Anarchonomy
44K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
اون دسته از اتاق هتل‌ها که حمام‌شون وان نداره به یک چهارم کل اتاق‌ها رسیده، که سه برابر بیشتر از درصدیه که چند سال پیش بود. اگه با همین روند پیش بره رزرو کردن اتاقی که وان داشته باشه سخت میشه، مگر اینکه پول خیلی برای مسافر مطرح نباشه.
و علتش اینه که وان جا می‌گیره! اتاق‌های امروزی ۱۷ مترمربع هستند که نسبت به میانگین یک اتاق در بیست سال پیش خیلی کوچکتره. و تو این هفده متر بهتره فضا برای دستشویی و حمام هدر نره.

ولی فکر می‌کنم این یک بازخورد رقابتی پیدا می‌کنه بعدا. «پول گزاف دادید به شرایتون و وان هم ندارید؟ بیایید هتل ما، کمتر می‌گیریم و وان هم داریم!».
3
چند نکته درباره اینکه چرا بایکوت مهمه

- در بایکوت افرادی درگیر یک موضوع سیاسی یا اجتماعی میشن که مستقلا وارد بحثش نمی‌شدند. مثلا در بایکوت محصولات تولید شده در شهرک‌های به اصطلاح غیرقانونی اسراییلی، که باش مخالفم قطعا، کسانی وارد بحث اشغال شدند که نه می‌دونستن کرانه باختری کجاست نه می‌دونستند شهرک چیه ناحیه B چیه!

- چپ‌ها همیشه در راه‌اندازی بایکوت‌ها موفق‌تر بودند و هستند چون چپ علی‌القاعده باید ضد نظم مستقر باشه، و شوریدن بر نظم مستقر انگیزه مبارزه‌ ایجاد می‌کنه که در خودش یک لجبازی هم داره. مثلا خیلی از کسانی که شهرک‌های اسراییلی رو بایکوت کردند نگران فلسطین نبودند، از لج کردن با آمریکا مسرور می‌شدند. نباید اجازه داد این پتانسیل لج در ایران به هرز بره. حتی اگه لازم باشه کمی از چپ‌ها الکو بگیریم.


- بایکوت اقدامیه که در اون معمولا نسبت هزینه/فشار بسیار بالاست. نخریدن زیتونی که در شهرک‌های اسراییلی تولید شده هیچ زحمت و هزینه‌کردی لازم نداره، اما ماه‌هاست که محتوای رسانه‌ای پیرامونش شکل گرفته و از خود دولت اسراییل گرفته تا دولت‌های اروپایی تا فرمانداران ایالات متحده رو «مجبور» به واکنش و مقابله کرده. در بایکوت، حتی اقدامات دفاعی تهاجمی طرف مقابل هم به نفع بایکوت‌کننده تموم میشه، چون اولا موضوع رو داغ نگه میداره، و دوما طرف مقابل رو در معرض قضاوت سختگیرانه‌تری قرار میده.


و چند نکته درباره اینکه چه انتظاراتی باید داشت

- صداسیما با بودجه نفتی که در اختیار داره برای ادامه فعالیت، یا حداقل برای ادامه برنامه‌های پروپاگاندا، نیازی به تبلیغات نداره، و اگه درآمدش ازون محل به صفر هم برسه، تأثیری در فعالیتش نخواهد داشت. این کمپین برای از پا انداختن هیولا نیست. برای رشد دادن جبهه مقابل هیولاست. این جبهه باید به صورت تجربی به این درک برسه که در اقلیت نیست (چون چنان تحت تأثیر فضای از قبل طراحی‌شده‌ست که حتی عدد و آمار هم بذاری جلوش باور نمی‌کنه).

- اگه این بایکوت جدی و همه‌گیر بشه، مهم‌ترین طرح مقابله‌ای که حاکمیت ایجاد خواهد کرد، اضافه کردن اجباری تبلیغ محصولاتیه که بایکوت کردن‌شون به نظر دشوار میاد، تا یکپارچگی عمومی رو بهم بریزه. باید این رو در نظر داشت که «آنتن» یک ابزار حاکمتیه، و لذا هرجور که بخواد ازش استفاده می‌کنه. حتی اگه استفاده‌ای باشه که از لحاظ اقتصادی بی‌معنی باشه.‌ البته صنعت ایران در حدی نیست که نشه محصولاتش رو از زندگی روزمره حذف کرد و جایگزین پیدا نکرد، ولی باید برای این وضعیت هم آمادگی داشت.

- همیشه در بایکوت‌ها، یکی از پدافندهای رسانه‌ای اینه که طرف بایکوت شده ادعا کنه نه تنها در تنگنای مالی قرار نگرفته بلکه در وضع بهتری قرار داره! در ایران که از هیچ مطلق هم شاهنامه استخراج می‌کنند و دروغ از تعداد ریگ‌های بیابان هم بیشتره، شاهد این عددسازی‌ها خواهیم بود. ولی حتی اگه واقعیتی در خودش داشت هم نباید مورد توجه قرار بگیره، چون بی‌آبرو کردن مهم‌تر از ورشکست کردنه. کسانی که از پلتفرم این سازمان استفاده می‌کنند باید متوجه بشن که با اخذ وام بانکی نمیتونن خسارت وارده رو جبران کنند.


امیدوارم این بایکوت به جایی که میخوایم برسه. ولی اگه نرسید هم نباید ولش کرد. باید انقدر تمرین بشه تا عملی بشه. این ملت بالاخره باید بایکوت رو یاد بگیره.

به قول رادیو فردا: «به دوستان خود بگویید».




https://t.me/iritvban/18
خودکشی در ژاپن به کمی کمتر از ۲۰هزار مورد در سال رسیده که کمترین میزان از چهل سال پیشه که آمارش رو جمع‌آوری می‌کنند. تقریبا دو دهه پیش این عدد حدود ۳۵هزار بود که کاهش چشم‌گیری رو نشون میده. اون زمان وضعیت وخیم اقتصادی اون عدد عجیب رو ایجاد کرد و الان اقتصاد، حال به مراتب بهتری داره. اما در رده سنی ۱۷ تا ۲۵ سال هیچ کاهشی دیده نمیشه. این‌ها جوانانی هستند که دلیل خودکشی‌شون کار و اقتصاد نیست. مسئولان ژاپنی هم خوشبختانه انقدر شعور دارند که بگن ازین کاهش نباید خوشحال شد وقتی که هنوز ۲۰هزارنفر دست به این کار می‌زنند و خیلی‌هاشون جوان هستند.
بین ۲۵ تا ۸۵ که عمر میانگینه فقط ۶۰ سال فاصله‌ست. و مثل برق میگذره. به نظرم بهترین حرفی که میشه به انسان در آستانه خودکشی زد اینه که: یکم دیگه منتظر بمون.
3
هیچ روزی نیست که مصداقی از فضولی دولت در زندگی و کسب و کار مردم پیدا نشه. بروکرات‌های اروپا میخوان به بهانه‌های محیط‌زیستی و در اقدامی جهادی همه شارژر‌های دستگاه‌های الکترونیکی رو یکسان‌سازی کنند! و مثلا اپل که کابل و پورت جداگانه‌ای داره باید تکنولوژی خودش رو بذاره کنار و به یو‌اس‌بی بپیونده.
چیزی که به طرز عمیقی تأسف‌باره اینه که شهروندان اروپایی از چنین دخالت بیشرمانه‌ای حمایت می‌کنند! هیولای دولت به زور وارد زندگی‌شون نشد، خودشون مهمونش کردند!
معلوم نیست این روند به کجا ختم میشه. شاید یه روز پارلمان اروپا گفت باید تو گوشی‌ها یه سوییچ کنترل از را دور بذارن که هر موقع وقت خواب شهروند شد صفحه موبایلش رو خاموش کنیم بگیره بخوابه! ۹ به بعد خاموشیه!
4
دو هفته ازون «امشب» گذشت. افلا تعقلون؟

قدرتمندترین فرد نظام بعد از رهبر، در شرایطی پا به خاک عراق گذاشت که صفر تا صد سفرش لو رفته بود. طوری که اولین افرادی که بالای جنازه‌ش حاضر شدند مأموران CIA بودند!
سپاه می‌خواست واقعا تلفات بگیره از آمریکایی‌ها، اما صفر تا صد انتقام سخت کذایی لو رفت، و جز چند عکس ام‌آرآی و چند جلسه مشاور روانشناسی چیزی گریبان سربازان آمریکایی رو نگرفت.
به سپاه گفتند تلافی در راهه، پس سناریوی سپر انسانی رو آماده اجرا کرد، اما رکب خورد. هیچ چیزی شلیک نشد، جز موشکی که به مردم زدند.
تصور کردند میشه مخفیش کرد، اما صفر تا صدش لو رفته بود. هم ماهواره‌های آمریکا شلیک موشک رو دیده بودند هم دوربین موبایل‌ها روشن بود.

یه عده در داخل نظام فهمیدند دستگاه اطلاعاتی آمریکا خیلی قوی‌تر از ارتشش، و خیلی مسلط‌تر از چیزیه که فکر می‌کردند.
اون شب می‌دونستم که قراره چی رو بفهمند. و چقدر قراره عقب بکشند از هوس جنگ.
4
۳۹ درصد کل سهامی که در بورس کره جنوبی خرید و فروش میشه، دست خارجی‌هاست! خارجی‌ها در ۹ روز ابتدای سالی که شروع شد، حدود ۱ و نیم میلیارد دلار! در این بورس سهام خریدند. که تقریبا نصفش از آن سامسونگ شد.
همزمان ال‌جی و جنرال‌موتورز قرارداد یک کارخانه مشترک تولید باتری لیتیوم در اوهایو آمریکا رو نهایی کردند، که در اون طرفین نزدیک ۹۰۰ میلیون دلار سرمایه‌گذاری خواهند کرد!

و اینجا هتل توریستی‌ترین شهر کشور اتاق پر نداره.
بی‌توجهی به سیستان و بلوچستان فقط یک سیاست کثیف حکومتی نیست، مردم هم در آن نقش دارند. این خطه به دلایل مذهبی و فرهنگی، همیشه توسط مردم نادیده گرفته شده، چون به درست یا غلط این ذهنیت را دارند که مردم آنجا با ما چندان هماهنگ نیستند. فلاکت انباشته هم مزید بر علت شده و امروز کار به جایی رسیده که در تشخیص عکس‌ها هم مشکل دارند و صحنه‌های پاکستان را با صحنه‌های این‌طرف اشتباه می‌گیرند!

موقع تراوشات ناسیونالیستی قربان صدقه بلوچ‌ها هم می‌روند، اما واقعیت وجه دیگری دارد. اگر روزی از شر این حاکمیت خانه خراب کن رها شدیم، باید اجازه بدهیم سیستان و بلوچستان یک اقلیم خودمختار باشد، و این یعنی ارتش و سیاست خارجی با ما باشد و همه مسائل دیگر، با خودشان. فکر می‌کنید چند درصد ایرانی‌ها آن وضعیت را می‌پسندند؟
8
کاندید؟ نخست‌وزیر؟ این کارهای نمایشی برای بلوچ نون و آب نمیشه.

غیر از سیستان و بلوچستان بقیه استان‌های مرزی حتی اگه حرف از خودمختاری بزنند، به مرکز معتاد هستند. این اعتیاد سیستماتیک در طول ۹۰ سال شکل گرفته و با یک رأی‌گیری نمی‌تونن ترک اعتیاد کنند.

گاهی اوقات عقب‌افتادگی محض، سکوی بهتریه برای جهش.
5
Anarchonomy
کاندید؟ نخست‌وزیر؟ این کارهای نمایشی برای بلوچ نون و آب نمیشه. غیر از سیستان و بلوچستان بقیه استان‌های مرزی حتی اگه حرف از خودمختاری بزنند، به مرکز معتاد هستند. این اعتیاد سیستماتیک در طول ۹۰ سال شکل گرفته و با یک رأی‌گیری نمی‌تونن ترک اعتیاد کنند. گاهی…
این بحث خودمختاری خیلی طرفدار داشته ظاهرا. همونطور که مثل روز برام روشن بود و هست، خیلی از ایرانی‌ها با این مسائل در هر سطحی باشه مخالفند. و تازه شمایی که اینجایید بالاتر از میانگین جامعه هستید. خدا داند ایرانیان مقیم اینستاگرام چقدر عصبی میشن از شنیدن این ایده‌ها.

اما در این حساسیت‌ها، شباهتی عجیب با اخلاق آخوندی می‌بینم. آخوند تیپیکال وقتی به کسوتش اهانت میشه از کوره در میره، حتی اگه طلبه سطح یک باشه، و بسیار دیدم ازین کوره در رفتن‌ها. و همیشه هم باعث خنده و مسرت هستند، چون یک نوع پریشان‌حالی مضحکه. بشون میگم هدفت ازینکه مبلغ دین باشی چی بوده؟ قاعده‌ش اینه که آدم‌ها رو متقاعد کنی ۱- این مذهب خاص که من مبلغش هستم مذهب مغز و استخوان‌داری است و پرت و پلا نیست، و ۲- تعلق و تقید به این مذهب تأثیرات مثبت و محسوس در زندگی داره و شما رو به نسخه بهتری از خودتون میرسونه. خب شما الان اولویتت حفظ حیثیت این لباس و کسوته. این اولویت‌بندی چطور قراره اون دو مورد رو تأمین کنه؟ خیلی بامزه‌ست که اصلا نمی‌فهمند مطلب به این سادگی رو.

ایرانیِ ایران‌دوست هم همین‌طوره. ما این ایران رو برای چی میخوایم؟ این مرز این پرچم این هویت این فرهنگ، این‌ها برای چی هستند؟ برای اینه که شما همینطور نسل به نسل براش از جان و مال و اعصاب خرج کنی و جز فلاکت چیزی گیرت نیاد و آخرش دلت رو خوش کنی که ما جهنم وطن بماند؟
من کمتر از کسی عاشق ایران نیستم، البته لازم نیست این رو بگم، حتی اگه عاشق ایران نبودم هم خدشه‌ای به منطقم وارد نمی‌شد، فقط به عنوان پیوست شخصی اضافه کردم. و اون منطق میگه هر مکانیزمی، هر سیستمی، هر چارچوبی که توش انسان محور همه‌چیز نیست، باید انداخت دور.‌ بی‌تعارف، و بی‌ترحم. مرز و پرچمی که فقط باید براش خون داد و فلاکت کشید و آخرش هم هیچ، به لعنت خدا هم نمیارزه.
بد نبود اگه اقتدار هخامنشی رو همین الان داشتیم، ولی به شرطی که یه کوروش بالاسرمون می‌بود و همه در امن و امان بودند. هست و هستیم؟
ناسیونالیست یک دزده که به خودش افتخار می‌کنه. فقط به جای پول نقد، فرصت می‌دزده. فرصت نسخه‌های دیگه‌ای از زندگی که خارج از دایره nation
می‌تونست شکل بگیره. بیشتر کسانی که نمیخوان خوزستان رو از دست بدیم، نگران بلاهایی هستند که با فقدان نفتش به سرمون خواهد اومد. کسی به این فکر نمی‌کنه که چه چیزی برای «انسان» خوزستانی بهتره، و به اینکه به همون انسان باید اجازه داد خودش تصمیم بگیره. غیر از هرات، در بقیه مناطقی که چه با جنگ و چه با توافقاتی از سر ضعف، از «ایران بزرگ» جدا شدند، حال انسان بهتر از حال کسانیه که داخل مناطق کنده نشده هستند! دروغگویید اگه انکار کنید.
8
یکی از دوستان فرمود اگه ایران تجزیه بشه زبان فارسی، نوروز و شاهنامه از بین میرن!
التفات دارید دغدغه مرکزنشین‌ها رو؟ اون اونجا داره با دبه آب از تانکر میبره خونه، و این اینجا نگران سرنوشت سفره هفت‌سینه. البته من هم دلسوز فرهنگ کهن ایرانی هستم، ولی نباید لازم باشه بابتش انقدر هزینه داد. اون هم هزینه گزافی مثل سلب آزادی! این چه فرهنگ و تمدنیه که باید دولت با مشت آهنین ازش صیانت کنه تا زنده بمونه؟
9
نباید ادبیات رو مقدس کرد. حتی نباید بش تکیه داد. اینکه گفته بشه اگه شاهنامه فرو بریزه ما هم فرو میریزیم نه تنها توهین به خود ماست، نوعی جهالت درباره تاریخ هم هست. نقش فیک‌نیوز که این روزها رسانه‌ها ایفا می‌کنند، زمانی ادبیات ایفا می‌کرد. فردوسی در مقام دفاع از یک حاکمیت خاص و یک سبک خاص و یک طبقه خاصه، و همون‌ها رو ایده‌آل ایرانی معرفی می‌کنه. فردوسی بین واقعیت و ما ایستاده و چنان غولی هست که به سختی میشه فهمید چی رو پنهان کرده. در افسانه چینی سه برادر، لیوبی به عنوان یک سلحشور تیزهوش وطن‌پرست معرفی میشه، اما در واقع یک آدم متقلب بود که از تمام توانایی‌هاش استفاده کرد تا حکومت مستقر رو از خطر شورش‌های مردمی و فروپاشی نجات بده. حکومت و طبقه وابسته به اون حکومت، قدرت رو از دست دادند ولی خودشون رو در داخل کاراکتر لیوبی تا قرن‌ها زنده و محترم نگه داشتند! البته طرف مقابل لیوبی هم امامزاده نبود. همه مشغول تار و مار کردن انسان‌ها بودند.. اما یک جبهه علاوه بر شمشیر و دوز و کلک جنگی، از ادبیات و هنر هم استفاده پربازده‌تری کرد. این است تاریخ.
10
بخشی از کتاب منشأ آگاهی در فروپاشی ذهن دو ساحتی، که یکی از دوستان عکسش رو فرستاده.
چندین دهه پیش روی موش‌ها و میمون‌ها آزمایشاتی کردند که نشون میداد حیوان وقتی در معرض استرس حاصل از تصمیم‌گیری قرار می‌گیره دچار زخم معده میشه!
بعد نویسنده با استناد به همون یافته‌ها، یک برداشت کاملا نامربوط از یک رفتار انسانی (شنیدن نداهای درونی) ارائه کرده. به جرئت می‌تونم ادعا کنم که اگه من چنین ارتباطی بین دو موضوع برقرار کنم میان کامنت‌های آبروریزانه‌ای درباره‌م می‌نویسند. شاید چاپ کردن ترواشات ذهن خشن، بش اعتبار بیشتری می‌داد.
تماشای نفهمیدن‌های دیگران ملال‌آوره، مگر اینکه خود اون نفهمیدن یک عقوبت باشه‌. عقوبت تقدیم کردن ذهن‌شون به یک ارباب.
امثال کیمیایی رو باید به همون دلیلی که این ناقص‌العقل بیان کرده مورد شماتت قرار داد: شما رو همین نظام بالا کشید ناگهان یادتون افتاده هیولا بوده؟.. اما انقدر شعور نداره تا به جمعیت تشییع‌کنندگان استناد نکنه تا مصداق الهکم التکاثر نشه. اون آیه وقتی نازل شد که دو قبیله سر اینکه کدومشون بزرگترند با هم دعوا داشتند، و یکی‌شون گفت ما بیشتر از شماییم ولی دیده نمیشه چون تو دعواها زیاد کشته دادیم بقیه‌مون تو قبرستانند! بیایید بریم مرده‌ها رو بشماریم. انقدر درگیر عدد «ما» و «شما» بودند که نه تنها زنده‌ها که حتی مرده‌ها رو شمردند!
بعدها علی به طرز شاعرانه و ظریفی تعمیمش داد و گفت این قبرها خالی‌اند، چون از توش براتون عبرت درنمیاد. یعنی چون شعور ندارید که به جای افتخار کردن عبرت بگیرید، هرچندتا باشید به حساب نمیاد! کسی رو باید شمرد که میفهمه.
5
ازینکه صد و هفتاد مسافر هوایی را به عمد کشته‌اند و مردم دارند زندگی عادی‌شان را می‌گذرانند و حتی از بارش برف شادمانند طوری که انگار اتفاقی نیفتاده عصبانی است. از هر کسی که این جنایت برایش عادی شده عصبانی است.
من هم زمانی دچار این خشم بی‌منطق بودم. زمانی که در دفتر شارلی ابدو ۱۲ نفر را کشتند فقط به این دلیل که محمد را مسخره کرده بودند. ۱۲ نفر با گلوله سلاخی شدند بدون اینکه آزارشان به کسی رسیده باشد، و فقط چون چیزی که در ذهن‌شان بود روی کاغذ آورده بودند. البته دولت فرانسه به اندازه دولت شیعه آنقدر با انسانیت فاصله نداشت که عزای عمومی اعلام نکند، اما عزای یکی دو روزه کافی نبود. باید چهل روز تمام فرانسه سیاهپوش می‌شد. اما نشد. مردم به زندگی‌شان ادامه دادند، و بعضی‌هایشان آنقدر مشمئزکننده بودند که با ادبیاتی محتاطانه بگویند «خود کرده را تدبیر نیست».

مردم همینند، و همیشه همین بوده‌اند. به نود درصد چیزهایی که می‌گویند مهم است، مثل حیات، مثل آزادی، مثل طبیعت، اهمیت نمی‌دهند. باید با این واقعیت هماهنگ شد، و همزمان سوگواری را زنده نگه داشت.
👍11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینکه گفتم در نظام سیاسی آینده ایران ارتش باید در اختیار یک دیکتاتور غیرتوتالیتر باشه به این معنی نبود که با همین شرایط فعلی نگهش داره. اولین کاری که اون شاه یا فرمانده باید در ارتش انجام بده حذف سنت بی‌معنی «رژه» و جایگزین کردنش با رقصه.
یکبار صبح زود تو صف نونوایی ایستاده بودم و منتظر که نوبتم بشه و همزمان در حال گوش دادن به مکالمات دو سه نفری که داشتند نون می‌پختند. فکر می‌کردند ترکی نمیفهمم و راحت حرف می‌زدند. صحبت این بود که با هزارتومن چه چیزی برای صبحانه بخرند. قرار بود یکیشون هرچی که مصوب شد رو مثل یکی از اصحاب کهف بره از بقالی سر کوچه بخره. اون زمان هزارتومن هنوز کمی مفهوم داشت. یکیشون گفت دو تا مربا بگیر یه دونه خامه. اون یکی گفت نه کم میاد پنیر باز بگیر، اون یکی گفت پنیر باز یه ذره میشه سرشیر بهتره، بحث بالا گرفت تا اینکه خودشون هم خندشون گرفت و یکیشون گفت همون نون خالی بسه اصلا!
حالا شده حکایت ترجیحات ما برای آینده مملکت. هر سناریویی تعریف می‌کنی میگن این که نشد که، این که فایده نداره، این جنگ داخلی ایجاد می‌کنه، این عملی نیست، این خطرناکه، این بود آرمان‌های ما؟

اولین و مهم‌ترین چیزی که باید بپذیریم اینه که مطلقا هیچ سناریویی بدون هزینه و بدون دشواری و بدون عواقب نخواهد بود. اگه اینو نپذیریم نون خالی هم باقی نمیمونه.
Anarchonomy pinned Deleted message
۱- اختلاف ما با داعش یک اختلاف عقیدتی نیست. سر این هم نیست که فرش لاکی قشنگ‌تره یا فرش سبز. اختلاف ما با داعش اختلاف انسانیت است با توحش. مثلا کسی که از لحاظ ذهنی سالمه و وابسته به دستگاه حاکم نیست «دلیل خودش رو داره» رو برای مأموران آشوویتز به کار نمی‌بره.

۲- فحاشی بخشی از آزادی بیان است. چطور در این فرمول استفاده از آزادی، می‌شود همان استبداد؟ چه کسی جز آنکه می‌خواد آزادی مردم رو ازشون بگیره ممکنه چنین برچسبی بزنه؟
6
چرا نمی‌تونید؟ بالاخره چهل ساله در حال ارسال بچه‌های ژن‌خوب‌شون به کشورهای مختلف هستند. هر سفارت هم یه مقدار سیاه‌لشکر ثابت برای این کارها داره. به این‌ها اضافه کنید چپ‌های ضدآمریکایی رو که در همه مراسماتی که ممکنه بشه توش به آمریکا فحش داد شرکت می‌کنند، فارغ ازینکه برگزارکننده کی باشه.
6
یکی برداشته بود عکس قاسم گروگانگیر رو روی کاغذ آچهار چاپ کرده و زده بود به در مجتمع آپارتمانی. زیرش هم نوشته بود سردار وطنم! انگار این مطلب که سردار ولایت بوده، نه وطن، خوب به گوش‌شون خورده که خواسته بگه «حرف مردمو قبول ندارم». اما حداقل خودجوش پرینت کرده و از پایگاه محل نگرفته بود. بقیه اون‌هایی که پوسترهای تیراژی چاپ شده‌ش رو به شیشه ماشین می‌زنند منو یاد زمانی میندازن که در تظاهرات حکومتی فعال بودم. حتی اونجا میشد رایگان‌پرستی ایرانی رو از نزدیک دید. کاغذهای مرگ بر آمریکا رو که توزیع می‌کردند، بعضی‌ها بعد مراسم لوله می‌کردند و با خودشون می‌بردند. میپرسیدم کجا میبرید اینارو آخه؟ می‌گفتند «چاپ شده، حیفه». ژست «حتی زیر نور شمعی که با بیت‌المال خریداری شده قرآن نمی‌خوانیم» در میارن، ولی انگیزه، جمع‌آوری حداکثری هرچیزی که «دارن میدن» بود. سیستم عصبی انسان ایرانی به سیگنال‌های دارن میدن به شدت حساسه.‌ به دوستی می‌گفتم پوسترهای سردار رو دونه‌ای ۳۵ هزارتومن قیمت بزنید بعد ببینید چندنفر میزنند به شیشه ماشین‌شون. همه ما مبتلا به سندروم «ممد بدو یکی بگیر» هستیم. مادر خودم وقتی می‌دید ظهر عاشورا بدون چند پرس غذای نذری اومدم خونه فرض می‌گرفت که مردانگی ندارم و بیضه‌هام رو کوبیدن قبلا.‌ و همه تربیت‌یافته همین مادران مهربانیم. نمایشگاه الکامپ که می‌شد در ازدحام جلوی غرفه‌ها از لای دست و پا عبور می‌کردیم و مثل گربه‌ای که پنجه‌ش رو از زیر در میاره تو، به کاتالوگ‌هایی که روی میز بود چنگ مینداختیم و یکی دوتا برمی‌داشتیم و تو کیسه میذاشتیم و ازینکه وزن کیسه داره همینجور سنگین‌تر میشه لذت می‌بردیم. تا جایی که غرفه‌دارها مجبور شدند کاتالوگ‌ها و بروشورها رو جایی پنهان کنند و تا همکار یا یک آدم حسابی ازشون سوال مرتبط نپرسیده، تقدیم نکنند، و برعکس غرفه‌هایی که می‌دونستند در حالت عادی کسی بشون توجه نمی‌کنه خودشون عامدانه بروشورپراکنی می‌کردند تا آدم بیشتری جمع بشه و به نظر بیاد نمایشگاه امسال رو خیلی با موفق دارن پیش میبرن! رایگان پرستی چیزیه که باید زندگیش کرده باشی تا بفهمی چقدر میتونه عمیق باشه. یک‌بار که پیرزنی یک کاسه عدسی گرفته بود و بنا به دلایلی که فقط حضرت عباس می‌دونست غیرقابل خوردن بود، بعد ازینکه تلاش صادقانه‌ش در کنار پیاده‌رو برای تحمل مزه‌ش به نتیجه نرسیده بود، درش رو بست تا باخودش ببره خونه. گفتم حاج‌خانوم اینو باید بریزی دور فکر کنم. گفت باشه، میبرم خونه میریزم دور! می‌خواست لذت «تا خانه بردن یک چیز رایگان» رو از دست نداده باشه.
آره، اونی که عکس رو خودش پرینت کرده بود، ازین دست نبود. از لحاظ روانشناختی، در موقعیت همجنسگرایان غربی بود، که اقلیتند اما انقدر به در و دیوار می‌زنند که «من اینم ایهاالناس» که به نظر بیاد همه‌جا هستند، و اون‌هایی که همجنسگرا نیستند غیرعادی‌اند! سردار وطنم، یعنی شمایی که این بابا سردار وطن‌تون نیست غیرعادی هستید. ۹ دی هم با پرچم ایران همون کاری کردند که گی‌ها با رنگین‌کمان کرده‌اند. برای لجبازی با نمادهای سبز، فقط مونده بود پرچم ایران رو که تا دیروزش فقط لوگوی وسطش رو به رسمیت میشناختند، روی شورت‌شون هم چاپ کنند. از آنتن ماشین گرفته تا روی مقنعه تا آینه موتور، ناگهان به پرچم مزین شد، تا بگن ما وجود داریم!.. حقیقتا این‌ها تنها اکثریتی در جهان و تاریخ هستند که انقدر خودشون باور دارند که این اکثریت یک سرابه، که تمام رفتارهای اقلیت‌های سرکوب‌شده رو از خودشون بروز میدن. انگار همجنسگراهایی در مسکو هستند، یا صهیونیست‌هایی در غزه‌ هستند، یا اسکیموهایی در لیبی!
7
نیروی فضایی ارتش آمریکا که تازه تأسیس شده از یونیفرم پرسنلش رونمایی کردند و ملت ریختند زیرش به هجو و تمسخر که مگه فضا هم نیاز به استتار داره که این رنگیش کردین؟
این مردم فکر می‌کنند پرسنل نیروی فضایی تو فضا باید خدمت کنند و لباسشون باید سفید یا خاکستری متالیک باشه!
البته اطلاعات نداشتن خیلی ضایعه بزرگی نیست، ضایعه بزرگ اینه که فکر می‌کنند می‌دونن دارن درباره چی صحبت می‌کنند، و ضایعه خیلی خیلی بزرگتر اینه که این‌ها حق رأی دارند، و ازین حق هم استفاده می‌کنند، و مثلا میرن به کسی رأی میدن که اموال ثروتمندان رو مصادره کنه!
برای همینه که میگم دموکراسی باید مشروط باشه.
5