Anarchonomy
44.1K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
#فم‌_تریپ
بذارید یک مشت کندذهن بمون بگن وطن‌فروش، مهم اینه که تونستیم موجی راه بندازیم که دولت بیاد بگه این مدفوعی که زیر فرش بود کار گربه منه! خوبه که بدونن شاید نتونیم مانع پروژه‌های نرمالایزسازی بشیم، اما می‌تونیم رسواشون کنیم. اگه توریسم برای کشور لازمه، شفافیت لازم‌تره.

حداقلی‌ترین مزیت شفافیت اینه که یک دریوزه سیاسی دیگه نمی‌تونه درباره «کمک به اقتصاد نحیف کشور» زر بزنه. و اگه زد می‌تونیم بش بگیم یو شات د فاک آپ اکسپلویتد بیچ!
شفافیت جلوی فریب خوردن خوشبین‌هایی که یکم دیرتر از بقیه دوزاری‌شون میفته رو می‌گیره.

یک سلبریتی یوتیوبی ساده که تو کانالش موتور سیکلت‌ها رو بررسی می‌کنه، اگه هوندا یک مدل جدید رو در اختیارش قرار داد، حتما ابتدای ویدئو می‌نویسه که اسپانسر این ویدئو هوندا است! کسی که اسپانسر پروژه‌هاش، متحجرترین دولت مذهبی دنیاست باید برای همه زیرنویس کنه!

هم حق توریست‌های خارجی و هم حق شهروندی ماست که بدونیم اسپانسر یا راه‌انداز مستقیم یا غیرمستقیم یک تور، دولتیه که وقتی زندانی سیاسی فرار کرد به خارج از کشور، خواهرش رو فقط جهت گروگانگیری زندانی می‌کنه و باش تماس می‌گیره و میگه اگه میخوای خواهرت تو زندان حامله نشه، برگرد!

یکی از افسانه‌هایی که به خورد ما دادند و به عنوان یک حقیقت قطعی جا انداختن و ازش استفاده می‌کنند اینه که «هر نوع ورود توریست به ایران مساوی است با درآمدزایی برای مردم ایران». در حالی که لزوما اینطور نیست، نه فقط در ایران، بلکه در خیلی از کشورهای در حال توسعه.

زمانی یک کشور آفریقایی به اروپایی‌ها گلایه کرد که «از توریست‌های شما چیزی نصیب ما نمیشه. با شرکت‌های خودتون تور می‌گیرند، با ایرلاین خودتون میان، در یکی از شعب هتل‌های خودتون اقامت می‌کنند، و از فروشگاه‌های خودتون خرید می‌کنند». این نشون میده که چطور میشه ابتدا تا انتهای یک سفر رو کنترل کرد.

همونطور که یک تانکر نفت مستقیما فرستاده میشه به سوریه و یک سنت از ارزش مادیش وارد اقتصاد ایران نمیشه، میشه توریست رو طوری وارد کشور کرد که درآمد صرفا وارد کانال‌های خاص بشه. بدون اقتصاد آزاد، معادله توریست=درآمد یک مغلطه‌ست. و اقتصاد آزاد نیست تا زمانی که دولت در بیزینس مردم دخالت می‌کنه.

معادل قرار دادن بیزینسی که برای گردانندگانش بیشتر جنبه پروپاگاندا مطرح بوده تا پول، و خود پول هم صرفا وارد «مجرای خودی‌ها» می‌کنه، با توریسمی که مردم عادی با چنگ و دندان و زحمت و اعصاب‌خوردی اداره‌ش می‌کنند، صرفا یک بیشعوری نیست، توهین به مردم هم هست.


https://twitter.com/omid_keshtkar/status/1182652022744649728?s=19
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کلیپ کوتاه رو یه جا نگه دارید، خیلی جاها لازم میشه. جاهایی که میخواید مثال بزنید مجهز بودن به عقل سلیم، نه ربطی به طبقه اجتماعی داره، نه به تحصیلات.
مجری میگه اینهمه مالیات میدیم اما خدمات مجانی چندانی هم دریافت نمی‌کنیم، سناتور رند پال میگه البته شما نمیدید، بیشترش رو دارند پولدارها میدن، ۱ درصد ثروتمندترین‌های آمریکا دارند ۴۰ درصد مجموع مالیات رو میدن! مجری میگه این دروغه، حضار استودیو تأییدش می‌کنند، یعنی اون‌ها هم فکر می‌کنند دروغه، سناتور میگه ولی این آماره می‌تونید برید چک کنید. مجری میگه ولی ترامپ هیچوقت انقدر مالیات نمیده، انگار گزاره‌ آماری که سناتور گفت با ترامپ یا بی‌ترامپ تغییری می‌کنه! اما خب چیزی نداره که بگه، اسم ترامپ یه وسیله‌ست تا بی‌جواب بودنش رو جبران کنه. عملا و علنا واقعیتی کاملا واضح رو انکار می‌کنند. چون فرهنگ امروزی، نوع خاصی از مفت‌خوری و طلبکاری رو بوجود آورده که توسط غشاء ضخیمی از احساسات احاطه شده.
زبان الکن ترامپ یا عقل ناقص زیدآبادی؟

برای اینکه کسی بگه حرف ترامپ که گفت کردها در نورماندی کنار ما نجنگیدند حرف نادرستیه، نباید بگه «حرف شما نادرست است، چون مثل این است که ایران بگوید اویغورها در جنگ هشت ساله ما با عراق در کنار ما نجنگیدند، پس لازم نیست از آن‌ها حمایت کنیم». (تازه حمایت سیاسی کجا، فرستادن سلاح و نیرو کجا؟). بلکه باید بگه آقای رییس‌جمهور، یهودی‌ها هم کنار شما نجنگیدند ولی چطور است که امروز دفاع از اسراییل سیاست لایتغیر دولت‌های کشور شماست؟ و تازه در اون صورت هم دولت ترامپ بی‌جواب نخواهد بود. صهیونیست‌ها، برای جامعه مسیحی غرب، بخشی از خانواده‌ هستند. علاوه بر تمام پیوندهای مذهبی، اشتراکات فرهنگی هم فراوانه (فکر می‌کنند مشکل اسراییل با یهودی‌های اتیوپی، رنگ پوستشونه‌. توجه ندارند که غریبگی فرهنگی عمیقی وجود داره بین اون‌ها و این‌ آفریقایی‌ها). اما جامعه غربی و مخصوصا آمریکایی با کردها چه صنمی داره؟ کجای تاریخ‌شون مشترکه؟ کجا به داد هم رسیدن؟ چه نفعی برای آمریکا دارند؟ نورماندی پیش‌کش، نیروهای کرد ابایی از تخریب کلیسای مسیحیان ارتودکس هم نداشتند!
اما اویغورها دقیقا به جامعه «اسلامی» ایران، مربوطند. هم بخش بزرگی از ایرانیان، در DNA هم‌خانواده اون‌ها هستند، و هم به خاطر مسلمان بودن حمایت ازشون وظیفه شرعی ایرانیان مسلمانه، و هم در چارچوب آرمان‌های انقلاب اسلامی، که زیدآبادی باش خیلی آشناست، حمایت از مستضعفان مسلمان وظیفه ایدیولوژیک حکومته، و هم بواسطه وضعیت ضعفی که ما نسبت به چین داریم و هر اهرم فشاری میتونه موقعیت‌مون رو تقویت کنه، حمایت از این اقلیت باید از اهداف استراتژیک ایران باشه.


https://t.me/ahmadzeidabad/933
2
برادران، خواهران، عزیزان، ریش‌سفیدان، خواهش می‌کنم برگردید. از همین مسیری که آمدید، برگردید. مصیبت بعد ازین کمتر از مصیبت قبل ازین نیست، برگردید. فکر می‌کردیم چون ایمان داریم بلدیم دنیا را هم اداره کنیم، ولی اشتباه فکر می‌کردیم، برگردید. مذهب را داخل هرچیزی ریختیم، و هرچیزی که داشتیم از معنا تهی شد، برگردید. دنیا به خرد چنگ زد و ما به جوشن کبیر توکل کردیم، دنیا بر ما مسلط شد و ما هنوز با جوشن صغیر دل‌خوشیم، برگردید. مثل شتران ترسیده به سمت شکوه تشیع فرار می‌کنیم، ولی نه در عراق عرب و نه در عراق عجم چیزی از تشیع باقی نمانده، برگردید. در همه امور گیج و سرگردانیم، هشتاد کیلومتر پیاده برویم که حس کنیم در صراط مستقیمیم؟ برادر من، نکنید، برگردید. شما که قرار نیست درس بگیرید، ضمانت می‌کنم داستان راه روبرو مثل داستان پشت سرتان است، برگردید. ما دیروز آن‌طرف مرز بودیم، آن‌ها هم نمی‌دانند با گذشته خودشان چه کنند و تکلیف آینده چیست، برگردید. خواهرم، پدرم، ما هرچقدر به سمت حسین می‌رویم او به سمت ما نمی‌آید، برگردید. به خدا کسی آنجا نیست، ناجی‌ها مرده‌اند، برگردید. چهارده قرن دنبال سراب دویدن بس نیست؟ برگردید. برادرم، زیرساخت‌های فهم، فراهم نیست، خواهش می‌کنم برگردید.
عزیزان، ما تاریخ را باختیم، برگردید.


https://t.me/mamlekate/43969
2
Anarchonomy
برادران، خواهران، عزیزان، ریش‌سفیدان، خواهش می‌کنم برگردید. از همین مسیری که آمدید، برگردید. مصیبت بعد ازین کمتر از مصیبت قبل ازین نیست، برگردید. فکر می‌کردیم چون ایمان داریم بلدیم دنیا را هم اداره کنیم، ولی اشتباه فکر می‌کردیم، برگردید. مذهب را داخل هرچیزی…
به گوش بچه مسلمان شهری فقط جوشن کبیر خورده، چون مناسک رو از صداسیما یاد گرفته‌، و از مسجدی که شعبه محلی حکومته. وقتی قاسم سلیمانی صحبت از جوشن صغیر می‌کنه براش تازگی داره، و فکر می‌کنه این همون جوشن اصلیه که خلاصه‌ش کردن. اما این دو هیچ ربطی بهم ندارند. جوشن صغیر، یک دعا نیست، یک شعره با کلمات عربی دشوار، که میتونه نیایش یک مجاهد اسلامی فرضی باشه، که امید داره خدا پوزه دشمنانش رو به خاک بماله! (و در وضعیتی فکاهی خوندنش رو به پیرزن‌های از کارافتاده توصیه می‌کنند، که از کلمات سختش حس کنند دارند معانی عمیقی رو به آسمان میفرستند!). شعری که میشه دکلمه‌ای ازش درآورد و حتی در برادوی اجرا کرد. (به شرطی که به انگلیسی سنگین ترجمه شه که فقط طبقه فرزند در هاروارد ثبت‌نام کننده‌ بفهمند). یک سردار نظامی که راکت‌‌پراکنی و به بازی گرفتن امنیت ایران رو برمبنای رویاهایی که رفقاش شب قبل در خواب دیدند (که خدا داند چه مقدار ازش متأثر از روغن بالای کنسروهای تن ماهیه) برنامه‌ریزی می‌کنه، آدمی که انقدر درگیر مخدرات ایدئولوژیکه که صورتش هم دفرمه شده، آدمی که انقدر دوز مصرفش بالاست که بمب‌افکن‌های روسیه که تر و خشک و کبیر و صغیر رو با هم نابود می‌کنند رو به شکل پرندگان ابابیل می‌بینه که اومدن تا دوباره وعده کان زهوقا رو عملیاتی کنند، باید هم به شعری ۱۲۰۰ ساله دل خوش کنه.
2
تنها صنفی که حاضر نیست دکانش رو قبل از ظهر باز کنه پزشکان هستند! اگه تا قبل از ۴ بعدازظهر نیاز داشتی به یک پزشک مراجعه کنی، عملا با درهای بسته مواجه میشی. حاضرند از ۴ بعدازظهر تا ۱۲ و نیم شب یا هر زمانی که سگ‌ها هم خوابشون ببره ویزیت انجام بدن، اما قبل از ۴؟ هرگز! هیچ‌وقت هم راهنمایی و رانندگی به خاطر فشار ترافیکی که با این سبک و سیاق کاری به ساعات شلوغ عصر به خیابان‌های شهرها وارد می‌کنند، چیزی بشون نمیگه. (البته نیروی انتظامی در خیلی چیزهای دیگه چیزی بشون نمیگه. یک زیرپوش‌فروشی اگه یک هفته کرکره رو پایین بکشه، نیروی انتظامی دخالت می‌کنه‌. اما پزشک میتونه مطبش رو شش ماه ببنده). عجیب نیست این برعکس همه بودن و کسب و کار خفاشی؟ بعضی ازین‌ها صبح‌ها در بیمارستان‌ها مشغولند و نمی‌تونند همزمان در مطب هم باشند. اما فقط بعضی‌هاشون، که زیاد هم نیستند. توجیه بقیه چیه؟
در منطقه‌ای که تراکم ساختمان پزشکان بالاست، تعدادی از مراجعین، متخصص مورد نیاز رو کاملا رندوم و از روی تابلوها انتخاب می‌کنند (خودم تنها پزشکی که از تابلو و کاملا رندوم انتخاب کردم یک فوق متخصص پوست بود، و موجه‌ترین دکتری که در عمرم دیده بودم از آب دراومد). اگه قرار باشه صبح‌ها هم دست به انتخاب بزنند، پزشکانی که در بیمارستان مشغولند از فرصت انتخاب شدن محروم میشن. شاید توافقی نانوشته وجود داره که میگه «اگه صبح‌ها مطب ما باز نیست، مطب شما هم نباید باز باشه».
ازین جماعت قارونی هیچ‌چیز بعید نیست.
1
همون تشکیلات توهم‌زا که میگه ناوهای آمریکا آهن‌پاره هستند، پاتریوت کار نمی‌کنه، اف۳۵ یه اسباب‌بازیه، بنیه صنعتی آمریکا تبلیغات هالیووده، و هرچیزی که فقط اون‌ها میسازند رو میشه تو هر زیرزمینی در ایران ساخت، همزمان القاء می‌کنه که سیستم سیاسی آمریکا چیز جالبی نیست و جاهای دیگه میشه بهترش رو پیدا کرد، از جمله در ام‌القرای اسلام!
به هر حرفی که حباب توهم رو پنچر کنه، حتی جزیی، باید گفت «وقت‌مون تموم شد، خدانگهدار».
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#لبخند_شبانه

حتی وقتی مردها برای نرمش دادن به مشتری خانوم از حوله استفاده می‌کنند تا با بدن نامحرم تماسی ایجاد نشه، این خانوم‌ها هستند که در نهایت کرم می‌ریزند و به فعل گناه تمایل نشون میدن! بعد باز بگید مشکل جامعه، مردان هستند.
دوستان، عزیزان، خواهران، برادران، ریش‌سفیدان، لطفا برگردید.. ببخشید، لطفا اینو انقدر برام نفرستید. این یکی از مغلطه‌های مستهلکه. اون دو تای بالا یافته‌هایی هستند که از قطعیت و آزمون‌پذیری برخوردارند. تکامل هم چیزیه که در گذشته رخ داده. تحلیل گذشته کاملا متفاوته با پیش‌بینی آینده. تنها چیزی که فاقد قطعیته، آزمون‌پذیر نیست، در مورد سیستم‌های کامپلکسه که یعنی ندانسته‌هامون بسیار بیشتر از دانسته‌هامونه، و در مورد پیش‌بینی آینده‌ست، همون چهارمیه. لازم نیست شامه سگ رو داشته باشید تا بفهمید ایدئولوژی رو لای علم جاساز کردن. کافیه همون تستی که تو مهدکودک انجام میدادن و میگفتن بگو تو این چهارتا شکل کدوم‌شون ربطی به سه تای بقیه نداره رو درست زده باشید.
2
Anarchonomy
#لبخند_شبانه حتی وقتی مردها برای نرمش دادن به مشتری خانوم از حوله استفاده می‌کنند تا با بدن نامحرم تماسی ایجاد نشه، این خانوم‌ها هستند که در نهایت کرم می‌ریزند و به فعل گناه تمایل نشون میدن! بعد باز بگید مشکل جامعه، مردان هستند.
مقاومت، جذابیت ایجاد می‌کنه، چون کمیابه. Scarcity یا کمیابی، تقاضا رو بیشتر می‌کنه. تقاضا برای شخصیت مقاوم، بالاست. هرچه تقاضا برای شخصیتی بالاتر میره دست‌نیافتنی و نفوذناپذیرتر به نظر میرسه. اینکه در نزدیکی یک آدم باشند، هرروز باش معاشرت کنند، اما دست‌نیافتنی و نفوذناپذیر باشه، مردم رو آزار میده. تحت فشار قراردادن برای شکستنش فقط این هدف رو داره که نه به او، بلکه برای خودشون ثابت کنند: مقاوم نیست، نفوذناپذیر نیست، کمیاب نیست، از نداشتنش چیزی رو از دست نمیدم، بالاتر از من نایستاده. اینکه مردم به جای اینکه روی بالاکشیدن خودشون تمرکز کنند روی پایین کشیدن دیگرانی که بالاتر ایستادند تمرکز دارند، به ضرر خودشون تموم میشه، ولی این پایین‌کشیدن‌ها برای کسی که بالاتر ایستاده مفیده. چون خوبه که به طور دائم در جریان وزن واقعی مقاومتش قرار بگیره و در وهم و خیال فرو نره.
هرچند از چند دهه پیش بودند دانشمندانی که در مورد تکامل، هم‌نظر نباشند با داروین درباره موضوع «رقابت» در بقا، اما این روزها داره شواهد بیشتری براش پیدا میشه. در توضیحی که داروین میداد، همه در حال جلو زدن از همدیگه هستند، و اون‌هایی برنده میشن که فیت‌تر هستند برای این مسابقه. اما تحقیقات روی باکتری‌ها نشون میده وقتی انواع مختلف‌شون در کنار هم قرار می‌گیرند و با محدودیت منابع از جمله فضا روبرو میشن، با همدیگه رقابت نمی‌کنند، بلکه با هم همکاری می‌کنند، حتی به نوع ضعیف‌تر که اگه تنها بود از بین می‌رفت، فضا و منابع قرض میدن که بتونه خودشو رشد بده و به بقیه برسه!

قبلا کشف شد که حتی کدهای DNA هم بهمدیگه قرض میدن تا اونایی که بلد نیستند با آنتی‌بیوتیک مقابله کنند، ازونایی که بلدند یاد بگیرند!

این حجم از کار تیمی از موجودی که مغز نداره واقعا عجیبه. با اطلاعات جدیدی که داره به دست میاد باید تغییرات رادیکالی در ذهنیت‌مون نسبت به باکتری‌ها ایجاد کنیم. به نظرم اشتباهه که فکر کنیم از هم جدا هستند. بلکه همه‌شون با هم یک جاندار بزرگ و واحده که اعضای بدنشو در تمام بدنه حیات وارد کرده.
ون جدید شرکت نیسان، کاملا با این فرض طراحی شده که ازش به عنوان تخت سیار استفاده کنند. ظاهرا سابقه‌ای در فرهنگ ژاپن داره و تو فیلم‌های قدیمی‌شون هم میشه دید که حتی پشت وانت تختخواب درست می‌کنند!
اگه این فضا رو قرار بود آمریکایی‌ها یا آلمانی‌ها طراحی کنند انقدر پیچیده و الکترونیکی می‌کردن که یا خیلی فانتزی میشد یا خیلی لاکشری. اما ساده‌گرایی ژاپنی‌ها یک احساس خودمانی به ما آسیایی‌ها میده با اینکه ما در غربش هستیم و اون‌ها در شرقش. این طرح ساده و این بالش و این پتو و این طرز چرت زدن، خیلی مثل ماست و خیلی با جنس ما جوره.
تو دنیایی که توش بازنده‌اند، بازی هیچ‌وقت به نفع‌شون نیست. پس باید زمین خاکی دیگه‌ای ساخت که توش هرسال و هرماه و هرهفته برنده باشند.
هیتلر دیوانه نبود، نازی‌ها هم بی‌عقل نبودند. برید شعارهای سیاسی و سخنرانی‌های سوسیالیست‌های آلمان رو مطالعه کنید. این‌ها از لحاظ نرم‌افزاری قابلیت تسخیر حداقل نیمی از جهان رو داشتند. اینکه از لحاظ سخت افزاری در ویل مصیبت افتادند یک بحث دیگه‌ست. مقایسه یک حزب تکنوکرات ترک با اعضایی که یا تاجرند یا کارچاق‌کن بقیه تجار، که هیچ بنیه نرم‌افزاری نداره و حتی در مقیاس محلی نمیتونه یک هژمونی ایدئولوژیک ایجاد کنه، با داستان‌هایی که در اروپا رخ داد، خیلی مسخره‌ست. برای جلب توجه مردم به هر بلبشویی لازم نیست به تاریخ نازیسم و فاشیسم ارجاع بدیم.

منم موافقم که نباید بیکار نشست‌. مثلا سران کرد باید خیلی سریع به دولت بشار اسد مراجعه کنند و با پس گرفتن همه ادعاهای قبلی، ازش بخوان وارد درگیری بشه. آیا حاضرند غرورشون رو بشکنند و این کار رو بکنند؟ استحصال همزمان خر و خرما حتی در زمان صلح ممکن نیست، چه برسه در جنگ.


https://t.me/HemnSeyedi/2900
حداقل در دو دهه گذشته به کرات ثابت شده افراد صرفا به خاطر زیاده‌خواهی رهبران سیاسی وارد جنگ نمیشوند، و گرنه گروه‌های کوچک محلی و خودسر ایجاد نمی‌کردند، و لزوما قدرتمند هم نیستند، و گرنه از گوشت بدن خودشان به عنوان سلاح انتحاری استفاده نمی‌کردند. کسانی که دنبال پیروزی عدالتند، باید تا قیام قیامت منتظر بنشینند. چیزی که برایش به عدد انسان‌های روی زمین تعریف وجود دارد، چیز پیروزشونده‌‌ای نیست.
اگر پشت گلوله‌ای که خطر نابودی را از انسان‌های بی‌دفاع دور می‌کند باطل قرار گرفته، من را هم در تیم باطل در نظر بگیرید.
«تحقیر، دیگری را حذف می‌کند. او یا آن‌ها را به بیرون‌ دیوارهای شهر می‌برد، که در آن نه قانونی حکمفرماست و نه شفقتی. و این‌چنین است که عمل خشونت‌بار بر سر کسانی فرود می‌آید که به بیرون خط مقدم دفاع، بیرون مرز تمدن، و بیرون حیطه ادب، و بیرون از حد نگاه رانده شده بودند. به همین جهت بود که اجداد ما حتی به قیمت جان از آبروی خود محافظت می‌کردند».

میگه داخل «شهر» به معنی محل تمرکز انسانیت، نمیشه به انسان دیگری خشونت تحمیل کرد. راهش اینه که از شهر بندازیمش بیرون، بعد اونجا میتونه طعمه گرگ‌ها شه. و تحقیر شخص همون بیرون انداختنه که تدریجی انجام میشه. مثل نادیده گرفتن اون شخص.

مشکل اینه که «شهر» از خدا تهی شده. معتقدند برای شفقت‌ورزی معطل خدا نیستیم. اما متوجه نیست که برای اینکه هیچ‌کس رو بیرون نکنی، لازمه با همه خویشاوند باشی، و این خداست که میتونه واسطه خویشاوندی باشه. متوجهم که متوجهه که جامعه مدرن یه ایرادی داره. اما دعوت به شفقت بدون تعریف اون واسطه، یک پروژه ابتره.
بی بی سی به نقل از گزارش سازمان بهداشت جهانی تیتر زده مصرف مشروبات الکلی در روسیه ۴۳ درصد کاهش پیدا کرده (بین ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۶). چون دولت قوانین محدودکننده‌ای درباره الکل وضع کرد (از جمله اینکه ۱۱ شب به بعد کسی حق خرید نداره، و تو خیابون کسی حق نوشیدن نداره). اما انتهای مقاله نوشته الگوی مصرف الکل همچنان با سطح درآمدی ارتباط داره، طبقات فقیر و حاشیه‌ای همچنان مصرفشون بالاست.
در واقع اتفاقی که افتاده اینه که طبقات مرفه در راستای غربی‌تر شدنی که در همه شئونات زندگی‌شون جریان داره، مصرف بی‌رویه رو کاهش دادند تا به لایف‌استایل متمدنانه اروپایی نزدیک‌تر بشن. اما طبقات پایین‌تر که براشون مثل آلمانی‌ها شدن اهمیتی نداره، به همون سبک گذشته ادامه میدن.‌ بعبارتی کاهش مصرف معلول یک روند اجتماعیه. به دخالت‌های دولت و قوانین دست و پاگیرش ربطی نداره. اما بی‌بی‌سی و بهداشت جهانی ازین آمارها استفاده می‌کنند تا القاء کنند دولت میتونه مفید باشه برای سلامت انسان‌ها! حتی دولت افسران کاگ‌ب!