آن حضرت فرموده «یک ساعت عدالت...» این نادان میگه چرا برنامه تلویزیونی یک ساعته برای عدالت نداریم؟! چرا خفهخون نمیگیرند انصافا؟ پیامبر میگه یک ساعت زندگی در شرایطی که بت اجحاف نمیشه بهتر ازینه که بت اجحاف بشه اما یک سال عبادت کنی، چون خدا دنبال آدم همیشه مظلومِ یکبند سجدهکننده نیست، آدمی رو ترجیح میده که فرصت شکوفا شدن پیدا کرده، و تفاوت بین این دو نسخه از انسان، نجومیه. میخوای این تفاوت نجومی رو با یک تیوی شو ایجاد کنی بـز اخفش؟
https://t.me/maktubmed/16598
https://t.me/maktubmed/16598
❤4
Anarchonomy
آن حضرت فرموده «یک ساعت عدالت...» این نادان میگه چرا برنامه تلویزیونی یک ساعته برای عدالت نداریم؟! چرا خفهخون نمیگیرند انصافا؟ پیامبر میگه یک ساعت زندگی در شرایطی که بت اجحاف نمیشه بهتر ازینه که بت اجحاف بشه اما یک سال عبادت کنی، چون خدا دنبال آدم همیشه…
قبل انقلاب میگفتند اگه صداسیما رو بدن به ما ایران رو کنفیکون میکنیم. چهل و یک سال بعد از تسخیر صداسیما میگن اگه برنامههای صداسیما رو یکم تغییر بدیم ایران کنفیکون میشه!
اونها که چیزی نمیفهمند، ولی ما یک چیز رو فهمیدیم: آخوند جماعت، ول کن نیست! آخوند شیعه یک سیاهچالهست که اگه تمام فرصتهای جهان هستی رو هم ببلعه باز میگه فرصت کافی به ما داده نشد!
اونها که چیزی نمیفهمند، ولی ما یک چیز رو فهمیدیم: آخوند جماعت، ول کن نیست! آخوند شیعه یک سیاهچالهست که اگه تمام فرصتهای جهان هستی رو هم ببلعه باز میگه فرصت کافی به ما داده نشد!
❤4
یک شهر کوچک زیر ده هزارنفر هست در ایالت کنتاکی که ریل قطار درست از وسط شهر عبور میکنه. چون از دورانی که تو فیلمهای وسترن و لوک خوششانس دیدیم و طرفین ریل یک ردیف خونه و مغازه و اینهاست تغییر عمدهای نداشته. دفعات عبور هم زیاده، تقریبا روزی ده پانزده بار!.. و گاهی دو قطار رو بهم وصل میکنند که خیلی طولانی میشه. تو این ویدئو عبورش رو نشون میده. اگه درست شمرده باشم ۱۴۵ واگن و کانتینر و تانکر بود! اگه هر واحد رو ۱۲ متر در نظر بگیریم طول قطار از ۱۷۰۰ متر هم تجاوز میکنه!. با این حال مردم کاملا عادت کردن به وضعیت و مثل یک اتفاق عادی باش برخورد میکنند. مثلا در اینجا درست موقع افتتاح آذینبندی شهر به مناسبت کریسمس قطار وارد میشه و همه مجبورند ده دقیقه تمام صبر کنند تا خیابون باز بشه.
اگه این تقاطع در ایران بود، دو اتفاق محتمل بود. یا کل شهر رو با خاک یکسان میکردند تا صورت مسئله پاک بشه. یا اینکه روی ریل داخل شهر آسفالت میریختند و برای قطار یک کمربندی که کل شهر رو دور بزنه میساختند. هر دوی اینها هزینههای مالی و اجتماعی زیادی میداشت. در جامعهای که درباره هزینهها سوال پرسیده نمیشه، خیلی راحت یکی ازون دو اقدام انجام میشه دیر یا زود. ولی در جامعهای که قبل از خرج کردن پرسیده میشه «مگه سرمون درد میکنه؟»، اوضاع به همون شکلی که هست باقی میمونه. حتی اگه از ۱۸۴۰ اونجوری مونده باشه.
https://youtu.be/FQkv35RrABY
اگه این تقاطع در ایران بود، دو اتفاق محتمل بود. یا کل شهر رو با خاک یکسان میکردند تا صورت مسئله پاک بشه. یا اینکه روی ریل داخل شهر آسفالت میریختند و برای قطار یک کمربندی که کل شهر رو دور بزنه میساختند. هر دوی اینها هزینههای مالی و اجتماعی زیادی میداشت. در جامعهای که درباره هزینهها سوال پرسیده نمیشه، خیلی راحت یکی ازون دو اقدام انجام میشه دیر یا زود. ولی در جامعهای که قبل از خرج کردن پرسیده میشه «مگه سرمون درد میکنه؟»، اوضاع به همون شکلی که هست باقی میمونه. حتی اگه از ۱۸۴۰ اونجوری مونده باشه.
https://youtu.be/FQkv35RrABY
YouTube
Street Running Train Interrupts Santa Light Up LaGrange 2019 ! MUST SEE RARE VIDEO!
Huge street running train comes just as Santa lights up LaGrange! Street running train during Light Up LaGrange 2019. Santa had just rode the fire truck down the CSX street runner track, flipped the lights on and then a train came immediately. You can…
قاعدتا وقتی یک بیزینس جدید شکل میگیره، مخصوصا در حوزه تکنولوژی، تلاش کارکنانش متمرکز میشه روی مقولاتی مثل دست و پنجه گرم کردن با قوانین فیزیک برای ساختن محصولی جدید (مثل باتری سدیم)، کنکاش در ابعاد روانشناختی زندگی مصرفکننده برای ایجاد رضایت روانی در استفاده از محصول جدید (مثل اپلواچ)، تأمین مالی، طراحی تبلیغات قبلا ارائه نشده، فرهنگسازی در بین مردم برای پذیرش محصول و تغییراتی که ایجاد میکنه (مثل اوبر)، و رقابت با شرکتهای دیگری که ممکن است به هرنحوی این محصول جدید را به محض ورود به بازار، به حاشیه ببرند. اما عملا علاوه بر همه اینها با چه چالشی مواجهند؟ دولت! یک استارتاپ در آمریکا به نام نیواسکیل قصد داره راکتورهای هستهای خیلی کوچک بسازه. سایزشون در حد اینه که دو اتوبوس رو از سر و ته بچسبونند بهم. توان؟ ۶۰ مگاوات. ازونجایی که توانش کمه لازم نیست خیلی از شهرها دور باشه، و اگه نزدیک باشه تلفات انتقال برق هم کمتر میشه. تکنولوژی هست، دانش فنی هست، توان ساخت هست، اما انقدر قوانین و مقررات برق هستهای زیاده که معلوم نیست چه زمانی شهرها بتونند این استوانههای هستهای رو سفارش بدن. نه تنها این مقررات دست و پا گیر، پرتعداد هستند، بلکه با فرض اینکه راکتورها خیلی بزرگ هستند و خواهند بود تنظیم شدن. قانونگذاران معمولا درباره تکنولوژی به روز هم اشراف کاملی ندارند چه برسه به اینکه بتونند افق سی چهل ساله رو در نظر بگیرند. بنابراین نه تنها لازمه که تعدادشون کم بشه، بلکه لازمه که موضوعاتش هم تغییر کنه. اما دولتها برای انجام هر دو به شدت لاکپشت هستند. و جالب اینه که بهانه پشت همه این مقررات «حفاظت از ایمنی شهروندان» بوده. همون طور که درباره تروریسم و حق حریم خصوصی نوشتم دولتهای مدرن به عنوان حاکم، حقوق متقابل شهروند نسبت حاکمیت رو متوازن تعریف نمی کنند. در ساختار سنتی و لوکال قدیم، اگر وظیفهای به عهده حاکم قرار میگرفت، باید فقط خودش بارش رو به دوش میکشید. در مورد این کیس خاص، باید میپذیرفت که امنیت مردم رو تأمین کنه بدون اینکه اونها رو از نعمت برق هستهای محروم کنه. اما دولت مدرن میگه من به شرطی میتونم امنیت شما رو در برابر حوادث هستهای تأمین کنم که قید برق هستهای رو بزنید! و عملا هم این کار رو کرد.
تصور کنید هر ایستگاه شارژ خودروهای برقی در زیرزمین خودش یکی ازین راکتورهای مینیاتوری رو جاسازی کنه. با ۶۰ مگاوات میشه ۸۰۰ خودروی مدل۳ تسلا رو شارژ کرد! فقط و فقط اگه پاشون رو از گلوی بخش خصوصی بر میداشتند.
https://www.wired.com/story/the-next-nuclear-plants-will-be-small-svelte-and-safer/
تصور کنید هر ایستگاه شارژ خودروهای برقی در زیرزمین خودش یکی ازین راکتورهای مینیاتوری رو جاسازی کنه. با ۶۰ مگاوات میشه ۸۰۰ خودروی مدل۳ تسلا رو شارژ کرد! فقط و فقط اگه پاشون رو از گلوی بخش خصوصی بر میداشتند.
https://www.wired.com/story/the-next-nuclear-plants-will-be-small-svelte-and-safer/
Wired
The Next Nuclear Plants Will Be Small, Svelte, and Safer
A new generation of reactors will start producing power in the next few years. They're comparatively tiny—and may be key to hitting our climate goals.
❤4
تماشای نفهمیدن دیگران گاهی دردناکه، و گاهی مفرح. در این کیس خاص حالت دومه. چون یک نفهمیدن دو لایهست. واقعیت رو نمیفهمند و همزمان متوجه نیستند نمایشی که اجرا کردند نمادی از نفهمیدنشونه. طرف رو نبردند جایی که برگ به طور طبیعی هست، برگها رو آوردند جایی که طرف هست! یعنی نئولیبرالیسم و بحثهای مربوطه، هرچه که هست، تو محیط ما نیست، به جامعه ما هم مربوط نیست، باید از بیرون بیاریمش بذاریم اینجا! و کجا بذاریم؟ در دانشگاه! یعنی این بحثهای بیمعنی، فقط در دانشگاه امکان حیات دارند، نه در زندگی عمومی! حالا این پلتفرم برگ که ساختیم زیر پای چه کسی قرار میدیم؟ سیاستمدار! یعنی همون بحثهای بیمعنی که راه انداختیم و فقط در آکواریوم آکادمیک خودمون امکان حیات داره رو به سفارش دولت انجام میدیم! نه به تقاضای عمومی! و راه پیمودنش رو چطور مستندسازی میکنیم؟ با صوت! که قابل تمییزدهی از صدای راه رفتن یک گور خر در پارک ملت نخواهد بود! یعنی حرفها و بحثهای بیمعنی که راه انداختیم که فقط در آکواریوم دانشگاه امکان حیات داره و به سفارش دولته، چیزی بیشتر از یک نویز نیست!
اگر به من میگفتند یک پرفمنس طراحی کن که تباهی این جماعت رو نمایش بده نمیتونستم انقدر بینقص و سمبلیک نمایشش بدم که خودشون انجام دادند، و خودشون متوجه نیستند که چقدر خوب خودشون رو نمایاندند! و همین دو لایگی مفرحش کرد.
https://t.me/RahbordChannel/1553
اگر به من میگفتند یک پرفمنس طراحی کن که تباهی این جماعت رو نمایش بده نمیتونستم انقدر بینقص و سمبلیک نمایشش بدم که خودشون انجام دادند، و خودشون متوجه نیستند که چقدر خوب خودشون رو نمایاندند! و همین دو لایگی مفرحش کرد.
https://t.me/RahbordChannel/1553
Telegram
راهبرد
این است دانشگاه ما، خداوند اصلاح فرماید!
جناب عراقچی را به دانشگاه هنر تهران دعوت کرده اند، خواسته اند روی برگها راه برود و صدای خرد شدن برگ ها زیر پای خود را که با میکروفون ضبط میشود گوش دهد (یحتمل اشاره به خرد شدن استخوان های مردم!).
تا اینجا هیچ، ولی…
جناب عراقچی را به دانشگاه هنر تهران دعوت کرده اند، خواسته اند روی برگها راه برود و صدای خرد شدن برگ ها زیر پای خود را که با میکروفون ضبط میشود گوش دهد (یحتمل اشاره به خرد شدن استخوان های مردم!).
تا اینجا هیچ، ولی…
❤2
نماینده مجلس میگه امروز قراره ما بودجهای رو به رأی بذاریم که ۱۳۷۰ میلیارد دلاره و همین دیشب به ما دادن که بخونیم و ۱۷۷۳ صفحهست! مخارج دولت از کنترل خارج شده و هیشکی به هیشکیه!
هرچند این درباره آمریکاست و چون آمریکا غول است اعدادش هم بزرگند، اما در مورد بیشتر دولتها صدق میکنه. شما وقتی از فروشگاه خرید میکنید و مثلا به جای ۱۰۰ دلاری که در ذهن داشتید در انتهای فاکتور میزنه ۱۱۲ دلار، میرید از صندوقدار میپرسید این ۱۲ تا از کجا اومد؟ کدومشون گرون شده که خبر نداشتم؟ اما ۱۳۷۰ میلیارد دلار برای مردم فاکتور میزنند و حتی فرصت نمیدن به لیست نگاه کنه.
عدهای تصور میکنند دولت مرکزی بزرگ فوایدی داره برای جامعه مدرن. اوکی، حالا فرض کنیم داره. سوال اینه که آیا اون فواید ۱۳۷۰ میلیارد دلار میارزند؟ (البته کل بودجه چهار و خوردهای تریلیون دلاره. این یک و خوردهای رو اختصاص دادند که دولت بتونه سقف بدهیش رو بالاتر ببره و شاتداون نشه).
هرچند این درباره آمریکاست و چون آمریکا غول است اعدادش هم بزرگند، اما در مورد بیشتر دولتها صدق میکنه. شما وقتی از فروشگاه خرید میکنید و مثلا به جای ۱۰۰ دلاری که در ذهن داشتید در انتهای فاکتور میزنه ۱۱۲ دلار، میرید از صندوقدار میپرسید این ۱۲ تا از کجا اومد؟ کدومشون گرون شده که خبر نداشتم؟ اما ۱۳۷۰ میلیارد دلار برای مردم فاکتور میزنند و حتی فرصت نمیدن به لیست نگاه کنه.
عدهای تصور میکنند دولت مرکزی بزرگ فوایدی داره برای جامعه مدرن. اوکی، حالا فرض کنیم داره. سوال اینه که آیا اون فواید ۱۳۷۰ میلیارد دلار میارزند؟ (البته کل بودجه چهار و خوردهای تریلیون دلاره. این یک و خوردهای رو اختصاص دادند که دولت بتونه سقف بدهیش رو بالاتر ببره و شاتداون نشه).
ترامپ باز یک نامه تاریخی نوشت، و اتفاقا خودش هم ذکر کرد که فقط برای ثبت در تاریخ مینویسه، اینبار خطاب به نانسی پلوسی و حزب دموکرات. کل نامه درباره بحث استیضاحه. دفاع از خود که عادیه، اما چنین حمله لفظی محکم و خشنی علیه یک حزب در یک سند رسمی دولتی، چیزیه که تا حالا اتفاق نیفتاده بود. اما این قسمتش خیلی خوب بود. به پلوسی میگه حزب شما توسط چپ افراطی گروگان گرفته شده. هر کدوم از نمایندههای حزبت از یه رقیب سوسیالیست تو حوزه انتخابیشون میترسن (چون امکان برنده شدنشون هست). حتی خودت هم همینطوری. کشور رو با خودتون پایین نکشید!
و این واقعیت ناراحتکنندهایه. در هر حوزهای که دموکراتها قوی هستند، اون نامزد دیوانهای که سوسیالیسته شانس بیشتری داره. و چه کسانی بش رأی میدن؟ طبقه شهری متوسط رو به بالای دانشگاه رفته که تو دانشگاه یاد گرفتند میلیاردرها عامل تمام بدبختیهای بشر هستند!
و این واقعیت ناراحتکنندهایه. در هر حوزهای که دموکراتها قوی هستند، اون نامزد دیوانهای که سوسیالیسته شانس بیشتری داره. و چه کسانی بش رأی میدن؟ طبقه شهری متوسط رو به بالای دانشگاه رفته که تو دانشگاه یاد گرفتند میلیاردرها عامل تمام بدبختیهای بشر هستند!
❤4
اتفاقات تاریخی ترامپ به حملات لفظیش ختم نمیشه. در پول جمع کردن هم داره رکورد میزنه. تا اینجا خودش و حزب تونسته ۳۰۰ میلیون دلار کمک برای ستاد انتخاباتیش جمع کنه. این حجم از جمعآوری در این مقطع زمانی و با این فاصله از انتخابات توسط هیچ رییسجمهور دیگهای ثبت نشده.
و عزیزان لیبرال هم دارند صورتشون رو چنگ میزنند که «این کی بود دیگه خدایا؟».
و عزیزان لیبرال هم دارند صورتشون رو چنگ میزنند که «این کی بود دیگه خدایا؟».
❤4
تلویزیون رییس قوه قضاییه رو نشون داد که میگفت مردم درباره هوای پاک حقوقی دارند که حاکمیت باید رعایت کنه، یعنی باید جلوی آلودگی رو بگیرند و اگه نگرفتند باید بشه پیگیری قضایی کرد. ولی نگفت چجوری. بعد قطعه دیگهای از فیلم صحبتش در همون مکان و همون رییس قوه رو نشون داد که از سرکوب معترضین آبانماه دفاع میکرد که باید همشون مجازات بشن. و گفت چجوری! یعنی در یک جلسه هر دو مطلب رو بیان کرده بود.
ما تلاشمون رو میکنیم که نیروی شر در ذهن مردم پذیرفته نشه. که کار سختیه. برای خیلیها همچنان همکاری با این سیستم یک امر عادیه و هیچ مشکل اخلاقی نداره! اما فرض کنیم که موفق بودیم و این سیستم توسط همه یا اکثریت مردم پس زده میشد. حتی در اون حالت، اگر توان پس زدن و حذف فیزیکیش رو نداشته باشیم، همچنان دچار خسران میشدیم. چرا که نیروی شر به خاطر در اختیار داشتن قدرت، قابلیت ایجاد جریانهای مخربی داره که از کنترل افراد بیرونی خارجه. مثلا در محیطزیست؛ فرض کنیم همه ایرانیان بلااستثنا مخالف سرسخت حکومت بودند. فردا اگه یک نهاد دولتی یا نظامی برمیداشت نصف جنگل رو با خاک یکسان میکرد آیا کاری از دست ما بر میاومد؟ (دور نیست که بولدوزرهای قرارگاه خاتم مثل بولدوزرهای اسراییل در یکی دو دهه پیش، زرهپوش بشن!). در حوزه قضایی هم دارند ذهنیت مردم ایران رو میبرند به اون سمت که ملت در دراز مدت به این نتایج خطرناک برسند: قانون چیز بدی است، یا برای ما بد است.. دادسرا محل شکست خوردن ماست. ما حقوقی نداریم. یا اگر داریم باید به روش قبیلهای و بدوی آن را احیاء کنیم. مجازات وسیلهای است که با آن دیگران را از بین میبریم بدون اینکه خطری داشته باشد. اگر همسایهمان یا کارفرمایمان قدرت نداشت، عیبی ندارد غارتش کنیم!
البته در هنگام سقوط نمیشه پیشبینی کرد با صورت فرود میاییم یا اول دستها به زمین برخورد میکنه، و نمیشه پیشبینی کرد این روند مخرب در زمینه قضایی دقیقا چه تبعاتی داره و ایرانیها در سال ۱۴۱۰ چه تصورات خطرناکی در زمینه حقوق و قانون دارند (مخصوصا در فساد و نقض مالکیت)، ولی در کلیت میشه گفت که جامعه بدویتر خواهد شد. چون اساسیترین ستون تمدنی یک ملت، قانون و حد و حدود و حقوق و دستگاه قضا هستند. وقتی این ستون افتاد (یا میمون ازش بالا رفت و روش ادرار کرد)، دیگه بحث عقبگرد زیرساختی و تکنولوژی و اقتصادی و اینها نیست. بحث عقبگرد تمدنیه.
ما تلاشمون رو میکنیم که نیروی شر در ذهن مردم پذیرفته نشه. که کار سختیه. برای خیلیها همچنان همکاری با این سیستم یک امر عادیه و هیچ مشکل اخلاقی نداره! اما فرض کنیم که موفق بودیم و این سیستم توسط همه یا اکثریت مردم پس زده میشد. حتی در اون حالت، اگر توان پس زدن و حذف فیزیکیش رو نداشته باشیم، همچنان دچار خسران میشدیم. چرا که نیروی شر به خاطر در اختیار داشتن قدرت، قابلیت ایجاد جریانهای مخربی داره که از کنترل افراد بیرونی خارجه. مثلا در محیطزیست؛ فرض کنیم همه ایرانیان بلااستثنا مخالف سرسخت حکومت بودند. فردا اگه یک نهاد دولتی یا نظامی برمیداشت نصف جنگل رو با خاک یکسان میکرد آیا کاری از دست ما بر میاومد؟ (دور نیست که بولدوزرهای قرارگاه خاتم مثل بولدوزرهای اسراییل در یکی دو دهه پیش، زرهپوش بشن!). در حوزه قضایی هم دارند ذهنیت مردم ایران رو میبرند به اون سمت که ملت در دراز مدت به این نتایج خطرناک برسند: قانون چیز بدی است، یا برای ما بد است.. دادسرا محل شکست خوردن ماست. ما حقوقی نداریم. یا اگر داریم باید به روش قبیلهای و بدوی آن را احیاء کنیم. مجازات وسیلهای است که با آن دیگران را از بین میبریم بدون اینکه خطری داشته باشد. اگر همسایهمان یا کارفرمایمان قدرت نداشت، عیبی ندارد غارتش کنیم!
البته در هنگام سقوط نمیشه پیشبینی کرد با صورت فرود میاییم یا اول دستها به زمین برخورد میکنه، و نمیشه پیشبینی کرد این روند مخرب در زمینه قضایی دقیقا چه تبعاتی داره و ایرانیها در سال ۱۴۱۰ چه تصورات خطرناکی در زمینه حقوق و قانون دارند (مخصوصا در فساد و نقض مالکیت)، ولی در کلیت میشه گفت که جامعه بدویتر خواهد شد. چون اساسیترین ستون تمدنی یک ملت، قانون و حد و حدود و حقوق و دستگاه قضا هستند. وقتی این ستون افتاد (یا میمون ازش بالا رفت و روش ادرار کرد)، دیگه بحث عقبگرد زیرساختی و تکنولوژی و اقتصادی و اینها نیست. بحث عقبگرد تمدنیه.
❤4
حضرات تصمیم گرفتهاند که موانع ساخت واحدهای مسکونی ۲۵ متری را برطرف کنند!
ولی اگر هدف واقعا و صادقانه رفع موانع بود باید خبر شکل دیگهای پیدا میکرد. باید میگفتند در حال کاهش هزینههای بیمعنی دولتی و بانکی روی واحدهای ۵۰ متری هستیم. چون اگر این هزینهها نبود، آدمی که قراره اجازه بدهند واحد ۲۵ متری بخره، همین الان میتونست واحد ۵۰ متری بخره. این بساز بفروشها نیستند که مسکن رو گرانتر از چیزی که باید باشد کردهاند.
ولی اینکه نیاز به واحد ۲۵ متری رو نشانه آغاز سقوط کشور معرفی کنند، پوپولیسم اقتصادیه. متراژ محل سکونت نشانه خاصی از روز قیامت نیست. در توکیو خوابیدن در محفظهای که اندازه یخچاله کاملا عادی شده. حتی عدهای برای فرار از دردسرهای حمل و نقل عمومی، ماشین اجاره میکنند و به جای اینکه باش رانندگی کنند، جایی پارکش میکنند و بعدازظهر رو توی همون ماشین چرت میزنند. هرچند شخصا این سبک از معیشت رو در کتگوری «زندگی سگی» قرار میدم، اما در جغرافیایی که سرمایهها در منطقهای خاص متمرکز شده کاملا طبیعیه.
https://t.me/maktubmed/16633
ولی اگر هدف واقعا و صادقانه رفع موانع بود باید خبر شکل دیگهای پیدا میکرد. باید میگفتند در حال کاهش هزینههای بیمعنی دولتی و بانکی روی واحدهای ۵۰ متری هستیم. چون اگر این هزینهها نبود، آدمی که قراره اجازه بدهند واحد ۲۵ متری بخره، همین الان میتونست واحد ۵۰ متری بخره. این بساز بفروشها نیستند که مسکن رو گرانتر از چیزی که باید باشد کردهاند.
ولی اینکه نیاز به واحد ۲۵ متری رو نشانه آغاز سقوط کشور معرفی کنند، پوپولیسم اقتصادیه. متراژ محل سکونت نشانه خاصی از روز قیامت نیست. در توکیو خوابیدن در محفظهای که اندازه یخچاله کاملا عادی شده. حتی عدهای برای فرار از دردسرهای حمل و نقل عمومی، ماشین اجاره میکنند و به جای اینکه باش رانندگی کنند، جایی پارکش میکنند و بعدازظهر رو توی همون ماشین چرت میزنند. هرچند شخصا این سبک از معیشت رو در کتگوری «زندگی سگی» قرار میدم، اما در جغرافیایی که سرمایهها در منطقهای خاص متمرکز شده کاملا طبیعیه.
https://t.me/maktubmed/16633
فرماندار هلمند میگه آمریکاییها یهو تصمیم گرفتند به کشاورزها تراکتور بدن. من بشون گفتم ندید، به صلاح نیست، اینجا فرهنگ خاصی داره، معلوم نیست تراکتور دست کی میفته، سرش دعوا میشه، آخرش هم از بین میرن. ولی به حرفم گوش ندادند و توزیع کردند. یک ماه نگذشته بود که یکی اومد گفت تراکتور من رو آتش زدند، اون یکی اومد گفت مال من خراب شده بیاید تعمیرش کنید، اون یکی اومد گفت مال منو دزدیدن!
بروکراتهای دانشگاهی، مردم کشور خودشون رو هم درست نمیشناسند. حالا تصور کنید درکشون از یک جامعه خارجی که علاوه بر بیگانه بودن، بدوی هم هست، چقدره!
بروکراتهای دانشگاهی، مردم کشور خودشون رو هم درست نمیشناسند. حالا تصور کنید درکشون از یک جامعه خارجی که علاوه بر بیگانه بودن، بدوی هم هست، چقدره!
کسی که در افغانستان خدمت میکرده میگه از واشنگتن پول میفرستادن و فقط میپرسیدند تونستید خرج کنید؟ روزی چقدر خرج میکنید؟ کمه بازم بدیم! هیچ سوالی پرسیده نمیشد که کجا خرج کردید و چرا خرج کردید. هدف فقط خرج کردن بود، ما هم همین کارو میکردیم. تو یه مقطعی داشتیم ماهی ۴۰۰ میلیون دلار خرج میکردیم. اسمش توسعه افغانستان بود، ولی هیچ طرح و برنامهای وجود نداشت. فقط میخواستن پول تزریق بشه!
واقعا حیرتانگیزه که دولت انقدر راحت میتونه پول مالیاتدهندهها رو به معنی واقعی کلمه آتش بزنه و هیچ عواقبی براش نداشته باشه. سلاطین دوران قدیم تو خواب هم نمیدیدند که بتونند چنین راحت ثروتسوزی کنند و چنین راحت قسر در برن.
واقعا حیرتانگیزه که دولت انقدر راحت میتونه پول مالیاتدهندهها رو به معنی واقعی کلمه آتش بزنه و هیچ عواقبی براش نداشته باشه. سلاطین دوران قدیم تو خواب هم نمیدیدند که بتونند چنین راحت ثروتسوزی کنند و چنین راحت قسر در برن.
🤔3
بروکرات دانشگاهی که فقط اعداد رو میشناسه (تازه در اون هم «نه کاملا») اگه هزاران میلیون دلار بودجه هم دریافت کنه، در نهایت هدایتش میکنه به سطل آشغال! میگه مکان پروژههای توسعهایمون رو انداختم رو نقشه، نقاطی که محل جنگ و درگیری بودند هم اضافه کردم، و در کمال تعجب همپوشانی داشتند! یعنی ما رفته بودیم جایی سرمایهگذاری کرده بودیم که هنوز ملت زیر بمباران هستند! در یک مورد ۵۰ مدرسه ساختند، ولی معلم کافی وجود نداشت که بچهها رو جمع کنه اونجا. یعنی ۵۰ تا معلم هم پیدا نمیشد. در نتیجه ساختمانشون متروکه موند، و حتی یکیشون به محل ساخت بمب توسط طالبان تبدیل شد!
احمق بروکرات فکر میکرده اینا چون ساختمان ندارند برای مدرسه، سواد ندارند! فکر میکرده بین این همه زن باید ۵۰ تا معلم بشه پیدا کرد. بعد که این وضعیت رو دیدند فهمیدند مشکل فقط سواد هم نیست، نمیذارن زن بره تو مدرسه کار کنه. بعد گفتند مشارکت زنان کمه، باید بیاریمشون بیرون. کلی ازون کمکهای مالی رو خرج توسعه مشارکت زنان کردند! و انقدر شعور نداشتند که بپرسند برای مردمی که شام ندارند بخورند و صبح ممکنه پاشون بره رو مین، عدالت جنسیتی چه مفهومی داره؟ چی هس؟
احمق بروکرات فکر میکرده اینا چون ساختمان ندارند برای مدرسه، سواد ندارند! فکر میکرده بین این همه زن باید ۵۰ تا معلم بشه پیدا کرد. بعد که این وضعیت رو دیدند فهمیدند مشکل فقط سواد هم نیست، نمیذارن زن بره تو مدرسه کار کنه. بعد گفتند مشارکت زنان کمه، باید بیاریمشون بیرون. کلی ازون کمکهای مالی رو خرج توسعه مشارکت زنان کردند! و انقدر شعور نداشتند که بپرسند برای مردمی که شام ندارند بخورند و صبح ممکنه پاشون بره رو مین، عدالت جنسیتی چه مفهومی داره؟ چی هس؟
طرفداران ترامپ انقدر از وزارت خارجه بدگویی کردند که آدم فکر میکنه همشون عشاق اوباما هستند. اما اینطور نیست. این عشق به جنگه که در نسج دولت آمریکا نفوذ داره، چه اوباما باشه چه ترامپ. یکی از کارکنان همون وزارتخانه همون موقع نوشته مشکل اوباما اینه که نمیتونه بپذیره دنیا نیاز به رهبری ما داره حتی اگه خودمون نخوایم! اروپاییها از پسش برنمیان، حتی اگه پول داشته باشند. تو اونها سربازان استونی به طور غیرمنتظرهای خوب میجنگن (پنتاگون بعدا متوجه این واقعیت شد و الان رابطه خوبی دارند).
درسته از منظر جنگطلبانه و مداخلهجویانه و «ما پلیس دنیاییم» از اوباما ایراد میگیره ولی ایراد درستیه. اوباما نتونست نسبت خودش رو با این نگاه غالب تعریف کنه. یا باید تسلیمش میشد، یا باید جلوشون میایستاد. اما عملا در میانه ایستاد و هیچکاری نکرد. در کاخسفید مواضع صلحطلبانه میگرفت اما ژنرالهایی رو میفرستاد افغانستان که عاشق این هستند که جنگ و پخش پولهای هنگفت پیرامونش همیشه جریان داشته باشه.
درسته از منظر جنگطلبانه و مداخلهجویانه و «ما پلیس دنیاییم» از اوباما ایراد میگیره ولی ایراد درستیه. اوباما نتونست نسبت خودش رو با این نگاه غالب تعریف کنه. یا باید تسلیمش میشد، یا باید جلوشون میایستاد. اما عملا در میانه ایستاد و هیچکاری نکرد. در کاخسفید مواضع صلحطلبانه میگرفت اما ژنرالهایی رو میفرستاد افغانستان که عاشق این هستند که جنگ و پخش پولهای هنگفت پیرامونش همیشه جریان داشته باشه.
ساخت مدرسهای در افغانستان که در سال ۲۰۰۵ نزدیک ۲۵۰ هزاردلار خرج برمیداشته، ۶ سال بعد دو برابر یعنی نیم میلیون دلار هزینه میبرده.. چون دلیلی نداشت با پیمانکار چونه بزنند. هیچکس هم این کار رو نمیکرد. چون بودجه بهرحال میرسید. هر کسی جای پیمانکار بود هر عددی دلش میخواست مینوشت. رامسفلد معتقد بود نباید زیاد خرج کرد چون افغانها وابسته میشن، ولی پترائوس ملعون معتقد بود تا پول خرج نکنیم نمیتونیم دل اینها رو بدست بیاریم! احمق بیشعور فکر میکرد این مردم که چندهزارساله به خاطر مذهب و تعصب بدوی هر کاری که میشده کرد رو کرده با یک مشت دلار شیفته ارزشهای لیبرال آمریکایی میشه! فکر میکرد همه عین خودشن که تا یه دختر سکسی بشینه جلوشون همهچی رو وا بدن. نحوه اختصاص منابع مالی دقیقا با همین توهم بدست آوردن دل افغانها تنظیم شد، و به خاطر همین بعضی نواحی کاملا محروم شدند و نواحی دیگه انقدر دلار بدستشون رسید که همدیگه رو به خاطرش به کشتن دادند.
اینکه طالبان تونست جایگاه خودش رو تثبیت کنه به این خاطر نبود که افغانستان دولت نداشت. به این خاطر بود که دولت داشت و فشله. میگه طالبان هیچ سرویس خاصی نمیدادند که کسی طرفدارشون بشه، مثلا خبری از پخش پول و اینها نیست. اما یک کار رو درست انجام میده: اعمال قانون! تو مناطق تحت تسلط طالبان تکلیف معلومه که خلاف چیست و چه مجازاتی در انتظار خلافکاره. که اغلب بدوی و وحشیانهست، ولی شفافه، و اجرا میشه. اما در مناطق تحت تسلط دولت چنین وضعی نیست، بلکه چیزی شبیه هرج و مرجه. هر کسی رو میشه خرید، مخصوصا قاضیها رو. اما هیچکس قاضی طالبان رو نمیتونه بخره.
آمریکایی مدرن فکر کرد این مردم هم لنگ دولت مدرن هستند. در حالی که دولت مدرن اینجا کار نمیکنه. این ملت باید توسط دولتهای محلی اداره میشد، اما لوکالیزم چنان دور از ذهن و غریب شده برای آدم مدرن که نه میتونه برای خودش تعریفش کنه نه برای دیگران.
آمریکایی مدرن فکر کرد این مردم هم لنگ دولت مدرن هستند. در حالی که دولت مدرن اینجا کار نمیکنه. این ملت باید توسط دولتهای محلی اداره میشد، اما لوکالیزم چنان دور از ذهن و غریب شده برای آدم مدرن که نه میتونه برای خودش تعریفش کنه نه برای دیگران.
بقیه قسمتهای جالب این اسناد اخیرا منتشر شده در واشنگتنپست رو میتونید تو این رشته توعیت بخونید. یکم طولانیه، بالای ۱۲۰ تا توعیت.
https://twitter.com/RichardHanania/status/1204166495074304000?s=19
https://twitter.com/RichardHanania/status/1204166495074304000?s=19
Twitter
Richard Hanania
I'm going to post some commentary here on the Afghan war documents from The Washington Post. 1/n
پیودیپای حق داشت که بگه توعیتر جای خجالتآوریه، ولی وضعیت توعیتر حاصل وضعیت مغزی آدمهاست. آدمها همینند. مثلا این دوتا اسگل رو نگاه کنید که افتادهاند به جدل. از بن شاپیرو که انتظاری نمیره، اما این یارو ادیتور مجله تایمزه! میگه: «توضیح بده چرا تبادلات بازار آزادی خیلی بیشتر و موفقترند در اقتصاد خیلی مقرراتی آمریکا تا در اقتصاد خیلیکمتر مقرراتی سومالی!»
چه فعل و انفعال شیمیایی تو مغزش اتفاق افتاده که فکر کرده این یه دفاعیه مناسب برای دفاع از مقررات بیشتره؟ واقعا باورش شده «خوب حالشو گرفتم». و حیرتآوره که عده زیادی زیر توعیتش چیزهایی نوشتند که نشون میده اونها هم فکر میکنند خوب حالش رو گرفته!
نمیدونم چی باید گفت. طرف مغز نداره انگار. راستش باید ترسید که داریم در دنیایی زندگی میکنیم که عدهای کلا مغز ندارند. ولی نشریه دارند 😱
چه فعل و انفعال شیمیایی تو مغزش اتفاق افتاده که فکر کرده این یه دفاعیه مناسب برای دفاع از مقررات بیشتره؟ واقعا باورش شده «خوب حالشو گرفتم». و حیرتآوره که عده زیادی زیر توعیتش چیزهایی نوشتند که نشون میده اونها هم فکر میکنند خوب حالش رو گرفته!
نمیدونم چی باید گفت. طرف مغز نداره انگار. راستش باید ترسید که داریم در دنیایی زندگی میکنیم که عدهای کلا مغز ندارند. ولی نشریه دارند 😱
❤4
«واقعیتش اینه که اونا دنبال من نیستند، دنبال شما هستند، من فقط سر راهشون قرار گرفتهم».
در انتخابات قبلی ترامپ به خودی خود شانس زیادی نداشت، اما رقبا به مردم نشون دادند که «نیروی سیاسی-اقتصادی-رسانهای خارج از چارچوب دموکراسی» که کشور رو کنترل میکنه، یک نظریه توطئه نبوده، یک واقعیت بوده. با استیضاح ترامپ دوباره همون اشتباه رو تکرار کردند و دوباره نشون دادند اگه کسی بخواد خلاف جریان اون نیرو حرکت کنه، حسابش رو میرسند. ترامپ همونطور که دفعه قبل فرصتطلبانه ازین خودرسواسازی اونها حداکثر استفاده رو کرد، این دفعه هم خواهد کرد. پیام واضحه و خوب فروش میره: «اینا که منو اینجوری گاز میگیرند، شما مردم زبونبسته رو درسته میبلعند». ممکنه پرسیده بشه آیا طرف مقابل عقل نداره؟ البته که داره، ولی نگران نیست، چون در دنیایی با دولتهای غولپیکر که برای ما ساختند، برای کارهایی که میکنند هیچ هزینهای پرداخت نمیکنند. نانسی پلوسی میلیونها دلار از پول مردم خرج این نمایش کرد تا فقط بگه «همانا من آن شیرزنی بودم که دونالد شیردل را به پای استیضاح کشاندم». چرا باید بترسه از اشتباه وقتی یک سنتش هم پس نخواهد داد؟
در انتخابات قبلی ترامپ به خودی خود شانس زیادی نداشت، اما رقبا به مردم نشون دادند که «نیروی سیاسی-اقتصادی-رسانهای خارج از چارچوب دموکراسی» که کشور رو کنترل میکنه، یک نظریه توطئه نبوده، یک واقعیت بوده. با استیضاح ترامپ دوباره همون اشتباه رو تکرار کردند و دوباره نشون دادند اگه کسی بخواد خلاف جریان اون نیرو حرکت کنه، حسابش رو میرسند. ترامپ همونطور که دفعه قبل فرصتطلبانه ازین خودرسواسازی اونها حداکثر استفاده رو کرد، این دفعه هم خواهد کرد. پیام واضحه و خوب فروش میره: «اینا که منو اینجوری گاز میگیرند، شما مردم زبونبسته رو درسته میبلعند». ممکنه پرسیده بشه آیا طرف مقابل عقل نداره؟ البته که داره، ولی نگران نیست، چون در دنیایی با دولتهای غولپیکر که برای ما ساختند، برای کارهایی که میکنند هیچ هزینهای پرداخت نمیکنند. نانسی پلوسی میلیونها دلار از پول مردم خرج این نمایش کرد تا فقط بگه «همانا من آن شیرزنی بودم که دونالد شیردل را به پای استیضاح کشاندم». چرا باید بترسه از اشتباه وقتی یک سنتش هم پس نخواهد داد؟
نگاهم که به کفشداری خالی مسجدی دورتر از محله خودمون که دوباره بش سر زدم افتاد یاد روزهایی افتادم که یک پیرمرد خونگرم خوش برخورد همیشه اونجا میایستاد و هربار ورود من رو چنان گرامی میداشت انگار اتفاق مبارک جدیدی افتاده. وقتی از دنیا رفت کفشداری هم تعطیل شد و ازین قفسههای کلیددار گذاشتند. نه آدمی، نه سلامی، نه کلامی، نه خوش و بشی، نه خندهای. عین رباتهای نمازخوان وارد میشوند و صم و بکم خارج میشن. اون روحیه که من سرپا وایسم و به همه خوشامد بگم و از وسایلشون مراقبت کنم تا بقیه نمازشون رو بخونند، از بین رفت. کلا روحیه من به زحمت بیفتم تا بقیه احساس بهتری داشته باشند، از بین رفت.