق مالکیت، مکانیزم بازار رو بهم می‌ریزند، بعد میگن دیدید بازار نتونست خودشو مدیریت کنه؟ پس باید دخالت کنیم!
5
و ما داریم تو این فیلم وحشت زندگی می‌کنیم.
5
حالا که خلافت شیعه دربست در اختیار ارباب پوتین قرار داره، چرا در برخورد با «عناصر نامطلوب» از روش‌های ایشون استفاده نمیشه؟ مثلا چرا به جای ۱۰ سال حبس بریدن برای فعال محیط زیست، یکدفعه افراد ناشناس رو نمیفرستن خونه‌ش که تو خواب گلوش رو ببرند؟

فکر می‌کنم دو دلیل داره.‌ یک اینکه حتی در قلمرو کا‌گ‌ب، محدوده عناصر نامطلوب انقدر وسیع نیست که هر جانداری رو شامل بشه. خونریزی اگه قرار باشه عامل ارعاب باشه، باید به ندرت اتفاق بیفته. و گرنه نمیتونه وحشت ایجاد کنه و دل‌ها رو خالی کنه.
دوم اینکه در کشور ما مرده‌ها بیشتر سر و صدا دارند تا زنده‌ها. فعال محیط زیست شهید، تیترهای بیشتری ایجاد می‌کنه تا فعال محیط زیست محبوس، و این تیترهای بیشتر عصبانیت بیشتری هم بر می‌انگیزند.

بهرحال، چه روش ارباب پوتین، چه روش خلیفه، نمایش‌هایی تمام عیار هستند از کثافتی که دولت توتالیتر مرکزی بوجود میاره. وقتی میگم مردم باید اسلحه داشته باشند یا باید دولت مرکزی رو متلاشی کرد بعضی‌ها می‌پرسند می‌دونی چه افتضاحی میشه؟


چی میخواد بشه؟ ممکنه به خاطر خاموش کردن آتشی که داره بلوط‌ها رو میسوزونه زندگیت رو نابود کنند؟ خوش به حال‌تون که انقدر تخیل‌تون قویه که می‌تونید طیف‌های سیاه‌تر از سیاه رو هم ببینید.


https://t.me/VahidOnline/36635
🤔2
Audio
این آهنگ یک ساعته. حدود ۶۰ مگابایته. لازم نیست بفهمید چی میخونه. فقط دانلود کنید و در هنگام رانندگی، در هنگام خواب، در هنگام سکس، در هنگام نماز، در هنگام گریه، در هنگام خیالپردازی، و در هنگام هر خلوتی، گوش بدید.
Anarchonomy
درست ۳۶۵ روز پیش https://t.me/anarchonomy/1657
بعضی‌ها داشتن ثبات فکری و عقیدتی رو یک فضیلت حساب می‌کنند. و بعضی‌ها تغییر دائمی رو. بعضی‌ها اینکه همیشه بعدا معلوم بشه قبلا در مسیر درستی بودیم رو مثبت تلقی می‌کنند، بعضی‌ها اینکه هرروز بینشی بدست بیاد که جهل دیروز رو برملا کنه، مثبت می‌دونند.
فکر نمی‌کنم این دو نافی همدیگه باشند. تنفرم از حکومت شیعه در طول یکسال گذشته کوچکترین تکونی نخورده (بله، به نظرم نشانه خوبیه که لازم نبود آبان خونین رو ببینم تا تکونی بخوره)، اما در طول همین یکسال نظراتم در مورد خیلی از چیزها ویرایش‌های زیادی خورد و عملا یک شخص دیگه‌م.
آدم باید آزاد باشه، اما آزاد بودن با ول بودن فرق داره. آزادی، یعنی مجاز باشی نیهیلیست باشی، اما نیهیلیسم، آزادی نیست. ول بودنه. بدون اینکه دلیل منطقی براش داشته باشم که چرا باید زحمتی به جان خرید که نسل‌های بعد نفعش رو ببرند، معتقدم باید در برابر هیولای ظاهراً شکست‌ناپذیری که هیچ‌شانسی در برابرش نداریم ایستاد، یا حداقل علیه‌ش حرف زد. باید خط قرمزها رو نگه داشت. باید از دیوار شهر انسانیت محافظت کرد. ازون حفاظت‌های سامورایی. همزمانی که هرروز چیزهایی یاد می‌‌گیریم که باعث میشه نسبت به چیزی که قبلا بودیم شرمنده بشیم.‌ آدم ول، نمیتونه این هدف رو توجیه کنه. من نمیخوام ول باشم.
6
Anarchonomy pinned an audio file
در یکی از ایالت‌های آمریکا حداکثر سرعت مجاز اتوبان‌ها رو ده پونزده کیلومتری بالاتر بردند. اتفاقی که افتاد این بود که تعداد تصادفات به طور محسوسی بالاتر رفت. نتیجه‌گیری حضرات این بود که «خب مثل اینکه اشتباه کردیم». اما کسی نپرسید «پس چرا تو آلمان که اصلا محدودیت سرعت نداره این نتیجه حاصل نمیشه؟».
مشکل خیلی از قضاوت‌ها اینه که چیزی که دیتا رو باش مقایسه می‌کنیم، مرجع مناسبی نیست‌. در تحقیقات دارویی معمولا از پلاسبو هم استفاده می‌کنند. یعنی ماده‌ای خنثی که اثری روی بدن طرف نداره، بعد اثر دارو رو با گروهی که این ماده خنثی رو دریافت کردند مقایسه می‌کنند تا معلوم شه چقدر موثره. اخیرا کاشف بعمل اومده پلاسبوی استفاده شده در خیلی ازین تحقیقات خیلی هم خنثی نبوده! مثلا داروی مورد نظر به عنوان عوارض، ۷۰ درصد علائم گوارشی رو بیشتر کرده، اما خود پلاسبو هم ۴۰ درصد بیشتر کرده بوده!
شاید عده‌ای که یه عمر عادت کرده بودند که به خاطر ۱۰۵ کیلومتر در ساعت جریمه بشن، ازینکه به خاطر ۱۳۰ کیلومتر در ساعت جریمه نشدن چنان ذوق زده بشن که بخوان حتما ۱۳۰ رو تجربه کنند. اما اگه از اولش ۱۳۰ بود، باز هم تلفات بالاتر می‌رفت؟ یا اگه از اولش تابلویی و دوربینی وجود نداشت چطور؟
عین همین سوالات رو در مورد گواهینامه هم میشه پرسید. آیا اگه اصلا گواهینامه‌ای صادر نمیشد و هرکس دلش میخواست میتونست سوار ماشین باباش بشه، تلفات بیشتر می‌شد؟
مگه این سالی ۲۰ هزار کشته و صدهاهزار زخمی تصادفات ایران رو همونایی باعث نمیشن که گواهینامه دارن؟ این پدر مادرها هستن که نمیذارن فرزند نابلدشون پشت فرمان بشینه. چه پلیسی وجود داشته باشه چه وجود نداشته باشه‌‌.‌ و این ارزان شدن حق حیاته که باعث میشه اونایی که گواهینامه دارن به راحتی آدم بکشن. چون دیه رو بیمه میده، و هرچقدر هم مبلغش بالا باشه چون یکی دیگه میده، ارزانه. کسی در هزینه ریسکی که ایجاد می‌کنه شریک نیست. اون زمانی که دیه وارد شرع مذهبی شد، هدف تأمین مالی خانواده قربانی نبود. قرار بود قبیله‌ای که قاتل بش تعلق داشت، چنان نقره داغ بشه که دیگه آدم کشتن، نیارزه! در زمانه ما، راننده نابلد، یا بی‌توجه، توسط ساز و کار بیمه و دستکاه قضایی، کاملا از عمل خودش ایزوله‌ست.

نمیخوام بگم این یک راه حله، فقط به عنوان یک حالت فرضی بش فکر کنید. اگه همه اسلحه داشتند، و اگه یه نفر به خاطر مشغولیت با گوشی تلفنش از پشت میزد به سرویس مدرسه و بچه‌ای رو می‌کشت (اتفاقی که در آمریکا افتاد و سه تا بچه از یه خانواده کشته شدن)، و فرداش پدر خانواده میرفت راننده رو جلوی در خونه‌ش به ضرب گلوله می‌کشت، و این اتفاق در مورد چند تصادف مشابه هم رخ میداد، فکر می‌کنید کسی جرئت می‌کرد موقع رانندگی با گوشیش بازی کنه؟
6
در لیست مشکلات نشر در ایران، مخصوصا برای جوانانی که قصد دارند مستقل و فرهنگی و در سایز کوچک کار کنند، تحریم هم وجود داره. مثلا در تأمین دستگاه چاپ عملا در فلج نخاعی صنعتی هستیم. اما چیزی که ازش غفلت میشه تحلیل رفتن توان جامعه ایرانی در ادامه فعالیت صنعتیه که لزوما ماحصل تحریم نیست، بلکه به خاطر فقدان یک حاکمیت قدرتمنده (که بتونه هزینه‌هایی که تحمیل می‌کنه رو در جای دیگه جبران کنه). به عنوان نمونه چین حاضره دستگاه رو به ما بفروشه، اما حاضر نیست خدمات پس از فروش ارائه بده. در نتیجه خریدار ایرانی داره ریسکی رو متحمل میشه که هیچ‌جای دنیا تحمل نمیشه، و به خاطر این ریسک‌پذیری قمارگونه، پاداشی هم نمی‌گیره. و این دیوانگیه.
برای همینه که میگم در عین آزادی، نباید وِل باشیم. شاید نیهیلسم به حقیقت نزدیک‌تر باشه، ولی برای ما ایرانی‌ها که برای حفظ فرهنگ و تولید و نشر محتوا باید دیوانه بود! تا بشه ادامه داد، الان اصلا وقت مناسبی برای نیهیلیست بودن نیست.
بیلی آیلیش در آهنگی که برای فیلم امسال جیمز باند ساختن میخونه:

Now you'll never see me cry
There's just no time to die.



https://t.me/RezaNassaji/1839
یکی از گوسفندان اجاره‌ای نظام میگه این اشتباهه که بگیم انتخابات مجلس ایران رقابتی نیست!

همونطور که بعضی‌ها مذهب رو چنان خم کردن که به ابزاری برای گروگان گرفتن دیگران تبدیل بشه و در این فرآیند اون مذهب به کلی از معنا تهی شده، دموکراسی رو هم چنان لوث کرده‌اند که انگار یه بازی گل کوچیکه که گاهی در سطح محله برگزار میشه و گاهی در سطح کشور، و فلسفه‌ش ایجاد نشاط و سرگرمیه، و ربطی به دخالت دادن مردم در تصمیم‌گیری‌های کشور نداره!
4
جعبه این کفی کفش، از جعبه شکلات‌های تولیدی ما شیک‌تره. برای اینکه باید متناسب با کیفیت خود کفی باشه، که دست‌سازه و به پول ما تقریبا ۱ میلیون تومن قیمت داره!
مردم فکر می‌کنند همینکه کف پاشون صاف نباشه یعنی پای سالمی دارند، اما پای بیشتر مردم نرمال نیست، که باعث انواع دردهای عضلانی و‌ مفصلی میشه. این کفی باعث میشه بسیاری ازون ایرادات برطرف بشند. حتی با فقط یک ماه استفاده در کفش.


ذهن جهان‌سومی ما قفل شده روی صنعت خودرو. در حالی که شهروند ژاپنی که کشورش مهد خودروسازیه، داره به ازای یک کفی ناقابل، ۷۰ دلار به اقتصاد کشورش اضافه می‌کنه.
6
دولت چین همونطور که در مورد آمار اهدای عضو عددسازی کرده بود تا ادامه برداشت عضو از بدن زندانیان اعدامی رو مخفی کنه اما طوری عددسازی کرده بود که انگار دادند به یک فرمول ساده ریاضی و به همین خاطر لو رفت، در مورد مرگ مبتلایان کرونا هم طوری آمار داده که در انحراف معیار به عدد عجیب ۹۹ ممیمز ۹۹ رسیدن که یعنی چیزی که در طبیعت و دنیای واقعی رخ نمیده!
و همین یعنی تلفات بسیار بیشتر از چیزیه که رسما اعلام میشه. و به این باید اضافه کرد تمام اون پیرزن پیرمردهایی که در شهرهای قرنطینه شده به غذا یا دارو دسترسی ندارن و احتمالا در تنهایی فوت خواهند کرد.

نتیجه واضح له کردن فردیت، و فلسفه «یکی برای همه، و هیشکی برای یکی».
وقتی یک هیولا که نه شفافیت در کارش هست نه به کسی پاسخگوعه، و نافش هم با دروغ و فریب و فساد بریدن، بالاسر مردم ایستاده باشه، ممکن نیست بازار آسیب نبینه. بیزینس هم بخشی از زندگی مردمه، نمیشه یه بخش از زندگی مردم رو نابود کنی و بخش دیگه‌ش سالم بمونه.
6
این اکانت رو در توعیتر دنبال کنید. ایشون یک سنت‌گراست. در مورد مزایای زندگی سنتی، معماری سنتی، شهرسازی سنتی، و غذاهای سنتی مینویسه، و درباره خرابکاری‌هایی که در طی مدرنیسم بوجود اومد.
در مورد ابتلا به ویروس‌های مختلف به نکته خوبی اشاره کرد که مصالح ساختمانی امروز هوای داخل خونه‌ها رو خشک نگه میدارند که برای ویروس‌ها عالیه، ولی چوب، که در گذشته استفاده می‌شد میزان رطوبت رو بین ۴۰ تا ۶۰ که ایده‌آله تنطیم می‌کنه.
آیا ممکنه ازین دور باطل و تکراری و تاریخی جهل و بیشعوری رهایی پیدا کنیم؟
چشم من آب نمیخوره.
«گروهی از اعضای حزب‌الله خودشون رو به شکل یهودیان ارتودکس درآوردن و در بیروت یک تظاهرات نژادپرستانه در حمایت از بایکوت محصولات آمریکایی برگزار کردند (که بگن همه یهودیا با معامله قرن‌ موافق نیستند). و ازونجایی که لبنان تا خرخره ضدیهوده، این حزب‌اللهی‌ها کتک خوردن، چون اونایی که گرفتن زدن‌شون متوجه نشدن اینا یهودی نیستن، ضدیهودند!».

انسان از خنده بمیرد رواست.