سیاست معمولا پیچیدهست. مردم از درک مسائل خیلی سادهتر هم عاجزند. خیلی سادهتر. به عنوان مثال مدتهاست با طبقات مختلف اجتماع سر این درگیرم که سرکه سنتی و سرکه صنعتی فرقی ندارند. از بیسواد تا دارنده دکترا، از پیر تا جوان، معتقدند سرکه صنعتی ضرر داره ولی سرکه خونگی خوبه! با هر نوع فن بیانی توضیح بدم که اسید استیک، وقتی تولید شد دیگه اسد استیک است، فرقی نداره از چه روشی بدست بیاد، فایده نداره. خلوص بالاتر سرکه کارخانهای باعث میشه مزه تیزتری داشته باشه. این استفاده کنندهست که باید با افزودنیها تعدیلش کنه.
احتمالا با همین منطق بین مولکولهای آب هم تبعیض قائلند. مثلا مولکول آبی که از تصفیه ادرار سگ به دست اومده رو قابل مقایسه با مولکول آب چشمه زمزم نمیدونند! بعضی هاشدواُ ها کافرند! برای همین کار اون شارلاتان ژاپنی در ادعای اینکه مولکولهای آب به اسامی روی ظرف واکنش نشون میدن، تو ایران بهتر گرفت!
همه از کجاندیشی گریزان نیستند. خیلیها خوششون میاد کج ببینند، و کج فکر کنند، و کج نتیجه بگیرند، و کج حرف بزنند و کج عمل کنند.
احتمالا با همین منطق بین مولکولهای آب هم تبعیض قائلند. مثلا مولکول آبی که از تصفیه ادرار سگ به دست اومده رو قابل مقایسه با مولکول آب چشمه زمزم نمیدونند! بعضی هاشدواُ ها کافرند! برای همین کار اون شارلاتان ژاپنی در ادعای اینکه مولکولهای آب به اسامی روی ظرف واکنش نشون میدن، تو ایران بهتر گرفت!
همه از کجاندیشی گریزان نیستند. خیلیها خوششون میاد کج ببینند، و کج فکر کنند، و کج نتیجه بگیرند، و کج حرف بزنند و کج عمل کنند.
❤4
چند روز پیش در آمریکا قانونی وضع شد که اوپراتورهای موبایل رو ملزم میکنه با رباتهای تماسگیرنده که انقدر به مشترکین زنگ میزنند برای تبلیغات که اعصاب مردم رو بهم ریختند، مقابله کنند.
مردم ازین قانونگذاریها استقبال میکنند، اما متأسفانه روند بدی است این روند که دولت به خودش اجازه میده حتی در موارد جزیی کسب و کار به بیزینسها بگه این کار رو بکنید و این کار رو نکنید.
و همزمان این ذهنیت غلط رو ایجاد کنه که «شرکتها به خودی خود به رضایت مشتریان اهمیت نمیدن، دولت باید به کمک مشتریان بشتابه». در حالی که این مشکلی نبود که نشه بدون دخالت دولت و بدون اضافه کردن مقررات جدید حلش کرد. وقتی این عادت میشه که بعضی اقدامات فقط وقتی انجام بشه که دولت حرف زور بزنه، ممکنه شرکتها انقدر صبر کنند تا موعد حرف زور برسه، و چون صبر میکنند مشتری فکر میکنه انتقادات ما بیفایدهست باید بریم دولت رو بکشونیم به دعوا. یک لوپ مخرب، غلط و پرهزینه.
مردم ازین قانونگذاریها استقبال میکنند، اما متأسفانه روند بدی است این روند که دولت به خودش اجازه میده حتی در موارد جزیی کسب و کار به بیزینسها بگه این کار رو بکنید و این کار رو نکنید.
و همزمان این ذهنیت غلط رو ایجاد کنه که «شرکتها به خودی خود به رضایت مشتریان اهمیت نمیدن، دولت باید به کمک مشتریان بشتابه». در حالی که این مشکلی نبود که نشه بدون دخالت دولت و بدون اضافه کردن مقررات جدید حلش کرد. وقتی این عادت میشه که بعضی اقدامات فقط وقتی انجام بشه که دولت حرف زور بزنه، ممکنه شرکتها انقدر صبر کنند تا موعد حرف زور برسه، و چون صبر میکنند مشتری فکر میکنه انتقادات ما بیفایدهست باید بریم دولت رو بکشونیم به دعوا. یک لوپ مخرب، غلط و پرهزینه.
❤5
میگه ممنوعیت سیگار الکترونیکی باعث میشه جوانها برن به سمت سیگار. ضرر سیگار بیشتره، پس برای حفظ سلامتیشون هم که شده باید ممنوعیت سیگار الکترونیکی برداشته بشه.
با اینکه نهایتا قوانین چه تغییراتی بکنند کاری ندارم، ولی این سبک از استدلال مسخرهست. چون با همین منطق میشه گفت «ممنوعیت هروئین باعث میشه جوانها برن به سمت شیشه، و ضرر شیشه بیشتره، پس باید ممنوعیت هروئین رو لغو کرد!».
با اینکه نهایتا قوانین چه تغییراتی بکنند کاری ندارم، ولی این سبک از استدلال مسخرهست. چون با همین منطق میشه گفت «ممنوعیت هروئین باعث میشه جوانها برن به سمت شیشه، و ضرر شیشه بیشتره، پس باید ممنوعیت هروئین رو لغو کرد!».
❤4
پدیده ترامپ کاملا ناخواسته یک مشعل شد در دالان زیرزمینی بدبویی که توش گیر افتادم.. بالا گرفتمش و نور زردش همه اطراف رو روشن کرد، و خیلیها که صداشون خوب بود معلوم شد که چه زشت و بدمنظرند. بعضیها داشتند مدفوع خودشون رو میخوردند، بعضیها کلا مرده بودند. صحنههای حالبهمزنی دیده میشد، ولی عوضش عبور کردن از بینشون راحتتر شد.
❤7
هرروز تعداد زیادی پیام دریافت میکنم (از عوارض گذاشتن آیدی در پروفایل کانال)، و ازشون میشه یک آلبوم درست کرد.
یکیشون اومد گفت عزیزم! خیلی خیلی خوب شد که پیدات کردم، مطالبت عالیان، محشری و فلان، بیا ماچت کنم! ۹۵ درصد اینها بعد مدتی نظرشون عوض میشه. چون بعدا پستهایی میبینند که دوست نداشتند ببینند. معمولا این تعریف تمجیدهای تاریخ مصرفدار رو که میبینم یاد ملوانان اسپانیایی قرن شونزدهم میفتم که موقع خداحافظی از ساحل نیششون باز بود اما در انتهای سفر کارشون به همنوعخواری روی کشتی میکشید.
بعد اضافه کرد: ولی اونجا که گفتید بچهنیاوردن جوانان چینی خودخواهیه رو قبول ندارم. چون نه تنها خودخواهی نیست بلکه امتناع ما از وارد کردن یک انسان دیگه به این دنیای بد یک نوع فداکاری هم هست!
گفتم این حرفها ابلهانهست. اینکه این دنیا چیست و آیا ارزشش رو داره یا نه، خروجی ذهن شماست. اون بچه یه ذهن دیگه خواهد داشت. شاید حتی در منجلابی بدتر از جایی که شما بودید، به سطحی رسید که شما در خواب هم نبینید. اینکه برای ظرفیت ذهنی یک فرزند احتمالی یک سقف قائل بشن نهایت بیشعوریه. علاوه بر این، این نالهها که دنیا بد است و زشت است و فلان است، حرفند. اگر واقعی و جدی بود آمار خودکشی خیلی بیشتر ازینی بود که الان هست. خیلی بیشتر.
بعد گفت شاید اختلاف نظر داشته باشیم ولی شما حق ندارید همینجوری بیایید بگید حرفم ابلهانهست و بیشعوریه!
بعد کانال رو ترک کرد!
یکیشون اومد گفت عزیزم! خیلی خیلی خوب شد که پیدات کردم، مطالبت عالیان، محشری و فلان، بیا ماچت کنم! ۹۵ درصد اینها بعد مدتی نظرشون عوض میشه. چون بعدا پستهایی میبینند که دوست نداشتند ببینند. معمولا این تعریف تمجیدهای تاریخ مصرفدار رو که میبینم یاد ملوانان اسپانیایی قرن شونزدهم میفتم که موقع خداحافظی از ساحل نیششون باز بود اما در انتهای سفر کارشون به همنوعخواری روی کشتی میکشید.
بعد اضافه کرد: ولی اونجا که گفتید بچهنیاوردن جوانان چینی خودخواهیه رو قبول ندارم. چون نه تنها خودخواهی نیست بلکه امتناع ما از وارد کردن یک انسان دیگه به این دنیای بد یک نوع فداکاری هم هست!
گفتم این حرفها ابلهانهست. اینکه این دنیا چیست و آیا ارزشش رو داره یا نه، خروجی ذهن شماست. اون بچه یه ذهن دیگه خواهد داشت. شاید حتی در منجلابی بدتر از جایی که شما بودید، به سطحی رسید که شما در خواب هم نبینید. اینکه برای ظرفیت ذهنی یک فرزند احتمالی یک سقف قائل بشن نهایت بیشعوریه. علاوه بر این، این نالهها که دنیا بد است و زشت است و فلان است، حرفند. اگر واقعی و جدی بود آمار خودکشی خیلی بیشتر ازینی بود که الان هست. خیلی بیشتر.
بعد گفت شاید اختلاف نظر داشته باشیم ولی شما حق ندارید همینجوری بیایید بگید حرفم ابلهانهست و بیشعوریه!
بعد کانال رو ترک کرد!
❤9
پول اون کلینیک رو کی میده؟ دولت! اتفاقا یکی از کارهای متداول بروکراتها اینه که هزینهسازی میکنند، بعد یه طرح دیگه میدن که هزینههای طرح قبلی رو کاهش بده! بعد این طرح کاهشدهنده خودش در دراز مدت متورم میشه و یه طرح دیگه میدن که هزینهش رو کمتر کنه!
علاوه بر این، هر جامعه داستانش فرق میکنه. چیزی که تو آمستردام عادیه تو پاریس میتونه بحران ایجاد کنه و چیزی که تو پاریس عادیه تو سانفرانسیسکو باعث میشه کماندو بیارن تو خیابون!
این ازادسازیها، منافع اقتصادی پشتش داره، و گرنه دولتها دغدغه «آزادی فردی» ندارند. اگه آزادی براشون مهم بود، همونقدر که ساخت، فروش، توزیع و مصرف مواد رو آزاد میکردند، ساخت، فروش، توزیع و استفاده از اسلحه برای دفاع شخصی رو هم آزاد میکردند.
علاوه بر این، هر جامعه داستانش فرق میکنه. چیزی که تو آمستردام عادیه تو پاریس میتونه بحران ایجاد کنه و چیزی که تو پاریس عادیه تو سانفرانسیسکو باعث میشه کماندو بیارن تو خیابون!
این ازادسازیها، منافع اقتصادی پشتش داره، و گرنه دولتها دغدغه «آزادی فردی» ندارند. اگه آزادی براشون مهم بود، همونقدر که ساخت، فروش، توزیع و مصرف مواد رو آزاد میکردند، ساخت، فروش، توزیع و استفاده از اسلحه برای دفاع شخصی رو هم آزاد میکردند.
❤5
چقدر همهچیز، آموزنده، زیباست.
تهدید آمریکا به هدف قرار دادن سایتهایی که جنبه فرهنگی دارند، طبقه شهرنشین «ایرونی» را نگران آثار باستانی کرد. از بین این همه هدف احتمالا فرهنگی، چرا همه «آثار باستانی» برداشت میکنند از کلمه کالچر؟ شاید این ملت آنقدر در فرهنگ دستش خالی مانده که تنها متاع در اختیارش همین ابنیه در حال فروریزی هستند.
همزمان تهدید لیندزی گراهام که وعده نابودی صنعت نفت ایران را داد، گم شد! اتفاقی که یعنی جیرهبندی بنزین، جیرهبندی برق، گاز، غذا، و آب! یعنی هرج و مرج، در جامعهای که بینفت همانطور تلف میشود، که نوزاد بی شیر. مگر دغدغه مخالفان جنگ، «انسان» نبود؟ چه هدف فرهنگی مهمتر از انسان است؟
چه همهچیز، زیبا، آموزنده است.
تهدید آمریکا به هدف قرار دادن سایتهایی که جنبه فرهنگی دارند، طبقه شهرنشین «ایرونی» را نگران آثار باستانی کرد. از بین این همه هدف احتمالا فرهنگی، چرا همه «آثار باستانی» برداشت میکنند از کلمه کالچر؟ شاید این ملت آنقدر در فرهنگ دستش خالی مانده که تنها متاع در اختیارش همین ابنیه در حال فروریزی هستند.
همزمان تهدید لیندزی گراهام که وعده نابودی صنعت نفت ایران را داد، گم شد! اتفاقی که یعنی جیرهبندی بنزین، جیرهبندی برق، گاز، غذا، و آب! یعنی هرج و مرج، در جامعهای که بینفت همانطور تلف میشود، که نوزاد بی شیر. مگر دغدغه مخالفان جنگ، «انسان» نبود؟ چه هدف فرهنگی مهمتر از انسان است؟
چه همهچیز، زیبا، آموزنده است.
❤5
فقط مولکولهای آب نیست، بین اعداد هم تبعیض قائلند. صدهزار و دویست هزار ۹ دی برایشان کم بود، و صدهزار و دویست هزار یک روز دیگر به هر دلیل دیگر، حتی اگر همان آدمها باشند با کاپشنی متفاوت، بیشتر است.
بگذارید یک قرن به این روزهای این آدمها بخندیم.
https://t.me/neychabouriat/626
بگذارید یک قرن به این روزهای این آدمها بخندیم.
https://t.me/neychabouriat/626
❤3
دولت استرالیا به این نتیجه قابل پیشبینی رسید که آتشسوزی گسترده جنگل عامل انسانی و خرابکارانه داشته، نه تغییر اقلیم، نه گرمایش جهانی، نه هیچ پدیده کلان دیگهای. علت مدرنیتهست. جنگلها رها هستند. قدیم دست قبایل بودند. که مواظبش بود. حتی براش دعا میخوند. قبیله مُرد. باید مالکیت خصوصی جاش رو میگرفت. اما افسانههای جمعگرایی و «نفع عمومی» مانع شد. سوسیالیستها گفتند طبیعت باید مال همه باشه. ولی عملا برای هیچکس شد. گفتند نباید دارایی کسی باشه، ولی عملا به تاراج رفت.
دانشمندان خودشون رو با سیستم کامپلکس اقلیم مشغول کردند، که بسیار پیچیده است ولی هرچه هست فیزیکه. مشکل محیط زیست مشکل فیزیکی نیست. درد علوم انسانیه. این مشکل ما با زمین نیست. این مشکل ما با ماست.
دانشمندان خودشون رو با سیستم کامپلکس اقلیم مشغول کردند، که بسیار پیچیده است ولی هرچه هست فیزیکه. مشکل محیط زیست مشکل فیزیکی نیست. درد علوم انسانیه. این مشکل ما با زمین نیست. این مشکل ما با ماست.
❤9
در یک نظرسنجی از دانشجویان دانشگاه آریزونا درباره اینکه اگه تکنولوژی طولانیتر کردن عمر وجود داشت ازش حمایت میکردید یا نه، پسرها بیشتر از دخترها نگاه مثبت داشتند بش. یعنی اینطور به نظر میرسه که دخترها زندگی ابدی رو ترجیح میدن به زندگی تمدیدشده! و خلاقانه عنوان «زنان بهشت را میخواهند و مردان زمین را» براش گذاشته. معلوم نیست دلیل این اختلاف جنسیتی چیه دقیقا.
نمیشه این نظرسنجی رو تعمیم داد. هم محدود به یک منطقه جغرافیاییه، و هم اینکه پرسششوندهها جوانند و ممکنه زنان میانسال نظر دیگهای داشته باشند، و هم اینکه فعلا این تکنولوژیها در دسترس نیست و وقتی که در دسترس شد شاید نظرات تغییر کرد.
فکر میکنم اینکه پسرها عمر طولانیتر و نقد رو به عمر ابدی و نسیه ترجیح میدن اینه که به اندازه زنها از پیشرفت تکنیکی که مربوط به بدن میشه دچار سرخوردگی نشدن. دخترها شمهای از «جوان ماندن» رو در بخش زیبایی تجربه میکنند، که در اون حوزه علم و صنعت و بازار وعدههای زیادی بشون میده، ولی منطبق با انتظاراتشون درنمیاد. طبیعیه که نسبت به این پیشرفتها بدبینتر باشند.
نمیشه این نظرسنجی رو تعمیم داد. هم محدود به یک منطقه جغرافیاییه، و هم اینکه پرسششوندهها جوانند و ممکنه زنان میانسال نظر دیگهای داشته باشند، و هم اینکه فعلا این تکنولوژیها در دسترس نیست و وقتی که در دسترس شد شاید نظرات تغییر کرد.
فکر میکنم اینکه پسرها عمر طولانیتر و نقد رو به عمر ابدی و نسیه ترجیح میدن اینه که به اندازه زنها از پیشرفت تکنیکی که مربوط به بدن میشه دچار سرخوردگی نشدن. دخترها شمهای از «جوان ماندن» رو در بخش زیبایی تجربه میکنند، که در اون حوزه علم و صنعت و بازار وعدههای زیادی بشون میده، ولی منطبق با انتظاراتشون درنمیاد. طبیعیه که نسبت به این پیشرفتها بدبینتر باشند.
❤5
بعضی از دوستان با مارمولکهای واشنگتن آشنایی ندارن و جو رسانهای که بوجود میاد ذهنشون رو مشوش میکنه. چند نکته رو به این عزیزان میگم شاید بدرد خورد.
بروکراتهای سیاسی بعد از بازنشستگی یا اتمام دورهشون وارد اندیشکدهها و موسسات مشاورهای میشن، چرا که طبق قانون پایستگی مفتخور، بروکرات از بین نمیرود بلکه از نهادی به نهاد دیگر منتقل میشود. کارشون اینه که به دولتها و تصمیمگیرندگان و رسانهها مشاوره و تحلیل ارائه بدن، ولی عملا بیشتر رسانهها ازشون استفاده میکنند. قبلا درس خارج فقه اینهارو فقط تو کنفرانسها میشد شنید ولی الان همشون در شبکههای اجتماعی فعالند، حتی اوناییشون که قلبشون زیاد فعال نیست و پیسمیکر دارند. مهمترین کاری که اینها در شبکههای اجتماعی و وبلاگها و ستون نظرات روزنامهها میکنند هوچیگریه.
اما این هوچیگری دو جنبه داره. اول اینکه باید جوسازی کنند چون شخصا بش نیاز دارند، چون جلب توجه میکنه و نشون میده که خودشون و موسسهشون، مهمند، روابط خوبی دارند، و موضوعیت دارند. دوم اینکه گاهی مسئله از منافع شخصی و موسسه فراتر میره و به سطح کلانتری میرسه و جوسازی رو برای هدایت افکار عمومی انجام میدن. مثل برجام، که خیلیهاشون تلاش بیشائبهای انجام دادن تا عوام فکر کنند «صلح به جهان بازگشت» و برگ زرینی از تاریخ و فلان.
عمده اینها جنگطلبند. یا اگه سفره جنگ پهن بشه کنار نمینشینند. اما در حال حاضر ژست ضدجنگ و نگران میگیرند. در چند روز گذشته حجم بزرگی از استرس رو همینها از طریق رسانهها به عوام منتقل کردن. تا جایی که صحبت از جنگ جهانی سومه!
چه اتفاقی افتاده؟
در زمان اوباما یک لایه بروکراتیک وجود داشت بین گنگ کابویی نظام قدرت آمریکا، و دولت. کابویها، پنتاگون، سیا و آژانس امنیت ملی هستند. این سه نهاد اساسا تمایل دارند مستقلتر و خودمحورتر باشند. رویکردشون هم عملگرایانهست. اون لایه بروکراتیک ظاهرا مدعی بود به اینها افسار میزنه، و گاهی میزد واقعا، ولی عملا فقط منجر به پیچیدهتر شدن سیکل تصمیمگیری و اتخاذ راهبرد شد. مثلا در نیروهای مستقر در افغانستان برای مدتی معلوم نبود رییس کیه و فردا هم هست یا نه. تا جایی که حتی دموکراتها میگفتند اوباما ارتش رو رها کرده به حال خودش.
اما در دولت ترامپ، اون لایه بروکراتیک تا حد زیادی کنار زده شد، و حالا کابویها رابطه بسیار مستقیمتری دارند با رییسجمهور. حتی احتمال داره در حال تقویت بستر موجود باشند که بعد از ترامپ هم این وضعیت پایدار بمونه. یک نکتهای رو نباید فراموش کرد. ممکنه بروکراتها در مورد یک سیاست موضع معقولتری داشته باشند ولی در ارائه راهبردی که جواب بده فشلند، ولی کابویها توضیحات و روایات و راهحلهای قابل فهمتر و سرراستتری ارائه میدن. معلومه رییسجمهور با کدومش راحتتر خواهد بود.
تمام چیزی که اخیرا در خاورمیانه میبینید نشانه اجرای این تغییره. مثلا اون لایه بروکرات اجازه عملیات پریشب رو نمیداد. ولی الان به راحتی انجامش میدن. لذا طبیعیه که بروکراتها از هر اقدام جدید کابویها ابراز نگرانی کرده و وحشتپراکنی کنند. اما به یک مسئله باید توجه داشت. همه اینها عاشق جنگند. اما برخلاف تصور عموم، جنگ تمام عیار و بزرگ رو بروکراتها راه میندازن، نه کابویها. بعبارتی، ماشین جنگی آمریکا همزمان با اینکه امکان پیدا کرده که جسورتر باشه، امکان پیدا کرده که خودش رو از مخمصه جنگ بزرگ دور نگه داره.
گاهی یک نظامی حرفهای اگه آتشبازی هم راه انداخت نباید نگران شد، اما اگه یک بروکرات صرفا اعلام کرد که «هوا ابری است»، باید ترسید. اگه بگه «هوا دلنشین است» هم باید ترسید. به هرحال از بروکرات باید ترسید.
بروکراتهای سیاسی بعد از بازنشستگی یا اتمام دورهشون وارد اندیشکدهها و موسسات مشاورهای میشن، چرا که طبق قانون پایستگی مفتخور، بروکرات از بین نمیرود بلکه از نهادی به نهاد دیگر منتقل میشود. کارشون اینه که به دولتها و تصمیمگیرندگان و رسانهها مشاوره و تحلیل ارائه بدن، ولی عملا بیشتر رسانهها ازشون استفاده میکنند. قبلا درس خارج فقه اینهارو فقط تو کنفرانسها میشد شنید ولی الان همشون در شبکههای اجتماعی فعالند، حتی اوناییشون که قلبشون زیاد فعال نیست و پیسمیکر دارند. مهمترین کاری که اینها در شبکههای اجتماعی و وبلاگها و ستون نظرات روزنامهها میکنند هوچیگریه.
اما این هوچیگری دو جنبه داره. اول اینکه باید جوسازی کنند چون شخصا بش نیاز دارند، چون جلب توجه میکنه و نشون میده که خودشون و موسسهشون، مهمند، روابط خوبی دارند، و موضوعیت دارند. دوم اینکه گاهی مسئله از منافع شخصی و موسسه فراتر میره و به سطح کلانتری میرسه و جوسازی رو برای هدایت افکار عمومی انجام میدن. مثل برجام، که خیلیهاشون تلاش بیشائبهای انجام دادن تا عوام فکر کنند «صلح به جهان بازگشت» و برگ زرینی از تاریخ و فلان.
عمده اینها جنگطلبند. یا اگه سفره جنگ پهن بشه کنار نمینشینند. اما در حال حاضر ژست ضدجنگ و نگران میگیرند. در چند روز گذشته حجم بزرگی از استرس رو همینها از طریق رسانهها به عوام منتقل کردن. تا جایی که صحبت از جنگ جهانی سومه!
چه اتفاقی افتاده؟
در زمان اوباما یک لایه بروکراتیک وجود داشت بین گنگ کابویی نظام قدرت آمریکا، و دولت. کابویها، پنتاگون، سیا و آژانس امنیت ملی هستند. این سه نهاد اساسا تمایل دارند مستقلتر و خودمحورتر باشند. رویکردشون هم عملگرایانهست. اون لایه بروکراتیک ظاهرا مدعی بود به اینها افسار میزنه، و گاهی میزد واقعا، ولی عملا فقط منجر به پیچیدهتر شدن سیکل تصمیمگیری و اتخاذ راهبرد شد. مثلا در نیروهای مستقر در افغانستان برای مدتی معلوم نبود رییس کیه و فردا هم هست یا نه. تا جایی که حتی دموکراتها میگفتند اوباما ارتش رو رها کرده به حال خودش.
اما در دولت ترامپ، اون لایه بروکراتیک تا حد زیادی کنار زده شد، و حالا کابویها رابطه بسیار مستقیمتری دارند با رییسجمهور. حتی احتمال داره در حال تقویت بستر موجود باشند که بعد از ترامپ هم این وضعیت پایدار بمونه. یک نکتهای رو نباید فراموش کرد. ممکنه بروکراتها در مورد یک سیاست موضع معقولتری داشته باشند ولی در ارائه راهبردی که جواب بده فشلند، ولی کابویها توضیحات و روایات و راهحلهای قابل فهمتر و سرراستتری ارائه میدن. معلومه رییسجمهور با کدومش راحتتر خواهد بود.
تمام چیزی که اخیرا در خاورمیانه میبینید نشانه اجرای این تغییره. مثلا اون لایه بروکرات اجازه عملیات پریشب رو نمیداد. ولی الان به راحتی انجامش میدن. لذا طبیعیه که بروکراتها از هر اقدام جدید کابویها ابراز نگرانی کرده و وحشتپراکنی کنند. اما به یک مسئله باید توجه داشت. همه اینها عاشق جنگند. اما برخلاف تصور عموم، جنگ تمام عیار و بزرگ رو بروکراتها راه میندازن، نه کابویها. بعبارتی، ماشین جنگی آمریکا همزمان با اینکه امکان پیدا کرده که جسورتر باشه، امکان پیدا کرده که خودش رو از مخمصه جنگ بزرگ دور نگه داره.
گاهی یک نظامی حرفهای اگه آتشبازی هم راه انداخت نباید نگران شد، اما اگه یک بروکرات صرفا اعلام کرد که «هوا ابری است»، باید ترسید. اگه بگه «هوا دلنشین است» هم باید ترسید. به هرحال از بروکرات باید ترسید.
البته موضع ترامپ از روی قلدریه. ولی این بابی رو باز کرده و بازتر خواهد کرد درباره اهمیت پیدا کردن مخارج دولتی. در وضعیتی کمیک دولتهای رفاه اروپایی و دولتهای فشل خاورمیانهای و آفریقایی، با اینکه خیلی با هم فرق دارند، درگیر یک مخمصه مشترک هستند: هزینه دفاع! در مواردی مسئله فقط پول هم نیست، زیرساخت نظامی ندارند یا به مرور از بین رفته. و عمو سام این پاشنه آشیل رو رها نخواهد کرد. و باز در وضعیتی کمیک، تنها راه استقلالشون از آمریکا، اینه که امنیت ملی و ارتش رو بسپارند به بازار و بخش خصوصی. بلکواترهایی با مسئولیتهای بسیار گستردهتر و ملیتر. اما انقدر شجاعت عقلانی ندارند که این کار رو بکنند.
❤4
اسمش را بگذارید ما، یا ماع! فرقی ندارد. اسمند اینها (البته دومی آوایی بود). وقتی عقل، بایکوت شده، همه اسمها بیاعتبارند. همه هویتها جعلیاند. همه افتخارات پوچند. میدانید کِی این مای کذایی ذوق کرد؟ همین چندماه پیش وقتی آرامکو را زدند. شیعه فکر کرد اتفاق بدی برای جهان میفتد، برای ما نه! اتفاق بدی برای جهان نیفتاد، ولی اتفاقی که برای نظام ایران افتاد را داریم فول اسکرین میبینیم. جماعت قهرکرده با عقل، ساز و کار نمیفهمد. سیستم نمیفهمد. وهم برش داشته که دید ماورایی دارد، ولی همهچیز دنیا برایش کارتونی است. گاهی واقعیت لگد میزند به طحالش، مینشیند، خاک میریزد روی سرش که «وامحمدا، چه کردی ترامپ؟». بعد دوباره برمیگردد به دیزنیلند ایدیولوژیکش!
این نظام سیاسی و ارزشی، اگر یک «ما» واقعی داشت، مثل مرغماهیخوار شیرجه میزد به دریای دموکراسی.. و شما هم لازم نمیشد در فرانسه سنگر بگیرید.
https://t.me/neychabouriat/634
این نظام سیاسی و ارزشی، اگر یک «ما» واقعی داشت، مثل مرغماهیخوار شیرجه میزد به دریای دموکراسی.. و شما هم لازم نمیشد در فرانسه سنگر بگیرید.
https://t.me/neychabouriat/634
❤5
اگه اون قسمت «امروز بهم ثابت شد» نبود این حرفها رو جدی میگرفتم، ولی حالا که هست نه. اگه «امروز» بهتون ثابت شد یعنی اساسی کارتون میلنگه. در امروز، مطلقا هیچ نشانهای وجود نداره که اطلاعاتی به ما بده که قبلا نداشتیم. اگه شما چیز جدیدی دریافت کردی، آنتنهای احساساتت دریافت کرده. و اون آنتن از آب کره گرفته. هیچی اون بیرون نیست که بشه نتیجهای گرفت که قبلا نمیشده گرفت.
اصلاح، تبدیل آدمها به چیزی که ما میخواهیم، نیست. اون اتفاق هیچوقت و در هیچ جعرافیایی نمیفته. اصلاح، دادن فرصت به آدمها برای ارزیابی خودشونه. زمانی خودم پلاکارد مرگ بر آمریکا دستم بود، در همین تجمعات خجالتآور. خودم با ماژیک روی پرچم پیچیده شده دور تابوتهای خالی که مثلا شهید گمنام بودند شعر مینوشتم، از همه بولدتر و خوشخطتر. من فرصت پیدا کردم خودمو ارزیابی کنم. خیلیها این فرصت رو نداشتند و هنوز ندارند. مخصوصا در شرایطی که خیلیها گرسنه میخوابند، و با اضطراب بیدار میشن.
اصلاح، تبدیل آدمها به چیزی که ما میخواهیم، نیست. اون اتفاق هیچوقت و در هیچ جعرافیایی نمیفته. اصلاح، دادن فرصت به آدمها برای ارزیابی خودشونه. زمانی خودم پلاکارد مرگ بر آمریکا دستم بود، در همین تجمعات خجالتآور. خودم با ماژیک روی پرچم پیچیده شده دور تابوتهای خالی که مثلا شهید گمنام بودند شعر مینوشتم، از همه بولدتر و خوشخطتر. من فرصت پیدا کردم خودمو ارزیابی کنم. خیلیها این فرصت رو نداشتند و هنوز ندارند. مخصوصا در شرایطی که خیلیها گرسنه میخوابند، و با اضطراب بیدار میشن.
❤6
نمیدونم کجا شنیدم: «سگ پولدارها نگهبان داره، ولی بچههای ما معلم هم ندارند!». جمله تمیزیه برای اینکه تو یه کشور مبتلا به اختلاف طبقاتی بنویسی رو پلاکارد و ببری تو تجمع سوسیالیستهای عدالتطلب!
ولی واقعیت اینه که در یک سیستم کاملا سوسیالیستی این کوالا همین شانس رو هم نمیداشت. اون ماسک اکسیژن، یعنی ثروت. جایی که تولید ثروت سرکوب میشه، نمیشه ازین کارها کرد.
ولی واقعیت اینه که در یک سیستم کاملا سوسیالیستی این کوالا همین شانس رو هم نمیداشت. اون ماسک اکسیژن، یعنی ثروت. جایی که تولید ثروت سرکوب میشه، نمیشه ازین کارها کرد.
❤7
سالاد همیشگی ۹ دی با سس پاشایی!
اون روز من از بدشانسی در تهران بودم، اونم خیابون انقلاب! حسنی مکتب نمیرفت شده بود. لای «اعدام باید گردد»ها گیرافتادم. اما تا رسیدم به جمالزاده همهچی عوض شد. مسافر و راننده و رهگذر داشتند فحش میدادند به تظاهرکنندگان. انگار صد و پنجاه متر بعد از کویر، زیر پات دریاچه یخی پیدا بشه! نه بالا تا پایین شهر، نه از یک شهر تا یک شهر دیگه. فقط صد و پنجاه متر.
یادتونه سال ۸۸ دقت میکردیم کی عکس احمدینژاد رو زده پشت شیشه مغازه و کی عکس میرحسین رو؟ من خیلیها رو به حافظه سپرده بودم. امشب دیدم اونایی که اون موقع میرحسین رو زده بودند، امروز واسه این رو زدن!
برای همین تعجب نکن که انقدر اصرار دارند بگن این فرق داشت و از ۹ دی جامعتر بود! این یکی رو بزرگتر قلمداد میکنند چون اون دعوا در خانوادهشون رفع شد. به همگرایی بین خودشون میگن «وحدت ملی».
باید هم به خودشون تلقین کنند که همه همینها بودند. چون از جمالزاده به بعد ماییم.
اون روز من از بدشانسی در تهران بودم، اونم خیابون انقلاب! حسنی مکتب نمیرفت شده بود. لای «اعدام باید گردد»ها گیرافتادم. اما تا رسیدم به جمالزاده همهچی عوض شد. مسافر و راننده و رهگذر داشتند فحش میدادند به تظاهرکنندگان. انگار صد و پنجاه متر بعد از کویر، زیر پات دریاچه یخی پیدا بشه! نه بالا تا پایین شهر، نه از یک شهر تا یک شهر دیگه. فقط صد و پنجاه متر.
یادتونه سال ۸۸ دقت میکردیم کی عکس احمدینژاد رو زده پشت شیشه مغازه و کی عکس میرحسین رو؟ من خیلیها رو به حافظه سپرده بودم. امشب دیدم اونایی که اون موقع میرحسین رو زده بودند، امروز واسه این رو زدن!
برای همین تعجب نکن که انقدر اصرار دارند بگن این فرق داشت و از ۹ دی جامعتر بود! این یکی رو بزرگتر قلمداد میکنند چون اون دعوا در خانوادهشون رفع شد. به همگرایی بین خودشون میگن «وحدت ملی».
باید هم به خودشون تلقین کنند که همه همینها بودند. چون از جمالزاده به بعد ماییم.
❤6
چه مکان محزونی. انگار سرنوشت تلخ ساکنینش به محیط سرایت کرده.
قبرستان «مومنان قدیم» در سکونتگاه متروکه اورگا، در ساحل یکی از دریاچههای تقریبا خشکیده اوزبکستان. تزار روس بعضی از مسیحیان ارتودکس رو به اینجا تبعید میکرده، تا آب و هوای خشنش در زمستان و تابستان از زندگی سیرشون کنه. کاری که بعدا شوروی هم انجام داد.
عکس از سرگئی پونومارف
قبرستان «مومنان قدیم» در سکونتگاه متروکه اورگا، در ساحل یکی از دریاچههای تقریبا خشکیده اوزبکستان. تزار روس بعضی از مسیحیان ارتودکس رو به اینجا تبعید میکرده، تا آب و هوای خشنش در زمستان و تابستان از زندگی سیرشون کنه. کاری که بعدا شوروی هم انجام داد.
عکس از سرگئی پونومارف
این دوستمون چه قشنگ ترسیم کرد وضعیت مغزی عدهای از هموطنانمون رو.
متأسفانه جوریه که خیلی در کشور اتفاق جدیدی نمیفته و قبلیها هی تکرار میشن، و هر دفعه مضحکتر. و متأسفانه هر دفعه بعضیها فکر میکنند «اندفعه فرق داشت».
https://t.me/giraffe_the_bozorgavar/2811
متأسفانه جوریه که خیلی در کشور اتفاق جدیدی نمیفته و قبلیها هی تکرار میشن، و هر دفعه مضحکتر. و متأسفانه هر دفعه بعضیها فکر میکنند «اندفعه فرق داشت».
https://t.me/giraffe_the_bozorgavar/2811
Telegram
زرافه بزرگوار
با یک مثال ساده از چپ های تخمی(که قبلا ذکر شد دارای ارزش افزوده کمتری نسبت به تخم های چپ اند) این پارادوکس احساسی اسطوره ای خاورمیانه ای رو توضیح میدم :
فرد چپی رو در نظر بگیرین در اواخر دهه شصت. با سبیل و عینک گرد و کف دست سیاه شده از شستمال حشیش، که تا…
فرد چپی رو در نظر بگیرین در اواخر دهه شصت. با سبیل و عینک گرد و کف دست سیاه شده از شستمال حشیش، که تا…
❤4
اینکه چند بی۵۲ عازم اطراف سرزمین خون و شهادت بشن رو تعبیر میکنند به اینکه جنگ نزدیک است! البته باید از جنگ ترسید، ولی چیزی که من میبینم بیشتر «علاقه به ترسیدن» از جنگه. انگار از اینکه به خود و دیگران استرس جنگ بدن لذت میبرند. و شامل همه طیفها میشه. چه اونهایی که فکر میکنند از جنگ میشه شاباش جمع کرد، چه اونایی که در این خیالند که بزرگترین و مدرنترین ارتش جهان غلطی نمیتواند بکند!
به وضوح این ماشین جنگی، در حال آماده شدن برای جنگ نیست. اگه در حال آماده شدن بود هم در کمیت و هم در کیفیت شرایط دیگهای رو میدیدیم. این سازمان بزرگ اگه بخواد در عرض ۲۴ ساعت میتونه نیرویی رو جابجا کنه که از ارتش چند کشور روی هم دیگه قویتره. اگه نمیکنه یعنی نمیخواد، نه اینکه وقت کم داره.
یه جا دیگه هم این علاقه به ترسیدن رو دیده بودم، و درباره خشکسالی بود. صد البته از وضعیت آبی ایران باید ترسید. ولی یک نوع علاقه بود به ترسیدن از وضعیت آبی. اینجا حتی واکنشهای منطقی، داخل پکیج احساسی قرار میگیرند.
به وضوح این ماشین جنگی، در حال آماده شدن برای جنگ نیست. اگه در حال آماده شدن بود هم در کمیت و هم در کیفیت شرایط دیگهای رو میدیدیم. این سازمان بزرگ اگه بخواد در عرض ۲۴ ساعت میتونه نیرویی رو جابجا کنه که از ارتش چند کشور روی هم دیگه قویتره. اگه نمیکنه یعنی نمیخواد، نه اینکه وقت کم داره.
یه جا دیگه هم این علاقه به ترسیدن رو دیده بودم، و درباره خشکسالی بود. صد البته از وضعیت آبی ایران باید ترسید. ولی یک نوع علاقه بود به ترسیدن از وضعیت آبی. اینجا حتی واکنشهای منطقی، داخل پکیج احساسی قرار میگیرند.