Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
«اگه بغدادی واقعا در ادلب کشته شد، پس:
- برای شورشیان اسلامگرا تحقیرآمیزه، چون یعنی بین خودشون پنهان شده بوده
- برای اسد بشدت تحقیرآمیزه، چون یعنی از مناطق تحت تصرف حکومت رد شده تا برسه ادلب.
- برای روسیه تحقیرآمیزه چون چهار سال تمام ادلب رو زیرنظر داشت و بمباران کرد اما پیداش نکرد و نزدش».

این یک هت‌تریک برای آمریکا حساب میشه، اما ازونجایی که گلوبالیست‌های تشکیلات سیاسی آمریکا بیشتر با قدرت‌های بیرونی همراهی دارند تا با منافع آمریکا، به جای تحسین این عملیات به یک رسوایی سیاسی دیگه برای ترامپ تبدیلش می‌کنند. ایندفعه بهانه‌شون این خواهد بود که دولت ترامپ و اردوغان گروکشی کردند (یعنی آمریکا در ازای اطلاعات درباره بغدادی اجازه تجاوز به مناطق کردها رو بشون داد). از الان به اونایی که برای کردها روضه می‌خوندن دقت کنید، به زودی شروع خواهند کرد.
4
تماشای افتادن مذهبی‌های اصلاح‌طلب در این ویل فلاکت حقیقتا لذت بخشه. آدم‌هایی که در خانواده مذهبی بزرگ شدن و هیچ طغیانی هم نکردند و به اندازه پدر و مادرشون مذهبی باقی موندند، با کمی تخفیفات در شرعیات البته، اما به خاطر بقای نظام و حفظ وضع موجود به ابتدایی‌ترین اصول مذهب پشت کردند، یک صحنه لذت بخشه. کارشون به جایی رسیده که «پرهیز از غذا خوردن در رستوران غصبی» رو مسخره می‌کنند! در «فقه پویا»ی این‌ها، اگه پراکندگی پول حرام از یک حدی بیشتر شد، پرهیزکاری مذهبی معنی نخواهد داشت و خنده‌دار خواهد بود! اینه خروجی مراجعی مثل خمینی و منتظری و صانعی!
اما موضوع خنده‌دار یه چیز دیگه‌ست. و اون اینه که قشر سکولار که از مذهب بریده و به حلال و حرام کار نداره، داره به قشری که یک عمر در بکن نکن‌های فقهی شنا کرده گوشزد می‌کنه که نباید نسبت به پول کثیف بی‌تفاوت بود. مثل اینه که یک گیاهخوار به مسلمانی که داره با ولع گوشت خوک میخوره بگه «با خوک کاری ندارم ولی انقدر گوشت قرمز هم برات خوب نیست».
کاش آیندگان بدونند در چه وضعیت آبزوردی بودیم.


https://t.me/ahmadzeidabad/955
5
سوزا، عکاس اوباما بود، که عاشق اوباما هم هست، و حاضره جون بده براش و حتی شعر بنویسه براش. ۶ ساعت پیش اون توعیت رو زد و القاء کرد ساعت گرفته شدن عکس با ساعت حمله همخوانی نداره. اما ۲ ساعت پیش یک اصلاحیه زد که نشون میداد اشتباه میکرده. ساعت ۳ و نیم هلی‌کوپترها حتی بلند نشده بودند! اما توعیت قبلیش رو که هزاران بار بازنشر شد پاک نکرد. کاربر ایرانی هم توعیتش رو پاک نمی‌کنه.
چون روال اینه که به جای اینکه احساسات‌شون رو با واقعیت وفق بدن، واقعیت رو با احساسات‌شون تنظیم می‌کنند. نه هزینه‌ای میدن، نه عذرخواهی می‌کنند.
5
کسانی که در این لحظات به بقیه ایراد می‌گیرند که برای مرگ ابوبکر بغدادی خوشحالی نکنید چون هرچه که بود انسان بود و نابودی یک انسان جشن گرفتن نداره، دغدغه انسانی ندارند. بعضی‌ها در جواب به این افراد میگن بغدادی آدم نبود اصلا، هیولا بود، یا سگ بود، یا شیطان بود، یا هرچه. اما واقعیت اینه که انسان بود، و وقتی بچه بود مثل ما بچه بود. اتفاقا وقتی بچه بود بیشتر مثل من بچه بود.. وقتی بچه‌های دیگه اهمیت نمیدادند، داوطلبانه فرش‌های مسجد رو جارو می‌کرد، دقیقا کاری که من می‌کردم. برای اینکه اون بچه به یک هیولا تبدیل شد، باید تأسف خورد. مسئله این نیست. مسئله اینه که دنیای ما شلوغ‌تر و وحشی‌تر ازونه که جا داشته باشه برای تأسف خوردن برای ابوبکر خردسال! اون‌ها دغدغه انسانی ندارند چون در چیزی که ادعاش رو دارند ثبات ندارند. ابوبکر بغدادی آخرین نفریه که باید محزون از نابودیش بود، پس برای تمام افرادی که کمی بهتر از بغدادی بودند و نابود شدند باید محزون‌تر شد. آیا میشن؟ خیر. برای آواره‌های جنگ محزون شدند؟ خیر. برای برده‌های جنسی داعش محزون شدند؟ خیر. و این‌ها آدم‌هایی بودند که هیچ خطایی نکرده بودند و نابود شدند. اگه وسط‌های کاروان بشری رو نادیده میگیری، و برای اونی که انتهایِ انتهای کاروان قرار گرفته غصه میخوری، یعنی غصه اون آدم رو هم نمیخوری. فقط میخوای با جمع مخالفت کنی.
حالا چه لزومی داره حتی در این لحظات هم با جمع مخالفت کنند؟ چون عملیات‌هایی ازین دست، یک نوع احیای سمبلیک زندگی بدوی ماست، که در اون خشونت نتیجه میداد. گرامی‌داشتن قتل رهبر تروریست‌ها، گرامی‌داشت زندگی گذشته‌ست، که اجتماع خشونت می‌ورزید و خودش رو از آسیب یاغی‌هایی که قصد برهم زدن اون جامعه رو داشتند خلاص می‌کرد. چپ تجددگرا که مدت‌هاست اصل خشونت رو تکفیر و تقبیح می‌کنه، از نمایش پیروزمندیش خرسند نیست. این‌ها ازینکه می‌تونیم یه چیزی بفرستیم روی خونه فرد یاغی که چهل متر در چهل متر چاله ایجاد کنه و همه‌چی از جمله خود اون فرد رو پودر کنه، حرص می‌خورند. چون نشون میده که برخلاف آرمان‌شون، خشونت منقرض نشده، بلکه آداپته شده. در این نوع تجددگرایی هرچه که متعلق به گذشته‌ست، باید منقرض بشه، و خشونت هم متعلق به گذشته‌ست.

اما دنیای واقعی یه جور دیگه کار می‌کنه.
7
به این جمعیت تظاهرات‌کنندگان در شیلی گفتند ۱ و نیم میلیون نفر! هیچ خبرنگاری از هیچ رسانه جمعی معتبری هم نگفت «چجوری شمردید؟».
اگه قرار بود سرنوشت کشور رو در خیابان رقم بزنند، پس دموکراسی برای چی بوجود اومد؟ در دموکراسی هرکس فقط یک رأی داره، اما در خیابان اونی که اومده بیرون عوض اونایی که نیومدن بیرون هم تصمیم می‌گیره.
اون تربیت غلطی که به صورت فردی در جامعه رایج شد، حالا به ساحت سیاسی اجتماعی وارد شده. نسلی که تا بچه کمی نق میزد همه خواسته‌هاش رو برآورده می‌کرد، نسلی ساخت که فکر می‌کنه اگه نق بزنه آرزوهای اقتصادی و اجتماعیش برآورده میشه. و متأسفانه دولت‌ها هم دارند نقش همون والدین رو ایفا می‌کنند با «پیام شما را دریافت کردیم»ها و تسلیم شدن‌ها به معرکه‌‌گیری‌های خیابانی. با این تفاوت که والدین بچه، هزینه خواسته‌هاش رو از جیب خودشون میدادند، ولی دولت جیبی از خودش نداره و همه هزینه‌ها رو باید از جیب خود این نق‌زنندگان برداره.
جوامعی که هم به دموکراسی پشت کنند و هم به عقل سلیم، آینده درخشانی انتظارشون رو نمی‌کشه.
یکی از شعارهای درخشان تظاهرکنندگان شیلی:
«افسردگی نبوده. سرمایه‌داری بوده».
پس‌فردا اسهال هم بگیرند میان بیرون می‌نویسند: کالباس آلوده نبوده، سرمایه‌داری بوده!

اگه سرمایه‌داری نبود همون اسپری هم نمی‌تونست گیر بیاره. چون باید میرفت تو صف اسپری دولتی وایمیساد و آخر هم بش نمیرسید.
7
کالیفرنیا، ایالتی که اقتصادش به بزرگی اقتصاد آلمانه، ایالتی که به تنهایی می‌تونه یک کشور مستقل باشه، ایالتی که بعد از نیویورک محل تجمع و تمرکز ثروته، ایالتی که هزاران میلیونر و کارآفرین رو در خودش جا داده، ایالتی که بیشترین مالیات رو ازشون می‌گیره، مثل گدا آویزان دولته تا برای کنترل آتش‌سوزی‌ها و قطعی برق بودجه بگیره! و چنان لنگ این پوله که فرماندار دموکرات ایالت، برای چند لحظه تمام کینه‌توزی‌هایی که حزبش علیه رییس‌جمهور روا داشته رو میذاره کنار و از ترامپ تشکر می‌کنه!
این چه سیستمیه که ثروتمندترین هم باشی باز هم گدایی؟ بله. سیستم «دولت رفاه». که پول برای تبلیغ همجنسگرایی و گیاهخواری داره، اما برای خاموش کردن آتش، نه.
6
ایرانی‌های امروز کوروش رو به صورت مناسبتی گرامی میدارند، نه ارزشی، و ذهنیتی که از امپراطوری هخامنشی دارند کاملا هالیوودیه. اگه شرایطی که این شاه بزرگ بوجود آورده بود همین الان جاری می‌شد، دست به شورش و انقلاب می‌زدند. نه به خاطر دیکتاتوری، که همین الانش هم تا حد زیادی باش کنار میان و معتقدند اگه نباشه «سنگ رو سنگ بند نمیشه»، بلکه به خاطر چندملیتی بودن امپراطوری. آیا ایرانی‌ها مطمئنند که می‌توانند جامعه‌ای رو تحمل کنند که هزار رنگ و نژاده؟ فرض کنیم شرایط دوره هخامنشی به دموکراسی هم مجهز شد.. آیا مطمئنند که می‌توانند رأی اعراب و افغان‌ها و ترک‌ها رو بپذیرند؟ آیا فارس‌ها مطمئنند که می‌توانند تحمل کنند که اکثریت نباشند؟ آیا ترک‌ها مطمئنند که اگر اکثریت شدند (با الحاق ترکیه و کشورهای شمال شرق ایران به امپراطوری) می‌توانند بپذیرند که مثلا یک لُر شاه باشد؟
من که بعید می‌بینم. وضع «ملت بودن» ما خیلی بهتر از بقیه کشورهای صحاری خاورمیانه‌ست. اما با یک حوض رنگارنگ و آرام، خیلی فاصله داریم. مشکل این نیست که کوروش خوابیده. مشکل این است که ما دیگه ایرانی ۲۵۰۰ سال پیش نیستیم. یک چیزهایی که خیلی مهم نبوده برامون مهم شده، و چیزهایی که مهم بوده دیگه برامون مهم نیست. بعضی‌هاش مثبت، و بعضی‌هاش تأسف‌بار.
9
Anarchonomy
Photo
سرمایه‌داری مبتی بر تولید و مبتنی بر بانک؟ این تعاریف غریبند، و ناصحیح. همون سرمایه‌داری که گوگل رو ایجاد کرد، بانک‌ها و موسسات مالی هم ساخته بود که گوگل رو از یک نوزاد به یک غول تبدیل کنه. بدون همین بانکی‌های رذل! استیو جابز در همون گاراژش باقی میموند. اونچه که شما ازش گله‌مندید ربطی به سرمایه‌داری نداره، بلکه محصول مستقیم و غیرمستقیم متورم شدن دولته. اون استاد‌ دانشگاه منحوس که درباره مسکن مهر حرف میزد با وقاحت می‌گفت این پروژه دولتی نبود که، پول مردم بود، شرکت‌های خصوصی هم اومدن انجام دادند! که یعنی این افتضاح محصول دولت نیست، نتیجه سرمایه‌داریه! خب شما برای سر یک فرد هم جایزه بذاری بالاخره یه عده سرش رو میارن برات، این یعنی سرمایه‌داری باعث شده برگردیم به دوران ابوسفیان و گردن‌ زدن‌های صحرای حجاز؟ دولت یک دزده که میتونه انباشتی از پول رو متمرکز کنه. مسلمه و طبیعیه که افراد، سازمان‌ها، شرکت‌ها طمع کنند به اون پول، و برنامه بچینند براش، و دست به هرکاری بزنند برای کندن ازش، به هرمقداری. سرمایه‌داری نگفت به اون انباشت نگاه نکنید و نادیده بگیرید و فکر کنید نیست (مثل مذهب نیست که بگه نگاه به زن جذاب تیری است که از سوی شیطان پرتاب میشود و در چشمانت فرو می‌رود!). سرمایه‌داری از ابتدا میخواست این دزد وجود نداشته باشه یا هیچ‌کاره باشه. اتفافی که در سی سال گذشته افتاد کرم‌خوردن سرمایه‌داری نبود، بیش از حد بزرگ‌شدن دولت‌ها بود. این دولت‌ها هستند که بازارها رو دست کاری می‌کنند، در جریان‌های محلی و بین‌المللی تجارت دخالت می‌کنند، پول بی‌معنی چاپ می‌کنند، و همزمان هزینه‌های بی‌معنی به بار میارن. و چه کسی می‌خواست و هنوز هم می‌خواد که دولت ازینی که هست بزرگتر شه و بیش ازین دخالت کنه و بیش ازین خرج به بار بیاره؟ چپ‌ها! چه کسی حق مالکیت افراد رو در حد آب بینی بز حساب می‌کنه؟ همین چپ‌ها.
بنابراین خیر، سوء تفاهمی بین من و اون چپ‌ها وجود نداره. نیاز به هیچ پیشوند و پسوندی هم نیست. هم اون چیزی که اون‌ها میخوان واضحه هم اون چیزی که ما میگیم.
یا شاید شما گیجید که متوجه نمیشید عمدا نقش این سگ رو پررنگ کرد تا بگه باید با اسلامگراها مثل سگ برخورد کرد! سگ با تروریست‌ها گفتگو نمی‌کنه، تساهل نمی‌کنه، رواداری مذهبی هم نداره. ضمنا این سگ رو نمیتونن بعدا تحت فشار بذارن که بگه از ترامپ بدش میاد، یا بگه به کی میخواد رأی بده. سگ حرف نمیزنه، نمیگه واقعا چی شد، جانبداری نمی‌کنه، و رأی نمیده.

ولی خب شما اصلاح‌طلبِ #من_سپاهی_هستم هستی و حالا یه سگ روی سکویی ایستاده که سردار عارف‌تون رو میخواستید بذارید روش..! اوخ.. چه بد و ناراحت‌کننده!
5
حقوق مدیرعامل والمارت ۲۳ میلیون دلار در ساله و حقوق کارگر والمارت ۲۲ هزار دلار. نماینده مجلس مسلمان! میگه علتش اینه که سیستم اقتصادی آمریکا برای کار کارگر ارزش قائل نیست!

به شکل تاریخی رابطه مستحکمی بین اسلامگراها و کمونیسم برقرار بوده، اما این اسلامگراها با خود اسلام هم چندان آشنایی ندارند. در صدر اسلام که هنوز مفاهیم مدرن مثل اقتصاد و بازار آزاد وجود نداشت، پیامبر تا زمانی که طرف دزدی نکرده باشه و خمس و زکاتش رو داده باشه با هزار برابر بودن درآمدش نسبت به دیگران مشکل نداشت. و کسی هم نمی‌گفت چرا مشکل نداری. یعنی عرب بی‌سواد بیابان‌گرد چهارده قرن پیش هم می‌فهمید اونی که میره خار جمع می‌کنه میاره تو شهر میفروشه نباید به اندازه تاجری که از امپراطوری روم جنس آورده به این برهوت و در مسیر با چندین تیم راهزن درگیری مسلحانه داشته، درآمد داشته باشه. کسی به خاطر این اختلاف نمی‌گفت «سیستم ما برای خارکن ارزش قائل نیست!». چی میشه که فهم یک آدم در ۲۰۲۰ سال پس از میلاد مسیح از فهم اون اعراب بیابانگرد هم عقب‌تر میمونه؟ و چی میشه یک عده میرن به این نفهم‌ها رأی میدن؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خبرنگار رسانه آزاد در کشور آزاد به جای اینکه به دنبال پاسخگو کردن نظامیان برای دخالت نظامی در کشورهای دیگه باشه، دنبال اینه که بشون گوشزد کنه نباید دخالت رو متوقف کنند! حیرت‌انگیزه.
میپرسه توضیح بدید اگه در سوریه حضور نظامی و پایگاه نداشتیم عملیات زدن ابوبکر بغدادی چقدر دشوارتر می‌شد؟ یعنی فرض رو بر این گذاشته که دشواره، فقط از مقامات میخواد بگن «چقدر»!
رییس ستاد مشترک هم جیش می‌کنه روش و میگه: ارتش آمریکا هر هدفی را در هر زمانی و در هر مکانی از دنیا می‌تواند مورد حمله قرار دهد! (یعنی تو فکر می‌کنی پایگاه لازمه، ما فکر نمی‌کنیم لازمه).

ممکنه بعضی‌ها فکر کنند این یک بلوفه. من که معتقد نیستم بلوفه، ولی اگه باشه هم بلوف درستیه، چون جواب چنین خبرنگاری رو باید همینجوری داد. جواب درست، لزومی نداره عین حقیقت باشه. جواب درست یعنی در اون زمان و در اون مکان و در اون موقعیت و در برابر اون مخاطب، باید اون جواب رو داد. اگه چیزی غیر ازون بگی غلطه، حتی اگه حقیقت باشه.
این عکس از تظاهرات بولیوی میتونه انعکاس قشنگی از وضعیت «مردم گرفتار» باشه. پلیس ضدشورش طوری از پشت سپرش داره به اون سمت میدان جنگ خیابانی نگاه می‌کنه که انگار بیشتر دلتنگ اونطرفه تا دلبسته اینطرف.
مورالس با پشتوانه قضاتی که خودش نصب کرده بود محدودیت دو دوره‌ای بودن ریاست رو حذف کرد از قانون اساسی و حالا داره ازش استفاده می‌کنه تا بتونه تا سال ۲۰۲۵ در قدرت باقی بمونه، و ملت ریختن بیرون تا به انتخابات اعتراض کنند.
ملت گرفتار یعنی همین. از مفاهیم پایه‌ که در تمدن غرب شکل گرفت و تکامل پیدا کرد کاملا محروم بودند، و ناگهان صندوق رأی اومد! و الان نه قبیله هستند کاملا، نه دموکراتیک کاملا! معلوم نیست کجا هستند دقیقا. از چهره این پلیس میشه «چرا اینجوری شد؟» رو خوند.
4
چنان نوشته بود «تماشا کنید» گفتم لابد چه جواب دندان خردکنی داده شده که باید حتما تماشا کرد. اما جوابش اینه: هر اتفاقی بیفته من بیت‌کوینم رو نمیفروشم، چون من بیت‌کوینم را دوست می‌دارم.. بیت‌کوینم زنمه، حقمه، ناموسمه...!

میگه هنوز میشه تو یونان دراخما رو خرید و فروش کرد! خب بشود، که چه؟ به چه کار اقتصاد میاد؟ تازه دراخما یک واقعیت فیزیکی داره، همین الان داره معاملاتی در دنیا انجام میشه که هیچ پول فیزیکی یا غیرفیزیکی واسطه‌ش نیست. مثل بلوچستان خودمون که مواد میدن و دختر می‌گیرن. نکنه اینو هم باید گرامی بداریم؟ ارزی که فقط عشاقش قبولش داشته باشند به چه درد من میخوره؟ به چه درد تمرکززدایی میخوره؟ چه فکری می‌کنند با خودشون؟ همین‌مون مونده بود که پیرامون یک ارز هم یک فرقه مذهبی شکل بگیره، که شکل گرفت!
میخوای بگی آینده بیت‌کوین تیره و تار نیست بگو آینده پول دولتی هم درخشان نیست، چه نیازیه شعر نو بگی؟


https://t.me/arzdigital/4832
Anarchonomy
سبک تیتر زدن رو هم ببینید، عین روایات صدر اسلامه.. پیامبر در حال کار در نخلستان بود، ناگهان کافری آمد و گفت درباره خدای شما تردید دارم.. حضرت نشست و گفت فلان..!
اوه ارور دادم. پیامبر تو نخلستان کار نکرد هیچوقت، اون امیرالمومنین علی بود. پیامبر بیشتر در بیزینس مدیریت غنائم بود. ولی بهرحال.‌.. نکته را گرفتید.
وقتی خانوم کنار دستم تو تاکسی کرایه دو نفر رو حساب کرد و باعث شد کمرم یه مسیر چهل و پنج کیلومتری رو با آزار کمتری سپری کنه، از خودم می‌پرسیدم فاصله خالی که بین‌مون ایجاد شد تماما به درد خودش نمیخوره (بهرحال قرار نبود دراز بکشه و سرش رو بذاره رو پاهام)، قسمتی ازین فاصله خالی به خدمت من دراومده، در حالی که طلبش نکرده بودم، و پولی بابتش نداده بودم. آیا این مصداق مفت‌خوری نیست؟ من از چی بهره‌مند شدم؟ از کجا اومد؟ اگه یک عطر خوب زده بود که ازش لذت میبردم و حتی روحیه‌م رو عوض می‌کرد (کاری که عطرها می‌کنند)، یعنی از چیزی بهره‌مند شده بودم که پولش رو نداده بودم.
در تمام طول راه به عجیب و غریب بودن این مفت‌خوری فکر می‌کردم.. مفت‌خوری‌ای که زشت نیست. نه ما از دهنده درخواست کردیم که بده، نه اون قصد داشت مشخصا به ما بده. ولی داده شد و دریافت شد، بدون منت از طرف دهنده، و بدون تشکر از سمت گیرنده. ترکیبی که شبیه‌سازی برنامه‌ریزی‌شده‌ش نزدیک به غیرممکنه. همیشه دهندگی یا با منت همراهه یا به قدردانی نیاز داره، یا هر دو باهم. اما این اینطور نیست. این ترکیب عجیب شکل نمی‌گرفت جز اینکه که اونی که پول بیشتری داره، ،برای خودش بیشتر خرج کنه. از ابتدا احسان و نیکوکاری رو غلط تعریف کردیم. برای من اهمیتی نداره اون دنیا از دستگاه قضاوت الهی که معلوم نیست چجوری کار می‌کنه چه کسی امتیاز بیشتری می‌گیره. چیزی که اهمیت داره برخورداری‌های عینی ایجاد شده در همین دنیاست. از ابتدا غلط بود که به اون‌هایی که پول بیشتری داشتند خواستیم برای دیگران خرج کنند. باید می‌گفتیم برای خودت بیشتر خرج کن.‌ اینجوری دیگران بیشتر بهره‌مند خواهند شد. و نه منتی وجود خواهد داشت، نه نیازی به تشکره، و خیلی رندوم‌‌تر توزیع میشه.
6
قسمت‌های ناسالم در ۱۶۰ کشور دیگه موجوده، و راهنمایی عملی حضرات به ایرانیان اینه که «مهاجرت کنید». فراموش نکنید تنها جایی که شیعه میتونه برنده باشه ایرانه. برای همینه که همش رو میخوان. یک انگل اگه بفهمه خارج از بدن میزبان امکان حیات نداره، به هیچ قیمتی از دستش نمیده‌.
10
برادر دخانچی هم میفرماد دو نوع سرمایه‌داری داریم، یکی سرمایه‌داری عادلانه و یکی سرمایه‌داری رانتی! من اینهمه علاقه به پسوند گذاشتن جلوی سرمایه‌داری رو درک نمی‌کنم (یکی میگه سرمایه‌داری تولیدمحور، یکی میگه سرمایه‌داری عادلانه!). سرمایه‌داری رانتی یعنی چه؟ اگه بخوایم مثل مفاهیم مذهبی ازش صحبت کنیم سرمایه‌داری اصولی داره و فروعی. مثل اینکه یواش یواش باید مثل دوره دبستان که شعر درست میکردن برای بچه‌ها که بپرسن «اصول دین چندتاس؟» ما هم باید یه شعر متناسب درست کنیم و اصول سرمایه‌داری رو از عزیزان بپرسیم ببینیم یادشون هست یا نه. اینکه بخش خصوصی کنترل اقتصاد رو در دست داشته باشه و اینکه بازار رقابتی وجود داشته باشه، از اصول سرمایه‌داریه. رانت با هر دوی اینها در تضاده. پس اگر رانت هست، در حدی که کل اقتصاد رو معطل خودش کرده‌ مثل ایران، پس سرمایه‌داری نیست! چطور برای چیزی که نیست پسوند میذارید؟ احتمالا اینطور متصورند که «هرگاه تعدادی سرمایه‌دار در گوشه‌ای جمع شوند و فعالیت خرید و فروش انجام دهند، نوعی از سرمایه‌داری شکل گرفته است». انگار کافیه چیزی فروخته بشه تا بگیم سرمایه‌داریه! آقاجان در ایران کاپیتالیسم حاکم نیست. چجوری آفتاب رو نشونتون بدیم و ثابت کنیم آفتابه؟
بعد با همین تصورات و تعاریف به ما میگن «می‌بینی؟ چپ بودن اصلا چیز عجیبی نیست، کافیه با همه‌چیز رو از دریچه پول دیدن مخالف باشی». بچه زرنگ‌ها تلاش دارند چپ بودن رو نوعی موضع‌گیری اخلاقی جا بزنند، که چپ نبودن بشه غیراخلاقی!
اما دقیقا برعکس، در برابر رانت‌خوارها و در برابر آش شله قلمکاری که اسمش هرچیزی هست غیر از سرمایه‌داری، باید راستگرا بود. بذارید یه مثال بزنم: هیچوقت هیچ چپی با نظام تعرفه‌گذاری واردات مخالفت نکرده‌‌! سیاستی که همیشه و همه‌جا هزینه‌های قشر متوسط و فقیر رو بالاتر برده. همین کافی نیست؟


https://t.me/maktubat/11430
2