Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
شرکت هوافضای هانوا کره جنوبی قرارداد تأمین بخشی از قطعات موتورهای رولز رویس رو با این شرکت بست که فعلا ۸۵۰ میلیون دلار ارزش داره. نکته عجیب اینه که مدت قرارداد تقریبا به ۳۰ سال میرسه! بعضی از اون‌هایی که الان دارن کار می‌کنند در دو شرکت تا اون موقع فوت کرده‌‌اند حتما، و فقط استخوان‌شون باقی مونده (البته طرف کره‌ای استخوان هم نخواهد داشت، چون خاکستر میشن). قطعا این حد از اعتماد به ثبات، در کشوری که قصد بازپس‌گیری قدس‌ شریف رو داره رخ نمیده.
نکته عجیب دیگه اینه که رولز رویس برای تضمین کیفیت، بررسی‌هایی از شرکت تأمین‌کننده انجام میده که معمولا ۶ ماه طول می‌کشه، اما این بار در عرض ۱ ماه انجامش دادند!
این مهملات با باورهای خرافی آدم‌های بیسواد قدیم که فکر می‌کردند کف صابون جمع شده روی آب میتونه بیماری‌های عفونی رو درمان کنه فرق چندانی نداره. تنها تفاوتش اینه که اون بندگان خدا بیسواد بودند و چیزی نمی‌دونستند، ولی این مهملات رو افراد تحصیلکرده پخش و پلا می‌کنند.

همه می‌دونند که قطعات بی‌ام‌و گرونه، همه میدونند که به سرعت قیمت ماشین افت می‌کنه، همه می‌دونند که با استفاده نه چندان زیاد حتی زیر هشتادهزار کیلومتر ممکنه با هزار و یک مشکل فنی مواجه بشن، اما باز هم ب‌ام‌و خریداری میشه. چرا یک فرد با وجود همه این دانسته‌ها این ماشین رو میخره؟ چون با آگاهی کامل، برای اینکه نشون بده آخرین مدل بی‌ام‌و رو سواره ارزش زیادی قائله و حاضره برای این ارزش، پول پرداخت کنه. مکانیزم روانی این مسئله قبل از تبلیغات بی‌ام‌و وجود داشته، بعد از تبلیغات بی‌ام‌و بوجود نیومده. فراهم بودن چیزهای بیشتری برای خرید، ارزش‌گذاری‌های شخصی افراد رو بیش از قبل برملا می‌کنه، ارزش‌گذاری جدیدی خلق نمی‌کنه.

طراحان مدارات الکترونیکی میدونند که قطعاتی که برای کار در دمای بالا ساخته نشدند رو نباید بذارن کنار منبع تغذیه که حرارت ایجاد می‌کنه، اما طراحان مدارات الکترونیکی تنها تصمیم‌گیرندگان طراحی محصول نیستند. وقتی تقاضای بازار به سمت تلویزیون‌های باریکتره، تولیدکننده مجبوره به مهندسان خودش فشار بیاره تا طرح‌شون رو کامپکت‌تر کنند، و در این کامپکت‌سازی‌ها همیشه جاگذاری‌های ایده‌آلی رخ نمیده. اگر توطئه‌ای در کار بود چرا سازنده قبل ازینکه حتی همه متوجه بشن که ایرادی وجود داره، در مدل‌های بعدی این نقص جاگذاری رو رفع کرد؟

کندسازی عمدی آیفون‌ها اتفاقا به خاطر عمر بالای این گوشی‌ها بود. با آپدیت‌هایی که اپل هرسال میسازه، مدل‌های قدیمی‌تر برای یک‌سال دیگه به روز باقی میمونند، لذا دست مردم مدل‌هایی وجود داره که خیلی کار کردند، در حالی که باتری اون گوشی‌ها به خاطر محدودیت‌های فیزیکی اونقدر عمر ندارند. بنابراین کارکرد پردازنده رو میاورد پایین تا متناسب با یک باتری کهنه کار کنه. این یک راه حل غیر ایده‌آل بود برای مشکلی که ممکن بوجود بیاد، نه برای ایجاد مشکل.

موتورهای خودروهای هوندا این روزها با مشکلات عدیده‌ای مواجهند و هوندا سیویک امروزی اصلا به اندازه هوندا سیویک دهه نود عمر نمی‌کنه. چون یک موتور درون‌سوز قابل اطمینان، محدودیت‌هایی داره برای افزایش قدرت. ولی مردم موتورهای قوی‌تر می‌خواستن، چون میخواستن تو اتوبان سریعتر از دیگران سبقت بگیرن، و با شاسی‌بلندها قایق‌های بزرگتری رو دنبال خودشون بکشن. تولیدکننده مجبور شد از انواع و اقسام روش‌ها برای افزایش حجم تراکم استفاده کنه تا گشتاور بیشتر بشه. و موفق هم بودند. تراکم و فشار رو انقدر بالا بردند که گاهی قبل ازینکه جرقه زده بشه، انفجار اتفاق میفته! و این ترتیب احتراق رو بهم میریزه، سرسیلندرها دارند زودتر خراب میشن، روغن‌ به همه‌جا نشت می‌کنه، و کربن بیشتری پشت وَلوها جمع میشه. چون مردم خواستند.


https://t.me/barahoot_TV/33
شما روتون نمیشه اینارو بشون بگید. من پرروام. من جای شما میگم.
لیبرال‌ها سر بنادر لس‌آنجلس موندن چه موضعی بگیرند. بندرها میخوان استفاده از اتوماسیون و ربات‌ها رو جایگزین کارگران بارانداز کنند و این یعنی از بین رفتن تعداد زیادی شغل. اما راننده کامیون‌ها که اغلب مهاجران لاتین‌تبار هستند دوست دارن این اتفاق زودتر بیفته چون در حال حاضر خیلی معطل میشن در صف‌های بندر، و حقوق‌شون رو با تناژ بار می‌گیرند نه با تایم صرف شده، که یعنی اگه ساعت‌ها تو صف بمونند پولی بابتش نمی‌گیرند و فقط ضرر می‌کنند. با وجود ربات‌ها، خیلی سریع‌تر تخلیه می‌کنند و برمی‌گردند برای بار بعدی‌.
اگه دموکرات‌ها از ربات‌ها دفاع کنند، یه عده بیکار میشن و عصبانی میشن، اگه از ربات‌ها دفاع نکنند، راننده‌های مهاجر عصبانی میشن. در هرصورت یه عده عصبانی میشن.

عقل سلیم میگه تو بکش کنار و دخالت نکن بذار هر کی خواست عصبانی بشه. فردا تریلی‌های خودران هم میاد و همین راننده‌ها هم بیکار میشن‌. نمیشه که هردفعه هرکی عصبانی میشه تکنولوژی رو بایکوت کنیم.
ولی خب عقل سلیم مطرح نیست. قدرت سیاسی مطرحه. دو دوتای چهارتای این‌ها درباره انتخابات‌هاست. باید ببینند طرف کی رو بگیرند رأی کمتری از دست میدن.
4
چون قرآن واسه مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌هاست، واسه قدیمی‌هاست، همونایی که همش بمون گیر میدادن. واسه زنت ترانه خوندن یه اِفه مدرنه، پس قداستش معتبره، اما قرآن مثل عطر مشهدی میمونه: یه چیزشر که کهنه‌پسندا دوسش دارن! پس قداستش بی‌اعتباره. امثال این بچه شیعه‌ها، اگه قداست‌شکنی هم بکنند، که البته بیضه کافی برای علنی انجام دادنش هم ندارند (میگن محفل خصوصی بود، اونی که ضبط کرد و پخش کرد رو گیر بیارم مادرشو فلان می‌کنم) برای اینه که از نسل گذشته خودشون متنفرند، نه اینکه عقل‌شون یه عقل قداست‌ستیز باشه.
بعضی‌ها نسبت به گذشتگان جسورند، و فکر می‌کنند این ته شجاعته! اما شجاعت در اینه که نسبت به خودت جسور باشی.
4
بالاخره یک نفر از یک تریبون با مخاطب میلیونی حرف من رو زد
مالکوم گلادول، نویسنده و ژورنالیست کانادایی، تو برنامه جو روگان گفت جامعه ما مواد مخدر رو به این ترتیب چیده از لحاظ خطر: اول سیگار، بعد ماریجوانا، بعد الکل. در حالی که اگه صدماتی که هر کدوم به جامعه میزنند رو در نظر بگیریم باید اینجوری می‌شد: اول الکل، بعد سیگار، بعد ماریجوانا. اگه شما بفهمی من دارم برای یک شرکت معروف تولیدکننده سیگار کار می‌کنم برام اظهار تأسف می‌کنی که دارم چنین جایی کار می‌کنم، اما اگه بگم تو یه شرکت مشروب‌سازی معروف کار می‌کنم هیجان‌زده میشی! سیگار تو دانشگاه‌ها یه تابوعه، اما الکل نیست. الکل نه تنها ممنوع نیست بلکه برندهای مشروب‌سازی اسپانسر کالج‌ها و دانشگاه‌ها هستند.

https://youtu.be/tRafKxFKWnQ
جناب آملی ابایی ندارند ازینکه بگن ۹۵ درصد روایات مربوط به طب و سلامت، بی‌اعتبارند. اما نوبت به محتویات اعتقادی و تاریخی که میشه معتقدند ۹۵ درصد روایات مربوطه معتبرند! البته علتش مشخصه، بود و نبود روایت طبی برای یک روحانی اهمیتی نداره، چون روی قدرت و تسلطی که میتونه روحانیت روی مردم داشته باشه تأثیر چندانی نداره. این‌ روایات بی‌پدر و مادرند. به راحتی میندازنشون دور، چون شرشون بیشتر از منفعتشونه. شرشون اینه که سر و صدای منفی ایجاد می‌کنه علیه مذهب. مخصوصا اینکه طرف مقابل، صنف گردن‌کلفت پزشکی باشه.
اما جناب آیت‌الله ناخواسته در حال نمایش یک تناقضه. همون مکانیزم تاریخی که باعث انتقال این ۶ هزار حدیث طبی به ما شد، دقیقا همون مکانیزمیه که بقیه روایات رو منتقل کرد. در واقع شما فقط ۹۵ درصد محتوا رو زیر سوال نمی‌بری، داری مکانیزم رو زیر سوال میبری. که البته باید هم زیر سوال بره. به فارسی ساده میپرسم: اون‌هایی که می‌تونستند درباره خواص یک علف دروغ ببافند و به نسل‌های بعد منتقل کنند، چرا نباید تونسته باشند درباره چیزی مثل عاشورا دروغ بافته باشند؟ چرا نباید تونسته باشند درباره تولد پسر امام حسن عسگری دروغ بافته باشند؟ اگه چیزی مانع‌شون نبود که از توصیه‌های امام صادق قصه بسازند، چه چیزی مانع‌شون بود که درباره زندگی پیامبر قصه بسازند؟

https://t.me/sahandiranmehr/21710
4
ناسا اسم سیارکی که تا همین دیروز بش میگفت اولتیما ثولی و تا الان هزاران هزاران متن و‌ عکس و فیلم با این اسم منتشر شده رو حذف کرد و یه اسم سرخپوستی گذاشت روی سیارک! چرا؟ چون یه عده چپ ایراد گرفتند که این اسم مربوط به نازی‌هاست! حالا چطور مربوطه؟ یه گروه نژادپرستی بود در آلمان به نام جامعه ثولی، که اینا از حزب نازی حمایت کردند! خب فیلسوف‌های آلمان هم حمایت‌‌هایی کرده بودند، اون موقع چیز عجیبی نبود. حالا اونا اسم ثولی رو از کجا آورده بودند؟ در افسانه‌های یونانی ثولی جایی بود دورتر از همه مرزهای شمالی. یعنی یه جایی که خیلی دور از دسترسه. این نژادپرست‌ها ازین مفهوم سوء استفاده کردند و گفتند منشأ قوم آریایی اونجا بوده!
یعنی جامعه علمی و مردم مسخره شدند چون چهارتا دیوانه گفتند اینکه چهارتا دیوانه در هشتاد سال پیش از یک کلمه باستانی سوء استفاده کردند دلیل کافیه برای تغییر نام!
خوب شد هیتلر جایی نگفت به اشعار سعدی علاقه داره، و گرنه اینا گلستان و بوستان رو در میادین شهرها آتش می‌زدند.
3
افسانه «کار هست، کار بکن نیست» که در گفت و شنود بازنشستگان نیمکت‌نشین پارک‌ها به حیات خودش ادامه می‌داد، حالا داره از دهان مقامات عالیرتبه حکومتی و دولتی بیرون میاد.
چیزی که این افراد هیچ‌وقت درباره‌ش صحبت نمی‌کنند، عدد و آماره. خیلی از فرصت‌های شغلی که ادعا می‌کنند وجود داره اما داوطلبش وجود نداره، مشاغلیه که کافرما میخواد یک نفر بیاد کار دو سه نفر رو براش انجام بده ولی حقوق یک نفرو بگیره! (و از مدتی که درخواستش رو زمین مونده میشه فهمید چقدر واقعیه. کسی که میگه یک‌ساله واسه کاری دنبال یک نفر می‌گردیم اما کسی نمیاد، یعنی بیزینسش نیازی به اون فرد نداره، و گرنه یکسال نمی‌تونست تحمل کنه. اگه واقعا نیاز داشت به اون فرد، دستمزد رو بالاتر می‌برد، اگه بازم کسی پیدا نمی‌شد باز هم بالاتر می‌برد، تا اینکه بالاخره یکی حاضر شه بپذیره. اگه پیشنهاد امروزش کپی پیشنهاد یک سال پیشه، یعنی به اون کارگر نیاز نداره). ولی فرض کنیم اتفاق خاصی بیفته و همین فردا صبح به طور ناگهانی عده‌ای حاضر بشن همه این فرصت‌های شغلی رو بپذیرن. چندتا ازین‌ها وجود داره؟ اونایی که دنبال «کار بکن» هستند و پیدا نمی‌کنند، کلا چندنفرند و کلا چند نفر میخوان؟ هزارتاست؟ دو هزارتاست؟ در منطقه‌ای که پنجاه شصت هزارنفر بیکار داره بود و نبود این فرصت‌ها، تازه در صورتی که واقعی باشند، چه توفیری در کلیت مشکل ایجاد می‌کنه؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سن‌آنتونیو، تگزاس. خبرنگار ساعت ۵ صبح رفته ایستگاه اتوبوس، و یه عده منتظرن تا اتوبوس بیاد تا برن سر کار! یه خانوم که باش مصاحبه می‌کنه می‌گه من ۳ شب پا میشم از خواب! خیلی وضعیت جالبیه که تو یک شهر، شبانه‌روز عده‌ای درست ساعتی شروع میشه که شبانه‌روز یه عده دیگه تموم شده. چون خیلی‌ها که مشغول اینترنت هستند تازه ۳ خوابشون میبره.
همونجا دو تا پیرمرد هم هستند که همون ساعت پنج اومدن تبلیغات مذهبی انجام میدن. به طرز بامزه‌ای عنوان تراکت‌هایی که پخش می‌کنند بیداریه! خبرنگاره میگه اینا میخوان ذهن آدم‌ها رو زمانی باز کنند که چشم‌هاشون به زحمت بازه!
مردم چنان مقاومتی در برابر اندیشیدن دارند که انگار هر یک ثانیه تفکر باعث کسر یک چهارم از مانده حساب‌شون در بانک میشه! که یعنی چهارثانیه فکر کردن مساوی است با تخلیه حساب و بیچارگی!
یکی از دلایلی که حرکت بشر رو فقط حرکت می‌دونم، نه حرکت لزوما رو به جلو همین بی‌شعوری‌های روانه. منظور از روان اینه که از بالادست (قدیم) اومده و اینجا هست و در پایین‌دست (آینده) هم خواهد بود. اگه با تمام مواهبی که بدست آوردیم نشد مانع انتقال این سبک از بیشعوری از گذشته به حال باشیم، هیچ سطحی از مواهب و امکانات و توسعه در آینده هم مانعش نخواهد بود.
3
استدلال رایج اینه که کسانی که بیشتر بنزین مصرف می‌کنند باید کمتر برخوردار بشن از سوبسید. اما کدوم احمقی برای تفریح روزی هشتاد کیلومتر رانندگی می‌کنه؟ تعدادشون انقدر کمه که قابل اغماضه. یک مسیر رفت و برگشت از کرج به تهران به راحتی می‌تونه به هشتاد کیلومتر برسه، و همه اونایی که چنین مسیرهایی رو هرروز طی می‌کنند، برای «کار» طی می‌کنند نه برای تفریح. در واقع حمایت سوبسیدی دولتی، اون مرد بازنشسته و اون زن خانه‌داری که ماشین رو میاره بیرون تا نون سنگگ بخره و برگرده رو در اولویت قرار میده نسبت به اونایی که دو سه ساعت از وقت روزانه‌شون رو در مسیر شغل‌شون می‌گذرونند.
حالا به من ثابت کنید اون‌هایی که از دولت‌ها انتظار دارند عدالت ایجاد کنند کودن نیستند.
4
در شرایط فعلی که گروگانیم، بحث اقتصادی چه موضوعیتی داره؟ وقتی یکی تو رو گروگان گرفته برده تو خونه‌ش بسته به لوله رادیاتور، تو بش میگی لامپ آشپزخونه روشن مونده خاموش کن اسرافه؟ میشه ساعت‌ها درباره لزوم خاموش کردن اون لامپ صحبت کرد، ولی وقتی با این جانوران خبیث طرفیم، واقعا چه معنی داره؟ آدم باید با «آدم» بحث کنه‌.
4
یه سرچ مختصر کردم دیدم میشه تو آمازون شیرخشکی خرید که همینقدر قیمتشه، یعنی ۲۰ دلار، ولی دو برابر اینه! تازه خیلی کنکاش نکردم. حتما در پک‌ها قیمت ازینم پایین‌تر درمیاد. و اونایی که واقعا ضعیفند میتونن از فروشگاه‌های خاصی که گاهی تخفیف‌های قابل توجهی میذارن استفاده کنند، یا حتی به خیریه‌ها مراجعه کنند. اینکه میان شیرخشک ۴۸ دلاری میدزدن، معنیش این نیست که بدون اون شیرخشک ۴۸ دلاری نمیشه تغذیه بچه رو تأمین کرد. معنیش اینه که میخوان دقیقا اون شیرخشکی رو مصرف کنند که اونایی که درآمدشون بیشتره میخرند! این نشانه فقر نیست، نشانه دنائته. و داره نفوذ می‌کنه در فرهنگ عام. و چه کسی داره ترویجش می‌کنه؟ مدافعان دولت رفاه! همونایی که در کالیفرنیا، و در همین سانفرانسیسکو دزدی زیر ۹۵۰ دلار رو دیگه پیگیری قانونی نمی‌کنند! حتی اینکه شیشه ماشین رو بشکنی و کیسه خریدش رو برداری ببری پیگیری نمی‌کنند! یعنی دارند این پیام رو منتقل می‌کنند که دنی باش آقا، دنی باش خانوم، دنائت خوب است! چون یک عده وضع‌شان خوب است، پس دنائت شما موجه است!

ضمنا حاضرم اندازه همون ۲۰ دلار (با نرخ نیمایی) شرط ببندم اونی که شیرخشکه رو بلند کرده، اگه پسر بوده پدر نداشته، و اگه زن بوده شوهر نداشته. کیا حاضرن ببندیم؟


https://t.me/golchinbebin/12516
4
برادر، حواست هست این مطالبات کپی همون جُک «تعداد مأمورین تجاوز را بیشتر کنید» هستند؟
مشکل‌تون با دولت اینه که ساختموناش دورن؟ ۹۰ درصد این ساختمان‌ها اضافه‌اند. شما نباید بپرسی چرا اونجاست و مثلا اسلامشهر نیست، باید بپرسی برای چی وجود داره؟ برای چی لازمه؟
ملتفت نیستید چرا خیابان جمهوری تهران اینهمه مراجعه‌کننده داره؟ چون ما بازار آزاد نداریم! حتی نظام توزیع هم مافیایی و رانتی و وابسته به حکومته. و گرنه معنی نداره یک نفر از دزفول پاشه بیاد تهران یک جنس بخره و برگرده. بله، فقط یک قلم جنس. چنین چیزی در هیچ کشور نرمالی وجود نداره. شما نباید از دولت بخوای چیزی رو جابجا کنه. ایده‌آل اینه که چیزی رو لمس هم نکنه‌.
7
یعنی میفرمایید یک دزد بزرگ که بودجه تریلیون دلاری داره و ارتش رو در اختیار داره، کم‌شر تر از یک مشت دله‌دزده که دامنه دنائت‌شون خیلی نمیتونه از مجموعه‌ای از شیرخشک‌دزدی و آیفون‌قاپی فراتر بره؟!
شما را چه شده است؟
درسته که این یک عقبرفت فرهنگیه، اما اصلا قابل مقایسه با خسارتی که دولت‌ها و بروکرات‌ها به جامعه وارد می‌کنند نیست. میخواید هرج و مرج ببینید به وضعیت سنترال‌بانک‌ها و حجم بدهی دولت‌ها نگاه کنید.
3
با هر قیمتی که دولت، هر دولتی، حتی پاک‌ترین دولت تاریخ، تعیین کنه مخالفم. چه بالا ببره، چه ثابت نگه داره، چه پایین ببره. با هر قیمتی که بازار آزاد، حتی بی‌رحم‌ترین بازار آزاد تاریخ، تعیین کنه موافقم، چه بالا ببره، چه ثابت نگه داره، چه پایین ببره. خیلی ساده و سرراسته.
6
یکی از دوستان می‌گفت شما که طالب «آزادسازی همه‌چیز» هستی باید متوجه باشی که این شامل باز کردن مرزها هم میشه. اگه سونامی واردات به داخل کشور بیاد، هم صنعت ایران نابود خواهد شد، هم انقدر دلار کمیاب میشه که هیچ‌چیز نمی‌تونیم بخریم حتی اگه در بازار موجود باشه.

درسته. ولی مگه دقیقا همین شرایط ایجاد نشد؟ مگه الان صنعتی باقی مونده در ایران؟ مگه چیزی میتونی بخری؟ پنج سال پیش می‌تونستی برای پسرت یه لپتاپ بخری. الان هم می‌تونی بخری؟ همه اون وعده‌های سیاه که درباره کنده شدن شر دولت به ما میدن، دقیقا توسط خود دولت سرمون میاد.

اگه همه چیز آزاد می‌شد احتمال داشت دلار هم انقدر گران بشه که نتونیم خیلی چیزها رو بخریم و فقر و ناکامی رو بیش از پیش حس کنیم، اما اون آزادی و روان‌سازی اقتصاد باعث می‌شد فرصت‌های زیادی هم برامون ایجاد بشه. معلوم نیست در بازار آزاد می‌تونستی چیزی به هلند صادر کنی، شاید می‌تونستی شاید هم نمی‌تونستی، اما الان همه راه‌های روبروت بسته‌ست. دخالت دولت علاوه بر اینکه فقط ناکامی میاره، فرصت‌ها رو هم می‌گیره. شما ناکامی‌های احتمالی یک ایران آزاد رو پیش‌بینی می‌کنید، اما تصوری از فرصت‌هایی که ممکنه بوجود بیاد ندارید، من هم ندارم، هیچ‌کس نداره، چون هیچوقت در رقابت جهانی نبودیم، هیچوقت داخل بازی نبودیم.

شرکت‌های فین‌تک چین دارند به جوانان بی‌تجربه وام اعطاء می‌کنند. جوان‌هایی که نه سرمایه‌‌ای دارند، نه پدر و مادر با نفوذی. یکی‌شون در مصاحبه‌ای گفته بود همیشه می‌خواستم یه مغازه آجیل‌فروشی بزنم، اما حتی روم نمیشد برم بانک! اما حالا با چندتا تاچ داخل اپ یکی ازین شرکت‌ها وام گرفتم و دارم مغازه رو راه میندازم! با چند تاچ روی صفحه اسمارتفون! و ما اینجا آدم‌هایی سراغ داریم که سی سال کاسب بازار بودند و حتی یک چک برگشتی نداشتند اما امروز برای حداقلی‌ترین وام ممکن باید سه نفر ضامن معرفی کنند!

دولت و اقتصاد دولتی شما رو تلف می‌کنه. مهم نیست چقدر توانایی داشته باشی، چقدر خوش‌شانس باشی، و چقدر زحمت بکشی.
2
برای این استاد دانشگاه متأسفم. مثل تأسفی که برای یک پیرمرد بیسواد هفتاد ساله میخورم وقتی می‌بینم دیگه خیلی دیره که کسی متوجهش کنه که یک عمر در خطا بوده. و بیشتر باید برای ایران تأسف خورد که «دل‌نگران»های آینده‌ش این‌ها هستند.
طفلک حتی متوجه تناقض نگاهش هم نیست. ایران رو مستحق غروری میدونه که زیر خاکستر زمانه مدفون شده و باید بیرونش آورد، و همزمان از ایرانی میطلبه در برابر «آکادمی» غرب به سجده بیفته! همون دانشگاه‌هایی که ازشون «نسبی بودن جنسیت» و «خطرناک بودن آزادی بیان» بیرون میاد این روزها. نمی‌دونم می‌تونم منظورم رو برسونم که چطور متأسفم براش یا نه. من برای «جانور آکادمیک» جهانی متأسفم. همون آدم‌هایی که با مفت‌خوری و مکیدن مالیات مردم در حباب دانشگاه‌های معتبر و نامعتبر زیست می‌کنند، حبابی که از زندگی واقعی و واقعیت زندگی دورشون می‌کنه، و با تبختر برای زندگی مردم تزهایی میدن که در ریسک‌شون شریک نخواهند بود، و در عین حال احساس نخبگی هم دارند! حالا تجسم کنید چقدر متأسفم برای آدم جهان‌سومی که نگران جامعه خودشه که نتونسته جانور آکادمیک اصیل! تولید کنه. ما هم حباب داریم.. اما ناراحته که حباب‌مون اوریجینال نیست! .. اوه جیزز!

میگه با دولت کاری ندارم! البته کسی که تمام زندگیش با فیش حقوقی دولتی زندگی کرده، اگه بخواد هم نمی تونه کاری با دولت داشته باشه. تنها مشکلش با دولت اینه که چرا دانشگاه‌های همه‌کاره ساختید! ما باید دانشگاهی بسازیم که کانت یاد بده! باید دانشگاهی بسازیم که هگل یاد بده! دانشگاهی بسازیم که کتاب شفای ابن‌سینا یاد بده! ما نیاز به دانشگاه اختصاصی ابن‌هیثم داریم! (مثل خشکه‌مغزهای قم که فسفرسوزی می‌کنند تا از دل قرآن نحوه تنظیم پیشرانه موشک‌ها رو دربیارند، این هم هنوز در کتب ستاره‌های دوران طلایی ایران و اسلام دنبال گوهر ایرانشهری می‌گرده که شش‌تاش رو نصب کنیم روی دستکش تانوس و بشکن بزنیم و «ققنوس پارس» بیدار شه!). مثل شارلاتان‌های عمامه‌دار که قرآن و حدیث رو چنان پیچیده و لایه لایه معرفی می‌کنند که برای پروژه‌های پژوهشی بی‌معنی بودجه بمکند، شارلاتان دانشگاهی هم از کانت و هگل و ابن‌سینا «غول‌هایی غیرقابل‌شناخت» ساخته که بدون دخالت دولت و تزریق بودجه‌های آکادمیک نمیشه حتی به ساحت مقدس‌شون نزدیک شد و جرعه‌ای از دریای بیکران معارف‌شون نوشید!


بله ما در علوم انسانی فقیریم. ولی قرار نیست یک مشت مفت‌خور ترحم‌برانگیز ازین فقر نجات‌مون بدن.



https://t.me/shafiei_kadkani/1561
👍8
اون دوره‌ای که فقط سیاستمدار با پوپولیسم مردم رو فریب داد گذشته. در دوران ما پوپولیسم از درون خود شهروندان میجوشه.
یک لحظه تصور کنید، حتی اگه تصور کردنش سخته، که حکومت ایران تغییر کرده و در یک سیستم سکولار، دولتی با رویکرد دخالت حداقلی قدرت رو در دست گرفته. با منطق این آقا، حتی اون دولت جدید هم باید عهده‌دار تعیین قیمت سوخت بشه! چرا؟ چون حمل و نقل عمومی ما در حد اروپا نیست! چون ماشین‌های ما مثل ماشین‌های اروپایی به روز نیست! چون توزیع جمعیتی در کشور کویری و‌ کم‌آب ما مثل توزیع جمعیتی در قاره خوش‌آب و هوای اروپا نیست!
منطق جالبیه نه؟ با این حساب در بازار یمن بعد از اتمام جنگ، بنزین باید صفر دلار قیمت بخوره! چون تو یمن خبری از مترو نیست، و همه وانت پرمصرف دارن، و همه چیز در صنعا و عدن متمرکز شده! و انشالله بعد از ۷۵ سال که یمن به بلژیک امروزی شبیه شد تازه تولیدکنندگان بنزین اجازه دارند بابت بنزینی که تولید می‌کنند پول بگیرند!
3