Anarchonomy
44.3K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
فالوعرهایی دارم بهتر از برگ درخت.
انقدر خوب گفت که دهانم دوخته شد.
تنسرنامه، نامه‌ای بود که تنسر به گشناسب، حاکم شمال ایران نوشت. گشناسب به دلایل متعددی با حکومت اردشیر مخالف بود. تنسر، یکی از هیربدان زرتشتی بزرگ اون دوران نامه‌ای بش مینویسه و برای تمام اون دلایل توجیهاتی میاره که ثابت کنه نه تنها اردشیر شایسته پادشاهیه، بلکه بهتر ازونیه که فکر می‌کردید! این نامه بعدا توسط ابن مقفع به عربی ترجمه شد.
مدیچی، یک خانواده ایتالیایی بود که سیصدسال به فلورانس حکومت کردند. در دوران‌شون هنر، تجارت و رفاه انسانی، مورد توجه قرار گرفت، و مملکت‌داری عقلانی تثبیت شد.
8
فرمانده کل قوا باید چطور استعفا بده؟ باید استعفانامه رو تسلیم چه کسی کنه؟ چه کسی باید بپذیره، یا نپذیره اون استعفا رو؟ فرمانده کل قوای ما، ولی فقیه هم هست. باید از ولایت هم استعفا بده؟ مگه امام میتونه بگه من از امام بودن انصراف میدم؟ تا حالا در تاریخ داشتیم امامی که از امامت استعفا بده؟ میشه ولی فقیه بمونه ولی فقط از فرماندهی کل قوا استعفا بده؟ چطور میشه در رأس نظام بمونه ولی همه بالاتر از او باشند؟

ما ایرانی‌ها خدایان شعر و قافیه‌ایم. و همین غرق شدن در اشعار موجبات هلاکت‌مون رو فراهم کرد. همچون زنبوری که با نیش زدن، میمیرد.
9
مسئول آماد و پشتیبانی بود. من رو برای درد و دل انتخاب کرد. گفت اشتباه بزرگی کردم. تابلو برق نصب می‌کردم، که درآمدش بد نبود، ولی همیشه نبود. خسته شدم. می‌خواستم حقوق ثابت داشته باشم. و حالا اینجام. که هرروز داره مریض‌ترم می‌کنه، و نمی‌تونم بیرون بیام. گفتم چرا؟ گفت چرا مریض‌ترم می‌کنه یا چرا نمی‌تونم بیرون بیام؟ گفتم اولی. گفت نمی‌تونم چجوری بگم. گفتم چون همه‌چیز زشته؟ گفت آفرین. همینه. همه‌چیز زشته.
منتظر بود چرای دومی رو هم بپرسم، اما وانمود کردم یادم رفته. جوابش رو می‌دونستم. جرئت بیرون زدن از جهنم رو نداشت. از شنیدن همه‌چیز زشته من به وجد اومد، اما اگه می‌گفتم خودت هم زشت شدی دیگه نمی‌گفت زدی تو خال.

همه‌چیز زشته. ولی اذعان کردن بش چیزی رو تغییر نمیده. اگه ازین زشتی بیرون نریم، خودمون هم زشت میشیم. کسی کاور و زره نداره‌.
4
بیشتر مردم ایران دنبال آلترناتیوی برای حکومت نیستند. دنبال یک زندگی آلترناتیو هستند. نسخه‌ دیگه‌ای که در اون همین کار فعلی رو انجام بدن ولی قدرت خرید بیشتری داشته باشند، ریسک کمی متحمل بشن اما پاداش زیادی از اقتصاد بگیرند، واردات آزاد باشه اما بچه‌هاشون بیکار نباشند، بیشتر چیزها مفت یا ارزان باشه اما دلار گرون نشه، ایران یکی از قلدرهای جهانی باشه ولی محاصره نشه، همزمان یکم از مسئولیت‌های امام زمان رو هم به عهده بگیره ولی تبعات مادی نداشته باشه، مزاحم سبک زندگی دیگران بشن ولی دولت مزاحم سبک زندگی خودشون نشه، دولت بزرگ و مقتدر باشه اما فاسد نباشه. رضاخان «باعرضه» دیگه‌ای عهده‌دار مملکت بشه اما کشور مثل کانادا اداره بشه.

چیزی که ایرانی‌ها میخوان همون‌چیزیه که خودشون هستند. پکیجی از آرزوهای متناقض. و هرچه باشه دست‌نیافتنی خواهد بود. البته این تعمیم دادن به این معنی نیست که همه ۸۵ میلیون نفر همین هستند. قطعا اینطور نیست. ولی هر موجی شکل بگیره، فرم دهنده‌ش این‌ها خواهند بود.

بنابراین اگر احیانا و احیانا روزی فرصت پیدا کردند حکومتی غیر از طاعونی که فعلا هست رو انتخاب کنند، نیروهایی ظاهر میشن برای کسب قدرت که بخشی ازون پکیج رو برآورده کنند و در مورد بقیه‌ش دروغ بگن، و بالاخره یکی‌شون رأی لازم رو خواهد آورد و بر همه‌چیز مسلط خواهد شد. ایرانی‌ها به آلترناتیوی که من نوعی جلوشون قرار بده رأی نخواهند داد. نگاه نکنید این روزها از دروغ‌های بزرگی که شنیدن خون‌شون به جوش اومده؛ در اون روز موعود به صداقت محض رأی نخواهند داد.

و اما اگه صرفا کنجکاوید، این آلترناتیو شخصی منه، که تا ابد یک رویا باقی خواهد موند:
تکرار تجربه افغانستان و عراق در ایران، شلیک تیر به قلب خودمونه. نباید کشوری برهنه از اندیشه غربی رو مستقیم فرستاد داخل تنور دموکراسی. دو نهاد باید به کل از رأی مردم مصون باقی بمونه: ارتش، و بانک مرکزی. اولی برای اینکه چیزی مثل حشدالشعبی از پارلمان «منتخب» بیرون نیاد، و دومی برای اینکه اقتصاد بازیچه و ماشین چاپ پول دولت «منتخب» نشه. برای اینکه بشه این دوتا رو از شر دموکراسی خاورمیانه‌ای حفاظت کرد، نیاز به دیکتاتوری هست که توتالیتر نباشه. (نظام دموکراتیک توتالیتر بدتر از نظام دیکتاتوری غیر توتالیتره). و یک شاه میتونه جایگاه اون دیکتاتور غیرتوتالیتر رو بگیره. مهم نیست چه کسی باشه. میشه از هر کسی یه شاه ساخت، گر خدا خواهد. سپس مابقی حاکمیت رو میشه به دموکراسی سپرد. به عبارتی به جای اینکه سلطنت رو مشروطه کنیم، دموکراسی رو مشروطه می‌کنیم. چه تضمینی هست اون شاه با ارتشی که در اختیار داره دموکراسی رو نکنه تو کیسه مشکی؟ تقریبا هیچ. اما اگه در همون ابتدا درست انتخابش کنیم، تا حداقل سی سال فرصت تنفس به جامعه داده میشه تا با دنیای متمدن آشنا بشه و خودشو آداپته کنه، و اگه درست انتخاب نکنیم از چیزی که الان هست بدتر نمیشه.

ممنون که پرسیدید.
👍15
رد صلاحیت شده و برای دلخوشی جمله‌ای از حضرت امیر میاره که ذره‌ای بش اعتقاد نداره. خوبی دنیای جدید اینه که شهروندان عادی می‌تونن چنین سوالاتی ازش بپرسند. اما دقیقا همونطور که هیچ اعتقادی به اون جمله نداره، هیچ احساس شرمی هم نداره که چنین سوالی ازش پرسیده بشه. در واقع هیچ احساس شرمی نداره که دیگران به وضوح ببینند که به هیچ کدوم از چیزهایی که میگه اعتقاد نداره. برای همین شرمنده کردن این‌ها بی‌معنیه. چون مثل اینه که یک جوک رو برای یک جنازه تعریف کنی و انتظار داشته باشی بخنده.
8
تصور غالب این است که ترغیب مردم به شرکت در تجمعات اعتراضی کار سختی است. البته که سخت است، چون تا وقتی طرف مقابل هیچ خط قرمز اخلاقی ندارد، دعوت به تظاهرات مثل دعوت به «عروسی سرخ» است‌. اما این سخت‌ترین کار ممکن نیست‌. دعوت افراد به بیرون کشیدن خودشان از انتفاع حکومتی، به مراتب سخت‌تر است. می‌شود حتی در خطرناک‌ترین تظاهرات ممکن شرکت کرد، و زخمی هم شد، و برگشت، و احساس «من دینم را ادا کردم» هم پیدا کرد. اما آن فقط یک جنگ دو سه ساعته است. قطع کردن بند ناف از رحم حکومت، یک داستان کاملا جداست‌. جنگ اصلی آن‌جاست. جایی که افراد باید تصمیم بگیرند می‌خواهند بخشی ازین تشکیلات باشند، یا نباشند. حاضرند قید درآمد ثابت را بزنند؟ حاضرند دیگر با «من کاری با حکومت ندارم، دارم به کشور خدمت می‌کنم» خودشان را گول نزنند؟ می‌توانند خودشان را از هر برنامه و پروژه‌ای که هدفش عادی جلوه دادن شرارت است بیرون بکشند؟ حاضرند اسپانسرهای حکومتی را بایکوت کنند؟ چقدر حاضرند در این بایکوت پیش بروند؟ چقدر حاضرند بابت «لگد زدن به بخت خود» که با پشت کردن به دولت رخ داده از دیگران سرزنش بشنوند؟

ما این جنگ را سر و ته فهم کرده‌ایم. فکر می‌کنیم باید جمعی در خیابان تصمیمات سخت بگیریم تا فردی تصمیم‌های سخت‌تر گرفته شود.
کسانی در خیابان به آدم‌کش‌ها غلبه خواهند کرد، که قبلا در خلوت به خودشان غلبه کرده باشند.
15
به کسانی که داغدیده قاسم گروگانگیر هستند بگید حاضری در یک دادگاه بین‌المللی گناهانش رو به دوش بکشی؟ به جای اون در دادگاه بشینی و به اتهامات جواب بدی. میتونی یا نمیتونی؟
زمانی که افسران نازی آزاد بودند که هرکاری دلشون بخواد بکنند، دیگرانی هم آزاد بودند که وانمود کنند اون‌ها میراث ملی آلمان هستند! ولی وقتی ورق برگشت و روی نیمکت‌های دادگاه نشستند، دیگه دفاعی نداشتند، سرشون رو انداختند پایین و به خشتک شلوارشون زل می‌زدند. چون دیگه نمی‌شد اشعار ملی - عقیدتی سرود! و جنایت رو توجیه کرد.
10
با فرض دیکتاتوری که فقط ارتش و بانک مرکزی رو در اختیار داره؟
خیلی مهمه که قانون اساسی چطور تنظیم بشه. ایران برای نجات، قانونی لازم داره که مثل کوه پشت مالکیت خصوصی و متعاقبا آزادی‌های فردی بایسته. اما تجربیات خاورمیانه‌ای نشون میده که قانون اگه بی‌دفاع باشه میمون‌ها ازش بالا میرن و انقدر میجوندش که چیزی ازش باقی نمونه. و فقط یک شاه که ارتش رو در اختیار داره می‌تونه ازش حفاظت کنه.
در مورد بانک مرکزی هم باید مثل اسب تروا عمل کنه. یعنی به جای اینکه مقتدرترش کنه، بلاموضوعش کنه، طوری که در یک بازه زمانی مشخص عملا بانک مرکزی از سیستم حذف بشه. یعنی تبادلات کاملا آزاد پولی، با رمزارزی که خارج از کنترل دولته. و این کار رو هم فقط یک شاه میتونه انجام بده.
7
در این کانال هستند چندنفری که عکس پروفایلشون رو به عکس قاسم گروگانگیر تغییر دادند. تعدادشون کمه بحمدالله، ولی هستند. یک سوال خیلی جدی دارم ازشون‌. این کلیپ از طالب‌زاده رو نگاه کنید. فکر می‌کنید اگه سلیمانی زنده بود و این کلیپ رو می‌دید به نشانه تأیید سرش رو تکون نمی‌داد؟ به نظرتون اختلاف دیدگاهی وجود داره بین طالب‌زاده و سلیمانی؟
اتفاقا من خیلی استقبال می‌کنم که «سرداران رشید اسلام» شناسانده بشن به جوانان.



https://t.me/masih_alinejad/9733
7
در فلاکت ذهنی این‌ها همین بس که همون نمایش «راهبردی»شون هم یک حقارت مجسم بود. خبرنگار سی‌ان‌ان مثل سگ بو می‌کشید از زیر آوار تا بتونه یه لکه خون پیدا کنه و هوچی‌بازی راه بندازه علیه ترامپ.. ولی پیدا نکرد! سرداران فربه شده از بیت‌المال بی‌زبان، دنیایی فانتزی از «اقتدار» ساختند برای این مستضعفان فکری، که خودشون به واقعیت این خانه پوشالی بهتر از هرکسی واقف بودند، و سر بزنگاه رهاشون کردند، تا این طفلک‌ها «ناهماهنگی شناختی» که گرفتارش شده بودند رو با بی‌مقدار شمردن خون آدم‌ها تسکین بدن.
7
در بین اعضای کانال کسانی هم هستند، اعم از مذهبی و غیرمذهبی، که پروفایل‌شون رو به عکس هیچ تروریستی تغییر ندادن، ولی معتقدند نظام ایران باید جلوی امپریالیسم آمریکا بایسته بهرحال!
این‌ها گونه جالب‌تری هستند (با صدای آتنبرو بخونید). اونی که میگه مردم رو کشتیم که کشتیم، فدای سر آقا! باز تکلیفش مشخصه. ولی این‌ها پیچیده‌تر و تأسف‌برانگیزترند. معتقدند «باید جلوی آمریکا ایستاد ولی نه اینجوری!». یعنی می‌شد این مبارزه رو بدون این خرابکاری‌ها و افتضاحات انجام داد، و اگر خرابکاری و افتضاحی هم رخ داد باید بهتر ازین‌ها به افکار عمومی پاسخ داده می‌شد! یعنی مشکل‌شون اینه که نظام در این جنگ عاشورایی! علیه نظم جهانی، هم در تکنیک، و هم در روابط عمومی، ضعیفه! و اگر می‌خواد در این جنگ به نتیجه برسه، باید این نقیصه رو برطرف کنه!
دقت کنید که هدف از جلب رضایت افکار عمومی، دموکراتیزه کردن این جنگ عاشورایی نیست، بلکه افکار عمومی به شکل یک «ذاتا مزاحم آرمان‌ها» قلمداد میشه که نباید آتو دستش داد! افکار عمومی رو به مثابه سگ‌هایی می‌بینند که نباید با «بی‌مبالاتی» بیدارشون کرد که واق‌واق‌شون دنیا رو برداره.
بر خلاف ظواهر، قشر حزب‌اللهی بسیار پرت‌تر ازین حرف‌هاست که هدایت‌کننده این جنگ عاشورایی باشه. ستیز با هژمونی آمریکا، پروژه چپ بود که روی حزب‌اللهیسم سوار شد، و انقدر تمیز و فیت، که بچه حزب‌اللهی امروز اصلا حس نمی‌کنه که حمال چه جریانی شده.
و چپ برای این ستیزش با هژمونی آمریکایی همونقدر از دموکراسی بیزاره که مار از پونه بدش میاد، ولی معمولا افکار عمومی جلوی خونه‌ش سبز میشه. برای همین هیچ‌وقت پروژه آمریکاستیزی رو به رأی عمومی نمیذارن. حاضرند هرکسی و هر جایگاهی رو اگه لازم شد فدای مطالبات افکار عمومی بکنند، اما این یکی رو به رأی نذارن.
6
چیزهایی می‌شنویم این روزها که میگم کاش میشد ترجمه کرد و فرستاد برای مقامات پنتاگون. اگه بفهمند عده‌ای از ایرانیان چه تصوراتی از توانایی‌ها و امکانات‌شون دارند حتما بشون خیلی خوش میگذره.‌
و فکر می‌کنم این یک زمینه روانشناختی داره.‌ بمباران تبلیغاتی و رسانه‌ای حکومت در طول چهار دهه، قدرت آمریکا رو هرروز به سر سفره مردم عادی آورد. هیچ خانواده‌ای در دنیا به اندازه خانواده ایرانی، درگیر هژمونی آمریکا نیست، حتی اون خانواده‌هایی در خاورمیانه که بمب آمریکا افتاده تو خیاط خونه‌شون.
6
پیج‌های اینستاگرامی و کانال‌های تلگرامی که پست‌ های منو کپی پیست می‌کنند انقدر تنوع دارند که دارم شک می‌کنم نکنه تعداد اعضاء کانال بیشتر ازین حرفاست و یه سری‌شون hidden هستن!

خانوم دکتر که انقدر وقت داره عکس مرتبط پیدا کنه واسه مطلب نمیدونم چرا وقت نذلشت یکم تو جملات تغییر ایجاد کنه 😁
5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میگن تو تکنولوژی، اونی که اول نوآوری ایجاد میکنه پل بقیه رقبا میشه. یعنی بقیه متوجه کاستی‌هاش میشن و بهترش رو میسازند و ازش جلو میزنند. همین الان که ما داریم عملکرد این دستگاه پیتزازن رو می‌بینیم یه عده دارن ایراداتش رو درمیارن. و خدا داند نسل بعدی این دستگاه که همین شرکت یا رقبا بسازند، چقدر کامل‌تر ازینه. اگه تو نسل اولش میتونه عملا چند شغل رو حذف کنه، تو نسل چهارم چه خواهد کرد؟
یکی از اصنافی که بحث «حداقل دستمزد» رو در بین محافل اقتصادی زنده نگه داشته صنف فست‌فودی‌هاست. اما مثل اینکه اون بحث به زودی موضوعیتش رو از دست خواهد داد.
دولت‌ها همیشه ادعا می‌کنند که نگران «رقابت» در بازار هستند، و چنگال مقرراتشون رو باز می‌کنند تا نکنه احیانا انحصار بوجود بیاد! فرقی هم نداره چه حزبی قدرت رو در دست داره. وال‌استریت‌ژورنال یک نمونه تاریخی رو میاره که نشون میده نه تنها «مقررات بیجا مانع کسب است»، بلکه خیلی از تمهیداتی که اندیشیده میشه موضوعیت ندارند.
وقتی که امریکن‌انلاین که تأمین‌کننده اینترنت دایال‌آپ بود می‌خواست با تایم‌وارنر که تأمین‌کننده محتوا بود ادغام بشه، دولتی‌ها فریاد مصیبتا سر دادند که ای وای، محتوا و زیرساخت میفته دست یه شرکت، بدبخت میشیم! و در همین راستا ازش کلی تعهد گرفتند و بعضی کارها رو منع کردند. اما دو اتفاق افتاد، نه شرکتی که ازین ادغام بوجود اومد به غولی تبدیل شد که فکرش رو می‌کردند (چندسال بعد از هم جدا شدند، امریکن‌انلاین به قهقرا رفت و به ثمن بخس فروخته شد)، نه در ضمن حیات اون شرکت بزرگ، خللی در رقابت بوجود اومد و ده‌ها شرکت دیگه مثل گوگل و فیسبوک و آمازون ظاهر شدند که در ابتدا حتی زیرساخت هم از خودشون نبود ولی حالا هرکدوم غول‌های بزرگی هستند.

هر موقع بروکرات‌ها ابراز نگرانی می‌کنند صحیح‌ترین واکنش اینه که بشون گفته بشه: شما بتمرگید لطفا.‌



https://www.wsj.com/articles/a-lesson-for-todays-tech-trustbusters-11578614480?redirect=amp#click=https://t.co/G8A9JokE16
یکی از نشانه‌های واضح عمیق‌تر شدن گپ دیجیتال بین ایران و دنیای بیرون از ایران، دستگاه‌های NAS
(یا منابع ذخیره دیتا متصل به شبکه) هستند. با این‌ها می‌شد یک نوع سرور ذخیره‌سازی اطلاعات توی خونه درست کرد که به اینترنت هم متصله. الان هم میشه. اما بازارش به شدت افت کرده. در زمان اوج‌گیری اسمارتفون‌ها، فروش خوبی داشتند چون تعداد بالای عکس‌ها و فیلم‌هایی که موبایل‌ها تولید کرده بودند، نیاز به جایی برای ذخیره‌سازی داشت. اما در نمایشگاه CES امسال اصلا رمق ده سال پیش رو نداشتند. دو اتفاق افتاده. سرورهای ابری با هزینه‌ای مشابه دارند اطلاعات مردم رو ذخیره می‌کنند و نیازی به هارددیسک‌های خانگی نیست. و سرویس‌هایی مثل نتفلیکس دارند با قیمتی مناسب هر فیلمی که مشتری بخواد و هروقتی که بخواد براش پخش می‌کنند و لازم نیست آرشیو خانگی بسازه.
و این در حالیه که در ایران این اتفاقات یا نیفتاده یا در حد یه شوخیه. حس غریبیه که یک صنعت رشد کنه، و به اوج برسه، و دوباره بیاد پایین، و ما هیچ جای این مسیر نبوده باشیم.
ترک‌ها یک واژه دارند برای انسان نفهم، طوری که فهمیدن اصلا در توانش نیست: آناماز! (تشدید روی ن). به جرئت میشه گفت هیچ تعریف مصور بهتری از یک سپاهی برای این واژه وجود نداره.
4
یکی از همشهریان مراتب نفهمی رو در ترکی لیست کرده. دونستنش جهت اطلاعات عمومی بد نیست.
7
این روزها در پست‌های تلگرامی و وبلاگی عبارت «سوء مدیریت» را زیاد می‌بینید، یا خواهید دید. بندگان خدایی که نویسندگان این دست از مطالب هستند همه قصد و غرضی برای تبرئه جنایتکاران ندارند. مشکل بیشترشان این است که مسائل پیچیده را ساده می‌بینند. سوء مدیریت یک مسئله پیچیده است، ولی همه‌جا و همه‌‌وقت علت را سوء مدیریت دانستن، ساده‌انگاری واقعیت است.
وقتی نیروهای آمریکایی به عراقی‌های مسلح که در بین‌شان یک عکاس هم بود شلیک کردند که منجر به کشته شدن او شد و بعدا نیویورک‌تایمز افشایش کرد، «خطای انسانی» را علت قتل عنوان کردند. اما همه می‌دانستند و در ویدئو ضبط شده هم قابل تشخیص بود که لنز تله کنون هیچ شباهتی به آرپی‌جی ندارد! درست همان موقع بود که صحبت از «سوء مدیریت» در پنتاگون شد، و قرار شد مدیریت کنند و دیگر «سوء» نداشته باشد. نه فقط خود پنتاگون، بلکه همان نویسندگانی که قصد تبرئه ندارند، وارد میدان می‌شوند و به مخاطب القاء می‌کنند که «یک آدم بد پشت اسلحه نشست، و شد آنچه شد». و مدیریت صحیح این است که نگذارد آدم بد دستش به اسلحه برسد!
البته تردیدی نیست که آدمی که هم در اخلاقیات و هم روح و روان، پریشان است پشت تیربار بنشیند، در سمت مقابلش اتفاقات بدی می‌افتد. ولی اکثر افرادی که پشت تیربار می‌نشینند از مشکل خاصی رنج نمی‌برند و اشتباهی آنجا قرار نگرفته‌اند.
چیزی که پنتاگون درباره‌اش صحبت نکرد، و «علت‌یابان» هم به آن اشاره نکردند، نگاه بالا به پایین سیستماتیک مجموعه ارتش به انسان خاورمیانه‌ای بود، که صدالبته به فرد هم منتقل می‌شد، و شد.
نکته ظریفی اینجا هست که نباید سرسری از آن گذشت. آن سربازی که یک کلید را فشار می‌دهد و در نتیجه آن یک عکاس کشته می‌شود، لزوما با خودش فکر نمی‌کند که من انسان متعالی‌تر از آن عکاس هستم. مسئله اصلا شخصی نیست. بلکه دارد فکر می‌کند «ما» صلاحیت این را داریم که تعیین کنیم جان این‌ها چقدر می‌ارزد! تلف شدن یک عکاس به خاطر از بین بردن چند معارض مسلح می‌ارزد؟ بله می‌ارزد! این را پشت بی‌سیم به او نگفته‌اند‌. در طی یک جهان‌بینی جمعی به او منتقل شده.
و البته این جهان‌بینی جمعی صرفا در پنتاگون جریان ندارد. همه‌جا هست. حتی در بین مخالفان جنگ. دقت کنید به نقشه راهی که تعیین می‌کنند: خاورمیانه به ما مربوط نیست، نیروهامون رو برگردونید خونه، «بذارید مسلمونا و عربا هرچقدر خواستن همو بکشن». حتی مخالف جنگ هم که شام را به صبح نمی‌رساند مگر فحشی به نظامیان بدهد، دارد تعیین می‌کند که جان این مردم چقدر می‌ارزد (به دخالت نمی‌ارزد).
اما آن‌ها حداقل این شانس را داشتند که مفاهیم مدرنی مثل قانون اساسی و کشور و ملت و مرز و شهروند، برایشان تثبیت شده و مافوق همه‌چیز باشد، و آن جهان‌بینی با نگاه بالا به پایین، دامن خودی‌ها و هموطن را نمی‌گیرد. در ممالک ما، که هنوز در چهارصدسال قبل خود مانده‌اند، اولا وطن و هموطن معنا ندارد، و دوما جهان‌بینی جمعی مستقر، یک ایدئولوژی مذهبی است که از یک معجون باستانی به دست آمده (تشیع امروزی ۲ هزار سال دینداری ایرانی را در خود جمع کرده، و مثل خون تیره یک پیرمرد معتاد به سیگار، بیشتر از آن که اکسیژن منتقل کند، در حال گرداندن سموم در همه اندام‌هاست).
تصمیم به کشتن مرد و زن و نوجوان و سالخورده معترض، چه در خیابان باشند چه در نیزار، و چه کشتن هدفمند صد و هفتاد مسافر هواپیما، تصمیمات افراد نیستند، و تبعا حاصل «مدیریت بد» هم نیستند. حاصل نگاه جمعی عده‌ای هستند که جهان‌بینی‌شان آن‌ها را در جایگاهی قرار داده که تعیین کنند جان هرکس چقدر می‌ارزد.
یک مجموعه ایدئولوژیک را هرچقدر هم خوب مدیریت کنی، باز آدم‌ خواهد کشت و مرتکب جنایت خواهد شد. شاید تر و تمیزتر، و بی‌ سر و صداتر.
4
Anarchonomy
این روزها در پست‌های تلگرامی و وبلاگی عبارت «سوء مدیریت» را زیاد می‌بینید، یا خواهید دید. بندگان خدایی که نویسندگان این دست از مطالب هستند همه قصد و غرضی برای تبرئه جنایتکاران ندارند. مشکل بیشترشان این است که مسائل پیچیده را ساده می‌بینند. سوء مدیریت یک مسئله…
این مطلب نیاز به یک پی‌نوشت داره. گفتم شر جهان‌بینی جمعی اون‌ها دامن شهروند خودشون رو نمی‌گیره. ولی اوباما خرق عادتی انجام داد و شهروند داعشی خودش رو با حمله پهپادی از بین برد. البته برای اینکه نسبت به اوباما بی‌انصاف نباشیم باید گفت این در دولت ترامپ هم رخ میده. همین پریروز یک شهروند مصری-آمریکایی در یکی از زندان‌های ژنرال سیسی بر اثر اعتصاب غذا جان داد. احتمالا گفتند پیگیری سلامت یک عنصر اخوانی با افکار تروریستی به رو انداختن به ژنرال نمیارزه. دور نکردن شهروند از مرگ حتمی، با زدنش با پهپاد فرقی نداره. ولی درستش این بود که بگن اگه میخواد اعتصاب غذا کنه بذارید بیاد تو یه زندانی تو مثلا آریزونا اعتصاب کنه، نه تو زندان‌های شما که سگ صاحابش رو نمیشناسه.
همیشه مهم‌ترین استدلال مخالفان تحریم‌های آمریکا این بوده که تحریم خارجی بیشتر مردم رو مورد آسیب قرار میده تا حاکمیت رو.
البته در برابر این سوال که «اگر شما جای یک قدرت بین‌المللی بودید چطور با یک حکومت یاغی که جز شرارت چیزی به جهان اضافه نمی‌کند برخورد می‌کردید؟» جواب شفافی ندارند.
و صد البته هر محاصره‌ای که به قصد تحت فشار قرار دادن گروگانگیرهاست، به گروگان‌ها هم میتونه آسیب بزنه.
ولی میشه بنا رو بر این گذاشت که حق با اون‌هاست و تحریم خارجی بی‌فایده‌ست. آیا بدیل تحریم خارجی تحریم داخلی نیست؟ چرا برنامه‌ای برای تحریم مردمی حاکمیت شکل نمی‌گیره؟ بهترین روش برای قراردادن دولت در تنگنای مالی، امتناع از پرداخت مالیات و مخفی کردن تراکنش‌ها و زیرزمینی کردن تجارته، که اگه به صورت هرچه دسته‌جمعی‌تر انجام بشه، کنترل و سرکوب رو برای سازمان مالیات‌گیرنده سخت‌تر می‌کنه.

تقریبا مطمئنم که این اتفاق نمیفته و مهندسان و کاربلدان و کسانی که از لحاظ تکنیکی و تاکتیکی میتونن این تحریم‌ها رو طراحی و همه‌گیر کنند، به کپی پیست جملات هانا آرنت و ارسال‌شون بهمدیگه، اکتفا خواهند کرد! واقعیت بس تأسف‌برانگیزیه که کارمند وزارت خارجه آمریکا اشراف بیشتری داره به اینکه یک برنامه تحریمی در داخل ایران چطور میتونه کار بکنه، تا خود ما که داریم تو این محیط زندگی می‌کنیم.
5