Anarchonomy
43.5K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
همین عکس کافیه برای نمایش پروپاگاندای چپ در دنیای غرب امروز، و اینکه شرکت‌های تجاری مثل توعیتر چطور داخل این بازی هستند. اگه با آی‌پی انگلیس وارد توعیتر بشید (که توفیق اجباری خیلی از ماهاست)، دو هش‌تگ ترند شده، یکی میگه بوریس جانسون نخست‌وزیر من نیست! خب اینو تو انتخابات گفتی، و مشخص شد مهم نیست که فکر می‌کنی نخست‌وزیرت نیست، چون هست! و اون یکی درباره استقلال اسکاتلنده! اون هم درباره یک تیتر بی‌معنی که در واقع یک نقل قول از یک شخص بی‌اهمیته. و ازون جالبتر اینه که با چه تعداد کمی از ریتوعیت تونسته به این لیست وارد بشه.

هنر بوریس این بود که همزمان هم چپ و هم راست رو مهار کرد. فاشیسم اتحادیه اروپا، گرایشات راست افراطی رو در سراسر این قاره زنده کرده، چیزی که اتحادیه راه حلی براش نداشت. حالا بوریس راه حل رو با قدرت تمام ارائه داد: ناسیونالیسم کنترل شده، هم جلوی زیاده‌روی اتحادیه رو می‌گیره هم جلوی زیاده‌روی اون‌هایی که از زیاده‌روی اتحادیه عصبانی‌اند. این هش‌تگ‌های سفارشی یعنی این راه حل، بروکسل رو ترسونده.
Anarchonomy
این‌ها هفت نشانه هستند ازینکه حکومت ما در واقع یک حکومت نیست، تیمی از اوباش است. وقتی ساختار حاکمیتی کشوری طوری بود که حاکمان این هفت خصوصیت را داشتند می‌شود گفت آن کشور رو به زوال و نابودی است: ۱- در دوران تسلط اوباش، همه «حرف‌ها» و بحث‌ها دچار بی‌زمانی…
بعضی از دوستان با اون قسمت این پست که نوشتم این سیستم خطی مشی مشخصی ندارد و صرفا با هرچیزی که از مردم بجوشد مشکل دارد، مشکل دارند، و معتقدند این یک نظام ایدئولوژیک است و بر اساس همون ایدئولوژی عمل می‌کند و برای این ادعا معمولا دو مثال میارن، یکی حجاب در داخل، و دیگری سوریه در خارج.
ببینید.. همیشه این رو گفته‌ام که شهروند ایرانی بهرحال در مسیر تبدیل شدن به اپوزیسیون این نظام حرکت می‌کنه. در مرحله اول در مدرسه، بعد در مسجد، بعد در دانشگاه، بعد در خدمت سربازی، بعد در اداره‌ها.. و اگه دختر باشه از همون خیابان شروع میشه. و اگه در تمامی این مراحل حواسش جمع باشه می‌بینه که خبری از ایدئولوژی نیست. فقط «قدرت» خودنمایی می‌کنه. وقتی مجبورت می‌کنند نماز بخونی برای این نیست که به نماز ایمان دارند. برای اینه که دوست دارند مجبور باشی کاری رو انجام بدی که اعتقاد نداری باید انجام بدی. وقتی مجبورت می‌کنند روسری سر کنی برای این نیست که می‌دونند نظر اسلام درباره حجاب چیست یا اهمیتی بش میدن. برای اینه که مجبور باشی چیزی رو بپوشی که اون‌ها گفتن بپوشی. برای همینه که اهمیتی نداره تو صدتا کتاب بنویسی و صدتا همایش بذاری درباره اینکه منظور و مقصود پیامبر از حجاب چی بوده و اگه الان زنده بود چه می‌کرد.
متأسفانه تصور می‌کنند چون سازمان اوباش نسبت به سیاست‌ها موضع واحدی داره یعنی این موضع ایدئولوژیکه! در این سازمان وظایف تقسیم شده، و در توافقی نانوشته دیگر بخش‌های سازمان مانع بخشی که در حال انجام وظیفه‌ست نمیشن. مثلا امروز افراد سوپرمذهبی کاملا وابسته به حکومت داریم که تو خونه‌شون تلویزیون ندارند، یا اگه داشته باشند روزی یک ساعت اخبار رو نگاه می‌کنند و بعد خاموش می‌کنند. چون معتقدند محتوای صداسیما، محتوای مناسبی نیست! سازمان تصمیم گرفته پروپاگاندا به عهده صداسیما باشه مثلا، عده‌ای با روشش موافق نیستند، اما جهت حفظ یکپارچگی «گنگ» مخالفتی نشون نمیدن. و همین‌طور است درباره سوریه، و همین‌طور است درباره دور زدن تحریم‌ها، و همین‌طور است درباره سرکوب داخلی. طبیعی هم هست. چهل دزد بغداد هم وقتی به کاروانی حمله می‌کردند و یکی‌شون میزد شکم زنی رو پاره می‌کرد، اون یکی همونجا نمی‌گفت چرا زدیش و لازم نبود و فلان. در سریال پیکی بلایندر، اعضای گروه خانوادگی اگر خطایی می‌کردند که خطری رو متوجه خانواده می‌کرد، بهیچوجه من الوجوه جلوی دیگران توبیخ نمی‌شد، و گاهی اصلا توبیخ هم نمی‌شد. مثلا اگه برادر بزرگ‌تر کنترلی روی اعصابش نداشت، بیشتر روی این تمرکز می‌کردند که چطور برنامه‌ریزی کنیم که خرابکاری‌های برادر عصبی، خسارت کمتری وارد کنه، تا اینکه راهی پیدا کنیم که اعصابش آروم‌تر بشه. نویسنده یک سریال این منطق رو درک کرده که در داخل سازمان اوباش، خیلی از چیزهایی که برای ناظر بیرونی خطاست، برای خانواده خطا نیست. نمی‌دونم چرا اینجا نمی‌تونند درکش کنند، و فکر می‌کنند یه مکتب فکری پشت این کارهاست! کام آن.
برای کسی که براش صبح پادگان بیشتر از شبش بوی مرگ میده، نماز صبح می‌تونه یه جلیقه نجات باشه. وقتی اذان داده بود و به مافوق گفتم بذار بریم نماز رو بزنیم و برگردیم گفت «تو ارتش نماز نداریم». و انقدر نشسته روی آسفالت سرد و زیر آسمونی که داشت به سرعت روشن می‌شد نگهمون داشت تا بالاخره آفتاب دراومد و نماز همه قضا شد. نشسته، بی‌وضو، بی‌مُهر، بی‌حرکت، نمازه رو خوندم. مثل اسرا در زندان‌های بعث عراق.
وظیفه دستگاه پروپاگاندا اینه که این ذهنیت رو القاء کنه که شبکه الیگارشی (که من بشون میگم گنگ اوباش) صرفا یک شبکه خانوادگی بسته نیست، بلکه بخش قابل توجهی از مردم هم حامیان وفادارش هستند. اما این «بخش قابل توجهی از مردم» حداقل دو دهه‌ست که مقواییه. از همون مقواهایی که جیمز فرانکو تو فیلم مصاحبه تو پشت ویترین فروشگاه‌های کره شمالی پیدا کرد. و این مقوا نازک‌تر ازونیه که حتی نیروهای آنتی الیگارشی متصورند. اینکه لازمه با این تیراژ فالوعر خریداری بشه، یعنی حتی کارمندان پرشمار خود وزارتخانه و زیرمجموعه‌هاش در سراسر کشور هم
Engagement
ندارند با این اکانت، چه برسه مردم عادی.



https://t.me/Twittimes/2553
مجموعه کسانی که با جفری اپستین در ارتباط بودند شامل آدم‌های مختلفی می‌شد که حتی با هم تضادهایی هم دارند، از ترامپ تا بیل گیتس، از خوانندگان پاپ تا بازیگران پیشکسوت. تقریبا تنها نقطه اشتراک‌شون تعلق به طبقه الیت آمریکاست. اما وقتی معلوم شد اپستین چه جانور کثیفی بوده خیلی راحت گفتند «نمی‌دونستیم». البته ترامپ گفت از لحظه‌ای که فهمیدم چجور آدمیه ازش فاصله گرفتم! راست و دروغش با خودش قطعا، ولی این جواب به مراتب بهتر ازینه که بگی نمی‌دونستم!. چطور می‌تونستی ندونی؟ اون ثروت و اون املاک و اون نفوذ از کجا اومده بود پس؟ چون مخترع بود؟ کارآفرین بود؟ هنرمند بود؟ یا چون ساقی خلاف‌های جنسی طبقه الیت و حافظ اسرارشون بود؟ کسانی که خودشون رو نخبگان جامعه محسوب می‌کنند، آگاهانه با فردی رفت و آمد و خوش و بش داشتند که دخترفروشی می‌کرد! بر و بچه‌های کمپ ترامپ با زیرکی خودکشی ساختگیش رو سیاسی و پروژه کلینتون‌ها جا زدند و خوب هم گرفت، ولی در این بازی سیاسی، ننگی که بر جامعه هنرمندان و نخبگان نشسته بود به حاشیه رفت، در حالی که باید یک رسوایی منجر به انقلاب فرهنگی ازش در می‌اومد. رسانه‌ها همونطور که می‌تونند چیزهای خرد رو خیلی کلان جلوه بدن، می‌تونند چیزهای خیلی مهم رو جزئی جلوه بدن. و دقیقا این کار رو کردند.

در شباهتی عجیب، هنرمندان اینجا هم زمانی برای مرگ یک «همکار» چنان سوگواری کردند که گویی بشر یکی از چهره‌های فاضل خودش رو از دست داده، اما این فرد یک بیمار جنسی بوده که با یک کار زشت، زندگی یک دختر رو تا مرز نابودی کامل برد! و این‌ها هم دقیقا می‌دونستند که چجور آدمیه. می‌تونستند خیلی سایلنت از کنار مرگش بگذرند، اما مرثیه‌نامه هم برای فقدانش نوشتند!

مجموع این رفتارها نشون میده نخبگان، که وانمود می‌کنند دغدغه فرهنگی دارند، عملا ضدفرهنگ هستند. هدف این‌ها تعالی فکری نیست. هدف و آرمان و اتوپیاشون فروریختن همه ارزش‌هاست، حالا هرچه که هست. طبقه الیت آمریکا منافقانه و فعلا از روی ناچاری پدوفیل‌ها رو محکوم می‌کنه، ولی حقیقتا مشکلی با سکس با کودکان نداره. احتمالا با خودشون میگن «طفلک اپستین بیچاره، یکم زود بدنیا اومد. این مردم جاهل! هنوز آماده تجدد نیستند». هنرمند ایرانی هم شاید به عوام بگه «سی‌دی رو بشکن» اما اون سمت پرده داره به همین عوام فحش میده که «حالا مگه چی بود که انقدر گنده‌ش کردید ندید بدیدهای منگل؟ سکس از پشت ندیدید؟»‌.


این‌ها فقط یك عده کسانی که نمی‌فهمند نیستند. این‌ها نفهم‌هایی هستند که هم پول دارند و هم در جامعه نفوذ دارند. واکنش ترامپ کافی نیست. فاصله گرفتن ازین‌ها کافی نیست. باید جلوشون ایستاد.
6
مسعود اوزیل به منطقه اویغور چین گفته «ترکستان شرقی»، چیزی که باید همه به این اسم بشناسنش، و از شکنجه مداومی که چین به مردم اون منطقه تحمیل می‌کنه انتقاد کرده. مدیریت تیم آرسنال سریع به رسانه‌ها گفته اینا نظر خودشه و به ما مربوط نیست! چرا؟ چون چین عصبانی شد! مسعود غیر از ترک بودن مسلمان هم هست، اگه یه چیزی علیه اسراییل یا ترامپ می‌نوشت هم سریع می‌گفتند به ما مربوط نیست و اینا موضع ما نیست؟ البته که نه.
بیانیه صادر کردن کار آسونیه. در عمل حاضر نیست از تیم بیاد بیرون و قید مبالغی که در قراردادها نوشته میشه رو بزنه. در واقع نسبتی که با آرسنال داره مثل نسبت آرسنال با چینه. برای هر دو از دست دادن بازار، خسارت بزرگیه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فقط یک عقب‌مانده ذهنی میتونه این نوع تظاهرات که در شیلی رخ میده رو به نحوی ربط بده به تظاهرات در کشورهای ناکامی مثل ایران و عراق که هر لحظه ممکنه جمجمه یکی از افراد حاضر در خیابان متلاشی بشه.
البته موضوع فقط اختلاف در نحوه برخورد با اعتراض نیست. در پیش‌زمینه اعتراض هم اختلاف از زمین تا آسمانه. واقعیت اینه که در کشورهای توسعه‌یافته، طبقه متوسط تحت فشاره، چون
Disposable income
کمی براش باقی میمونه. یعنی درآمدی که چون اضافه میاد میشه صرف چیزهایی کرد که هوس استفاده از آن‌ها را داریم. شما از خریدن شیر و سیب‌زمینی و پرداخت اجاره‌خونه و کرایه تاکسی احساس خوشبختی نمی‌کنی، ازینکه با پول اضافه‌ت بری کنسرت احساس رفاه می‌کنی. در دوران ما کالا و خدماتی که برای تهیه‌شون پول اضافه لازمه، خیلی زیاد شده، ولی پول اضافه مردم به همون نسبت زیاد نشده. برای همین میان خیابون میرقصن که نارضایتی خودشون از تأمین‌نشدگی هوس‌ها رو نشان بدهند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اهل ایمان به خطا تصور می‌کنند تصادفی بودن اتفاقات منافات دارد با وجود خدا‌ و تسلطش بر جهانی که ساخته. ولی ندارد. اتفاقا من هم اگر خدا بودم اجازه می‌دادم طبیعت، همینقدر رندوم باشد. رندومنس زندگی، آدم‌ را می‌نشاند سر جایش. به معنی واقعی کلمه.
برگرداندن شاهزاده کار سختیه در این اوضاع، چطوره یه کار آسونتر رو انجام بدیم فعلا؟ مثلا وقتی مطلبی رو کپی می‌کنیم زیرش لینک منبع رو بذاریم.
3
در آمریکا دیگه به زحمت میشه راست و چپ رو از هم تشخیص داد. قاعدتا چپ باید ضد قدرت مستقر باشه، اما نه تنها ضد قدرت نیست بلکه خودشو میماله بش! و قاعدتا راست باید معتقد به حداقلی کردن تصدی‌گری و دخالت دولت باشه، اما دنبال بهانه‌ست تا دولت رو بزرگتر کنه! گاهی اینطور به نظر میاد که اختلاف بنیادی با هم ندارند، بلکه دغدغه هرطرف معطوف شده به ابعادی از زندگی که براش اولویت بیشتری داره. مثلا برای چپ، تجدد مهم‌تره، پس از دولت توقع داره سیاست‌های متجددانه اعمال کنه. و برای راست، سنت‌های تثبیت شده مهم‌تره، پس از دولت توقع داره پاسدار ارزش‌ها باشه! بهرحال نگاه هر دو به دولته، فقط توقعاتشون فرق داره.
یکی از موضوعاتی که اشتراک دو طرف رو لو میده، حفاظت کودکان از پورن و محتویات مرتبطه. بسیاری از راستگراها معتقدند این دولته که باید فیلترینگی چیزی ترتیب بده که بچه‌ها نتونن مثلا زن کاملا برهنه رو ببینند! در مخالفت با این موضع، دو استدلال مطرح میشه‌. اول اینکه: دولت بی‌کفایت است. و همونطور که در بهزیستی رفتار با کودکانی که دولت تشخیص داده قربانی هستند طوریه که اونجا هم میتونن آزار ببینند، دخالت دادن بیش ازین دولت می‌تونه دامنه این آزارها رو بیشتر کنه. اگه دسترسی بچه به پورن ممنوع بشه ولی به نحوی دسترسی پیدا کنه، لابد میرن یقه والدین رو می‌گیرند و این یعنی گرفتاری‌های فعلی در جدا کردن کودکان از والدین‌شون چند برابر میشه. دوم اینه: اگه قراره پورن رو چیزی معادل مواد مخدر در نظر بگیریم، چرا مجازات و تحدید فقط باید در سمت مصرف‌کننده باشه؟ همونطور که تولیدکننده و توزیع‌کننده مواد رو هم تحت پیگرد قرار میدن، باید تولیدکنندگان و توزیع‌کنندگان پورن هم تحت پیگرد قرار بدن. اینکه این ممنوعیت فقط متمرکز بر مصرف‌کننده‌ست نشون میده در این طرح‌ها صداقت وجود نداره.

اما در نگاهی کلان‌تر، سپردن حفاظت از کودکان در برابر پورن به دولت این ایراد اساسی رو داره که اولا قدرت دولت در انجام این وظیفه رو خیلی دست بالا می‌گیره. در فضای امروزی اینترنت، دیوارها به شدت سست هستند. این صرفا یک بحث اخلاقی نیست، یک بحث تکنیکی هم هست. باید چند میلیارد دلار خرج بشه تا یک کودک به جای ده بار مواجهه با یک عکس پورن، شش بار مواجه بشه؟ اون کاهش چهار موردی چند دلار میارزه؟ چه کسی تعیین می‌کنه؟ تأثیر نهاییش روی بچه چقدره؟ دوما، اگه قراره بنا رو بر این بذاریم در اینترنت چیزهایی هست که برای کودکان خوب نیست، اون چیزها فقط شامل پورن نمیشه. برای حفاظت کودکان از بی‌شمار ویدئو سربریدن، شکنجه، تصادفات دلخراش، و خشونت‌های کلامی، چه برنامه‌ای باید داشت؟ چقدر از اینترنت رو باید ممنوع کرد، و چطور؟ سوما، مگه هدف ازین ممانعت این نیست که حواس و تمرکز کودک از امورات کودکی منحرف نشه به سمت امورات بزرگسالی؟ مگه همین اتفاق نمیفته اگه با دیوارهای متعددی از ممنوعیت برخورد کنه؟ مگه مصرف الکل برای زیر هجده‌ساله‌ها ممنوع نیست؟ پس چرا هر آدم بزرگسالی اعتراف می‌کنه که اولین تجربه الکل رو مثلا در شانزده سالگی داشته؟ اگه قرار باشه خانواده حذف بشه و دولت جای پدر و مادر رو پر کنه، درکی که کودک از ممنوعیت خواهد داشت اینه که اینها موانعی بی‌معنی‌اند! مثل وقتی که در جاده جنگلی و در وسط راه می‌بینی یک درخت افتاده و راه رو بسته‌. ممنوعیت بی‌معنی بازدارندگی ایجاد نمی‌کنه. ممنوعیت رو باید اونی جلوی بچه بذاره که باش زندگی می‌کنه تا بتونه معنیش رو بفهمه. آیا همه والدین موفقند در ساختن معنی برای ممنوعیت‌ها؟ البته که خیر. ولی ناموفق بودن اون‌ها دلیلی ایجاد نمی‌کنه که دولت رو جایگزین‌شون کنیم.

و البته همه این‌ها با این فرضه که پورن برای کودکان خوب نیست. عده‌ای معتقدند این فرض نادرستیه. که پربیراه هم نیست. بچه‌ها با مصرف محتویات پورن ممکن است چیزی رو هوس کنند که نمی‌توانند تأمین کنند؟ خب این مشکل رو بزرگسالان هم دارند. اگر پورن بد است برای همه بد است و اگر بد نیست، باید برای همه بد نباشد. کسانی که در جبهه «پورن برای کودکان بد است» هستند، توضیح قانع‌کننده‌ای ندارند که چطور مضرات پورن از یک سنی به بعد متوقف میشه و چرا! اتفاقا پورن میتونه برای بزرگسالان متأهل آسیب‌زاتر باشه تا یک بچه هشت ساله‌. البته اگه فرض کنیم منشا اصلی اون آسیب، پورنه.




https://reason.com/2019/12/13/conservatives-pornography-families-child-services-cps/?amp&__twitter_impression=true
4
البته این اشتباهات استراتژیک تا حدی مربوط به تجربه زیستی نسل ما داره. ما آدم‌هایی بودیم که برای رهایی از انحصار روزنامه رسالت! می‌رفتیم شناسنامه گرو میذاشتیم و یک جلد نیوزویک تاریخ گذشته رو اجاره می‌کردیم تا بفهمیم خارج ازین اسارت‌خانه تاریک چی میگذره‌. برای ما سخته ریختن این اسامی بزرگ در سطل آشغال. امیدوارم نسل‌های آینده که تا چشم باز کردند اینترنت در دسترس بود، این مقاومت روانی رو نداشته باشند.
3
و دیری نخواهد پایید که وقتی سبک اجرایشان به مذاق عده‌ای دیگر که آن‌ها هم با بودجه دولتی و رانت به مقام «استاد تمام» رسیده‌اند خوش نیامد، اعلام کنند که بفرمایید.‌ این ابتذال هم نتیجه نئولیبرالیسم!


من فکر می‌کنم در باتلاقی فرو رفته‌ایم که تصور دقیقی از عمقش نداریم. تصور نجات ایران ازین تباهی داره هرروز تخیلی‌تر میشه.
4
در توافق فاز اول بین آمریکا و چین دو بند وجود داشت که جالب توجه است. اول اینکه ترامپ ازشون خواسته هرسال معادل ۵۰ میلیارد دلار کالاهای کشاورزی از آمریکا بخرند. اون‌ها هم گفتند فعلا ۵ میلیارد دیگه اضافه می‌کنیم تا به اون عدد ۵۰ نزدیک‌تر بشیم.
دوم اینکه دیگه دولت چین نباید به هیچ طریقی و بوسیله هیچ اهرمی شرکت‌های خارجی که میخوان تو چین فعالیت کنند رو وادار کنه که تکنولوژی‌شون رو به چینی‌ها منتقل کنند.‌

هرچند معلوم نیست این توافق به نتیجه برسه یا نه، اما حتی از مفادش هم میشه فهمید روابط دو کشور در آینده چطور خواهد بود. دوران فقط صادرات تمام شده.. چین رو مصرف‌کننده می‌خواهند، و خواهد شد.
برخلاف تصور عموم که مردم شمال اروپا یخند و چون یخند تنهاترند، نظرسنجی‌ها نشون میده واقعیت شکل دیگه‌ای داره. وقتی پرسیده میشه آیا شده در اوقاتی از زندگی روزمره احساس تنهایی بکنید ۶۲ درصد یونانی‌ها و ۴۸ درصد اسراییلی‌ها و ۴۷ درصد ایتالیایی‌ها گفتند بله شده. یعنی مردمانی که ما بشون میگیم خونگرم! در حالی که دانمارکی‌ها که ما بشون میگیم یخ ۲۵ درصد بوده.
وقتی پرسیده شده در مواقع گرفتاری آشنا یا دوستی دارید که ازش کمک بگیرید؟ ۹۸ درصد ایسلندی‌ها و ۹۵ درصد دانمارکی‌ها و بالای ۹۴ درصد فنلاندی‌ها و نروژی‌ها گفتند بله داریم. در حالی که کشورهای دیگه کمترند.
فکر می‌کنم یک علتش توقع و تعریف متفاوتیه که از تنهایی دارند. اینجا فرد ازینکه دور و اطرافش برو بیای کمی هست نتیجه می‌گیره که تنهاست. ولی دانمارکی‌ها به فایده نهایی رابطه اهمیت بیشتری میدن. اگه یکی دو نفری هست که بشه باشون حرف زد، پس تنها نیستم!
پیودی‌پای اکانت توعیتر خودش رو بست، و در توضیحش این ویدئو رو گذاشته؛ هرچند که این ویدئو بیشتر توضیح موضوع خوشبختیه، چیزی که معتقده توعیتر، یا کاربران ریاکار داخلش، آدم رو ازش دور می‌کنه، تا درباره خود توعیتر. با محتوای ویدئو کار ندارم.. بالاخره ارسطو رو همه میشناسند و یه چیزایی مستقیم یا غیرمستقیم ازش خوندن، و اینکه این بچه تازه با میراث یونان آشنا شده و براش جالب اومده چیز مهمی نیست (همه در دوره‌ای از زندگی‌شون با یونان آشنا میشن و کف بالا میارن. یکی زودتر یکی دیرتر). اون چیزی که فوق‌العاده‌ست طرز بیانشه، که شامل تمام المان‌هایی میشه که متعلق به عصر شبکه‌های اجتماعی هستند. حتی اگه پدر من مسلط بود به زبان انگلیسی (چه رویای عجیبی)، اگه این ویدئو رو می‌دید متوجه نمی‌شد موضوع چیه. چون یک زبان دیگه‌ای غیر از انگلیسی هم در کنارش قرار گرفته که کسانی می‌فهمنش که داخل فضای اینترنت بزرگ شدن. کسانی که به رشته زبان رسانه علاقه دارند (این آدم داره افکار میلیون‌ها نفر رو هدایت می‌کنه) باید این ویدئو رو به شکل یک جواهر خوش‌تراش در نظر بگیرند‌. این ویدئو قابلیت این رو داره که اگه صدسال بعد، یا دویست سال بعد خواستند درباره زبان دوران ما تحقیق کنند به عنوان یکی از مدارک تاریخی ازش استفاده کنند.




https://youtu.be/1n_cPIhag28
احتمالا بعدها این برای محققان تاریخ به نقطه ابهام‌انگیزی تبدیل بشه که در دوران ما چرا دنیا انقدر نسبت به شیعیان متوحش سهل‌گیر بود. بلایی که داره سر جوانان این کشور میاد، مثل کشتن و رها کردن جنازه در دریاچه، و سکوتی که وجود داره رو مقایسه کنید با واکنش جهانی به اقدام متوحشانه داعش در زنده سوزاندن خلبان اردنی. مسئله فقط اطلاع‌رسانی نیست. اطلاع‌رسانی مسئله هست، ولی همه مسئله اون نیست. یک جای کار ایراد داره. انگار بعضی چیزها برای شیعه‌ها مجازتره.‌
5
مسئولان دولتی کالیفرنیا می‌خواستن بین اون‌هایی که آزاد کار می‌کنند و اون‌هایی که استخدام هستند اختلاف درآمدی وجود نداشته باشه تا عدالت علوی در جامعه برقرار بشه. اما نتیجه این شد که شرکت‌هایی که با نویسندگان آزاد کار می‌کردند بشون گفتند شرمنده، دیگه نمیتونیم ادامه بدیم، چون قانون جدید میگه باید استخدام‌تون کنیم و ما هم نمی‌تونیم استخدام کنیم. در نتیجه یکی مثل این خانوم بعد از ده سال کار ناگهان بیکار شد و نشسته گریه می‌کنه!
هوشمندانه‌ست نه؟ برای اینکه اختلافی بین درآمدکمترها و درآمدبیشترها وجود نداشته باشه یه کاری کنیم درآمدکمترها اصلا درآمدی نداشته باشند!

دولت همه‌چیز را به لجن می‌کشد.
6
در برنامه بودجه که دولت آمریکا تقدیم کنگره کرده حداقل سن قانونی برای خرید سیگار (سنتی و الکترونیکی) به ۲۱ افزایش پیدا کرده. همین دولت وقتی جوان‌ها به ۱۹ سال می‌رسند میگه بیاید به ارتش ملحق بشید تا بفرستیم‌تون به افغانستان و عراق و ازین قبیل شیت‌هول‌های جهنمی در گوشه گوشه جهان. بعبارتی دارند میگن بچه ۱۹ ساله میتونه تشخیص بده که ترکش مین و خمپاره چه خطراتی برای بدنش داره ولی نمی‌تونه تشخیص بده دود توتون چه خطری برای بدنش داره!

بله این وضعیت بی‌معنی رو فقط دولت‌ها می‌تونند ایجاد کنند، چون دولت همه‌چیز را به لجن می‌کشد.
7