ما مدتهاست یک مشکل ارتباطی داریم بین فعالان شبکههای اجتماعی و توده مردم کوچه و بازار. با کلیشه «توعیتر معرف جامعه ایران نیست» مخالفم، چون تاریخ انقضاش مدتها قبل سررسیده. اما همچنان در انتقال «آنچه الان مهم است» ازین شبکهها به مردمی که مجبورند مشغول امورات روزمره باشند، و برعکس، از مردم به شبکههای اجتماعی، یکمی مشکل داریم. اما به طرز عجیبی، خود حکومت در رفع این مشکل با ما همکاری میکنه. و این همکاری چیزی نیست جز استفاده از استراتژی «پلیس ضدشورش برای همه چیز». در کشورهای نرمال، در بیشتر گردهماییهای خیابانی، همون پلیس راهنمایی و رانندگی برای کنترل و هدایت جمعیت کفایت میکنه. و اگه ابعاد پیدا کرد، ماموران پاسگاه محلی کار رو انجام میدن. فقط در ایرانه که پلیس ضدشورش اولین نیروییه که وارد قضیه میشه، و در همه موارد. ضدشورش برای مراسم ختم، ضدشورش برای مراسم استقبال، ضدشورش برای روشن کردن شمع، ضدشورش برای خواندن سرود دسته جمعی، ضدشورش برای تجمعات طلبکاران یک شعبه بانک! ضد شورش برای بازنشستگان، ضدشورش برای معدنچیان، ضدشورش برای کارگران.
وقتی ضدشورش میاد، اگه مردم کوچه خیابان از اهمیت مسئلهای که در شبکه اجتماعی مطرح بوده غافل بودند، متوجه داستان میشن. و اگه کاربران شبکه اجتماعی از مسئلهای که در سطح شهرهای دور و نزدیک مطرح بوده غافل بودند، متوجه داستان میشن. در واقع پلیس ضدشورش تبدیل شده به «پیک». (در تناظری جالب همشون هم موتوری هستند).
اگه این نظام ذرهای از عقلانیت بهره برده بود، حتی در جهت منافع خودش هم که شده، خیلی سریع جلوی این پیک رو میگرفت. از همین حماقتهای راهبردی متوجه بشید که چطور مملکت هیئتی اداره میشه.
وقتی ضدشورش میاد، اگه مردم کوچه خیابان از اهمیت مسئلهای که در شبکه اجتماعی مطرح بوده غافل بودند، متوجه داستان میشن. و اگه کاربران شبکه اجتماعی از مسئلهای که در سطح شهرهای دور و نزدیک مطرح بوده غافل بودند، متوجه داستان میشن. در واقع پلیس ضدشورش تبدیل شده به «پیک». (در تناظری جالب همشون هم موتوری هستند).
اگه این نظام ذرهای از عقلانیت بهره برده بود، حتی در جهت منافع خودش هم که شده، خیلی سریع جلوی این پیک رو میگرفت. از همین حماقتهای راهبردی متوجه بشید که چطور مملکت هیئتی اداره میشه.
❤7
متأسفانه هنوز در ذهن بسیاری از مردم این افسانه ناهمگونی دولت با «بقیه حکومت» همچنان زندهست، و به امید حیات همون ذهنیت این جرثومه خیانت داره این قصههای جعلی رو منتشر میکنه. این دولت امنیتیترین دولت تاریخ جمهوری اسلامیه و به همهجا اشراف داره و حتی اگر ناهماهنگی وجود داشت (که نداره) نیازی به ساز و کار متعارف نداشتند برای اینکه مطلع باشند چه خبره و قراره چه خبر باشه.
❤6
تصور کنید داعش به کشور حمله کند ولی فقط سازمان اورژانس کشور را در اختیار بگیرد. بعد از مدتی پشت هر آمبولانس یک عضو داعش نشسته باشد. که علاوه بر جابجایی اعضای دیگر و مهمات، گاهی، بیماران را هم به بیمارستان منتقل کند. و عدهای از مردم با علم به این موضوع، به آمبولانسها راه ندهند، یا حتی راهشان را ببندند. بعد آقای ایکس بیاید بگوید مردم متوجه نیستند، اعتماد به اورژانس مسئله مهمی است، سرمایه اجتماعی و اعتماد از بین رفته، و این خطرناک است!
به این که راننده اورژانس یک هیولاست نمیگوید خطرناک. به اینکه جلویش راهبندان درست کنیم میگوید خطرناک!
به این که راننده اورژانس یک هیولاست نمیگوید خطرناک. به اینکه جلویش راهبندان درست کنیم میگوید خطرناک!
❤10
ببینید در کلکسیون فرضیات محسن حسام مظاهری چه چیزهایی میشه پیدا کرد
فرض اینکه خامنهای قابلیت التیامبخشی به زخم مردم رو داره!.. آقای مظاهری واقعا دارید در ایران زندگی میکنید؟
فرض اینکه عزل فلان سردار و بهمان چهره، اعتماد مردم به نظام رو تقویت میکنه!
فرض اینکه مردم اعتباری قائلند به دادگاههای قوهای که در رأسش یک قاتل منصوب شده!
فرض اینکه مردم لنگ یک تعطیلی دیگه بودند!
فرض اینکه تشکیلاتی که همین چند هفته پیش جوان مردم را کشته و در رودخانه رها کرده از قربانیان دلجویی کند!
فرض اینکه میشه برای تشییع اینها هم مراسمی مثل مراسم فرد شماره ۲ نظام گرفت و تجمع به یک شورش ضدحکومتی تبدیل نشه!
و از همه مهمتر فرض عجیب اینکه یک هیئت، یک گنگ، یک دار و دسته، مثل یک «سیستم» عمل کنه!
کجایی برادر؟
فرض اینکه خامنهای قابلیت التیامبخشی به زخم مردم رو داره!.. آقای مظاهری واقعا دارید در ایران زندگی میکنید؟
فرض اینکه عزل فلان سردار و بهمان چهره، اعتماد مردم به نظام رو تقویت میکنه!
فرض اینکه مردم اعتباری قائلند به دادگاههای قوهای که در رأسش یک قاتل منصوب شده!
فرض اینکه مردم لنگ یک تعطیلی دیگه بودند!
فرض اینکه تشکیلاتی که همین چند هفته پیش جوان مردم را کشته و در رودخانه رها کرده از قربانیان دلجویی کند!
فرض اینکه میشه برای تشییع اینها هم مراسمی مثل مراسم فرد شماره ۲ نظام گرفت و تجمع به یک شورش ضدحکومتی تبدیل نشه!
و از همه مهمتر فرض عجیب اینکه یک هیئت، یک گنگ، یک دار و دسته، مثل یک «سیستم» عمل کنه!
کجایی برادر؟
فالوعرهایی دارم بهتر از برگ درخت.
انقدر خوب گفت که دهانم دوخته شد.
تنسرنامه، نامهای بود که تنسر به گشناسب، حاکم شمال ایران نوشت. گشناسب به دلایل متعددی با حکومت اردشیر مخالف بود. تنسر، یکی از هیربدان زرتشتی بزرگ اون دوران نامهای بش مینویسه و برای تمام اون دلایل توجیهاتی میاره که ثابت کنه نه تنها اردشیر شایسته پادشاهیه، بلکه بهتر ازونیه که فکر میکردید! این نامه بعدا توسط ابن مقفع به عربی ترجمه شد.
مدیچی، یک خانواده ایتالیایی بود که سیصدسال به فلورانس حکومت کردند. در دورانشون هنر، تجارت و رفاه انسانی، مورد توجه قرار گرفت، و مملکتداری عقلانی تثبیت شد.
انقدر خوب گفت که دهانم دوخته شد.
تنسرنامه، نامهای بود که تنسر به گشناسب، حاکم شمال ایران نوشت. گشناسب به دلایل متعددی با حکومت اردشیر مخالف بود. تنسر، یکی از هیربدان زرتشتی بزرگ اون دوران نامهای بش مینویسه و برای تمام اون دلایل توجیهاتی میاره که ثابت کنه نه تنها اردشیر شایسته پادشاهیه، بلکه بهتر ازونیه که فکر میکردید! این نامه بعدا توسط ابن مقفع به عربی ترجمه شد.
مدیچی، یک خانواده ایتالیایی بود که سیصدسال به فلورانس حکومت کردند. در دورانشون هنر، تجارت و رفاه انسانی، مورد توجه قرار گرفت، و مملکتداری عقلانی تثبیت شد.
❤8
فرمانده کل قوا باید چطور استعفا بده؟ باید استعفانامه رو تسلیم چه کسی کنه؟ چه کسی باید بپذیره، یا نپذیره اون استعفا رو؟ فرمانده کل قوای ما، ولی فقیه هم هست. باید از ولایت هم استعفا بده؟ مگه امام میتونه بگه من از امام بودن انصراف میدم؟ تا حالا در تاریخ داشتیم امامی که از امامت استعفا بده؟ میشه ولی فقیه بمونه ولی فقط از فرماندهی کل قوا استعفا بده؟ چطور میشه در رأس نظام بمونه ولی همه بالاتر از او باشند؟
ما ایرانیها خدایان شعر و قافیهایم. و همین غرق شدن در اشعار موجبات هلاکتمون رو فراهم کرد. همچون زنبوری که با نیش زدن، میمیرد.
ما ایرانیها خدایان شعر و قافیهایم. و همین غرق شدن در اشعار موجبات هلاکتمون رو فراهم کرد. همچون زنبوری که با نیش زدن، میمیرد.
❤9
مسئول آماد و پشتیبانی بود. من رو برای درد و دل انتخاب کرد. گفت اشتباه بزرگی کردم. تابلو برق نصب میکردم، که درآمدش بد نبود، ولی همیشه نبود. خسته شدم. میخواستم حقوق ثابت داشته باشم. و حالا اینجام. که هرروز داره مریضترم میکنه، و نمیتونم بیرون بیام. گفتم چرا؟ گفت چرا مریضترم میکنه یا چرا نمیتونم بیرون بیام؟ گفتم اولی. گفت نمیتونم چجوری بگم. گفتم چون همهچیز زشته؟ گفت آفرین. همینه. همهچیز زشته.
منتظر بود چرای دومی رو هم بپرسم، اما وانمود کردم یادم رفته. جوابش رو میدونستم. جرئت بیرون زدن از جهنم رو نداشت. از شنیدن همهچیز زشته من به وجد اومد، اما اگه میگفتم خودت هم زشت شدی دیگه نمیگفت زدی تو خال.
همهچیز زشته. ولی اذعان کردن بش چیزی رو تغییر نمیده. اگه ازین زشتی بیرون نریم، خودمون هم زشت میشیم. کسی کاور و زره نداره.
منتظر بود چرای دومی رو هم بپرسم، اما وانمود کردم یادم رفته. جوابش رو میدونستم. جرئت بیرون زدن از جهنم رو نداشت. از شنیدن همهچیز زشته من به وجد اومد، اما اگه میگفتم خودت هم زشت شدی دیگه نمیگفت زدی تو خال.
همهچیز زشته. ولی اذعان کردن بش چیزی رو تغییر نمیده. اگه ازین زشتی بیرون نریم، خودمون هم زشت میشیم. کسی کاور و زره نداره.
❤4
بیشتر مردم ایران دنبال آلترناتیوی برای حکومت نیستند. دنبال یک زندگی آلترناتیو هستند. نسخه دیگهای که در اون همین کار فعلی رو انجام بدن ولی قدرت خرید بیشتری داشته باشند، ریسک کمی متحمل بشن اما پاداش زیادی از اقتصاد بگیرند، واردات آزاد باشه اما بچههاشون بیکار نباشند، بیشتر چیزها مفت یا ارزان باشه اما دلار گرون نشه، ایران یکی از قلدرهای جهانی باشه ولی محاصره نشه، همزمان یکم از مسئولیتهای امام زمان رو هم به عهده بگیره ولی تبعات مادی نداشته باشه، مزاحم سبک زندگی دیگران بشن ولی دولت مزاحم سبک زندگی خودشون نشه، دولت بزرگ و مقتدر باشه اما فاسد نباشه. رضاخان «باعرضه» دیگهای عهدهدار مملکت بشه اما کشور مثل کانادا اداره بشه.
چیزی که ایرانیها میخوان همونچیزیه که خودشون هستند. پکیجی از آرزوهای متناقض. و هرچه باشه دستنیافتنی خواهد بود. البته این تعمیم دادن به این معنی نیست که همه ۸۵ میلیون نفر همین هستند. قطعا اینطور نیست. ولی هر موجی شکل بگیره، فرم دهندهش اینها خواهند بود.
بنابراین اگر احیانا و احیانا روزی فرصت پیدا کردند حکومتی غیر از طاعونی که فعلا هست رو انتخاب کنند، نیروهایی ظاهر میشن برای کسب قدرت که بخشی ازون پکیج رو برآورده کنند و در مورد بقیهش دروغ بگن، و بالاخره یکیشون رأی لازم رو خواهد آورد و بر همهچیز مسلط خواهد شد. ایرانیها به آلترناتیوی که من نوعی جلوشون قرار بده رأی نخواهند داد. نگاه نکنید این روزها از دروغهای بزرگی که شنیدن خونشون به جوش اومده؛ در اون روز موعود به صداقت محض رأی نخواهند داد.
و اما اگه صرفا کنجکاوید، این آلترناتیو شخصی منه، که تا ابد یک رویا باقی خواهد موند:
تکرار تجربه افغانستان و عراق در ایران، شلیک تیر به قلب خودمونه. نباید کشوری برهنه از اندیشه غربی رو مستقیم فرستاد داخل تنور دموکراسی. دو نهاد باید به کل از رأی مردم مصون باقی بمونه: ارتش، و بانک مرکزی. اولی برای اینکه چیزی مثل حشدالشعبی از پارلمان «منتخب» بیرون نیاد، و دومی برای اینکه اقتصاد بازیچه و ماشین چاپ پول دولت «منتخب» نشه. برای اینکه بشه این دوتا رو از شر دموکراسی خاورمیانهای حفاظت کرد، نیاز به دیکتاتوری هست که توتالیتر نباشه. (نظام دموکراتیک توتالیتر بدتر از نظام دیکتاتوری غیر توتالیتره). و یک شاه میتونه جایگاه اون دیکتاتور غیرتوتالیتر رو بگیره. مهم نیست چه کسی باشه. میشه از هر کسی یه شاه ساخت، گر خدا خواهد. سپس مابقی حاکمیت رو میشه به دموکراسی سپرد. به عبارتی به جای اینکه سلطنت رو مشروطه کنیم، دموکراسی رو مشروطه میکنیم. چه تضمینی هست اون شاه با ارتشی که در اختیار داره دموکراسی رو نکنه تو کیسه مشکی؟ تقریبا هیچ. اما اگه در همون ابتدا درست انتخابش کنیم، تا حداقل سی سال فرصت تنفس به جامعه داده میشه تا با دنیای متمدن آشنا بشه و خودشو آداپته کنه، و اگه درست انتخاب نکنیم از چیزی که الان هست بدتر نمیشه.
ممنون که پرسیدید.
چیزی که ایرانیها میخوان همونچیزیه که خودشون هستند. پکیجی از آرزوهای متناقض. و هرچه باشه دستنیافتنی خواهد بود. البته این تعمیم دادن به این معنی نیست که همه ۸۵ میلیون نفر همین هستند. قطعا اینطور نیست. ولی هر موجی شکل بگیره، فرم دهندهش اینها خواهند بود.
بنابراین اگر احیانا و احیانا روزی فرصت پیدا کردند حکومتی غیر از طاعونی که فعلا هست رو انتخاب کنند، نیروهایی ظاهر میشن برای کسب قدرت که بخشی ازون پکیج رو برآورده کنند و در مورد بقیهش دروغ بگن، و بالاخره یکیشون رأی لازم رو خواهد آورد و بر همهچیز مسلط خواهد شد. ایرانیها به آلترناتیوی که من نوعی جلوشون قرار بده رأی نخواهند داد. نگاه نکنید این روزها از دروغهای بزرگی که شنیدن خونشون به جوش اومده؛ در اون روز موعود به صداقت محض رأی نخواهند داد.
و اما اگه صرفا کنجکاوید، این آلترناتیو شخصی منه، که تا ابد یک رویا باقی خواهد موند:
تکرار تجربه افغانستان و عراق در ایران، شلیک تیر به قلب خودمونه. نباید کشوری برهنه از اندیشه غربی رو مستقیم فرستاد داخل تنور دموکراسی. دو نهاد باید به کل از رأی مردم مصون باقی بمونه: ارتش، و بانک مرکزی. اولی برای اینکه چیزی مثل حشدالشعبی از پارلمان «منتخب» بیرون نیاد، و دومی برای اینکه اقتصاد بازیچه و ماشین چاپ پول دولت «منتخب» نشه. برای اینکه بشه این دوتا رو از شر دموکراسی خاورمیانهای حفاظت کرد، نیاز به دیکتاتوری هست که توتالیتر نباشه. (نظام دموکراتیک توتالیتر بدتر از نظام دیکتاتوری غیر توتالیتره). و یک شاه میتونه جایگاه اون دیکتاتور غیرتوتالیتر رو بگیره. مهم نیست چه کسی باشه. میشه از هر کسی یه شاه ساخت، گر خدا خواهد. سپس مابقی حاکمیت رو میشه به دموکراسی سپرد. به عبارتی به جای اینکه سلطنت رو مشروطه کنیم، دموکراسی رو مشروطه میکنیم. چه تضمینی هست اون شاه با ارتشی که در اختیار داره دموکراسی رو نکنه تو کیسه مشکی؟ تقریبا هیچ. اما اگه در همون ابتدا درست انتخابش کنیم، تا حداقل سی سال فرصت تنفس به جامعه داده میشه تا با دنیای متمدن آشنا بشه و خودشو آداپته کنه، و اگه درست انتخاب نکنیم از چیزی که الان هست بدتر نمیشه.
ممنون که پرسیدید.
👍15
رد صلاحیت شده و برای دلخوشی جملهای از حضرت امیر میاره که ذرهای بش اعتقاد نداره. خوبی دنیای جدید اینه که شهروندان عادی میتونن چنین سوالاتی ازش بپرسند. اما دقیقا همونطور که هیچ اعتقادی به اون جمله نداره، هیچ احساس شرمی هم نداره که چنین سوالی ازش پرسیده بشه. در واقع هیچ احساس شرمی نداره که دیگران به وضوح ببینند که به هیچ کدوم از چیزهایی که میگه اعتقاد نداره. برای همین شرمنده کردن اینها بیمعنیه. چون مثل اینه که یک جوک رو برای یک جنازه تعریف کنی و انتظار داشته باشی بخنده.
❤8
تصور غالب این است که ترغیب مردم به شرکت در تجمعات اعتراضی کار سختی است. البته که سخت است، چون تا وقتی طرف مقابل هیچ خط قرمز اخلاقی ندارد، دعوت به تظاهرات مثل دعوت به «عروسی سرخ» است. اما این سختترین کار ممکن نیست. دعوت افراد به بیرون کشیدن خودشان از انتفاع حکومتی، به مراتب سختتر است. میشود حتی در خطرناکترین تظاهرات ممکن شرکت کرد، و زخمی هم شد، و برگشت، و احساس «من دینم را ادا کردم» هم پیدا کرد. اما آن فقط یک جنگ دو سه ساعته است. قطع کردن بند ناف از رحم حکومت، یک داستان کاملا جداست. جنگ اصلی آنجاست. جایی که افراد باید تصمیم بگیرند میخواهند بخشی ازین تشکیلات باشند، یا نباشند. حاضرند قید درآمد ثابت را بزنند؟ حاضرند دیگر با «من کاری با حکومت ندارم، دارم به کشور خدمت میکنم» خودشان را گول نزنند؟ میتوانند خودشان را از هر برنامه و پروژهای که هدفش عادی جلوه دادن شرارت است بیرون بکشند؟ حاضرند اسپانسرهای حکومتی را بایکوت کنند؟ چقدر حاضرند در این بایکوت پیش بروند؟ چقدر حاضرند بابت «لگد زدن به بخت خود» که با پشت کردن به دولت رخ داده از دیگران سرزنش بشنوند؟
ما این جنگ را سر و ته فهم کردهایم. فکر میکنیم باید جمعی در خیابان تصمیمات سخت بگیریم تا فردی تصمیمهای سختتر گرفته شود.
کسانی در خیابان به آدمکشها غلبه خواهند کرد، که قبلا در خلوت به خودشان غلبه کرده باشند.
ما این جنگ را سر و ته فهم کردهایم. فکر میکنیم باید جمعی در خیابان تصمیمات سخت بگیریم تا فردی تصمیمهای سختتر گرفته شود.
کسانی در خیابان به آدمکشها غلبه خواهند کرد، که قبلا در خلوت به خودشان غلبه کرده باشند.
❤15
به کسانی که داغدیده قاسم گروگانگیر هستند بگید حاضری در یک دادگاه بینالمللی گناهانش رو به دوش بکشی؟ به جای اون در دادگاه بشینی و به اتهامات جواب بدی. میتونی یا نمیتونی؟
زمانی که افسران نازی آزاد بودند که هرکاری دلشون بخواد بکنند، دیگرانی هم آزاد بودند که وانمود کنند اونها میراث ملی آلمان هستند! ولی وقتی ورق برگشت و روی نیمکتهای دادگاه نشستند، دیگه دفاعی نداشتند، سرشون رو انداختند پایین و به خشتک شلوارشون زل میزدند. چون دیگه نمیشد اشعار ملی - عقیدتی سرود! و جنایت رو توجیه کرد.
زمانی که افسران نازی آزاد بودند که هرکاری دلشون بخواد بکنند، دیگرانی هم آزاد بودند که وانمود کنند اونها میراث ملی آلمان هستند! ولی وقتی ورق برگشت و روی نیمکتهای دادگاه نشستند، دیگه دفاعی نداشتند، سرشون رو انداختند پایین و به خشتک شلوارشون زل میزدند. چون دیگه نمیشد اشعار ملی - عقیدتی سرود! و جنایت رو توجیه کرد.
❤10
با فرض دیکتاتوری که فقط ارتش و بانک مرکزی رو در اختیار داره؟
خیلی مهمه که قانون اساسی چطور تنظیم بشه. ایران برای نجات، قانونی لازم داره که مثل کوه پشت مالکیت خصوصی و متعاقبا آزادیهای فردی بایسته. اما تجربیات خاورمیانهای نشون میده که قانون اگه بیدفاع باشه میمونها ازش بالا میرن و انقدر میجوندش که چیزی ازش باقی نمونه. و فقط یک شاه که ارتش رو در اختیار داره میتونه ازش حفاظت کنه.
در مورد بانک مرکزی هم باید مثل اسب تروا عمل کنه. یعنی به جای اینکه مقتدرترش کنه، بلاموضوعش کنه، طوری که در یک بازه زمانی مشخص عملا بانک مرکزی از سیستم حذف بشه. یعنی تبادلات کاملا آزاد پولی، با رمزارزی که خارج از کنترل دولته. و این کار رو هم فقط یک شاه میتونه انجام بده.
خیلی مهمه که قانون اساسی چطور تنظیم بشه. ایران برای نجات، قانونی لازم داره که مثل کوه پشت مالکیت خصوصی و متعاقبا آزادیهای فردی بایسته. اما تجربیات خاورمیانهای نشون میده که قانون اگه بیدفاع باشه میمونها ازش بالا میرن و انقدر میجوندش که چیزی ازش باقی نمونه. و فقط یک شاه که ارتش رو در اختیار داره میتونه ازش حفاظت کنه.
در مورد بانک مرکزی هم باید مثل اسب تروا عمل کنه. یعنی به جای اینکه مقتدرترش کنه، بلاموضوعش کنه، طوری که در یک بازه زمانی مشخص عملا بانک مرکزی از سیستم حذف بشه. یعنی تبادلات کاملا آزاد پولی، با رمزارزی که خارج از کنترل دولته. و این کار رو هم فقط یک شاه میتونه انجام بده.
❤7
در این کانال هستند چندنفری که عکس پروفایلشون رو به عکس قاسم گروگانگیر تغییر دادند. تعدادشون کمه بحمدالله، ولی هستند. یک سوال خیلی جدی دارم ازشون. این کلیپ از طالبزاده رو نگاه کنید. فکر میکنید اگه سلیمانی زنده بود و این کلیپ رو میدید به نشانه تأیید سرش رو تکون نمیداد؟ به نظرتون اختلاف دیدگاهی وجود داره بین طالبزاده و سلیمانی؟
اتفاقا من خیلی استقبال میکنم که «سرداران رشید اسلام» شناسانده بشن به جوانان.
https://t.me/masih_alinejad/9733
اتفاقا من خیلی استقبال میکنم که «سرداران رشید اسلام» شناسانده بشن به جوانان.
https://t.me/masih_alinejad/9733
Telegram
مسیح علینژاد
نادر طالبزاده: از این اتفاقات (انهدام هواپیمای مسافربری اوکراین) ده تا دیگه هم بیفته، در مقابل اون اتفاق اصلی (حمله پایگاههای آمریکا) هیچه...
اینها وکیل مدافع شیطانند. جان مردم برایشان هیچ ارزشی ندارد. دستهایشان به #خون آلوده است، خون #مردم و هیچ چیز…
اینها وکیل مدافع شیطانند. جان مردم برایشان هیچ ارزشی ندارد. دستهایشان به #خون آلوده است، خون #مردم و هیچ چیز…
❤7
در فلاکت ذهنی اینها همین بس که همون نمایش «راهبردی»شون هم یک حقارت مجسم بود. خبرنگار سیانان مثل سگ بو میکشید از زیر آوار تا بتونه یه لکه خون پیدا کنه و هوچیبازی راه بندازه علیه ترامپ.. ولی پیدا نکرد! سرداران فربه شده از بیتالمال بیزبان، دنیایی فانتزی از «اقتدار» ساختند برای این مستضعفان فکری، که خودشون به واقعیت این خانه پوشالی بهتر از هرکسی واقف بودند، و سر بزنگاه رهاشون کردند، تا این طفلکها «ناهماهنگی شناختی» که گرفتارش شده بودند رو با بیمقدار شمردن خون آدمها تسکین بدن.
❤7
در بین اعضای کانال کسانی هم هستند، اعم از مذهبی و غیرمذهبی، که پروفایلشون رو به عکس هیچ تروریستی تغییر ندادن، ولی معتقدند نظام ایران باید جلوی امپریالیسم آمریکا بایسته بهرحال!
اینها گونه جالبتری هستند (با صدای آتنبرو بخونید). اونی که میگه مردم رو کشتیم که کشتیم، فدای سر آقا! باز تکلیفش مشخصه. ولی اینها پیچیدهتر و تأسفبرانگیزترند. معتقدند «باید جلوی آمریکا ایستاد ولی نه اینجوری!». یعنی میشد این مبارزه رو بدون این خرابکاریها و افتضاحات انجام داد، و اگر خرابکاری و افتضاحی هم رخ داد باید بهتر ازینها به افکار عمومی پاسخ داده میشد! یعنی مشکلشون اینه که نظام در این جنگ عاشورایی! علیه نظم جهانی، هم در تکنیک، و هم در روابط عمومی، ضعیفه! و اگر میخواد در این جنگ به نتیجه برسه، باید این نقیصه رو برطرف کنه!
دقت کنید که هدف از جلب رضایت افکار عمومی، دموکراتیزه کردن این جنگ عاشورایی نیست، بلکه افکار عمومی به شکل یک «ذاتا مزاحم آرمانها» قلمداد میشه که نباید آتو دستش داد! افکار عمومی رو به مثابه سگهایی میبینند که نباید با «بیمبالاتی» بیدارشون کرد که واقواقشون دنیا رو برداره.
بر خلاف ظواهر، قشر حزباللهی بسیار پرتتر ازین حرفهاست که هدایتکننده این جنگ عاشورایی باشه. ستیز با هژمونی آمریکا، پروژه چپ بود که روی حزباللهیسم سوار شد، و انقدر تمیز و فیت، که بچه حزباللهی امروز اصلا حس نمیکنه که حمال چه جریانی شده.
و چپ برای این ستیزش با هژمونی آمریکایی همونقدر از دموکراسی بیزاره که مار از پونه بدش میاد، ولی معمولا افکار عمومی جلوی خونهش سبز میشه. برای همین هیچوقت پروژه آمریکاستیزی رو به رأی عمومی نمیذارن. حاضرند هرکسی و هر جایگاهی رو اگه لازم شد فدای مطالبات افکار عمومی بکنند، اما این یکی رو به رأی نذارن.
اینها گونه جالبتری هستند (با صدای آتنبرو بخونید). اونی که میگه مردم رو کشتیم که کشتیم، فدای سر آقا! باز تکلیفش مشخصه. ولی اینها پیچیدهتر و تأسفبرانگیزترند. معتقدند «باید جلوی آمریکا ایستاد ولی نه اینجوری!». یعنی میشد این مبارزه رو بدون این خرابکاریها و افتضاحات انجام داد، و اگر خرابکاری و افتضاحی هم رخ داد باید بهتر ازینها به افکار عمومی پاسخ داده میشد! یعنی مشکلشون اینه که نظام در این جنگ عاشورایی! علیه نظم جهانی، هم در تکنیک، و هم در روابط عمومی، ضعیفه! و اگر میخواد در این جنگ به نتیجه برسه، باید این نقیصه رو برطرف کنه!
دقت کنید که هدف از جلب رضایت افکار عمومی، دموکراتیزه کردن این جنگ عاشورایی نیست، بلکه افکار عمومی به شکل یک «ذاتا مزاحم آرمانها» قلمداد میشه که نباید آتو دستش داد! افکار عمومی رو به مثابه سگهایی میبینند که نباید با «بیمبالاتی» بیدارشون کرد که واقواقشون دنیا رو برداره.
بر خلاف ظواهر، قشر حزباللهی بسیار پرتتر ازین حرفهاست که هدایتکننده این جنگ عاشورایی باشه. ستیز با هژمونی آمریکا، پروژه چپ بود که روی حزباللهیسم سوار شد، و انقدر تمیز و فیت، که بچه حزباللهی امروز اصلا حس نمیکنه که حمال چه جریانی شده.
و چپ برای این ستیزش با هژمونی آمریکایی همونقدر از دموکراسی بیزاره که مار از پونه بدش میاد، ولی معمولا افکار عمومی جلوی خونهش سبز میشه. برای همین هیچوقت پروژه آمریکاستیزی رو به رأی عمومی نمیذارن. حاضرند هرکسی و هر جایگاهی رو اگه لازم شد فدای مطالبات افکار عمومی بکنند، اما این یکی رو به رأی نذارن.
❤6
چیزهایی میشنویم این روزها که میگم کاش میشد ترجمه کرد و فرستاد برای مقامات پنتاگون. اگه بفهمند عدهای از ایرانیان چه تصوراتی از تواناییها و امکاناتشون دارند حتما بشون خیلی خوش میگذره.
و فکر میکنم این یک زمینه روانشناختی داره. بمباران تبلیغاتی و رسانهای حکومت در طول چهار دهه، قدرت آمریکا رو هرروز به سر سفره مردم عادی آورد. هیچ خانوادهای در دنیا به اندازه خانواده ایرانی، درگیر هژمونی آمریکا نیست، حتی اون خانوادههایی در خاورمیانه که بمب آمریکا افتاده تو خیاط خونهشون.
و فکر میکنم این یک زمینه روانشناختی داره. بمباران تبلیغاتی و رسانهای حکومت در طول چهار دهه، قدرت آمریکا رو هرروز به سر سفره مردم عادی آورد. هیچ خانوادهای در دنیا به اندازه خانواده ایرانی، درگیر هژمونی آمریکا نیست، حتی اون خانوادههایی در خاورمیانه که بمب آمریکا افتاده تو خیاط خونهشون.
❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میگن تو تکنولوژی، اونی که اول نوآوری ایجاد میکنه پل بقیه رقبا میشه. یعنی بقیه متوجه کاستیهاش میشن و بهترش رو میسازند و ازش جلو میزنند. همین الان که ما داریم عملکرد این دستگاه پیتزازن رو میبینیم یه عده دارن ایراداتش رو درمیارن. و خدا داند نسل بعدی این دستگاه که همین شرکت یا رقبا بسازند، چقدر کاملتر ازینه. اگه تو نسل اولش میتونه عملا چند شغل رو حذف کنه، تو نسل چهارم چه خواهد کرد؟
یکی از اصنافی که بحث «حداقل دستمزد» رو در بین محافل اقتصادی زنده نگه داشته صنف فستفودیهاست. اما مثل اینکه اون بحث به زودی موضوعیتش رو از دست خواهد داد.
یکی از اصنافی که بحث «حداقل دستمزد» رو در بین محافل اقتصادی زنده نگه داشته صنف فستفودیهاست. اما مثل اینکه اون بحث به زودی موضوعیتش رو از دست خواهد داد.
دولتها همیشه ادعا میکنند که نگران «رقابت» در بازار هستند، و چنگال مقرراتشون رو باز میکنند تا نکنه احیانا انحصار بوجود بیاد! فرقی هم نداره چه حزبی قدرت رو در دست داره. والاستریتژورنال یک نمونه تاریخی رو میاره که نشون میده نه تنها «مقررات بیجا مانع کسب است»، بلکه خیلی از تمهیداتی که اندیشیده میشه موضوعیت ندارند.
وقتی که امریکنانلاین که تأمینکننده اینترنت دایالآپ بود میخواست با تایموارنر که تأمینکننده محتوا بود ادغام بشه، دولتیها فریاد مصیبتا سر دادند که ای وای، محتوا و زیرساخت میفته دست یه شرکت، بدبخت میشیم! و در همین راستا ازش کلی تعهد گرفتند و بعضی کارها رو منع کردند. اما دو اتفاق افتاد، نه شرکتی که ازین ادغام بوجود اومد به غولی تبدیل شد که فکرش رو میکردند (چندسال بعد از هم جدا شدند، امریکنانلاین به قهقرا رفت و به ثمن بخس فروخته شد)، نه در ضمن حیات اون شرکت بزرگ، خللی در رقابت بوجود اومد و دهها شرکت دیگه مثل گوگل و فیسبوک و آمازون ظاهر شدند که در ابتدا حتی زیرساخت هم از خودشون نبود ولی حالا هرکدوم غولهای بزرگی هستند.
هر موقع بروکراتها ابراز نگرانی میکنند صحیحترین واکنش اینه که بشون گفته بشه: شما بتمرگید لطفا.
https://www.wsj.com/articles/a-lesson-for-todays-tech-trustbusters-11578614480?redirect=amp#click=https://t.co/G8A9JokE16
وقتی که امریکنانلاین که تأمینکننده اینترنت دایالآپ بود میخواست با تایموارنر که تأمینکننده محتوا بود ادغام بشه، دولتیها فریاد مصیبتا سر دادند که ای وای، محتوا و زیرساخت میفته دست یه شرکت، بدبخت میشیم! و در همین راستا ازش کلی تعهد گرفتند و بعضی کارها رو منع کردند. اما دو اتفاق افتاد، نه شرکتی که ازین ادغام بوجود اومد به غولی تبدیل شد که فکرش رو میکردند (چندسال بعد از هم جدا شدند، امریکنانلاین به قهقرا رفت و به ثمن بخس فروخته شد)، نه در ضمن حیات اون شرکت بزرگ، خللی در رقابت بوجود اومد و دهها شرکت دیگه مثل گوگل و فیسبوک و آمازون ظاهر شدند که در ابتدا حتی زیرساخت هم از خودشون نبود ولی حالا هرکدوم غولهای بزرگی هستند.
هر موقع بروکراتها ابراز نگرانی میکنند صحیحترین واکنش اینه که بشون گفته بشه: شما بتمرگید لطفا.
https://www.wsj.com/articles/a-lesson-for-todays-tech-trustbusters-11578614480?redirect=amp#click=https://t.co/G8A9JokE16
WSJ
Opinion | A Lesson for Today’s Tech Trustbusters
The AOL-Time Warner merger was going to dominate the internet. Today both companies barely exist.
یکی از نشانههای واضح عمیقتر شدن گپ دیجیتال بین ایران و دنیای بیرون از ایران، دستگاههای NAS
(یا منابع ذخیره دیتا متصل به شبکه) هستند. با اینها میشد یک نوع سرور ذخیرهسازی اطلاعات توی خونه درست کرد که به اینترنت هم متصله. الان هم میشه. اما بازارش به شدت افت کرده. در زمان اوجگیری اسمارتفونها، فروش خوبی داشتند چون تعداد بالای عکسها و فیلمهایی که موبایلها تولید کرده بودند، نیاز به جایی برای ذخیرهسازی داشت. اما در نمایشگاه CES امسال اصلا رمق ده سال پیش رو نداشتند. دو اتفاق افتاده. سرورهای ابری با هزینهای مشابه دارند اطلاعات مردم رو ذخیره میکنند و نیازی به هارددیسکهای خانگی نیست. و سرویسهایی مثل نتفلیکس دارند با قیمتی مناسب هر فیلمی که مشتری بخواد و هروقتی که بخواد براش پخش میکنند و لازم نیست آرشیو خانگی بسازه.
و این در حالیه که در ایران این اتفاقات یا نیفتاده یا در حد یه شوخیه. حس غریبیه که یک صنعت رشد کنه، و به اوج برسه، و دوباره بیاد پایین، و ما هیچ جای این مسیر نبوده باشیم.
(یا منابع ذخیره دیتا متصل به شبکه) هستند. با اینها میشد یک نوع سرور ذخیرهسازی اطلاعات توی خونه درست کرد که به اینترنت هم متصله. الان هم میشه. اما بازارش به شدت افت کرده. در زمان اوجگیری اسمارتفونها، فروش خوبی داشتند چون تعداد بالای عکسها و فیلمهایی که موبایلها تولید کرده بودند، نیاز به جایی برای ذخیرهسازی داشت. اما در نمایشگاه CES امسال اصلا رمق ده سال پیش رو نداشتند. دو اتفاق افتاده. سرورهای ابری با هزینهای مشابه دارند اطلاعات مردم رو ذخیره میکنند و نیازی به هارددیسکهای خانگی نیست. و سرویسهایی مثل نتفلیکس دارند با قیمتی مناسب هر فیلمی که مشتری بخواد و هروقتی که بخواد براش پخش میکنند و لازم نیست آرشیو خانگی بسازه.
و این در حالیه که در ایران این اتفاقات یا نیفتاده یا در حد یه شوخیه. حس غریبیه که یک صنعت رشد کنه، و به اوج برسه، و دوباره بیاد پایین، و ما هیچ جای این مسیر نبوده باشیم.