یادمون نمیره.. که این یک ذهنیت مسمومه. مبلغین جهانیش هم یک مشت گشاد هستند که نه حوصله ورزش دارند نه حوصله بهداشت نه حوصله تغذیه صحیح نه حوصله اصلاح عادات نادرست.
قضیه ازونجا شروع شد که فضای آکادمیک رو پر کردند از مزخرفات «عدالتطلبی». در تز اینها جامعه نسبت به کسانی که دچار عیب و ایرادند، ستمگر است! پس برای اینکه پوز جامعه را بزنیم باید معیارهای درست و غلط جامعه را زیر سوال ببریم. یعنی اگر جامعه میگه چاقی بد است، به جای اینکه درست بخوریم و تحرک داشته باشیم، بگیم چاقی خیلی هم خوب است. بعد این جهاد! چپگرایانه از سطح اجتماعی نم داد به پایین و به سطوح فردی رسید. حالا روانشناسها هم تحت تأثیر همین جو به «کیس»های خود القاء میکنند که «تو خوبی». تو همینجوری خوبی!
خیر. من همینجوری خوب نیستم. من با کفشی که معمولا واکس نخورده خوب نیستم. با موهایی که دیر به دیر کوتاه میشه خوب نیستم. با ستون فقرات کج و کوله خوب نیستم. با تن لاغر خوب نیستم. با ماهیچه ضعیف خوب نیستم. با تکلم ضعیف و پر از تپق خوب نیستم. با عدم تمرکز و بیدقتی خوب نیستم. برای اینکه خوب باشم باید برای همه اینها انرژی و وقت صرف کنم، و دندم نرم.
در طبیعت یک حیوان برای اینکه حتی زیر سایه بمیره هم کیلومترها راه میره.
https://t.me/siiiiinshiiiin/42093
قضیه ازونجا شروع شد که فضای آکادمیک رو پر کردند از مزخرفات «عدالتطلبی». در تز اینها جامعه نسبت به کسانی که دچار عیب و ایرادند، ستمگر است! پس برای اینکه پوز جامعه را بزنیم باید معیارهای درست و غلط جامعه را زیر سوال ببریم. یعنی اگر جامعه میگه چاقی بد است، به جای اینکه درست بخوریم و تحرک داشته باشیم، بگیم چاقی خیلی هم خوب است. بعد این جهاد! چپگرایانه از سطح اجتماعی نم داد به پایین و به سطوح فردی رسید. حالا روانشناسها هم تحت تأثیر همین جو به «کیس»های خود القاء میکنند که «تو خوبی». تو همینجوری خوبی!
خیر. من همینجوری خوب نیستم. من با کفشی که معمولا واکس نخورده خوب نیستم. با موهایی که دیر به دیر کوتاه میشه خوب نیستم. با ستون فقرات کج و کوله خوب نیستم. با تن لاغر خوب نیستم. با ماهیچه ضعیف خوب نیستم. با تکلم ضعیف و پر از تپق خوب نیستم. با عدم تمرکز و بیدقتی خوب نیستم. برای اینکه خوب باشم باید برای همه اینها انرژی و وقت صرف کنم، و دندم نرم.
در طبیعت یک حیوان برای اینکه حتی زیر سایه بمیره هم کیلومترها راه میره.
https://t.me/siiiiinshiiiin/42093
Don't show me a picture of a kid. Show me your argument.
به من عکس یک بچه نشون نده، استدلالت رو نشون بده.
این یکی از جملههاییه که باید روی تیشرتها چاپ کنیم. اگه با چیزی موافقید یا مخالفید، از عکس بچه استفاده نکنید، چون طرف مقابلتون هم میتونه استفاده کنه. همونطور که هم اسراییلیها و هم فلسطینیها آلبوم ضخیمی از عکسهای بچههای مظلوم دارن که بهمدیگه نشون بدن. وقتی عکس بچه رو میذاری رو میز یعنی داری میگی با منطق نمیتونم از موضعم دفاع کنم.
به من عکس یک بچه نشون نده، استدلالت رو نشون بده.
این یکی از جملههاییه که باید روی تیشرتها چاپ کنیم. اگه با چیزی موافقید یا مخالفید، از عکس بچه استفاده نکنید، چون طرف مقابلتون هم میتونه استفاده کنه. همونطور که هم اسراییلیها و هم فلسطینیها آلبوم ضخیمی از عکسهای بچههای مظلوم دارن که بهمدیگه نشون بدن. وقتی عکس بچه رو میذاری رو میز یعنی داری میگی با منطق نمیتونم از موضعم دفاع کنم.
❤4
مردم ویرجینیا، یکی از ایالتهای ضدترامپ، همه کرسیهای قضایی و قانونگذاری رو به دموکراتها دادند. در شرایطی که فرماندار ایالت که اونهم دموکرات بود دچار یک رسوایی سنگین نژادپرستی شده بود و حزب پسش نزد! همینکه نامزدهای دموکرات درباره سقط جنین و ممنوعیت اسلحه یه سری وعده وعید بدن کافیه تا خانوادههای سفید و پولدار و لیبرال بشون رأی بدن. اما درست در همسایگی ویرجینیا، مردم ایالت کنتاکی، ایالت کشاورزان و دامداران و کارگران و صنعتگران، برای اولینبار یک سیاهپوست رو به عنوان دادستان ایالت انتخاب کردند.
از اولش هم برای عوام، نژاد و رنگ پوست مسئله خیلی مهمی نبود. طبقات بالا و الیت و روشنفکر، که خودشون نژادپرستتر از همه دیگران بودند، با رسانهها و فضای آکادمیک که در اختیار داشتند به عوام میگفتند «شما نژادپرستید، خیلی وقته هستید، الانم هستید، آدمبشو نیستید، ما باید آدمتون کنیم».
از اولش هم برای عوام، نژاد و رنگ پوست مسئله خیلی مهمی نبود. طبقات بالا و الیت و روشنفکر، که خودشون نژادپرستتر از همه دیگران بودند، با رسانهها و فضای آکادمیک که در اختیار داشتند به عوام میگفتند «شما نژادپرستید، خیلی وقته هستید، الانم هستید، آدمبشو نیستید، ما باید آدمتون کنیم».
رهبران یهودیان ساکن بروکلین دارند به این جمعبندی میرسن که مسئولان قضایی شهر در عدم پیگرد حملات یهودستیزانه که هرروز و هرشب داره انجام میشه، عمد دارند! چون دلیلی نداره این همه حمله با وجود شواهد مستند رخ بده و هیچ کس هیچ کاری نکنه. و این یهودستیزی آشکار و عدم پیگردش داره کجا رخ میده؟ در یک شهر سوپر لیبرال!
همون طبقه الیت و روشنفکر که نژادپرستتر از عوام بود و هست، یهودستیزتر از عوام هم بود، و هست.
(و همین یکی از دلایلیه که به حفاظت از اسراییل باید به عنوان «حکم عقل سلیم» نگاه کرد. اسراییل تنها سنگریه که میشه در اون یهودیان رو از لیبرالها محافظت کرد).
همون طبقه الیت و روشنفکر که نژادپرستتر از عوام بود و هست، یهودستیزتر از عوام هم بود، و هست.
(و همین یکی از دلایلیه که به حفاظت از اسراییل باید به عنوان «حکم عقل سلیم» نگاه کرد. اسراییل تنها سنگریه که میشه در اون یهودیان رو از لیبرالها محافظت کرد).
❤3
علاوه بر تصویر کودکِ نابود، شریک کردن خود در اتهام هم یک استدلال نیست و به هیچ استدلالی کمک نمیکنه. پزشکیان فکر میکنه اگه بگه به «من» دارن پول اضافی میدن، ناموجه بودن پرداخت این دستمزدها به دکترها اثبات میشه! مثل آخوندها که بالای منبر میخوان از یک رذیله اخلاقی در جامعه انتقاد کنند اولش یا آخرش اضافه میکنند: «البته شما که مومن هستید، خودم رو میگم». یک نوع خودزنی منافقانه که برای زدن دیگران استفاده میشه، ولی چیزی رو ثابت نمیکنه.
فارغ ازینکه آیا باید این پول به دکترها داده بشه یا نباید داده بشه، و فارغ ازینکه اگه نظام درمان آویزان دولت نبود هیچوقت این سوال مطرح نمیشد، کسی که از چندجا درآمد داره و تمام عمرش در دستگاه حکومتی پست و مقام داشته، طبیعیه که درآمدش از حوزه پزشکی براش مهم نباشه.
https://t.me/Eslahatnews/55409
فارغ ازینکه آیا باید این پول به دکترها داده بشه یا نباید داده بشه، و فارغ ازینکه اگه نظام درمان آویزان دولت نبود هیچوقت این سوال مطرح نمیشد، کسی که از چندجا درآمد داره و تمام عمرش در دستگاه حکومتی پست و مقام داشته، طبیعیه که درآمدش از حوزه پزشکی براش مهم نباشه.
https://t.me/Eslahatnews/55409
Telegram
اصلاحات نیوز - رسانه
📽 پزشکیان: مکانیزم پرداخت در کشور ما ناعادلانه است و عده ای از پزشکان پول مفت میگیرند
_
اصلاحات نیوز
✅ @Eslahatnews
_
اصلاحات نیوز
✅ @Eslahatnews
گلوبالیسم در برابر گلوبالیسم
نوجوانان آمریکایی، سلبریتی سوئدی یوتیوب رو بیشتر دوست دارند تا لبرون جیمز بسکتبالیست هموطنشون رو که بیشتر به دولت چین پایبنده تا به دولت آمریکا. همون گلوبالیسمی که لبرون رو بیقید کرده به ملیت و وطن و مرز و هویت محلی، یک خارجی که حتی زبان مادریش انگلیسی نیست رو تبدیل کرده به الگوی جوانان و پیونده دهنده اجتماع مجازیشون.
وقتی نگاه کنید به قربان صدقه رسانههای لیبرال برای لبرون و حملات همون رسانهها به پیودیپای، میشه فهمید طبقه الیت از انتخاب نوجوانان خیلی راضی نیستند.
نوجوانان آمریکایی، سلبریتی سوئدی یوتیوب رو بیشتر دوست دارند تا لبرون جیمز بسکتبالیست هموطنشون رو که بیشتر به دولت چین پایبنده تا به دولت آمریکا. همون گلوبالیسمی که لبرون رو بیقید کرده به ملیت و وطن و مرز و هویت محلی، یک خارجی که حتی زبان مادریش انگلیسی نیست رو تبدیل کرده به الگوی جوانان و پیونده دهنده اجتماع مجازیشون.
وقتی نگاه کنید به قربان صدقه رسانههای لیبرال برای لبرون و حملات همون رسانهها به پیودیپای، میشه فهمید طبقه الیت از انتخاب نوجوانان خیلی راضی نیستند.
❤3
برای جواب دادن به سوال «آیا یک زن چادری میتواند فمنیست باشد؟» باید ابتدا به این سوال جواب داد که «آیا زن امروزی میتواند متشرع باشد؟». برای داشتن ایمان مذهبی، کافیه انسان بود. آدمیزاد روی سیاره مریخ هم به یک نیروی ماورایی متوسل میشود به هرحال. اما شرع داستان دیگهای داره. برای تقید به شرع اسلامی به عنوان یک زن، باید خودستیز بود. چون در این شرع به خود زن این صلاحیت داده نشده که خودش رو تعریف کنه. یک تعریف از قبل تنظیم شده و وظیفه زن اینه که خودش رو در اون قالب جا کنه. قالبی که اصلا به شکل فعلیش نمیخوره. مثلا از قبل تعیین شده که تحمل زن چقدر است، یا از قبل تعیین شده که توان زن چقدر است، یا از قبل تعیین شده که چه چیزی برایش بد است. چون این شرع حاصل ذهن یک مرد عرب بود که میخواست زنان جامعهش با توزیع عادلانهتری بین مردان تقسیم بشوند. در زمان قبل از وحی، زن به همه نمیرسید، و به بعضیها بیشتر میرسید. طبقه الیت به هرزنی و به هر تعدادی دسترسی داشت، و طبقات ضعیف محروم بودند. در واقع تعدد زوجات که امروز فکر میکنند پوئن اسلام به مردهاست، در اون زمان محدودسازی مردان بود، چون تعدادش رو به چهار کاهش داد و برای همون هم بقدری قید و تبصره قرار داد که عملا برای بیشتر افراد دور از دسترس شد. در نتیجه مردانی با چندین همسر تبدیل شدند با مردانی با یک همسر و چند برده. با ترویج آزادسازی بردهها هم تعداد زنانی که میتونستند همسر بشن رو بالا برد. برای پسران فقیر، ازدواج با این بردههای آزادشده آسانتر بود (برده آزاد شده نمیگفت مثلا یک شتر مهریه بده). پیامبر حتی حاضر نشد برای برده مهریه جداگانهای طراحی کنه. اگر یک برده خریداری میشد، پول رو فقط باید به فروشنده میدادند، لازم نبود چیزی به زن پرداخت بشه. در حالی که با گران کردن برده یا بستن مالیات شرعی بش میتونست خرید و فروشش رو کاهش بده، اما معنی نداشت این کار، چون گرانتر کردنش دسترسی طبقات پایین رو به زن کاهش میداد، در حالی که هدفش این بود که دسترسی بیشتر باشه. چون اصلا به ذهنش خطور نمیکرد که «باید این بساط را جمع کنیم»، و اصلا به ذهنش خطور نمیکرد که لزومی ندارد زن به واسطه اندام تناسلی متفاوتی که دارد، یک سرویسدهنده باشد، و اصلا به ذهنش خطور نمیکرد که یک روز زن بخواد قد علم کنه و بگه «خودم خودم را تعریف میکنم، و خودم برای خودم تکلیف تعیین میکنم». در بسیاری از احکام شرعی، اثر این هدفگذاری یعنی توزیع عادلانه زن دیده میشه. حتی در جزییاتی مثل تأکید به در خانه ماندن زن، هدف حفظ و حیا و این حرفها نبود. حیا و عفت همواره یک پوشش اخلاقی بودند برای حل یک مسئله اجتماعی. زنی که بیرون میرفت و زیاد میچرخید، بیشتر هم دیده میشد، و زنی که بیشتر دیده میشد بیشتر هم خواسته میشد، و اگه طبقات بالا خواستار و خواستگار اون زن میشدند، شوهرش که از طبقه پایینتر بود دیگه نمیتونست حفظش کنه، چون زورش به پولدارترها نمیرسید. خانهنشینی زن میتونست مرد فقیر رو از خطر از دست دادن دسترسی به زن نجات بده.
بنابراین زنی که امروز بخواد واقعا متشرع باشه، باید تمام تحولاتی که در پانصدسال گذشته برای انسان مونث رخ داده رو نادیده بگیره، و اگر بخواد واقعا فمنیست باشه باید بند به بند شرع اسلامی که به نحوی مربوط به زن میشه رو نادیده بگیره. مسلمان بودن و فمنیست بودن لزوما متناقض نیست، چون میشه بیشمار محمد فرضی ساخت و به عنوان انسان کامل الگو قرار داد. همونطور که مسیحیان دارند مسیحی رو میپرستند که معلوم نیست چقدر ربط داشته باشه به مسیحی که به صورت فیزیکی وجود داشته. اما متشرع بودن و فمنیست بودن، نه تنها متناقض که بلکه غیرممکنه.
بنابراین زنی که امروز بخواد واقعا متشرع باشه، باید تمام تحولاتی که در پانصدسال گذشته برای انسان مونث رخ داده رو نادیده بگیره، و اگر بخواد واقعا فمنیست باشه باید بند به بند شرع اسلامی که به نحوی مربوط به زن میشه رو نادیده بگیره. مسلمان بودن و فمنیست بودن لزوما متناقض نیست، چون میشه بیشمار محمد فرضی ساخت و به عنوان انسان کامل الگو قرار داد. همونطور که مسیحیان دارند مسیحی رو میپرستند که معلوم نیست چقدر ربط داشته باشه به مسیحی که به صورت فیزیکی وجود داشته. اما متشرع بودن و فمنیست بودن، نه تنها متناقض که بلکه غیرممکنه.
❤6
وقتی میگوییم مالیات نوعی سرقت غیرمسلحانهست درباره چه چیز صحبت میکنیم؟!
در میشیگان قانون به دولت محلی اجازه میده در صورتی که پرداخت مالیات املاک و دارایی فرد عقب بیفته، حتی به مقدار ناچیز، کل خونه طرف رو مصادره کنه! در یک مورد یک بدبخت ۸ دلار و ۴۰ سنت کمتر پرداخت کرده بوده، اونم به خاطر خطای محاسباتی. اومدن خونهش رو مصادره کردن و فروختن و با کم کردن بدهیها، ۲۴ هزار دلار زدن به جیب! حتی اگه فرد مقدار عقب افتاده رو پرداخت کنه هم قبول نمیکنند. در یک مورد دیگه عقبماندگی پرداخت طرف ۱۰۰ هزار دلار بوده، و اومده چکش رو داده، اما نپذیرفتن. چرا؟ چون اگه خونه رو مصادره کنند و بفروشن بیشتر از ۱۰۰هزارتا گیرشون میاد!
حالا این اموال مصادرهای رو که فروختند با درآمدش چیکار کردند؟ حدس میزنید چیکار کردند؟ رفتند یه مرکز نگهداری برای سگ و گربهها احداث کردند! اونم تو دیترویت که لنگ امکانات ابتداییه.
داریم به جایی میرسیم که حتی دزد خطاب کردن دولت نوعی بیاحترامی به سارقان و راهزنان باشه، چون بعضی ازونها شرافت دارند و به بعضی چیزها پایبندند.
در میشیگان قانون به دولت محلی اجازه میده در صورتی که پرداخت مالیات املاک و دارایی فرد عقب بیفته، حتی به مقدار ناچیز، کل خونه طرف رو مصادره کنه! در یک مورد یک بدبخت ۸ دلار و ۴۰ سنت کمتر پرداخت کرده بوده، اونم به خاطر خطای محاسباتی. اومدن خونهش رو مصادره کردن و فروختن و با کم کردن بدهیها، ۲۴ هزار دلار زدن به جیب! حتی اگه فرد مقدار عقب افتاده رو پرداخت کنه هم قبول نمیکنند. در یک مورد دیگه عقبماندگی پرداخت طرف ۱۰۰ هزار دلار بوده، و اومده چکش رو داده، اما نپذیرفتن. چرا؟ چون اگه خونه رو مصادره کنند و بفروشن بیشتر از ۱۰۰هزارتا گیرشون میاد!
حالا این اموال مصادرهای رو که فروختند با درآمدش چیکار کردند؟ حدس میزنید چیکار کردند؟ رفتند یه مرکز نگهداری برای سگ و گربهها احداث کردند! اونم تو دیترویت که لنگ امکانات ابتداییه.
داریم به جایی میرسیم که حتی دزد خطاب کردن دولت نوعی بیاحترامی به سارقان و راهزنان باشه، چون بعضی ازونها شرافت دارند و به بعضی چیزها پایبندند.
❤4
خونهها گرونن و بودجه شما نمیرسه؟ خب یک اتاقش رو بخرید. بازم نمیرسه؟ فقط توالتش رو بخرید. اما اینکار در سیستم فعلی ممکن نیست، برید به دفاتر ثبت اسناد بگید میخندند بتون. اما در فضای دیجیتال ممکنه، و کسی نمیخنده. یک شرکت خیلی جدی داره اینکار رو میکنه. شما به جای اینکه صاحب خونه بشی، سهامدار خونه میشی، و سهامت میتونه انقدر کوچک باشه که معادل چندمتر مربع از کل خونه باشه. و وقتی اون خونه اجاره رفت، از مبلغ اجاره به اندازه سهمت بت سود میده. اما این رو بردن در فضای رمزارزها و معاملات در یونیسوئپ انجام میشه که برمبنای ارز اتریوم کار میکنه. مزیت یونیسوئپ نقدشوندگی آنیه (البته منظور از نقد تبدیل به دلار نیست). یعنی برای فروختن سهمت لازم نیست مشتری پیدا کنی، هر وقت اراده کنی بفروشی، معادل اتریومش رو بت میدن، البته با کسر مقدار ناچیزی به عنوان کارمزد.
اتفاقاتی داره میفته که فاصله ایران با دنیا رو داره به مرحله ترسناک میرسونه.
اتفاقاتی داره میفته که فاصله ایران با دنیا رو داره به مرحله ترسناک میرسونه.
🤔3
Anarchonomy
خونهها گرونن و بودجه شما نمیرسه؟ خب یک اتاقش رو بخرید. بازم نمیرسه؟ فقط توالتش رو بخرید. اما اینکار در سیستم فعلی ممکن نیست، برید به دفاتر ثبت اسناد بگید میخندند بتون. اما در فضای دیجیتال ممکنه، و کسی نمیخنده. یک شرکت خیلی جدی داره اینکار رو میکنه. شما…
برخی از دوستان متوجه نشدند این سیستم نقدشوندگی آنی چجوری کار میکنه.
یک دانشگاه رو در نظر بگیرید که برای غذای دانشجویان ژتون میفروشه. شما یه مبلغی پول پرداخت میکنید و تعداد مشخصی ژتون دریافت میکنید. یک پرس غذا میشه یک ژتون، دیگه نمیگن مثلا ده هزارتومن. حالا فرض کنید دیگه احتیاج به غذای دانشگاه ندارید، مثلا یه خونه مشترک گرفتید و خودتون غذا درست میکنید. طبیعتا باید یک دانشجوی دیگه پیدا کنید که دنبال ژتون باشه تا بش بفروشید. که این کار زمانبره. فرض کنید عدهای هستند که ژتون شما رو و ژتون بقیه کسانی که میخوان بفروشن رو میگیرن و میریزن تو یه سبد، و هروقت خواستید بکشید بیرون، معادلش رو بتون پرداخت میکنند، ولی به جای ده هزارتومن به ازای هر ژتون مثلا ۹۸۰۰ تومن بتون میدن. دانشجوی بعدی که دنبال ژتون هست هم نمیاد دنبال شما بگرده، دستشو میکنه تو سبد و هرچندتا ژتون میخواد برمیداره. بنابراین این سبد مثل یک استخره که از یک طرف آب میاد و از یک طرف آب میره و آن واحد همیشه پر دیده میشه.
حالا فرض کنید علاوه بر اون دانشگاه، هرکس که چیز ارزشمندی برای عرضه داره، به ژتون تبدیلش کنه و در اختیار مشتریان قرار بده. دقت داشته باشید که دانشگاه نمیتونست هرچندتا ژتون که دلش خواست چاپ کنه، چون هر ژتون باید معرف ظرفیت پخت یک پرس غذا میبود. اگه ده هزار پرس غذا میتونه تهیه کنه، پس فقط ده هزار ژتون میتونه بفروشه. پس در واقع دانشگاه داره واسه خودش پول چاپ میکنه، اما این پول برخلاف پولی که امروز دست همه میچرخه بیپشتوانه نیست. پشتوانهش ظرفیت آشپزخانهست. به این میگن کمیابی. چون ظرفیت آشپزخانه محدوده، پس تعداد ژتونها هم محدوده. تفاوت شبکه اتریوم با بیتکوین اینه که بیتکوین فقط خود پول رو کمیابسازی کرد (فقط ۲۱ میلیون بیتکوین میتونه وجود داشته باشه و هیچجوری نمیشه اضافهش کرد). اما شبکه اتریوم طوری طراحی شده که هر نوع دارایی رو بشه به ژتونهای کمیاب تبدیل کرد. تکنولوژی بلاکچین هم تضمین میکنه هر ژتون در هر لحظه فقط در یکجا باشه (اساس تقلبها بر این مبناست که یک سند یا یک مجوز در چندجا وجود داشته باشه. مثلا سند مالکیت خودرو در دو جا باشه، هم تو کشوی اتاق من هم تو دست یه نفر دیگه تو محضرخانه. یکی ازینا جعله بهرحال). و مایکروسافت هم یک پلتفرم ساخته دقیقا برای همین کار. شما با این پلتفرم میتونید از سرورهای گسترده شده مایکروسافت در تمام جهان برای توزیع ژتونتون استفاده کنید (فرض کنید دانشگاه سایت فروش ژتونش رو در فضای ابری مایکروسافت قرار میده).
اطلاعات بیشتر درباره این پلتفرم رو میتونید اینجا ببینید:
https://azure.microsoft.com/en-us/services/blockchain-tokens/
ممکنه بگن اگه توزیعکننده ژتون گذاشت در رفت چی؟ اولا که در مواردی در رفتن معنا نداره. دانشگاه کجا میخواد در بره؟ دوما شما ژتون رو از شرکت با مسئولیت محدود میخرید. یعنی اون شرکت یک موجودیت قانونی داره و مثل هر خرید دیگهای که در فضای فیزیکی انجام میدید، در صورتی که خلاف کرد میشه مورد پیگرد قرارش داد. اگه یه کشوری بخواد آینده رو با آغوش باز بپذیره، میتونه حتی شرکت واسطه رو هم حذف کنه. یعنی دولت به جای ایجاد سند سنتی برای ملک، خودش ژتون مالکیت یکتا بسازه. بعد شرکتهای املاکی ژتون اداره ثبت اسناد رو بگیرن و تبدیل کنند به ژتونهای خودشون و معامله کنند. در اون صورت امنیت فضای سایبری به فضای فیزیکی هم منتقل میشه، چون دیگه کسی نمیتونه یه کاغذ بگیره دستش بگه این ملک مال منه. نمیشه پیشبینی کرد اولین کشوری که این کارو بکنه کدومه، اما بعید نیست چین باشه. کشورهای کوچکی که از طریق فروش آپارتمان و ویلا به خارجیها دارند درآمد کسب میکنند هم گزینههای محتمل هستند.
یک دانشگاه رو در نظر بگیرید که برای غذای دانشجویان ژتون میفروشه. شما یه مبلغی پول پرداخت میکنید و تعداد مشخصی ژتون دریافت میکنید. یک پرس غذا میشه یک ژتون، دیگه نمیگن مثلا ده هزارتومن. حالا فرض کنید دیگه احتیاج به غذای دانشگاه ندارید، مثلا یه خونه مشترک گرفتید و خودتون غذا درست میکنید. طبیعتا باید یک دانشجوی دیگه پیدا کنید که دنبال ژتون باشه تا بش بفروشید. که این کار زمانبره. فرض کنید عدهای هستند که ژتون شما رو و ژتون بقیه کسانی که میخوان بفروشن رو میگیرن و میریزن تو یه سبد، و هروقت خواستید بکشید بیرون، معادلش رو بتون پرداخت میکنند، ولی به جای ده هزارتومن به ازای هر ژتون مثلا ۹۸۰۰ تومن بتون میدن. دانشجوی بعدی که دنبال ژتون هست هم نمیاد دنبال شما بگرده، دستشو میکنه تو سبد و هرچندتا ژتون میخواد برمیداره. بنابراین این سبد مثل یک استخره که از یک طرف آب میاد و از یک طرف آب میره و آن واحد همیشه پر دیده میشه.
حالا فرض کنید علاوه بر اون دانشگاه، هرکس که چیز ارزشمندی برای عرضه داره، به ژتون تبدیلش کنه و در اختیار مشتریان قرار بده. دقت داشته باشید که دانشگاه نمیتونست هرچندتا ژتون که دلش خواست چاپ کنه، چون هر ژتون باید معرف ظرفیت پخت یک پرس غذا میبود. اگه ده هزار پرس غذا میتونه تهیه کنه، پس فقط ده هزار ژتون میتونه بفروشه. پس در واقع دانشگاه داره واسه خودش پول چاپ میکنه، اما این پول برخلاف پولی که امروز دست همه میچرخه بیپشتوانه نیست. پشتوانهش ظرفیت آشپزخانهست. به این میگن کمیابی. چون ظرفیت آشپزخانه محدوده، پس تعداد ژتونها هم محدوده. تفاوت شبکه اتریوم با بیتکوین اینه که بیتکوین فقط خود پول رو کمیابسازی کرد (فقط ۲۱ میلیون بیتکوین میتونه وجود داشته باشه و هیچجوری نمیشه اضافهش کرد). اما شبکه اتریوم طوری طراحی شده که هر نوع دارایی رو بشه به ژتونهای کمیاب تبدیل کرد. تکنولوژی بلاکچین هم تضمین میکنه هر ژتون در هر لحظه فقط در یکجا باشه (اساس تقلبها بر این مبناست که یک سند یا یک مجوز در چندجا وجود داشته باشه. مثلا سند مالکیت خودرو در دو جا باشه، هم تو کشوی اتاق من هم تو دست یه نفر دیگه تو محضرخانه. یکی ازینا جعله بهرحال). و مایکروسافت هم یک پلتفرم ساخته دقیقا برای همین کار. شما با این پلتفرم میتونید از سرورهای گسترده شده مایکروسافت در تمام جهان برای توزیع ژتونتون استفاده کنید (فرض کنید دانشگاه سایت فروش ژتونش رو در فضای ابری مایکروسافت قرار میده).
اطلاعات بیشتر درباره این پلتفرم رو میتونید اینجا ببینید:
https://azure.microsoft.com/en-us/services/blockchain-tokens/
ممکنه بگن اگه توزیعکننده ژتون گذاشت در رفت چی؟ اولا که در مواردی در رفتن معنا نداره. دانشگاه کجا میخواد در بره؟ دوما شما ژتون رو از شرکت با مسئولیت محدود میخرید. یعنی اون شرکت یک موجودیت قانونی داره و مثل هر خرید دیگهای که در فضای فیزیکی انجام میدید، در صورتی که خلاف کرد میشه مورد پیگرد قرارش داد. اگه یه کشوری بخواد آینده رو با آغوش باز بپذیره، میتونه حتی شرکت واسطه رو هم حذف کنه. یعنی دولت به جای ایجاد سند سنتی برای ملک، خودش ژتون مالکیت یکتا بسازه. بعد شرکتهای املاکی ژتون اداره ثبت اسناد رو بگیرن و تبدیل کنند به ژتونهای خودشون و معامله کنند. در اون صورت امنیت فضای سایبری به فضای فیزیکی هم منتقل میشه، چون دیگه کسی نمیتونه یه کاغذ بگیره دستش بگه این ملک مال منه. نمیشه پیشبینی کرد اولین کشوری که این کارو بکنه کدومه، اما بعید نیست چین باشه. کشورهای کوچکی که از طریق فروش آپارتمان و ویلا به خارجیها دارند درآمد کسب میکنند هم گزینههای محتمل هستند.
Microsoft
Web3 – Developer Solutions | Microsoft Azure
Build real-world Web3 applications using Azure, Web3 developer tools, and security services.
❤3
چه توصیفات دقیق و زیبایی.
من نمیدونستم الیگارشی فرهنگی چجوری کار میکنه. وقتی لمسش کردم که یکی از دوستانم دستم رو گرفت و برد به اکران خصوصی یک فیلمِ ممنوعالاکران! و «فلانی خودتو کنترل کن» از دهانش نمیفتاد. تو اون فضای کوچک، از آدم ۱۹ سال بود تا آدم ۶۹ ساله، اما اختلاف نسلی نداشتند. چطور ممکنه آدم ۱۹ ساله با آدم ۶۹ ساله یکجور فکر کنند؟ وقتی ممکنه که هر دو داخل یک پک باشند! پکیج به قدری قابل پیشبینی بود که بعد از نمایش فیلم وقتی یکی پا میشد تا از منتقد و کارگردان حاضر در سالن (که در واقع یک زیرزمین بود) سوال بپرسه، سقف چیزی که میخواست بگه رو حدس میزدم ولی کفش رو نه! کفش به طرز مضحکی پایین میرفت. با خودم میگفتم خدایا اینا کیان؟ ضریب هوش در حد هشتاده؟ نوده؟ چرا اینطوریان؟ اما هم اون ۱۹ سالهها و هم اون ۶۹ سالهها در سوالاتی که میپرسیدن پر از اسم بود و اصطلاح، که من هیچی ازشون نمیدونستم. با حالت «اینجا کجا بود منو آوردی» نگاه میکردم به دوستم که کنارم نشسته بود و اونهم در پاسخ مچ دستم رو فشار میداد روی دسته صندلی که یعنی تکون نخور الان تموم میشه، مثل اینایی که قدیم با انبر دندون طرف رو میکشیدن و همراهش باید دست و پاش رو نگه میداشت. لو کوئالیتی بودن ذهنهای حاضر داشت همونجوری حالم رو خراب میکرد که بخاری تاکسی وقتی شیشهها بستهست و هیچکس حاضر نیست حتی یک سانت بازشون کنه حالمو خراب میکرد. چون بطرز ترحمبرانگیزی در این وهم شیرین بودند که دارند به مسائلی میپردازند که عوام در حال تردد در خیابون از تجزیه تحلیلش عاجزند! و با تخصصی دارند بش میپردازند که فقط در پک خودشون یافت میشه. تو چشمهای همشون «چه خوششانسیم که تو این جمعیم» برق میزد. اونجا نبودند که فیلم رو ببینند. اونجا بودند تا «کسانی که فیلم را دیدند» باشند. متوجه این تفاوت ظریف هستید؟ خیلی هیجانانگیز بود کشفش. وقتی همون دوستم منو به نمایشگاه آثار هادی حیدری برد، باز همون وضعیت برقرار بود. دوستم باور داشت که باهوشم، اما بدون اینکه بخوام بش ثابت کنم که داره دربارهم درست فکر میکنه بش فهموندم که اینجا طوری قالبریزی شده که آدم باهوش بالا بیاره. نمیخواستم بگم من چون باهوشم دارم بالا بیارم. میخواستم بگم اگه یه آدم باهوش اینجا بالا آورد بش حق میدم. ما داخل پک نبودیم و داشتیم از بیرون نگاه میکردیم و از بیرون منظره وحشتناک بود. ازین لحاظ که همهچی بطرز عجیبی فیک بود، ولی باید وانمود میکردیم نیست. مسئله اصلا هنر نبود، فرهنگ نبود، حتی اعتراض هم نبود. محتوا تولید میشد تا اعضای پک رو کنار هم قرار بده. اینکه برای اینها اعتراضات دیماه مهم نبود اما حیثیت یه شیرهای مثل حداد عادل براشون مهمه، برای من عجیب نیست. چون نیاز ندارن در کنار ما باشند، از قبل تمام زندگیشون بر این مبنا تنظیم شده که کنار بقیه اعضای پک باشند.
https://t.me/ajibzad/629
من نمیدونستم الیگارشی فرهنگی چجوری کار میکنه. وقتی لمسش کردم که یکی از دوستانم دستم رو گرفت و برد به اکران خصوصی یک فیلمِ ممنوعالاکران! و «فلانی خودتو کنترل کن» از دهانش نمیفتاد. تو اون فضای کوچک، از آدم ۱۹ سال بود تا آدم ۶۹ ساله، اما اختلاف نسلی نداشتند. چطور ممکنه آدم ۱۹ ساله با آدم ۶۹ ساله یکجور فکر کنند؟ وقتی ممکنه که هر دو داخل یک پک باشند! پکیج به قدری قابل پیشبینی بود که بعد از نمایش فیلم وقتی یکی پا میشد تا از منتقد و کارگردان حاضر در سالن (که در واقع یک زیرزمین بود) سوال بپرسه، سقف چیزی که میخواست بگه رو حدس میزدم ولی کفش رو نه! کفش به طرز مضحکی پایین میرفت. با خودم میگفتم خدایا اینا کیان؟ ضریب هوش در حد هشتاده؟ نوده؟ چرا اینطوریان؟ اما هم اون ۱۹ سالهها و هم اون ۶۹ سالهها در سوالاتی که میپرسیدن پر از اسم بود و اصطلاح، که من هیچی ازشون نمیدونستم. با حالت «اینجا کجا بود منو آوردی» نگاه میکردم به دوستم که کنارم نشسته بود و اونهم در پاسخ مچ دستم رو فشار میداد روی دسته صندلی که یعنی تکون نخور الان تموم میشه، مثل اینایی که قدیم با انبر دندون طرف رو میکشیدن و همراهش باید دست و پاش رو نگه میداشت. لو کوئالیتی بودن ذهنهای حاضر داشت همونجوری حالم رو خراب میکرد که بخاری تاکسی وقتی شیشهها بستهست و هیچکس حاضر نیست حتی یک سانت بازشون کنه حالمو خراب میکرد. چون بطرز ترحمبرانگیزی در این وهم شیرین بودند که دارند به مسائلی میپردازند که عوام در حال تردد در خیابون از تجزیه تحلیلش عاجزند! و با تخصصی دارند بش میپردازند که فقط در پک خودشون یافت میشه. تو چشمهای همشون «چه خوششانسیم که تو این جمعیم» برق میزد. اونجا نبودند که فیلم رو ببینند. اونجا بودند تا «کسانی که فیلم را دیدند» باشند. متوجه این تفاوت ظریف هستید؟ خیلی هیجانانگیز بود کشفش. وقتی همون دوستم منو به نمایشگاه آثار هادی حیدری برد، باز همون وضعیت برقرار بود. دوستم باور داشت که باهوشم، اما بدون اینکه بخوام بش ثابت کنم که داره دربارهم درست فکر میکنه بش فهموندم که اینجا طوری قالبریزی شده که آدم باهوش بالا بیاره. نمیخواستم بگم من چون باهوشم دارم بالا بیارم. میخواستم بگم اگه یه آدم باهوش اینجا بالا آورد بش حق میدم. ما داخل پک نبودیم و داشتیم از بیرون نگاه میکردیم و از بیرون منظره وحشتناک بود. ازین لحاظ که همهچی بطرز عجیبی فیک بود، ولی باید وانمود میکردیم نیست. مسئله اصلا هنر نبود، فرهنگ نبود، حتی اعتراض هم نبود. محتوا تولید میشد تا اعضای پک رو کنار هم قرار بده. اینکه برای اینها اعتراضات دیماه مهم نبود اما حیثیت یه شیرهای مثل حداد عادل براشون مهمه، برای من عجیب نیست. چون نیاز ندارن در کنار ما باشند، از قبل تمام زندگیشون بر این مبنا تنظیم شده که کنار بقیه اعضای پک باشند.
https://t.me/ajibzad/629
Telegram
عجیب زاده
در اسامی امضاکنندگان، کسانیاند که از اولین بلاگرهای وب فارسی بودن، فیلمباز، خوره کتاب، موسیقی، انگلیسی بلد، یک زندگی متوسط رو به بالا معاشرتهای رشک برانگیز، بدون موضع سیاسی شاذ و مسلط به نیمفاصله. تاقبل از دی۹۶ بسختی میشد در سلامت اجتماعی این افراد خدشه…
کانالی که بالای پنجاههزار فالوعر داره انقدر برای شعور مخاطب ارزش قائل نیست که یک کلیپ که معلوم نیست از کدوم فیلم یا بازی کامپیوتری برداشته شده رو به عنوان سند شکار نگهبانان ابوبکر بغدادی! به اشتراک میذاره. و ازون جالبتر مخاطبان خجسته کانال هستند که خیلی راحت باور میکنند و متوجه مصنوعی بودن و فیک بودنش نمیشن. حتی اینکه صدای فرد پشت بیسیم انقدر سکسی و هالیوودیه شکشون رو بر نمیانگیزه! خب با وجود چنین مخاطبانی طبیعیه که سپاه هر قصهای تعریف کنه باور میکنند.
حالا شاید مهم نباشه، ولی دوربین پهپادها زوم نداره (مثل چیزی که این نشون میده). چون زوم اپتیکال، طول لنز رو افزایش میده و در جایی که کامپکت بودن دستگاه ضروریه، توجیه نداره. ضمنا در زوم تعداد زیادی از عدسیها باید جابجا بشن که ریسک خرابی سیستم رو بالا میبره. پهپادها و هلیکوپترها از لنز آینهای استفاده میکنند، که همون فاصله کانونی رو در سایز کوچکتر بدست میاره، و ثابته. یه بزرگش (یعنی قطر آینهش بزرگتره) رو میذارن برای تله و فواصل دور، و یک کوچکترش رو میذارن برای پوشش وسیعتر محیط. و با سرعت بین این دو سوییچ میکنند. بنابراین تصویر از واید به تله میپره. پله پله منتقل نمیشه.
https://t.me/sahamnewsorg/33026
حالا شاید مهم نباشه، ولی دوربین پهپادها زوم نداره (مثل چیزی که این نشون میده). چون زوم اپتیکال، طول لنز رو افزایش میده و در جایی که کامپکت بودن دستگاه ضروریه، توجیه نداره. ضمنا در زوم تعداد زیادی از عدسیها باید جابجا بشن که ریسک خرابی سیستم رو بالا میبره. پهپادها و هلیکوپترها از لنز آینهای استفاده میکنند، که همون فاصله کانونی رو در سایز کوچکتر بدست میاره، و ثابته. یه بزرگش (یعنی قطر آینهش بزرگتره) رو میذارن برای تله و فواصل دور، و یک کوچکترش رو میذارن برای پوشش وسیعتر محیط. و با سرعت بین این دو سوییچ میکنند. بنابراین تصویر از واید به تله میپره. پله پله منتقل نمیشه.
https://t.me/sahamnewsorg/33026
Telegram
سهام نیوز
زدن نگهبانان ابو بکر بغدادی... با پهپاد امریکایی....با فاصله خیلی زیاد.از بالای ابرها..که حتی نتونستندمسیرشلیک ها روتشخیص بدهند..چنددقیقه.قبل از شروع عملیات.کشتن البغدادی...
@Sahamnewsorg
@Sahamnewsorg
انقدر تعداد توریستهای چینی در ایتالیا زیاد شده که پلیس ایتالیا ده تا افسر پلیس چینی رو آورده تا یواش یواش به طور مشترک در شهرهای توریستی ایتالیا پاسبونی کنند!
راستها و ناسیونالیستها عصبانی شدند، چون اینکه یه پلیس خارجی بیاد تو شهرت بچرخه خیلی ضایعه از لحاظ وطنپرستی. ولی قضیه اینطوری نیست. (اینکه اروپا خودش رو باخته در برابر چین حقیقت داره، ولی مصداقش این نیست. و اینکه خود مردم اروپا دارند باز متمایل میشن به کمونیسم بسیار نگرانکنندهتر از چرخیدن چهارتا افسر چینی تو خیابونه). قضیه اینه که توریست چینی زبون نفهمه! نه تنها خیلیهاشون مطلقا انگلیسی بلد نیستند، بلکه از لحاظ فرهنگی یه مشکلاتی بوجود میاد اگه همینطور گلهای وارد بشن. خیلی مودبانه دارند از کشور مبدا میخوان که «بیا خودت شهروند دهاتیت رو جمع کن». در واقع این چینیها هستند که باید احساس تحقیر کنند نه ایتالیاییها. اما بُرد ذهن جهان سومی تا اینجاها نمیرسه.. توقعی که من دارم خیلی دوره. اینا برعکس حال هم میکنند که «عوف.. اروپا خم شد جلومون. همه جا کنترل داریم».
ذهن عقبافتاده ازینکه همهجا چوپون بالاسرشه احساس آرامش میکنه.
راستها و ناسیونالیستها عصبانی شدند، چون اینکه یه پلیس خارجی بیاد تو شهرت بچرخه خیلی ضایعه از لحاظ وطنپرستی. ولی قضیه اینطوری نیست. (اینکه اروپا خودش رو باخته در برابر چین حقیقت داره، ولی مصداقش این نیست. و اینکه خود مردم اروپا دارند باز متمایل میشن به کمونیسم بسیار نگرانکنندهتر از چرخیدن چهارتا افسر چینی تو خیابونه). قضیه اینه که توریست چینی زبون نفهمه! نه تنها خیلیهاشون مطلقا انگلیسی بلد نیستند، بلکه از لحاظ فرهنگی یه مشکلاتی بوجود میاد اگه همینطور گلهای وارد بشن. خیلی مودبانه دارند از کشور مبدا میخوان که «بیا خودت شهروند دهاتیت رو جمع کن». در واقع این چینیها هستند که باید احساس تحقیر کنند نه ایتالیاییها. اما بُرد ذهن جهان سومی تا اینجاها نمیرسه.. توقعی که من دارم خیلی دوره. اینا برعکس حال هم میکنند که «عوف.. اروپا خم شد جلومون. همه جا کنترل داریم».
ذهن عقبافتاده ازینکه همهجا چوپون بالاسرشه احساس آرامش میکنه.
وضعیت شرکتهای سازنده دوربینهای عکاسی ناراحتکنندهست. البته در دنیای تجارت، ناراحتی معنی نداره، اگه چیزی فروش نمیره یعنی دیگه جایگاهی نداره و باید حذف بشه، اما ما با دوربینها رابطه احساسی داریم. ما یعنی نسل من، نه نسل جدیدی که مفهوم عکس رو با موبایل درک کردند. حجم کل بازار دوربینهای دیجیتال برای سال ۲۰۲۰ زیر ۸ میلیون دستگاه پیشبینی شده و این یک فاجعهست. عملا این صنعت داره حذف میشه. نیکون برای اولین بار برای سال بعد نه تنها سود صفر بلکه ضرر پیشبینی کرده! فکر نمیکردیم انقدر زود کار به اینجا بکشه. در نمودار دوم میبینید برای دراز مدت مشتریان آماتور رو عملا حذفشده در نظر گرفتند و تنها حرفهایها و بچهپولدارها باقی میمونند. بنابراین از لحاظ حجم بازار برمیگردیم به دوران ماقبل دیجیتال، و حتی ماقبل دوربینهای نگاتیو کامپکت. برمیگردیم به زمانی که فقط امثال هنری کارتیه دوربین میخریدند. و در اون شرایط خیلی ازین شرکتها دیگه امکان بقا ندارند. شاید فقط سونی و کنون باقی بمونند. البته در مورد کنون هم تردید دارم.
مثل تماشای مرگ آخرین کرگدنهاست.
مثل تماشای مرگ آخرین کرگدنهاست.
اینکه کاربر برای گرفتن عکس نیاز به دانش نداشته باشه اتفاق جدیدی نیست. اتفاقا خود سازندگان دوربین پیشتاز اتوماتیک کردن پروسه بودند. اتوماتیکسازی از زمان نگاتیو شروع شد، و همون موقعش هم خوب کار میکرد.
درسته ژاپنیها در نرمافزار عقب موندند، و درسته مدیران اتوکشیده ژاپنی در شرکتهای سازنده دوربین یه مشت پیرپاتال بانکی هستند که حتی بلد نیستند یک دوربین حرفهای رو چطور در دست بگیرند، و درسته که اسمارتفونها نیاز به دوربین مجزا رو کاهش داده، درسته که دوربینهای ژاپن خودشون رو با شبکههای اجتماعی وفق ندادند. اما فقط اینها نیست. حتی وبسایتهای تخصصی عکاسی هم دارند پشت سرهم تعطیل میشن، چون مخاطب ندارند. اینکه دیگه تقصیر ژاپن نیست.
این عکاسی نیست که دچار تغییر ماهیت شده، خود «عکس» دچار تغییر ماهیت شده. مردم دیگه عکس پرینت شده نمیخوان و کیفیتی که پرینت لازم داره هم لازم ندارند. حتی گاهی خود عکس رو هم نمیخوان، و ویدئو رو ترجیح میدن. امروز مردم عکسهای اینستاگرام رو سریع رد میکنند، و روی استوریها درنگ میکنند! در نگاه ما عکس یک تابلوی هنری بود. اما در نگاه نسل جدید، عکس یک فریم از یک ویدئوعه! این یک تغییر بنیادیه.
درسته ژاپنیها در نرمافزار عقب موندند، و درسته مدیران اتوکشیده ژاپنی در شرکتهای سازنده دوربین یه مشت پیرپاتال بانکی هستند که حتی بلد نیستند یک دوربین حرفهای رو چطور در دست بگیرند، و درسته که اسمارتفونها نیاز به دوربین مجزا رو کاهش داده، درسته که دوربینهای ژاپن خودشون رو با شبکههای اجتماعی وفق ندادند. اما فقط اینها نیست. حتی وبسایتهای تخصصی عکاسی هم دارند پشت سرهم تعطیل میشن، چون مخاطب ندارند. اینکه دیگه تقصیر ژاپن نیست.
این عکاسی نیست که دچار تغییر ماهیت شده، خود «عکس» دچار تغییر ماهیت شده. مردم دیگه عکس پرینت شده نمیخوان و کیفیتی که پرینت لازم داره هم لازم ندارند. حتی گاهی خود عکس رو هم نمیخوان، و ویدئو رو ترجیح میدن. امروز مردم عکسهای اینستاگرام رو سریع رد میکنند، و روی استوریها درنگ میکنند! در نگاه ما عکس یک تابلوی هنری بود. اما در نگاه نسل جدید، عکس یک فریم از یک ویدئوعه! این یک تغییر بنیادیه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ادمین کانال سحامنیوز
این چیزیه که بازی کامپیوتری نیست، نه اونی که شما گذاشتید.
پدافند اکتیو برای دفاع در برابر آرپیجی و موشکهای ضدتانک.
این چیزیه که بازی کامپیوتری نیست، نه اونی که شما گذاشتید.
پدافند اکتیو برای دفاع در برابر آرپیجی و موشکهای ضدتانک.
Anarchonomy
Photo
بیل گیتس، که یک دموکراته خودش، اخیرا در مصاحبهای که زاویه خودش با چپهای افراطی رو نشون داد، گفت من ۱۰ میلیارد دلار مالیات دادم، بیشتر از هر کسی در آمریکا (و در دنیا)، اگه لازم باشه ۲۰ میلیارد هم حاضرم بدم، ولی وقتی صحبت از ۱۰۰ میلیارد میکنید باید بشینم حساب کنم ببینم چیزی میمونه یا نه!
بعد برنی سندرز میگه فرض کنیم ۱۰۰ میلیارد ازش گرفتیم، با اون پول میتونیم برای همه بیخانمانها خونه بخریم و برای همه مردم آب آشامیدنی سالم تهیه کنیم و بیل گیتس باز هم میلیاردر باقی بمونه. پیام ما اینه که طبقه میلیاردر نمیتونند انقدر داشته باشند وقتی بعضیا انقدر کم دارند.
سوال اینه که چرا نمیتوانند؟ چرا باید سقف تعیین کرد برای توانایی تولید و جمعآوری ثروت؟ چرا باید حقوق انسانی میلیاردر رو زیر پا گذاشت تا امکانات ابتدایی برای یکی دیگه تهیه کرد؟ ظلم به پولدار ظلم نیست؟ تعدی و تجاوز با مقدار درآمد تعریف میشه؟ اصلا تعریف اخلاق در این چارچوب چیه؟ اگه دزدی از یک پولدار مجازه، یعنی دزدی مجازه، و اگه دزدی مجازه پس باید بشه از فقرا هم دزدی کرد، نه؟
و سوال مهمتر: فرض کنیم امسال همه کارتنخوابها رو صاحبخونه کردیم. سال بعد و سالهای بعدش چی؟ قرار باشه بیشتر ثروت ثروتمندان رو بدزدیم، اونهایی که در کشور ساکنند فرار میکنند، و اونهایی که انگیزه و طمع دارند برای تولید ثروت، تجدید نظر میکنند. وقتی بیل گیتسی وجود نداشته باشه که ازش بدزدیم، پروژههای بعدی «رفاه عمومی» رو چطور انجام بدیم؟
آیا این سوالات ساده به ذهنشون نمیرسه؟ چرا. این شارلاتانها مشغول بازی دادن مردم هستند، برای سواری گرفتن ازشون. یه سری از عوام سادهلوح با جو سیاسی تولیدشده توسط اینها دچار این توهم شدهاند که «ما وسط یک مبارزه بزرگ هستیم». بیل گیتس و برنی سندرز هر دو عضو یک طبقه اجتماعی هستند، هر دو متعلق به کلاس الیت هستند، ولی دکور نمایش طوری چیده شده که یکیشون پرنس جان به نظر بیاد و یکیشون رابینهود! هیچچیز مثل القای این ذهنیت که جنگی در جریان است نمیتونه مردم رو به خدمت سیاستمدارها دربیاره.
بعد برنی سندرز میگه فرض کنیم ۱۰۰ میلیارد ازش گرفتیم، با اون پول میتونیم برای همه بیخانمانها خونه بخریم و برای همه مردم آب آشامیدنی سالم تهیه کنیم و بیل گیتس باز هم میلیاردر باقی بمونه. پیام ما اینه که طبقه میلیاردر نمیتونند انقدر داشته باشند وقتی بعضیا انقدر کم دارند.
سوال اینه که چرا نمیتوانند؟ چرا باید سقف تعیین کرد برای توانایی تولید و جمعآوری ثروت؟ چرا باید حقوق انسانی میلیاردر رو زیر پا گذاشت تا امکانات ابتدایی برای یکی دیگه تهیه کرد؟ ظلم به پولدار ظلم نیست؟ تعدی و تجاوز با مقدار درآمد تعریف میشه؟ اصلا تعریف اخلاق در این چارچوب چیه؟ اگه دزدی از یک پولدار مجازه، یعنی دزدی مجازه، و اگه دزدی مجازه پس باید بشه از فقرا هم دزدی کرد، نه؟
و سوال مهمتر: فرض کنیم امسال همه کارتنخوابها رو صاحبخونه کردیم. سال بعد و سالهای بعدش چی؟ قرار باشه بیشتر ثروت ثروتمندان رو بدزدیم، اونهایی که در کشور ساکنند فرار میکنند، و اونهایی که انگیزه و طمع دارند برای تولید ثروت، تجدید نظر میکنند. وقتی بیل گیتسی وجود نداشته باشه که ازش بدزدیم، پروژههای بعدی «رفاه عمومی» رو چطور انجام بدیم؟
آیا این سوالات ساده به ذهنشون نمیرسه؟ چرا. این شارلاتانها مشغول بازی دادن مردم هستند، برای سواری گرفتن ازشون. یه سری از عوام سادهلوح با جو سیاسی تولیدشده توسط اینها دچار این توهم شدهاند که «ما وسط یک مبارزه بزرگ هستیم». بیل گیتس و برنی سندرز هر دو عضو یک طبقه اجتماعی هستند، هر دو متعلق به کلاس الیت هستند، ولی دکور نمایش طوری چیده شده که یکیشون پرنس جان به نظر بیاد و یکیشون رابینهود! هیچچیز مثل القای این ذهنیت که جنگی در جریان است نمیتونه مردم رو به خدمت سیاستمدارها دربیاره.
❤4
بیشتر نشریات دیجیتال که درباره گرمایش جهانی مطلب میذارن، کامنتهاشون رو بستن.
محافظهکاران به خاطر مقاومت در برابر تغییراتی که تجددگرایان دنبال میکنند، ذاتا در موقعیت دفاعی هستند.
طبیعیه که در یک محیط که تعامل چندطرفه ممکن شده، اونهایی که در موقعیت دفاع هستند کار سختتری داشته باشند.
مطالب مربوط به گرمایش جهانی به یکی از استثنائات تبدیل شده، که اونهایی که در موضع دفاعند، دست بالاتر رو دارند. و از ترس دست بالاترشون، درهای تعامل و گفتگو بسته شده.
جای پادشاه با شبکه گستردهای از دستگاههای سیاسی، بوروکراتیک و رسانهای عوض شده. همونطور که پادشاه اجازه نمیداد کسی مسخرهش کنه و اگه میکرد زبانش رو میبرید، حالا هم این شبکه زبان مسخرهکنندگان رو میبره.
محافظهکاران به خاطر مقاومت در برابر تغییراتی که تجددگرایان دنبال میکنند، ذاتا در موقعیت دفاعی هستند.
طبیعیه که در یک محیط که تعامل چندطرفه ممکن شده، اونهایی که در موقعیت دفاع هستند کار سختتری داشته باشند.
مطالب مربوط به گرمایش جهانی به یکی از استثنائات تبدیل شده، که اونهایی که در موضع دفاعند، دست بالاتر رو دارند. و از ترس دست بالاترشون، درهای تعامل و گفتگو بسته شده.
جای پادشاه با شبکه گستردهای از دستگاههای سیاسی، بوروکراتیک و رسانهای عوض شده. همونطور که پادشاه اجازه نمیداد کسی مسخرهش کنه و اگه میکرد زبانش رو میبرید، حالا هم این شبکه زبان مسخرهکنندگان رو میبره.