Anarchonomy
43.5K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
هرچند که منشأ انتشار ویروس کرونا گوشت مار بود، اما منشأ بحرانی که دولت و ملت چین رو گرفتار کرده خوردن گوشت مار نبود، بلعیدن بی‌محابای مدرنیته بود. در سیستمی که همه‌چیز متمرکزه، سطح ریسک بالا میره. حتی اگه پیچیدگی‌ باکتری‌ها و ویروس‌های امروزی در حد باکتری‌ها و ویروس‌های چندصدسال قبل بود، که نیست ولی حتی اگر بود، امروز «باید» بیشتر قربانی بگیرند، و سریع‌تر پخش بشن. نه به خاطر جمعیت، و نه به خاطر رفت و آمدهای مکرر جهانی. بلکه به خاطر تمرکزی که در همه ابعاد زندگی ایجاد شده. به جایی که این مارها فروخته میشه میگن «بازار محلی»، ولی هیچ ارتباطی با مفهوم لوکالیسم نداره. هم تولیدکننده و هم توزیع‌کننده، تولیدکننده انبوه و توزیع‌کننده انبوه هستند. پرورش‌دهنده دلال رو نمیشناسه و دلال توزیع‌کننده رو نمیشناسه و توزیع‌کننده دکان‌دار رو نمیشناسه و دکان‌دار مشتری رو. در سیستم محلی، هر تولیدکننده فقط بخش کوچکی از نیاز بازار رو تأمین می‌کرد، و مشتریانش رو میشناخت. بعبارتی به نفعش بود که حواسش باشه چی تحویل مردم میده چون همه آشنا بودند، و اگر به دلایلی چیزی که تحویل داده بود معیوب بود، سطح محدودتری از جامعه درگیر می‌شد، و قرنطینه کردنشون هم عملی‌تر می‌بود.
با اینکه در بیولوژی هنوز ناشناخته‌های بسیاری وجود داره اما در بیولوژی بسیار پیشرفته‌تریم تا در جامعه‌شناسی و شهرسازی. راه حل دارویی این ویروس خیلی دور نیست، اما میشه مطمئن بود در مورد تمرکز نه تنها هیچ تجدید نظری صورت نخواهد گرفت، بلکه شاخ و برگش رو بیشتر می‌کنند، یعنی یک ستاد بروکراتیک دیگه اضافه می‌کنند برای نظارت بر سلامت گوشت مار و بقیه خزندگان!
همه تکاپوها در زیر میکروسکوپه. در حالی که با یک معضل ماکروسکوپ مواجهیم. چون لوکالیسم رو کنار گذاشتیم و سری که درد نمی‌کرد رو بستیم، و حالا این سر واقعا داره درد می‌کنه.
5
هموطن بینوای من که یک عمر از دولت فقط بی‌کفایتی و ناکارامدی دیده، از چنین پروژه‌هایی به وجد میاد و حسرت می‌خوره. شاید حتی شهروند اروپایی هم که یک عمر از دولت هزینه‌های گزاف و کش داده شدن پروژه‌ها رو دیده هم به وجد بیاد و حسرت بخوره. و هر دو حق دارند. «مورچه‌های کارگر»، نقشی که حاکمیت چین برای مردم قائله، میتونند صحنه‌های باشکوهی ایجاد کنند. اما نمایش شکوه که تموم شد واقعیات یکی پس از دیگری خودشون رو نشون میدن. هرچند که ممکنه همه خودشون رو به کوری بزنند. مثلا هیچ‌کس نمیاد بپرسه آیا این بهینه‌ترین راه ساخت بیمارستان بود؟ هزینه‌های پنهان این ساخت و ساز چقدر بود؟ اصلا تأثیری داشت در کنترل بحران؟ آیا نمی‌شد با همین امکانات موجود بحران رو کنترل کرد؟ آیا خودش باعث گره خوردن مسئله نشد؟ آیا کشور دیگری که در چنین بحبوحه‌ای چنین پروژه‌ای رو انجام «نداده»، خسارت بیشتری متحمل شده؟ آیا اصلا عقلانیه که یک بحران این شکلی رو به صورت متمرکز مدیریت کرد؟

شما اگه در مراسم رژه ارتش شرکت کرده باشی، یعنی یکی ازون‌هایی باشی که پاشون رو نود درجه میارن بالا، با اون صدای طبل و اون جایگاه و اون جو، حس می‌کنی داره اتفاق مهمی میفته. در حالی که یک عمل پوچ و بی‌معنیه. کافیه بیای از جایگاهی بیرونی‌تر نگاه کنی.

https://t.me/mamlekate/47342
🤔3
نیمی از ازدواج‌ها در پاکستان ازدواج فامیلیه و همین باعث شده این کشور گرفتار میلیون‌ها کودک معلول و ناقص باشه. اما همه توجهات معطوف به نقایص بدنیه، نه ذهنی. در مورد نقایص ذهنی معمولا دنبال علائم خیلی واضح می‌گردند و خیلی وقت‌ها پیدا نمی‌کنند. اما بسیار بعیده این حد از ناهنجاری‌ها همه‌جای حیات فرد رو تحت تأثیر قرار بده غیر از نحوه عملکرد مغزش. شاید وضعیت اجتماعی و سیاسی پاکستان بی‌ارتباط نباشه به این مغزهای غیرنرمال.‌
اینکه مشاوران روانشناس ایران از بالارفتن تعداد مراجعین‌شون بعد از حوادث تلخ ابراز نگرانی می‌کنند داره از واقعیتی حکایت می‌کنه که میتونه مرتبط با همین معضل باشه، چون در ایران هم مغزهایی که درست کار نمی‌کنند زیادند. خیلی ازین‌ها ازین حوادث نیست که ناراحتند. ناراحتند چون همیشه درگیر ناراحتی‌های بی‌دلیلند. و چون نمیخوان بپذیرند که بی‌دلیله، یک قالب روزمره یا به‌روز براش انتخاب می‌کنند. یکی اختلافات خانوادگی رو انتخاب می‌کنه، یکی هم جنایات حکومتی رو. بی‌دلیل ناراحت‌ها، میتونن از همه‌چیز ناراحت باشند، برای همین با همه دعوا دارند و فحاشی و زد و‌خورد رو به هر نوع گفتگویی ترجیح میدن. به رفتار تیپیکال خیلی از ایرانی‌ها که دقت کنید و خوب دقت کنید، این بی‌دلیل ناراحت بودن رو خواهید دید.

لذا:
۱- خیلی از مغزها نرمال نیستند. و این نرمال نبودن میتونه به دلایل ژنتیک و محیطی باشه و در تحلیل‌های اجتماعی باید مدنظر قرار داد ۲- روی ناراحتی‌های سیاسی اجتماعی این مغزهای آنرمال نباید حساب کرد و نباید جدی‌شون گرفت.
9
Anarchonomy
Photo
بخش اعظم گرفتاری‌های بشر در روزگار ما از دست کسانیه که در رشته اقتصاد Phd گرفتن!
این آقا هم یکی ازون‌هاست، و به عنوان «کارشناس» در شورای یکی از شهرهای آمریکا در مورد محدود کردن دستوری افزایش نرخ اجاره نظر کارشناسی داده! این قانون در اروپا مدت هاست که برقراره، اما در آمریکا فقط در بعضی شهرها وجود داره و در بقیه مناطق در مرحله بحثه. ایشون اومده بر طبق چند مطالعه آماری میگه این ممنوعیت باعث کاهش عرضه واحدهای استیجاری نشده‌. اما بلافاصله طبق همون آمارها میگه صاحبان املاک واحد رو تغییر کاربری دادن! یعنی تنوع عرضه کم شده. بعد چند مورد پیشنهاد میده برای اینکه چطور این ممنوعیت رو سفت‌تر کنید تا این اتفاق نیفته!

در هیچ جای کلام این افراد کوچکترین اشاره‌ای به حق مالکیت خصوصی فرد صاحب ملک نمیشه و این واقعا ترسناکه. متن رو که می‌خونید احساس می‌کنید یک کارمند دولت شوروی در دهه هفتاد پشت نوشته بوده‌. و‌ طبق فرمول کهنه «سوسیالیسم واقعی اونی نبود که اجرا شده قبلا، برای اینکه جواب بده باید این کارها رو هم کرد» پیشنهاد اضافه کردن «ممنوعیت‌های تکمیلی» به ممنوعیت افزایش اجاره رو ارائه میده و این ممنوعیت‌های تکمیلی یعنی صاحب ملک نباید اجازه داشته باشه مثلا یک خونه رو تبدیل کنه به سه واحد و به سه نفر اجاره بده، یا نقشه داخلی رو عوض کنه یا نباید اجازه داشته باشه تغییراتی در ساختمان ایجاد کنه که به بهانه اون تغییرات بتونه اجاره رو افزایش بده، یا نباید اجازه داشته باشه به مستأجر بگه دیگه نمیخوام به تو اجاره بدم! (شک نکنید در مرحله قانون‌نویسی موارد ممنوعه ده برابر این چند مورد خواهد شد). علاوه بر این اشاره می‌کنه که حتی با وجود این ممنوعیت‌های تکمیلی هم این برنامه کار نخواهد کرد مگر اینکه «حمایت‌های تکمیلی» هم داشته باشیم، یعنی دولت هم بیاد مسکن مهر بسازه و در بعضی مناطق به بعضی‌ها سوبسید بده تا میزان عرضه مسکن به خاطر این مقررات کم نشه! (شک نکنید در مرحله قانون‌نویسی تعهدات مالی دولت ده برابر این موارد خواهد شد).
بعبارتی برای اینکه مقررات مدنظرمون جواب بده، ۱۵۰ مورد مقررات دیگه هم اضافه کنید، از پول بیت‌المال هم خرج کنید، ایشالله عدالت برقرار میشه. آزادی و‌ مالکیت خصوصی و بازار آزاد و این‌ها رو هم که سگ خورد.

این امپریالیسم غربی نیست که آینده ایران رو تهدید می‌کنه. این عدالت‌طلبی مضحک غربیه که ما رو تهدید می‌کنه.



https://jwmason.org/slackwire/considerations-on-rent-control/
کسی که در ایران لکسوس میخره علاوه بر اینکه باید هزینه‌ای دو برابر قیمت جهانی پرداخت کنه، ازین به بعد باید یک درصد دیگه هم مالیات بده. همیشه توجیه عمومی این بوده که ۱۷ میلیون تومن برای کسی که لکسوس میخره چیزی نیست. اما فقط این ۱۷ میلیون نیست. بارها و بارها چنین مبالغی ازش می‌گیرند، فقط عناوینش فرق می‌کنه. و با کف‌گیری که به ته دیگ خورده هرروز باید منتظر عنوان‌های جدید بود. مثلا اصلا بعید نیست یک روز صبح پاشن بگن خودروهایی که قیمت‌شون بین انقدر تا انقدره، برای عبور از خیابون‌هایی که عرض‌شون بین انقدر تا انقدر متره، باید ۱ درصد دیگه مالیات بدن که در خلافی‌شون ثبت میشه!

مسئله مهمیه که از من فقیر انتظار دارند نسبت به دزدی از ثروتمندان بی‌اعتنا باشم. چون اولا این یک نوع تخریب سیستماتیک نظام اخلاقی در جامعه‌ست، و دوما این انتظار تعمیم پیدا می‌کنه و در مرحله بعد انتظار دارند نسبت به دزدی از همسایه‌ام و بعد نسبت به دزدی از خودم هم بی‌اعتنا باشم.



https://t.me/esfahaneconomy/10210
5
Anarchonomy
کسی که در ایران لکسوس میخره علاوه بر اینکه باید هزینه‌ای دو برابر قیمت جهانی پرداخت کنه، ازین به بعد باید یک درصد دیگه هم مالیات بده. همیشه توجیه عمومی این بوده که ۱۷ میلیون تومن برای کسی که لکسوس میخره چیزی نیست. اما فقط این ۱۷ میلیون نیست. بارها و بارها…
بعضی از دوستان میفرمایند در ایران بسیاری از ثروتمندان از طریق رانت حکومتی به ثروت‌های هنگفت رسیده‌اند و نگرانی بابت اینکه همون حکومت ازشون پول زور بگیره موضوعیت نداره.

اولا این مسئله تأثیری در بعد اخلاقی قضیه نداره. موضع ما در برابر زورگیری باید مستقل از علم ما از عملکرد دزد و مالباخته باشه‌. حتی اگه صاحب لکسوس قاتل سریالی بود، این حق رو برای هرکس دیگه‌ای و از جمله دولت ایجاد نمی‌کرد که زجرکشش کنه. فرمول «حقشونه» به جوامع بدوی تعلق داره، نه جامعه‌ای که میخواد توسعه انسانی رو تجربه کنه. حتی منی که معتقدم دنیا بدون قاسم سلیمانی جای بهتریه، اگه فرمان حذفش در دست من بود و اگه دنیای فیزیک امکانش رو فراهم می‌کرد، روشی رو انتخاب می‌کردم که بدنش دفرمه نشه‌. دیگه چه برسه به یک دلال یا بساز بفروش که تنها گناهش این بوده که در زمان مناسب فرصت‌طلبی کرده و گاوهای دولتی رو دوشیده!
دوما، راه مقابله با رانت‌خوار چزوندنش با خفت‌گیری نیست.‌ همون دولتی که این طبقه رانتی و بی‌هویت رو ایجاد کرد، همون پولی که ازشون به زور گرفت رو در چاله‌ای خواهد ریخت که ازش چند رانتخوار دیگه تغذیه کنند. درآمد حاصل از تعرفه ۱۰۰ درصدی خودروی وارداتی کجا رفت؟ عوارضی که قرار بود باش آمبولانس بخرند سطح اورژانس کشور رو بالاتر برد یا مافیای واردات آمبولانس ایجاد کرد؟ طنز تلخی بود که نهایتا با همون آمبولانس‌ها سلبریتی‌ها رو از مهلکه ترافیک نجات دادند، و نهایتا نیروی‌های ضدشورش سپاه رو باشون جابجا کردند.
6
تمام شواهد موجود ثابت می‌کنه که هیچ‌چیزی نیست درباره جان و مال و امنیت مردم که بتونه حاکمیت رو نگران کنه. تا وقتی میشه آدم‌ها رو از بین برد و یا اسمش رو قضا بلا گذاشت، یا شهادت، چه لزومی داره کسی در دستگاه حکومت نگران چیزی باشه؟ نگرانی برای آدم‌هاییه که خطا یا جنایاتشون با مکافات همراهه.
6
ترامپ انقدر درباره همه‌چیز توعیت کرده که به شوخی گفته میشه خبری در آینده منتشر نخواهد شد که نشه یکی از توعیت‌های ترامپ رو بش ربط داد! در دوران نازی‌ها و فاشیست‌های اروپا هم اتفاقاتی افتاد که انقدر متنوع بود که هر اتفاقی که بعد ازون دوران افتاد رو میشه به نحوی به یکی ازون اتفاقات تشبیه کرد. مخصوصا برای ما ایرانی‌ها که فاشیسم مذهبی برامون چیزی در گذشته نیست و داریم زندگیش می‌کنیم. از تهدید به اخراج دسته‌جمعی مردم از کشور گرفته تا تشییع‌جنازه‌ میلیونی فرمانداران آلوده به جنایت.
اما سوزوندن کتاب پزشکی رو نباید به کتاب‌سوزی‌های نازی‌ها ربط داد.‌ هدف نازی‌ها اجرای یک حرکت نمادین نبود. اون‌ها کتاب‌ها رو می‌سوزوندند تا دسترسی مردم به اون کتاب‌ها رو قطع کنند. در واقع یک سانسور بود. اگه آخوندی که کتاب سوزوند هدفش این بود باید ساختمان‌های وزارت ارشاد رو آتش می‌زد، بعد می‌رفت سراغ چاپخونه‌ها، و بعد اتاق سرورهای اینترنتی.
از طرفی نازی‌ها مشکلی با علم و تکنیک نداشتند. اتفاقا ارتش‌ مجهزشون محصول به رسمیت شناختن علم و فن بود. کشوری که علم‌ستیز باشه نمیتونه تانکی بسازه که پنج‌ کشور صنعتی دیگه با هم جمع بشن هم نتونن مشابهش رو بسازند. مشکل نازی‌ها با علوم انسانی بود، و با نویسنده‌ها. اون هم یک جنون بود، اما دغدغه معناداری پشتش وجود داشت. بعضی‌ها خیلی جدی فکر می‌کردند با این سانسور میشه جامعه رو از تبعات افکاری که به نظرشون ضد میهن بود صیانت کرد. میشه با اطمینان گفت اون نازی‌ها نه شیاد بودند نه بیکار نه به دنبال جلب توجه.
5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از پروفسورهای دانشگاه تگزاس که اهل غواصی تحقیقاتیه محلی در محدوده فیلیپین پیدا کرده که از کف اقیانوس گاز دی‌اکسید کربن میاد بالا. البته ازین‌ چشمه‌های گازی زیاد دیده ولی نه با این ابعاد. میزان دی‌اکسیدکربن کربن در محیط رو که اندازه گرفته ۲۰۰ برابر مقدارش در اتمسفر بوده! که یک رکورده در طبیعت. البته بیشترش در آب حل میشه اما اونی که میرسه به سطح هم از میانگین بالاتره‌. خیلی سریع هم در پست‌هایی که خبرش رو زدن اشاره میکنن «این ربطی به گرمایش جهانی نداره‌ها».
اوکی، تأثیری نداره. ولی لاقل بپذیرند که در مدل‌هاشون چرخه آب و گاز رو ساده‌تر از چیزی که هست گرفتند‌. اون پایین هنوز خبرهای زیادی هست.
5
این مقایسه‌های نابجا و این انتظارات دور، شما را فرسوده خواهد کرد.‌ واقعیات مملکت ما با این آرزوها همخوانی نداره. حداقل تا پنجاه سال آینده هیچ اتفاق مبارکی نمیفته.
9
این اشتیاق دولت‌ها برای ساخت و راه‌اندازی ارز دیجیتال، اصلا عادی نیست. بعضی‌ها تصور می‌کنند زرنگ‌تر از دولت‌ها هستند و با رمزارزها جلوافتادند و این تنها چیزیه که توش از دولت سبقت گرفته‌اند.. و الان دولت‌ها متوجه شدند که نباید از قافله عقب موند و دارن خودشون رو تکون میدن! ولی اینطور نیست. سر و ته این قافله اونجوری نیست که به نظر میرسه.
البته نظریه توطئه‌ای که میگه بیت‌کوین پروژه پیچیده سازمان سیا بود رو نمی‌تونم بپذیرم ولی این اشتیاق از طرف بانک‌های مرکزی کشورها، یعنی همون‌هایی که مناسباتی مسموم در دنیای تجارت و اقتصاد ایجاد کردند، برای ارائه ارز دیجیتال، یک حرکت رو به جلو نیست. بلکه دقیقا یک توطئه خزنده‌ست برای تسلط بیشتر به مردم و گرفتن بیشتر آزادی‌های فردی، و علاقمندان رمزارزها ساده‌دلانه این تیترها رو به شکل خبر خوب می‌بینند! بی‌خبر اینکه دروازه‌ها داره باز میشه برای اسب تروا!

هدف دولت‌ها تسهیل تبادلات پولی مردم نیست. هدف‌شون اینه که مطلقا هیچ واحد پولی جابجا نشه مگر اینکه از ابتدا تا انتهای اون جابجایی برای چشمان ناظر بروکرات‌ها عیان باشه. تا هیچ احدی نتونه درآمد خودش رو پنهان کنه، و متعاقبا نتونه از مالیات فرار کنه. و هرچند این بزرگ‌ترین هدفه، دستاوردهای جانبی دیگه‌ای هم خواهد داشت. مثل محاصره مالی عناصر نامطلوب! که میتونه منجر به سانسور سیستماتیک بشه. اگه بشه کاری کرد هیچ کس نتونه پولی برای یک نویسنده واریز کنه، دیگه لازم نیست کتابش رو سانسور کنند. چون از فقر و نداری قادر به تولید محتوا نخواهد بود.

البته در تاریخ بازی‌های موش و گربه، جایی که باخت حکومت‌ها بیشتر از بردهاشون بوده حوزه تجارت بوده. ولی این نفی‌کننده این واقعیت نیست که از لحاظ آزادی داریم وارد دوره تاریک‌تری میشیم.


https://t.me/arzdigital/5403
دوستان در جواب به دغدغه توطئه دولت‌ها در مورد ارز دیجیتال، موضوع پول خصوصی و توکن رو مطرح کردند. یعنی پولی که یک بنگاه یا یک موسسه یا یک نهاد یک گروه و تیم و حتی یک خانواده تعریف می‌کنند، کاملا خارج از دایره اختیارات دولت.

اما اگه دقت کرده باشید در فیلم جان ویک، دقیقا چنین پول خصوصی در گردش بود، و اعضای شبکه تحت هر شرایطی به اعتبارش احترام می‌گذاشتند، حتی اگه حاملش یک عنصر نامطلوب بود. و غیرقابل ردگیری هم بود. نمی‌شد فهمید چه کسی توکن رو از جان گرفته. حالا با کل سناریو کار ندارم که حالا مجبوره کل شبکه یا حداقل مدیریتش رو از بین ببره. این روش دقیقا چیزیه که ما لازم داریم و اتفاقا به تقویت مهارت‌های اجتماعی‌مون هم کمک می‌کنه. مثلا ما امروز در ساخت چیزی شبیه شبکه مقاومت که در جنگ جهانی در فرانسه علیه نازی‌ها شکل گرفت ناتوانیم.‌ آدم‌های کاملا عادی در اون شبکه عضو بودند، یکی کتابفروش بود، یک عینک‌ساز، یکی مترجم.

اما نباید واقعیت شرارتی که قراره عملیاتیش کنند رو دست کم گرفت. با ممنوعیت پول کاغذی و ایجاد انحصار در ارزهای دیجیتال دولتی، زندگی مردم به سمتی خواهد رفت که زیرزمینی کردن فعالیت دشوارتر بشه، و در اون شرایط دشوار فقدان اعتماد و کار گروهی، عملا امکان رهایی از قفس رو نامحتمل می‌کنه. همین الان تصور کنید من بخوام از اکانت توعیترم به عنوان یک پول استفاده کنم، یعنی به شخصی تحویلش بدم تا اون کالایی به من بده، و خود او تحویلش بده به کس دیگه و کالایی بگیره. در حال حاضر شاید بتونم معامله خوبی باش انجام بدم.. اما اگه بفهمند من برای رهایی از مخمصه هیچ چاره‌ای جز استفاده از اکانتم به عنوان پول نداره چه معامله‌ای بام خواهند کرد؟ حتی این هم در جان ویک دیده شد.. وقتی در مخمصه بود مجبور بود توکن بیشتری بپردازه.

بنابراین مسئله تکنیک نیست که بگیم خب ارز فلان رمزگذاری شده‌ست و مخفیه و غیرمتمرکزه پس حله! مسئله تبعات اجتماعی تسلط دیجیتال دولته. نباید کار به جایی برسه که مثل جان، «مجبور» به نظر برسیم.‌ ما نمی‌تونیم جمجمه همه رو پخش کنیم رو زمین.



https://t.me/cryptoshenasi/3689
5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در حالی که دولت چین مردم رو با ساخت بیمارستان با یک بشکن! سرگرم کرده، در داخل ووهان واقعیت شکل دیگه‌ای داره. این شهروند چینی دل رو زده به دریا و داره میگه عملا در مدیریت بحران گند زدند، چون اصلا آمادگیش رو نداشتند.

میگه ایستکاه‌های اتوبوس رو بستن و پمپ بنزین‌ها رو هم تعطیل کردند تا ملت نتونن هجوم ببرن به سمت بیمارستان‌ها. به اون‌هایی هم که مراجعه کردند چون ازدحام بالاست درست رسیدگی نمیشه. و طبیعیه که نشه.
بهتر بود به جای جذب مردمی که هم ناقل ویروس هستند هم ناقل وحشت و اضطراب به چند بیمارستان بزرگ، توی هر محله یک بیمارستان صحرایی کوچک تعبیه می‌کردند.‌ شاید نمی‌شد باش پز داد ولی کار مردم رو بهتر راه مینداخت. ولی همین هم نیاز به برنامه‌ریزی از قبل داشت، که نبود.

هرچه مصیبت داریم از تمرکزگراییه.
یک مجرم در آمریکا پس از اینکه پنج شش سال حبس گرفت وارد زندان میشه اما کارمند زندان موقع تفتیش متوجه نمیشه یه گوشی هوشمند همراهشه. البته بی‌کفایتی بالایی میخواد یک گوشی با اون صفحه بزرگ رو نبینن، ولی به هرحال اتفاق افتاده. و این بدبخت هم فکر کرده مملکت امام زمانه و گوشی تو زندان ممنوع نیست. یه روز خیلی خجسته گوشی رو آورده داده نگهبان گفته اینو بزن به شارژ! نگهبان هم گرفته ازش و گفته اینو از کجا آوردی پدرسوخته و فلان و کار به دادگاه میکشه. قاضی ۱۲ سال حبس اضافه براش میزنه! چرا؟ چون تو بند قانونی که این جرم رو تعریف کرده، حمل اسلحه و چاقو و قمه و وسایل الکترونیکی در زندان در یک جمله اومده و تخلف رو مرتبه‌بندی نکرده. بنابراین همون حبسی که برای حمل تفنگ میزنن برای این هم زدن! در حالی که خطا رو نگهبان مرتکب شده! اصلا قاضی میفهمه ۱۲ یعنی چی؟

وقتی ارزش کلمات از ارزش انسان بیشتر شد، این اتفاقات عادی میشه‌. کلمات قانون برای صیانت از انسان هستند، اما انسان داره قربانی اون کلمات میشه.
7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جورجیو‌ گابر چه کار تمیزی انجام داده بوده اون زمان درباره کانفورمیست‌ها.
کاش ما هم هنرمندانی داشتیم تا اثری مشابه درباره استمرارطلبان بسازند.
رشته توعیت سینا درباره سرنگون کردن هواپیمای اوکراین مطالب مفیدی داره که کاش میشد به سمع و نظر عموم مردم ایران رسوند. البته از منظر خودم هم پنهان بود چون من رو بلاک کرده بود! (معتقد بود یک ترول هستم! البته گاهی هستم ولی نه در اونجایی که فکر کرد هستم. به هرحال نمی‌دونم چه شد که یادش رفت و از بلاک خارج کرد). اما نتیجه‌گیری کلی ایشون اینه که این فاجعه از ترکیبی از بی‌کفایتی سیستمی و بی‌کفایتی پرسنلی اتفاق افتاده. که به نظر من درست نیست. بی‌کفایتی در بخش رزمی ماجرا نبود، در بخش استراتژی بود که در مورد برنامه سپر انسانی عجله کرد.
البته دیگران می‌تونند تحلیل‌های دیگه‌ای داشته باشند از علت این عمد. مهم اینه که تقلیل داده نشه به یک «افسر نفهمید داره چیکار می‌کنه».
آیا برای این عمدی‌پنداری مستنداتی داریم؟ نه کاملا. بیشتر شواهد سلبی هستند، یعنی خطا «نبودن» رو اثبات می‌کنند. که باید کافی باشه. اما آیا این مستندات واقعا لازم بود؟ نه لزوما‌.

وقتی اعلام شد جف اپستین خودکشی کرده، درست زمانی که نگهبان جابجا شده، و دوربین‌ها هم کار نمی‌کردند، نسیم طالب گفت در این موارد که مجهولات زیادند و حادثه باور پذیر نیست، بی‌کفایتی رو در بالای لیست دلایل احتمالی قرار بدید، چون معمولا مردم بی‌کفایتی موجود رو دست‌کم می‌گیرند. یعنی باور نمی‌کنند پلیس نیویورک یا نگهبانان یا هر مسئولی در هرجایی انقدر بی‌عرضه باشه. ولی معمولا است!
طالب در این مورد یکی از حرف‌های مهم خودش رو یادش رفت که خیلی‌ها heuristic ها رو هم دست‌کم می‌گیرند، و خودش هم دست‌کم گرفت.
هیوریستیک یعنی شناختی که از اکتشافات شخصی و تجربی بدست اومده و لزوما قابل توضیح یا اثبات علمی نیست. مثل وقتی که یک راه‌بلد بومی به شما میگه امروز از فلان دره برای عبور استفاده نکنید. نه اطلاعات ماهواره‌ای داره نه دیتا داره نه علم غیب داره نه به تله‌پاتی مجهزه نه چیزی در اطراف دیده میشه که خطرناک به نظر بیاد، اما میدونه که الان اونجا امن نیست، و نمیتونه بگه چرا.
مردم آمریکا انکار نمی‌کردند که بی‌کفایتی در مسئولان زندان میتونه وجود داشته باشه، اما هیوریستیک‌هایی که داشتند می‌گفت «تابلوعه کار خودشونه».
و حق با اون‌ها بود. کالبد شکافی نشون داد کاملا حرفه‌ای خفه‌ش کردند.‌


https://twitter.com/SinaNoorikhani/status/1217053883345915904?s=19
6
قبلا نوشته بودم تنها و تنها و تنها دلیلی که عملی به نام سقط جنین وجود داره اینه که جنین نیش نداره و نمی‌تونه از خودش دفاع کنه. مثلا اگه مثل عقرب یا بعضی حیوانات دریایی به محض اینکه در معرض نابودی قرار می‌گرفت به وسیله یک سم، مادر رو از پا در می‌آورد، مسئله سقط به کلی از دستور کار تمام زنان جهان خارج می‌شد. چون کسانی که حتی فحش رو هم نمی‌تونند تحمل کنند، در برابر حتی «احتمال» نیش کشنده قطعا تسلیم می‌شدند.
6
Anarchonomy
قبلا نوشته بودم تنها و تنها و تنها دلیلی که عملی به نام سقط جنین وجود داره اینه که جنین نیش نداره و نمی‌تونه از خودش دفاع کنه. مثلا اگه مثل عقرب یا بعضی حیوانات دریایی به محض اینکه در معرض نابودی قرار می‌گرفت به وسیله یک سم، مادر رو از پا در می‌آورد، مسئله…
بارداری ناخواسته چیست؟ مگه نوعی از بارداری نیست که برای هزینه‌های بچه برنامه‌ریزی صورت نگرفته؟ چرا نباید بشه این هزینه‌ها رو به کسی سپرد که از پسش برمیاد؟

آیا امروز یک آمریکایی میتونه بیاد ایران و یک بچه یتیم رو به فرزندخواندگی بپذیره و با خودش ببره؟ خیر. یعنی حاضرند بچه‌های یتیم بی‌سرپرست بمونند و بی‌خانواده و بی‌محبت و در فلاکت زندگی کنند، اما به دست خارجی‌ها نیفتند! البته این فقط یک سیاست حاکمیتی نیست، فرهنگ عمومی هم ساپورتش می‌کنه. همونایی که حاضر نیستند بچه‌های یتیم رو به فرزندی بگیرند، همزمان با اینکه خارجی‌ها بیان و ببرنشون هم مخالفند!

دقیقا به خاطر همین ذهنیت‌ها، فروختن نوزاد ممنوعه! در حالی که نباید باشه. برای بچه‌ای که در شکم دارید برنامه‌ریزی نکرده بودید؟ خب بفروشیدش. شاید همه نوزادان در این مارکت مشتری پیدا نکنند، اما میشه خیلی‌هاشون رو زنده نگه داشت.
به جای اینکه به زن بگیم «عیب نداره قاتل باشی»، بهتر نیست بگیم «عیب نداره مادری نکنی»؟ هر دو، شکستن سنت‌های چندهزارساله‌ست، اما چرا شکستنی که خسارت کمتری به بار میاره رو انتخاب نکنیم؟
7