وقتشه یک بازی فکری طراحی کنیم. اسم ۱۰۰ نفر از شخصیتهایی که میشناسید لیست کنید. از هنرمند تا متفکر تا تحلیلگر تا اساتید برتر تا حتی کارشناس اقتصادی. به ترتیب از بالا در مورد هر اسم یک سوال بپرسید: خودم فهمیدم ایشون آدم حسابیه، یا رسانه و جو عمومی بم گفت؟
اگه رسانه و جو عمومی متقاعدت کرده بود، روی اسم خط بکش. بعد ببین چند نفر میمونه.
اگه رسانه و جو عمومی متقاعدت کرده بود، روی اسم خط بکش. بعد ببین چند نفر میمونه.
❤10
بعضی از دوستان اشاره کردند که دولتآبادی «خب کمونیسته، چه انتظاری داری؟». من هیچ انتظاری ندارم. اون بازی فکری رو خیلی قبلتر برای خودم اجرا کردم و امثال ایشون خیلی وقته در لیستم نبودند. اما عمق فاجعه چند متر پایینتر ازین حرفهاست. چرا که طرفدار بازار آزاد رو میبینیم که سوگوار این اراذل هستند! یعنی همون کسی که ناله میکنه که بازار آزاد نداریم بخش خصوصی مُرده دولت دخالت میکنه شفافیت نداریم فساد بالاست و فلان و بهمان، همقافله شده با همون سپاهی که پوتینش رو گذاشته روی گلوی بخش خصوصی، بزرگترین منشأ رانت و فساد و پولهای کثیفه، و با ماجراجویی شیعی (اسماعیلی) کاری کرده که اقتصاد جهانی ما رو عملا حذف کرده و پنجاه سال از هر رقیب احتمالی عقب افتادیم، و همه اینها موجب سرکوب اقتصادی مردم و گسترش فقر و فاصله طبقاتی و هرز رفتن استعدادها و پتانسیلها شده. یک کمونیست که علنا کمونیسته، قابل تحملتر از لیبرالیه که با دشمنان لیبرالیسم میخنده و با همونا هم گریه میکنه.
❤7
یکی از چیزهایی که ۱۶ سالههای ریشسفید رو میتونه به وجد بیاره این تیپ از اظهارات سیاسیه.
با این که رافائل نادال تنیسور محبوبیه، اما خیلیها خوشحال میشن اگه یک بازیکن گمنام شکستش بده. «بیرقیب بودن» دافعه داره. اروپا بیشتر از بقیه کشورها از بیرقیب بودن آمریکا دلخوره. لذا بدشون نمیاد یک بازیگر یاغی بتونه گهگاهی آزارش بده و هژمونیش رو به چالش بکشه. ناسیونالیست ایرانی اینارو میخونه و از بکگراند و انگیزهها بیخبره و فکر میکنه نمود واقعی و بیرونی داره، در حالی که آفتاب و لگن هفت دست، ولی شام و ناهار هیچی!
فانتزیها قابلیت انباشت دارند و رسوب میکنند. تک تک پکیجهای رسانهای و سیاسی که دریافت میکنه رو بررسی نمیکنه. فانتزیش رسوب میکنه و واقعیتش میگذره. مثل یک آبمیوهگیری که برعکس کار میکنه، آبش رو میریزه دور و تفالهش رو نگه میداره. این تفالهها جمع میشن و میبینی فرد در پنجاه سالگی کاملا غرق در فانتزی و انتزاعاته.
با این که رافائل نادال تنیسور محبوبیه، اما خیلیها خوشحال میشن اگه یک بازیکن گمنام شکستش بده. «بیرقیب بودن» دافعه داره. اروپا بیشتر از بقیه کشورها از بیرقیب بودن آمریکا دلخوره. لذا بدشون نمیاد یک بازیگر یاغی بتونه گهگاهی آزارش بده و هژمونیش رو به چالش بکشه. ناسیونالیست ایرانی اینارو میخونه و از بکگراند و انگیزهها بیخبره و فکر میکنه نمود واقعی و بیرونی داره، در حالی که آفتاب و لگن هفت دست، ولی شام و ناهار هیچی!
فانتزیها قابلیت انباشت دارند و رسوب میکنند. تک تک پکیجهای رسانهای و سیاسی که دریافت میکنه رو بررسی نمیکنه. فانتزیش رسوب میکنه و واقعیتش میگذره. مثل یک آبمیوهگیری که برعکس کار میکنه، آبش رو میریزه دور و تفالهش رو نگه میداره. این تفالهها جمع میشن و میبینی فرد در پنجاه سالگی کاملا غرق در فانتزی و انتزاعاته.
❤7
من ده ساله که حرف از تحریم انتخابات میزنیم، ولی نتیجه منطبق بر «نرود میخ آهنی در سنگ» بوده. ولی جدا ازون مسئله یه میخ دیگه هم هست که اونم نمیره تو سنگ: عزیزجان، خواهرم، برادرم، راهپیماییهای حکومتی یک جمعیت فیکس دارند که نه کم شدنش و نه بیشتر شدنش از لحاظ آماری
Significant
نیست، و اهمیتی نداره. شما که دو تا کاربر رو دیدی. من اگه دو هزارنفر رو ببینم که بگن قبلا میرفتم ولی امسال نمیرم، برام همون معنیای داره که دو هزارنفر بگن قبلا نمیرفتم ولی امسال میرم: هیچ!
میخواید ناامید باشید؟ باشید، حق هم دارید. ولی این دلیل جالبی نیست. دلایل خیلی بهتر و کاملتر و بنیادیتری وجود داره.
Significant
نیست، و اهمیتی نداره. شما که دو تا کاربر رو دیدی. من اگه دو هزارنفر رو ببینم که بگن قبلا میرفتم ولی امسال نمیرم، برام همون معنیای داره که دو هزارنفر بگن قبلا نمیرفتم ولی امسال میرم: هیچ!
میخواید ناامید باشید؟ باشید، حق هم دارید. ولی این دلیل جالبی نیست. دلایل خیلی بهتر و کاملتر و بنیادیتری وجود داره.
❤7
روابط یکی از مولفههای قدرته، همش نیست، و جبرانکننده بقیه مولفهها هم نیست، و پایدار هم نیست، با متلاشی شدن خود فرد متلاشی میشه.
انقدر هم اظهارات سیاسی سیاستمداران رو که با هزار نوع هدف تبلیغاتی به زبان میارن رو به عنوان «فکت» نچرخونید. همون ترامپ یکی از سنگینترین بودجههای نظامی رو بلعید، و بش افتخار هم میکنه. کار دولتها، دور ریختن پوله. اتفاق تازهای نیفتاده.
انقدر هم اظهارات سیاسی سیاستمداران رو که با هزار نوع هدف تبلیغاتی به زبان میارن رو به عنوان «فکت» نچرخونید. همون ترامپ یکی از سنگینترین بودجههای نظامی رو بلعید، و بش افتخار هم میکنه. کار دولتها، دور ریختن پوله. اتفاق تازهای نیفتاده.
❤8
پوزش بابت تعداد زیاد پستها. پرونده قاسم گروگانگیر رو بسته و به روال عادی باز خواهیم گشت. 😘
❤8
مملکت چنان در تباهی و عقلستیزی فرو رفته که تا از یک مطلب طنز فارغ میشی یکی دیگه جلوت سبز میشه.
این رو یکی از دوستان فرستاده. علنا همون بهشت فروشی کلیسا که چندصدسال پیش در اروپا رواج داشت رو اجرا کردن، با این فرق که قسطی میشه پرداخت کرد!
فقط یادشون رفته مثل شرکتهای بیمه حق عضویت رو به نسبت سن افزایش بدن. با نرخ ثابت، بهشت برای اون جوانی که تا پایان عمرش فاصله زیادی داره خیلی گرون تموم میشه، چون در یک بازه سی ساله باید نزدیک چهار میلیون تومن بده!
با این پولها البته نمیشه کار عمرانی کرد. با این پولها پوستر شهدای مدافع حرم اسد رو میشه چاپ کرد. این مسجد به اون بهشت، و این تیر به اون تخته میخوره کاملا. فیت و دقیق.
این رو یکی از دوستان فرستاده. علنا همون بهشت فروشی کلیسا که چندصدسال پیش در اروپا رواج داشت رو اجرا کردن، با این فرق که قسطی میشه پرداخت کرد!
فقط یادشون رفته مثل شرکتهای بیمه حق عضویت رو به نسبت سن افزایش بدن. با نرخ ثابت، بهشت برای اون جوانی که تا پایان عمرش فاصله زیادی داره خیلی گرون تموم میشه، چون در یک بازه سی ساله باید نزدیک چهار میلیون تومن بده!
با این پولها البته نمیشه کار عمرانی کرد. با این پولها پوستر شهدای مدافع حرم اسد رو میشه چاپ کرد. این مسجد به اون بهشت، و این تیر به اون تخته میخوره کاملا. فیت و دقیق.
❤4
سیاست معمولا پیچیدهست. مردم از درک مسائل خیلی سادهتر هم عاجزند. خیلی سادهتر. به عنوان مثال مدتهاست با طبقات مختلف اجتماع سر این درگیرم که سرکه سنتی و سرکه صنعتی فرقی ندارند. از بیسواد تا دارنده دکترا، از پیر تا جوان، معتقدند سرکه صنعتی ضرر داره ولی سرکه خونگی خوبه! با هر نوع فن بیانی توضیح بدم که اسید استیک، وقتی تولید شد دیگه اسد استیک است، فرقی نداره از چه روشی بدست بیاد، فایده نداره. خلوص بالاتر سرکه کارخانهای باعث میشه مزه تیزتری داشته باشه. این استفاده کنندهست که باید با افزودنیها تعدیلش کنه.
احتمالا با همین منطق بین مولکولهای آب هم تبعیض قائلند. مثلا مولکول آبی که از تصفیه ادرار سگ به دست اومده رو قابل مقایسه با مولکول آب چشمه زمزم نمیدونند! بعضی هاشدواُ ها کافرند! برای همین کار اون شارلاتان ژاپنی در ادعای اینکه مولکولهای آب به اسامی روی ظرف واکنش نشون میدن، تو ایران بهتر گرفت!
همه از کجاندیشی گریزان نیستند. خیلیها خوششون میاد کج ببینند، و کج فکر کنند، و کج نتیجه بگیرند، و کج حرف بزنند و کج عمل کنند.
احتمالا با همین منطق بین مولکولهای آب هم تبعیض قائلند. مثلا مولکول آبی که از تصفیه ادرار سگ به دست اومده رو قابل مقایسه با مولکول آب چشمه زمزم نمیدونند! بعضی هاشدواُ ها کافرند! برای همین کار اون شارلاتان ژاپنی در ادعای اینکه مولکولهای آب به اسامی روی ظرف واکنش نشون میدن، تو ایران بهتر گرفت!
همه از کجاندیشی گریزان نیستند. خیلیها خوششون میاد کج ببینند، و کج فکر کنند، و کج نتیجه بگیرند، و کج حرف بزنند و کج عمل کنند.
❤4
چند روز پیش در آمریکا قانونی وضع شد که اوپراتورهای موبایل رو ملزم میکنه با رباتهای تماسگیرنده که انقدر به مشترکین زنگ میزنند برای تبلیغات که اعصاب مردم رو بهم ریختند، مقابله کنند.
مردم ازین قانونگذاریها استقبال میکنند، اما متأسفانه روند بدی است این روند که دولت به خودش اجازه میده حتی در موارد جزیی کسب و کار به بیزینسها بگه این کار رو بکنید و این کار رو نکنید.
و همزمان این ذهنیت غلط رو ایجاد کنه که «شرکتها به خودی خود به رضایت مشتریان اهمیت نمیدن، دولت باید به کمک مشتریان بشتابه». در حالی که این مشکلی نبود که نشه بدون دخالت دولت و بدون اضافه کردن مقررات جدید حلش کرد. وقتی این عادت میشه که بعضی اقدامات فقط وقتی انجام بشه که دولت حرف زور بزنه، ممکنه شرکتها انقدر صبر کنند تا موعد حرف زور برسه، و چون صبر میکنند مشتری فکر میکنه انتقادات ما بیفایدهست باید بریم دولت رو بکشونیم به دعوا. یک لوپ مخرب، غلط و پرهزینه.
مردم ازین قانونگذاریها استقبال میکنند، اما متأسفانه روند بدی است این روند که دولت به خودش اجازه میده حتی در موارد جزیی کسب و کار به بیزینسها بگه این کار رو بکنید و این کار رو نکنید.
و همزمان این ذهنیت غلط رو ایجاد کنه که «شرکتها به خودی خود به رضایت مشتریان اهمیت نمیدن، دولت باید به کمک مشتریان بشتابه». در حالی که این مشکلی نبود که نشه بدون دخالت دولت و بدون اضافه کردن مقررات جدید حلش کرد. وقتی این عادت میشه که بعضی اقدامات فقط وقتی انجام بشه که دولت حرف زور بزنه، ممکنه شرکتها انقدر صبر کنند تا موعد حرف زور برسه، و چون صبر میکنند مشتری فکر میکنه انتقادات ما بیفایدهست باید بریم دولت رو بکشونیم به دعوا. یک لوپ مخرب، غلط و پرهزینه.
❤5
میگه ممنوعیت سیگار الکترونیکی باعث میشه جوانها برن به سمت سیگار. ضرر سیگار بیشتره، پس برای حفظ سلامتیشون هم که شده باید ممنوعیت سیگار الکترونیکی برداشته بشه.
با اینکه نهایتا قوانین چه تغییراتی بکنند کاری ندارم، ولی این سبک از استدلال مسخرهست. چون با همین منطق میشه گفت «ممنوعیت هروئین باعث میشه جوانها برن به سمت شیشه، و ضرر شیشه بیشتره، پس باید ممنوعیت هروئین رو لغو کرد!».
با اینکه نهایتا قوانین چه تغییراتی بکنند کاری ندارم، ولی این سبک از استدلال مسخرهست. چون با همین منطق میشه گفت «ممنوعیت هروئین باعث میشه جوانها برن به سمت شیشه، و ضرر شیشه بیشتره، پس باید ممنوعیت هروئین رو لغو کرد!».
❤4
پدیده ترامپ کاملا ناخواسته یک مشعل شد در دالان زیرزمینی بدبویی که توش گیر افتادم.. بالا گرفتمش و نور زردش همه اطراف رو روشن کرد، و خیلیها که صداشون خوب بود معلوم شد که چه زشت و بدمنظرند. بعضیها داشتند مدفوع خودشون رو میخوردند، بعضیها کلا مرده بودند. صحنههای حالبهمزنی دیده میشد، ولی عوضش عبور کردن از بینشون راحتتر شد.
❤7
هرروز تعداد زیادی پیام دریافت میکنم (از عوارض گذاشتن آیدی در پروفایل کانال)، و ازشون میشه یک آلبوم درست کرد.
یکیشون اومد گفت عزیزم! خیلی خیلی خوب شد که پیدات کردم، مطالبت عالیان، محشری و فلان، بیا ماچت کنم! ۹۵ درصد اینها بعد مدتی نظرشون عوض میشه. چون بعدا پستهایی میبینند که دوست نداشتند ببینند. معمولا این تعریف تمجیدهای تاریخ مصرفدار رو که میبینم یاد ملوانان اسپانیایی قرن شونزدهم میفتم که موقع خداحافظی از ساحل نیششون باز بود اما در انتهای سفر کارشون به همنوعخواری روی کشتی میکشید.
بعد اضافه کرد: ولی اونجا که گفتید بچهنیاوردن جوانان چینی خودخواهیه رو قبول ندارم. چون نه تنها خودخواهی نیست بلکه امتناع ما از وارد کردن یک انسان دیگه به این دنیای بد یک نوع فداکاری هم هست!
گفتم این حرفها ابلهانهست. اینکه این دنیا چیست و آیا ارزشش رو داره یا نه، خروجی ذهن شماست. اون بچه یه ذهن دیگه خواهد داشت. شاید حتی در منجلابی بدتر از جایی که شما بودید، به سطحی رسید که شما در خواب هم نبینید. اینکه برای ظرفیت ذهنی یک فرزند احتمالی یک سقف قائل بشن نهایت بیشعوریه. علاوه بر این، این نالهها که دنیا بد است و زشت است و فلان است، حرفند. اگر واقعی و جدی بود آمار خودکشی خیلی بیشتر ازینی بود که الان هست. خیلی بیشتر.
بعد گفت شاید اختلاف نظر داشته باشیم ولی شما حق ندارید همینجوری بیایید بگید حرفم ابلهانهست و بیشعوریه!
بعد کانال رو ترک کرد!
یکیشون اومد گفت عزیزم! خیلی خیلی خوب شد که پیدات کردم، مطالبت عالیان، محشری و فلان، بیا ماچت کنم! ۹۵ درصد اینها بعد مدتی نظرشون عوض میشه. چون بعدا پستهایی میبینند که دوست نداشتند ببینند. معمولا این تعریف تمجیدهای تاریخ مصرفدار رو که میبینم یاد ملوانان اسپانیایی قرن شونزدهم میفتم که موقع خداحافظی از ساحل نیششون باز بود اما در انتهای سفر کارشون به همنوعخواری روی کشتی میکشید.
بعد اضافه کرد: ولی اونجا که گفتید بچهنیاوردن جوانان چینی خودخواهیه رو قبول ندارم. چون نه تنها خودخواهی نیست بلکه امتناع ما از وارد کردن یک انسان دیگه به این دنیای بد یک نوع فداکاری هم هست!
گفتم این حرفها ابلهانهست. اینکه این دنیا چیست و آیا ارزشش رو داره یا نه، خروجی ذهن شماست. اون بچه یه ذهن دیگه خواهد داشت. شاید حتی در منجلابی بدتر از جایی که شما بودید، به سطحی رسید که شما در خواب هم نبینید. اینکه برای ظرفیت ذهنی یک فرزند احتمالی یک سقف قائل بشن نهایت بیشعوریه. علاوه بر این، این نالهها که دنیا بد است و زشت است و فلان است، حرفند. اگر واقعی و جدی بود آمار خودکشی خیلی بیشتر ازینی بود که الان هست. خیلی بیشتر.
بعد گفت شاید اختلاف نظر داشته باشیم ولی شما حق ندارید همینجوری بیایید بگید حرفم ابلهانهست و بیشعوریه!
بعد کانال رو ترک کرد!
❤9
پول اون کلینیک رو کی میده؟ دولت! اتفاقا یکی از کارهای متداول بروکراتها اینه که هزینهسازی میکنند، بعد یه طرح دیگه میدن که هزینههای طرح قبلی رو کاهش بده! بعد این طرح کاهشدهنده خودش در دراز مدت متورم میشه و یه طرح دیگه میدن که هزینهش رو کمتر کنه!
علاوه بر این، هر جامعه داستانش فرق میکنه. چیزی که تو آمستردام عادیه تو پاریس میتونه بحران ایجاد کنه و چیزی که تو پاریس عادیه تو سانفرانسیسکو باعث میشه کماندو بیارن تو خیابون!
این ازادسازیها، منافع اقتصادی پشتش داره، و گرنه دولتها دغدغه «آزادی فردی» ندارند. اگه آزادی براشون مهم بود، همونقدر که ساخت، فروش، توزیع و مصرف مواد رو آزاد میکردند، ساخت، فروش، توزیع و استفاده از اسلحه برای دفاع شخصی رو هم آزاد میکردند.
علاوه بر این، هر جامعه داستانش فرق میکنه. چیزی که تو آمستردام عادیه تو پاریس میتونه بحران ایجاد کنه و چیزی که تو پاریس عادیه تو سانفرانسیسکو باعث میشه کماندو بیارن تو خیابون!
این ازادسازیها، منافع اقتصادی پشتش داره، و گرنه دولتها دغدغه «آزادی فردی» ندارند. اگه آزادی براشون مهم بود، همونقدر که ساخت، فروش، توزیع و مصرف مواد رو آزاد میکردند، ساخت، فروش، توزیع و استفاده از اسلحه برای دفاع شخصی رو هم آزاد میکردند.
❤5
چقدر همهچیز، آموزنده، زیباست.
تهدید آمریکا به هدف قرار دادن سایتهایی که جنبه فرهنگی دارند، طبقه شهرنشین «ایرونی» را نگران آثار باستانی کرد. از بین این همه هدف احتمالا فرهنگی، چرا همه «آثار باستانی» برداشت میکنند از کلمه کالچر؟ شاید این ملت آنقدر در فرهنگ دستش خالی مانده که تنها متاع در اختیارش همین ابنیه در حال فروریزی هستند.
همزمان تهدید لیندزی گراهام که وعده نابودی صنعت نفت ایران را داد، گم شد! اتفاقی که یعنی جیرهبندی بنزین، جیرهبندی برق، گاز، غذا، و آب! یعنی هرج و مرج، در جامعهای که بینفت همانطور تلف میشود، که نوزاد بی شیر. مگر دغدغه مخالفان جنگ، «انسان» نبود؟ چه هدف فرهنگی مهمتر از انسان است؟
چه همهچیز، زیبا، آموزنده است.
تهدید آمریکا به هدف قرار دادن سایتهایی که جنبه فرهنگی دارند، طبقه شهرنشین «ایرونی» را نگران آثار باستانی کرد. از بین این همه هدف احتمالا فرهنگی، چرا همه «آثار باستانی» برداشت میکنند از کلمه کالچر؟ شاید این ملت آنقدر در فرهنگ دستش خالی مانده که تنها متاع در اختیارش همین ابنیه در حال فروریزی هستند.
همزمان تهدید لیندزی گراهام که وعده نابودی صنعت نفت ایران را داد، گم شد! اتفاقی که یعنی جیرهبندی بنزین، جیرهبندی برق، گاز، غذا، و آب! یعنی هرج و مرج، در جامعهای که بینفت همانطور تلف میشود، که نوزاد بی شیر. مگر دغدغه مخالفان جنگ، «انسان» نبود؟ چه هدف فرهنگی مهمتر از انسان است؟
چه همهچیز، زیبا، آموزنده است.
❤5
فقط مولکولهای آب نیست، بین اعداد هم تبعیض قائلند. صدهزار و دویست هزار ۹ دی برایشان کم بود، و صدهزار و دویست هزار یک روز دیگر به هر دلیل دیگر، حتی اگر همان آدمها باشند با کاپشنی متفاوت، بیشتر است.
بگذارید یک قرن به این روزهای این آدمها بخندیم.
https://t.me/neychabouriat/626
بگذارید یک قرن به این روزهای این آدمها بخندیم.
https://t.me/neychabouriat/626
❤3
دولت استرالیا به این نتیجه قابل پیشبینی رسید که آتشسوزی گسترده جنگل عامل انسانی و خرابکارانه داشته، نه تغییر اقلیم، نه گرمایش جهانی، نه هیچ پدیده کلان دیگهای. علت مدرنیتهست. جنگلها رها هستند. قدیم دست قبایل بودند. که مواظبش بود. حتی براش دعا میخوند. قبیله مُرد. باید مالکیت خصوصی جاش رو میگرفت. اما افسانههای جمعگرایی و «نفع عمومی» مانع شد. سوسیالیستها گفتند طبیعت باید مال همه باشه. ولی عملا برای هیچکس شد. گفتند نباید دارایی کسی باشه، ولی عملا به تاراج رفت.
دانشمندان خودشون رو با سیستم کامپلکس اقلیم مشغول کردند، که بسیار پیچیده است ولی هرچه هست فیزیکه. مشکل محیط زیست مشکل فیزیکی نیست. درد علوم انسانیه. این مشکل ما با زمین نیست. این مشکل ما با ماست.
دانشمندان خودشون رو با سیستم کامپلکس اقلیم مشغول کردند، که بسیار پیچیده است ولی هرچه هست فیزیکه. مشکل محیط زیست مشکل فیزیکی نیست. درد علوم انسانیه. این مشکل ما با زمین نیست. این مشکل ما با ماست.
❤9
در یک نظرسنجی از دانشجویان دانشگاه آریزونا درباره اینکه اگه تکنولوژی طولانیتر کردن عمر وجود داشت ازش حمایت میکردید یا نه، پسرها بیشتر از دخترها نگاه مثبت داشتند بش. یعنی اینطور به نظر میرسه که دخترها زندگی ابدی رو ترجیح میدن به زندگی تمدیدشده! و خلاقانه عنوان «زنان بهشت را میخواهند و مردان زمین را» براش گذاشته. معلوم نیست دلیل این اختلاف جنسیتی چیه دقیقا.
نمیشه این نظرسنجی رو تعمیم داد. هم محدود به یک منطقه جغرافیاییه، و هم اینکه پرسششوندهها جوانند و ممکنه زنان میانسال نظر دیگهای داشته باشند، و هم اینکه فعلا این تکنولوژیها در دسترس نیست و وقتی که در دسترس شد شاید نظرات تغییر کرد.
فکر میکنم اینکه پسرها عمر طولانیتر و نقد رو به عمر ابدی و نسیه ترجیح میدن اینه که به اندازه زنها از پیشرفت تکنیکی که مربوط به بدن میشه دچار سرخوردگی نشدن. دخترها شمهای از «جوان ماندن» رو در بخش زیبایی تجربه میکنند، که در اون حوزه علم و صنعت و بازار وعدههای زیادی بشون میده، ولی منطبق با انتظاراتشون درنمیاد. طبیعیه که نسبت به این پیشرفتها بدبینتر باشند.
نمیشه این نظرسنجی رو تعمیم داد. هم محدود به یک منطقه جغرافیاییه، و هم اینکه پرسششوندهها جوانند و ممکنه زنان میانسال نظر دیگهای داشته باشند، و هم اینکه فعلا این تکنولوژیها در دسترس نیست و وقتی که در دسترس شد شاید نظرات تغییر کرد.
فکر میکنم اینکه پسرها عمر طولانیتر و نقد رو به عمر ابدی و نسیه ترجیح میدن اینه که به اندازه زنها از پیشرفت تکنیکی که مربوط به بدن میشه دچار سرخوردگی نشدن. دخترها شمهای از «جوان ماندن» رو در بخش زیبایی تجربه میکنند، که در اون حوزه علم و صنعت و بازار وعدههای زیادی بشون میده، ولی منطبق با انتظاراتشون درنمیاد. طبیعیه که نسبت به این پیشرفتها بدبینتر باشند.
❤5
بعضی از دوستان با مارمولکهای واشنگتن آشنایی ندارن و جو رسانهای که بوجود میاد ذهنشون رو مشوش میکنه. چند نکته رو به این عزیزان میگم شاید بدرد خورد.
بروکراتهای سیاسی بعد از بازنشستگی یا اتمام دورهشون وارد اندیشکدهها و موسسات مشاورهای میشن، چرا که طبق قانون پایستگی مفتخور، بروکرات از بین نمیرود بلکه از نهادی به نهاد دیگر منتقل میشود. کارشون اینه که به دولتها و تصمیمگیرندگان و رسانهها مشاوره و تحلیل ارائه بدن، ولی عملا بیشتر رسانهها ازشون استفاده میکنند. قبلا درس خارج فقه اینهارو فقط تو کنفرانسها میشد شنید ولی الان همشون در شبکههای اجتماعی فعالند، حتی اوناییشون که قلبشون زیاد فعال نیست و پیسمیکر دارند. مهمترین کاری که اینها در شبکههای اجتماعی و وبلاگها و ستون نظرات روزنامهها میکنند هوچیگریه.
اما این هوچیگری دو جنبه داره. اول اینکه باید جوسازی کنند چون شخصا بش نیاز دارند، چون جلب توجه میکنه و نشون میده که خودشون و موسسهشون، مهمند، روابط خوبی دارند، و موضوعیت دارند. دوم اینکه گاهی مسئله از منافع شخصی و موسسه فراتر میره و به سطح کلانتری میرسه و جوسازی رو برای هدایت افکار عمومی انجام میدن. مثل برجام، که خیلیهاشون تلاش بیشائبهای انجام دادن تا عوام فکر کنند «صلح به جهان بازگشت» و برگ زرینی از تاریخ و فلان.
عمده اینها جنگطلبند. یا اگه سفره جنگ پهن بشه کنار نمینشینند. اما در حال حاضر ژست ضدجنگ و نگران میگیرند. در چند روز گذشته حجم بزرگی از استرس رو همینها از طریق رسانهها به عوام منتقل کردن. تا جایی که صحبت از جنگ جهانی سومه!
چه اتفاقی افتاده؟
در زمان اوباما یک لایه بروکراتیک وجود داشت بین گنگ کابویی نظام قدرت آمریکا، و دولت. کابویها، پنتاگون، سیا و آژانس امنیت ملی هستند. این سه نهاد اساسا تمایل دارند مستقلتر و خودمحورتر باشند. رویکردشون هم عملگرایانهست. اون لایه بروکراتیک ظاهرا مدعی بود به اینها افسار میزنه، و گاهی میزد واقعا، ولی عملا فقط منجر به پیچیدهتر شدن سیکل تصمیمگیری و اتخاذ راهبرد شد. مثلا در نیروهای مستقر در افغانستان برای مدتی معلوم نبود رییس کیه و فردا هم هست یا نه. تا جایی که حتی دموکراتها میگفتند اوباما ارتش رو رها کرده به حال خودش.
اما در دولت ترامپ، اون لایه بروکراتیک تا حد زیادی کنار زده شد، و حالا کابویها رابطه بسیار مستقیمتری دارند با رییسجمهور. حتی احتمال داره در حال تقویت بستر موجود باشند که بعد از ترامپ هم این وضعیت پایدار بمونه. یک نکتهای رو نباید فراموش کرد. ممکنه بروکراتها در مورد یک سیاست موضع معقولتری داشته باشند ولی در ارائه راهبردی که جواب بده فشلند، ولی کابویها توضیحات و روایات و راهحلهای قابل فهمتر و سرراستتری ارائه میدن. معلومه رییسجمهور با کدومش راحتتر خواهد بود.
تمام چیزی که اخیرا در خاورمیانه میبینید نشانه اجرای این تغییره. مثلا اون لایه بروکرات اجازه عملیات پریشب رو نمیداد. ولی الان به راحتی انجامش میدن. لذا طبیعیه که بروکراتها از هر اقدام جدید کابویها ابراز نگرانی کرده و وحشتپراکنی کنند. اما به یک مسئله باید توجه داشت. همه اینها عاشق جنگند. اما برخلاف تصور عموم، جنگ تمام عیار و بزرگ رو بروکراتها راه میندازن، نه کابویها. بعبارتی، ماشین جنگی آمریکا همزمان با اینکه امکان پیدا کرده که جسورتر باشه، امکان پیدا کرده که خودش رو از مخمصه جنگ بزرگ دور نگه داره.
گاهی یک نظامی حرفهای اگه آتشبازی هم راه انداخت نباید نگران شد، اما اگه یک بروکرات صرفا اعلام کرد که «هوا ابری است»، باید ترسید. اگه بگه «هوا دلنشین است» هم باید ترسید. به هرحال از بروکرات باید ترسید.
بروکراتهای سیاسی بعد از بازنشستگی یا اتمام دورهشون وارد اندیشکدهها و موسسات مشاورهای میشن، چرا که طبق قانون پایستگی مفتخور، بروکرات از بین نمیرود بلکه از نهادی به نهاد دیگر منتقل میشود. کارشون اینه که به دولتها و تصمیمگیرندگان و رسانهها مشاوره و تحلیل ارائه بدن، ولی عملا بیشتر رسانهها ازشون استفاده میکنند. قبلا درس خارج فقه اینهارو فقط تو کنفرانسها میشد شنید ولی الان همشون در شبکههای اجتماعی فعالند، حتی اوناییشون که قلبشون زیاد فعال نیست و پیسمیکر دارند. مهمترین کاری که اینها در شبکههای اجتماعی و وبلاگها و ستون نظرات روزنامهها میکنند هوچیگریه.
اما این هوچیگری دو جنبه داره. اول اینکه باید جوسازی کنند چون شخصا بش نیاز دارند، چون جلب توجه میکنه و نشون میده که خودشون و موسسهشون، مهمند، روابط خوبی دارند، و موضوعیت دارند. دوم اینکه گاهی مسئله از منافع شخصی و موسسه فراتر میره و به سطح کلانتری میرسه و جوسازی رو برای هدایت افکار عمومی انجام میدن. مثل برجام، که خیلیهاشون تلاش بیشائبهای انجام دادن تا عوام فکر کنند «صلح به جهان بازگشت» و برگ زرینی از تاریخ و فلان.
عمده اینها جنگطلبند. یا اگه سفره جنگ پهن بشه کنار نمینشینند. اما در حال حاضر ژست ضدجنگ و نگران میگیرند. در چند روز گذشته حجم بزرگی از استرس رو همینها از طریق رسانهها به عوام منتقل کردن. تا جایی که صحبت از جنگ جهانی سومه!
چه اتفاقی افتاده؟
در زمان اوباما یک لایه بروکراتیک وجود داشت بین گنگ کابویی نظام قدرت آمریکا، و دولت. کابویها، پنتاگون، سیا و آژانس امنیت ملی هستند. این سه نهاد اساسا تمایل دارند مستقلتر و خودمحورتر باشند. رویکردشون هم عملگرایانهست. اون لایه بروکراتیک ظاهرا مدعی بود به اینها افسار میزنه، و گاهی میزد واقعا، ولی عملا فقط منجر به پیچیدهتر شدن سیکل تصمیمگیری و اتخاذ راهبرد شد. مثلا در نیروهای مستقر در افغانستان برای مدتی معلوم نبود رییس کیه و فردا هم هست یا نه. تا جایی که حتی دموکراتها میگفتند اوباما ارتش رو رها کرده به حال خودش.
اما در دولت ترامپ، اون لایه بروکراتیک تا حد زیادی کنار زده شد، و حالا کابویها رابطه بسیار مستقیمتری دارند با رییسجمهور. حتی احتمال داره در حال تقویت بستر موجود باشند که بعد از ترامپ هم این وضعیت پایدار بمونه. یک نکتهای رو نباید فراموش کرد. ممکنه بروکراتها در مورد یک سیاست موضع معقولتری داشته باشند ولی در ارائه راهبردی که جواب بده فشلند، ولی کابویها توضیحات و روایات و راهحلهای قابل فهمتر و سرراستتری ارائه میدن. معلومه رییسجمهور با کدومش راحتتر خواهد بود.
تمام چیزی که اخیرا در خاورمیانه میبینید نشانه اجرای این تغییره. مثلا اون لایه بروکرات اجازه عملیات پریشب رو نمیداد. ولی الان به راحتی انجامش میدن. لذا طبیعیه که بروکراتها از هر اقدام جدید کابویها ابراز نگرانی کرده و وحشتپراکنی کنند. اما به یک مسئله باید توجه داشت. همه اینها عاشق جنگند. اما برخلاف تصور عموم، جنگ تمام عیار و بزرگ رو بروکراتها راه میندازن، نه کابویها. بعبارتی، ماشین جنگی آمریکا همزمان با اینکه امکان پیدا کرده که جسورتر باشه، امکان پیدا کرده که خودش رو از مخمصه جنگ بزرگ دور نگه داره.
گاهی یک نظامی حرفهای اگه آتشبازی هم راه انداخت نباید نگران شد، اما اگه یک بروکرات صرفا اعلام کرد که «هوا ابری است»، باید ترسید. اگه بگه «هوا دلنشین است» هم باید ترسید. به هرحال از بروکرات باید ترسید.
البته موضع ترامپ از روی قلدریه. ولی این بابی رو باز کرده و بازتر خواهد کرد درباره اهمیت پیدا کردن مخارج دولتی. در وضعیتی کمیک دولتهای رفاه اروپایی و دولتهای فشل خاورمیانهای و آفریقایی، با اینکه خیلی با هم فرق دارند، درگیر یک مخمصه مشترک هستند: هزینه دفاع! در مواردی مسئله فقط پول هم نیست، زیرساخت نظامی ندارند یا به مرور از بین رفته. و عمو سام این پاشنه آشیل رو رها نخواهد کرد. و باز در وضعیتی کمیک، تنها راه استقلالشون از آمریکا، اینه که امنیت ملی و ارتش رو بسپارند به بازار و بخش خصوصی. بلکواترهایی با مسئولیتهای بسیار گستردهتر و ملیتر. اما انقدر شجاعت عقلانی ندارند که این کار رو بکنند.
❤4