Anarchonomy
44.3K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
«توجه دارید که چطور چپ‌ها ظاهرا از پلیس‌ها متنفرند اما همزمان زور میزنند که خودشون رو نیروی انتظامی ذهنی لیبرالیسم جا بزنند که قدرت بشون تفویض شده که اخلاقیات دوزاری عدالت‌طلبی رو پیاده کرده و هرکی تو کوچه پس‌کوچه‌‌های فضای اینترنت داشت مواد ایدئولوژیک میفروخت رو خفت کنند؟»

عجب پاراگرافی. یه پایان‌نامه اجتماعی رو تو خودش فشرده کرده.
چپ‌ها که خودشون رو عدالت‌طلب معرفی می‌کنند و مثلا دنبال احیای حقوق اقلیت‌ها هستند، با هر حق‌خوری مشکل ندارند، و به وضعیت هر اقلیتی حساس نیستند. مثلا تبعیض غیرسیستماتیک و سلیقه‌ای علیه سیاهان رو بزرگ می‌کنند اما تبعیض سیستماتیک علیه دانشجویان آسیایی رو نادیده می‌گیرند. به این به درستی میگه اخلاقیات دوزاری‌. بعد همین‌ها در شبکه‌های اجتماعی حواسشون به همه هست تا مبادا کسی که یه گوشه نشسته برای چندتا فالوعر خودش یه برداشت متفاوت ارائه کنه که بعد بریزن سرش آبروش رو ببرن و اکانتش رو ببندن.
در واقع تنفرشون از پلیس برای این نیست که با جامعه امنیتی مخالفند. بلکه معتقدند جامعه باید به خاطر مسائل والاتری امنیتی باشه! مردم رو باید به خاطر عقایدشون خفت کنیم نه برای کوکایین!
7
بالاخره یا شیعه‌بازی، یا رشد اقتصادی. نه دکتر سعدوندی؟
بالاخره یا آسمانی دیدن تروریست‌ها، یا زمینی دیدن اقتصاد. نه دکتر؟
بالاخره یا نمایندگی ۵۰۰۰ سال تاریخ توسط گروگانگیرها، یا هرسال ۵ درصد رشد اقتصادی. نه دکتر؟
بالاخره یا هورا کشیدن برای باعث و بانی تحریم و رانت، یا آشتی با دنیا و بازار آزاد. نه دکتر؟

بالاخره یا هلال شیعی، یا $. بالاخره یا خر، یا خرما. یا وهم، یا بلوغ. یا یمن، یا سنگاپور.
6
تا وقتی به تعداد کافی ساده‌لوح در اطراف شما وجود داره، هزینه خطا و خرابکاری و حتی کثافتکاری‌های شما به شدت پایین میاد. اگه من نتونم هزینه گناه شما رو بالا ببرم، حرجی بر من نیست. چون گاهی بالا بردن هزینه‌ش ابزاری مثل رسانه می‌خواد، که ندارم. اما اگه در پایین‌ آوردن هزینه‌ش نقش داشته باشم، منم در اون گناه با شما شریکم.
7
بعد از ساده‌لوحان، دسته دومی که هزینه کثافتکاری‌ها رو پایین میارن، ناسیونالیست‌ها و پان‌ایرانیست‌ها هستند. همونایی که به گروگانگیری که حتی قطر که رفیق‌شونه آدم فرستاده بود تهران که بگه جلوی این رو بگیرید چقدر باید باج بدیم بابت گروگانگیری‌هاش، می‌گفتند «سرباز وطن». در حالی که خودش حتی لفظ «وطن» رو هم به زبان نمی‌آورد! فقط مقاومت، فقط قدس، فقط صهیونیسم! ناسیونالیست‌هایی که در هر جنایتکار ایران‌خراب‌کنی یک سورنا یا جلال الدین خوارزمشاه می‌بینند، در پایین آوردن هزینه کثافتکاری‌ها نقش دارند.‌ ما حالا حالاها از توهمات «پرژن امپایر»ی این‌ها نجات پیدا نمی‌کنیم، اما میتونیم توقع داشته باشیم حداقل تا زمانی که اداره ایران به افرادی شایسته‌تر محول نشده، به تعویق بندازنش.
6
در بین ارتش‌های جهان، ماشین جنگی آمریکا نزدیک‌ترین سیستم به ایده‌آل‌های بازار آزاد است، قیمت هر اسلحه، هر جنگ‌افزار، هر ابزار و هر خدماتی در بازار تعیین می‌شود و رقابت نسبتا بالایی برقرار است. اما با چیزی که باید می‌بود فاصله زیادی دارد. چون همچنان سفارش‌دهنده اصلی، نظام بروکراتیک دولتی است. و همین باعث ایجاد فساد می‌شود، و شده، و کم نیست. بسیار کمتر از ارتش‌ کشورهای دیگر است اگر آن‌ها هم همینقدر در پول غرق بودند، اما کم نیست.
اما.. و این اما مهم است، اما چیزی که مانع شده تا این ارتش در این بستر فسادخیز، به یک دستگاه فشل بی‌خاصیت تبدیل نشود، توسعه نظام حقوقی است!
چیزی که مردم نمی‌بینند. در فیلم‌ها هم دیده نمی‌شود، نه در فیلم‌های تام‌کروز، نه در بروشور موشک‌های کروز. در این نظام حقوقی، دفاع از خود نیروی مسلح، نهادینه شده است. یعنی ارتش به صورت سیستماتیک از حقوق خودش صیانت می‌کند. یکی از مصادیق این صیانت، قراردادها هستند. این ماشین جنگی طوری قرارداد را تنظیم نمی‌کند که انگار یک طفل صغیر است که قیم ندارد! چه وقتی بخواهد خمپاره بخرد، چه وقتی می‌خواهد بمب افکن استراتژیک سفارش بدهد، و چه وقتی که قرار است «انسان» به خدمت بگیرد. شما به عنوان یک پیمانکار، وقتی در برابر این سفارش‌دهنده و نحوه قراردادن نوشتن او قرار می‌گیری، متوجه می‌شوی که سر این‌ها را نمی‌شود شیره مالید، نمی‌شود دورشان زد، نمی‌شود کم‌کاری کرد‌. بدون اینکه در معرض تهدیدهای خشن و ضدانسانی که قذافی برای پیمانکاران طراحی می‌کرد باشند، از زرنگ‌بازی شیادانه می‌ترسند، چون قراردادی وجود دارد که اجازه‌اش را نمی‌دهد و نظام قضایی وجود دارد که آن قرارداد را در جای خودش محکم نگه می‌دارد.
متأسفانه در ایران این تصور وجود دارد که آخرین قرارداد بد ما همانی بود که شاه قاجار بست. اما این سندروم بد قرارداد نوشتن و بی‌پشتوانگی آنچه که نوشته می‌شود، هم در طول زمان بسط یافته، هم در همه ابعاد مملکت‌داری.

غرض اینکه حتی همین اراذل و اوباش حاکم بر ما، اگر به حقوق و قانون دست‌اندازی نمی‌کردند، اگر به مالکیت خصوصی احترام می‌گذاشتند، اگر به قراردادهای زمینی همانقدر اهمیت می‌دادند که به عقدهای موهوم آسمانی اهمیت می‌دهند، حتی همین‌ها، انقدر در خسران و تحقیر فرو نمی‌رفتند.
5
دانشگاه بالاخره به کشتار عمد «همکلاسی»ها واکنش نشون داد، که باید می‌داد، ولی این چیزی بیشتر از اعلام اینکه «ما سوگوار و عصبانی هستیم» نیست. این واقعیت عصر جدید ایرانه که دیگه شعارها کار نمی‌کنند. هرچقدر پرمحتوا، هرچقدر به‌جا، هرچقدر محزون، هرچقدر واقعی، هرچقدر لازم، کار نمی‌کنند. چون شعار، در هر مرتبه‌ای باشه، یک کلامه. و در ایران امروز دیگه کلام کار نمی‌کنه. چون هیچ‌چیز کار نمی‌کنه. ازین به بعد، یا سکوت خواهیم داشت، یا خشونت. که اون‌ها هم کار نخواهند کرد، ولی صحنه‌ها رو تصاحب می‌کنند. دیگه به کسی که سکوت کرده نمیشه گفت سکوت نکن، و به کسی که دست به خشونت میزنه نمیشه گفت دست به خشونت نزن. هیچ‌کس رو نمیشه به چیزی واداشت، و هیچ‌کس رو نمیشه از هیچ‌چیزی باز داشت. سینه‌چاکان ولایت رو نمیشه از پستان قدرت جدا کرد. مبهوتان مأیوس رو نمیشه به حرکت واداشت. عصبانی‌های پر از نفرت رو نمیشه آرام کرد. این جامعه باید با این واقعیت روبرو بشه که در همه‌چیز شکست خورد..

و این دنیا جای بازنده‌ها نیست.
7
وقتی حشدالشعبی رو به بهانه کمک به سیل‌زده‌ها به داخل آوردند و هموطنان خوش‌خیال من عصبانی شدند، گفتم هیچ‌ بیگانه‌ای نمیتونه به ملت ما تجاوز کنه که از متجاوزان فعلی که بر ما حکومت می‌کنند بدتر باشه. اگر از ورود حشدالشعبی ناراحت شدید، یعنی از چیزی که باید ناراحت می‌بودید، ناراحت نبودید. ما عادت کردیم با هیولا زیست کنیم، عادت کردیم با داعشی کنار بیاییم که وزارت کشاورزی داره، داعشی که تیم المپیک داره، داعشی که به همه‌جا سفیر و دیپلمات میفرسته، داعشی که با توتال قرارداد می‌بنده، داعشی که خط‌آهن صلح احداث می‌کنه، داعشی که ذخیره ارزی داره.
و عادت یک فراموشی تدریجی است.
10
بهتره من عصبانی‌تون کنم تا دشمن‌تون.
10
در بین جراحی‌های از قبل وقت داده شده (غیر اورژانسی)، اون‌هایی که در جمعه انجام میشن ۴۴ درصد بیشتر از دوشنبه منجر به فوت میشن، و اگه آخر هفته باشن ۸۲ درصد بیشتر! بعبارتی اگه به جراح بگید دوشنبه انجامش بده، شانس زنده‌موندن‌تون به طور بارزی بالا میره.
البته معلوم نیست چقدر بشه تعمیم داد، ولی گویا روز هفته در عملکرد جراح و پرسنل تأثیر می‌ذاره. خیلی ازون «عمرش به دنیا نبود»هایی که شنیدید می‌تونسته توضیح آماری داشته باشه.
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با عکسبرداری انبوه و با رزولوشن بالا از میراث فرهنگی تاریخی نپال که در معرض نابودیه، دارند تصاویر سه بعدی دقیق ازشون تهیه می‌کنند.
نپالی که از لحاظ تمدنی قابل مقایسه با ایران نیست. اما ایران.. توریست‌ها حتی جرئت ندارند از آسمانش عبور کنند!
#failed_state
فقدان اعتماد به نفس فی‌النفسه نه منفیه نه مثبت. نتیجه‌ش بستگی داره به شخصیتی که روش سوار میشه. عدم اعتماد به نفس آدمی که هم عاقله و هم شریف، نه به خودش آسیب می‌زنه و نه دیگران. عدم اعتماد به نفس در آدمی که خیلی باذکاوت نیست اما حداقل شریفه، به خودش آسیب میزنه ولی به دیگران نه‌. عدم اعتماد به نفس در آدمی که نه عقل داره نه شرافت، هم به خودش آسیب میزنه و هم به دیگران‌.

یکی از مسائلی که احتمال عمدی بودن ساقط کردن هواپیما رو تقویت می‌کنه، عدم اعتماد به نفس سیستماتیک در بین نیروهای مسلح ایرانه، که به طور کلی نه عقل دارند نه شرافت. و همین عدم اعتماد به نفس باعث میشه خودشون رو در برابر ماشین جنگی آمریکا ببازند. پشت همه قدقدهایی که در صداسیما و رسانه‌های دیجیتال منتشر می‌کنند، یک ترس ساختاری وجود داره. صدالبته عقل حکم می‌کنه که باید از بزرگترین و مدرن‌ترین و باتجربه‌ترین ارتش تاریخ بشر ترسید. اما ترس حاصل از آگاهی با ترس حاصل از عدم اعتماد به نفس، فرق داره.

این ترس باعث میشه خیلی زود سناریوهای عاشورایی بیاد روی میز. و یکی ازون سناریوها ایجاد تلفات انسانی در بین غیرنظامیان خودی، و ایجاد جو رسانه‌ای و مظلوم‌نماییه، تا طرف مقابل تحت تأثیر افکار عمومی خیلی زودتر از موعدی که خودش مایله وارد مذاکره آتش‌بس بشه. (دوستان می‌دونند من از چندماه قبل گفتم این‌ها ترجیحا دنبال یک آتش‌بسند نه یک برجام دیگه. چون در آتش‌بس میشه امتیازاتی داد و گرفت که در حالت نرمال نمیشه). این سبک دقیقا چیزیه که سال‌هاست حزب‌الله لبنان و حماس در برابر اسراییل انجام میدن. قبلا درباره «بیروتیزه» شدن سیاست در جمهوری اسلامی هم نوشته بودم (منظور از سیاست بیروتیزه این ذهنیت سیاسی-امنیتیه که هرچی تو بیروت جواب داده اینجا هم کار می‌کنه، و باید بکنه).

اما این عدم اعتماد به نفس از کجا میاد؟
درجه‌داران و مقامات بالای سپاه و ارتش (که خیلی وقته تفکیک این‌ها رو بلاموضوع می‌دونم)، با قواعد و اصول متعارف نظامی بالا نیومدن، عملا بیشترشون هر رو از بر تشخیص نمیدن، و به طرز دهشتناکی وابسته به مهندسان پایین‌تر از خودشون هستند. مهندسان، که عملا کار اصلی روی دوش اون‌هاست از نسلی تحصیلکرده و فنی هستند که اولا اطلاعاتشون در فیلد خودشون قابل توجهه، و دوما دلبستگی عقیدتی به نظام ندارند. البته درستش اینه: دلبستگی عقیدتی به هیچ‌چیز ندارند‌. اون‌ها می‌دونند دنیا چه خبره، و آمریکا چیست. و از طرفی اینو هم خوب می‌دونند که ایران چه خبره، و سپاه چیست. این‌ها در دراز مدت موفق شدند دو هدف رو پیش ببرند. اول اینکه به بالاتری‌ها بقبولانند که کلاهشون پس معرکه‌ست، و دوم اینکه در پروژه‌هایی که به نظر میرسه کمک می‌کنه تا کلاهشون رو کمی نگه دارند، تا جایی که ممکنه سیستم رو تیغ بزنند.

بنابراین فرماندهان چنان پذیرفتند که شانسی در برابر یک ارتش مجهز ندارند که روش‌های هیئتی-عاشورایی رو نه به عنوان گزینه‌های موازی، بلکه به عنوان گزینه‌های اولویت‌دار در نظر گرفته و به رهبری نظام هم منتقل می‌کنند. ماده اصلی این روش‌ها هم گوشت قربانیه.
👍16
در جمع‌بندی مطالب قبلی میتونم خلاصه کنم که این مصیبت و عزای ملی ادامه‌ای بود بر خیانت‌هایی که سال‌هاست توسط دو عامل ایجاد شده، و توسط دو قشر از جامعه هزینه‌ ارتکابش پایین اومده.
۱- ناتوانی نیروی نظامی حکومت در صیانت از کیفیت خودش، به دلایلی همچون هیچ‌انگاشته شدن اصول حقوقی و قانون، طوری که اصلا امکان اصلاح و ارتقاء و منطقی‌کردن خودش رو نداره، حتی اگه بودجه بی‌حساب داشته باشه. و ۲- ترس و عدم‌ اعتماد به نفس در برابر تقریبا هر قدرت نظامی غیر از چند گروهک مسلح فعال در منطقه. که باعث میشه استراتژی‌های صرفا ایدئولوژیک وارد اتاق جنگ بشن.
و دو قشری که مسیر رو برای این پروسه هموار می‌کنند: ۱- ساده‌لوحانی که در برابر افزایش آگاهی و تنوع بخشیدن به ورودی‌های اطلاعات مقاومت می‌کنند. و ۲- ناسیونالیست‌هایی که به بهانه وطن و دفاع از وطن، پشت هر تشکیلات فاسد و ناکارآمد و مرتجعی می‌ایستند.
👍10
اون تصویر از جمعیت انبوه در مرز ونزوئلا و برزیل رو ندیدید؟ اون‌ها صدها هزار ونزوئلایی بودند که می‌خواستند رد بشن. اصلا کشور رو از مگامهاجرت‌های آوارگانی دور نبینید.
کشتی ما قبلا غرق شده. حداکثر کاری که بتونید بکنید تربیت بچه‌های عصیانگره. شاید اون‌ها به ساحل برسند.
5
ما مدت‌هاست یک مشکل ارتباطی داریم بین فعالان شبکه‌های اجتماعی و توده مردم کوچه و بازار. با کلیشه «توعیتر معرف جامعه ایران نیست» مخالفم، چون تاریخ انقضاش مدت‌ها قبل سررسیده. اما همچنان در انتقال «آنچه الان مهم است» ازین شبکه‌ها به مردمی که مجبورند مشغول امورات روزمره باشند، و برعکس، از مردم به شبکه‌های اجتماعی، یکمی مشکل داریم. اما به طرز عجیبی، خود حکومت در رفع این مشکل با ما همکاری می‌کنه. و این همکاری چیزی نیست جز استفاده از استراتژی «پلیس ضدشورش برای همه چیز». در کشورهای نرمال، در بیشتر گردهمایی‌های خیابانی، همون پلیس راهنمایی و رانندگی برای کنترل و هدایت جمعیت کفایت می‌کنه. و اگه ابعاد پیدا کرد، ماموران پاسگاه محلی کار رو انجام میدن. فقط در ایرانه که پلیس ضدشورش اولین نیروییه که وارد قضیه میشه، و در همه موارد. ضدشورش برای مراسم ختم، ضدشورش برای مراسم استقبال، ضدشورش برای روشن کردن شمع، ضدشورش برای خواندن سرود دسته جمعی، ضدشورش برای تجمعات طلبکاران یک شعبه بانک! ضد شورش برای بازنشستگان، ضدشورش برای معدنچیان، ضدشورش برای کارگران.
وقتی ضدشورش میاد، اگه مردم کوچه خیابان از اهمیت مسئله‌ای که در شبکه اجتماعی مطرح بوده غافل بودند، متوجه داستان میشن. و اگه کاربران شبکه اجتماعی از مسئله‌ای که در سطح شهرهای دور و نزدیک مطرح بوده غافل بودند، متوجه داستان میشن. در واقع پلیس ضدشورش تبدیل شده به «پیک». (در تناظری جالب همشون هم موتوری هستند).

اگه این نظام ذره‌ای از عقلانیت بهره برده بود، حتی در جهت منافع خودش هم که شده، خیلی سریع جلوی این پیک رو می‌گرفت. از همین حماقت‌های راهبردی متوجه بشید که چطور مملکت هیئتی اداره میشه.
7
متأسفانه هنوز در ذهن بسیاری از مردم این افسانه ناهمگونی دولت با «بقیه حکومت» همچنان زنده‌ست، و به امید حیات همون ذهنیت این جرثومه خیانت داره این قصه‌های جعلی رو منتشر می‌کنه. این دولت امنیتی‌ترین دولت تاریخ جمهوری اسلامیه و به همه‌جا اشراف داره و حتی اگر ناهماهنگی وجود داشت (که نداره) نیازی به ساز و کار متعارف نداشتند برای اینکه مطلع باشند چه خبره و قراره چه خبر باشه.
6
تصور کنید داعش به کشور حمله کند ولی فقط سازمان اورژانس کشور را در اختیار بگیرد. بعد از مدتی پشت هر آمبولانس یک عضو داعش نشسته باشد. که علاوه بر جابجایی اعضای دیگر و مهمات، گاهی، بیماران را هم به بیمارستان منتقل کند. و عده‌ای از مردم با علم به این موضوع، به آمبولانس‌ها راه ندهند، یا حتی راهشان را ببندند. بعد آقای ایکس بیاید بگوید مردم متوجه نیستند، اعتماد به اورژانس مسئله مهمی است، سرمایه اجتماعی و اعتماد از بین رفته، و این خطرناک است!
به این که راننده اورژانس یک هیولاست نمی‌گوید خطرناک. به اینکه جلویش راه‌بندان درست کنیم می‌گوید خطرناک!
10
ببینید در کلکسیون فرضیات محسن حسام مظاهری چه چیزهایی میشه پیدا کرد
فرض اینکه خامنه‌ای قابلیت التیام‌بخشی به زخم مردم رو داره!.. آقای مظاهری واقعا دارید در ایران زندگی می‌کنید؟
فرض اینکه عزل فلان سردار و بهمان چهره، اعتماد مردم به نظام رو تقویت می‌کنه!
فرض اینکه مردم اعتباری قائلند به دادگاه‌های قوه‌ای که در رأسش یک قاتل منصوب شده!
فرض اینکه مردم لنگ یک تعطیلی دیگه بودند!
فرض اینکه تشکیلاتی که همین چند هفته پیش جوان مردم را کشته و در رودخانه رها کرده از قربانیان دلجویی کند!
فرض اینکه میشه برای تشییع این‌ها هم مراسمی مثل مراسم فرد شماره ۲ نظام گرفت و تجمع به یک شورش ضدحکومتی تبدیل نشه!
و از همه مهم‌تر فرض عجیب اینکه یک هیئت، یک گنگ، یک دار و دسته، مثل یک «سیستم» عمل کنه!

کجایی برادر؟
فالوعرهایی دارم بهتر از برگ درخت.
انقدر خوب گفت که دهانم دوخته شد.
تنسرنامه، نامه‌ای بود که تنسر به گشناسب، حاکم شمال ایران نوشت. گشناسب به دلایل متعددی با حکومت اردشیر مخالف بود. تنسر، یکی از هیربدان زرتشتی بزرگ اون دوران نامه‌ای بش مینویسه و برای تمام اون دلایل توجیهاتی میاره که ثابت کنه نه تنها اردشیر شایسته پادشاهیه، بلکه بهتر ازونیه که فکر می‌کردید! این نامه بعدا توسط ابن مقفع به عربی ترجمه شد.
مدیچی، یک خانواده ایتالیایی بود که سیصدسال به فلورانس حکومت کردند. در دوران‌شون هنر، تجارت و رفاه انسانی، مورد توجه قرار گرفت، و مملکت‌داری عقلانی تثبیت شد.
8
فرمانده کل قوا باید چطور استعفا بده؟ باید استعفانامه رو تسلیم چه کسی کنه؟ چه کسی باید بپذیره، یا نپذیره اون استعفا رو؟ فرمانده کل قوای ما، ولی فقیه هم هست. باید از ولایت هم استعفا بده؟ مگه امام میتونه بگه من از امام بودن انصراف میدم؟ تا حالا در تاریخ داشتیم امامی که از امامت استعفا بده؟ میشه ولی فقیه بمونه ولی فقط از فرماندهی کل قوا استعفا بده؟ چطور میشه در رأس نظام بمونه ولی همه بالاتر از او باشند؟

ما ایرانی‌ها خدایان شعر و قافیه‌ایم. و همین غرق شدن در اشعار موجبات هلاکت‌مون رو فراهم کرد. همچون زنبوری که با نیش زدن، میمیرد.
9
مسئول آماد و پشتیبانی بود. من رو برای درد و دل انتخاب کرد. گفت اشتباه بزرگی کردم. تابلو برق نصب می‌کردم، که درآمدش بد نبود، ولی همیشه نبود. خسته شدم. می‌خواستم حقوق ثابت داشته باشم. و حالا اینجام. که هرروز داره مریض‌ترم می‌کنه، و نمی‌تونم بیرون بیام. گفتم چرا؟ گفت چرا مریض‌ترم می‌کنه یا چرا نمی‌تونم بیرون بیام؟ گفتم اولی. گفت نمی‌تونم چجوری بگم. گفتم چون همه‌چیز زشته؟ گفت آفرین. همینه. همه‌چیز زشته.
منتظر بود چرای دومی رو هم بپرسم، اما وانمود کردم یادم رفته. جوابش رو می‌دونستم. جرئت بیرون زدن از جهنم رو نداشت. از شنیدن همه‌چیز زشته من به وجد اومد، اما اگه می‌گفتم خودت هم زشت شدی دیگه نمی‌گفت زدی تو خال.

همه‌چیز زشته. ولی اذعان کردن بش چیزی رو تغییر نمیده. اگه ازین زشتی بیرون نریم، خودمون هم زشت میشیم. کسی کاور و زره نداره‌.
4