Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
وقتی می‌گوییم مالیات نوعی سرقت غیرمسلحانه‌ست درباره چه چیز صحبت می‌کنیم؟!

در میشیگان قانون به دولت محلی اجازه میده در صورتی که پرداخت مالیات املاک و دارایی فرد عقب بیفته، حتی به مقدار ناچیز، کل خونه طرف رو مصادره کنه! در یک مورد یک بدبخت ۸ دلار و ۴۰ سنت کمتر پرداخت کرده بوده، اونم به خاطر خطای محاسباتی. اومدن خونه‌ش رو مصادره کردن و فروختن و با کم کردن بدهی‌ها، ۲۴ هزار دلار زدن به جیب! حتی اگه فرد مقدار عقب افتاده رو پرداخت کنه هم قبول نمی‌کنند. در یک مورد دیگه عقب‌ماندگی پرداخت طرف ۱۰۰ هزار دلار بوده، و اومده چکش رو داده، اما نپذیرفتن. چرا؟ چون اگه خونه رو مصادره کنند و بفروشن بیشتر از ۱۰۰هزارتا گیرشون میاد!
حالا این اموال مصادره‌ای رو که فروختند با درآمدش چیکار کردند؟ حدس می‌زنید چیکار کردند؟ رفتند یه مرکز نگهداری برای سگ و گربه‌ها احداث کردند! اونم تو دیترویت که لنگ امکانات ابتداییه.

داریم به جایی می‌رسیم که حتی دزد خطاب کردن دولت نوعی بی‌احترامی به سارقان و راهزنان باشه، چون بعضی ازون‌ها شرافت دارند و به بعضی چیزها پایبندند.
4
خونه‌ها گرونن و بودجه شما نمیرسه؟ خب یک اتاقش رو بخرید. بازم نمیرسه؟ فقط توالتش رو بخرید. اما اینکار در سیستم فعلی ممکن نیست، برید به دفاتر ثبت اسناد بگید میخندند بتون. اما در فضای دیجیتال ممکنه، و کسی نمی‌خنده. یک شرکت خیلی جدی داره اینکار رو می‌کنه. شما به جای اینکه صاحب خونه بشی، سهامدار خونه میشی، و سهامت میتونه انقدر کوچک باشه که معادل چندمتر مربع از کل خونه باشه. و وقتی اون خونه اجاره رفت، از مبلغ اجاره به اندازه سهمت بت سود میده. اما این رو بردن در فضای رمزارزها و معاملات در یونی‌سوئپ انجام میشه که برمبنای ارز اتریوم کار می‌کنه. مزیت یونی‌سوئپ نقدشوندگی آنیه (البته منظور از نقد تبدیل به دلار نیست). یعنی برای فروختن سهمت لازم نیست مشتری پیدا کنی، هر وقت اراده کنی بفروشی، معادل اتریومش رو بت میدن، البته با کسر مقدار ناچیزی به عنوان کارمزد.‌

اتفاقاتی داره میفته که فاصله ایران با دنیا رو داره به مرحله ترسناک می‌رسونه.
🤔3
Anarchonomy
خونه‌ها گرونن و بودجه شما نمیرسه؟ خب یک اتاقش رو بخرید. بازم نمیرسه؟ فقط توالتش رو بخرید. اما اینکار در سیستم فعلی ممکن نیست، برید به دفاتر ثبت اسناد بگید میخندند بتون. اما در فضای دیجیتال ممکنه، و کسی نمی‌خنده. یک شرکت خیلی جدی داره اینکار رو می‌کنه. شما…
برخی از دوستان متوجه نشدند این سیستم نقدشوندگی آنی چجوری کار می‌کنه.
یک دانشگاه رو در نظر بگیرید که برای غذای دانشجویان ژتون میفروشه. شما یه مبلغی پول پرداخت می‌کنید و تعداد مشخصی ژتون دریافت می‌کنید. یک پرس غذا میشه یک ژتون، دیگه نمیگن مثلا ده هزارتومن. حالا فرض کنید دیگه احتیاج به غذای دانشگاه ندارید، مثلا یه خونه مشترک گرفتید و خودتون غذا درست می‌کنید. طبیعتا باید یک دانشجوی دیگه پیدا کنید که دنبال ژتون باشه تا بش بفروشید. که این کار زمانبره. فرض کنید عده‌ای هستند که ژتون شما رو و ژتون بقیه کسانی که میخوان بفروشن رو میگیرن و میریزن تو یه سبد، و هروقت خواستید بکشید بیرون، معادلش رو بتون پرداخت میکنند، ولی به جای ده هزارتومن به ازای هر ژتون مثلا ۹۸۰۰ تومن بتون میدن. دانشجوی بعدی که دنبال ژتون هست هم نمیاد دنبال شما بگرده، دستشو می‌کنه تو سبد و هرچندتا ژتون میخواد برمیداره. بنابراین این سبد مثل یک استخره که از یک طرف آب میاد و از یک طرف آب میره و آن واحد همیشه پر دیده میشه.

حالا فرض کنید علاوه بر اون دانشگاه، هرکس که چیز ارزشمندی برای عرضه داره، به ژتون تبدیلش کنه و در اختیار مشتریان قرار بده. دقت داشته باشید که دانشگاه نمی‌تونست هرچندتا ژتون که دلش خواست چاپ کنه، چون هر ژتون باید معرف ظرفیت پخت یک پرس غذا می‌بود. اگه ده هزار پرس غذا می‌تونه تهیه کنه، پس فقط ده هزار ژتون میتونه بفروشه. پس در واقع دانشگاه داره واسه خودش پول چاپ می‌کنه، اما این پول برخلاف پولی که امروز دست همه می‌چرخه بی‌پشتوانه نیست. پشتوانه‌ش ظرفیت آشپزخانه‌ست. به این میگن کمیابی. چون ظرفیت آشپزخانه محدوده، پس تعداد ژتون‌ها هم محدوده.‌ تفاوت شبکه اتریوم با بیت‌کوین اینه که بیت‌کوین فقط خود پول رو کمیاب‌سازی کرد (فقط ۲۱ میلیون بیت‌کوین میتونه وجود داشته باشه و هیچ‌جوری نمیشه اضافه‌ش کرد). اما شبکه اتریوم طوری طراحی شده که هر نوع دارایی رو بشه به ژتون‌های کمیاب تبدیل کرد. تکنولوژی بلاک‌چین هم تضمین می‌کنه هر ژتون در هر لحظه فقط در یک‌جا باشه (اساس تقلب‌ها بر این مبناست که یک سند یا یک مجوز در چندجا وجود داشته باشه. مثلا سند مالکیت خودرو در دو جا باشه، هم تو کشوی اتاق من هم تو دست یه نفر دیگه تو محضرخانه. یکی ازینا جعله بهرحال). و مایکروسافت هم یک پلتفرم ساخته دقیقا برای همین کار. شما با این پلتفرم می‌تونید از سرورهای گسترده شده مایکروسافت در تمام جهان برای توزیع ژتون‌تون استفاده کنید (فرض کنید دانشگاه سایت فروش ژتونش رو در فضای ابری مایکروسافت قرار میده).
اطلاعات بیشتر درباره این پلتفرم رو می‌تونید اینجا ببینید:

https://azure.microsoft.com/en-us/services/blockchain-tokens/

ممکنه بگن اگه توزیع‌کننده ژتون گذاشت در رفت چی؟ اولا که در مواردی در رفتن معنا نداره. دانشگاه کجا میخواد در بره؟ دوما شما ژتون رو از شرکت با مسئولیت محدود می‌خرید. یعنی اون شرکت یک موجودیت قانونی داره و مثل هر خرید دیگه‌ای که در فضای فیزیکی انجام میدید، در صورتی که خلاف کرد میشه مورد پیگرد قرارش داد. اگه یه کشوری بخواد آینده رو با آغوش باز بپذیره، می‌تونه حتی شرکت واسطه رو هم حذف کنه. یعنی دولت به جای ایجاد سند سنتی برای ملک، خودش ژتون مالکیت یکتا بسازه. بعد شرکت‌های املاکی ژتون اداره ثبت اسناد رو بگیرن و تبدیل کنند به ژتون‌های خودشون و معامله کنند. در اون صورت امنیت فضای سایبری به فضای فیزیکی هم منتقل میشه، چون دیگه کسی نمیتونه یه کاغذ بگیره دستش بگه این ملک مال منه. نمیشه پیش‌بینی کرد اولین کشوری که این کارو بکنه کدومه، اما بعید نیست چین باشه. کشورهای کوچکی که از طریق فروش آپارتمان و ویلا به خارجی‌ها دارند درآمد کسب می‌کنند هم گزینه‌های محتمل هستند.
3
چه توصیفات دقیق و زیبایی.
من نمی‌دونستم الیگارشی فرهنگی چجوری کار می‌کنه. وقتی لمسش کردم که یکی از دوستانم دستم رو گرفت و برد به اکران خصوصی یک فیلمِ ممنوع‌الاکران! و «فلانی خودتو کنترل کن» از دهانش نمیفتاد.‌ تو اون فضای کوچک، از آدم ۱۹ سال بود تا آدم ۶۹ ساله، اما اختلاف نسلی نداشتند. چطور ممکنه آدم ۱۹ ساله با آدم ۶۹ ساله یک‌جور فکر کنند؟ وقتی ممکنه که هر دو داخل یک پک باشند! پکیج به قدری قابل پیش‌بینی بود که بعد از نمایش فیلم وقتی یکی پا می‌شد تا از منتقد و‌ کارگردان حاضر در سالن (که در واقع یک زیرزمین بود) سوال بپرسه، سقف چیزی که میخواست بگه رو حدس میزدم ولی کفش رو نه! کفش به طرز مضحکی پایین می‌رفت.‌ با خودم می‌گفتم خدایا اینا کی‌ان؟ ضریب هوش در حد هشتاده؟ نوده؟ چرا اینطوری‌ان؟ اما هم اون ۱۹ ساله‌ها و هم اون ۶۹ ساله‌ها در سوالاتی که می‌پرسیدن پر از اسم بود و اصطلاح، که من هیچی ازشون نمی‌دونستم. با حالت «اینجا کجا بود منو آوردی» نگاه میکردم به دوستم که کنارم نشسته بود و اونهم در پاسخ مچ دستم رو فشار میداد روی دسته صندلی که یعنی تکون نخور الان تموم میشه، مثل اینایی که قدیم با انبر دندون طرف رو می‌کشیدن و همراهش باید دست و پاش رو نگه میداشت. لو کوئالیتی بودن ذهن‌های حاضر داشت همونجوری حالم رو خراب می‌کرد که بخاری تاکسی وقتی شیشه‌ها بسته‌ست و هیچ‌کس حاضر نیست حتی یک سانت بازشون کنه حالمو خراب می‌کرد. چون بطرز ترحم‌برانگیزی در این وهم شیرین بودند که دارند به مسائلی میپردازند که عوام در حال تردد در خیابون از تجزیه تحلیلش عاجزند! و با تخصصی دارند بش می‌پردازند که فقط در پک خودشون یافت میشه. تو چشم‌های همشون «چه خوش‌شانسیم که تو این جمعیم» برق میزد. اونجا نبودند که فیلم رو ببینند. اونجا بودند تا «کسانی که فیلم را دیدند» باشند. متوجه این تفاوت ظریف هستید؟ خیلی هیجان‌انگیز بود کشفش. وقتی همون دوستم منو به نمایشگاه آثار هادی حیدری برد، باز همون وضعیت برقرار بود.‌ دوستم باور داشت که باهوشم، اما بدون اینکه بخوام بش ثابت کنم که داره درباره‌م درست فکر می‌کنه بش فهموندم که اینجا طوری قالب‌ریزی شده که آدم باهوش بالا بیاره. نمی‌خواستم بگم من چون باهوشم دارم بالا بیارم. می‌خواستم بگم اگه یه آدم باهوش اینجا بالا آورد بش حق میدم. ما داخل پک نبودیم و داشتیم از بیرون نگاه می‌کردیم و از بیرون منظره وحشتناک بود.‌ ازین لحاظ که همه‌چی بطرز عجیبی فیک بود، ولی باید وانمود می‌کردیم نیست‌.‌ مسئله اصلا هنر نبود، فرهنگ نبود، حتی اعتراض هم نبود.‌ محتوا تولید می‌شد تا اعضای پک رو کنار هم قرار بده. اینکه برای این‌ها اعتراضات دی‌ماه مهم نبود اما حیثیت یه شیره‌ای مثل حداد عادل براشون مهمه، برای من عجیب نیست. چون نیاز ندارن در کنار ما باشند، از قبل تمام زندگی‌شون بر این مبنا تنظیم شده که کنار بقیه اعضای پک باشند.


https://t.me/ajibzad/629
کانالی که بالای پنجاه‌هزار فالوعر داره انقدر برای شعور مخاطب ارزش قائل نیست که یک کلیپ که معلوم نیست از کدوم فیلم یا بازی کامپیوتری برداشته شده رو به عنوان سند شکار نگهبانان ابوبکر بغدادی! به اشتراک میذاره. و ازون جالبتر مخاطبان خجسته کانال هستند که خیلی راحت باور می‌کنند و متوجه مصنوعی بودن و فیک بودنش نمیشن. حتی اینکه صدای فرد پشت بیسیم انقدر سکسی و هالیوودیه شک‌شون رو بر نمی‌انگیزه! خب با وجود چنین مخاطبانی طبیعیه که سپاه هر قصه‌ای تعریف کنه باور می‌کنند.


حالا شاید مهم نباشه، ولی دوربین پهپادها زوم نداره (مثل چیزی که این نشون میده). چون زوم اپتیکال، طول لنز رو افزایش میده و در جایی که کامپکت بودن دستگاه ضروریه، توجیه نداره. ضمنا در زوم تعداد زیادی از عدسی‌ها باید جابجا بشن که ریسک خرابی سیستم رو بالا میبره. پهپادها و هلی‌کوپترها از لنز آینه‌ای استفاده می‌کنند، که همون فاصله کانونی رو در سایز کوچکتر بدست میاره، و ثابته. یه بزرگش (یعنی قطر آینه‌ش بزرگتره) رو میذارن برای تله و فواصل دور، و یک کوچکترش رو میذارن برای پوشش وسیع‌تر محیط. و با سرعت بین این دو سوییچ می‌کنند.‌ بنابراین تصویر از واید به تله میپره. پله پله منتقل نمیشه.

https://t.me/sahamnewsorg/33026
- چرا بیرونی؟
- چون هوا عالیه.
- آفرین به نظام!
انقدر تعداد توریست‌های چینی در ایتالیا زیاد شده که پلیس ایتالیا ده تا افسر پلیس چینی رو آورده تا یواش یواش به طور مشترک در شهرهای توریستی ایتالیا پاسبونی کنند!
راست‌ها و ناسیونالیست‌ها عصبانی شدند، چون اینکه یه پلیس خارجی بیاد تو شهرت بچرخه خیلی ضایعه از لحاظ وطن‌پرستی. ولی قضیه اینطوری نیست. (اینکه اروپا خودش رو باخته در برابر چین حقیقت داره، ولی مصداقش این نیست. و اینکه خود مردم اروپا دارند باز متمایل میشن به کمونیسم بسیار نگران‌کننده‌تر از چرخیدن چهارتا افسر چینی تو خیابونه). قضیه اینه که توریست چینی زبون نفهمه! نه تنها خیلی‌هاشون مطلقا انگلیسی بلد نیستند، بلکه از لحاظ فرهنگی یه مشکلاتی بوجود میاد اگه همینطور گله‌ای وارد بشن. خیلی مودبانه دارند از کشور مبدا میخوان که «بیا خودت شهروند دهاتیت رو جمع کن». در واقع این چینی‌ها هستند که باید احساس تحقیر کنند نه ایتالیایی‌ها. اما بُرد ذهن جهان سومی تا اینجاها نمیرسه.. توقعی که من دارم خیلی دوره. اینا برعکس حال هم می‌کنند که «عوف.. اروپا خم شد جلومون. همه جا کنترل داریم».

ذهن عقب‌افتاده ازینکه همه‌جا چوپون بالاسرشه احساس آرامش می‌کنه.
وضعیت شرکت‌های سازنده دوربین‌های عکاسی ناراحت‌کننده‌ست. البته در دنیای تجارت، ناراحتی معنی نداره، اگه چیزی فروش نمیره یعنی دیگه جایگاهی نداره و باید حذف بشه، اما ما با دوربین‌ها رابطه احساسی داریم. ما یعنی نسل من، نه نسل جدیدی که مفهوم عکس رو با موبایل درک کردند. حجم کل بازار دوربین‌های دیجیتال برای سال ۲۰۲۰ زیر ۸ میلیون دستگاه پیش‌بینی شده و این یک فاجعه‌ست. عملا این صنعت داره حذف میشه. نیکون برای اولین بار برای سال بعد نه تنها سود صفر بلکه ضرر پیش‌بینی کرده! فکر نمی‌کردیم انقدر زود کار به اینجا بکشه. در نمودار دوم می‌بینید برای دراز مدت مشتریان آماتور رو عملا حذف‌شده در نظر گرفتند و تنها حرفه‌ای‌ها و بچه‌پولدارها باقی می‌مونند. بنابراین از لحاظ حجم بازار برمی‌گردیم به دوران ماقبل دیجیتال، و حتی ماقبل دوربین‌های نگاتیو کامپکت. برمی‌گردیم به زمانی که فقط امثال هنری کارتیه دوربین می‌خریدند. و در اون شرایط خیلی ازین شرکت‌ها دیگه امکان بقا ندارند. شاید فقط سونی و کنون باقی بمونند. البته در مورد کنون هم تردید دارم.
مثل تماشای مرگ آخرین کرگدن‌هاست.
اینکه کاربر برای گرفتن عکس نیاز به دانش نداشته باشه اتفاق جدیدی نیست. اتفاقا خود سازندگان دوربین پیشتاز اتوماتیک کردن پروسه بودند. اتوماتیک‌سازی از زمان نگاتیو شروع شد، و همون موقعش هم خوب کار می‌کرد.
درسته ژاپنی‌ها در نرم‌افزار عقب موندند، و درسته مدیران اتوکشیده ژاپنی در شرکت‌های سازنده دوربین یه مشت پیرپاتال بانکی هستند که حتی بلد نیستند یک دوربین حرفه‌ای رو چطور در دست بگیرند، و درسته که اسمارتفون‌ها نیاز به دوربین مجزا رو کاهش داده، درسته که دوربین‌های ژاپن خودشون رو با شبکه‌های اجتماعی وفق ندادند. اما فقط این‌ها نیست. حتی وبسایت‌های تخصصی عکاسی هم دارند پشت سرهم تعطیل میشن، چون مخاطب ندارند. اینکه دیگه تقصیر ژاپن نیست.

این عکاسی نیست که دچار تغییر ماهیت شده، خود «عکس» دچار تغییر ماهیت شده. مردم دیگه عکس پرینت شده نمیخوان و کیفیتی که پرینت لازم داره هم لازم ندارند. حتی گاهی خود عکس رو هم نمیخوان، و ویدئو رو ترجیح میدن. امروز مردم عکس‌های اینستاگرام رو سریع رد می‌کنند، و روی استوری‌ها درنگ می‌کنند! در نگاه ما عکس یک تابلوی هنری بود. اما در نگاه نسل جدید، عکس یک فریم از یک ویدئوعه! این یک تغییر بنیادیه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ادمین کانال سحام‌نیوز
این چیزیه که بازی کامپیوتری نیست، نه اونی که شما گذاشتید.

پدافند اکتیو برای دفاع در برابر آرپی‌جی و موشک‌های ضدتانک.
Anarchonomy
Photo
بیل گیتس، که یک دموکراته خودش، اخیرا در مصاحبه‌ای که زاویه خودش با چپ‌های افراطی رو نشون داد، گفت من ۱۰ میلیارد دلار مالیات دادم، بیشتر از هر کسی در آمریکا (و در دنیا)، اگه لازم باشه ۲۰ میلیارد هم حاضرم بدم، ولی وقتی صحبت از ۱۰۰ میلیارد می‌کنید باید بشینم حساب کنم ببینم چیزی میمونه یا نه!
بعد برنی سندرز میگه فرض کنیم ۱۰۰ میلیارد ازش گرفتیم، با اون پول می‌تونیم برای همه بی‌خانمان‌ها خونه بخریم و برای همه مردم آب آشامیدنی سالم تهیه کنیم و بیل گیتس باز هم میلیاردر باقی بمونه. پیام ما اینه که طبقه میلیاردر نمی‌تونند انقدر داشته باشند وقتی بعضیا انقدر کم دارند.

سوال اینه که چرا نمی‌توانند؟ چرا باید سقف تعیین کرد برای توانایی تولید و جمع‌‌آوری ثروت؟ چرا باید حقوق انسانی میلیاردر رو زیر پا گذاشت تا امکانات ابتدایی برای یکی دیگه تهیه کرد؟ ظلم به پولدار ظلم نیست؟ تعدی و تجاوز با مقدار درآمد تعریف میشه؟ اصلا تعریف اخلاق در این چارچوب چیه؟ اگه دزدی از یک پولدار مجازه، یعنی دزدی مجازه، و اگه دزدی مجازه پس باید بشه از فقرا هم دزدی کرد، نه؟

و سوال مهم‌تر: فرض کنیم امسال همه کارتن‌خواب‌ها رو صاحبخونه کردیم. سال بعد و سال‌‌های بعدش چی؟ قرار باشه بیشتر ثروت ثروتمندان رو بدزدیم، اون‌هایی که در کشور ساکنند فرار می‌کنند، و اون‌هایی که انگیزه و طمع دارند برای تولید ثروت، تجدید نظر می‌کنند. وقتی بیل گیتسی وجود نداشته باشه که ازش بدزدیم، پروژه‌های بعدی «رفاه عمومی» رو چطور انجام بدیم؟

آیا این سوالات ساده به ذهن‌شون نمیرسه؟ چرا. این شارلاتان‌ها مشغول بازی دادن مردم هستند، برای سواری گرفتن ازشون. یه سری از عوام ساده‌لوح با جو سیاسی تولیدشده توسط این‌ها دچار این توهم شده‌اند که «ما وسط یک مبارزه بزرگ هستیم». بیل گیتس و برنی سندرز هر دو عضو یک طبقه اجتماعی هستند، هر دو متعلق به کلاس الیت هستند، ولی دکور نمایش طوری چیده شده که یکی‌شون پرنس جان به نظر بیاد و یکیشون رابین‌هود! هیچ‌چیز مثل القای این ذهنیت که جنگی در جریان است نمیتونه مردم رو به خدمت سیاستمدارها دربیاره.
4
بیشتر نشریات دیجیتال که درباره گرمایش جهانی مطلب میذارن، کامنت‌هاشون رو بستن.

محافظه‌کاران به خاطر مقاومت در برابر تغییراتی که تجددگرایان دنبال می‌کنند، ذاتا در موقعیت دفاعی هستند.

طبیعیه که در یک محیط که تعامل چندطرفه ممکن شده، اون‌هایی که در موقعیت دفاع هستند کار سخت‌تری داشته باشند.

مطالب مربوط به گرمایش جهانی به یکی از استثنائات تبدیل شده، که اونهایی که در موضع دفاعند، دست بالاتر رو دارند. و از ترس دست بالاترشون، درهای تعامل و گفتگو بسته شده‌.

جای پادشاه با شبکه گسترده‌ای از دستگاه‌های سیاسی، بوروکراتیک و رسانه‌ای عوض شده. همونطور که پادشاه اجازه نمی‌داد کسی مسخره‌ش کنه و اگه می‌کرد زبانش رو می‌برید، حالا هم این شبکه زبان مسخره‌کنندگان رو میبره.
یک وبسایت هندی که از توعیت‌های کاربران غربی درباره خبر سقوط چند پله‌ای هند در لیست کشورهای گرسنه عصبانی شده بود نوشته بود این غربی‌ها بهتره به مشکلات خودشون بپردازند، خودشون یه عالمه گرسنه دارند!.. من نمی‌دونم امپراطوری بریتانیا این احمق‌ها رو چطور اون همه مدت تحمل کرد. به جای اینکه بگه شما غربی‌ها بیایید بمون بگید چیکار کنیم ازین وضعیت خارج بشیم میگه «سرتون تو کار خودتون باشه». یکی از شواهدی هم که آورده بود این بود که تو آمریکا سازمان توزیع غذای رایگان داره به ۵۰ میلیون نفر غذا میده، پس یک ششم مردم آمریکا گشنه‌ن!
این سازمان همونیه که در تبلیغاتش میگه ۱ دلار بدید ما باش به ۱۰ نفر غذا میدیم، چون تهیه‌ش برای ما خیلی ارزونتر درمیاد (به شبکه بزرگی از زمین‌داران و دامداران و سازمان‌های مردم‌نهاد که در زمینه جلوگیری از اتلاف غذا فعالیت می‌کنند متصله). وقتی با این تیراژ بالا غذای مفت توزیع میشه، خیلی طبیعیه که میان میبرن. اگه برای ۱۰۰ میلیون نفر هم غذا تهیه کنه باز میان میبرن. مگه اون ۳ میلیون نفری که اربعین در عراق غذا خوردند، گرسنه بودند؟
البته که در آمریکا گرسنه وجود داره. و طبیعیه که وجود داره. فقط ۲۰ میلیون نفر تو این کشور مهاجر غیرقانونی وجود داره! وقتی در و پیکر رو باز میذاری معلومه که گشنه‌ها هم میان. و طبیعیه که انسان‌ها در زندگی‌شون شکست بخورند و همه‌چی‌شون ببازند. این‌ها فکر می‌کنند کشور ثروتمند یعنی کشوری که هیچ‌کس هیچ‌وقت اشتباه اقتصادی نمی‌کنه، هیچ‌کس هیچ‌وقت از خونه باباش فرار نمی‌کنه، هیچ‌کس هیچ‌وقت مبتلا به مشکلات روانی مختل‌کننده زندگی نمیشه، هیچ‌کس هیچ‌وقت معتاد نمیشه، هیچ‌کس هیچ‌وقت از کار افتاده نمیشه، هیچ‌کس هیچ‌وقت مورد کلاهبرداری قرار نمی‌گیره، و هزار اتفاق دیگه. اتفاقا اینکه داره برای ۵۰ میلیون نفر غذا تهیه می‌کنه نشون میده برخلاف هند که بدبختی رو یک موقعیت نرمال! حساب می‌کنند، در اون کشور بدبختی یک موقعیت مورد توجهه و کمک‌های انساندوستانه در فرهنگ عمومی جا افتاده، طوری که هر آمریکایی به طور متوسط ۱۰۰ دلار میذاره کنار واسه این کار.

اما همیشه شکست‌های اقتصادی مستقیما توسط افراد اتفاق نمیفته، بلکه دولت رفاه به صورت سیستماتیک باعثش میشه. خیلی ازون کودکان انگلیسی که گرسنه‌اند برای این گرسنه‌اند که پدر و مادرشون عادت ندارند براشون غذا تهیه کنند! بله برای ما غیرقابل باوره، حتی برای خرس‌ها و خرگوش‌ها هم غیرقابل باوره یک پدر و یک مادر به فکر تغذیه بچه‌ش نباشه، اما این دولت انگلیس این معجزه رو ایجاد کرده. وقتی همیشه مدرسه‌ی مفت دولتی، تغذیه بچه‌ها رو به عهده می‌گیره والدین یادشون میره باید به بچه‌ها غذا داد! باور ندارید؟ سرچ کنید بحران کودکان گرسنه در تعطیلات! چرا تعطیلات؟ چون مدرسه‌ی تعطیله و بچه خونه‌ست و میگه مامان یه چیزی بده بخورم! و مامان نه آمادگیشو داره نه پولشو! چون قبلا پول رو خرج چیزهای دیگه‌ای کرده! بعد به صورت خانوادگی میرن تو یکی ازین موسسات خیریه و یه وعده میخورن برمیگردن. برید خونه همون زوج و به خرت و پرت‌هایی که تو خونه‌شون وجود داره نگاه کنید تا متوجه بشید با پول غذا قبلا چی خریدن (البته نگاه انداختن به اپ‌های گوشی‌شون هم میتونه کمک کنه). بعد داداش هندی‌مون فکر می‌کنه اینا مثل همشهری‌های خودشن که گشنه به دنیا میان پابرهنه زندگی می‌کنند، یک عمر پشت بوته‌ها میشاشن، و لخت و گشنه هم می‌میرند.

به داداش‌های ایرانی‌مون هم توصیه می‌کنم نگران گرسنگان غرب! نباشند.


https://t.me/maktubmed/15733
5
یکی از باگ‌های خلقت اینه که نمیتونی انواع دیگه مخلوقیت رو اجاره کنی. عالی می‌شد اگه می‌تونستیم یک هفته جای این عقاب باشیم، و دوباره برگردیم به آدمیت، و اون هم یک هفته جای ما باشه و بعد برگرده به عقابیت. ممکن بود در این نقل و انتقال، یه تعدادی از همنوعان خودمون رو از دست بدیم، چون نخوان برگردن. ولی ارزشش رو می‌داشت.
9
نقاشی غول‌پیکر چهره گرتا روی یکی از ساختمان‌های سانفرانسیسکو.

این کارهای غیرعادی را اگر آدم‌های مذهبی بکنند اسمش میشود فرقه‌گرایی! شخص‌پرستی! «فرو کردن عقاید خود در چشم دیگران».

دور، دور فرقه سبزیه است.
8
پسر این فوق‌العاده‌ست

از شبکه ABC یه کلیپ لو رفت که نشون میداد مجری شبکه ازینکه از مدت‌ها قبل از جرائم جف اپستین خبر داشتن اما مدیریت شبکه اجازه نمیداده ببرن رو آنتن، عصبانی بود.

همین شبکه ABC که می‌گفت باید از خبرچین‌های داخل کاخ‌سفید حمایت کنیم، اعلام کرد دنبال اونی هستیم که ویدئو رو درز داده به بیرون و حسابشو می‌رسیم.

چند روز بعد گفتند پیداش کردیم. ولی طرف دیگه اینجا نیست، رفته تو CBS کار می‌کنه. سی‌بی‌اس بلافاصله از کار اخراجش کرد. انقدر همشون جزء یک پک هستند که اون شرکت به این شرکت ندا میده سریع انجام میدن!

بعد یه شبکه دیگه با اون فرد اخراج شده که یک خانومه مصاحبه می‌کنه. طرف میگه من فقط ویدئو رو ادیت کردم. بیرون نبردمش. اصلا به من ربطی نداره این داستان.

بعد اونی که ویدئو رو منتشر کرد (که یه خبرنگار مستقله که اخیرا بدجوری حرص رسانه‌های سنتی رو درآورده) گفت اینا اشتباه گرفتنش، منبع ما هنوز تو ABC کار می‌کنه 😄
8
زیدآبادی برای اینکه ثابت کنه اسراییل تنها دموکراسی خاورمیانه «نیست» تعریف دموکراسی رو به میل خودش تغییر میده! چه مضحکه این آدم.
هیچ‌جای چارچوب استاندارد دموکراسی منعی برای قدرت‌طلبی فرد منتخب وجود نداره. وقتی مردم به طرف رأی میدن، بش اجازه میدن بازی سیاسی انجام بده، رقبا رو زیر بگیره و خودش رو در قدرت نگه داره. حالا به زعم شما این یک باگه یا نه، بهرحال از ابتدا در دموکراسی وجود داشته. در امپراطوری روم هم وجود داشته. همین الان نانسی پلوسی لیدر حزب دموکرات خیلی علنی در حال کودتای سیاسی علیه رییس‌جمهور وقته، اما نیمی از مردم آمریکا باز به این حزب رأی میدن. این یعنی آمریکا یک کشور دموکراتیک نیست؟ به ایشون باید گفت نمیخواد اونایی که دموکراتیک نیستن رو اسم ببری، اونایی که به نظرت دموکراتیک هستن رو اسم ببر ببینیم چندتان!


https://t.me/ahmadzeidabad/970
5
مشخص نیست چرا باید سوگوار پیرمردی باشیم که از تلف شدن احشامش زیر آوار زلزله به گریه افتاده، یا چرا باید توجه ویژه‌ای بش معطوف بشه! باز اون چیزهایی داشت که از دست بده. در داخل شهرهای بزرگ آدم‌هایی هستند که با ماشینی مسافرکشی می‌کنند که مال خودشون نیست، و شب میرن تو خونه‌ای میخوابن که اجاره‌ست. پوسته زمین هرچقدر هم تکون بخوره دارایی‌شون رو از دست نمیدن، چون دارایی ندارن که از دست بدن‌. و تازه برخلاف اون پیرمرد از آرامش محیط هم محروم هستند، و هوایی تنفس می‌کنند که سرطانزاست و متوقف‌کننده قلبه! و شیر و ماستی میخورن که از روغن پالم بدست اومده. تازه اگه بتونن بخورن‌.

اگه اون پیرمرد در تمام عمر نسبتا طولانی که از خدا گرفته هرماه معادل چندهزارتومن کنار میذاشت می‌تونست در هرزمانی که اراده کنه طویله محکم‌تری بسازه. اینطور نیست که نمی‌دونند این دیوارها به راحتی خواهد ریخت. و اینطور نیست که ندونند زلزله نزدیکه (کسی که در آذربایجان هفتاد سال زندگی کرده حداقل ده بار زلزله رو حس کرده یا از آبادی‌های اطراف شنیده). و اینطور نیست که مسئله پول باشه. هیچوقت مسئله پول نبوده‌. این‌ها همون‌هایی هستند که وقتی در مسجد پای صحبت‌شون می‌نشینی آثار «خدا کریمه» رو در تمام لایه‌های فکری‌شون می‌بینی. همون‌هایی که با سخت‌گیری‌های مذهبی و سنتی نسل‌های بعد از خودشون رو از روستاها فراری دادند، وقتی که نوبت به همون اتفاقاتی میشه که خودشون بش میگن «امتحان الهی»، دو دستی میزنن روی سرشون! ایمان مذهبی، در بیشتر موارد صبر مذهبی با خودش نیارود، بی‌قیدی به حساب و کتاب دنیا رو به ارمغان آورد.

البته جای نگرانی نیست. به زودی با پول مردم یک خونه‌ی به‌روز و محکم و تقریبا استاندارد، و بسیار ایمن‌تر رو براش میسازند. همونطور که قبلا حتی پول لوله‌کشی گاز به خونه‌ش رو از مصرف‌کنندگان شهر گرفتند. حتی شهری‌هایی که ازون روستایی فقیرتر بودند. همون دولت و همون سلبریتی‌هایی که ککشون نمی‌گزه در شهر چندنفر بی‌خانمان وجود داره که حتی چادر ندارند، خیلی مصمم هستند که کسی در روستا یک شب زیر آسمان پرستاره نخوابه.

در آتش‌سوزی جنگل‌های کالیفرنیا، ساکنان یکی از ویلاهای داخل جنگل وسط آتش گیر افتاده بودند، چون ماشین تسلا که داشتند شارژ نداشت! شارژ ماشین برقی با برق خونگی ساعت‌ها طول می‌کشه، مثل ماشین بنزینی نیست که حتی اگه باکش خالی بود، یه دبه چهارلیتری بنزین از همسایه بگیری بریزی توش و گازشو بگیری و از مهلکه فرار کنی. آتش‌نشان‌ها مجبور شدند خودشون رو به خطر بندازند چون این ویلانشین‌ها انقدر شعور نداشتند که با خودشون بگن من که وسط این بیابون زندگی می‌کنم باید یه ماشین بنزینی هم داشته باشم واسه چنین روزهایی.
وقتی اونجا حتی هزینه خریت کسی که ۶۰ هزار دلار پول به ماشین میده رو هم باید مالیات‌دهندگان بدن، نمیشه اینجا درباره توجه ویژه! مالی و معنوی و عاطفی به روستایی زلزله‌زده صحبت کرد. فقط می‌تونیم یواشکی تو گوش همدیگه بگیم «مشخص نیست چرا».
4