Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
ماموران دولتی چین که افراد مبتلا به کرونا رو به زور و کشان کشان از خونه‌هاشون میارن بیرون و میبرن، اصرار دارند که از وضعیت فیلم بگیرند و ابایی ندارند که فیلم‌ها منتشر بشه. خب قطعا دنبال اطلاع‌رسانی و ژورنالیسم نیستند. دارند دست پیش می‌گیرن که پس نیفتند. اگه فردا تعداد تلفات خیلی بیشتر ازونی شد که همه منتظرش بودند، این فیلم‌ها رو میارن جلو و میگن تقصیر شما مردم بود، همکاری نکردید! اگه عین بچه آدم حرف ما رو گوش می‌دادید اینجوری نمیشد.
یحتمل تو آلبومی که تا الان ضبط کردن، چندتا کلیپ هم هست که نشون میده مأمور اعزامی موقع درگیر شدن با بیمار و خانواده لجوجش به درجه رفیع شهادت نائل شده!

همه دیکتاتورهای توتالیتر بزدلند. هیچ استثنایی هم نداره.
4
پنجاه سال پیش که استفاده از مواد پلاستیکی داشت اوج می‌گرفت، دولت و شرکت‌های بیمه و خود مردم نگران اشتعال‌زایی این مواد شدند. نتیجه این شد که تولیدکننده‌ها مجبور شدند موادی بسازند که سرعت شعله‌ور شدن رو بگیره. امروزه داره هزاران تن ازون مواد تولید و در مواد پلاستیکی ترکیب میشه. فقط یک مشکلی هست. خود این مواد سرطان‌زا هستند! یکی از شاخص‌ترین‌ها، ماده‌ایه به نام تریس کُلری شده، که سال‌ها پیش استفاده ازش در لباس کودکان ممنوع شده، اما هنوز در خیلی چیزهای دیگه استفاده میشه. از جمله؟ فوم سرد صندلی خودروها!
غلظت ماده متصاعد شده در هوا خیلی کمه، اما میچسبه به ذرات غبار و از طریق تنفس وارد بدن میشه. این ماده در واقع یه جور گاز اعصابه! یعنی نشستن در داخل ماشین یعنی در معرض یک حمله شیمیایی قرار گرفتن!.. این فوم در مبلمان خانگی هم زیاد استفاده میشه، و بچه‌ها که بیشتر به سطح زمین نزدیکند و غبار بیشتری می‌بلعند در معرض ریسک بالاتری قرار دارند.

بهتر نبود خطر آتش‌سوزی رو به جان می‌خریدیم؟
5
«باورم نمیشه داریم تو جامعه‌ای چنان آلوده به خودخواهی و خودمحوری زندگی می‌کنیم که بعضی از زن‌ها معتقدند در شأن‌شون نیست یه فنجون قهوه برای شوهرشون درست کنند! مگه این جزیی از ادب و احترام نیست؟ اگه شوهره کار می‌کنه، قبض‌ها رو میده، که تو خونه بمونی، خب یه قهوه بده دستش».

دلیلی که برای موجه بودن خدمت به شوهر میاره، نان‌آور بودنشه. خب مگه این نوعی خودخواهی نیست که به کسی خدمت کنی که نانت رو تأمین می‌کنه؟ بی‌احترامی به کسی که تأمینت می‌کنه نشانه بیشعوریه (نه فقط به خاطر اخلاق، بلکه به این دلیل که ممکنه از دستش بدی)، اما احترام گذاشتن بش هم نشانه از خودگذشتگی نیست.
اما در حالت کلان، حد احترام در گذشته یک استاندارد بیرونی بود‌. یعنی دیگران تعیین می‌کردند که قهوه دادن دست شوهر لازمه یا نه. مثل ایشون که داره برای زوجین حد تعیین می‌کنه. اما امروز خود طرفین تعیین می‌کنند که حد کجاست. و ازونجایی که فکر می‌کنند «سنت بد بود»، حد رو میبرند عقب‌تر تا حس کنند آزادترند. که البته خوب جواب نداده. هنوز اونی که نان‌آوره، چه مرد باشه چه زن، چه لیبرال باشه چه نباشه، دوست داره رفتار کسی که سرپرستشه، قدردانی رو نشون بده.
5
جواب بعضی نظرسنجی‌ها تو نظرسنجی‌های دیگه‌ست. چند روز پیش نظرسنجی گذاشتم که در صورت برداشته شدن فیلترینگ و افزایش سرعت اینترنت در حد سنگاپور، تغییری در وضعیت فکری و سواد و فرهنگ مردم ایجاد میشه یا نه. در آخرین نظرسنجی که در ژاپن درباره مجازات اعدام انجام شده، ۸۰ درصد ژاپنی‌ها با اعمال این حکم موافق بودند! این آمار چنددهه‌ست که تکون نخورده! یعنی بیست سی سال پیش هم ۸۰ درصد مردم معتقد بودند اعدام لازمه! یعنی ظهور اینترنت، اونم از نوع آزادش، و گسترش ارتباطات، اونم از نوع پر سرعتش، و مواجهه با آراء مختلف در شبکه‌های اجتماعی و مصرف محتویات غربی که حقوق بشر فردگرایانه رو ترویج می‌کنند، مطلقا تأثیری در نظر مردم نداشته!

در بین اون اقلیتی که مخالف هستند، اکثرا دلیل‌شون رو برگشت‌ناپذیر بودن اعدام عنوان کردند. من هم دلیل مخالفتم همین بوده همیشه، اما یک پیوست بش ضمیمه کردم: این دولته که تعیین می‌کنه کی مستحق اعدامه، و من به دولت اعتماد ندارم.
4
یعنی اگه تو کنفرانس خبری هم با چادر و حجاب اسلامی حاضر میشد معنیش این بود که تراکم استخوان جمهوری اسلامی بالاست؟ بی‌کفایتی سیستماتیک این نظام رو با طاغوتی بودنش نباید خلط کرد. اگه عرضه داشت که بازیگرهایی وفادار به ارزش‌های خودش تربیت کنه هم باز طاغوت بود.


https://t.me/mamlekate/47843
4
ولی آهنگی که روش گذاشته عالیه.
Sparks
[ Tom Adams ]
@scdlbot got it from SoundCloud
بروکرات‌های اتحادیه اروپا پیشنهاد دادن تا تردد ماشین‌های شاسی‌بلند در شهرهای این قاره ممنوع بشه، چون به نظرشون باعث مرگ دوچرخه‌سواران میشن، چون سنگین هستند!
فکر می‌کنم یک بچه دبستانی هم میتونه بفهمه سرعتی که در تصادفات منجر به فوت عابر پیاده یا دوچرخه‌سوار میشه، انقدری هست که عملا بین پراید و پرادو تفاوتی ایجاد نمی‌کنه. نه دو تن، نه یک تن، نه حتی پانصدکیلو، که یه دوچرخه‌سوار دیگه که با دوچرخه‌ش مجموعا هشتاد کیلو وزن داره هم با سرعت پنجاه کیلومتر بخوره به یک عابر میتونه بکشدش.
شاسی‌بلندها تازه امکان این رو دارند که تلفات رو کمتر کنند، چون وقتی دوربین‌ها رو در لبه سقف اتاق این‌ها قرار میدن، زاویه دید بهتری پیدا می‌کنه و ترمز اتوماتیک میتونه بهتر عمل کنه.

آیا واقعا نمی‌دونند؟ آیا واقعا نمیفهمند؟

در مورد قاتلان سریالی هزاران مقاله تحقیقی روانشناختی نوشته شده و صدها پروژه تحقیقاتی با همین موضوع در سراسر جهان انجام شده‌. به نظرم وقتشه «بروکرات دولت متمرکز» هم به عنوان یک بیمار، سوژه تحقیقات روانشناسی و روانپزشکی قرار بگیره. چون به نظر میرسه این‌ها از محروم کردن مردم از چیزهایی که دارند، و چیزهایی که دوست دارند، و چیزهایی که میخوان بدست بیارن، لذت می‌برند! شاید حتی یه ایرادی در مغزشون هست. چرا از همه دولتی‌ها یک اسکن MRI نگیریم؟
5
این دفعه اولی نیست که چینی‌ها با این وضع از خونه خودشون بیرون کشیده میشن. برنامه کنترل جمعیت و تک‌فرزندی هم دقیقا چنین وضعیتی داشت. در اون مورد زنان باردار رو به زور از خونه‌ش بیرون می‌کشیدند تا ببرند جایی سقط کنه. فقط فرقش این بود که ازین لباس‌های سفیدرنگ تنشون نبود، و اسمارتفون وجود نداشت و توعیتری در کار نبود. مردمی که حاضر نیستند خونه‌شون رو ترک کنند قبلا چیزهایی دیدند و شنیدن که ما ندیدیم و نشنیدیم. اونا میدونن که قرنطینه یعنی مرگ تدریجی به دور از خانواده.

می‌گفتند درسته بودجه نظامی چین پایین‌تر از بودجه نظامی آمریکاست اما نباید بودجه معیار قضاوت درباره توانایی باشه، چون در چین به خاطر نظام توتالیتر و مشت آهنین دولت خیلی از کارها خیلی ارزانتر تمام میشه و لازم نیست پول زیادی خرج‌شون کرد. متوجه نبودند که اگه فاکتور «انسان» رو وارد معادله کنیم، دیگه ارزان نخواهد بود. بله اینکه مبتلایان رو بریزیم در یک استادیوم و محبوس کنیم تا اونایی که ضعیف‌ترند بمیرند و اونایی که قوی‌ترند باقی بمونند، از لحاظ لجستیکی ارزانه.
جمله آخر این پست رو تصحیح می‌کنم: دموکراسی مهم نیست، به جامعه‌ای که انسان در معادلاتش به حساب نمیاد اعتماد نکنید.



https://t.me/RahbordChannel/1600
4
گزارش مالی شرکت‌ها نشون میده تعطیلی شهرهای چین به خاطر ویروس کرونا قراره وضعیت تولیدشون در سه‌ماهه آینده رو به شدت تحت تأثیر قرار بده. آدم عاقل میپرسه: چرا ابتدا به ساکن فعالیت‌تون رو به سرزمینی انتقال دادید که توش مردم خفاش و پنگولین و مار میخورند و ناف دولت حاکم بر اون سرزمین هم با دروغ بریدن؟
این هم یکی از عواقب منفی دموکراسیه. بسیاری ازین شرکت‌ها که الان به خاطر این ویروس دچار مشکل شده‌اند، شرکت‌هایی هستند که سهام‌شون در بازار بورس خرید و فروش میشه‌. در بین جمع سهامداران‌شون یک نوع دموکراسی مینیاتوری جریان داره‌. اون روزی که «انتقال فعالیت به چین» یک گزینه بود، «اکثریت» سهامداران باش موافق بودند. بعضی‌ها میگن اجتناب‌ناپذیر بود. ولی مهمل است. برای کسی که بینش نداره اجتناب‌ناپذیر بود. در پیش‌بینی ریسک، بینش مهم‌تر از سواد، مهم‌تر از ریاضیات، و مهم‌تر از اطلاعات خامه.‌
میگن رییس یک کاروان به یک نوجوان اعتماد ویژه‌ای داشت و همیشه در سفرها در کنارش بود. بقیه بزرگترها می‌پرسیدند علتش چیه این ارادت تو به این پسر؟ گفت صبر کنید نشون‌تون میدم. در یکی از سفرها در وسط برهوت یک کاروان دیگه رو از دور دیدند. رییس به چندنفر ازون بزرگسالان نوبتی دستور داد که برن بپرسن مقصد کاروان کجاست. رفتند پرسیدند و سریع برگشتند و جواب رو تحویل رییس دادند. بعد به اون نوجوان گفت برو بپرس کجا میرن. پسره رفت و کمی طول کشید تا برگرده. وقتی برگشت گفت از فلان‌جا میان، به فلان‌جا میرن، انقدر نفر تعدادشونه، انقدر نفر تعداد شترهاست، فلان چیزها بارشونه، انقدر روزه در راهند، اسم رییس‌شون فلانه، کمی تندمزاجه، انقدر تعداد شمشیرزن دارند، و به نظر میاد خیلی قابل نیستند، و امشب قراره در فلان‌جا اطراق کنند! رییس گفت حالا متوجه شدید اینو چرا با خودم میارم؟
پسره می‌دونست ما چیزهایی بیشتر از اونچه ازمون سوال شده نیاز داریم که بدونیم! از اکثریت سوال شد چین اررانتر درمیاد، پس بریم؟ گفتند بله! پس اوکی.
هرجا ازین تک‌سوال‌ها تصمیمات رو شکل می‌داد، بعدش موجی از مکافات راه افتاده. رفراندوم سال ۵۸ هم در عینیت و در ماهیت یک تک‌سوال بود.‌ نه؟
5
بارها اینجا نوشتم که حکومت فعلی ایران متعلق به هفتصدسال پیشه. در حوزه فرهنگی میشه دایناسورها رو تا حدی زنده نگه داشت، ولی حداقل در حوزه اقتصادی نمیشه با زمانه شوخی کرد. هفتصدسال پیش اگه شاه در اخذ مالیات زیاده‌روی می‌کرد، مالیات‌دهنده کار زیادی از دستش برنمی‌اومد. اما الان میتونه جمع کنه بره!
شاید با پرزورتر کردن سمبه مالیات اون قضیه «هیچ‌جا مثل ایران نمیشه پول درآورد» هم کنسل بشه، و حتی نوکیسه‌ها هم همه‌چی رو بریزن تو کیسه و ببرند. مردمی که آلردی ۹۰ درصدشون یارانه بگیرند و اگه بتونن نیازهای سوپرمارکتی ماهانه‌شون رو تأمین کنند حس موفقیت در زندگی بشون دست میده، توان سرمایه‌گذاری در هیچ‌چیز رو ندارند. ما حتی به نوکیسه‌ها هم نیاز داریم.. که بمونند.
8
Anarchonomy
بارها اینجا نوشتم که حکومت فعلی ایران متعلق به هفتصدسال پیشه. در حوزه فرهنگی میشه دایناسورها رو تا حدی زنده نگه داشت، ولی حداقل در حوزه اقتصادی نمیشه با زمانه شوخی کرد. هفتصدسال پیش اگه شاه در اخذ مالیات زیاده‌روی می‌کرد، مالیات‌دهنده کار زیادی از دستش برنمی‌اومد.…
الان وقت ایده‌های خلاقانه برای زیرزمینی کردن فعالیت‌های اقتصادیه. حتی در حوزه درمان.
وقتی حکومت با شما سر جنگ داره، شما هم باید آرایش جنگی بگیرید. و مهم‌ترین قسمت جنگ، مخفی‌کاریه.
8
یک واقعیت جانبی رو از من بپذیرید. آخوند نه فقط در تفکر، که در فیزیک بدنی هم یک موجود آکواریومیه. این‌ها بیش از دو قرنه که کار نکردن و نمیدونن فعالیت بدنی چیه و بنیه فیزیکی چیه. یک آخوند رندوم رو انتخاب کنید و بندازینش تو قفس تا با یک چوپان رندوم گلاویز بشه‌. سخته پیش‌بینی اینکه کدوم‌شون با دهان پر از خون میاد بیرون؟
اینها سر فتواهایی که میدن نمیتونن شرط ببندن. مثل گیاهخواران که نمیتونن سر مسابقه با یک گوشتخوار شرط ببندن و مثل فمنیست‌ها که نمی‌تونن سر مبارزه بین یک زن و یک مرد شرط ببندند.
شما بین یک نروژی ۱۹۰ سانتی و یک تایلندی که در تمام عمرش فقط برنج شفته خورده شرط می‌بندی؟
6
شرکت فوجی‌فیلم برای تبلیغ دوربین عکاسی جدیدش از تاتسو سوزوکی، یکی از عکاسان مطرح ژاپن در ژانر عکاسی خیابانی استفاده کرد. اما سبک عجیب و زننده این عکاس صدای خیلی‌ها رو درآورد و مجبور شدند تبلیغاتی که ایشون توش بود رو حذف کنند. سبکش اینه که میپره جلوی مردم و به صورتی که انگار یک مزاحم دیوانه‌ست از ملت عکس می‌گیره. می‌تونید تو این ویدئو که مربوط میشه به زمانی که در آلمان بود کارش رو ببینید:
https://youtu.be/707nMSGq_R8

عکساش عالی هستند. و کسانی که مخالف این سبکند باید بگن چه راه دیگه‌ای هست برای خلق این عکس‌ها بدون زننده بودن.
عجیبه که مردم ناراحت میشن یک عکاس اینجوری ازشون عکس می‌گیره، ولی اگه دولت به شکلی زننده‌تر مزاحم‌شون بشه و ازشون اطلاعات جمع کنه و حتی علیه‌شون استفاده کنه، حس بدی پیدا نمی‌کنند! حالا که بدبختانه دارند دولت رو می‌پرستند، خب فکر کنند این هنرمند هم مأمور دولته!
خواهر هموطنم، آماده باش. در این مملکت سلبریتی سالم نداریم.
(پوزش بابت غلط املایی. تقصیر کیبورد گوگله).
قصه‌‌های کوتاه و بلندی که در دوران پهلوی نوشته شده رو میخونم برای خودمون که در دوره جمهوری اسلامی به هرز رفتیم دلم میسوزه. کل آثار این نویسنده‌ها رو جمع کنی از لحاظ فنی و محتوایی در حد یک وبلاگ امروزیه. چه بسا داریم وبلاگ‌ها و کانال‌هایی رو میخونیم که به مراتب کیفی‌ترند، و انقدر زیادند که باید خیلی خلاق بوده باشند که حوصله کنم پست بلندشون رو تا انتها اسکرول کنم.
این نویسنده‌ها یک مشت کمونیست بودند که همزمان به حضرت ابوالفضل هم ارادت داشتند. عرق‌خورهایی که به تمام سنت‌های آئینی ایران حس نوستالژیک داشتند. دانشجوهایی که در دانشگاه شاه درس خوندن تا از همه‌چیز «ایرانی که شاه ساخت» غر بزنند! قصه‌ها بی‌نهایت ساده، و فاقد عمق. بعضی‌هاشون در حد گزارش روزانه خاله‌بازی‌های عوام هستند. قصه‌هایی چیپ، که با «روایت فلاکت» کادو پیچ شده بود تا «متعهدانه» به نظر بیاد. بی‌عرضگی شاه فقط در تربیت ارتشی وفادار نبود. در تربیت محتواسازان وفادار هم ناتوان بود.
اما فارغ از توانایی‌های حاکم وقت، باید به این آگاهی برسیم که خیلی از چیزهایی که به ما انداختند، بنجول بودند. فکر می‌کنیم پشت سرمون خبری بوده، ولی نبوده. و این ترسناکه.
9
جناب فرهاد جعفری نوشته بعد از مطلع شدن از حکم ۱۳ سال حبس و قبل از پرواز به ترکیه لای قرآن باز کردم و آیه‌ای اومد که خطاب به نوح میگه جمع کن برو اینا آدم نمیشن!
یه نگاه به دب اکبر بندازید. کجاش شبیه خرسه؟ ولی هزاران سال پیش بعضی‌ها شکل خرس دیدنش!
منم زمانی خیلی اهل لای قرآن باز کردن بودم. خیلی خوب هم جواب میداد. اما بی‌رحمی زننده‌ای که نسبت به خودم داشتم باعث شد حس کنم «انقدر خوب جواب دادن مشکوکه». یه جای کار میلنگه. مخصوصا اینکه چندبار در زمان‌های مختلف یک صفحه خاص باز شده بود.
باور نکردنی بود، حتی وقتی که ناخنم بلند نبود، حسگرهای نوک انگشتم می‌تونستن اون صفحه رو پیدا کنند! میخواستم اون آیه بیاد، و می‌اومد. و می‌خواستم خرس ببینمش، و خرس دیده می‌شد.

در موقعیت مشابه، من امکان خروج ندارم، و باید می‌رفتم خودم رو به زندان معرفی می‌کردم، ولی اگه داشتم استخاره نمی‌کردم و می‌رفتم. نوح هم بدون استخاره می‌رفت. ما همینیم، و طبیعیه از فلاکت بی‌نتیجه فرار کنیم. نیاز به تأیید آسمانی نیست. اگه هم نیاز داشت نباید استعلام می‌کردیم. چون من رو چه به اون بالاها؟ نه؟ منظورم اینه که کام آن من! چرا باید یکی که مثلا تمام هستی تو دستشه به استعلام ما اهمیت بده؟ ما همه‌مون بچه مذهبی بودیم و هستیم و ازمون کنده نمیشه. بخشی ازون تربیت، القای این توهم بود که برای خدا مهمیم!

انقدر که روراست شدن با خودم وقتم رو می‌گیره به هیچ کار دیگه‌ای نمیرسم. شما هم وقت بذارید براش.
9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خیره شدن در کار این دستگاه برش پروفیل فلزی رو میشه به همصحبتی با بعضی از آدم‌ها ترجیح داد. میتونم ساعت‌ها بش نگاه کنم. یک‌بار حتی نزدیک بود خوابم ببره. یک‌جور مدیتیشین صنعتی‌.
سناتور تام کاتن چین رو متهم کرده بود که ویروس کرونا ساخت خودش بوده و از دستشون در رفته و الان داره با گوشت خفاش روش سرپوش میذاره!
از سفیر چین تو یکی از برنامه‌های تلویزیونی خواستند جواب بده. اونم ده دقیقه پرت و پلا گفت اما یک نه ساده نگفت! در بین اون پرت و پلاها این ادعا هم بود که این تهمت‌ها نشانه نژادپرستیه!
دولت کمونیست چین هم مثل جمهوری‌اسلامی (یا این‌ها مثل اون‌ها) هروقت حرفی علیه‌شون زده میشه سپر نژادپرستی رو می‌گیرن دست‌شون. که یعنی شما با ما مشکل ندارید با مردم ما مشکل دارید. همون شعار تکراری که اینجا بارها شنیدیم: آمریکا مخالف پیشرفت ملت ایران است!
ذهن جهان‌سومی هم تا حد زیادی این رو می‌پذیره چون فکر می‌کنه مدفوع خاصیه و غربی‌ها فرصت‌ها رو ازش گرفتن و گرنه دنیا رو گلستان می‌کرد و اتم رو در ثریا میشکافت! البته در ایران یک سپر دیگه هم وجود داره: «این‌ها با اسلام مشکل دارند». چین ازین سپر محرومه و لذا مجبوره بیشتر به همون نژاد تکیه کنه.
به هرحال تهمت سناتور پربیراه نیست. مبتلایان اصلا در بازار گوشت حیوانات و اطرافش نبودند.
5
فعالیت‌های نظام جدا از تصورات طرفدارانش از فعالیت‌های نظامه. ممکنه فعالیت‌هایی که صرفا برای توسعه موشکی انجام میده، از نگاه طرفدارانش توسعه فضایی باشه! و این اختلاف، مهم نیست چندان. مهم اینه که عده‌ای واقعا فکر می‌کنند لازمه توسعه فضایی رو هم دنبال کنیم و این توسعه با «پرتاب» شکل می‌گیره. شاید بتونی امروز بهترین و دقیق‌ترین کاربراتور دنیا رو بسازی. اما هیچ خودروسازی حاضر نمیشه اون رو برای موتورش نصب کنه. چون موضوع عوض شده. موضوع پایین آوردن یا حذف آلاینده‌هاست. موضوع فضایی قرن بیست و یکم هم پرتاب نیست. ارزان به فضا رسیدن و ارزان در فضا ماندن و ارزان از فضا برگشتنه‌. چیزی که در ایران وجود داره یک زاویه صد و هشتاد درجه‌ای داره با این هدف. اینجا همه‌چیز در راستای گران‌تر درآوردنه. لذا حتی این عبارت «راه زیادی داریم» هم غلطه. ایران اصلا در اون راه نیست.
https://onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.1002/tea.21622

در کشورهای پیشرفته که برابری بین زن و مرد از بقیه جاها بیشتره، دخترها اقبال کمتری به رشته‌های فنی نشون میدن، که فمنیست‌ها رو آزرده‌خاطر کرده، و این در اسراییل هم صادقه. اما در داخل اسراییل مقایسه‌ای انجام دادن بین مدرسه یهودی‌ها و مدرسه عرب‌های اسراییلی (البته اون عرب‌های عشایر، نه فلسطینی‌ها). در مدرسه عرب‌ها سطح برابری در رشته‌های فنی بیشتر بوده! نویسندگان مقاله هم ذوق کردن و میگن بفرما، دیدید ربطی به طبیعت زنانگی نداره و القائات جامعه‌ست؟
اما نکته‌ای هست.. تو مدرسه یهودی‌ها دخترها آزاد بودند رشته رو انتخاب کنند، تو مدرسه عرب‌ها، یه مشت مرد به دخترها می‌گفتند باید چی رو انتخاب کنند! یعنی تنها راه بالابردن آمار مطلوب فمنیست‌ها، توسل به مردسالاری قبیله‌ایه! انسان از خنده بمیرد رواست.
بعید نیست بعدا بر مبنای همین «یافته‌ها» نتیجه بگیرند انتخاب رشته رو باید دستوری کنیم! یکم آشنا نیست؟ آدم یاد احکام اسلام درباره زن میفته که وقتی علت رو می‌پرسی یک آخوند «مرد» میگه: اینجوری برای زنان بهتر است!
6