اما همکاران جذب شده یا بروکراتهای استخدام شده یا اعضای طبقه الیت، همواره در حال نقش بازی کردن نیستند. وابستگی به قدرت صرفا فیزیکی و مادی نیست، میتونه مبتنی بر احساسات هم باشه. در واقع این افراد برای اتصالشون به قدرت توجیهات غیرمادی هم ایجاد میکنند. اون پروفسور مطالعات جنسیت! علاوه بر اینکه داره از دولت حقوق میگیره، در این رویا هم غوطهوره که «ما داریم دنیا رو تکون میدیم» با ترویج گرایشات لیبرالی.
بنابراین برای شکست طبقه الیت، هدف قراردادن منافع مادیشون کافی نیست. باید رویاها و ایدئولوژیشون هم زیر سوال بره.
بنابراین برای شکست طبقه الیت، هدف قراردادن منافع مادیشون کافی نیست. باید رویاها و ایدئولوژیشون هم زیر سوال بره.
یکی میگفت چین ابرقدرت اول دنیا خواهد شد، اما وقتی که شد، دیگر ابرقدرت اول دنیا بودن مثل امروز اهمیت نخواهد داشت. و موافقم. مثل کره جنوبی که بالاخره یک خودروساز موفق شد، اما وقتی شد که دیگر خودروساز بودن خیلی هم مهم نیست (صنعتی که به زور باید حاشیه سود ۲ درصدی را نگه دارد). نه که آن تلاشها بیهوده بود. ابدا. ولی آن تلاشها دقیقا همه رویاها را برآورده نکرد، و نخواهد کرد. این قاعده نانوشته در مورد بیتکوین هم احتمالا صدق خواهد کرد. پیشبینی اینکه «به جایی نمیرسه» احمقانه است، چون خواهد رسید. از پس خیلی از سدهایی که میگفتند مانعش خواهد بود عبور خواهد کرد، اما همه رویاهایی که دربارهاش دارند محقق نخواهد شد. دنیای واقعی حرامزادهتر ازین حرفهاست. به هرحال دعوای ما هم با طبقه الیت حاکم بر دنیا به این راحتیها و به این خوشیها به سرانجام نمیرسد. وقتی که قلدرهایی مثل دولتهای روسیه و چین مشتاقند صاحبان عمده رمزارزها باشند، یعنی این پایان کار آنها نیست، آغاز کار ماست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
متروی نیویورک انقدر با مسافرانی که بدون بلیط از گیت رد میشن مواجه بود که پلیس گذاشت تا دستگیرشون کنه، و حالا نیویورکیهای متمدن! که تیپ و قیافه ۹۰ درصدشون یه جوریه که انگار وسط پروسه تغییر جنسیت هستند به نشانه اعتراض مثل میمون از گیت رد میشن که یعنی نمیتونید جلوی مفتخوریمون رو بگیرید. صحنهای که در کشورهای جهانسوم و آشفته میشه دید.
یکی از ساید افکتهای مالیاتگیری و مالیاتپرستی اینه که مالیاتدهنده فکر میکنه پولی که داره به عنوان مالیات پرداخت میکنه تخم طلاست! و میخواد با همون یک تخم کل شهر رو بخره. چیزی که اینجا میبینیم هم همینه که یه مبلغی به عنوان مالیات میدن و انتظارشون اینه که با اون پول بشه کل تشکیلات و خدمات یک شهر ۲۰ میلیونی رو به صورت رایگان درآورد! تازه اون پول رو گذاشتن تو دست بروکراتها! تا در یک سیستم دولتی ذاتا فشل خرج کنند. چه شود! مثل اینه که با فقط هزارتومن بخوای یکپرس غذا بخری، اما همون هزاری رو هم بدی به یک دله دزد دورهگرد که بره بخره برات بیاره!
پشت گوشت رو دیدی غذا رو هم دیدی.
یکی از ساید افکتهای مالیاتگیری و مالیاتپرستی اینه که مالیاتدهنده فکر میکنه پولی که داره به عنوان مالیات پرداخت میکنه تخم طلاست! و میخواد با همون یک تخم کل شهر رو بخره. چیزی که اینجا میبینیم هم همینه که یه مبلغی به عنوان مالیات میدن و انتظارشون اینه که با اون پول بشه کل تشکیلات و خدمات یک شهر ۲۰ میلیونی رو به صورت رایگان درآورد! تازه اون پول رو گذاشتن تو دست بروکراتها! تا در یک سیستم دولتی ذاتا فشل خرج کنند. چه شود! مثل اینه که با فقط هزارتومن بخوای یکپرس غذا بخری، اما همون هزاری رو هم بدی به یک دله دزد دورهگرد که بره بخره برات بیاره!
پشت گوشت رو دیدی غذا رو هم دیدی.
❤8
ظاهرشون خدادی نیست، اکتسابیه.
کام آن.. دخترت رو به کدوم یکی ازین پسران جوان حاضری بدی؟ پسرت رو به کدوم یکی ازین دخترها میدی؟ شایدم بدی، یا بگی به من مربوط نیست، اما من به اینا نمیسپارم که حتی یه کتاب از کتابخونه امانت بگیرن بیارن برام، چه برسه بچهم رو بسپرم بشون. مسئولیتپذیری حتی تو طرز ایستادن آدم هم تأثیر میذاره. کیفیت از داخل به بیرون نشت میکنه.
کام آن.. دخترت رو به کدوم یکی ازین پسران جوان حاضری بدی؟ پسرت رو به کدوم یکی ازین دخترها میدی؟ شایدم بدی، یا بگی به من مربوط نیست، اما من به اینا نمیسپارم که حتی یه کتاب از کتابخونه امانت بگیرن بیارن برام، چه برسه بچهم رو بسپرم بشون. مسئولیتپذیری حتی تو طرز ایستادن آدم هم تأثیر میذاره. کیفیت از داخل به بیرون نشت میکنه.
❤8
دولتها قابلیت این رو دارند که ستاد تشخیص مزه آب رو هم تشکیل بدن. یعنی به یک عده حقوق بده که جمع بشن دور هم و آب رو مزه مزه کرده و توصیفش کنند تا ببینیم مزه آب دقیقا چیست!
بذارید مردم هر کالایی که میپسندند و ازش راضی هستند بخرند، خود به خود استعدادهای تولیدی کشور شناسایی میشه. لازم نیست تحقیق انجام بدید!
و جالب اینه که تنها معیار این برورکراتهای آبمزهکن «امکان تولید» کالاست، با امکان فروش کاری ندارند! و جالب اینه که از منظر اسلامی، اینکه اجازه ندی کالایی که مسلمین مشتریش هستند به دستشون برسه، مصداق سد سبیل است! این موضوع انقدر اهمیت داشته که میگفتند اگه کسی راه رو ببنده، نمازش باطله.
بذارید مردم هر کالایی که میپسندند و ازش راضی هستند بخرند، خود به خود استعدادهای تولیدی کشور شناسایی میشه. لازم نیست تحقیق انجام بدید!
و جالب اینه که تنها معیار این برورکراتهای آبمزهکن «امکان تولید» کالاست، با امکان فروش کاری ندارند! و جالب اینه که از منظر اسلامی، اینکه اجازه ندی کالایی که مسلمین مشتریش هستند به دستشون برسه، مصداق سد سبیل است! این موضوع انقدر اهمیت داشته که میگفتند اگه کسی راه رو ببنده، نمازش باطله.
❤6
قرائتی میگه همیشه بیشتر، مردها در تصادفات میمیرند، و بیشتر مردها در جنگها کشته میشن و بیشتر مردها در حوادث تلفات میدن پس همیشه تعداد زنها بیشتره، پس عدهای از مردها باید با چندهمسری این زنان اضافه یا بیوه رو جذب کنند، چون زنان بیوه نمیتونن غریزه خودشون رو کنترل کنند و نمیشه بشون گفت تنها بمونند.
مشخص نیست چرا انقدر نگران میل جنسی زنان هستند، و مشخص نیست چه تصوری از قدرت جنسی مردان دارند. اما مسئله اینها نیست، مسئله اینه که چرا باید برطرف کردن تبعات «بیشتر بودن زنان از مردان» هم به عهده مردان باشه؟ به جای کنترل تبعات مشکل، چرا خود مشکل رو حل نکنیم؟ اگه مردان بیشتر در تصادفات میمیرند برای اینه که بیشتر مردها راننده هستند و بیشتر مردها مشاغلی دارند که نیاز به حمل و نقل داره. اگه سهم زنها رو در این مشاغل افزایش بدیم، آمار مرگ و میر اونها هم بیشتر میشه و هر دو طرف به یک اندازه حذف میشن و دیگه با مازاد مواجه نمیشیم. هیچکدوم این مشاغل هم کارهای سختی نیستند که بگیم زنها نمیتونن انجام بدن. در واقع با ماشینی شدن کارها تعداد مشاغلی که زن تیپیکال نمیتونه انجام بده خیلی کمه. در حال حاضر درصد قابل توجهی از تلفات داخل شهری ما مربوط به موتورسوارانه. لزومی نداره ۹۹ درصد پیکهای موتوری مرد باشند. اجازه بدید زنها هم بمیرند تا عدم تعادل بوجود نیاد.
مشخص نیست چرا انقدر نگران میل جنسی زنان هستند، و مشخص نیست چه تصوری از قدرت جنسی مردان دارند. اما مسئله اینها نیست، مسئله اینه که چرا باید برطرف کردن تبعات «بیشتر بودن زنان از مردان» هم به عهده مردان باشه؟ به جای کنترل تبعات مشکل، چرا خود مشکل رو حل نکنیم؟ اگه مردان بیشتر در تصادفات میمیرند برای اینه که بیشتر مردها راننده هستند و بیشتر مردها مشاغلی دارند که نیاز به حمل و نقل داره. اگه سهم زنها رو در این مشاغل افزایش بدیم، آمار مرگ و میر اونها هم بیشتر میشه و هر دو طرف به یک اندازه حذف میشن و دیگه با مازاد مواجه نمیشیم. هیچکدوم این مشاغل هم کارهای سختی نیستند که بگیم زنها نمیتونن انجام بدن. در واقع با ماشینی شدن کارها تعداد مشاغلی که زن تیپیکال نمیتونه انجام بده خیلی کمه. در حال حاضر درصد قابل توجهی از تلفات داخل شهری ما مربوط به موتورسوارانه. لزومی نداره ۹۹ درصد پیکهای موتوری مرد باشند. اجازه بدید زنها هم بمیرند تا عدم تعادل بوجود نیاد.
🤔4
متأسفانه حتی در اروپا هم اجازه نمیدن زنها به اندازه مردها بمیرند. در سال ۲۰۱۶ در کل اتحادیه اروپا ۲۵هزار نفر در تصادفات رانندگی کشته شدند (که نسبت به وسعت قاره فوقالعادهست)، اما فقط ۶ هزارنفر ازین ۲۵ هزار نفر زن بودند! خیلی ازین زنها هم عابران پیاده مسن بودند.
در سال ۲۰۰۷ آمار کشتهها خیلی بیشتر بوده، یعنی بیش از ۴۰ هزارنفر. یعنی در طول تقریبا یک دهه، کیفیت خودروها و راهها و کلا جنبه مهندسی-تکنولوژیک قضیه خیلی توسعه پیدا کرده که آمار اومده پایین، اما جنبه اجتماعی قضیه تکون نخورده! یعنی سهم زنها از تلفات حتی به نازکی موی سر هم جابجا نشده در نمودار!
در سال ۲۰۰۷ آمار کشتهها خیلی بیشتر بوده، یعنی بیش از ۴۰ هزارنفر. یعنی در طول تقریبا یک دهه، کیفیت خودروها و راهها و کلا جنبه مهندسی-تکنولوژیک قضیه خیلی توسعه پیدا کرده که آمار اومده پایین، اما جنبه اجتماعی قضیه تکون نخورده! یعنی سهم زنها از تلفات حتی به نازکی موی سر هم جابجا نشده در نمودار!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ناو هواپیمابر یواساس جرالد فورد در حال دور زدن!.. دور زدن که چه عرض کنم، در حال دریفت!
هیولایی که یک شهرک مسکونی در خودش داره کج میخوابه روی آب! چقدر باید همهچیز حسابشده باشه. چقدر همهچیزش درسته.
باید ابوالوفاء بوزجانی اینو میدید.
هیولایی که یک شهرک مسکونی در خودش داره کج میخوابه روی آب! چقدر باید همهچیز حسابشده باشه. چقدر همهچیزش درسته.
باید ابوالوفاء بوزجانی اینو میدید.
❤3
بابام با یک واسطه نقل میکرد که یک مقنی (حفرکننده قنات و چاه) بوده که برای کندن چاه یک ساختمان نوساز میبرنش سر کار. صاحبخونه بش میگه یک چاه بکن، اما مقنی قصه ما میگه پس آشپزخونهت چی؟ صاحبخونه نمیفهمه منظورش چیه. مقنی میگه درست نیست آب آشپزخونه که توش برنج و نان هم هست بریزه تو فاضلاب و نجاسات. صاحبخونه میگه یه چاه دیگه هم برای آشپزخونه بزنیم؟ ول کن بابا. مقنی میگه باشه، تو پول یک چاه رو بده، من دو تا میزنم. و واقعا این کارو میکنه، دو تا چاه میکنه اما پول یکیش رو میگیره. اینو تعریف میکرد و میگفت چطور یک مقنی بیسواد این چیزها رو میفهمه اما مجتهدها هیچی نمیگن؟
تو دلم گفتم مجتهدهایی که حاضر نیستند برای سود بانکی از کلمه «حرام» استفاده کنند و به «اشکال دارد» بسنده میکنند، آخرین چیزی که براشون اهمیت داره چاه آشپزخونه شماست پدر من. در دینی که حکومتی شده، مجتهد هم یک بروکرات معمم میشه. کافیه بوروکراتهای کتشلواری بش بگن فلان کار از لحاظ مهندسی توجیه نداره. مخصوصا که این حرامسازی، نفع مالی برای حوزه نداره.
اما مسئله بیخاصیتشدگی مجتهد امروزی نیست، به درک که جایگاه رفیعشون رو از دست دادند. مسئله سطحی بودن مجتهدهای تأثیرگذار دیروزه. نفوذشون در توده عوام اهرمی بود که میتونستن باش جامعه رو از سطحی که بود بالاتر بکشند، اما ازش استفاده کردند برای تلف کردن احساسات معنوی آدمها. اینکه یک کارگر بدبخت به خاطر یک هدف معنوی یک چاه بکنه و هیچ دستمزدی نگیره، نشان از ظرفیت بالای شخصیتش داره. اما این ظرفیت رو صرف یک مشت مسائل بیهوده کردند (انقدر بیهوده که حتی نمیتونن ازش دفاع کنند. بش میگفتم نان برکت خداست بیشتر، یا آب؟ حتی در قرآن هم ازش اسم برده شده. بدون نان میشه روزها زنده موند، اما بدون آب چطور؟ ازینکه آب پاک وارد شبکه نجاسات میشه ناراحت نمیشید؟ و گفت آره اینم هست! یعنی چی آره اینم هست؟ هفتاد هشتاد سال عمر میکنید اما به چیزهایی که مقدس میدونید فکر نمیکنید؟ نان سمبل روزی خداست؟ تا کی میخواید درگیر سمبلها و نشانهها باشید؟). مجتهد دیروز فقط برای سطحی ماندن گناهکار نبود، با مقدسسازیهای بیمعنی در هدر دادن ظرفیت شخصیت آدمها هم مقصر بود. بعبارتی هم کم میفهمید، هم روی کمفهمی خودش غیرت غلیظی داشت، و این غیرت جاهلانه رو به عوام هم منتقل میکرد. و نتیجه شد چاهکنی که فکر و ذکرش اختلاط خوراکیهای هضم نشده با خوراکیهای هضمشدهست و به خاطرش هزینههای زیادی هم میده، اما تا آخر عمرش متوجه نمیشه چرا فقیره و چرا باید تا ۷۵ سالگی کار کنه. دقیقا این مجتهدان و عالمان شیعی بودند که این خسارات بزرگ رو وارد کردند، اما با پراکندن عمدی مجموعهای از قصههای ساینسفیکشن درباره کرامات فیلمهندیطور و ارتباطات گرافیکیشون با امام زمان، خودشون رو نخبگان تکرارناشدنی جامعه اسلامی جا زدند!
تو دلم گفتم مجتهدهایی که حاضر نیستند برای سود بانکی از کلمه «حرام» استفاده کنند و به «اشکال دارد» بسنده میکنند، آخرین چیزی که براشون اهمیت داره چاه آشپزخونه شماست پدر من. در دینی که حکومتی شده، مجتهد هم یک بروکرات معمم میشه. کافیه بوروکراتهای کتشلواری بش بگن فلان کار از لحاظ مهندسی توجیه نداره. مخصوصا که این حرامسازی، نفع مالی برای حوزه نداره.
اما مسئله بیخاصیتشدگی مجتهد امروزی نیست، به درک که جایگاه رفیعشون رو از دست دادند. مسئله سطحی بودن مجتهدهای تأثیرگذار دیروزه. نفوذشون در توده عوام اهرمی بود که میتونستن باش جامعه رو از سطحی که بود بالاتر بکشند، اما ازش استفاده کردند برای تلف کردن احساسات معنوی آدمها. اینکه یک کارگر بدبخت به خاطر یک هدف معنوی یک چاه بکنه و هیچ دستمزدی نگیره، نشان از ظرفیت بالای شخصیتش داره. اما این ظرفیت رو صرف یک مشت مسائل بیهوده کردند (انقدر بیهوده که حتی نمیتونن ازش دفاع کنند. بش میگفتم نان برکت خداست بیشتر، یا آب؟ حتی در قرآن هم ازش اسم برده شده. بدون نان میشه روزها زنده موند، اما بدون آب چطور؟ ازینکه آب پاک وارد شبکه نجاسات میشه ناراحت نمیشید؟ و گفت آره اینم هست! یعنی چی آره اینم هست؟ هفتاد هشتاد سال عمر میکنید اما به چیزهایی که مقدس میدونید فکر نمیکنید؟ نان سمبل روزی خداست؟ تا کی میخواید درگیر سمبلها و نشانهها باشید؟). مجتهد دیروز فقط برای سطحی ماندن گناهکار نبود، با مقدسسازیهای بیمعنی در هدر دادن ظرفیت شخصیت آدمها هم مقصر بود. بعبارتی هم کم میفهمید، هم روی کمفهمی خودش غیرت غلیظی داشت، و این غیرت جاهلانه رو به عوام هم منتقل میکرد. و نتیجه شد چاهکنی که فکر و ذکرش اختلاط خوراکیهای هضم نشده با خوراکیهای هضمشدهست و به خاطرش هزینههای زیادی هم میده، اما تا آخر عمرش متوجه نمیشه چرا فقیره و چرا باید تا ۷۵ سالگی کار کنه. دقیقا این مجتهدان و عالمان شیعی بودند که این خسارات بزرگ رو وارد کردند، اما با پراکندن عمدی مجموعهای از قصههای ساینسفیکشن درباره کرامات فیلمهندیطور و ارتباطات گرافیکیشون با امام زمان، خودشون رو نخبگان تکرارناشدنی جامعه اسلامی جا زدند!
❤4
در یک تحقیق مشخص شده بود کسانی که قسمتهای بزرگی از بدنشون رو خالکوبی میکنند در مقایسه با بقیه آدمها آیندهنگری کمتری در زندگیشون دارند. یعنی اون خالکوبی فقط یکی از کارهاییه که بدون نگاه بلندمدت به آینده انجام میدن. صرفا رفیق ناباب و محیط گنگستری نیست که باعث میشه فرد دست به این کار بزنه. افرادی وجود دارند که دقیقا در همون محیطند اما روی بدنشون حتی یک کلمه هم دیده نمیشه. با خالکوبی نمیخواد ثابت کنه آینده براش مهم نیست، اصلا نمیخواد چیزی رو ثابت کنه، بلکه خیلی ساده به آینده فکر نمیکنه!
اشغال سفارت آمریکا هم یکی از خالکوبیهای روی تن ایران بود، که نشون داد اینجا کسی به آینده فکر نمیکنه. نه میشه مخفیش کرد، نه میشه پاکش کرد. مثل اینه که روی گونهت تتو کرده باشی «فاک یو». با اون صورت چجوری میشه رفت به مجلس مهمانی؟ حتی ماسک بهداشتی هم نمیتونه پنهانش کنه (مگر اینکه صورتت رو مثل جوکر رنگ کنی). برخی در این وهمند که سازش نظام ایران و یکی از دولتهای آمریکا مسئله رو حل میکنه. گود لاک ویت دَت.
اشغال سفارت آمریکا هم یکی از خالکوبیهای روی تن ایران بود، که نشون داد اینجا کسی به آینده فکر نمیکنه. نه میشه مخفیش کرد، نه میشه پاکش کرد. مثل اینه که روی گونهت تتو کرده باشی «فاک یو». با اون صورت چجوری میشه رفت به مجلس مهمانی؟ حتی ماسک بهداشتی هم نمیتونه پنهانش کنه (مگر اینکه صورتت رو مثل جوکر رنگ کنی). برخی در این وهمند که سازش نظام ایران و یکی از دولتهای آمریکا مسئله رو حل میکنه. گود لاک ویت دَت.
باید این سوال رو پرسید که شهید مطهری در طول عمر خودش چقدر از وقتش رو صرف تربیت فرزند کرده؟ به نظر میرسه اصلا وقت و انرژی نذاشته بوده. منکر اینکه آدمها مسیر خودشون رو میرن نیستم، اما باید یه تفاوتی باشه بین کسی که تو خونهی یک «مثلا عالم دینی» بزرگ شده، و کسی که از بچگی ولش کردن تو کوچه تا همسایهها و رهگذرها تربیتش کنند.
اینترنت و شبکههای اجتماعی، فارغ از تمام مزایای پرشمار ریز و درشتش، ازین جهت یک انقلاب در تاریخ بشر ایجاد کرد که طبقه الیت لخت شدند! هر کسی، هر خانوادهای، هر تیمی، هر قبیلهای، هر طبقهای، که از قبل دارای اعتبار و جایگاهی بودند، در معرض شفافیت و قضاوت قرار گرفت و معلوم شد خیلی ازون لیبلهای افتخارآمیز، فیک بوده!
البته فکر نکنید ساکت مینشینند. به زودی قوانین و مقرراتی وضع میشه که مسخره کردن مقامات و «رجل» معتبر سیاسی/اجتماعی/فرهنگی/هنری رو ممنوع کنه. منظورم توهین نیست، اون همین الان هم ممنوعه. اینکه بخندیم بشون هم ممنوع خواهند کرد.
https://t.me/sahandiranmehr/21577
اینترنت و شبکههای اجتماعی، فارغ از تمام مزایای پرشمار ریز و درشتش، ازین جهت یک انقلاب در تاریخ بشر ایجاد کرد که طبقه الیت لخت شدند! هر کسی، هر خانوادهای، هر تیمی، هر قبیلهای، هر طبقهای، که از قبل دارای اعتبار و جایگاهی بودند، در معرض شفافیت و قضاوت قرار گرفت و معلوم شد خیلی ازون لیبلهای افتخارآمیز، فیک بوده!
البته فکر نکنید ساکت مینشینند. به زودی قوانین و مقرراتی وضع میشه که مسخره کردن مقامات و «رجل» معتبر سیاسی/اجتماعی/فرهنگی/هنری رو ممنوع کنه. منظورم توهین نیست، اون همین الان هم ممنوعه. اینکه بخندیم بشون هم ممنوع خواهند کرد.
https://t.me/sahandiranmehr/21577
Telegram
سهند ایرانمهر
13آبان/دانشگاه شهید بهشتی
دانشجوی مرد به علی مطهری: قرص فراموشیتان را همراه داشته باشید
واکنش علی مطهری به دانشجو
@sahandiranmehr
دانشجوی مرد به علی مطهری: قرص فراموشیتان را همراه داشته باشید
واکنش علی مطهری به دانشجو
@sahandiranmehr
❤3
شاه صنم
<unknown>
من که ماشین ندارم. شما که دارید استفاده کنید. به درد ترافیکهای بارونی پاییز میخوره.
دقیقا همین چند روز پیش بود که گروهی از دانشمندان گفتند حتی مصرف کنترل شده گوشت قرمز هم ریسک بیماریهای قلبی رو بالا میبره، حالا گروه دیگهای از دانشمندان میگن اصلا رابطهای بین گوشت قرمز و بیماریهای قلبی پیدا نکردند!
سیصدسال پیش وقتی دانشمندان به کشفیاتی میرسیدند، فقط بین خودشون دست به دست میچرخید. بحث و جدل بین خودشون بود. اما الان خروجی لابرآتورها مستقیم میرسه دست مردم. اینکه دانشمندان با هم دیگه توافق نداشته باشند چندهزارسال سابقه داره و چیز جدیدی نیست، اما اینکه عدم توافقشون بیاد کف خیابون و مردم رو گیج کنه، مختص دوران ماست. اما این صرف پابلیک شدنش نبود که مردم رو گیج کرد. دانشمند نوعی در تبدیل محتوای علمی به محتوای رسانهای، ژست پیامبرگونه هم میگرفت، که این کار درست است و این کار غلط. کلمه پیامبر یکم نامناسبه براش، کلمه پرافت در انگلیسی بیشتر بش میخوره (اینکه طرف میگه به بهشت خواهید رفت یا جهنم یا هرچه، در واقع داره پیشگویی میکنه. پرافسی). اینها میخواستند جای خالی پرافتها رو در جامعه مدرن پر کنند. اما برخلاف پرافتهای دنیای قدیم، با هم هماهنگ نیستند.
سیصدسال پیش وقتی دانشمندان به کشفیاتی میرسیدند، فقط بین خودشون دست به دست میچرخید. بحث و جدل بین خودشون بود. اما الان خروجی لابرآتورها مستقیم میرسه دست مردم. اینکه دانشمندان با هم دیگه توافق نداشته باشند چندهزارسال سابقه داره و چیز جدیدی نیست، اما اینکه عدم توافقشون بیاد کف خیابون و مردم رو گیج کنه، مختص دوران ماست. اما این صرف پابلیک شدنش نبود که مردم رو گیج کرد. دانشمند نوعی در تبدیل محتوای علمی به محتوای رسانهای، ژست پیامبرگونه هم میگرفت، که این کار درست است و این کار غلط. کلمه پیامبر یکم نامناسبه براش، کلمه پرافت در انگلیسی بیشتر بش میخوره (اینکه طرف میگه به بهشت خواهید رفت یا جهنم یا هرچه، در واقع داره پیشگویی میکنه. پرافسی). اینها میخواستند جای خالی پرافتها رو در جامعه مدرن پر کنند. اما برخلاف پرافتهای دنیای قدیم، با هم هماهنگ نیستند.
❤4
سر قضیه قاضی کاوانا مجموعهای از اعضای فمنیست، کانالم رو ترک کردند، چون «عصبانی» بودند که ادعای زنانی که بش تهمت میزدند رو باور نمیکردم. چون مبتلا به واژنیسم نیستم.
کاش میشد تیتر این خبر رو براشون فرستاد. یکی از زنانی که بش تهمت زده بود اعتراف کرد فقط «عصبانی» بوده و یه قصه از خودش درآورده و نوشته.
یه بازی کثیف سیاسی بود در داخل طبقه الیت، و در سیاست ازین بازیها هست همیشه. مسئله این بود که مردم عادی فکر میکنند این بازیها بازی خودشونه و میپرن وسطش! و حتی از چیزی که هست بالاتر میبرنش. تا جایی که این بازی سیاسی رو تبدیل کردند به میدان سنجش وجدان افراد و بازنگری در اخلاقیات کلاسیک! انگار تو توالت بیان درباره اینکه مسیح زندهست یا نه بحث کنند! اونم توالتی که مال ما از بهترونه و نمیدونیم کدوم شاسی رو فشار بدیم آب بیاد!
کاش میشد تیتر این خبر رو براشون فرستاد. یکی از زنانی که بش تهمت زده بود اعتراف کرد فقط «عصبانی» بوده و یه قصه از خودش درآورده و نوشته.
یه بازی کثیف سیاسی بود در داخل طبقه الیت، و در سیاست ازین بازیها هست همیشه. مسئله این بود که مردم عادی فکر میکنند این بازیها بازی خودشونه و میپرن وسطش! و حتی از چیزی که هست بالاتر میبرنش. تا جایی که این بازی سیاسی رو تبدیل کردند به میدان سنجش وجدان افراد و بازنگری در اخلاقیات کلاسیک! انگار تو توالت بیان درباره اینکه مسیح زندهست یا نه بحث کنند! اونم توالتی که مال ما از بهترونه و نمیدونیم کدوم شاسی رو فشار بدیم آب بیاد!
ایشون یه پروفسوره که وقتشو گذاشته روی مطالعه درباره اسلامگرایان رادیکال و صراحتا میگه بغدادی از لحاظ استراتژی یک ابله بود، جانشینش هم هرکی باشه یک ابله خواهد بود، و هیچ شواهدی وجود نداره که نشون بده اینا از اشتباهات درس میگیرند.
اما چطور گروهی از ابلهان که پشت سرهم اشتباه میکنند میتونند چندصدمیلیون نفر رو در یک منطقه گرفتار خودشون کنند؟ ما این مشکل شناختی رو در ایران درباره جمهوریاسلامی هم داریم. وقتی من درباره بلاهت اینها مینویسم دوستان میگن اگه ابله بودند نمیتونستند چهل سال به ما حکومت کنند! به داعش نگاه کنید و ببینید چطور ممکن میشه.
اما چطور گروهی از ابلهان که پشت سرهم اشتباه میکنند میتونند چندصدمیلیون نفر رو در یک منطقه گرفتار خودشون کنند؟ ما این مشکل شناختی رو در ایران درباره جمهوریاسلامی هم داریم. وقتی من درباره بلاهت اینها مینویسم دوستان میگن اگه ابله بودند نمیتونستند چهل سال به ما حکومت کنند! به داعش نگاه کنید و ببینید چطور ممکن میشه.
بدهی پرریسک شرکتها با ICR کمتر از ۱ در آمریکا به ۲۵ درصد کل تولید ناخالص ملی و در چین به ۳۵ درصد تولید ناخالص ملی رسیده! کمتر از ۱ یعنی شرکتهایی که این بدهیها رو دارند، انقدری پول نقد درنمیارن که بتونن حتی سود وامهایی که گرفتن پرداخت کنند. یعنی لب به لب دارن به بقای خودشون ادامه میدن. یعنی کافیه یه تکون بد در اقتصاد جهانی رخ بده و فروششون کاهش پیدا کنه تا این شرکتها زیر بدهیها از بین برن.
نه فقط سرمایهداران، بلکه به نفع کارگران دنیاست که ترامپ باز هم در انتخابات برنده شه تا لاقل اون تکون بد یکم به تأخیر بیفته. اندفعه اگه بحرانی پیش بیاد، بزرگتر از سال ۲۰۰۸ میشه، چون دفعه بعد بازار از ارتفاع بالاتری پرت میشه پایین، و لذا استخوانهای بیشتری خرد خواهد شد.
نه فقط سرمایهداران، بلکه به نفع کارگران دنیاست که ترامپ باز هم در انتخابات برنده شه تا لاقل اون تکون بد یکم به تأخیر بیفته. اندفعه اگه بحرانی پیش بیاد، بزرگتر از سال ۲۰۰۸ میشه، چون دفعه بعد بازار از ارتفاع بالاتری پرت میشه پایین، و لذا استخوانهای بیشتری خرد خواهد شد.