Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
معلوم نیست این کانال رو سپاهی‌ها مدیریت می‌کنند یا هرکی مدیرشه توسط سپاهی‌ها مجبور به اضافه کردن محتویات حکومتی شده. در مطلب بلومبرگ درباره گزارش مالی شرکت رنو و ضرری که امسال داده، مطلقا هیچ حرفی درباره ایران زده نشده، ولی این‌ها در ترجمه از خودشون قصه تعریف کردند و توقف فعالیت در ایران به خاطر تحریم رو هم یکی از عوامل کاهش شدید سود رنو معرفی می‌کنند!
البته دروغگویی و ترجمه‌های بی‌معنی این کانال اصلا چیز جدیدی نیست، ولی اینکه گردانندگانشون فکر می‌کنند اینجا هم یه رسانه‌ای مثل تلویزیونه و با مامان‌بزرگ‌ها و بابابزرگ‌ها طرفند و هرچی دلشون خواست میتونن بنویسن و کسی نمی‌فهمه و همه باور میکنند، یک پدیده عجیب و خنده‌داره. جا داره یکی که وقت آزاد داره بشینه این کانال رو سوژه یک برنامه مستند بکنه.


https://t.me/persianbloomberg/9713
4
گفته می‌شد تمهیدات امنیتی به جای اینکه ارتکاب به جرم رو کاهش بده، به مکان دیگه‌ای منتقلش می‌کنه. ولی شواهدی براش وجود نداشت. اومدند در ایتالیا به مدت یک دهه روی دزدی از بانک‌ها و اثر به کارگیری نگهبان در بانک‌ها تحقیق کردند. حضور نگهبان باعث شده دزدی ۴۰ درصد کاهش پیدا کنه، اما نیمی ازین چهل درصد منتقل شده به بانک‌های دیگه‌ای که نگهبان نداشتند. بعد نتیجه‌ گرفتند که «مصلحت جامعه» ایجاب می‌کنه که در توزیع نگهبان‌ها بازنگری بشه! که یعنی یه جاهایی ممنوعش کنیم و یه جاهایی الزامی!
هرجا بروکرات‌ها، یا جانوران آکادمیک که برای بروکرات‌ها هیزم تهیه می‌کنند، حرف از مصلحت اجتماع! زدند باید وحشت کرد. چون قراره باز تو کار و زندگی مردم دخالت کنند. چی تو ذهن طرف هست که به خودش اجازه میده این ایده رو مطرح کنه که باید حق استخدام نگهبان رو از یکی بگیریم و یکی دیگه رو مجبور کنیم نگهبان بذاره؟ وقتی تمام دوران تحصیلت با این افسانه بزرگت کرده باشن که «این دولته که مشکلات جامعه رو حل می‌کنه»، مغزت به چنین وضعی دچار میشه‌.
5
مستأجر نیویورکی که تمام عمر مستأجر بوده و در یک جا مستأجر بوده از تغییر شهرش دلخور و عصبانیه، چون مستأجرهای جدید فقط یک‌سال در یک جا ساکنند و بعد نقل مکان می‌کنند، و چون فقط یک ساله «خانه مشترک» که بش میگن آپارتمان رو مثل مسافرخانه می‌بینند، و طبیعیه آدمیزاد به مسافرخانه عرق و تعلقی پیدا نکنه، و اگه ساکنان به سکونتگاهی حس تعلق نداشته باشند همسایگی و آشنایی و محله‌سازی رخ نمیده. مستأجر قدیمی داره حس می‌کنه داره وطن محلیش رو از دست میده و اینو میندازه گردن صاحب‌خونه‌ها!
اونی که مدت زیادیه که اونجاست، به خاطر پشتیبانی مقررات و دخالت دولت تونسته بود اونهمه سال اونجا بمونه. و با اینکه دولت و قانون طرفش بود باز صاحب ملک رو به مثابه یک ستمگر اجتماعی می‌دید. میشه اسم این رو گذاشت «لاکشری مظلومیت». یعنی انقدر تأمین باشی که فرصت کنی حس کنی مظلومی! در این فضا شما کار زیادی علیه ظالم نمی‌تونی انجام بدی، اما فاصله ایمنت انقدری هست که بتونی سال‌ها با خیال راحت بش فحش بدی. این فاصله امن، برای خیلی‌ها یک نقطه دنج محسوب میشه هرچند که ماروخیستی به نظر بیاد. خیلی‌ها هستند که دوست داشتند یک پدر سرمایه‌دار می‌داشتند تا خرج‌شون رو بده تا بتونند بدون دغدغه کار و مخارج، آثار هنری علیه سرمایه‌داری خلق کنند! مستأجر فعلی از مستأجرهای جدید عصبانیه که خیلی احساس مظلومیت نمی‌کنند، با اینکه فقط یک سال وقت دارند ساکن باشند. مستأجر جدید کلا در یک فضای دیگه‌ست که از فضای مستأجر قدیمی هم مدرن‌تره. خود مستأجر قدیمی علیه شهرنشینی سنتی شوریده بود و میخواست همون مناسباتی که در محله‌های افقی وجود داشت رو در «محله عمودی» هم با تغییراتی برقرار کنه و نسخه خاص خودش از جامعه محلی رو شکل داد. اما همون نسخه هم امروز «سنتی» دیده میشه. مستأجر جدید سرش تو گوشیه، همسایه‌های واقعیش فالوعرهاش هستند، اگه کمک بخواد ازونایی که سابسکرایب کانالش هستند می‌خواد، اگه بخواد حرف بزنه با اون‌ها میزنه، و حتی اگه بخواد دعوا کنه اونجا می‌کنه. برای مستأجر جدید «واحد بغلی» انگار وجود نداره، و حتی واحد خودش هم موضوع مهمی نیست، و برای همین ازینکه فقط یک سال بش وقت بدن احساس مورد ستم واقع‌شدن بش دست نمیده. مستأجر قدیمی ازینکه فرصت مظلومیت داره از دست میره، ناراحته.
5
تو اینستاگرام، از عکس‌هایی که برای ولنتاین گذاشتن پیداست که همه از پارتنری که دارند راضی‌اند. پس اینهمه طلاق و جدایی داره از کجا میاد؟ به این دلیل ساده که کسی عکس پارتنرش رو که پریده رو کولش نمیذاره که زیرش بنویسه «اینو می‌بینید؟ این آدم، اشتباه منه و دارم با اشتباهم زندگی می‌کنم». کامنت‌ها فریبنده هستند. وقتی برای یک مطلب بیست تا کامنت مخالف میاد فکر می‌کنیم همه مخالفند. ولی طرف چون مخالف بوده کامنت داده. اگه نبود، دلیلی نداشت بده. همونطور که درباره ناکامی‌های زندگیش کامنت نمیده. رییس شرکت معظم اوراکل تصمیم گرفته به کمپین انتخاباتی ترامپ کمک مالی کنه. جناب خبرنگار رفته با ۵ نفر! مصاحبه کرده که یکی‌شون هم قبلا از شرکت رفته بیرون و نظرش مهم نیست، و گفتند با این کارش مخالفند! بعد ازین یه مقاله درآورده و منتشر کرده. این ۵ نفر رو میکنند نماینده‌ای از چندهزارنفر کارمند که بیشترشون اصلا براشون مهم نیست رییس پولش رو چجوری خرج می‌کنه. همونطور که اینستاگرام دویست سیصدنفر رو می‌کنه نماینده همه، که رمانتیک‌بازی هیچ جایی تو زندگی‌شون نداره، ولی ما خوشمون میاد ازین دروغ‌ها، همونجور که کار غیرحرفه‌ای جناب خبرنگار هم طالب زیاد داره.
6
نشستم یه لیست تهیه کردم از چیزهایی که نمی‌تونم با پول تهیه کنم.. انقدر طولانی شد که گذاشتمش کنار. داشت ترسناک می‌شد.
5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از تکنیک‌های سیاسی خر کردن مردم در غرب و مخصوصا آمریکا اینه که خودشون رو مدافع کم کردن بودجه نظامی و اضافه کردن به بودجه رفاهی جا می‌زنند. حالا ازینکه وقتی به قدرت می‌رسند عملا این کارو نمی‌کنند بگذریم. حتی در تئوری هم این حرف فریبکارانه‌ست.
اگه دولت پول هنگفت رو در بخش نظامی صرف جنگ بیهوده می‌کنه و هدرش میده، چرا نباید در بخش رفاهی هدرش بده؟ چطور ممکنه دولت در یک بخش هدردهنده باشه و در بخش دیگه پاسدار بیت‌المال مثلا؟ تو پنتاگون عمروعاص استخدام کرده و در بخش بهداشت، ابوذر غفاری؟
از طرفی میگن اگه در بخش آموزش و رفاه فساد باشه بهتر از اینه که در بخش نظامی فساد باشه چون لاقل منجر به کشتار نمیشه! مگه همین‌هایی که جنگ‌های فعلی رو راه انداختن خروجی سیستم آموزش دولتی نبودن؟ دولت اگه بلد بود آدم تربیت کنه که اینهمه جنگ‌طلب تحویل نمی‌داد.
5
Anarchonomy
یکی از تکنیک‌های سیاسی خر کردن مردم در غرب و مخصوصا آمریکا اینه که خودشون رو مدافع کم کردن بودجه نظامی و اضافه کردن به بودجه رفاهی جا می‌زنند. حالا ازینکه وقتی به قدرت می‌رسند عملا این کارو نمی‌کنند بگذریم. حتی در تئوری هم این حرف فریبکارانه‌ست. اگه دولت پول…
یکی از چاله‌هایی که برای پول مالیات‌دهنده‌ها می‌کنند و تولسی خانوم پیشنهاد می‌کنه بودجه پنتاگون رو بگیریم و بریزیم تو اون چاله، کنترل بحران اعتیاد به مواد مخدره! همه چاله‌ها فریبکارانه هستند اما این یکی شباهت جالبی داره با فعالیت‌های پرخرج و بی‌نتیجه پنتاگون در افغانستان که ایشون منتقدشه. در افغانستان یک نیروی نظامی مدرن، داره سعی می‌کنه با سخت‌افزار مشکل عقیدتی قسمت بزرگی از مردم که از لحاظ فکری در هزارسال قبل زندگی می‌کنند رو حل کنه. که همه دارن متوجه میشن که نمیشه. دخالت دولت در دود و دم مردم هم دقیقا همین حالت رو داره، چون میخواد با یه سری امکانات سخت‌افزاری و تمهیدات مالی، مشکلی که مستقیما به ذهن افراد مربوط میشه رو حل کنه. روانشناس‌ها و جامعه‌شناسان درباره «شرایط محیطی» زر زیاد میزنند، اعتیاد در نهایت به انتخاب افراد مربوط میشه، و هیچ برنامه دولتی نمیتونه وجود داشته باشه که تصمیم‌های بد رو از زندگی آدم‌ها حذف کنه. بعضی‌ها بهرحال ابلهند، بعضی‌ها بهرحال ترسوئند، بعضی‌ها بهرحال ضعیفند. تنها نهادی که میتونه ابله ترسوی ضعیف رو از شر خودش علیه خودش محافظت کنه، خانوادشه. اگه خانوادش نتونست هیچ کس دیگه‌ای نمیتونه (مگر در موارد نادر که در یک معضل کلان، تعیین‌کننده نیستند). و بعضی‌ها خانواده ندارند یا خانواده خوبی ندارند، و قربانی خودشون میشن، و بله از بین میرن. دنیا رو نمیشه ازین ازبین‌رفتن‌ها تطهیر کرد. یکی از مصادیق بیشعوری مدرن اینه که فکر می‌کنند میشه شر و بدبیاری و تلخی‌های دنیا رو با تخصیص بودجه حذف کرد!
آدم‌هایی که بشون بد میگذره، وجود خواهند داشت، همونجور که آدم‌هایی که اصرار دارند در هزارسال پیش باقی بمونند وجود خواهند داشت. و یک بروکرات نمیتونه این واقعیت رو تغییر بده.
6
مدل‌های جدید ماشین‌های اسپورت یا شاسی‌بلند که میاد، با دو نسخه میاد. نسخه آمریکایی و همه‌جایی، و نسخه اروپایی. نسخه آمریکایی آخرین مدله و موتور قوی‌تر توش نصب شده. نسخه اروپایی موتور ضعیف‌تر داره چون اجازه نداره مصرفش از یه حدی، که حد خیلی پایینیه، بالاتر باشه. عملا مردم اروپا هم دارند یک نوع تحریم رو تجربه می‌کنند. کسانی که تعیین می‌کنند چقدر حق داری از لذت رانندگی بهره ببری، چرا یه روز نگن که لذت رانندگی یک لذت ممنوعه است؟ چی مانعشونه؟ و وقتی چیزی مانع‌شون نبود خود رانندگی هم تحریم میشه، و همه فقط حق خواهند داشت از خودروهای خودران اشتراکی برقی استفاده کنند. (ازونجایی که حتی اگه معضل ظرفیت باتری‌ها حل بشه، معضل شارژ سریع به راحتی حل نخواهد شد، باید یک شارژ طولانی رو به شارژهای متعدد کوتاهتر تقسیم کرد. و چون مردم حوصله ندارند روزی یکی دوبار به ایستگاه شارژ مراجعه کنند، دلیل موجهی ایجاد خواهد شد که بگن «اوبر بگیر تا اونی که شارژه بیاد پیشت»). اما اگه برای گسترش تحریم مانعی جلوشون نباشه چرا به این مقدار اکتفا کنند؟ چرا خود سفر رو هم ممنوع نکنند؟ چه مانعی هست که برای هر شهروند «حد مجاز مسافت طی‌شدنی در یک شبانه‌روز» تعیین نکنند؟ چه مانعی هست که نگن اگه در طول یک روز بیش از ۳۰ کیلومتر از محل اقامتت دور بشی باید ۵۰ یورو مالیات بدی؟ چه مانعی هست که دولت برای همه وقت «هواخوری» تعیین نکنه؟
7
همون ساده‌لوحانی که کف بریده بودند از ساخت بیمارستان در عرض ده روز، و حالا که معلوم شده چه کیفیت اشک‌آوری داشته لال شده‌اند، الان هم کف بریده از قدرت بسیج مردمی حزب کمونیست می‌پرسند: اگه دولت توتالیتری وجود نداشت و بسیجی هم نبود واقعا چه فاجعه‌ای رخ می‌داد؟
خود این دولت متمرکز اقتدارگرا عامل اصلی این بلاهاست، و حالا که خودش دست و پا میزنه تا گندکاری خودش رو جمع کنه ازش متشکرند! مثل اینه که آقای دزد شیشه ماشینت رو بشکنه و کیفت رو برداره اما شیشه‌هایی که زمین ریخته رو جارو کنه که زیر لاستیک بقیه ماشین‌ها نره بعد بپرسی اگه کسی خیابون رو جارو نمیکرد چه وضعی میشدا!
5
وقتی انجمن جی‌اس‌ام که برگزارکننده نمایشگاه سالانه موبایل بارسلونه از روی ناچاری تصمیم گرفت برنامه امسال رو به خاطر ویروس کرونا تعطیل کنه، به دولت اسپانیا گفت وضعیت اضطراری اعلام کنید تا ما بتونیم از بیمه خسارت بگیریم، ضرر و زیادی به ما و اقتصاد شهر وارد میشه، دولت هم گفت به خاطر دو سه مورد ابتلا نمی‌تونم وضعیت اضطراری اعلام کنم.
اصلا اون قضیه که باید جدی گرفته بشه این خطرات و بروکرات‌ها چقدر کوته‌بین و ابلهند در دست‌کم گرفتن‌شون، بره کنار.. اون یک بحث کاملا جداست. مسئله شگفت‌آور در اینجا این بود که یک نهاد خصوصی میاد به دولت میگه از کیسه خلیفه خرج کن برای وضعیت اضطراری، که میتونه به صدها میلیون یورو برسه، تا ما بتونیم از بیمه صدها میلیون یورو بِکنیم! انتظار داشتم حداقل چپ‌ها که دائم روضه «سرمایه‌داری خون ما رو کرده تو شیشه» می‌خونند این گستاخی رو بولد کنند، اما ظاهرا همه چنان بی‌حس و سر شدن که این چیزها کاملا عادیه براشون. البته اگه هم بولد می‌کردند و ازش بهانه‌ای می‌ساختن برای کوبیدن سرمایه‌داری باید بشون جواب داده می‌شد که اتفاقا چون یک زگیل بزرگ به نام دولت هست این گستاخی به یک نُرم تبدیل میشه. وقتی یک منبع مصنوعی از ثروت و قدرت درست می‌کنی که اجازه داره با اون ثروت و قدرت هرکاری بکنه، کاملا طبیعی و بدیهیه که همه به اون چیزی که در اون منبع ذخیره شده طمع کنند. حالا یه عده میتونن با این طمع‌شون چیزی ازون منبع بیرون بکشن، بعضی‌ها هم نمی‌تونن. بستگی به دسترسی‌شون به اطلاعات داره.
4
معنی نداره برای سلب آزادی دیگران رفراندوم برگزار بشه. خوشتون میاد در خاورمیانه درباره عقیم کردن شیعیان رفراندوم بذارن؟ چون ازین منطقه هیچی بعید نیست، ممکنه ۸۹ درصد رأی آری بدن!
در مورد آلایندگی میگن اتمسفر جزء مشاعاته پس بقیه حق دارن توش! میدونید یه جا دیگه که این بحث مشاعات مطرح شد کجا بود؟ در جمهوری‌اسلامی و امارت اسلامی طالبان، وقتی ممنوعیت بی‌حجابی رو شروع کردند. گفتند خیابان هم از مشاعاته، و آلوده کردنش به «برهنگی» حق دیگران رو ضایع می‌کنه!
اکثریت ممکنه هرروز یه خرگوشی از تو کلاهش دربیاره.
نه برادر، من گول این دوز و‌ کلک‌ها رو نمی‌خورم، و لذا موافق نیستم.
5
با اینکه به نظر میرسه برنی سندرز شانس بالایی داره که به عنوان نامزد نهایی دموکرات‌ها انتخاب بشه، این بلومبرگه که مثل افعی داره میخزه و جلو میاد، چون به طرز خیره‌کننده‌ای پولداره. در حالی که بقیه نامزدهای دموکرات‌ها در حد چند ده هزار دلار خرج تبلیغ در فیسبوک می‌کنند، بلومبرگ گاهی ۲ میلیون دلار در روز خرج این کار می‌کنه! و اگه تمام ۹ ماه آینده رو هم اینکارو ادامه بده بازم تکونی به ثروتش وارد نمیشه (اشتراک سالیانه ترمینال شرکت بلومبرگ که بین ۲ تا ۴ تا ۶ مانیتور داره و تو فیلم‌ها و اخبار جلوی آنالیزورهای بازار می‌بینید ۲۴ هزار دلاره. این ترمینال‌ها رو بیش از ۳۵۰ هزارنفر خریدن. یعنی فقط از طریق این ترمینال سالی هفت هشت میلیارد دلار درآمد داره). دموکرات‌ها که همیشه دم از «نجات جامعه از دست میلیاردرها» می‌زدند حالا یک میلیاردر که محدودیتی در خرج کردن نداره از طرف‌شون میخواد رأی جمع کنه، و اگه بخواد میتونه رأی هم بخره. هرچند سندرز وعده‌های سوسیالیستی میده ولی مردم پول نقد رو به نسیه ترجیح میدن. مناطق اقلیت‌ها و مهاجرها مزرعه مناسبی برای پول‌پاشی هستند.
بهرحال صحنه جالبیه برای تماشا. تا به طور زنده ببینیم با پول چه چیزهایی میشه خرید.
3
در انتخابات مجلس ایران، نامزدها علنا در حال خرید رأی هستند. هرچند که کل این سیرک رو نباید جدی گرفت و میلیون‌ها ایرانی نمی‌گیرند، اما این پولی شدن رأی برای خیلی‌ها تأسف‌بار و نامشروع و نامقبول به نظر میاد. اساسا اگه شما این بساط رو به رسمیت نشناسی، جزییاتش هم نباید به رسمیت بشناسی. اما حتی اگه به رسمیت میشناختیم هم نباید این خرید و فروش، یک نوع بی‌آبرویی معرفی می‌شد. حتما خاطرتون هست که در زمان احمدی‌نژاد اصلاح‌طلبان به بهانه خرید رأی با سیب‌زمینی چقدر طبقات مستضعف رو تحقیر کردند (انگار خودشون داشتند اون طرف عصاره فضائل انسانی رو انتخاب می‌کردند). در حالی که کسی که رأیش رو میفروشه، به هرقیمتی، داره یک معامله منطقی می‌کنه. این در همه جوامع صادقه. یک مدرسه خیریه در یکی از ایالت‌های مرکزی آمریکا رو در نظر بگیرید که چند ساله بدهی داره. اگه بلومبرگ به نحوی بشون کمکی اهدا کنه که بدهی‌شون رو صاف کنند، چه دلیلی وجود داره که اعضای پیر و جوان هیئت مدیره اون مدرسه و حتی پدر و مادر بچه‌ها بش رأی ندن؟ هرکس رییس‌جمهور آمریکا می‌شد بدهی‌شون صاف نمی‌شد، اما حالا شده! پس این رییس‌جمهور بالقوه براشون کار بیشتری انجام داده تا رییس‌جمهور بالفعل! نمیگم الان در آمریکا دارن اینجوری رأی میدن. اتفاقا مباحث ایدئولوژیک جدیه و مردم به خاطر پول‌پاشی دست از عقایدشون برنمیدارن. اما اگه این پروژه خرید اجرا می‌شد خیلی هم بدون مشتری نمی‌موند. یک علتش اینه که حداقل بخشی از ملت احساس نمی‌کنند که در دستگاه حکومت نیاز به نماینده دارند، که بعد حساسیت به خرج بدن که کی اون نماینده باشه. بعد یک نفر میاد روی چیزی که لازم ندارند قیمت میذاره. چرا بگن نمیفروشم؟ و چرا سر اون قیمت چونه بزنن؟ مثل اینه که یک قطعه از یک پهپاد در حال سقوط افتاده باشه وسط حیاط یک نفر و فرداش بیان در خونه‌ش رو بزنن و بگن اون آهن‌پاره رو انقدر میخریم! اون آهن‌پاره برای اونی که پشت دره مهمه، برای اونی که تو خونه‌ست مهم نیست.

حالا برای چی باید حس کنند که نماینده‌ای در دستگاه حکومت لازم ندارند؟ چون این آگاهی رو دارند که یا ۱- این دستگاه کار نمی‌کند. پس تغییر اوپراتور تغییری در خروجی نخواهد داشت، و یا ۲- این دستگاه «برای ما» کار نمی‌کند، که پس اوپراتورِ ما، تغییری در خروجی نخواهد داشت. پس مبلغی که بابت رأی دریافت می‌کنه رو ماکزیمم بهره‌ای که می‌شود ازین سیرک برد، یا اگر نتیجه انتخابات هرچه باشد رو زیان‌آور بدونیم، ماکزیمم جبران خسارت که می‌شود از این سیرک پس گرفت، حساب می‌کنه.

لذا اگر در یک فضای سیاسی، خرید و فروش رأی معقول به نظر بیاد، حتی برای فقط بخشی از مردم؛ این معامله بیشتر واقعیت دستگاه حاکم رو برملا می‌کند، تا مثلا سطح سواد سیاسی یا فرهنگ مردم رو.
5
پلن یک آپارتمان در یکی از برج‌های ترکیه رو نگاه می‌کردم. مساحت واحد ۱۴۵ متر بود تقریبا. و تو همون ۱۴۵ متر یک اتاق کوچک درآورده بود و نوشته بود «اتاق خدمتکار». یعنی یه عده هستند که برای امورات واحد ۱۴۵ متری هم خدمتکار دارند، بعد در ایران ساکنان واحدهای ۲۵۰ متری (که تو لابی‌شون یه چیزی تو مایه‌های مجسمه حضرت داوود نصب شده) رو باید به صلابه کشید تا پول سرایدار مجتمع رو بدن، و آخر نمیدن و ساختمون بی‌مدیر میمونه.

اسم این وضعیت رو باید گذاشت چوپانیسم. همونایی که باید قاعدتا صبح تا شب تو صحرا با گوسفند و بز می‌پلکیدند، به مدد اقتصاد دولتی شهرها رو پر کردند. لباس‌ها عوض شد، اما استایل ذهنی همون باقی موند. البته شغل چوپانی شغل شریف و سلامتیه. منظور از چوپانیسم یه نوع پلشتی زننده‌ست که چوپان‌زاده‌ها می‌تونند درک کنند چیه. چوپانیست، عقب‌افتاده نیست. تمدن براش مسخره‌ست. بی‌فرهنگ نیست، از فرهنگ بدش میاد. به نظرش خرکی زندگی کردن، خرکی حرف زدن، خرکی رفتار کردن، و حتی خرکی مُردن، منطقی‌تره‌.
8
در تورنتو «حمل خودرو با جرثقیل» به یک معضل تبدیل شده، چون وقتی تصادف میشه این وانت‌ها با هم مسابقه میذارن تا برن ماشین تصادفی رو منتقل کنند به تعمیرگاه، که میتونه هزینه زیادی داشته باشه. فساد و رانت چنان بالا رفته که حتی با فیزیوتراپیست‌‌ها هم زد و بند دارند (که سرنشین آسیب‌دیده رو ببرند برای درمان). در این رقابت جنگلی، کار به درگیری خشونت‌آمیز هم کشیده، ماشین‌های همدیگه رو آتش می‌زنند، وکیل‌ها رو تهدید می‌کنند، دو نفر کشته شدن و چندنفر زخمی شدن. علت اصلی اینه که یک مشت خلافکار وارد این بیزینس شدن. و این بهانه شده که از دولت بخوان دخالت کنه. البته دولت دخالت داشت، میخوان بیشترش کنه!
اما اگه فعالین این صنف، که بیشترشون خلاف نیستند، اجازه داشتند اسلحه حمل کنند و یا برای صنف‌شون یک نیروی امنیتی خصوصی تشکیل بدن، اون اقلیت خلاف می‌تونست چنین وضعیتی بوجود بیاره؟
خودشون با تحدید حق مالکیت، مکانیزم بازار رو بهم می‌ریزند، بعد میگن دیدید بازار نتونست خودشو مدیریت کنه؟ پس باید دخالت کنیم!
5
و ما داریم تو این فیلم وحشت زندگی می‌کنیم.
5
حالا که خلافت شیعه دربست در اختیار ارباب پوتین قرار داره، چرا در برخورد با «عناصر نامطلوب» از روش‌های ایشون استفاده نمیشه؟ مثلا چرا به جای ۱۰ سال حبس بریدن برای فعال محیط زیست، یکدفعه افراد ناشناس رو نمیفرستن خونه‌ش که تو خواب گلوش رو ببرند؟

فکر می‌کنم دو دلیل داره.‌ یک اینکه حتی در قلمرو کا‌گ‌ب، محدوده عناصر نامطلوب انقدر وسیع نیست که هر جانداری رو شامل بشه. خونریزی اگه قرار باشه عامل ارعاب باشه، باید به ندرت اتفاق بیفته. و گرنه نمیتونه وحشت ایجاد کنه و دل‌ها رو خالی کنه.
دوم اینکه در کشور ما مرده‌ها بیشتر سر و صدا دارند تا زنده‌ها. فعال محیط زیست شهید، تیترهای بیشتری ایجاد می‌کنه تا فعال محیط زیست محبوس، و این تیترهای بیشتر عصبانیت بیشتری هم بر می‌انگیزند.

بهرحال، چه روش ارباب پوتین، چه روش خلیفه، نمایش‌هایی تمام عیار هستند از کثافتی که دولت توتالیتر مرکزی بوجود میاره. وقتی میگم مردم باید اسلحه داشته باشند یا باید دولت مرکزی رو متلاشی کرد بعضی‌ها می‌پرسند می‌دونی چه افتضاحی میشه؟


چی میخواد بشه؟ ممکنه به خاطر خاموش کردن آتشی که داره بلوط‌ها رو میسوزونه زندگیت رو نابود کنند؟ خوش به حال‌تون که انقدر تخیل‌تون قویه که می‌تونید طیف‌های سیاه‌تر از سیاه رو هم ببینید.


https://t.me/VahidOnline/36635
🤔2
Audio
این آهنگ یک ساعته. حدود ۶۰ مگابایته. لازم نیست بفهمید چی میخونه. فقط دانلود کنید و در هنگام رانندگی، در هنگام خواب، در هنگام سکس، در هنگام نماز، در هنگام گریه، در هنگام خیالپردازی، و در هنگام هر خلوتی، گوش بدید.