پدر گرامی داشت از اوضاع قدیم میگفت که زندگی برای زنها خیلی سختتر بوده (یعنی الان بهتره)، و برای نمونه مثال زد که مردها زنشون رو هم با خودشون میبردن به صحرا، برای درو و کارهای سخت دیگه، و یکی از معضلاتشون دستشویی بود، که در فضای باز اون هم در معرض دید مردها، صحنههای ناجوری بوجود میآورد. تا اینکه آخوندها اومدند و منع کردند و گفتند نکنید و زنها رو نبرید و حرام است و فلان است.
ازش میپرسم: باشه حرام، ولی چه خسارتی ایجاد کرده بود براتون؟
میگه خب زشت بود، هیچی نمیفهمیدند، بعدشم اون کار از توان زن خارج بود.
باز میپرسم: باشه زشت بود، ولی چه خسارتی داشت؟ جوانها منحرفتر بودند؟ کسی به کسی تجاوز میکرد؟ دخالت آخوندها و عوض شدن سبک و سیاق، چه حالتی رو بوجود آورد که بتونید بگید به نفعمون شد؟ با گناه و اینها کار ندارم.. اثر دنیایی و فیزیکیش چی بود؟
جوابی نداره بده. فقط میگه بد بود.
این پروپاگاندای فعلی که زن ترجیحا کار نکنه و در معرض مردان نباشه بهتره، از ۵۷ شروع نشده و به چندین دهه قبلش برمیگرده. به بهانه گناه و عفت، مکانیزمی رو بهم ریختند که قرنها برقرار بود. دولت قاجاری و پهلوی هم ایستادند و تماشا کردند. در دراز مدت عملا عفتی که مد نظر اونها بود برقرار نشد، و اون مکانیزم هم از دست رفت.
ازش میپرسم: باشه حرام، ولی چه خسارتی ایجاد کرده بود براتون؟
میگه خب زشت بود، هیچی نمیفهمیدند، بعدشم اون کار از توان زن خارج بود.
باز میپرسم: باشه زشت بود، ولی چه خسارتی داشت؟ جوانها منحرفتر بودند؟ کسی به کسی تجاوز میکرد؟ دخالت آخوندها و عوض شدن سبک و سیاق، چه حالتی رو بوجود آورد که بتونید بگید به نفعمون شد؟ با گناه و اینها کار ندارم.. اثر دنیایی و فیزیکیش چی بود؟
جوابی نداره بده. فقط میگه بد بود.
این پروپاگاندای فعلی که زن ترجیحا کار نکنه و در معرض مردان نباشه بهتره، از ۵۷ شروع نشده و به چندین دهه قبلش برمیگرده. به بهانه گناه و عفت، مکانیزمی رو بهم ریختند که قرنها برقرار بود. دولت قاجاری و پهلوی هم ایستادند و تماشا کردند. در دراز مدت عملا عفتی که مد نظر اونها بود برقرار نشد، و اون مکانیزم هم از دست رفت.
❤8
در استرالیا در حالی که تابستونه تگرگهایی به اندازه توپ گلف اومده پایین، و باز دارند میفرمایند «اثر تغییر اقلیمه!». من نمیدونم در چندمیلیون تابستونی که استرالیا تجربه کرده تو چندتاشون تگرگ هم میاومده و به این اندازه بوده. اینها یه جوری صحبت میکنند انگار میدونند. و چند میلیون ساله که حیات معنوی دارند و شاهد حقیقتند، فقط این چندسال اخیر وارد یک کالبد شدن و نفس میکشند، و گرنه خیلی وقته در حال شهودند! اما من که زنده نبودم، پس چارهای نیست جز اینکه به ادعاها بدبین باشم. چطور میتونم نباشم وقتی ادعاها ابطالناپذیرند؟ ازشون بپرسید «دقیقا در استرالیا چه شرایطی حکمفرما باشد شما میگویید شرایط نرمال است؟». نسیم خنک بوزد و آب از آب تکان نخورد، کأنهو بهشت؟ وقتی هر اتفاقی، مطلقا هر اتفاقی میفته میگید اثر فلان است، یعنی ابطال ناپذیره. چون دیگه هیچچیز وجود نداره که نقضش کنه.
وظیفه طبیعت این نیست که نقش بهشت رو برای ما بازی کنه. شاید روالش اینه که گاهی تگرگ به اندازه توپ تنیس بیاد پایین.
وظیفه طبیعت این نیست که نقش بهشت رو برای ما بازی کنه. شاید روالش اینه که گاهی تگرگ به اندازه توپ تنیس بیاد پایین.
❤9
سالها و سالهاست که سیاهپوستان آمریکا بدون اسلحه تظاهرات میکنند، مخصوصا در سالهای اخیر، که رسانهها که به دلایل سیاسی دائم دارند بشون میگن «شما تحت ستمید! برخیزید!».. و در بیشتر این اعتراضات، کار به خرابکاری و شلوغکاری و زد و خورد و خشونت کشیده شده. دولت اوباما حتی از نیروهای گارد ملی استفاده کرد. اما در حال حاضر طرفداران آزادی اسلحه در ویرجینیا تجمع اعتراضی بپا کردن، و مسلح هم هستند، خیلی جدی با خودشون اسلحه نیمه اتوماتیک آوردن.. اما نه چیزی به آتش کشیده میشه نه جایی غارت میشه نه شیشهای شکسته میشه نه خشونتی در کاره.
و چپها ازین تفاوتی که داره به چشم میاد، ناراحتند. چون ناقض روایت رسمیه که میگه خشونت جامعه ما محصول ابزارآلات خشونت هستند. البته هر دو طرف در ارائه تحلیل درست ازینکه ریشه خشونتطلبی کجاست عاجزند. ولی حداقل جبهه راست واقعیت رو پذیرفته که نمیدونه ریشه کجاست. لیبرالها همچنان مشغول انکار و پرسهزنی در کوچه علیچپند. بد نبود اگه نیواورلئان رو زیر ذرهبین میگرفتند. جایی که رکورد تیراندازی رو داشت، ولی داره آمارش پایین میاد. در حالی که دسترسی تقریبا مفت به اسلحه، تغییری نکرده.
و چپها ازین تفاوتی که داره به چشم میاد، ناراحتند. چون ناقض روایت رسمیه که میگه خشونت جامعه ما محصول ابزارآلات خشونت هستند. البته هر دو طرف در ارائه تحلیل درست ازینکه ریشه خشونتطلبی کجاست عاجزند. ولی حداقل جبهه راست واقعیت رو پذیرفته که نمیدونه ریشه کجاست. لیبرالها همچنان مشغول انکار و پرسهزنی در کوچه علیچپند. بد نبود اگه نیواورلئان رو زیر ذرهبین میگرفتند. جایی که رکورد تیراندازی رو داشت، ولی داره آمارش پایین میاد. در حالی که دسترسی تقریبا مفت به اسلحه، تغییری نکرده.
❤7
سوبارو، کوچکترین خودروساز ژاپن، و محافظهکارترین خودروساز ژاپن، رسما اعلام کرد که از سال ۲۰۳۰ به بعد فقط خودرو برقی تولید خواهد کرد! عین سگ دروغ میگه که برای «جامعه عاری از آلایندکی دیاکسیدکربن» این کار رو میکنه. هم این و هم تویوتا، همین چند روز پیش صدها هزار مدل رو به علت نقص فنی خطرآفرین فراخوان دادند. نه فقط مشتریانشون، بلکه خودشون هم دیگه خسته شدند از پیچیدگی فزاینده ماشین سنتی، که هرروز یه دردسر جدید میسازه. برای خلاصی از بار سنگین مسئولیتها و کم کردن قطعات، که هم هزینه رو بیشتر میکنه و هم احتمال خرابی رو بالاتر میبره، دارن شیرجه میرن به سمت ماشین برقی. در حالی که اگه قرار باشه به کیفیت و ماندگاری اهمیت ندن، در ماشین برقی هم اهمیت نمیدن.
ده سال پیش رو، یک دهه دیوانهوار در صنعت خودروسازیه. دههای که صدای اگزوزها و لذت تعویض دنده رو به زور از ما خواهند گرفت. اگه کوچکترین و محافظهکارترینشون انقدر عجله داره، منتظر باشید بزرگترهاشون غوغا کنند. غوغایی برای سبزی دلار، نه سبزی زمین.
ده سال پیش رو، یک دهه دیوانهوار در صنعت خودروسازیه. دههای که صدای اگزوزها و لذت تعویض دنده رو به زور از ما خواهند گرفت. اگه کوچکترین و محافظهکارترینشون انقدر عجله داره، منتظر باشید بزرگترهاشون غوغا کنند. غوغایی برای سبزی دلار، نه سبزی زمین.
❤8
اتفاقا خودم از گیربکس متنفرم، چه دستی چه اتوماتیک (تقریبا هیچ اتوماتیکی در بازار دنیا وجود نداره که بدون عیب باشه). اما وقتی انتخابهای بقیه مردم رو ازشون میگیرن انگار دارن انتخابهای من رو ازم میگیرن.
از انتخاب که بگذریم، محدودیتهای فیزیکی وجود دارند. ماشین برقی رو نمیشه با یه دبه چهارلیتری از مهلکه خارج کرد. اگه تخلیه شد باید بگی جرثقیل بیاد ببردش تا ایستگاه شارژ. ماشین برقی رو نمیشه در عرض یک دقیقه شارژ کرد. حداقل نیم ساعت زمان میخواد. و این معضل الان که تعدادشون کمه خودشو نشون نمیده. تعدادشون میلیونی که شد و تو صف شارژرها قرار گرفتید متوجه ابعاد معضل خواهید شد.
از انتخاب که بگذریم، محدودیتهای فیزیکی وجود دارند. ماشین برقی رو نمیشه با یه دبه چهارلیتری از مهلکه خارج کرد. اگه تخلیه شد باید بگی جرثقیل بیاد ببردش تا ایستگاه شارژ. ماشین برقی رو نمیشه در عرض یک دقیقه شارژ کرد. حداقل نیم ساعت زمان میخواد. و این معضل الان که تعدادشون کمه خودشو نشون نمیده. تعدادشون میلیونی که شد و تو صف شارژرها قرار گرفتید متوجه ابعاد معضل خواهید شد.
❤8
چند دانشمند انگلیسی در نامهای سرگشاده با مضمون «به کجا چنین شتابان؟» نوشتهاند «اگه بخوایم همه خودروهای سواری انگلیس رو برقی کنیم، تازه فرض کنیم همین تعداد بمونه و بیشتر نشه، بیش از ۲۰۰ هزار تن کبالت، بیش از ۲۶۰هزارتن کربنات لیتیوم، حداقل ۷۲۰۰ تن نئودمیوم و دیسپروسیوم و تقریبا ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار تن مس نیاز داریم! که اینها یعنی ۲ برابر کل تولید جهانی کبالت، تقریبا تمام تولید جهانی نئودمیوم، و سه چهارم تولید جهانی لیتیوم و حداقل نصف تولید جهانی مس!».
سبزها با پروژه خودروی برقی عملا دارن «استعمار معدنی» کشورهای ضعیفتر توسط کشورهای ثروتمندتر رو احیاء میکنند.
دانشمندان مذکور البته پیشنهاد دادند که استفاده از خودرو رو کاهش بدیم. اینها حتی به گرفتن ماشین بنزینی از مردم اکتفا نکردن، میگن خود ماشین رو باید از مردم گرفت!
سبزها با پروژه خودروی برقی عملا دارن «استعمار معدنی» کشورهای ضعیفتر توسط کشورهای ثروتمندتر رو احیاء میکنند.
دانشمندان مذکور البته پیشنهاد دادند که استفاده از خودرو رو کاهش بدیم. اینها حتی به گرفتن ماشین بنزینی از مردم اکتفا نکردن، میگن خود ماشین رو باید از مردم گرفت!
پریشانحالی مملکتداری رو در همین کلیپ ساده هم میشه دید. وزیر ارشاد در حالی که صدای نق و نوق نوزادان میاد داره درباره تایم زیادی که دانشآموزان ایرانی صرف گیم میکنند صحبت میکنه و از انجمنهای اسلامی دانشآموزی که عملا بیمعنی و بدون کارکرد هستند میخواد تا سواد رسانهای این گیمرها رو بالا ببرند!.. در حالی که اون دانشآموزان انقدری در بطن این فضا هستند که تمام مقامات حکومتی و تمام تبلیغاتچیان با بودجههای نجومی رو میتونن تشنه به لب دریا ببرند و برگردانند.
https://t.me/khabaronline_ir/264974
https://t.me/khabaronline_ir/264974
Telegram
خبرگزاری خبرآنلاین
🔸 وزیر فرهنگ: درحال حاضر ۲۸ میلیون کاربر در فضای گیم فعال هستند که ۱۸میلیون آنها زیر ۱۸ سال سن دارند همچنین متوسط مصرف اینترنت در کشور ۳ساعت در روز است که این مصرف در مورد دانش آموزان در روز ۵ساعت به بالا برآورد می شود.
@KhabarOnline_IR
@KhabarOnline_IR
تقوای مجاهدانهای میکنم که الفاظ رکیک بار کسانی نکنم که تا دیروز بوی بهبود ز اوضاع جهان میشنیدند و حالا در «شوک» حوادث هستند! بشون هم میگن حوادث! تیراندازی کور در خیابانها و قتل هزار و پونصدنفر و له شدن دهها نفر بین جمعیت و دیوار و داربست و تکه تکه کردن عمدی صد و هفتاد نفر، «حوادث اخیر» است اسمش. البته گاندیطور ازمون میخوان به خاطر «وحدت» فحشها رو غلاف کنیم فعلا. اما این چه اتحادیه که سوگ باید سرپا نگهش داره؟ چرا باید با ابلهانی متحد بود که هر آن ممکنه با وجود دقیقا همین آدمکشها باز بوی بهبود بشنوند؟
ناکامی ما در ایجاد تغییر، به خاطر عدم وحدت نیست. هیچ تیمی از نداشتن یاری مثل اینها نمیبازه. ما مشکل داریم چون کسی در بین ما تشنه قدرت نیست. تشنههای پول فراوانند، اما تشنه قدرت نیست. ما فقط ناراحتیم، و ناراحتی کافی نیست. انقلابها نیاز به تشنههای قدرت دارند که بقیه سرکوبشدگان رو کنار بزنند، سپس جایگزین حاکمیت قبلی بشن. در وضعیت فعلی، هرکسی که تشنه قدرته، قدرت داره. پس انقلاب رخ نمیده. هیچچیز رخ نمیده. پس از به اصطلاح راندن این شوکزدهها چیزی از دست نمیدیم.
با این حال در یک تقوای مجاهدانهام.
ناکامی ما در ایجاد تغییر، به خاطر عدم وحدت نیست. هیچ تیمی از نداشتن یاری مثل اینها نمیبازه. ما مشکل داریم چون کسی در بین ما تشنه قدرت نیست. تشنههای پول فراوانند، اما تشنه قدرت نیست. ما فقط ناراحتیم، و ناراحتی کافی نیست. انقلابها نیاز به تشنههای قدرت دارند که بقیه سرکوبشدگان رو کنار بزنند، سپس جایگزین حاکمیت قبلی بشن. در وضعیت فعلی، هرکسی که تشنه قدرته، قدرت داره. پس انقلاب رخ نمیده. هیچچیز رخ نمیده. پس از به اصطلاح راندن این شوکزدهها چیزی از دست نمیدیم.
با این حال در یک تقوای مجاهدانهام.
❤11
Anarchonomy
هشت سال گذشت و حضرت جوابم رو نداد
رسم عرب خوب است به شرط این که روی ما اجرا نکنند. یا رسم عرب بد است مگر اینکه ما اجرایش کنیم.
بعد از اینکه بوئینگ در طول ۶ سال ۴۳ میلیارد دلار رو در قالب بازخرید سهام بین سهامدارانش توزیع کرد میخواد ۱۰ میلیارد دلار علاوه بر اون ۹ و نیم میلیارد خط اعتباری که براش ترتیب دادن قرض بگیره تا هزینههای افتضاح ۷۳۷ مکس رو جبران کنه. به جای استادی در مهندسی هوایی، استاد مهندسی مالی شدن!
وضعیت تأسفباریه که میلیونها دلار خرج مشاوران مالی و وکلا میکنند تا تو والاستریت چرخشون بچرخه، اما از هند مهندس میارن که طراحی هواپیما رو به عهده بگیره که ارزونتر دربیاد! علنا و رسما امنیت مالی مهمتر از امنیت جانی شده! آیا سزاوار نبود مردم دنیا این شرکت رو بایکوت کنند تا بفهمه کجا باید صرفهجویی کنه و کجا نباید بکنه؟
وضعیت تأسفباریه که میلیونها دلار خرج مشاوران مالی و وکلا میکنند تا تو والاستریت چرخشون بچرخه، اما از هند مهندس میارن که طراحی هواپیما رو به عهده بگیره که ارزونتر دربیاد! علنا و رسما امنیت مالی مهمتر از امنیت جانی شده! آیا سزاوار نبود مردم دنیا این شرکت رو بایکوت کنند تا بفهمه کجا باید صرفهجویی کنه و کجا نباید بکنه؟
یک کلیسای متدیست در یکی از شهرهای کوچک مینهسوتا با بحران مالی مواجه شده. ازونجایی که هرهفته فقط ۲۵ نفر برای اجرای مراسم مراجعه میکنند و همشون بالای ۶۰ سال سن دارند، نمیشه ازین بحران عبور کرد. لذا یک راه حل به ذهنشون رسید که این پیرمردها و پیرزنهای مومن رو به شدت عصبانی کرد. اگه کلیسا رو ریاستارت کنند میتونن ۲۵۰هزار دلار کمک دریافت کنند از کنفرانس منطقهای متدیستها. برای ریاستارت لازمه وانمود کنند یک کلیسای تازه با آدمهای تازه ایجاد شده. پس به این پیر پاتالها گفتند ۱۸ ماه نیایید اینجا، برید یه کلیسای دیگه، تا جوانها رو جذب کنیم که جایگزین شما بشن! به اینها هم بدجوری برخورده.
حق هم دارند. خیلی مسخرهست. مخصوصا که این اواخر ناچار شده بودند کلیسای مستقلی باشند و هرکس شخصا دنگ بذاره برای مخارج. شما هم اگه پول میدادی و بعد بت میگفتن دیگه نیا اینجا بت برمیخورد. حتی اگه اون پول رو با نیت معنوی داده بودی.
ولی این دقیقا اتفاقیه که در ایران اتفاق خواهد افتاد اگر روزی دولت بودجه مساجد رو قطع کنه.
حق هم دارند. خیلی مسخرهست. مخصوصا که این اواخر ناچار شده بودند کلیسای مستقلی باشند و هرکس شخصا دنگ بذاره برای مخارج. شما هم اگه پول میدادی و بعد بت میگفتن دیگه نیا اینجا بت برمیخورد. حتی اگه اون پول رو با نیت معنوی داده بودی.
ولی این دقیقا اتفاقیه که در ایران اتفاق خواهد افتاد اگر روزی دولت بودجه مساجد رو قطع کنه.
از وقتی که قیمت گوشت دو و سه برابر شده، قصابیهای سنتی شهر ما یکی پس از دیگری ناپدید شدند و جاشون رو فروشگاههای شیک گوشت با چنین ویترینهایی پر کرد که تعدادشون هرروز داره بیشتر میشه. مغازههایی متراژ بالا، پرنور، با تهویه مطبوع، با دکوراسیون طراحی شده، با چندین کارگر و قصاب، که سر همشون شلوغه. که در بعضیهاشون حتی صف تشکیل میشه. که اکثرشون کارمندان دولت، یا بازنشستگان دولتی و حکومتی هستند.
در واقع مردم دارند کمتر گوشت میخورند (برای همین قصابیهای سنتی که برای عموم مردم بودند ناپدید شدند)، اما نونخورهای دولت انقدری گوشتخور هستند که تقاضای کافی برای این قصابیهای لاکشری بوجود بیاد. بعبارتی، بازار دیگه نیازی به اکثریت مردم نداره (که نمیتونن بخرن). همون بخش از جامعه که داره توسط حکومت تغذیه میشه براش بسه. بعبارتی، بازار که یک نهاد مردمی بود هم دیگه مردمی نیست و بخشی از حاکمیته. مثل بازار اسلحه که فروشندهها متنوعند، اما خریدار یک نفره و اون یک نفر دولته.
در واقع مردم دارند کمتر گوشت میخورند (برای همین قصابیهای سنتی که برای عموم مردم بودند ناپدید شدند)، اما نونخورهای دولت انقدری گوشتخور هستند که تقاضای کافی برای این قصابیهای لاکشری بوجود بیاد. بعبارتی، بازار دیگه نیازی به اکثریت مردم نداره (که نمیتونن بخرن). همون بخش از جامعه که داره توسط حکومت تغذیه میشه براش بسه. بعبارتی، بازار که یک نهاد مردمی بود هم دیگه مردمی نیست و بخشی از حاکمیته. مثل بازار اسلحه که فروشندهها متنوعند، اما خریدار یک نفره و اون یک نفر دولته.
❤9
عزیزی نوشته بود مردم اسراییل به تلفات غیرنظامی ترورهای ارتش اسراییل انقدر حساسند که جو عمومی باعث استعفای نظامیان و سیاسیون میشه، حتی اگه هدف ترور، یک فلسطینی جهادی باشه که مسئول قتل صدها شهروند غیرنظامی اسراییل بوده باشه. ولی نیروهای مسلح ایران صدهاهزارنفر در سوریه رو به کشتن دادند یا آواره کردند اما ما ایرانیها نه تنها حساسیتی نداشتیم بلکه خاک گور فرماندهشون رو متبرک دونستیم! لذا اینطور نیست که فقط جمهوریاسلامی ضدانسان باشه، ما هم همگام با حکومت ضدانسان شدیم.
اما این نوع قضاوت درست مثل این میمونه که یک توریست بیاد ایران و از دیدن فضا نتیجه بگیره زنان ایران عاشق پارچه مشکی هستند! نباید مثل یک توریست به جامعه نگاه کرد، هرچند که بعیده حتی توریستها اینطور قضاوت کنند. تا وقتی آزادی سلب شده، نمیشه درباره حساسیتها نظر داد. نه تنها نمیشه با قطعیت گفت که چند درصد مردم و تا چه حدی حساسیت دارند، چون یک دیتای کاملا دفن شده زیر خفقانه، بلکه ایجاد حساسیت هم نیاز به آزادی داره. یعنی نه تنها از حساسیت بالفعل بیخبریم، بلکه در مورد بالقوهش هم نمیتونیم برآوردی داشته باشیم.
گاهی آزادی دیگران مهمتر از آزادی خودته. چون آزاد بودن دیگران باعث میشه رفتاری از خودشون نشون بدن که تو تحت تأثیر اون رفتارها و واکنشهای بروزداده شده قرار بگیری. کسی که در قسمتهای حاشیهنشین شهر زندگی میکنه، وقتی یک چاله بزرگ در وسط خیابون میبینه، حس نمیکنه باید اقدامی کرد به کسی شکایت برد، چون «همینه دیگه». چون همه هممحلیها هم همین فکر رو میکنند. اما وقتی همین آدم ساکن شمال شهر میشه، ناگهان میبینه همسایهها بابت هرچیزی غر میزنند، برای کوچکترین مسئله شکایت میکنند، یا از شهرداری، یا از همسایههای دیگه. دائم مشغول جمعکردن استشهاد محلی هستند، برای پیگیری اداری، چه از طریق قانونی، و چه حتی از طریق رانت و رشوه. و میفهمه عه باید به این چیزها اهمیت داد! و به تدریج خودش هم قاطی بقیه میشه.
و این یعنی آزادی باعث میشه مردم روی مردم اثر بگذارند. یعنی من شما را نسبت به وضعیت بهاییها حساس کنم و شما من رو نسبت به سرنوشت طلبهای که به دلایل واهی انداختنش زندان. و این چیزی نیست که حکومت توتالیتر بخواد. چون مطلوب مدنظرش اینه که تنها و تنها خودش عامل تأثیرگذار روی مردم باشه. همونطور که «همهچیز را همگان دانند»، نه یکنفر، همه دردها را هم همگان چشند. همونطور که در حساب و کتاب و منطق، نیاز به خرد و تجربه همه هست، برای حساسیت اخلاقی هم نیاز به آگاهی و واکنش همه هست. تا وقتی آزادی، که راهساز این نقل و انتقال بینانسانیه سلب شده، نمیتونی بگی مردم مقصرند.
اما این نوع قضاوت درست مثل این میمونه که یک توریست بیاد ایران و از دیدن فضا نتیجه بگیره زنان ایران عاشق پارچه مشکی هستند! نباید مثل یک توریست به جامعه نگاه کرد، هرچند که بعیده حتی توریستها اینطور قضاوت کنند. تا وقتی آزادی سلب شده، نمیشه درباره حساسیتها نظر داد. نه تنها نمیشه با قطعیت گفت که چند درصد مردم و تا چه حدی حساسیت دارند، چون یک دیتای کاملا دفن شده زیر خفقانه، بلکه ایجاد حساسیت هم نیاز به آزادی داره. یعنی نه تنها از حساسیت بالفعل بیخبریم، بلکه در مورد بالقوهش هم نمیتونیم برآوردی داشته باشیم.
گاهی آزادی دیگران مهمتر از آزادی خودته. چون آزاد بودن دیگران باعث میشه رفتاری از خودشون نشون بدن که تو تحت تأثیر اون رفتارها و واکنشهای بروزداده شده قرار بگیری. کسی که در قسمتهای حاشیهنشین شهر زندگی میکنه، وقتی یک چاله بزرگ در وسط خیابون میبینه، حس نمیکنه باید اقدامی کرد به کسی شکایت برد، چون «همینه دیگه». چون همه هممحلیها هم همین فکر رو میکنند. اما وقتی همین آدم ساکن شمال شهر میشه، ناگهان میبینه همسایهها بابت هرچیزی غر میزنند، برای کوچکترین مسئله شکایت میکنند، یا از شهرداری، یا از همسایههای دیگه. دائم مشغول جمعکردن استشهاد محلی هستند، برای پیگیری اداری، چه از طریق قانونی، و چه حتی از طریق رانت و رشوه. و میفهمه عه باید به این چیزها اهمیت داد! و به تدریج خودش هم قاطی بقیه میشه.
و این یعنی آزادی باعث میشه مردم روی مردم اثر بگذارند. یعنی من شما را نسبت به وضعیت بهاییها حساس کنم و شما من رو نسبت به سرنوشت طلبهای که به دلایل واهی انداختنش زندان. و این چیزی نیست که حکومت توتالیتر بخواد. چون مطلوب مدنظرش اینه که تنها و تنها خودش عامل تأثیرگذار روی مردم باشه. همونطور که «همهچیز را همگان دانند»، نه یکنفر، همه دردها را هم همگان چشند. همونطور که در حساب و کتاب و منطق، نیاز به خرد و تجربه همه هست، برای حساسیت اخلاقی هم نیاز به آگاهی و واکنش همه هست. تا وقتی آزادی، که راهساز این نقل و انتقال بینانسانیه سلب شده، نمیتونی بگی مردم مقصرند.
❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هجوم مردم ووهان چین به بیمارستان، درست در زمانی که شهر قرنطینه شده. این ویروس از راه تنفس منتقل میشه و اینها دقیقا اومدند جایی که نفس همدیگه رو وارد ریهشون کنند!
ترس از مرگ، میتونه منجر به مرگ بشه.
ترس از مرگ، میتونه منجر به مرگ بشه.
هرچند که منشأ انتشار ویروس کرونا گوشت مار بود، اما منشأ بحرانی که دولت و ملت چین رو گرفتار کرده خوردن گوشت مار نبود، بلعیدن بیمحابای مدرنیته بود. در سیستمی که همهچیز متمرکزه، سطح ریسک بالا میره. حتی اگه پیچیدگی باکتریها و ویروسهای امروزی در حد باکتریها و ویروسهای چندصدسال قبل بود، که نیست ولی حتی اگر بود، امروز «باید» بیشتر قربانی بگیرند، و سریعتر پخش بشن. نه به خاطر جمعیت، و نه به خاطر رفت و آمدهای مکرر جهانی. بلکه به خاطر تمرکزی که در همه ابعاد زندگی ایجاد شده. به جایی که این مارها فروخته میشه میگن «بازار محلی»، ولی هیچ ارتباطی با مفهوم لوکالیسم نداره. هم تولیدکننده و هم توزیعکننده، تولیدکننده انبوه و توزیعکننده انبوه هستند. پرورشدهنده دلال رو نمیشناسه و دلال توزیعکننده رو نمیشناسه و توزیعکننده دکاندار رو نمیشناسه و دکاندار مشتری رو. در سیستم محلی، هر تولیدکننده فقط بخش کوچکی از نیاز بازار رو تأمین میکرد، و مشتریانش رو میشناخت. بعبارتی به نفعش بود که حواسش باشه چی تحویل مردم میده چون همه آشنا بودند، و اگر به دلایلی چیزی که تحویل داده بود معیوب بود، سطح محدودتری از جامعه درگیر میشد، و قرنطینه کردنشون هم عملیتر میبود.
با اینکه در بیولوژی هنوز ناشناختههای بسیاری وجود داره اما در بیولوژی بسیار پیشرفتهتریم تا در جامعهشناسی و شهرسازی. راه حل دارویی این ویروس خیلی دور نیست، اما میشه مطمئن بود در مورد تمرکز نه تنها هیچ تجدید نظری صورت نخواهد گرفت، بلکه شاخ و برگش رو بیشتر میکنند، یعنی یک ستاد بروکراتیک دیگه اضافه میکنند برای نظارت بر سلامت گوشت مار و بقیه خزندگان!
همه تکاپوها در زیر میکروسکوپه. در حالی که با یک معضل ماکروسکوپ مواجهیم. چون لوکالیسم رو کنار گذاشتیم و سری که درد نمیکرد رو بستیم، و حالا این سر واقعا داره درد میکنه.
با اینکه در بیولوژی هنوز ناشناختههای بسیاری وجود داره اما در بیولوژی بسیار پیشرفتهتریم تا در جامعهشناسی و شهرسازی. راه حل دارویی این ویروس خیلی دور نیست، اما میشه مطمئن بود در مورد تمرکز نه تنها هیچ تجدید نظری صورت نخواهد گرفت، بلکه شاخ و برگش رو بیشتر میکنند، یعنی یک ستاد بروکراتیک دیگه اضافه میکنند برای نظارت بر سلامت گوشت مار و بقیه خزندگان!
همه تکاپوها در زیر میکروسکوپه. در حالی که با یک معضل ماکروسکوپ مواجهیم. چون لوکالیسم رو کنار گذاشتیم و سری که درد نمیکرد رو بستیم، و حالا این سر واقعا داره درد میکنه.
❤5
هموطن بینوای من که یک عمر از دولت فقط بیکفایتی و ناکارامدی دیده، از چنین پروژههایی به وجد میاد و حسرت میخوره. شاید حتی شهروند اروپایی هم که یک عمر از دولت هزینههای گزاف و کش داده شدن پروژهها رو دیده هم به وجد بیاد و حسرت بخوره. و هر دو حق دارند. «مورچههای کارگر»، نقشی که حاکمیت چین برای مردم قائله، میتونند صحنههای باشکوهی ایجاد کنند. اما نمایش شکوه که تموم شد واقعیات یکی پس از دیگری خودشون رو نشون میدن. هرچند که ممکنه همه خودشون رو به کوری بزنند. مثلا هیچکس نمیاد بپرسه آیا این بهینهترین راه ساخت بیمارستان بود؟ هزینههای پنهان این ساخت و ساز چقدر بود؟ اصلا تأثیری داشت در کنترل بحران؟ آیا نمیشد با همین امکانات موجود بحران رو کنترل کرد؟ آیا خودش باعث گره خوردن مسئله نشد؟ آیا کشور دیگری که در چنین بحبوحهای چنین پروژهای رو انجام «نداده»، خسارت بیشتری متحمل شده؟ آیا اصلا عقلانیه که یک بحران این شکلی رو به صورت متمرکز مدیریت کرد؟
شما اگه در مراسم رژه ارتش شرکت کرده باشی، یعنی یکی ازونهایی باشی که پاشون رو نود درجه میارن بالا، با اون صدای طبل و اون جایگاه و اون جو، حس میکنی داره اتفاق مهمی میفته. در حالی که یک عمل پوچ و بیمعنیه. کافیه بیای از جایگاهی بیرونیتر نگاه کنی.
https://t.me/mamlekate/47342
شما اگه در مراسم رژه ارتش شرکت کرده باشی، یعنی یکی ازونهایی باشی که پاشون رو نود درجه میارن بالا، با اون صدای طبل و اون جایگاه و اون جو، حس میکنی داره اتفاق مهمی میفته. در حالی که یک عمل پوچ و بیمعنیه. کافیه بیای از جایگاهی بیرونیتر نگاه کنی.
https://t.me/mamlekate/47342
Telegram
مملکته
Construction began on the night of January 23 for a new specialized hospital for #coronavirus patients in central China's Wuhan City.
The hospital is designed to have an area of 25,000 square meters with 1,000 beds and will be put into use by February 3…
The hospital is designed to have an area of 25,000 square meters with 1,000 beds and will be put into use by February 3…
🤔3
نیمی از ازدواجها در پاکستان ازدواج فامیلیه و همین باعث شده این کشور گرفتار میلیونها کودک معلول و ناقص باشه. اما همه توجهات معطوف به نقایص بدنیه، نه ذهنی. در مورد نقایص ذهنی معمولا دنبال علائم خیلی واضح میگردند و خیلی وقتها پیدا نمیکنند. اما بسیار بعیده این حد از ناهنجاریها همهجای حیات فرد رو تحت تأثیر قرار بده غیر از نحوه عملکرد مغزش. شاید وضعیت اجتماعی و سیاسی پاکستان بیارتباط نباشه به این مغزهای غیرنرمال.
اینکه مشاوران روانشناس ایران از بالارفتن تعداد مراجعینشون بعد از حوادث تلخ ابراز نگرانی میکنند داره از واقعیتی حکایت میکنه که میتونه مرتبط با همین معضل باشه، چون در ایران هم مغزهایی که درست کار نمیکنند زیادند. خیلی ازینها ازین حوادث نیست که ناراحتند. ناراحتند چون همیشه درگیر ناراحتیهای بیدلیلند. و چون نمیخوان بپذیرند که بیدلیله، یک قالب روزمره یا بهروز براش انتخاب میکنند. یکی اختلافات خانوادگی رو انتخاب میکنه، یکی هم جنایات حکومتی رو. بیدلیل ناراحتها، میتونن از همهچیز ناراحت باشند، برای همین با همه دعوا دارند و فحاشی و زد وخورد رو به هر نوع گفتگویی ترجیح میدن. به رفتار تیپیکال خیلی از ایرانیها که دقت کنید و خوب دقت کنید، این بیدلیل ناراحت بودن رو خواهید دید.
لذا:
۱- خیلی از مغزها نرمال نیستند. و این نرمال نبودن میتونه به دلایل ژنتیک و محیطی باشه و در تحلیلهای اجتماعی باید مدنظر قرار داد ۲- روی ناراحتیهای سیاسی اجتماعی این مغزهای آنرمال نباید حساب کرد و نباید جدیشون گرفت.
اینکه مشاوران روانشناس ایران از بالارفتن تعداد مراجعینشون بعد از حوادث تلخ ابراز نگرانی میکنند داره از واقعیتی حکایت میکنه که میتونه مرتبط با همین معضل باشه، چون در ایران هم مغزهایی که درست کار نمیکنند زیادند. خیلی ازینها ازین حوادث نیست که ناراحتند. ناراحتند چون همیشه درگیر ناراحتیهای بیدلیلند. و چون نمیخوان بپذیرند که بیدلیله، یک قالب روزمره یا بهروز براش انتخاب میکنند. یکی اختلافات خانوادگی رو انتخاب میکنه، یکی هم جنایات حکومتی رو. بیدلیل ناراحتها، میتونن از همهچیز ناراحت باشند، برای همین با همه دعوا دارند و فحاشی و زد وخورد رو به هر نوع گفتگویی ترجیح میدن. به رفتار تیپیکال خیلی از ایرانیها که دقت کنید و خوب دقت کنید، این بیدلیل ناراحت بودن رو خواهید دید.
لذا:
۱- خیلی از مغزها نرمال نیستند. و این نرمال نبودن میتونه به دلایل ژنتیک و محیطی باشه و در تحلیلهای اجتماعی باید مدنظر قرار داد ۲- روی ناراحتیهای سیاسی اجتماعی این مغزهای آنرمال نباید حساب کرد و نباید جدیشون گرفت.
❤9