Anarchonomy
43.5K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
در توافق فاز اول بین آمریکا و چین دو بند وجود داشت که جالب توجه است. اول اینکه ترامپ ازشون خواسته هرسال معادل ۵۰ میلیارد دلار کالاهای کشاورزی از آمریکا بخرند. اون‌ها هم گفتند فعلا ۵ میلیارد دیگه اضافه می‌کنیم تا به اون عدد ۵۰ نزدیک‌تر بشیم.
دوم اینکه دیگه دولت چین نباید به هیچ طریقی و بوسیله هیچ اهرمی شرکت‌های خارجی که میخوان تو چین فعالیت کنند رو وادار کنه که تکنولوژی‌شون رو به چینی‌ها منتقل کنند.‌

هرچند معلوم نیست این توافق به نتیجه برسه یا نه، اما حتی از مفادش هم میشه فهمید روابط دو کشور در آینده چطور خواهد بود. دوران فقط صادرات تمام شده.. چین رو مصرف‌کننده می‌خواهند، و خواهد شد.
برخلاف تصور عموم که مردم شمال اروپا یخند و چون یخند تنهاترند، نظرسنجی‌ها نشون میده واقعیت شکل دیگه‌ای داره. وقتی پرسیده میشه آیا شده در اوقاتی از زندگی روزمره احساس تنهایی بکنید ۶۲ درصد یونانی‌ها و ۴۸ درصد اسراییلی‌ها و ۴۷ درصد ایتالیایی‌ها گفتند بله شده. یعنی مردمانی که ما بشون میگیم خونگرم! در حالی که دانمارکی‌ها که ما بشون میگیم یخ ۲۵ درصد بوده.
وقتی پرسیده شده در مواقع گرفتاری آشنا یا دوستی دارید که ازش کمک بگیرید؟ ۹۸ درصد ایسلندی‌ها و ۹۵ درصد دانمارکی‌ها و بالای ۹۴ درصد فنلاندی‌ها و نروژی‌ها گفتند بله داریم. در حالی که کشورهای دیگه کمترند.
فکر می‌کنم یک علتش توقع و تعریف متفاوتیه که از تنهایی دارند. اینجا فرد ازینکه دور و اطرافش برو بیای کمی هست نتیجه می‌گیره که تنهاست. ولی دانمارکی‌ها به فایده نهایی رابطه اهمیت بیشتری میدن. اگه یکی دو نفری هست که بشه باشون حرف زد، پس تنها نیستم!
پیودی‌پای اکانت توعیتر خودش رو بست، و در توضیحش این ویدئو رو گذاشته؛ هرچند که این ویدئو بیشتر توضیح موضوع خوشبختیه، چیزی که معتقده توعیتر، یا کاربران ریاکار داخلش، آدم رو ازش دور می‌کنه، تا درباره خود توعیتر. با محتوای ویدئو کار ندارم.. بالاخره ارسطو رو همه میشناسند و یه چیزایی مستقیم یا غیرمستقیم ازش خوندن، و اینکه این بچه تازه با میراث یونان آشنا شده و براش جالب اومده چیز مهمی نیست (همه در دوره‌ای از زندگی‌شون با یونان آشنا میشن و کف بالا میارن. یکی زودتر یکی دیرتر). اون چیزی که فوق‌العاده‌ست طرز بیانشه، که شامل تمام المان‌هایی میشه که متعلق به عصر شبکه‌های اجتماعی هستند. حتی اگه پدر من مسلط بود به زبان انگلیسی (چه رویای عجیبی)، اگه این ویدئو رو می‌دید متوجه نمی‌شد موضوع چیه. چون یک زبان دیگه‌ای غیر از انگلیسی هم در کنارش قرار گرفته که کسانی می‌فهمنش که داخل فضای اینترنت بزرگ شدن. کسانی که به رشته زبان رسانه علاقه دارند (این آدم داره افکار میلیون‌ها نفر رو هدایت می‌کنه) باید این ویدئو رو به شکل یک جواهر خوش‌تراش در نظر بگیرند‌. این ویدئو قابلیت این رو داره که اگه صدسال بعد، یا دویست سال بعد خواستند درباره زبان دوران ما تحقیق کنند به عنوان یکی از مدارک تاریخی ازش استفاده کنند.




https://youtu.be/1n_cPIhag28
احتمالا بعدها این برای محققان تاریخ به نقطه ابهام‌انگیزی تبدیل بشه که در دوران ما چرا دنیا انقدر نسبت به شیعیان متوحش سهل‌گیر بود. بلایی که داره سر جوانان این کشور میاد، مثل کشتن و رها کردن جنازه در دریاچه، و سکوتی که وجود داره رو مقایسه کنید با واکنش جهانی به اقدام متوحشانه داعش در زنده سوزاندن خلبان اردنی. مسئله فقط اطلاع‌رسانی نیست. اطلاع‌رسانی مسئله هست، ولی همه مسئله اون نیست. یک جای کار ایراد داره. انگار بعضی چیزها برای شیعه‌ها مجازتره.‌
5
مسئولان دولتی کالیفرنیا می‌خواستن بین اون‌هایی که آزاد کار می‌کنند و اون‌هایی که استخدام هستند اختلاف درآمدی وجود نداشته باشه تا عدالت علوی در جامعه برقرار بشه. اما نتیجه این شد که شرکت‌هایی که با نویسندگان آزاد کار می‌کردند بشون گفتند شرمنده، دیگه نمیتونیم ادامه بدیم، چون قانون جدید میگه باید استخدام‌تون کنیم و ما هم نمی‌تونیم استخدام کنیم. در نتیجه یکی مثل این خانوم بعد از ده سال کار ناگهان بیکار شد و نشسته گریه می‌کنه!
هوشمندانه‌ست نه؟ برای اینکه اختلافی بین درآمدکمترها و درآمدبیشترها وجود نداشته باشه یه کاری کنیم درآمدکمترها اصلا درآمدی نداشته باشند!

دولت همه‌چیز را به لجن می‌کشد.
6
در برنامه بودجه که دولت آمریکا تقدیم کنگره کرده حداقل سن قانونی برای خرید سیگار (سنتی و الکترونیکی) به ۲۱ افزایش پیدا کرده. همین دولت وقتی جوان‌ها به ۱۹ سال می‌رسند میگه بیاید به ارتش ملحق بشید تا بفرستیم‌تون به افغانستان و عراق و ازین قبیل شیت‌هول‌های جهنمی در گوشه گوشه جهان. بعبارتی دارند میگن بچه ۱۹ ساله میتونه تشخیص بده که ترکش مین و خمپاره چه خطراتی برای بدنش داره ولی نمی‌تونه تشخیص بده دود توتون چه خطری برای بدنش داره!

بله این وضعیت بی‌معنی رو فقط دولت‌ها می‌تونند ایجاد کنند، چون دولت همه‌چیز را به لجن می‌کشد.
7
اوباما: اصلا بحثی توش نیست که زنان بهتر از مردان هستند!

یکی از پدیده‌های تأسف‌برانگیز عصر ما اینه که کتاب‌ها هم مثل لبنیات صنعتی شده‌اند.. نه مزه دارند نه چربی نه خاصیت، بلکه سیستم گوارش رو هم بهم می‌ریزند. فقط دل خوش کردیم که بیشتر از تمام ادوار تاریخ در دسترس عموم قرار گرفته‌اند. ظاهرا «فیک همگانی» رو ترجیح دادیم به «اصل کمیاب». اگه کتاب‌ها فیک و بی‌خاصیت نبودند این آقا که در عمرش صدها کتاب خونده امروز چنین مهمل خجالت‌آور و کودکانه‌ای از دهانش خارج نمی‌شد. اگه قراره نسخه امروزت که چندصدمین کتاب عمرت رو خوندی با نسخه دیروزت که اولین کتاب عمرت رو به دست گرفتی فرقی نداشته باشه، یعنی حد فاصل این دو، حجم بزرگی از بیهودگی قرار گرفته بوده.
5
«یه داستان واقعی: یه روز چندتا روشنفکر مارکسیست از اسلو رفتن به میخونه‌ای که پاتوق کارگران بود تا به شاه که نماد ستمگری بود فحش بدن که مثلا بگن ما از یه طبقه دیگه‌ایم ولی بیایید متحد بشیم. کارگرها توهین به شاه رو که شنیدن ناراحت شدن و یه فصل کتک‌شون زدن و بعد انداختن‌شون تو برف‌ها. الان می‌فهمم که این اتفاق هیچ تأثیری در نگاه‌شون نداشته».

وقتی طبقه کارگر سوسیالیست‌ها رو پای صندوق رأی کتک می‌زنند، به جای اینکه بگن «مثل اینکه مردم از ایده ما خوششون نمیاد، باید یه تجدیدنظری بکنیم»، میگن «حالا عب نداره.. دفعه بعد دوباره امتحان می‌کنیم».
4
آن حضرت فرموده «یک ساعت عدالت...» این نادان میگه چرا برنامه تلویزیونی یک ساعته برای عدالت نداریم؟! چرا خفه‌خون نمی‌گیرند انصافا؟ پیامبر میگه یک ساعت زندگی در شرایطی که بت اجحاف نمیشه بهتر ازینه که بت اجحاف بشه اما یک سال عبادت کنی، چون خدا دنبال آدم همیشه مظلومِ یک‌بند سجده‌کننده نیست، آدمی رو ترجیح میده که فرصت شکوفا شدن پیدا کرده، و تفاوت بین این دو نسخه از انسان، نجومیه. میخوای این تفاوت نجومی رو با یک تی‌وی شو ایجاد کنی بـز اخفش؟


https://t.me/maktubmed/16598
4
Anarchonomy
آن حضرت فرموده «یک ساعت عدالت...» این نادان میگه چرا برنامه تلویزیونی یک ساعته برای عدالت نداریم؟! چرا خفه‌خون نمی‌گیرند انصافا؟ پیامبر میگه یک ساعت زندگی در شرایطی که بت اجحاف نمیشه بهتر ازینه که بت اجحاف بشه اما یک سال عبادت کنی، چون خدا دنبال آدم همیشه…
قبل انقلاب می‌گفتند اگه صداسیما رو بدن به ما ایران رو کن‌فیکون می‌کنیم. چهل و یک سال بعد از تسخیر صداسیما میگن اگه برنامه‌های صداسیما رو یکم تغییر بدیم ایران کن‌فیکون میشه!

اون‌ها که چیزی نمی‌فهمند، ولی ما یک چیز رو فهمیدیم: آخوند جماعت، ول کن نیست! آخوند شیعه یک سیاهچاله‌ست که اگه تمام فرصت‌های جهان هستی رو هم ببلعه باز میگه فرصت کافی به ما داده نشد!
4
یک شهر کوچک زیر ده هزارنفر هست در ایالت کنتاکی که ریل قطار درست از وسط شهر عبور می‌کنه.‌ چون از دورانی که تو فیلم‌های وسترن و لوک خوش‌شانس دیدیم و طرفین ریل یک ردیف خونه و مغازه و این‌هاست تغییر عمده‌ای نداشته. دفعات عبور هم زیاده، تقریبا روزی ده پانزده بار!.. و گاهی دو قطار رو بهم وصل می‌کنند که خیلی طولانی میشه. تو این ویدئو عبورش رو نشون میده. اگه درست شمرده باشم ۱۴۵ واگن و کانتینر و تانکر بود! اگه هر واحد رو ۱۲ متر در نظر بگیریم طول قطار از ۱۷۰۰ متر هم تجاوز می‌کنه!. با این حال مردم کاملا عادت کردن به وضعیت و مثل یک اتفاق عادی باش برخورد می‌کنند. مثلا در اینجا درست موقع افتتاح آذین‌بندی شهر به مناسبت کریسمس قطار وارد میشه و همه مجبورند ده دقیقه تمام صبر کنند تا خیابون باز بشه.

اگه این تقاطع در ایران بود، دو اتفاق محتمل بود. یا کل شهر رو با خاک یکسان می‌کردند تا صورت مسئله پاک بشه. یا اینکه روی ریل داخل شهر آسفالت می‌ریختند و برای قطار یک کمربندی که کل شهر رو دور بزنه میساختند. هر دوی این‌ها هزینه‌های مالی و اجتماعی زیادی می‌داشت. در جامعه‌ای که درباره هزینه‌ها سوال پرسیده نمیشه، خیلی راحت یکی ازون دو اقدام انجام میشه دیر یا زود. ولی در جامعه‌ای که قبل از خرج کردن پرسیده میشه «مگه سرمون درد می‌کنه؟»، اوضاع به همون شکلی که هست باقی میمونه. حتی اگه از ۱۸۴۰ اونجوری مونده باشه.


https://youtu.be/FQkv35RrABY
قاعدتا وقتی یک بیزینس جدید شکل می‌گیره، مخصوصا در حوزه تکنولوژی، تلاش کارکنانش متمرکز میشه روی مقولاتی مثل دست و پنجه گرم کردن با قوانین فیزیک برای ساختن محصولی جدید (مثل باتری‌ سدیم)، کنکاش در ابعاد روانشناختی زندگی مصرف‌کننده برای ایجاد رضایت روانی در استفاده از محصول جدید (مثل اپل‌واچ)، تأمین مالی، طراحی تبلیغات قبلا ارائه نشده، فرهنگ‌سازی در بین مردم برای پذیرش محصول و تغییراتی که ایجاد می‌کنه (مثل اوبر)، و رقابت با شرکت‌های دیگری که ممکن است به هرنحوی این محصول جدید را به محض ورود به بازار، به حاشیه ببرند.‌ اما عملا علاوه بر همه این‌ها با چه چالشی مواجهند؟ دولت! یک استارتاپ در آمریکا به نام نیواسکیل قصد داره راکتورهای هسته‌ای خیلی کوچک بسازه. سایزشون در حد اینه که دو اتوبوس رو از سر و ته بچسبونند بهم. توان؟ ۶۰ مگاوات. ازونجایی که توانش کمه لازم نیست خیلی از شهرها دور باشه، و اگه نزدیک باشه تلفات انتقال برق هم کمتر میشه. تکنولوژی هست، دانش فنی هست، توان ساخت هست، اما انقدر قوانین و مقررات برق هسته‌ای زیاده که معلوم نیست چه زمانی شهرها بتونند این استوانه‌های هسته‌ای رو سفارش بدن. نه تنها این مقررات دست و پا گیر، پرتعداد هستند، بلکه با فرض اینکه راکتورها خیلی بزرگ هستند و خواهند بود تنظیم شدن. قانون‌گذاران معمولا درباره تکنولوژی به روز هم اشراف کاملی ندارند چه برسه به اینکه بتونند افق سی چهل ساله رو در نظر بگیرند. بنابراین نه تنها لازمه که تعدادشون کم بشه، بلکه لازمه که موضوعاتش هم تغییر کنه. اما دولت‌ها برای انجام هر دو به شدت لاک‌پشت هستند. و جالب اینه که بهانه پشت همه این مقررات «حفاظت از ایمنی شهروندان» بوده. همون طور که درباره تروریسم و حق حریم خصوصی نوشتم دولت‌های مدرن به عنوان حاکم، حقوق متقابل شهروند نسبت حاکمیت رو متوازن تعریف نمی کنند. در ساختار سنتی و لوکال قدیم، اگر وظیفه‌ای به عهده حاکم قرار می‌گرفت، باید فقط خودش بارش رو به دوش می‌کشید. در مورد این کیس خاص، باید می‌پذیرفت که امنیت مردم رو تأمین کنه بدون اینکه اون‌ها رو از نعمت برق هسته‌ای محروم کنه. اما دولت مدرن میگه من به شرطی می‌تونم امنیت شما رو در برابر حوادث هسته‌ای تأمین کنم که قید برق هسته‌ای رو بزنید! و عملا هم این کار رو کرد.


تصور کنید هر ایستگاه شارژ خودروهای برقی در زیرزمین خودش یکی ازین راکتورهای مینیاتوری رو جاسازی کنه. با ۶۰ مگاوات میشه ۸۰۰ خودروی مدل۳ تسلا رو شارژ کرد! فقط و فقط اگه پاشون رو از گلوی بخش خصوصی بر می‌داشتند.



https://www.wired.com/story/the-next-nuclear-plants-will-be-small-svelte-and-safer/
4
تماشای نفهمیدن دیگران گاهی دردناکه، و گاهی مفرح. در این کیس خاص حالت دومه. چون یک نفهمیدن دو لایه‌ست. واقعیت رو نمی‌فهمند و همزمان متوجه نیستند نمایشی که اجرا کردند نمادی از نفهمیدنشونه. طرف رو نبردند جایی که برگ به طور طبیعی هست، برگ‌ها رو آوردند جایی که طرف هست! یعنی نئولیبرالیسم و بحث‌های مربوطه، هرچه که هست، تو محیط ما نیست، به جامعه ما هم مربوط نیست، باید از بیرون بیاریمش بذاریم اینجا! و کجا بذاریم؟ در دانشگاه! یعنی این بحث‌های بی‌معنی، فقط در دانشگاه امکان حیات دارند، نه در زندگی عمومی! حالا این پلتفرم برگ که ساختیم زیر پای چه کسی قرار میدیم؟ سیاستمدار! یعنی همون بحث‌های بی‌معنی که راه انداختیم و فقط در آکواریوم آکادمیک خودمون امکان حیات داره رو به سفارش دولت انجام میدیم! نه به تقاضای عمومی! و راه پیمودنش رو چطور مستندسازی می‌کنیم؟ با صوت! که قابل تمییزدهی از صدای راه رفتن یک گور خر در پارک ملت نخواهد بود! یعنی حرف‌ها و بحث‌های بی‌معنی که راه انداختیم که فقط در آکواریوم دانشگاه امکان حیات داره و به سفارش دولته، چیزی بیشتر از یک نویز نیست!

اگر به من می‌گفتند یک پرفمنس طراحی کن که تباهی این جماعت رو نمایش بده نمی‌تونستم انقدر بی‌نقص و سمبلیک نمایشش بدم که خودشون انجام دادند، و خودشون متوجه نیستند که چقدر خوب خودشون رو نمایاندند! و همین دو لایگی مفرحش کرد.


https://t.me/RahbordChannel/1553
2
نماینده مجلس میگه امروز قراره ما بودجه‌ای رو به رأی بذاریم که ۱۳۷۰ میلیارد دلاره و همین دیشب به ما دادن که بخونیم و ۱۷۷۳ صفحه‌ست! مخارج دولت از کنترل خارج شده و هیشکی به هیشکیه!

هرچند این درباره آمریکاست و چون آمریکا غول است اعدادش هم بزرگند، اما در مورد بیشتر دولت‌ها صدق می‌کنه. شما وقتی از فروشگاه خرید می‌کنید و مثلا به جای ۱۰۰ دلاری که در ذهن داشتید در انتهای فاکتور میزنه ۱۱۲ دلار، میرید از صندوق‌دار می‌پرسید این ۱۲ تا از کجا اومد؟ کدومشون گرون شده که خبر نداشتم؟ اما ۱۳۷۰ میلیارد دلار برای مردم فاکتور میزنند و حتی فرصت نمیدن به لیست نگاه کنه.

عده‌ای تصور می‌کنند دولت مرکزی بزرگ فوایدی داره برای جامعه مدرن‌. اوکی، حالا فرض کنیم داره. سوال اینه که آیا اون فواید ۱۳۷۰ میلیارد دلار می‌ارزند؟ (البته کل بودجه چهار و خورده‌ای تریلیون دلاره. این یک و خورده‌ای رو اختصاص دادند که دولت بتونه سقف بدهیش رو بالاتر ببره و شات‌داون نشه).
ترامپ باز یک نامه تاریخی نوشت، و اتفاقا خودش هم ذکر کرد که فقط برای ثبت در تاریخ می‌نویسه، این‌بار خطاب به نانسی پلوسی و حزب دموکرات. کل نامه درباره بحث استیضاحه. دفاع از خود که عادیه، اما چنین حمله لفظی محکم و خشنی علیه یک حزب در یک سند رسمی دولتی، چیزیه که تا حالا اتفاق نیفتاده بود. اما این قسمتش خیلی خوب بود. به پلوسی میگه حزب شما توسط چپ افراطی گروگان گرفته شده. هر کدوم از نماینده‌های حزبت از یه رقیب سوسیالیست تو حوزه انتخابی‌شون می‌ترسن (چون امکان برنده شدن‌شون هست). حتی خودت هم همینطوری. کشور رو با خودتون پایین نکشید!

و این واقعیت ناراحت‌کننده‌ایه. در هر حوزه‌ای که دموکرات‌ها قوی هستند، اون نامزد دیوانه‌ای که سوسیالیسته شانس بیشتری داره. و چه کسانی بش رأی میدن؟ طبقه شهری متوسط رو به بالای دانشگاه رفته که تو دانشگاه یاد گرفتند میلیاردرها عامل تمام بدبختی‌های بشر هستند!
4
اتفاقات تاریخی ترامپ به حملات لفظیش ختم نمیشه. در پول جمع کردن هم داره رکورد میزنه. تا اینجا خودش و حزب تونسته ۳۰۰ میلیون دلار کمک برای ستاد انتخاباتیش جمع کنه. این حجم از جمع‌آوری در این مقطع زمانی و با این فاصله از انتخابات توسط هیچ رییس‌جمهور دیگه‌ای ثبت نشده.

و عزیزان لیبرال هم دارند صورت‌شون رو چنگ می‌زنند که «این کی بود دیگه خدایا؟».
4
تلویزیون رییس قوه قضاییه رو نشون داد که می‌گفت مردم درباره هوای پاک حقوقی دارند که حاکمیت باید رعایت کنه، یعنی باید جلوی آلودگی رو بگیرند و اگه نگرفتند باید بشه پیگیری قضایی کرد. ولی نگفت چجوری. بعد قطعه دیگه‌ای از فیلم صحبتش در همون مکان و همون رییس قوه رو نشون داد که از سرکوب معترضین آبان‌ماه دفاع می‌کرد که باید همشون مجازات بشن. و گفت چجوری! یعنی در یک جلسه هر دو مطلب رو بیان کرده بود.

ما تلاش‌مون رو می‌کنیم که نیروی شر در ذهن مردم پذیرفته نشه. که کار سختیه. برای خیلی‌ها همچنان همکاری با این سیستم یک امر عادیه و هیچ مشکل اخلاقی نداره! اما فرض کنیم که موفق بودیم و این سیستم توسط همه یا اکثریت مردم پس زده می‌شد. حتی در اون حالت، اگر توان پس زدن و حذف فیزیکیش رو نداشته باشیم، همچنان دچار خسران می‌شدیم. چرا که نیروی شر به خاطر در اختیار داشتن قدرت، قابلیت ایجاد جریان‌های مخربی داره که از کنترل افراد بیرونی خارجه. مثلا در محیط‌زیست؛ فرض کنیم همه ایرانیان بلااستثنا مخالف سرسخت حکومت بودند. فردا اگه یک نهاد دولتی یا نظامی برمیداشت نصف جنگل رو با خاک یکسان می‌کرد آیا کاری از دست ما بر می‌اومد؟ (دور نیست که بولدوزرهای قرارگاه خاتم مثل بولدوزرهای اسراییل در یکی دو دهه پیش، زره‌پوش بشن!). در حوزه قضایی هم دارند ذهنیت مردم ایران رو می‌برند به اون سمت که ملت در دراز مدت به این نتایج خطرناک برسند: قانون چیز بدی است، یا برای ما بد است.. دادسرا محل شکست خوردن ماست. ما حقوقی نداریم. یا اگر داریم باید به روش قبیله‌ای و بدوی آن را احیاء کنیم. مجازات وسیله‌ای است که با آن دیگران را از بین می‌بریم بدون اینکه خطری داشته باشد. اگر همسایه‌مان یا کارفرمایمان قدرت نداشت، عیبی ندارد غارتش کنیم!

البته در هنگام سقوط نمیشه پیش‌بینی کرد با صورت فرود میاییم یا اول دست‌‌ها به زمین برخورد می‌کنه، و نمیشه پیش‌بینی کرد این روند مخرب در زمینه قضایی دقیقا چه تبعاتی داره و ایرانی‌ها در سال ۱۴۱۰ چه تصورات خطرناکی در زمینه حقوق و قانون دارند (مخصوصا در فساد و نقض مالکیت)، ولی در کلیت میشه گفت که جامعه بدوی‌تر خواهد شد. چون اساسی‌ترین ستون تمدنی یک ملت، قانون و حد و حدود و حقوق و دستگاه قضا هستند. وقتی این ستون افتاد (یا میمون ازش بالا رفت و روش ادرار کرد)، دیگه بحث عقبگرد زیرساختی و تکنولوژی و اقتصادی و این‌ها نیست. بحث عقبگرد تمدنیه.
4
حضرات تصمیم گرفته‌اند که موانع ساخت واحدهای مسکونی ۲۵ متری را برطرف کنند!
ولی اگر هدف واقعا و صادقانه رفع موانع بود باید خبر شکل دیگه‌ای پیدا می‌کرد. باید می‌گفتند در حال کاهش هزینه‌های بی‌معنی دولتی و بانکی روی واحدهای ۵۰ متری هستیم. چون اگر این هزینه‌ها نبود، آدمی که قراره اجازه بدهند واحد ۲۵ متری بخره، همین الان می‌تونست واحد ۵۰ متری بخره. این بساز بفروش‌ها نیستند که مسکن رو گران‌تر از چیزی که باید باشد کرده‌اند.

ولی اینکه نیاز به واحد ۲۵ متری رو نشانه آغاز سقوط کشور معرفی کنند، پوپولیسم اقتصادیه. متراژ محل سکونت نشانه خاصی از روز قیامت نیست. در توکیو خوابیدن در محفظه‌‌ای که اندازه یخچاله کاملا عادی شده. حتی عده‌ای برای فرار از دردسرهای حمل و نقل عمومی، ماشین اجاره می‌کنند و به جای اینکه باش رانندگی کنند، جایی پارکش می‌کنند و بعدازظهر رو توی همون ماشین چرت میزنند. هرچند شخصا این سبک از معیشت رو در کتگوری «زندگی سگی» قرار میدم، اما در جغرافیایی که سرمایه‌ها در منطقه‌ای خاص متمرکز شده کاملا طبیعیه.

https://t.me/maktubmed/16633
فرماندار هلمند میگه آمریکایی‌ها یهو تصمیم گرفتند به کشاورزها تراکتور بدن. من بشون گفتم ندید، به صلاح نیست، اینجا فرهنگ خاصی داره، معلوم نیست تراکتور دست کی میفته، سرش دعوا میشه، آخرش هم از بین میرن. ولی به حرفم گوش ندادند و توزیع کردند. یک ماه نگذشته بود که یکی اومد گفت تراکتور من رو آتش زدند، اون یکی اومد گفت مال من خراب شده بیاید تعمیرش کنید، اون یکی اومد گفت مال منو دزدیدن!

بروکرات‌های دانشگاهی، مردم کشور خودشون رو هم درست نمیشناسند. حالا تصور کنید درک‌شون از یک جامعه خارجی که علاوه بر بیگانه بودن، بدوی هم هست، چقدره!