This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از تکنیکهای سیاسی خر کردن مردم در غرب و مخصوصا آمریکا اینه که خودشون رو مدافع کم کردن بودجه نظامی و اضافه کردن به بودجه رفاهی جا میزنند. حالا ازینکه وقتی به قدرت میرسند عملا این کارو نمیکنند بگذریم. حتی در تئوری هم این حرف فریبکارانهست.
اگه دولت پول هنگفت رو در بخش نظامی صرف جنگ بیهوده میکنه و هدرش میده، چرا نباید در بخش رفاهی هدرش بده؟ چطور ممکنه دولت در یک بخش هدردهنده باشه و در بخش دیگه پاسدار بیتالمال مثلا؟ تو پنتاگون عمروعاص استخدام کرده و در بخش بهداشت، ابوذر غفاری؟
از طرفی میگن اگه در بخش آموزش و رفاه فساد باشه بهتر از اینه که در بخش نظامی فساد باشه چون لاقل منجر به کشتار نمیشه! مگه همینهایی که جنگهای فعلی رو راه انداختن خروجی سیستم آموزش دولتی نبودن؟ دولت اگه بلد بود آدم تربیت کنه که اینهمه جنگطلب تحویل نمیداد.
اگه دولت پول هنگفت رو در بخش نظامی صرف جنگ بیهوده میکنه و هدرش میده، چرا نباید در بخش رفاهی هدرش بده؟ چطور ممکنه دولت در یک بخش هدردهنده باشه و در بخش دیگه پاسدار بیتالمال مثلا؟ تو پنتاگون عمروعاص استخدام کرده و در بخش بهداشت، ابوذر غفاری؟
از طرفی میگن اگه در بخش آموزش و رفاه فساد باشه بهتر از اینه که در بخش نظامی فساد باشه چون لاقل منجر به کشتار نمیشه! مگه همینهایی که جنگهای فعلی رو راه انداختن خروجی سیستم آموزش دولتی نبودن؟ دولت اگه بلد بود آدم تربیت کنه که اینهمه جنگطلب تحویل نمیداد.
❤5
Anarchonomy
یکی از تکنیکهای سیاسی خر کردن مردم در غرب و مخصوصا آمریکا اینه که خودشون رو مدافع کم کردن بودجه نظامی و اضافه کردن به بودجه رفاهی جا میزنند. حالا ازینکه وقتی به قدرت میرسند عملا این کارو نمیکنند بگذریم. حتی در تئوری هم این حرف فریبکارانهست. اگه دولت پول…
یکی از چالههایی که برای پول مالیاتدهندهها میکنند و تولسی خانوم پیشنهاد میکنه بودجه پنتاگون رو بگیریم و بریزیم تو اون چاله، کنترل بحران اعتیاد به مواد مخدره! همه چالهها فریبکارانه هستند اما این یکی شباهت جالبی داره با فعالیتهای پرخرج و بینتیجه پنتاگون در افغانستان که ایشون منتقدشه. در افغانستان یک نیروی نظامی مدرن، داره سعی میکنه با سختافزار مشکل عقیدتی قسمت بزرگی از مردم که از لحاظ فکری در هزارسال قبل زندگی میکنند رو حل کنه. که همه دارن متوجه میشن که نمیشه. دخالت دولت در دود و دم مردم هم دقیقا همین حالت رو داره، چون میخواد با یه سری امکانات سختافزاری و تمهیدات مالی، مشکلی که مستقیما به ذهن افراد مربوط میشه رو حل کنه. روانشناسها و جامعهشناسان درباره «شرایط محیطی» زر زیاد میزنند، اعتیاد در نهایت به انتخاب افراد مربوط میشه، و هیچ برنامه دولتی نمیتونه وجود داشته باشه که تصمیمهای بد رو از زندگی آدمها حذف کنه. بعضیها بهرحال ابلهند، بعضیها بهرحال ترسوئند، بعضیها بهرحال ضعیفند. تنها نهادی که میتونه ابله ترسوی ضعیف رو از شر خودش علیه خودش محافظت کنه، خانوادشه. اگه خانوادش نتونست هیچ کس دیگهای نمیتونه (مگر در موارد نادر که در یک معضل کلان، تعیینکننده نیستند). و بعضیها خانواده ندارند یا خانواده خوبی ندارند، و قربانی خودشون میشن، و بله از بین میرن. دنیا رو نمیشه ازین ازبینرفتنها تطهیر کرد. یکی از مصادیق بیشعوری مدرن اینه که فکر میکنند میشه شر و بدبیاری و تلخیهای دنیا رو با تخصیص بودجه حذف کرد!
آدمهایی که بشون بد میگذره، وجود خواهند داشت، همونجور که آدمهایی که اصرار دارند در هزارسال پیش باقی بمونند وجود خواهند داشت. و یک بروکرات نمیتونه این واقعیت رو تغییر بده.
آدمهایی که بشون بد میگذره، وجود خواهند داشت، همونجور که آدمهایی که اصرار دارند در هزارسال پیش باقی بمونند وجود خواهند داشت. و یک بروکرات نمیتونه این واقعیت رو تغییر بده.
❤6
مدلهای جدید ماشینهای اسپورت یا شاسیبلند که میاد، با دو نسخه میاد. نسخه آمریکایی و همهجایی، و نسخه اروپایی. نسخه آمریکایی آخرین مدله و موتور قویتر توش نصب شده. نسخه اروپایی موتور ضعیفتر داره چون اجازه نداره مصرفش از یه حدی، که حد خیلی پایینیه، بالاتر باشه. عملا مردم اروپا هم دارند یک نوع تحریم رو تجربه میکنند. کسانی که تعیین میکنند چقدر حق داری از لذت رانندگی بهره ببری، چرا یه روز نگن که لذت رانندگی یک لذت ممنوعه است؟ چی مانعشونه؟ و وقتی چیزی مانعشون نبود خود رانندگی هم تحریم میشه، و همه فقط حق خواهند داشت از خودروهای خودران اشتراکی برقی استفاده کنند. (ازونجایی که حتی اگه معضل ظرفیت باتریها حل بشه، معضل شارژ سریع به راحتی حل نخواهد شد، باید یک شارژ طولانی رو به شارژهای متعدد کوتاهتر تقسیم کرد. و چون مردم حوصله ندارند روزی یکی دوبار به ایستگاه شارژ مراجعه کنند، دلیل موجهی ایجاد خواهد شد که بگن «اوبر بگیر تا اونی که شارژه بیاد پیشت»). اما اگه برای گسترش تحریم مانعی جلوشون نباشه چرا به این مقدار اکتفا کنند؟ چرا خود سفر رو هم ممنوع نکنند؟ چه مانعی هست که برای هر شهروند «حد مجاز مسافت طیشدنی در یک شبانهروز» تعیین نکنند؟ چه مانعی هست که نگن اگه در طول یک روز بیش از ۳۰ کیلومتر از محل اقامتت دور بشی باید ۵۰ یورو مالیات بدی؟ چه مانعی هست که دولت برای همه وقت «هواخوری» تعیین نکنه؟
❤7
همون سادهلوحانی که کف بریده بودند از ساخت بیمارستان در عرض ده روز، و حالا که معلوم شده چه کیفیت اشکآوری داشته لال شدهاند، الان هم کف بریده از قدرت بسیج مردمی حزب کمونیست میپرسند: اگه دولت توتالیتری وجود نداشت و بسیجی هم نبود واقعا چه فاجعهای رخ میداد؟
خود این دولت متمرکز اقتدارگرا عامل اصلی این بلاهاست، و حالا که خودش دست و پا میزنه تا گندکاری خودش رو جمع کنه ازش متشکرند! مثل اینه که آقای دزد شیشه ماشینت رو بشکنه و کیفت رو برداره اما شیشههایی که زمین ریخته رو جارو کنه که زیر لاستیک بقیه ماشینها نره بعد بپرسی اگه کسی خیابون رو جارو نمیکرد چه وضعی میشدا!
خود این دولت متمرکز اقتدارگرا عامل اصلی این بلاهاست، و حالا که خودش دست و پا میزنه تا گندکاری خودش رو جمع کنه ازش متشکرند! مثل اینه که آقای دزد شیشه ماشینت رو بشکنه و کیفت رو برداره اما شیشههایی که زمین ریخته رو جارو کنه که زیر لاستیک بقیه ماشینها نره بعد بپرسی اگه کسی خیابون رو جارو نمیکرد چه وضعی میشدا!
❤5
وقتی انجمن جیاسام که برگزارکننده نمایشگاه سالانه موبایل بارسلونه از روی ناچاری تصمیم گرفت برنامه امسال رو به خاطر ویروس کرونا تعطیل کنه، به دولت اسپانیا گفت وضعیت اضطراری اعلام کنید تا ما بتونیم از بیمه خسارت بگیریم، ضرر و زیادی به ما و اقتصاد شهر وارد میشه، دولت هم گفت به خاطر دو سه مورد ابتلا نمیتونم وضعیت اضطراری اعلام کنم.
اصلا اون قضیه که باید جدی گرفته بشه این خطرات و بروکراتها چقدر کوتهبین و ابلهند در دستکم گرفتنشون، بره کنار.. اون یک بحث کاملا جداست. مسئله شگفتآور در اینجا این بود که یک نهاد خصوصی میاد به دولت میگه از کیسه خلیفه خرج کن برای وضعیت اضطراری، که میتونه به صدها میلیون یورو برسه، تا ما بتونیم از بیمه صدها میلیون یورو بِکنیم! انتظار داشتم حداقل چپها که دائم روضه «سرمایهداری خون ما رو کرده تو شیشه» میخونند این گستاخی رو بولد کنند، اما ظاهرا همه چنان بیحس و سر شدن که این چیزها کاملا عادیه براشون. البته اگه هم بولد میکردند و ازش بهانهای میساختن برای کوبیدن سرمایهداری باید بشون جواب داده میشد که اتفاقا چون یک زگیل بزرگ به نام دولت هست این گستاخی به یک نُرم تبدیل میشه. وقتی یک منبع مصنوعی از ثروت و قدرت درست میکنی که اجازه داره با اون ثروت و قدرت هرکاری بکنه، کاملا طبیعی و بدیهیه که همه به اون چیزی که در اون منبع ذخیره شده طمع کنند. حالا یه عده میتونن با این طمعشون چیزی ازون منبع بیرون بکشن، بعضیها هم نمیتونن. بستگی به دسترسیشون به اطلاعات داره.
اصلا اون قضیه که باید جدی گرفته بشه این خطرات و بروکراتها چقدر کوتهبین و ابلهند در دستکم گرفتنشون، بره کنار.. اون یک بحث کاملا جداست. مسئله شگفتآور در اینجا این بود که یک نهاد خصوصی میاد به دولت میگه از کیسه خلیفه خرج کن برای وضعیت اضطراری، که میتونه به صدها میلیون یورو برسه، تا ما بتونیم از بیمه صدها میلیون یورو بِکنیم! انتظار داشتم حداقل چپها که دائم روضه «سرمایهداری خون ما رو کرده تو شیشه» میخونند این گستاخی رو بولد کنند، اما ظاهرا همه چنان بیحس و سر شدن که این چیزها کاملا عادیه براشون. البته اگه هم بولد میکردند و ازش بهانهای میساختن برای کوبیدن سرمایهداری باید بشون جواب داده میشد که اتفاقا چون یک زگیل بزرگ به نام دولت هست این گستاخی به یک نُرم تبدیل میشه. وقتی یک منبع مصنوعی از ثروت و قدرت درست میکنی که اجازه داره با اون ثروت و قدرت هرکاری بکنه، کاملا طبیعی و بدیهیه که همه به اون چیزی که در اون منبع ذخیره شده طمع کنند. حالا یه عده میتونن با این طمعشون چیزی ازون منبع بیرون بکشن، بعضیها هم نمیتونن. بستگی به دسترسیشون به اطلاعات داره.
❤4
معنی نداره برای سلب آزادی دیگران رفراندوم برگزار بشه. خوشتون میاد در خاورمیانه درباره عقیم کردن شیعیان رفراندوم بذارن؟ چون ازین منطقه هیچی بعید نیست، ممکنه ۸۹ درصد رأی آری بدن!
در مورد آلایندگی میگن اتمسفر جزء مشاعاته پس بقیه حق دارن توش! میدونید یه جا دیگه که این بحث مشاعات مطرح شد کجا بود؟ در جمهوریاسلامی و امارت اسلامی طالبان، وقتی ممنوعیت بیحجابی رو شروع کردند. گفتند خیابان هم از مشاعاته، و آلوده کردنش به «برهنگی» حق دیگران رو ضایع میکنه!
اکثریت ممکنه هرروز یه خرگوشی از تو کلاهش دربیاره.
نه برادر، من گول این دوز و کلکها رو نمیخورم، و لذا موافق نیستم.
در مورد آلایندگی میگن اتمسفر جزء مشاعاته پس بقیه حق دارن توش! میدونید یه جا دیگه که این بحث مشاعات مطرح شد کجا بود؟ در جمهوریاسلامی و امارت اسلامی طالبان، وقتی ممنوعیت بیحجابی رو شروع کردند. گفتند خیابان هم از مشاعاته، و آلوده کردنش به «برهنگی» حق دیگران رو ضایع میکنه!
اکثریت ممکنه هرروز یه خرگوشی از تو کلاهش دربیاره.
نه برادر، من گول این دوز و کلکها رو نمیخورم، و لذا موافق نیستم.
❤5
با اینکه به نظر میرسه برنی سندرز شانس بالایی داره که به عنوان نامزد نهایی دموکراتها انتخاب بشه، این بلومبرگه که مثل افعی داره میخزه و جلو میاد، چون به طرز خیرهکنندهای پولداره. در حالی که بقیه نامزدهای دموکراتها در حد چند ده هزار دلار خرج تبلیغ در فیسبوک میکنند، بلومبرگ گاهی ۲ میلیون دلار در روز خرج این کار میکنه! و اگه تمام ۹ ماه آینده رو هم اینکارو ادامه بده بازم تکونی به ثروتش وارد نمیشه (اشتراک سالیانه ترمینال شرکت بلومبرگ که بین ۲ تا ۴ تا ۶ مانیتور داره و تو فیلمها و اخبار جلوی آنالیزورهای بازار میبینید ۲۴ هزار دلاره. این ترمینالها رو بیش از ۳۵۰ هزارنفر خریدن. یعنی فقط از طریق این ترمینال سالی هفت هشت میلیارد دلار درآمد داره). دموکراتها که همیشه دم از «نجات جامعه از دست میلیاردرها» میزدند حالا یک میلیاردر که محدودیتی در خرج کردن نداره از طرفشون میخواد رأی جمع کنه، و اگه بخواد میتونه رأی هم بخره. هرچند سندرز وعدههای سوسیالیستی میده ولی مردم پول نقد رو به نسیه ترجیح میدن. مناطق اقلیتها و مهاجرها مزرعه مناسبی برای پولپاشی هستند.
بهرحال صحنه جالبیه برای تماشا. تا به طور زنده ببینیم با پول چه چیزهایی میشه خرید.
بهرحال صحنه جالبیه برای تماشا. تا به طور زنده ببینیم با پول چه چیزهایی میشه خرید.
❤3
در انتخابات مجلس ایران، نامزدها علنا در حال خرید رأی هستند. هرچند که کل این سیرک رو نباید جدی گرفت و میلیونها ایرانی نمیگیرند، اما این پولی شدن رأی برای خیلیها تأسفبار و نامشروع و نامقبول به نظر میاد. اساسا اگه شما این بساط رو به رسمیت نشناسی، جزییاتش هم نباید به رسمیت بشناسی. اما حتی اگه به رسمیت میشناختیم هم نباید این خرید و فروش، یک نوع بیآبرویی معرفی میشد. حتما خاطرتون هست که در زمان احمدینژاد اصلاحطلبان به بهانه خرید رأی با سیبزمینی چقدر طبقات مستضعف رو تحقیر کردند (انگار خودشون داشتند اون طرف عصاره فضائل انسانی رو انتخاب میکردند). در حالی که کسی که رأیش رو میفروشه، به هرقیمتی، داره یک معامله منطقی میکنه. این در همه جوامع صادقه. یک مدرسه خیریه در یکی از ایالتهای مرکزی آمریکا رو در نظر بگیرید که چند ساله بدهی داره. اگه بلومبرگ به نحوی بشون کمکی اهدا کنه که بدهیشون رو صاف کنند، چه دلیلی وجود داره که اعضای پیر و جوان هیئت مدیره اون مدرسه و حتی پدر و مادر بچهها بش رأی ندن؟ هرکس رییسجمهور آمریکا میشد بدهیشون صاف نمیشد، اما حالا شده! پس این رییسجمهور بالقوه براشون کار بیشتری انجام داده تا رییسجمهور بالفعل! نمیگم الان در آمریکا دارن اینجوری رأی میدن. اتفاقا مباحث ایدئولوژیک جدیه و مردم به خاطر پولپاشی دست از عقایدشون برنمیدارن. اما اگه این پروژه خرید اجرا میشد خیلی هم بدون مشتری نمیموند. یک علتش اینه که حداقل بخشی از ملت احساس نمیکنند که در دستگاه حکومت نیاز به نماینده دارند، که بعد حساسیت به خرج بدن که کی اون نماینده باشه. بعد یک نفر میاد روی چیزی که لازم ندارند قیمت میذاره. چرا بگن نمیفروشم؟ و چرا سر اون قیمت چونه بزنن؟ مثل اینه که یک قطعه از یک پهپاد در حال سقوط افتاده باشه وسط حیاط یک نفر و فرداش بیان در خونهش رو بزنن و بگن اون آهنپاره رو انقدر میخریم! اون آهنپاره برای اونی که پشت دره مهمه، برای اونی که تو خونهست مهم نیست.
حالا برای چی باید حس کنند که نمایندهای در دستگاه حکومت لازم ندارند؟ چون این آگاهی رو دارند که یا ۱- این دستگاه کار نمیکند. پس تغییر اوپراتور تغییری در خروجی نخواهد داشت، و یا ۲- این دستگاه «برای ما» کار نمیکند، که پس اوپراتورِ ما، تغییری در خروجی نخواهد داشت. پس مبلغی که بابت رأی دریافت میکنه رو ماکزیمم بهرهای که میشود ازین سیرک برد، یا اگر نتیجه انتخابات هرچه باشد رو زیانآور بدونیم، ماکزیمم جبران خسارت که میشود از این سیرک پس گرفت، حساب میکنه.
لذا اگر در یک فضای سیاسی، خرید و فروش رأی معقول به نظر بیاد، حتی برای فقط بخشی از مردم؛ این معامله بیشتر واقعیت دستگاه حاکم رو برملا میکند، تا مثلا سطح سواد سیاسی یا فرهنگ مردم رو.
حالا برای چی باید حس کنند که نمایندهای در دستگاه حکومت لازم ندارند؟ چون این آگاهی رو دارند که یا ۱- این دستگاه کار نمیکند. پس تغییر اوپراتور تغییری در خروجی نخواهد داشت، و یا ۲- این دستگاه «برای ما» کار نمیکند، که پس اوپراتورِ ما، تغییری در خروجی نخواهد داشت. پس مبلغی که بابت رأی دریافت میکنه رو ماکزیمم بهرهای که میشود ازین سیرک برد، یا اگر نتیجه انتخابات هرچه باشد رو زیانآور بدونیم، ماکزیمم جبران خسارت که میشود از این سیرک پس گرفت، حساب میکنه.
لذا اگر در یک فضای سیاسی، خرید و فروش رأی معقول به نظر بیاد، حتی برای فقط بخشی از مردم؛ این معامله بیشتر واقعیت دستگاه حاکم رو برملا میکند، تا مثلا سطح سواد سیاسی یا فرهنگ مردم رو.
❤5
پلن یک آپارتمان در یکی از برجهای ترکیه رو نگاه میکردم. مساحت واحد ۱۴۵ متر بود تقریبا. و تو همون ۱۴۵ متر یک اتاق کوچک درآورده بود و نوشته بود «اتاق خدمتکار». یعنی یه عده هستند که برای امورات واحد ۱۴۵ متری هم خدمتکار دارند، بعد در ایران ساکنان واحدهای ۲۵۰ متری (که تو لابیشون یه چیزی تو مایههای مجسمه حضرت داوود نصب شده) رو باید به صلابه کشید تا پول سرایدار مجتمع رو بدن، و آخر نمیدن و ساختمون بیمدیر میمونه.
اسم این وضعیت رو باید گذاشت چوپانیسم. همونایی که باید قاعدتا صبح تا شب تو صحرا با گوسفند و بز میپلکیدند، به مدد اقتصاد دولتی شهرها رو پر کردند. لباسها عوض شد، اما استایل ذهنی همون باقی موند. البته شغل چوپانی شغل شریف و سلامتیه. منظور از چوپانیسم یه نوع پلشتی زنندهست که چوپانزادهها میتونند درک کنند چیه. چوپانیست، عقبافتاده نیست. تمدن براش مسخرهست. بیفرهنگ نیست، از فرهنگ بدش میاد. به نظرش خرکی زندگی کردن، خرکی حرف زدن، خرکی رفتار کردن، و حتی خرکی مُردن، منطقیتره.
اسم این وضعیت رو باید گذاشت چوپانیسم. همونایی که باید قاعدتا صبح تا شب تو صحرا با گوسفند و بز میپلکیدند، به مدد اقتصاد دولتی شهرها رو پر کردند. لباسها عوض شد، اما استایل ذهنی همون باقی موند. البته شغل چوپانی شغل شریف و سلامتیه. منظور از چوپانیسم یه نوع پلشتی زنندهست که چوپانزادهها میتونند درک کنند چیه. چوپانیست، عقبافتاده نیست. تمدن براش مسخرهست. بیفرهنگ نیست، از فرهنگ بدش میاد. به نظرش خرکی زندگی کردن، خرکی حرف زدن، خرکی رفتار کردن، و حتی خرکی مُردن، منطقیتره.
❤8
در تورنتو «حمل خودرو با جرثقیل» به یک معضل تبدیل شده، چون وقتی تصادف میشه این وانتها با هم مسابقه میذارن تا برن ماشین تصادفی رو منتقل کنند به تعمیرگاه، که میتونه هزینه زیادی داشته باشه. فساد و رانت چنان بالا رفته که حتی با فیزیوتراپیستها هم زد و بند دارند (که سرنشین آسیبدیده رو ببرند برای درمان). در این رقابت جنگلی، کار به درگیری خشونتآمیز هم کشیده، ماشینهای همدیگه رو آتش میزنند، وکیلها رو تهدید میکنند، دو نفر کشته شدن و چندنفر زخمی شدن. علت اصلی اینه که یک مشت خلافکار وارد این بیزینس شدن. و این بهانه شده که از دولت بخوان دخالت کنه. البته دولت دخالت داشت، میخوان بیشترش کنه!
اما اگه فعالین این صنف، که بیشترشون خلاف نیستند، اجازه داشتند اسلحه حمل کنند و یا برای صنفشون یک نیروی امنیتی خصوصی تشکیل بدن، اون اقلیت خلاف میتونست چنین وضعیتی بوجود بیاره؟
خودشون با تحدید حق مالکیت، مکانیزم بازار رو بهم میریزند، بعد میگن دیدید بازار نتونست خودشو مدیریت کنه؟ پس باید دخالت کنیم!
اما اگه فعالین این صنف، که بیشترشون خلاف نیستند، اجازه داشتند اسلحه حمل کنند و یا برای صنفشون یک نیروی امنیتی خصوصی تشکیل بدن، اون اقلیت خلاف میتونست چنین وضعیتی بوجود بیاره؟
خودشون با تحدید حق مالکیت، مکانیزم بازار رو بهم میریزند، بعد میگن دیدید بازار نتونست خودشو مدیریت کنه؟ پس باید دخالت کنیم!
❤5
حالا که خلافت شیعه دربست در اختیار ارباب پوتین قرار داره، چرا در برخورد با «عناصر نامطلوب» از روشهای ایشون استفاده نمیشه؟ مثلا چرا به جای ۱۰ سال حبس بریدن برای فعال محیط زیست، یکدفعه افراد ناشناس رو نمیفرستن خونهش که تو خواب گلوش رو ببرند؟
فکر میکنم دو دلیل داره. یک اینکه حتی در قلمرو کاگب، محدوده عناصر نامطلوب انقدر وسیع نیست که هر جانداری رو شامل بشه. خونریزی اگه قرار باشه عامل ارعاب باشه، باید به ندرت اتفاق بیفته. و گرنه نمیتونه وحشت ایجاد کنه و دلها رو خالی کنه.
دوم اینکه در کشور ما مردهها بیشتر سر و صدا دارند تا زندهها. فعال محیط زیست شهید، تیترهای بیشتری ایجاد میکنه تا فعال محیط زیست محبوس، و این تیترهای بیشتر عصبانیت بیشتری هم بر میانگیزند.
بهرحال، چه روش ارباب پوتین، چه روش خلیفه، نمایشهایی تمام عیار هستند از کثافتی که دولت توتالیتر مرکزی بوجود میاره. وقتی میگم مردم باید اسلحه داشته باشند یا باید دولت مرکزی رو متلاشی کرد بعضیها میپرسند میدونی چه افتضاحی میشه؟
چی میخواد بشه؟ ممکنه به خاطر خاموش کردن آتشی که داره بلوطها رو میسوزونه زندگیت رو نابود کنند؟ خوش به حالتون که انقدر تخیلتون قویه که میتونید طیفهای سیاهتر از سیاه رو هم ببینید.
https://t.me/VahidOnline/36635
فکر میکنم دو دلیل داره. یک اینکه حتی در قلمرو کاگب، محدوده عناصر نامطلوب انقدر وسیع نیست که هر جانداری رو شامل بشه. خونریزی اگه قرار باشه عامل ارعاب باشه، باید به ندرت اتفاق بیفته. و گرنه نمیتونه وحشت ایجاد کنه و دلها رو خالی کنه.
دوم اینکه در کشور ما مردهها بیشتر سر و صدا دارند تا زندهها. فعال محیط زیست شهید، تیترهای بیشتری ایجاد میکنه تا فعال محیط زیست محبوس، و این تیترهای بیشتر عصبانیت بیشتری هم بر میانگیزند.
بهرحال، چه روش ارباب پوتین، چه روش خلیفه، نمایشهایی تمام عیار هستند از کثافتی که دولت توتالیتر مرکزی بوجود میاره. وقتی میگم مردم باید اسلحه داشته باشند یا باید دولت مرکزی رو متلاشی کرد بعضیها میپرسند میدونی چه افتضاحی میشه؟
چی میخواد بشه؟ ممکنه به خاطر خاموش کردن آتشی که داره بلوطها رو میسوزونه زندگیت رو نابود کنند؟ خوش به حالتون که انقدر تخیلتون قویه که میتونید طیفهای سیاهتر از سیاه رو هم ببینید.
https://t.me/VahidOnline/36635
Telegram
Vahid Online وحید آنلاین
قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده است که احکام قضایی فعالان زیست محیطی ایران که بیشتر از دو سال است در بازداشت به سر می برند، از سوی دادگاه تجدید نظر صادر شده است.
بر اساس اظهارات غلامحسین اسماعیلی سخنگوی قوه قضائیه، مراد طاهباز و نیلوفر بیانی به…
بر اساس اظهارات غلامحسین اسماعیلی سخنگوی قوه قضائیه، مراد طاهباز و نیلوفر بیانی به…
🤔2
Audio
این آهنگ یک ساعته. حدود ۶۰ مگابایته. لازم نیست بفهمید چی میخونه. فقط دانلود کنید و در هنگام رانندگی، در هنگام خواب، در هنگام سکس، در هنگام نماز، در هنگام گریه، در هنگام خیالپردازی، و در هنگام هر خلوتی، گوش بدید.
Anarchonomy
درست ۳۶۵ روز پیش https://t.me/anarchonomy/1657
بعضیها داشتن ثبات فکری و عقیدتی رو یک فضیلت حساب میکنند. و بعضیها تغییر دائمی رو. بعضیها اینکه همیشه بعدا معلوم بشه قبلا در مسیر درستی بودیم رو مثبت تلقی میکنند، بعضیها اینکه هرروز بینشی بدست بیاد که جهل دیروز رو برملا کنه، مثبت میدونند.
فکر نمیکنم این دو نافی همدیگه باشند. تنفرم از حکومت شیعه در طول یکسال گذشته کوچکترین تکونی نخورده (بله، به نظرم نشانه خوبیه که لازم نبود آبان خونین رو ببینم تا تکونی بخوره)، اما در طول همین یکسال نظراتم در مورد خیلی از چیزها ویرایشهای زیادی خورد و عملا یک شخص دیگهم.
آدم باید آزاد باشه، اما آزاد بودن با ول بودن فرق داره. آزادی، یعنی مجاز باشی نیهیلیست باشی، اما نیهیلیسم، آزادی نیست. ول بودنه. بدون اینکه دلیل منطقی براش داشته باشم که چرا باید زحمتی به جان خرید که نسلهای بعد نفعش رو ببرند، معتقدم باید در برابر هیولای ظاهراً شکستناپذیری که هیچشانسی در برابرش نداریم ایستاد، یا حداقل علیهش حرف زد. باید خط قرمزها رو نگه داشت. باید از دیوار شهر انسانیت محافظت کرد. ازون حفاظتهای سامورایی. همزمانی که هرروز چیزهایی یاد میگیریم که باعث میشه نسبت به چیزی که قبلا بودیم شرمنده بشیم. آدم ول، نمیتونه این هدف رو توجیه کنه. من نمیخوام ول باشم.
فکر نمیکنم این دو نافی همدیگه باشند. تنفرم از حکومت شیعه در طول یکسال گذشته کوچکترین تکونی نخورده (بله، به نظرم نشانه خوبیه که لازم نبود آبان خونین رو ببینم تا تکونی بخوره)، اما در طول همین یکسال نظراتم در مورد خیلی از چیزها ویرایشهای زیادی خورد و عملا یک شخص دیگهم.
آدم باید آزاد باشه، اما آزاد بودن با ول بودن فرق داره. آزادی، یعنی مجاز باشی نیهیلیست باشی، اما نیهیلیسم، آزادی نیست. ول بودنه. بدون اینکه دلیل منطقی براش داشته باشم که چرا باید زحمتی به جان خرید که نسلهای بعد نفعش رو ببرند، معتقدم باید در برابر هیولای ظاهراً شکستناپذیری که هیچشانسی در برابرش نداریم ایستاد، یا حداقل علیهش حرف زد. باید خط قرمزها رو نگه داشت. باید از دیوار شهر انسانیت محافظت کرد. ازون حفاظتهای سامورایی. همزمانی که هرروز چیزهایی یاد میگیریم که باعث میشه نسبت به چیزی که قبلا بودیم شرمنده بشیم. آدم ول، نمیتونه این هدف رو توجیه کنه. من نمیخوام ول باشم.
❤6
در یکی از ایالتهای آمریکا حداکثر سرعت مجاز اتوبانها رو ده پونزده کیلومتری بالاتر بردند. اتفاقی که افتاد این بود که تعداد تصادفات به طور محسوسی بالاتر رفت. نتیجهگیری حضرات این بود که «خب مثل اینکه اشتباه کردیم». اما کسی نپرسید «پس چرا تو آلمان که اصلا محدودیت سرعت نداره این نتیجه حاصل نمیشه؟».
مشکل خیلی از قضاوتها اینه که چیزی که دیتا رو باش مقایسه میکنیم، مرجع مناسبی نیست. در تحقیقات دارویی معمولا از پلاسبو هم استفاده میکنند. یعنی مادهای خنثی که اثری روی بدن طرف نداره، بعد اثر دارو رو با گروهی که این ماده خنثی رو دریافت کردند مقایسه میکنند تا معلوم شه چقدر موثره. اخیرا کاشف بعمل اومده پلاسبوی استفاده شده در خیلی ازین تحقیقات خیلی هم خنثی نبوده! مثلا داروی مورد نظر به عنوان عوارض، ۷۰ درصد علائم گوارشی رو بیشتر کرده، اما خود پلاسبو هم ۴۰ درصد بیشتر کرده بوده!
شاید عدهای که یه عمر عادت کرده بودند که به خاطر ۱۰۵ کیلومتر در ساعت جریمه بشن، ازینکه به خاطر ۱۳۰ کیلومتر در ساعت جریمه نشدن چنان ذوق زده بشن که بخوان حتما ۱۳۰ رو تجربه کنند. اما اگه از اولش ۱۳۰ بود، باز هم تلفات بالاتر میرفت؟ یا اگه از اولش تابلویی و دوربینی وجود نداشت چطور؟
عین همین سوالات رو در مورد گواهینامه هم میشه پرسید. آیا اگه اصلا گواهینامهای صادر نمیشد و هرکس دلش میخواست میتونست سوار ماشین باباش بشه، تلفات بیشتر میشد؟
مگه این سالی ۲۰ هزار کشته و صدهاهزار زخمی تصادفات ایران رو همونایی باعث نمیشن که گواهینامه دارن؟ این پدر مادرها هستن که نمیذارن فرزند نابلدشون پشت فرمان بشینه. چه پلیسی وجود داشته باشه چه وجود نداشته باشه. و این ارزان شدن حق حیاته که باعث میشه اونایی که گواهینامه دارن به راحتی آدم بکشن. چون دیه رو بیمه میده، و هرچقدر هم مبلغش بالا باشه چون یکی دیگه میده، ارزانه. کسی در هزینه ریسکی که ایجاد میکنه شریک نیست. اون زمانی که دیه وارد شرع مذهبی شد، هدف تأمین مالی خانواده قربانی نبود. قرار بود قبیلهای که قاتل بش تعلق داشت، چنان نقره داغ بشه که دیگه آدم کشتن، نیارزه! در زمانه ما، راننده نابلد، یا بیتوجه، توسط ساز و کار بیمه و دستکاه قضایی، کاملا از عمل خودش ایزولهست.
نمیخوام بگم این یک راه حله، فقط به عنوان یک حالت فرضی بش فکر کنید. اگه همه اسلحه داشتند، و اگه یه نفر به خاطر مشغولیت با گوشی تلفنش از پشت میزد به سرویس مدرسه و بچهای رو میکشت (اتفاقی که در آمریکا افتاد و سه تا بچه از یه خانواده کشته شدن)، و فرداش پدر خانواده میرفت راننده رو جلوی در خونهش به ضرب گلوله میکشت، و این اتفاق در مورد چند تصادف مشابه هم رخ میداد، فکر میکنید کسی جرئت میکرد موقع رانندگی با گوشیش بازی کنه؟
مشکل خیلی از قضاوتها اینه که چیزی که دیتا رو باش مقایسه میکنیم، مرجع مناسبی نیست. در تحقیقات دارویی معمولا از پلاسبو هم استفاده میکنند. یعنی مادهای خنثی که اثری روی بدن طرف نداره، بعد اثر دارو رو با گروهی که این ماده خنثی رو دریافت کردند مقایسه میکنند تا معلوم شه چقدر موثره. اخیرا کاشف بعمل اومده پلاسبوی استفاده شده در خیلی ازین تحقیقات خیلی هم خنثی نبوده! مثلا داروی مورد نظر به عنوان عوارض، ۷۰ درصد علائم گوارشی رو بیشتر کرده، اما خود پلاسبو هم ۴۰ درصد بیشتر کرده بوده!
شاید عدهای که یه عمر عادت کرده بودند که به خاطر ۱۰۵ کیلومتر در ساعت جریمه بشن، ازینکه به خاطر ۱۳۰ کیلومتر در ساعت جریمه نشدن چنان ذوق زده بشن که بخوان حتما ۱۳۰ رو تجربه کنند. اما اگه از اولش ۱۳۰ بود، باز هم تلفات بالاتر میرفت؟ یا اگه از اولش تابلویی و دوربینی وجود نداشت چطور؟
عین همین سوالات رو در مورد گواهینامه هم میشه پرسید. آیا اگه اصلا گواهینامهای صادر نمیشد و هرکس دلش میخواست میتونست سوار ماشین باباش بشه، تلفات بیشتر میشد؟
مگه این سالی ۲۰ هزار کشته و صدهاهزار زخمی تصادفات ایران رو همونایی باعث نمیشن که گواهینامه دارن؟ این پدر مادرها هستن که نمیذارن فرزند نابلدشون پشت فرمان بشینه. چه پلیسی وجود داشته باشه چه وجود نداشته باشه. و این ارزان شدن حق حیاته که باعث میشه اونایی که گواهینامه دارن به راحتی آدم بکشن. چون دیه رو بیمه میده، و هرچقدر هم مبلغش بالا باشه چون یکی دیگه میده، ارزانه. کسی در هزینه ریسکی که ایجاد میکنه شریک نیست. اون زمانی که دیه وارد شرع مذهبی شد، هدف تأمین مالی خانواده قربانی نبود. قرار بود قبیلهای که قاتل بش تعلق داشت، چنان نقره داغ بشه که دیگه آدم کشتن، نیارزه! در زمانه ما، راننده نابلد، یا بیتوجه، توسط ساز و کار بیمه و دستکاه قضایی، کاملا از عمل خودش ایزولهست.
نمیخوام بگم این یک راه حله، فقط به عنوان یک حالت فرضی بش فکر کنید. اگه همه اسلحه داشتند، و اگه یه نفر به خاطر مشغولیت با گوشی تلفنش از پشت میزد به سرویس مدرسه و بچهای رو میکشت (اتفاقی که در آمریکا افتاد و سه تا بچه از یه خانواده کشته شدن)، و فرداش پدر خانواده میرفت راننده رو جلوی در خونهش به ضرب گلوله میکشت، و این اتفاق در مورد چند تصادف مشابه هم رخ میداد، فکر میکنید کسی جرئت میکرد موقع رانندگی با گوشیش بازی کنه؟
❤6
در لیست مشکلات نشر در ایران، مخصوصا برای جوانانی که قصد دارند مستقل و فرهنگی و در سایز کوچک کار کنند، تحریم هم وجود داره. مثلا در تأمین دستگاه چاپ عملا در فلج نخاعی صنعتی هستیم. اما چیزی که ازش غفلت میشه تحلیل رفتن توان جامعه ایرانی در ادامه فعالیت صنعتیه که لزوما ماحصل تحریم نیست، بلکه به خاطر فقدان یک حاکمیت قدرتمنده (که بتونه هزینههایی که تحمیل میکنه رو در جای دیگه جبران کنه). به عنوان نمونه چین حاضره دستگاه رو به ما بفروشه، اما حاضر نیست خدمات پس از فروش ارائه بده. در نتیجه خریدار ایرانی داره ریسکی رو متحمل میشه که هیچجای دنیا تحمل نمیشه، و به خاطر این ریسکپذیری قمارگونه، پاداشی هم نمیگیره. و این دیوانگیه.
برای همینه که میگم در عین آزادی، نباید وِل باشیم. شاید نیهیلسم به حقیقت نزدیکتر باشه، ولی برای ما ایرانیها که برای حفظ فرهنگ و تولید و نشر محتوا باید دیوانه بود! تا بشه ادامه داد، الان اصلا وقت مناسبی برای نیهیلیست بودن نیست.
بیلی آیلیش در آهنگی که برای فیلم امسال جیمز باند ساختن میخونه:
Now you'll never see me cry
There's just no time to die.
https://t.me/RezaNassaji/1839
برای همینه که میگم در عین آزادی، نباید وِل باشیم. شاید نیهیلسم به حقیقت نزدیکتر باشه، ولی برای ما ایرانیها که برای حفظ فرهنگ و تولید و نشر محتوا باید دیوانه بود! تا بشه ادامه داد، الان اصلا وقت مناسبی برای نیهیلیست بودن نیست.
بیلی آیلیش در آهنگی که برای فیلم امسال جیمز باند ساختن میخونه:
Now you'll never see me cry
There's just no time to die.
https://t.me/RezaNassaji/1839
Telegram
Reza Nassaji
بنبست ممیزی و مارپیچ سکوت ناشران
ناشران ایران بیش از آنکه بنگاه فرهنگی باشند، بنگاههای کمبازده اقتصادیاند (به جز آنها که با سهمیههای کاغذ و وامهای کمبهرهی ارشاد فربه شدند و حالا بنگاههای بزرگی هستند)، بنگاههایی که همگی چشم به فرصتهای دولتی دارند؛…
ناشران ایران بیش از آنکه بنگاه فرهنگی باشند، بنگاههای کمبازده اقتصادیاند (به جز آنها که با سهمیههای کاغذ و وامهای کمبهرهی ارشاد فربه شدند و حالا بنگاههای بزرگی هستند)، بنگاههایی که همگی چشم به فرصتهای دولتی دارند؛…