Anarchonomy
44.3K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
فایل صوتی این پسره که اذان رو به فارسی و به شکل فکاهی میخونه برام فرستاد و منم با 😁😄😁 جوابش رو دادم

گفت تو هم میخندی بچه مسجدی؟

گفتم دارم به خنده شماها میخندم. به اینکه انقدر دیر یکی یادش افتاد اذان رو فارسی کنه و ازش طنز دربیاره.. باید خیلی خیلی زودتر ازین‌ها این اتفاق میفتاد، اینکه «الان» داریم می‌خندیم، خودش سوژه مستقلیه برای خندیدن. تصور کنید یک ملتی ۱۴۰۰ داره یه سری جملات رو ادا می‌کنه و تازه الان یادش افتاده که معادلشون به زبان خودش چقدر میتونه مضحک باشه. و این حالت مضحک با تلاقی دو اتفاق مستقل از هم تشدید شده: تکون نخوردن عبارات عربی مناسک، که انقدر قدیمی باقی موندن که با بیانشون انگار سوار ماشین زمان شدی و به قرن‌ها پیش برگشتی، و تکون خوردن‌های شدید فارسی در دهه‌های گذشته، که دیگه حتی لفظ «بشتابید» هم برای گوینده‌ش کاربردی نداره.


البته اون آقا حیفش کرد. به جای اذان، اقامه رو داشت ترجمه می‌کرد، چون قدقامت هم داشت توش، اما یک فرصت طلایی برای ترجمه متناسب قدقامت‌الصلاة رو از دست داد، که قاعدتا باید این می‌شد: «نماز شروع شدا گشادا» 😉
3
بله ما هم می‌دونیم اقلیم، همون آب و هوا نیست. ولی هیاهوی رسانه‌ای وقتی به نفع روایت غالبه وانمود می‌کنه که هست، ولی همین کار رو برای ما ممنوع می‌کنه! وقتی یه روز مردادی هوا یکم داغه میگن گرمایش جهانی داره خودشو نشون میده! اما الان که کل مونتانا زیر برف فرو رفته، نه صحبتی هست نه صدایی نه جیک و جوکی.
از یک خصلت طبیعت خوشم میاد: به اونجاش هم نیست که در چه مرحله‌ای از شناختنش هستی.
Anarchonomy
Photo
دم انتخابات ۲۰۱۶ همه می‌دونستند ترامپ چه جور آدمیه. می‌دونستند اداره مالیات رو می‌پیچونه، با پورن‌استارها میپره، با لات و لوت‌های پولدار میچرخه، و کلا یه بساز بفروش ناقلاست. زندگیش بی‌خلاف نبود، اما خلافاش، یا فسادش، چیزی بود که مردم عادی هم مرتکب میشن. شیطنت‌های نیویورکی! شیطنت‌های شهری! ولی دموکرات‌ها گفتند چطور به خودتون اجازه می‌دید به این مرد کثیف رأی بدید؟ دقیقا با همین نگاه، نیمی از مردم آمریکا رو موجوداتی پست جلوه دادند! اما نمی‌دونستند ترامپ یک شخص نیست، یک سونامی اجتماعیه که هرچی که دارند با خودش میبره. امروز خودشون میخوان به جو بایدن رأی بدن. کسی که علنا یک مفسده، و به فساد سیاسی و مالی خودش افتخار هم می‌کنه. اونم نه فساد عوامانه، بلکه فسادی که فقط در طبقه الیت میتونه اتفاق بیفته. ترامپ نمی‌خواست رییس‌جمهور بشه تا اعتبار خودش رو ببره بالا (هرچند برای طرفدارانش رفت بالا)، بلکه میخواست اعتبار بقیه رو تهی کنه. نگاه کنید اعتبار چه کسانی و چه نهادهایی تهی شد.. روزنامه‌ها، مجلات، ستون‌نویس‌ها، تحلیلگران، کارشناسان، اون احمق‌هایی که بشون میگن «ناظران سیاسی»، روشنفکران، تحصیلکردگان و اهالی دانشگاه، تجددگرایان، حتی بعضی محافظه‌کاران، هنرمندان، سلبریتی‌ها، نویسندگان، بعضی نهادهای مثلا مردم‌نهاد، و تقریبا همه اهل سیاست. ترامپ جوری همه‌شون رو تخلیه کرد که انگار هیچ‌وقت پر نبودن. این اتفاقیه که اهمیت داره، بقیه‌ش حواشیه. و تا همین جا به نحو احسن انجام شده.. هر یک روز دیگه‌ای که ترامپ تو کاخ‌سفیده، یه اشانتیون برای ماست. اگه نبود هم نبود، و اگه بود، سپاس خدای را عز و جل.
Anarchonomy pinned «دم انتخابات ۲۰۱۶ همه می‌دونستند ترامپ چه جور آدمیه. می‌دونستند اداره مالیات رو می‌پیچونه، با پورن‌استارها میپره، با لات و لوت‌های پولدار میچرخه، و کلا یه بساز بفروش ناقلاست. زندگیش بی‌خلاف نبود، اما خلافاش، یا فسادش، چیزی بود که مردم عادی هم مرتکب میشن. شیطنت‌های…»
خیلی جالبه که پادشاه لخت مادرزاده، ولی دیگه برای کسی مهم نیست.
ولی‌فقیه میگه زنت هم مال منه، بعد شما میخوای اثر انگشتت رو از چنگش خارج کنی؟ 😏
نه. غیر از چین در جایی رایج نیست. تو آمریکا که شلوار دولت رو می‌کشن پایین اگه بدون دلیل انگشت‌نگاری کنه. آب از سر ما ایرانی‌ها گذشته. اما اخیرا اون‌ها از اثر انگشت عبور کردن دیگه، که خیلی هم مطمئن نبوده هیچوقت. مردم مغرب‌زمین بیشتر نگران DNA شون هستن. چهره که ازون هم در دسترس‌تره.
مخترع سنسورهای دیجیتال می‌گفت ازینهمه پیشرفتی که ایجاد شد خوشحالم، ولی تبعات منفی که داره ایجاد میشه هم گاهی دپسرده‌م می‌کنه، چون هیچ‌کاری نمیشه درباره‌ش کرد.
البته ایشون مهندسه و براش لاینحل بنظر میاد. چون این مسائل راه حل مهندسی ندارند.
Anarchonomy
ولی‌فقیه میگه زنت هم مال منه، بعد شما میخوای اثر انگشتت رو از چنگش خارج کنی؟ 😏 نه. غیر از چین در جایی رایج نیست. تو آمریکا که شلوار دولت رو می‌کشن پایین اگه بدون دلیل انگشت‌نگاری کنه. آب از سر ما ایرانی‌ها گذشته. اما اخیرا اون‌ها از اثر انگشت عبور کردن دیگه،…
سوء برداشت نشه. منظورم این نیست که این انگشت‌نگاری وسیع محل سوء استفاده حکومتی و حتی غیر حکومتی قرار نخواهد گرفت. متأسفانه ما همچنان در قالب رعیتی خودمون هستیم و ارباب هرکاری بکنه مهم‌ترین دغدغه ملت از آب و نان فراتر نمیره‌. اما منظورم اینه که همونطور که سیستم در همه‌چیز فشل و عقب‌مانده‌ست، در اقتدارگرایی و تمامیت‌خواهی هم عقبه! اقتدارگرایان امروز دنیا به تشکیلات کاراتری مجهزند. درسته که آقایان شیعه خیلی مشتاقند به الگوبرداری از قلدرهای پکن، ولی حتی میمون بودن هم نیاز به حداقلی از «کفایت سیستمی» داره که در ایران موجود نیست. بنابراین از تکنولوژی میتونن برای آزاررسانی استفاده کنند، اما توسعه قدرت و تسلطی که همون تکنولوژی برای دولت‌های باکفایت ایجاد کرده رو بدست نمیارن. درست مثل اینترنت، که به اذعان اهل فن فیلترینگی که در اختیار دارند از چیزی که چین در اختیار داره قوی‌تره، اما فضای اینترنت به کلی از دست‌شون خارجه.
حضور ویژه با تأثیرگذاری و جریان‌سازی فرق داره. کل فعالیت این‌ها تدافعیه، حتی اگه با حمله دفاع کنند. از طرفی، برخلاف چین که اراده‌ای سازمان‌یافته وجود داره برای «اداره سیستم»، در اینجا همه مشغول غارتگری‌اند. حتی سرباز سایبری هم دنبال اینه که بودجه رو ببلعه و یه ویلا تو ترکیه بخره. برای همین می‌بینید که بعد از ۹۶ اصلاحطلبان چه گستاخ شدند و علنی علیه توده موضع گرفتند. چون کسی که تعلق خاطر غیرمادی نداره به سیستم، ککش نمیگزه اگه اتفاقاتی بیفته که از جنبه «روابط عمومی نظام» اشتباه مهلک محسوب باشه.
رییس‌جمهور اوکراین وقتی داشتی با تام کروز دست می‌داد بش گفت «خوش تیپی». و تام کروز گفت «خرجمو درمیاره».
(از عبارت it pays the rent استفاده کرد، که معنی لغویش میشه: اجاره خونه رو باش میدم، ولی منظور مخارج زندگیه).

تو فرهنگ «الکی متواضع» ما، وقتی از موهبت‌های فیزیکی که داری صحبت می‌کنند، رسم رفتار درست اینه که مودبانه انکارش کنی! که یعنی نه، من انقدر بم لطف نشده از جانب خدا یا طبیعت، شما دارید درباره‌م اغراق می‌کنید. معلوم نیست علتش چیه (عده‌ای همواره نگران چشم‌خوردن هستند! که باید بررسی بشه چی باعث شد در این فرهنگ انقدر برتری فیزیکی، شکننده در نظر گرفته بشه)، اما هرچی که هست، تا ازش بیرون نیای و بقیه آدم‌‌های دنیا رو نبینی متوجه مسخره بودنش نمیشی.
5
شاید چون هیچ کس در دنیا به اندازه ما درگیر معنویات نشد.‌ معنوی شدن با درگیر معنویات شدن خیلی فرق داره. این درگیری بود که باعث شد ادای معنویت دربیاریم. ادای تواضع به جای تواضع. ادای حیا به جای حیا. ادای زهد، به جای زهد. شاید درگیر معنویات شدیم چون دنیای مادی‌مون همواره کار نمی‌کرد! جاری بودن با کار کردن فرق داره. وسط جنگ هم زندگی جریان داره، ولی کار نمی‌کنه. مثل ماشینی که بنزین مصرف می‌کنه ولی راه نمیره.‌ وقتی تو یه زمین، همواره میبازی، طبیعیه که وارد یه زمین دیگه بشی. محیط مادی ما از ما بازنده میساخت. ما هم رفتیم تو یه زمین دیگه. به جای رقابت در تولید ثروت و ارزش افزوده، سر اینکه کی عارف‌تره رقابت کردیم.. اینجا دیگه می‌شد برنده شد، چون می‌شد ادا درآورد.

این تئوری شخصی منه، نتیجه یک تحقیق علمی نیست. جایی نگید.
6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئو رقص مذهبی این پیرمردها که برای انواع و اقسام محتویات فکاهی استفاده میشه این روزها، خیلی جدی ابزاریه برای بیرون بردنم از زمان و مکان. یکجا نگهش داشتم، و گهگاه بش مراجعه می‌کنم. این حالت دوگانه‌ش پدیده عجیبیه. وقتی باش بخندی، برای لحظاتی از عالم فارغ میشی، و اگه کاملا جدی بش نگاه کنی، باز هم از عالم فارغ میشی.
انسان حقیقتا موجود پیچیده‌ایست.
ایلان ماسک در مراسم رونمایی از موشک جدیدش برای سفر به مریخ گفت زمان زیادی طول می‌کشه تا خورشید انقدر داغ‌تر بشه که زمین غیرقابل سکونت شه، اما مسیر آغاز حیات تا رسیدن به هوش خودآگاه هم خیلی طولانی بوده. اگه این مسیر با ۱۰ درصد تأخیر شروع میشد، شانس بوجود آمدن انسان از دست میرفت! (پس باید یه راه مفری داشته باشیم در مریخ یا هرجایی که این گوهر وجود رو از خطر عدم حفظ کنیم).

تلاش مهندسی که داره به خرج میده واقعا در خور تحسینه. تماشاچی‌ها و متوسط‌ها نمی‌تونند بش ایراد بگیرند. آدم‌هایی که حداکثر برای ۴۸ ساعت آینده‌شون فکر می‌کنند نمی‌تونند به کسی که برای ۴۸هزار سال آینده فکر می‌کنه ایراد بگیرند (هیچ‌کدوم ازین دو عدد اغراق نیست).

ولی در کمال تواضع و احترام دوست دارم بش بگم خانه اول ما کره زمین نیست، بدن ماست‌. و همین بدنه که اولین و مهم‌ترین مانع بقای ماست‌. قبل از مهاجرت از زمین، باید از بدن مهاجرت کرد. اگه این هوش خودآگاه مهم‌ترین چیز دنیاست، نباید معطل یک مکانیزم ارگانیک فوق‌العاده آسیب‌پذیر و موقتی باشه. شما میخوای بدن‌ها رو منتقل کنی.
3
«هرکس قراره پول بده، باید در قدرت سهیم بشه». همین یک جمله امپراطوری بریتانیا رو به زانو درآورد. اگه می‌دونست راه مالیات به کجا ختم می‌شه، انقدر اشتیاق نشون نمی‌داد تا تهش بره.
3
میگن سعد حریری به این دختر ۱۶ میلیون دلار پول داده. هیچ خبری از لبنان معتبر نیست مگر اینکه خودت با چشم ببینی، ولی فرض می‌کنم درست باشه. یعنی «آرزو می‌کنم» درست باشه. فارغ ازینکه درآمد طرف حلال بوده یا نبوده، اینکه انقدر پول بریزی پای یک دختر چون ازش خوشت میاد، یک کار قشنگ و دوست‌داشتنیه. فکر می‌کنند خاورمیانه مریضه چون سیاستمدارانش پول مفت میریزن پای عشق با زنان! ولی کاش اینطور بود. اما خاورمیانه مریضه، چون اگه سعد حریری این ۱۶ میلیون رو خرج گروه‌های اسلامگرای تروریست می‌کرد، انقدر در کانون توجه قرار نمی‌گرفت!
برخلاف ام‌القرای اسلام، در مملکتی که شما هستید ۱۲۰ دلار ۱۲۰ برگه کاغذ همینطوری چاپ‌شده نیست، معادل مقدار واقعی از کاره که منابعی بابتش مصرف شده. در هر زمینه‌ای اگه دو گزینه باشه و یکی ارزونتر ازون یکی باشه و شما گرانتر رو انتخاب کنی، معنیش اینه که منابع رو هدر دادی، چون می‌تونست صرف چیز دیگه‌ای بشه. مگر اینکه مزیت خاصی در اون گرونتره وجود داشته باشه. مشکل اینه که مثل وعده‌های سرخرمن مذهبی، به شما میگن برق خورشیدی این مزیت رو داره که صدسال بعد دمای اقیانوس به جای ۳ درجه ، ۲ درجه گرمتر میشه! مثل اینه که یه زمین رو بت گرونتر بفروشن و بگن گرونتر میدم چون نود سال دیگه اینجا سیل نمیاد! به قول ترامپ این بدترین نوع معامله در بین بدترین معامله‌هاست!
تقوای مذهبی رو با تقوای سبز جایگزین، و شرع مقدس رو بر همه جاری کردند. هر که نپذیرد، حد می‌خورد!
4
عراقی‌ها، یا اگه دوست ندارید تعمیم بدم، اون بخشی از از عراقی‌ها که اهل ریختن به خیابون هستند، به حضور نظامی آمریکا در کشورشون انقدر اعتراض نکردند و شلوغ‌بازی در نیاوردند که الان دارند به حضور نیروهای سپاه در عراق اعتراض می‌کنند. و این باید آیتی باشد برای آنانکه می‌اندیشند. فعلا که کسی در ایران وقت خودش رو با اندیشیدن تلف نمی‌کنه. چه کاریه بشینی فکر کنی وقتی میشه تمام دنیا رو از پشت یک مشت موهومات ایدئولوژیک نگاه کرد؟
2
هرچند نسبت به سی سال پیش که حتی رفسنجانی هم قداست داشت تعداد ایرانیانی که خلاصه موضع‌شان «ننگ بر این آخوندها» است رشد تصاعدی داشته، اما اگر در یک موقعیت ایده‌آل ولی نه‌چندان دور این حرفِ تمام ۹۰ میلیون ایرانی هم شود، این ننگ از کشور پاک نخواهد شد. به هیولا هرچقدر بگویی پلید، خجالت‌زده نمی‌شود.
تکرار مداوم این واقعیت تلخ و تلخیِ واقعی که «زنان خوش‌صدای ما از خواندن محروم شدند» و متوقف ماندن در این افسوس، نه تنها بی‌فایده، که حتی خطرناک است. برخورداری از مولفه‌هایِ قدرتِ حداقلی، تضمین‌کننده تحمیل اراده به حاکمیت نیست، اما شرط لازم آن است. کسی که هیچ دارایی ندارد، چیزی برای پس گرفتن نخواهد داشت. مهارت، یکی از دارایی‌هاست که قدرت می‌سازد. زن مستعدی که اجازه ابراز وجود پیدا نکرده، لزوما از پس استبداد برنمی‌آید، هرچند که کمیت می‌تواند تعیین‌کننده باشد؛ تعداد زیادی زن مستعد که قدرت تجمیعی بیشتری دارند، شانس‌ بیشتری هم خواهند داشت برای پس زدن حرف زوری که از بالا آمده. اما زنی که به تاریکی یأس خیره شده و خودش را نپرورانده، همان حداقل شانس را هم نخواهد داشت، چون چیزی نداشته که از بروز نیافتنش شکایت کند. آنچه که مستبد می‌خواهد دقیقا همین است که کسی که می‌تواند خواننده شود، نشود! بنابراین دختری که در خود استعدادی سراغ دارد، علاوه بر مسئولیت فردی برای بالفعل‌سازی آن و تبدیل شدن به نسخه بهتری از خود، مسئولیت اجتماعی و سیاسی هم دارد برای کسب دارایی و متعاقبا کسب مولفه‌های حداقلی قدرت‌، تا کثرت و کیفیت مطالباتش بالا رود.‌ زنی که به خاطر ممنوعیت‌ها و افق رو به قهقرا، پیگیری استعدادش در هر زمینه‌ای را رها می‌کند، مرتکب خیانت به کشور است. همینقدر جدی و همینقدر واقعی.


https://t.me/mamlekate/43888
2
زورآزمایی ملت-دولت در آمریکا که به صورت تاریخی محدودسازی دولت و قدرتمندسازی شهروند جزء آرمان‌های ملیش بوده، امروز در مسئله حق حمل اسلحه خلاصه شده‌. و این خلاصه‌شدگی اصلا خبر خوبی نیست، هم برای خود آمریکایی‌های آزادی‌خواه و هم برای مردم جهان که به حق، آمریکا رو صحنه زنده چالش‌های «به‌روز» بشری و خط مقدم جبهه آزادی می‌دونند و پیگیرش هستند. با اینکه باید اسلحه رو سفت چسبید و تا آخرین نفس از قانون اساسی که به شهروند این حق رو میده که شبه‌نظامی باشه، دفاع کرد، اما زمین بازی در زمینه زیاده‌خواهی‌های دولت تغییر کرده. با اینکه دولت باید همواره از شهروند مسلح بترسه، اما شرایط زندگی به شکلی تغییر پیدا کرده که دولت اساسا نیازی به درگیری فیزیکی با شهروند نداره، چه مسلح باشه چه نباشه. امروز دولت میتونه به صورت قانونی یا غیرقانونی، بوسیله اینترنت و شبکه‌های ارتباطی، با تعرض به حریم خصوصی و البته تعرض به «حق مالکیت» اطلاعات شخصی، کل زندگی خصوصی و پابلیک شهروند رو زیر نظر بگیره، و از هر نوع فعلی که انجام میده بر علیه‌ش استفاده کنه، و در کنارش آزادی بیان رو با افسار زدن به شبکه‌های اجتماعی و شرکت‌های فن‌آوری محدود کنه، و در کنارش دستگاه پروپاگاندای خودش رو هم دقیق‌تر و کاراتر بکنه. امروز دولت‌ها میتونند دستور سه عمل کلیدی رو درباره کاربر فیسبوک به این شرکت تحمیل کنند:

- ببین داره چه می‌کنه و به ما بگو
- اینارو از تایم‌لاینش حذف کن
- اینارو بیشتر نشونش بده

و این تازه جدا از اهداف ایدئولوژیکیه که خود صاحبان فیسبوک دنبالش هستند.

در این مهلکه، قاعدتا شهروند باید مسلح باشه، و حداقل در حوزه رصد، مهم‌ترین سلاح، رمزنگاریه. و در حالی که به همت بیشمار مهندس توسعه‌دهنده نرم‌افزار که حاضرند مجانی کار کنند تا این سلاح، مدرن باقی بمونه، اکثریت قاطع شهروندان اهمیتی بش نمیدن. شهروندی که صدها گلوله که فیل رو از پا میندازه در انباری خانه‌ش دپو کرده برای روز مبادا برای جنگیدن با دولت، اما تمام اطلاعات زندگیش و حتی اینکه چه نقطه ضعف‌هایی داره، لخت و عیان در اختیار دولت و بروکرات‌های دولتیه. تناقضی ترحم‌برانگیز که نشان از حرکت خزنده افعی «دولت» داره. هیولایی که از در نمی‌تونست وارد شه، از دودکش وارد شد، و همه مست مزیت‌های تکنولوژی، متوجه ورودش نشدند، و هنوز هم نیستند.
در این تفکر سخیف، لازم است به زن هشدار داده شود که فلان جا، فلان‌طور است! این هشدار را به پسران هفده ساله‌ای که به آنجا می‌روند نمی‌دهد، چون شنوندگی ادبیات عامیانه و خیابانی را هم مانند گویندگی‌اش، فقط در طبیعت جنس مذکر می‌بیند!
جامانده‌هایی از ایرانِ ۷۰۰ سال پیش، که نپسندیدن خیابان‌دیدن زن را، فضل مردانه می‌پنداشتند.